تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

موضوع: کاتبان وحی

  1. #1

    کاتبان وحی




    Click for larger version
    کاتبان وحی 


    پیامبر اسلام به ظاهر خواندن و نوشتن نمی‏دانست،و در میان قوم خود به‏داشتن سواد معروف نبود.زیرا هرگز ندیده بودند چیزی بخواند یا بنویسد،بنابر این‏او را«امی‏»می‏خواندند.قرآن هم او را با همین وصف یاد کرده است: الذین یتبعون‏الرسول النبی الامی... ، .. .فامنوا بالله و رسوله النبی الامی... (1).

    امی منسوب به ام(مادر)است و کسی را گویند که هم چون روزی که از مادر زاده شده است فاقد سوادباشد.معنای دیگری نیز گفته‏اند:منسوب به ام القری(شهر مکه)،یعنی کسی که درمکه زاده شده است.در قرآن در موارد دیگر نیز مشتقات این واژه آمده است: هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم... (2) شاید مقصود منسوبین به شهر مکه باشد، ولی‏احتمال نخست مشهورتر است و با آیه‏های دیگر قرآن بیش‏تر سازش دارد: «و منهم‏امیون لا یعلمون الکتاب الا امانی...» (3) ،در این آیه جمله «لا یعلمون الکتاب‏» ظاهرا تفسیر «امیون‏»است و نیز از مقابله آنان(عرب)با اهل کتاب که اهل سواد بودند،به دست می‏آید(به جهت تناسب در عطف)که مقصود،فاقد کتابت و سواد است و حدیث منقول از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمود: «انا امه امیة لا نکتب و لا نحسب (4).ما مردمی هستیم فاقد سواد کتابت و نگارش حساب‏»معنای نداشتن سواد را تایید می‏ کند.

    آن چه با معجزه بودن قرآن تناسب دارد،صرفا نخواندن و ننوشتن است نه‏نتوانستن خواندن و نوشتن. و ما کنت تتلو من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذن لارتاب المبطلون (5) ،تو هیچ کتابی را پیش از این نمی‏خواندی و با دست‏خود چیزی نمی‏نوشتی،و گرنه باطل اندیشان قطعا به شک می‏افتادند»مبادا کسانی که در صدد تکذیب و ابطال سخنان تو هستند شک و تردید کنند.این آیه دلیلی است‏بر این که پیامبر چیزی نمی‏خواند و نمی‏نوشت،ولی دلالت ندارد که نمی‏توانست‏بنویسد وبخواند و همین اندازه برای ساکت کردن معارضین کافی است،زیرا پیامبر را هرگز باسواد نمی‏پنداشتند،بنابر این راه اعتراض را بر خود بسته می‏ دیدند.

    شیخ ابو جعفر طوسی در تفسیر آیه می‏گوید:«مفسرین گفته‏اند نوشتن‏نمی‏دانست،ولی آیه چنین دلالتی ندارد.صرفا گویای این جهت است که‏نمی‏نوشته و نمی‏خوانده است و چه بسا کسانی نمی‏نویسند ولی قادر بر نوشتن‏هستند و در ظاهر وانمود می‏شود که فاقد سوادند و کتابت نمی‏دانند.پس مفاد آیه‏چنین است:پیامبر به نوشتن و خواندن دست نزده بود و او را عادت بر نوشتن‏نبود» (6).

    علامه طباطبایی فرموده است:«ظاهر التعبیر نفی العادة و هو الانسب بالنسبة الی‏سیاق الحجة (7) ،ظاهر عبارت نفی عادت-بر نوشتن و خواندن-است و این در جهت‏استدلال مناسب‏تر است‏».

    به علاوه داشتن سواد کمال است و بی‏سوادی نقص و عیب و چون تمامی‏کمالات پیامبر از راه عنایت‏خاص الهی بوده و هرگز نزد کسی و استادی تعلم نیافته(علم لدنی)پس نمی‏شود ساحت قدس پیامبر از این کمال تهی باشد.عدم تظاهر به‏سواد،برای اتمام حجت و بستن راه اعتراض و تشکیک بوده است،به همین دلیل‏پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به کاتبانی نیاز داشت تا در شؤون مختلف از جمله وحی برای اوکتابت کنند،لذا چه در مکه و چه در مدینه زبده‏ترین با سوادان را برای کتابت‏انتخاب فرمود.اولین کسی که در مکه عهده‏دار کتابت مخصوصا کتابت وحی شد،علی بن ابی طالب علیه السلام بود و تا آخرین روز حیات پیامبر به این کار ادامه داد.پیامبر صلی الله علیه و آله‏نیز اصرار فراوان داشت تا علی،آن چه را نازل می‏شود،نوشته و ثبت نماید تا چیزی‏از قرآن و وحی آسمانی از علی دور نماند.

  2. #2

    کاتبان وحی




    سلیم بن قیس هلالی،که یکی از تابعین بود،می‏گوید:نزد علی علیه السلام در مسجد کوفه‏بودم و مردم گرد او را گرفته بودند،فرمود: «پرسش‏های خود را تا در میان شما هستم‏از من دریغ ندارید.درباره کتاب خدا از من بپرسید،به خدا قسم آیه‏ای نازل نشدمگر آن که پیامبر گرامی آن را بر من می‏خواند و تفسیر و تاویل آن را به من‏می‏آموخت‏».عبد الله بن عمرو یشکری معروف به ابن الکواء،یکی ازپرسش کنندگان صحابه علی علیه السلام و بسیار دانا و دانش‏مند بود،از وی پرسید:آن چه‏نازل می‏گردید و شما حضور نداشتید، چگونه است؟علی علیه السلام فرمود:«هنگامی که‏به حضور پیامبر می‏رسیدم،می‏فرمود:یا علی در غیبت تو آیه‏هایی نازل شد،آن گاه‏آن‏ها را بر من می‏خواند و تاویل آن‏ها را به من تعلیم می‏فرمود» (8).

    اولین کسی که در مدینه عهده ‏دار کتابت وحی گردید،ابی بن کعب انصاری بود.

    او قبلا در زمان جاهلیت نوشتن را می‏دانست.محمد بن سعد گوید:«کتابت در میان‏ عرب کمتر وجود داشت و ابی بن کعب از جمله کسانی بود که در آن دوره کتابت رافرا گرفته بود» (9).

    ابن عبد البر می‏گوید:«ابی ابن کعب نخستین کسی است که در مدینه ‏عهده‏ دار کتابت‏ برای پیامبر صلی الله علیه و آله شد و او اولین کسی بود که در پایان نامه ‏ها نوشت:
    کتبه فلان...» (10.ابی بن کعب کسی است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرآن را به طور کامل بر وی‏ عرضه کرد.او از جمله کسانی است که در عرضه اخیر قرآن حضور داشت، بدین‏ جهت در دوران یک سان کردن مصاحف در عهد عثمان سرپرستی گروه به او واگذارشده بود.و هرگاه در مواردی اختلاف پیش می‏آمد،با نظر ابی،مشکل حل‏ می ‏گردید (11).

    زید بن ثابت در مدینه در همسایگی پیامبر صلی الله علیه و آله خانه داشت.او نوشتن‏می‏دانست.در ابتدای امر هر گاه پیامبر صلی الله علیه و آله نیاز به نوشتن داشت و ابی بن کعب حاضرنبود،به دنبال زید می‏فرستاد تا برای او کتابت کند.رفته رفته کتابت او هم رسمیت‏یافت و حتی با دستور پیامبر صلی الله علیه و آله زبان و نوشتن عبرانی را نیز فرا گرفت تا نامه‏های‏عبری را برای پیامبر صلی الله علیه و آله بخواند،ترجمه کند و پاسخ بنویسد.زید بن ثابت‏بیش ازدیگر اصحاب،ملازم پیامبر صلی الله علیه و آله برای نوشتن بود و بیش‏تر نامه نگاری می‏کرد (12).

    بنابر این عمده‏ترین کاتبان وحی،علی بن ابی طالب،ابی بن کعب و زید بن ثابت‏بودند و دیگر کاتبان وحی،در مرتبه دوم قرار داشتند.

    ابن اثیر گوید:«یکی از ملتزمین حضور در امر کتابت،عبد الله بن ارقم زهری بود.

    او عهده ‏دار نامه‏ های پیامبر صلی الله علیه و آله بود،ولی عهده‏دار معاهده‏ها و صلح نامه‏های‏پیامبر صلی الله علیه و آله،علی بن ابی طالب بود».او می‏گوید:«از جمله کاتبان،که احیانا برای‏پیامبر صلی الله علیه و آله کتابت می‏کردند،خلفای ثلاثه،زید بن عوام،خالد و ابان دو فرزندسعید بن العاص،حنظله اسیدی،علاء بن حضرمی،خالد بن ولید،عبد الله بن رواحه،محمد بن مسلمه،عبد الله بن ابی سلول،مغیرة بن شعبه،عمرو بن العاص،معاویة بن ابی سفیان،جهم یا جهیم بن صلت،معیقب بن ابی فاطمه وشرحبیل بن حسنه بودند».

    او می ‏افزاید:«نخستین کس که از قریش برای پیامبر کتابت نمود عبد الله بن سعدبن ابی سرح بود،سپس مرتد شد و به سوی مکه باز گشت و آیه «و من اظلم ممن‏افتری علی الله کذبا او قال اوحی الی و لم یوح الیه شی‏ء...» (13) در شان او نازل گردید» (14).

    ظاهرا این افراد از جمله کسانی بودند که در میان عرب آن روز با سواد بودند ونوشتن و خواندن می‏دانستند و در مواقع ضرورت گاه و بی‏گاه حضرت برای نوشتن‏از آنان استفاده می‏کرد،ولی کاتبان رسمی سه نفر فوق و ابن ارقم بودند.

    ابن ابی الحدید گوید:«محققان و سیره نویسان نوشته‏اند که کاتبان وحی،علی علیه السلام و زید بن ثابت و زید بن ارقم بودند و حنظله بن ربیع تمیمی و معاویه،نامه‏های‏پیامبر صلی الله علیه و آله را به سران،نوشته‏های مورد نیاز مردم و هم چنین لیست اموال و صدقات را می‏نوشتند» (15).ابو عبد الله زنجانی تا بیش از چهل تن را جزء کاتبان وحی شمرده‏است (16) که ظاهرا هنگام ضرورت از وجود آنان استفاده می‏شده است.

    بلاذری در خاتمه کتاب فتوح البلدان از واقدی آورده است:«هنگام ظهور اسلام،در میان قریش،هفده نفر نوشتن را می‏دانستند: علی بن ابی طالب،عمر بن الخطاب،عثمان بن عفان،ابو عبیدة بن جراح،طلحة بن عبید الله،یزید بن ابی سفیان،ابوحذیفة بن عتبة بن ربیعه،حاطب بن عمرو(برادر سهیل بن عمرو عامری)،ابوسلمة بن عبد الاسد مخزومی،ابان بن سعید بن العاص بن امیه، برادرش خالد بن سعید،عبد الله بن سعد بن ابی سرح،حویطب بن عبد العزی،ابو سفیان بن حرب،معاویة بن ابی سفیان و جهیم بن صلت و از وابستگان قریش:علاء بن حضرمی.

    از زنانی که در صدر اسلام نوشتن را می‏دانستند می‏توان از ام کلثوم بنت عقبه،کریمه بنت مقداد و شفاء بنت عبد الله نام برد.شفاء به دستور پیامبر به حفصه‏نوشتن آموخت و بعد از آن حفصه در زمره نویسندگان قرار گرفت.عایشه و ام سلمه‏از زنانی بودند که فقط خواندن می‏دانستند.

    در مدینه سعد بن عباده،منذر بن عمرو،ابی بن کعب،زید بن ثابت،که نوشتن‏عربی و عبری را می‏دانست،رافع بن مالک،اسید بن حضیر،معن بن عدی،بشیر بن سعد،سعد بن ربیع،اوس بن خولی و عبد الله بن ابی نوشتن می‏دانستند» (17).

  3. #3

    کاتبان وحی




    شیوه کتابت در عهد رسالت‏ بدین گونه بود که بر هر چه یافت می‏شد و امکان‏ نوشتن روی آن وجود داشت،می‏ نوشتند،مانند:

    1- عسب:جمع عسیب،جریده نخل،چوب وسط شاخه‏های درخت‏خرما که‏برگهای آن را جدا می‏ساختند و در قسمت پهن آن می‏ نوشتند.

    2- لخاف:جمع لخفه،سنگ‏های نازک و سفید.

    3- رقاع:جمع رقعه،تکه‏های پوست‏یا ورق(برگ)یا کاغذ.

    4- ادم:جمع ادیم،پوست آماده شده برای نوشتن.

    پس از نوشته شدن،آیات نزد پیامبر و در خانه ایشان ضبط و نگهداری می‏شد.

    گاهی برخی از صحابه می‏خواستند سوره یا سوره‏هایی داشته باشند،آن‏ها رااستنساخ کرده و بر روی تکه‏های برگ یا کاغذ می‏نوشتند و نزد خود نگه می‏داشتندو معمولا در محفظه‏های پارچه‏ای به دیوار می‏آویختند (18).

    آیه‏ها به گونه‏ای منظم و مرتب،در هر سوره ثبت می‏گردید و هر سوره با نزول‏بسم الله آغاز یافته و با نزول بسم الله جدید ختم آن سوره اعلام می‏شد و سوره‏ها بااین رویه هر یک جدا و مستقل از یک دیگر ثبت و ضبط می‏شد.در عهد رسالت‏هیچ گونه نظم و ترتیبی بین سوره‏ها صورت نگرفت.

    علامه طباطبایی می‏فرماید:«قرآن به صورت امروزی در عهد رسالت ترتیب داده‏نشده بود،جز سوره‏های پراکنده بدون ترتیب و آیه‏هایی که در دست این و آن بود ودر میان مردم به طور متفرق وجود داشت‏» (19).

  4. #4

    پي نوشت ها:




    1- اعراف 7:157 و 158.
    2- جمعه 62:2.
    3- بقره 2:78.
    4- تفسیر کبیر رازی،ج 15،ص 23.
    5- عنکبوت 29:48.
    6- ابو جعفر(شیخ طوسی)،التبیان،ج 8،ص 193.
    7- المیزان:ج 16،ص 145.
    8- سلیم بن قیس هلالی،السقیفه،ص 214-213.
    9- طبقات ابن سعد،ج 3،قسمت 2،ص 59.
    10- ر.ک:الاصابة،ج 1،ص 19.ابن عبد البر قرطبی،الاستیعاب فی معرفة الاصحاب در حاشیه الاصابه،ج 1،ص 51-50.
    11- ر.ک:التمهید،ج 1،ص 348-340.مصاحف سجستانی،ص 30.
    12- ر.ک:ابن اثیر،اسد الغابة فی معرفة الصحابه،ج 1،ص 50.الاستیعاب در حاشیه الاصابه،ج 1،ص 50 ومصاحف سجستانی،ص 3. طبقات ابن سعد،ج 2،قسمت 2،ص 115.
    13- انعام 6:93.
    14- ر.ک:اسد الغابة،ج 1،ص 50.
    15- ابن ابی الحدید،شرح نهج البلاغه،ج 1،ص 338.
    16- زنجانی،ابو عبد الله،تاریخ القرآن،ص 21-20.
    17- ر.ک:ابو الحسن بلاذری،فتوح البلدان،ص 460-457.
    18- ر.ک:التمهید،ج 1 ص 288.تلخیص التمهید،ج 1 ص 133.
    19- المیزان،ج 3،ص 79-78.

    منبع: علوم قرآنی ، محمد هادی معرفت

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •