تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    ◇◈ سيماى محمد (ص) در تورات و انجيل




    منبع: مجله مشكوة، شماره 22

    نويسنده: غلامرضا دشتى رحمت آبادى


    الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجيل. (اعراف/157) .


    ايمان و اعتقاد به پيامبران سلف يكى از اركان اعتقادى اسلام است كه در آيات مكررى از قرآن مجيد به آن اشاره شده است و تأكيد شده كه مسلمانان بايد به تمام پيامبران خدا ايمان آورده و ميان آنان تفاوتى قائل نباشند:

    «قولوا آمنا بالله و ما انزل الينا و ما انزل الى ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و ما اوتى موسى و عيسى و ما اوتى النبيون من ربهم لانفرق بين احد
    منهم و نحن له مسلمون» (1) بگوييد، ما به خدا ايمان آورده‏ايم و به آنچه به ما نازل شده و به آنچه بر ابراهيم، اسماعيل، اسحاق، يعقوب و اسباط نازل شده و به آنچه به موسى و عيسى و پيامبران ديگر از طرف پروردگار داده شده است و ما هيچ فرقى ميان آنها نمى ‏گذاريم و در برابر فرمان خدا تسليم هستيم.



    بنابراين، پيامبران يك رشته واحدى را تشكيل مى‏دهند كه با همه اختلافات فرعى و شاخه ‏اى، حامل يك پيام و وابسته به يك مكتب بوده‏ اند. پيامبران پيشين مبشر پيامبران پسين بوده و پسينيان مؤيد و مصدق پيشينيان بوده‏ اند.

    قرآن مجيد تصريح مى‏كند كه خداوند متعال با پيمانى كه از همه انبياى عظام گرفته، آنها را مكلف كرده است كه وقتى پيامبرى آمد كه حقيقت آنها را تصديق و كتابهايشان را به گواهى درست شهادت داد، به او ايمان آورده و آن حضرت را يارى كنند:


    «و اذ اخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب و حكمة ثم جائكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به و لتنصرنه» (2) هنگامى كه خداوند پيمان مؤكد از پيامبران گرفت كه هرگاه كتاب و حكمت به شما دادم سپس پيامبرى به سوى شما آمد كه آنچه را با شماست تصديق مى‏كند، به او ايمان بياوريد و او را يارى كنيد.


    اميرالمؤمنين (ع) در اولين خطبه نهج البلاغه پس از اشاره به خلقت عالم و آدم چنين مى ‏فرمايد :

    «پس خداوند پيغمبرانش را در ميان مردم برانگيخت و ايشان را با فواصل معينى پى در پى فرستاده تا از آنان عهد و پيمان خداوند را كه عمل بر وفق پيمان و فطرتشان بود بخواهند و نعمت فراموش شده خداوند را كه توحيد فطريشان است به يادشان آورند و از راه تبليغ با برهان و حجت با ايشان گفتگو كنند. و خداى تعالى بندگان را از پيغمبر فرستاده شده، كتاب نازل شده، برهان قاطع و راه استوار محروم نكرده است...»
    پيامبرانى بودند از پيش كه نام پيغمبر آينده به آنان گفته شده و يا از بعد كه پيغمبر قبلى او را معرفى كرده است. (3)


    البته زمينه ظهور پيامبران از زمانهاى دور دست (از ازل) پيش‏بينى شده كه يك سلسله حوادث تاريخى در طول زندگى انسانها موجب ظهور آنان در مقاطع مختلف زمان گرديده است. به همين لحاظ است كه در منابع اسلامى اشاراتى هست كه خلقت پيامبر عظيم الشأن اسلام منحصر به زمان تولد ظاهرى آن حضرت نبوده بلكه وجود مقدسش سابقه در علم خداوندى دارد:
    «كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين» (4) من پيغمبر بودم در حالى كه حضرت آدم (ع) بين آب و گل بود.


    ادامه دارد:


       
    .1 بقره/ .135

    .2 آل عمران/ .77
    .3 چنان كه قرآن مجيد در سوره «صف» آيه 6 ضمن تأييد توراة حضرت موسى (ع) توسط عيساى مسيح (ع) مبعوث شدن حضرت محمد (ص) را نيز به امت خود بشارت داده مى‏گويد: «و اذ قال عيسى بن مريم يا بنى اسرائيل انى رسول الله اليكم مصدقا لما بين يدى من التوراة و مبشرا برسول يأتى من بعدى اسمه احمد...»
    .4 بحار الانوار، ج 16، باب 12، ص 402، دار الكتب الاسلامية، چاپ جديد، آخوندى، تهران .


    ویرایش توسط 88060855 : 1390/07/25 در ساعت 07:13 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    درباره بشارات مربوط به انبيا بايد دانست كه نامهايى كه پيامبران به آن خوانده شده‏ اند كلا اسامى خاص نبوده بلكه آنان را گاهى به نام و گاهى به صفت توصيف كرده‏ اند، چنان كه قرآن كريم به هر دو شكل معرفى، درباره حضرت محمد(ص) از نظر توراة و انجيل اشاره كرده است:
    «الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التوراة و الانجيل ...»
    (5) آنان كه پيروى مى‏كنند از پيامبر نبى امى كه نام و بشارت او را نزد خود در توراة و انجيل مى‏يابند.


    ظاهر آيه شريفه دلالت دارد بر اينكه صفات رسول، نبى و امى براى حضرت محمد(ص) در آن كتابها مكتوب و مدون است. و نيز قرآن گويد:
    «و اذ قال عيسى بن مريم يا بنى اسرائيل انى رسول الله اليكم مصدقا لما بين يدى من التوراة و مبشرا برسول يأتى من بعدى اسمه احمد» (6) .
    هنگامى كه عيسى بن مريم به بنى اسرائيل گفت كه من همانا رسول خدا به سوى شما هستم و حقانيت كتاب توراة را كه در مقابل من است تصديق مى‏كنم و نيز شما را مژده مى‏دهم كه بعد از من رسول ديگرى مى‏آيد كه نامش احمد است.


    محمد (ص) در تورات

    قبلا بايد دانست كه هيچ يك از كتابهاى مذهبى اديان گذشته به شكل اصلى خود باقى نمانده و آن پاكى و خلوصى را كه در زمان ظهور نبى داشته‏ اند حفظ نشده است.

    در قرون وسطى عده‏ اى از دانشمندان غربى توراة را زير ذره بين انتقاد قرار داده، معارضات و تناقضات تاريخى آن را استخراج كردند. در قرن هفدهم ميلادى فيلسوف يهودى هلندى به نام «اسپينوزا» قلم نقد به دست گرفته و در كتاب خود موسوم به «مذهب و سياست» تناقضات و اختلافات كتاب مقدس را بيان كرد و دانشمندانى را كه معتقدند اين تناقضات ظاهرى است به باد ريشخند گرفت. (7)

    فليسين شاله مى‏نويسد: بين انجيل هاى جامع و انجيل «يوحنا» اختلاف روش و اسلوب و گاهى ضد و نقيض وجود دارد. در انجيلهاى جامع، دوره تبليغ مسيح يك سال است، ولى در انجيل «يوحنا» سه سال مى‏ باشد. در انجيلهاى جامع كارهاى مسيح مخصوصا در «جليله» ايالت قديمى فلسطين گسترش مى ‏يابد در صورتى كه در انجيل «يوحنا» در «يهوديه» انجام مى‏ پذيرد... در انجيل «متى» عيسى (ع) آمده تا اديان را تكميل كند (9) در صورتى كه در انجيل «مرقس» گويد:
    «تصور نكنيد كه من براى پيوند آمده ‏ام بلكه براى تفرقه آمده ‏ام» (10) . به هر حال، با همه اشتباهات و تناقض‏ گويي هايى كه در ميان كتابهاى دينى سابق وجود دارد، نبايد همه آنها را مردود و مخدوش دانست. در ميان آنها دستوراتى صحيح و نكات و مطالبى پاك كه نشانى از اصل باشد بسيار است، از جمله آنها بشاراتى است نسبت به پيامبر بزرگ اسلام كه با همه تلاش هايى كه روحانيون كرده ‏اند كه در آن تغييراتى بوجود آورند، اصل مطلب از بين نرفته است. در توراة آمده است كه خداوند به ابراهيم گفت:
    «از ولايت خود و از مولد خويش و از خانه پدر خود به سوى زمينى كه بتو نشان دهم بيرون شو و از تو امتى عظيم پيدا كنم و تو را بركت دهم و نام تو را بزرگ سازم و تو بركت خواهى بود و بركت دهم به آنانى كه تو را مبارك خوانند و لعنت كنم به آنكه تو را ملعون خواند و از تو جميع قبايل جهان بركت خواهند گرفت.»(11)


       
    .5 اعراف/ .157
    .6 صف/ .6
    .7 فليسين شاله، تاريخ كوچك اديان بزرگ، ترجمه دكتر محبى، ديماه 46، تهران، ص .273
    .8 امروز دانشمندان، اناجيل: متى، مرقس و لوقا را تحت عنوان اناجيل، جامع به هم ملحق كرده و نشان مى‏دهند كه اين سه انجيل روابط بسيار نزديك با يكديگر دارند و در مقابل آنها انجيل «يوحنا» قرار دارد. (تاريخ اديان، دكتر محبى، ص 406) .
    .9 انجيل متى، باب پنجم، آيه .18
    .10 فليسين شاله، تاريخ كوچك اديان بزرگ، دكتر محبى، دى ماه 46، ص .407
    .11 سفر پيدايش، باب .12




    ادامه دارد:
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/02/30 در ساعت 02:31 بعد از ظهر

  4. صلوات و تشکر : 2


  5. #3
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    در جاى ديگر توراة مى‏ خوانيم: «و بعد از جدا شدن لوط از وى خداوند به ابرام گفت: اكنون تو چشمان خود را برافزا و از مكانى كه در آن هستى به سوى شمال و جنوب و مشرق و مغرب بنگر، زيرا تمام اين زمين را كه مى‏ بينى به تو و ذريه تو تا به ابد خواهم بخشيد و ذريه تو را مانند غبار زمين گردانم، چنان كه اگر كسى غبار زمين را تواند شمرد ذريه تو نيز شمرده شود.» (12) و نيز توراة پس از بيان كشتن حضرت ابراهيم (ع) جانوران و مرغان را جهت حصول اطمينان مى‏ گويد: «در آنروز خداوند با ابرام عهد بست و گفت: اين زمين را (كنعان يا فلسطين) از نهر مصر تا نهر عظيم يعنى نهر فرات به نسل تو بخشيده ‏ام» (13) حاج بابا قزوينى (14) يكى از دانشمندان بزرگ يهود يزد در مورد مطالب ياد شده گويد:
    گرچه علماى بنى اسرائيل همه اين وعده‏ ها را درباره حضرت اسحاق و يعقوب و ذريه او درست مى‏ دانند ولى با اندك تأمل در متون فوق الذكر سستى آن ظاهر مى‏ شود: اول آن كه بنى اسرائيل هميشه طايفه محصورى بوده ‏اند نه به طايفه ديگر آميخته مى ‏شدند و نه كسى را به خود راه مى‏ دادند، و در زمان موسى عليه السلام و بعد از موسى چند دفعه به شماره درآمدند، چنان كه در وقت خروج از مصر و ورود به «تيه» و خروج از «تيه» ايشان را شمردند و عدد ايشان در توراة و غيره در كتب مسطور است.

    دوم آنكه، وعده فرموده كه تمام آن زمين را به ذريه تو خواهم داد. و هرگز بنى‏ اسرائيل كل آن زمين را در تصرف نداشتند... و نيز هرگز به حوالى نهر فرات عبور نكردند تا چه رسد كه بر آنجا مسلط شوند.

    سيم آنكه، توراة بعد از بيان جريان ازدواج «هاجر» با حضرت ابراهيم (ع) كه با پيشنهاد «ساره» انجام گرفت، نقل مى‏ كند: كه هاجر از پيش او گريخته به بيابانى رفت و در سر چشمه‏ آبى فرشته‏ اى بر او نازل شده و گفت: از كجا مى‏ آيى و به كجا مى‏ روى؟ هاجر جواب داد: كه از خاتون خود گريخته‏ ام. فرشته او را امر به بازگشتن نزد خاتون خود كرد. سپس توراة چنين ادامه مى‏ دهد:
    «و فرشته به وى گفت: ذريه تو را بسيار افزون گردانم به حدى كه از كثرت به شماره نيايند و فرشته خداوند وى را گفت: اينك حامله هستى و پسرى خواهى زاييد و او را اسماعيل نام خواهى نهاد، زيرا خداوند تظلم تو را شنيده است» (15) . حاج بابا قزوينى پس از بيان مطالب ياد شده از توراة مى‏ گويد: «و بر هر هوشمند مطلع مخفى نخواهد بود كه وعده فرمودن خدا به هاجر كه "نسل ترا بسيار خواهم كرد به حيثيتى كه شمرده نشود» اشاره است به اين كه همان بشارت كه به حضرت ابراهيم داده شده و موجب سرور آن حضرت شده در شأن همان فرزندى بوده كه در رحم هاجر است تا موجب خوشنودى كامل براى هاجر تواند گرديد. (16)




       
    12و .13 سفر پيدايش، بابهاى 13 و 15، دار السلطنة لندن، 1895 ـ م. .14 حاج بابا قزوينى يزدى، دانشمندى بزرگ از دانشمندان يهود يزد، در اواخر سده دوازده هجرى بشمار مى‏ رفته كه در اثر بحث و كنجكاوى بسيار در اديان مختلفه و ارشادات پدر بزرگوارش محمد اسماعيل جديد الاسلام كه او نيز از بزرگان و دانشمندان يهود آن سامان بوده است، به شرف اسلام مشرف و در راه اثبات حقانيت اين دين آسمانى با يهوديان به مباحثه و جدل مى‏ پرداخت.

    .15 سفر پيدايش، باب 16 ـ دار السلطنة لندن، 1895 ـ م.
    .16 محضر الشهود فى رد اليهود، كتابخانه وزيرى يزد، چاپ نجف اشرف، ص .20




    ادامه دارد:

  6. صلوات و تشکر


  7. #4
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    به هر حال، توراة با بيان روشنى پرده از چهره وعده خداوند به ابراهيم خليل برداشته و با بشارت به ظهور پيغمبرى از برادران بنى‏ اسرائيل، به علامات و امتيازاتش اشاره كرده است:

    در سفر تثنيه آمده است: «بنى را براى ايشان از ميان برادران ايشان مثل تو مبعوث خواهم كرد و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت. و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت. و هر كسى كه سخنان مرا كه او به اسم من گويد نشنود من از او مطالبه خواهم كرد.» (17) در اين متن، بر خلاف آنچه برخى از علماى اسرائيلى پنداشته‏ اند، مورد بشارت پيغمبر بنى اسرائيل نيست تا يهوديان وى را با حضرت يوشع و مسيحيان با حضرت مسيح تطبيق دهند، بلكه عبارت: «از ميان برادران ايشان» با صراحت، بشارت به آمدن حضرت محمد(ص) مى‏ دهد كه پيغمبرى است از برادران بنى‏ اسرائيل، كه جهت هدايت انسانها برانگيخته شده است. زيرا بنى‏ اسرائيل كه فرزندان يعقوب هستند از نسل اسحاق مى‏ باشند و برادران ايشان مى‏ باشند كه حضرت محمد(ص) از نسل اوست. و همچنين عبارت: «كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت» اشاره به اين است كه بر آن نبى كتابى نازل شده و در عين حال وى امى و درس ناخوانده خواهد بود. نه مى‏ توانست بخواند و نه بنويسد، و در ميان فرزندان اسماعيل غير از حضرت محمد(ص) كسى بر نخاسته كه داراى چنين صفتى باشد.

    قرآن مجيد در اين زمينه خطاب به حضرت رسول گويد: «و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطه بيمينك اذا لارتاب المبطلون» (18) تو هرگز قبل از اين، كتابى نمى‏ خواندى و با دست خود چيزى نمى ‏نوشتى مبادا كسانى كه در صدد ابطال سخنان تو هستند شك و ترديد كنند. يعنى نظر به اينكه تو نه مسلط برخواندن بودى و نه نوشتن و مردم سالهاست كه تو را به اين صفت مى‏ شناسند، ديگر جاى ترديدى براى آنان نيست كه اين قرآن كتاب خداست و مبطلان هم كه همواره مى‏ خواهند حق را باطل معرفى كنند بهانه ‏اى نخواهند داشت.

       

    .17 سفر تثنيه، باب 18، دار السلطنه لندن، 1895 ـ م.
    .18 عنكبوت/ .47




    ادامه دارد:
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/02/30 در ساعت 02:30 بعد از ظهر

  8. صلوات و تشکر


  9. #5
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    با توجه به آنچه گفته شد، رسول بشارت داده شده در توراة، از فرزندان حضرت اسماعيل بوده كه با گذشت زمان محرز شد كه نام مباركش حضرت محمد(ص) پيامبر خاتم مى‏ باشد، به همين دليل بعضى از علما و دانشمندان يهود زمان آن حضرت كه براى آنان مسلم شده بود كه او همان كسى است كه توراة به آمدنش خبر داده است، مسلمان شدند و عده ‏اى هم كفر ورزيدند كه در اينجا به عنوان نمونه به جمعى از آنان اشاره مى‏ شود:


    1 ـ عبدالله بن سلام، وى از علما و دانشمندان يهود بود كه پس از هجرت رسول اکرم(ص) اسلام آورد و به سال 43 ه ـ در مدينه درگذشت. عبدالله كه شرح صفات پيامبر اسلام را در كتب پيشين مطالعه كرده بود چنان مشخصات آن حضرت براى او زنده و روشن ترسيم شده بود كه مى‏ گفت : «من پيغمبر اسلام را از فرزندم بهتر مى‏شناسم» .

    قرآن مجيد نيز به اين مطلب اشاره كرده مى‏ گويد: «الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم يعلمون» (19) يعنى، آنهايى كه كتاب آسمانى را به آنان داده‏ ايم او را (پيغمبر را) همچون فرزندان خود مى‏ شناسند (اگرچه) جمعى از آنان با اينكه مى‏ دانند حق را كتمان مى‏ كنند.


    2 ـ مخيريق، از جمله كسانى كه در زمان رسول اکرم (ص) مسلمان شد «مخيريق» دانشمند ثروتمند و متمول يهودى بود كه با همه شناختى كه از رسول خدا داشت، به علت سلطه عرق مذهبى همچنان تا روز «احد» كه همزمان با روز «شنبه» بود باقى‏ ماند. در آن روز خطاب به يهوديان كرده گفت: اى يهوديان! شما مى‏ دانيد كه يارى بر شما واجب است. آنان در جواب گفتند: امروز روز «شنبه» است. اما او در جواب گفت: شنبه‏ اى نيست. سپس با سلاح خود نزد رسول الله در «احد» آمد. و به وارث خود وصيت كرد كه اگر كشته شود اموالش متعلق به حضرت محمد (ص) باشد تا در راه خدا صرف كند. پس وارد معركه شد تا شهيد گرديد. وقتى خبر به حضرت حضرت محمد(ص) رسيد فرمودند: «مخيريق» بهترين يهودى بود. حضرت اموالش را در اختيار گرفت كه بيشتر صدقات آن حضرت در مدينه از آن اموال (20) بود.


       

    .19 بقره/ .146
    .20 محمود بن الشريف، الاديان فى القرآن، دار المعارف بمصر، قاهره، ص .298



    ادامه دارد:
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/02/30 در ساعت 02:27 بعد از ظهر

  10. صلوات و تشکر


  11. #6
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    3ـ عبد الله بن صوريا

    نقل شده است كه روزى رسول خدا وارد «بيت المدارس» كه محل تدريس توراة بود، شده و به يهوديان فرمود: دانشمندترين فرد خود را نزد من بياوريد. پس «عبدالله بن صوريا» را معرفى كردند، حضرت وى را به دينش و به آنچه از نعمتهاى خداوند اعم از من و سلوى كه بر آنان ارزانى داشته است سوگند داده فرمودند: آيا تو مى‏دانى كه من رسول خدايم؟ عرض كرد: آرى و شناخت اين قوم نيز در حد شناخت من نسبت به تو است. و صفات و مشخصات تو در توراة بيان شده است، ولى اينان بر تو حسد ورزيدند. حضرت فرمودند: مانع ايمان تو چيست؟ جواب داد: مايل نيستم بر خلاف قوم عمل كنم ولى اميدوارم اين قوم از تو تبعيت كرده مسلمان شوند و من نيز مسلمان خواهم شد.


    4ـ حى بن اخطب

    ميرخواند مى‏ نويسد: حى بن اخطب از قبيله بنى النظير بود كه پس از ملاقات با رسول خدا وقتى اقربا و برادران از حال پيغمبر (ص) سؤال كردند گفت: محمد آن است كه وصف او را در توراة مى‏ يابيم و علما و احبار ما به قدوم او بشارت داده ‏اند و ليكن با او هميشه در مقام عداوت خواهيم بود، زيرا نبوت از فرزندان اسحق به اولاد اسماعيل منتقل گرديد.

    صفية بن حى نيز در اين رابطه گويد: وقتى رسول خدا وارد مدينه شده و در «قبا» نزول اجلال فرمودند، پدرم «حى بن اخطب» و عمويم «ابوياسر بن اخطب» صبحگاهان نزد حضرتش آمده تا غروب آفتاب مراجعت نكردند. وقتى بازگشتند هر دو خسته و كسل به نظر مى ‏آمدند ولى شنيدم كه عمويم ابوياسر به پدرم مى‏گويد. آيا او همان كسى است كه توراة بشارت به آمدنش را داده است؟ پدرم جواب داد: آرى به خدا قسم. دوباره پرسيد: آيا تو او را مى‏ شناسى؟ پدرم گفت : بلى. پرسيد: عقيده‏ ات درباره او چيست؟ پاسخ داد: دشمنى او.


    ادامه دارد:

    ویرایش توسط 88060855 : 1390/08/11 در ساعت 05:48 بعد از ظهر

  12. صلوات و تشکر


  13. #7
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    5ـ جارود بن العلا

    جارود از دانشمندان نصارى بود كه با قومش حضور حضرت رسول آمده به او خطاب كرد و گفت: من به حقيقت نزد تو آمده تا با صدق و صفا با تو سخن گويم. قسم به كسى كه به حق تو را به نبوت مبعوث كرده صفات تو را در انجيل يافته‏ ام. تحيت و تهنيت براى تو و سپاس براى كسانى كه تو را گرامى مى‏ دارند. پس من گواهى مى‏ دهم: «لا اله الا الله و انك محمد رسول الله» (24)

    6 ـ بحيرا نصرانى

    مطابق روايات اسلامى در آن هنگام كه پيغمبر اسلام در سن 9 يا 12 سالگى با عموى خود ابوطالب به سفر شام مى‏ رفت قافله ايشان در «بصرى» منزل گزيد، «بحيرا» كه در دير آنجا سكونت داشت از روى علائم كتاب آسمانى، پيغمبر را شناخت و او را سوگند داد كه هرچه پرسد به راستى جواب گويد. محمد (ص) پاسخ راهب را گفت. پس از آن، راهب در باره وى به عمويش ابوطالب سفارش كرد و گفت كه او پيغمبر موعود است و بايد وى را از يهوديان محفوظ نگه دارد، و خود او به پيغمبر ايمان آورده بود اما در زمان بعثت در گذشته بود . (25) به هر حال، اسلام آوردن عده‏ اى از دانشمندان يهود ونصارى مانند: «كعب الاحبار» (26) و ديگران و همچنين كتمان نمودن بعضى ديگر كه به نمونه‏ هايى از آنها اشاره شد، گواه بر اين است كه در كتابهاى آنان بشارت به آمدن حضرت محمد (ص) داده شده كه جمعى به او ايمان آورده و بعضى ديگر وى را انكار كردند.



       

    .24 همان مأخذ، ص .311
    .25 غلامحسين مصاحب، دائرة المعارف فارسى، ذيل كلمه «بحيرا» ، ج اول، لغتنامه دهخدا، ذيل كلمه «بحيرا» .
    .26 دايرة المعارف مصاحب مى‏ نويسد: ابواسحاق كعب بن ماتع 32 يا 34 ه ـ يكى از يهوديان «يمن» بود كه در خلافت ابوبكر يا عمر خطاب اسلام آورد و منبع بسيارى از اطلاعات مسلمين در باب داستانهاى بنى اسرائيل بشمار مى ‏رود. هنگامى كه به مدينه آمد كتاب و سنت را از صحابه آموخت و ايشان نيز اخبار اقوام پيشين را از وى آموختند. عنوان او را به صورت «كعب الحبر» نيز ضبط كرده‏ اند. و «حبر» كه جمع آن «احبار» است كلمه‏ اى است عبرى كه به معنى روحانى يهودى مى‏ باشد.





    ادامه دارد:

  14. صلوات و تشکر


  15. #8
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    بشارت ديگر از توراة

    در باب 33 از «سفر تثنيه» آمده است كه موسى قبل از وفاتش به بنى‏ اسرائيل گفت: «يهوه» از «سينا» آمد و از «سعير» برايشان طلوع كرد و از جبل «فاران» (27) درخشان شد و با كرورهاى مقدسين آمد. و از دست راست او براى ايشان شريعت آتشين پديد آمد . بدرستى كه قوم خود را دوست مى‏ دارد.

    در عبارات فوق آمدن «يهوه» از «سينا» اشاره به نزول وحى الهى بر حضرت موسى (ع) در «طور سينا» است. بنابراين، ظهور و تجلى «يهوه» از «سعير» و درخشندگى او از «فاران» نيز اشاره به تجلى و درخشندگى حق به انوار وحى و علوم غيبى، بر پيغمبران عظيم القدر همچون عيساى مسيح (ع) و حضرت محمد(ص) در اين دو مكان مى‏ باشد. شهرستانى مى‏ گويد: و چون اسرار الهى و انوار ربانى در وحى و تنزيل و مناجات و تأويل بر سه مرتبه: مبدأ، وسط و كمال است و «آمدن» مشابه به «مبدأ» و «ظهور» مشابه به «وسط» و «آشكار شدن» مشابه به «كمال» است، توراة از طلوع صبح شريعت و تنزيل به آمدن به «طور سينا» و از طلوع آفتاب به ظاهر شدن به «سعير» و از رسيدن به درجه كمال به آشكار شدن بر «فاران» تعبير كرده است. (28)

    ابن حزم مى‏ نويسد: «سينا» بدون ترديد محل بعثت موسى (ع) و «سعير» جايگاه بعثت عيسى (ع) و «فاران» محل بعثت محمد (ص) يعنى مكه معظمه مى‏ باشد (29) . زيرا «فاران» كلمه‏ اى است عبرى و به معنى «مكه» است كه به اتفاق همه مورخان حضرت ابراهيم (ع) فرزندش اسماعيل (ع) را در آنجا سكنى داد. بنابراين مكه محل تولد و نيز محل بعثت حضرت محمد (ص) است كه خداوند آن حضرت را براى هدايت همه امتها فرستاده است. توراة كه موطن حضرت اسماعيل و مادرش «هاجر» را پس از هجرت، بيابان «فاران» معرفى كرده خطاب به هاجر گويد: برخيز و پسر را برداشته او را به دست خود بگير، زيرا كه از او امتى عظيم به وجود خواهم آورد و خداوند چشمان او را باز كرد تا چاه آبى ديد. پس رفته مشك را از آب پر كرد و پسر را نوشانيد و خدا با آن پسر مى‏ بود و او نمو كرده ساكن صحرا شد و در تيراندازى بزرگ گرديد و در صحراى «فاران» ساكن شد (30) . مقصود از چاه آب كه بدان اشاره شده چاه «زمزم» است كه پس از عطش و التهاب شديد حضرت اسماعيل و والده ماجده‏اش هاجر، به عنايت حق در نزديكى خانه خدا نمودار شد و يكى از بزرگترين موجبات عمران و آبادى آن مكان و توجه نفوس به آن سرزمين گرديد. و بيابان «فاران» كه محل سكونت اين دو بزرگوار معرفى شده، بيابان مكه معظمه است كه كوه «حرا» يعنى مطلع نورمحمدى در آنجا واقع است. قرآن مجيد نيز در مورد هجرت اسماعيل و هاجر به مكه مكرمه از قول حضرت ابراهيم (ع) گويد: ربنا انى اسكنت من ذريتى بواد غير ذى زرع عند بيتك المحرم . ربنا ليقيموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم و ارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون . (31) پروردگارا برخى از فرزندان و خاندان خويش را در صحرايى غير قابل كشت نزد خانه حرمت يافته تو سكونت دادم. پروردگارا! تا نماز بپا دارند پس دلهاى مردمى از بندگانت را چنان كن كه هواى آنان كنند و از ميوه‏ها نصيبشان فرماى تا تو را سپاس گويند.

       

    .27 فاران شامل كوههاى سه‏ گانه: ابوقبيس، قيعقان و حرا است كه به نام جبال بنى‏هاشم موسومند و مكه معظمه در ميان آنها قرار گرفته است. قاموس كتاب مقدس مى‏ نويسد: فاران دشتى است وسيع و مرتفع كه به صحراى اطراف خود سرازير شود و داراى بعضى از كوههاى آهكى است... هاجر هنگامى كه از نزد ابراهيم رانده شد در اين دشت ساكن گرديد... فاران يكى از اسماء مكه است كه در توراة مذكور است و گويند نام يكى از كوههاى مكه است.

    .28 محمد بن عبدالكريم شهرستانى، الملل و النحل، ج 2، ص 18، عربى، قاهره.
    .29 ابن حزم اندلسى، الفصل فى الملل و الاهواء و النحل، ج اول، ص 88، قاهره، مصر.
    .30 سفر پيدايش، باب 21، دار السلطنه لندن، 1895 ـ م.
    .31 ابراهيم/ .37



    ادامه دارد:
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/02/30 در ساعت 02:32 بعد از ظهر

  16. صلوات و تشکر


  17. #9
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    بايد دانست، آنچه از توراة درباره امكنه مقدسه: سينا، سعير و فاران بيان شد مطابق با قرآن كريم است كه مى‏ گويد: «و التين و الزيتون و طور سينين و هذا البلد الامين» (32) . زيرا خداوند در اين آيه به اماكن مباركه بزرگى قسم ياد كرده كه به خاطر سكناى انبيا در آنها خير و بركت وجود دارد. زيرا «تين و زيتون» اشاره به محل روييدن آنها است كه محل تولد حضرت عيسى (ع) يعنى «سعير» و همچنين محل سكناى آن حضرت مى‏ باشد. و «طور سينين» همان كوهى است كه خداوند در آنجا با موسى سخن گفته است. و «بلد امين» مكه مكرمه است كه محل تولد و جايگاه بعثت حضرت محمد(ص) مى ‏باشد. (33) حضرت علی(ع) نيز در ارتباط با نزول وحى الهى بر موسى، عيسى (ع) و محمد (ص) در سينا، سعير و فاران در حلقه هزاران مقدسين و كروبين گويد: «و بمجدك الذى ظهر على طور سيناء فكلمت به عبدك و رسولك موسى بن عمران و بطلعتك فى ساعير و ظهورك فى جبل فاران بربوات المقدسين و جنود الملائكة الصافين و خشوع الملائكة المسبحين» (34) . پروردگارا! به جلال و بزرگوارى تو كه در كوه سينا آشكار شد و با بنده و فرستاده خود موسى بن عمران سخن گفتى و به حق جلوه ‏ات در كوه «ساعير» و ظهورت در كوه فاران و گروه كثيرى از مقدسان و سپاه منظم فرشتگان و خشوع كروبيان ثنا خوان...

       
    .32 تين/3 ـ .1
    .33 محمد فى التوراة و الانجيل و القرآن، ابراهيم خليل، احمد، ص 30 مكتبة الوعى العربى .
    .34 دعاى سمات.




    ادامه دارد:
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/02/30 در ساعت 02:33 بعد از ظهر

  18. صلوات و تشکر


  19. #10
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    محمد (ص) در انجيل

    بر حسب نقل اناجيل، حضرت عيسى (ع) بعد از خود از شخصى خبر مى‏ دهد كه شرعش ابدى و حكومتش براى هميشه باقى خواهد بود. «انجيل يوحنا» حضرت محمد (ص) را بيان كننده عموم راههاى هدايت معرفى كرده و مى‏ گويد: «و بسيار چيزهاى ديگر نيز دارم به شما بگويم ليكن اكنون طاقت تحمل آنها را نداريد ولى چون او، يعنى روح راستى آيد، شما را به جميع راستى هدايت خواهد كرد، زيرا كه از خود تكلم نمى‏ كند بلكه به آنچه شنيده است سخن خواهد گفت و از امور آينده به شما خبر خواهد داد.» (35) اگر اين عبارات را با بشارت «توراة» كه مى‏ گويد: «و كلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمايم به ايشان خواهد گفت» (36) جمع كنيم خواهيم يافت كه اين صفات با پيغمبرى قابل تطبيق است كه قرآن درباره‏ اش گفته است: «و ما ينطق عن الهوى. ان هو الا وحى يوحى. علمه شديد القوى» (37) . يعنى، محمد (ص) از پيش خود سخن نمى‏ گويد، بلكه آنچه مى‏ گويد از جانب خداوند است كه به او وحى شده و به او آموخته است. خداى شديد القوى. در جاى ديگر حضرت عيسى (ع) مقرر كرده است كه قرار خداوند يعنى، نبوت و كتاب از ذريه اسحاق به ذريه چه كسى منتقل خواهد شد؟ عيسى (ع) به ايشان گفت: «مگر در كتب هرگز نخوانده‏ ايد اينكه سنگى را كه معمارانش رد كردند همان سر زاويه شده است؟ اين از جانب خداوند آمد و در نظر ما عجيب است. از اين جهت شما را مى‏ گويم كه ملكوت خدا از شما گرفته شده، به امتى كه ميوه‏ اش بياورند عطا خواهد شد.» (38)

       

    .35 انجيل يوحنا، باب .16
    .36 سفر تثنيه، باب .18
    .37 نجم/5 ـ .3
    .38 انجيل متى، باب 21 ـ دار السلطنة لندن، 1895 ـ م.



    ادامه دارد:

  20. صلوات و تشکر : 2


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/12/16, 07:09 بعد از ظهر
  2. ✾✿❀ توجه!!.....توجه!!
    توسط هندیانی در تالار کلاس تدبر در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/05/21, 07:56 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/04/29, 09:53 بعد از ظهر
  4. ✿ سيماى حضرت محمد (ص) در تورات و انجيل
    توسط 88060855 در تالار پيامبر اعظم (ص)
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 1390/08/18, 04:27 بعد از ظهر
  5. تقسيمات محتوايى قرآن کریم
    توسط شریف در تالار تقسیم بندی های قرآن
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/07/12, 05:37 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •