تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    ◇◈ منظور قرآن از تورات و انجيل كدام است؟




    كتاب: ترجمه الميزان، ج 3، ص 309

    نويسنده: علامه طباطبايى


    اما بايد ديد كه منظور از تورات چيست و قرآن كريم از اين اسم چه كتابى را در نظر دارد؟ آن كتابى كه در ميقات در الواحى كه قرآن كريم در سوره اعراف داستانش را آورده و به موسى نازل كرد؟ و يا اين اسفارى كه فعلا در دست يهود است، (به قول بعضى‏ها به مطاعن انبيا شبيه ‏تر است تا به كتاب آسمانى"مترجم": قطعا منظور قرآن كريم از كلمه تورات اين اسفار نيست، براى اينكه خود يهوديان هم اعتراف دارند بر اينكه سند اين اسفار به زمان موسى ( ع )منتهى نمى‏ شود و سلسله سند در فترت و فاصله بين بخت نصر (يكى از پادشاهان بابل) و كورش (يكى از ملوك فارس) قطع شده، چيزى كه هست قرآن كريم تمامى مطالب تورات موجود در عصر رسول خدا (ص)كه ما نمى‏ دانيم تا اين عصر چه مقدار ديگرش تحريف شده را رد ننموده و آن را بطور كلى مخالف تورات اصلى ندانسته، هر چند كه به دلالت خود قرآن كريم از تحريف هم به دور نمانده، چون دلالت آيات قرآن بر اينكه تورات بازيچه دست تحريف شده، روشن است .

    ادامه دارد:
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/25 در ساعت 10:09 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    از قرآن كريم چنين فهميده مى‏شود كه انجيل (كه به معناى بشارت است) يك كتاب بوده و بر عيسى بن مريم (ع )نازل شده و وحيى بوده مختص به آن جناب، چون فرموده:

    "و انزل التورية و الانجيل من قبل هدى للناس" (1) ، و نفرموده اناجيل اربعه، پس اين انجيل‏ هاى چهارگانه: "متى"، "مرقس"، "لوقا" و"يوحنا "كتابهائى هستندكه بعد از جناب عيسی (ع) تاليف شده ‏اند.

    و نيز آيات قرآن دلالت دارد بر اينكه احكام دينى هر چه هست در تورات بوده و انجيل تنها بعضى از احكام ناسخ را آورده، يكى از آن آيات، آيه: 50 از آيات مورد بحث است كه مى ‏فرمايد : "مصدقا لما بين يدى من التورية، و لا حل لكم بعض الذى حرم عليكم" (2) .

    و نيز آيه زير است كه مى ‏فرمايد:
    "و آتيناه الانجيل فيه هدى و نور، و مصدقا لما بين يديه من التورية، و هدى و موعظة للمتقين، و ليحكم اهل الانجيل بما انزل الله فيه" (3) ، و بعيد نيست كه از اين آيه استفاده شود كه در انجيل غير احكام ناسخ يعنى احكامى كه احكام تورات را نفى مى‏كند، احكام اثباتى هم بوده باشد.


    و باز آيات قرآنى دلالت دارد بر اينكه انجيل مشتمل بوده بر بشارت از آمدن خاتم الانبياء (ص) همچنان كه تورات نيز مشتمل بر آن بوده، چون قرآن كريم مى‏ فرمايد: "الذين يتبعون الرسول النبى الامى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الانجيل"(4) .

    "و رسولا الى بنى اسرائيل"
    ظاهر اين عبارت اين است كه عيسى (ع) تنها مبعوث بر بنى اسرائيل بوده است همچنانكه از آيات راجع به حضرت موسى (ع) هم بر مى‏ آيد كه آن جناب نيز تنها مبعوث بر بنى اسرائيل بوده و از سوى ديگر در بحثى كه در ذيل آيه: "كان الناس امة واحدة فبعث الله النبيين" (5) داشتيم، اثبات كرديم كه عيسى هم مانند موسى از انبياى اولوا العزم بوده كه بر تمامى اهل دنيا مبعوث شده ‏اند.



       
    1)"سوره آل عمران، آيه 4".
    2) من آمده ‏ام تا احكام كتاب آسمانى قبل از خودم يعنى تورات را تصديق نموده و نيز بعضى از چيزهائى را كه در تورات بر شما حرام شده، حلال كنم."سوره آل عمران آيه 50".
    3) ما به او انجيل داديم كه در آن هدايت و نور است، در حالى كه كتاب آسمانى قبل از خودش يعنى تورات را تصديق دارد و هدايت و موعظت است براى مردم پرهيزكار، به او انجيل داديم تا چنين و چنان شود و تا وى در بين اهل انجيل حكم كند بدانچه خدا در انجيل نازل كرده ."سوره مائده، آيه 47".
    4) "كسانى كه پيروى مى‏ كنند رسول درس نخوانده‏اى را، كه نامش را در كتاب آسمانى خود تورات و انجيل مى‏ خوانند و مى ‏يابند"."سوره اعراف، آيه 157".
    5) مردم يك گروه بودند خدا رسولان را فرستاد."سوره بقره، آيه 213".



    ادامه دارد:
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/07/27 در ساعت 07:14 قبل از ظهر

  4. صلوات و تشکر


  5. #3
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    و ليكن اين اشكال و ناسازگارى، به بيانى كه ما در ذيل آن آيه داشتيم حل مى ‏شود، در آنجا گفتيم فرق است ميان"رسول"و"نبى"، نبوت منصب بعثت و تبليغ است و رسالت سفارت خاصه ‏اى است كه دنبالش ضامن اجرائى هست و آن عبارت است از قضاى الهى و داورى خدائى بين مردم يا به بقا و نعمت و يا به هلاكت و زوال نعمت، همچنان كه آيه زير آن را افاده نموده و مى‏ فرمايد: "و لكل امة رسول فاذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط" (6) .

    و به عبارتى ديگر نبى انسانى است كه از طرف خداى تعالى مبعوث مى‏ شود براى اينكه احكام دين را براى مردم بيان كند و اما رسول عبارت است از انسانى كه مبعوث مى‏ شود براى اداى بيانى خاص كه دنبالش يا هلاكت است اگر آن را رد كنند و يا بقا و سعادت است اگر آن را قبول كنند، همچنانكه اين معنا از گفتگوئى كه قرآن كريم از رسولانى چون نوح و هود و صالح و شعيب و ديگر رسولان با قوم خود حكايت نمود كاملا به دست مى‏آيد.

    و وقتى مطلب از اين قرار باشد لازم نيست كه رسالت يك رسول به سوى قومى معين بعثت به سوى همان قوم باشد و لا غير، بلكه ممكن است رسالتش به سوى قومى خاص باشد، ولى بعثت و نبوتش به سوى تمامى بشر باشد، همچنانكه در موسى و عيسى ع چنين بود.
    و شواهدى كه از قرآن كريم بر اين معنا وجود دارد يكى دو تا نيست، از آن جمله در مورد رسالت موسى به سوى فرعون مى‏ فرمايد: "اذهب الى فرعون انه طغى" (7) و در عين حال مى‏ بينيم ساحران فرعون به موسى ايمان آوردند و گفتند: "آمنا برب هرون و موسى" (8) و بطورى كه از ظواهر آيات بر مى‏ آيد ايمانشان هم قبول شده، با اينكه از بنى اسرائيل نبودند و در باره دعوت قوم فرعون با اينكه از بنى اسرائيل نبودند فرموده: "و لقد فتنا قبلهم قوم فرعون، و جاءهم رسول كريم" (9) .



       
    6) براى هر امتى رسولى است همين كه رسولشان آمد در بينشان به قسط حكم مى‏شود."سوره يونس، آيه 47".
    7) به جانب فرعون روانه شو كه وى در كفر، سخت طغيان كرده است."سوره طه، آيه 24".
    8) ما بخداى موسى و هارون ايمان آورديم."سوره طه، آيه 70".
    9) ما قبل از اينان قوم فرعون را آزموديم و رسولى كريم ايشان را دعوت كرد."سوره دخان، آيه 17"



    ادامه دارد:

  6. صلوات و تشکر


  7. #4
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    و نظير اين آيات در دلالت بر عموميت بعثت آن جناب ايمان آوردن امت‏هاى بسيارى از غير بنى اسرائيل، قبل از بعثت رسول خدا (ص) به آن جناب است، مانند مردم روم و امت‏هاى بزرگى از غربى‏ ها، از قبيل: فرانسويان و اطريش و بورسا و انگلستان و امت‏هائى از شرقيين، چون نجران به وى گرويده بودند با اينكه از بنى اسرائيل نبودند و قرآن كريم در هيچ آيه‏ اى كه سخن از نصارا دارد ديده نمى‏ شود كه روى سخن را متوجه خصوص نصاراى بنى اسرائيل كرده باشد، بلكه اگر مدح مى‏ كند عموم نصارا را مدح مى‏ كند و اگر مذمت هم مى ‏كند عموم را مذمت مى‏كند.

    "انى قد جئتكم باية من ربكم، انى اخلق لكم من الطين...و احيى الموتى باذن الله"

    در اين آيه نسبت خلقت را به عيسى ع داده، و اين تعبيرى است سؤال‏ انگيز كه مگر عيسى خالق است؟ در پاسخ بايد دانست كه كلمه"خلقت"به معناى بوجود آوردن از عدم نيست بلكه به معناى جمع آوردن اجزاى چيزى است كه قرار است خلق شود و لذا در جاى ديگر فرموده: "فتبارك الله احسن الخالقين" (10) .

    و كلمه"اكمة"به معناى كسى است كه از شكم مادر بدون چشم متولد شده باشد، گاهى هم به كسى اطلاق مى‏ شود كه چشم داشته و سپس نابينا شده است.

    راغب مى‏ گويد: مى‏ توان گفت: "فلانى ديدگانش اكمه شد به حدى كه چشم‏ هايش سفيد گرديد (11) "و كلمه"ابرص"به معناى كسى است كه دچار برص شده و"پيسى" (كه يك بيمارى پوستى است) گرفته (12) .

    و از اينكه فرمود: "و احيى الموتى" (13) ، يا بطور صريح و يا بطور اشاره فهميده مى‏ شود كه عيسى (ع )يك بار و دو بار مرده زنده نكرده، بلكه متعدد اين كار را كرده است.

    و همچنين سياق جمله"باذن الله"م ى‏فهماند كه صدور اين آيات معجزه‏ آسا از عيسى ( ع )مستند به خداى تعالى و اذن او است.و خود آن جناب مستقل در آن و در مقدمات آن نبوده و اين جمله را در آيه شريفه تكرار كرد تا اشاره كند به اينكه نسبت به تذكر آن اصرار دارد، چون جاى اين توهم بوده كه مردم آن جناب را در زنده كردن مردگان مستقل بپندارند و در نتيجه به الوهيت آن جناب معتقد گشته و گمراه شوند و براى اعتقاد خود استدلال كنند به آيات معجزه آسائى كه از آن جناب صادر شده، و لذا عيسى (ع )بعد از هر معجزه‏ اى كه از آن خبر مى‏ دهد كلام خود را مقيد مى ‏كند به مشيت و اذن خداى تعالى، از خلقت خود خبر مى ‏دهد خبر خود را مقيد مى‏ كند به اذن خدا، از مرده زنده كردنش خبر مى‏ دهد مقيدش مى ‏كند به اذن خدا .و در آخر، كلام خود را با اين جمله ختم مى‏كند كه: "ان الله ربى و ربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيم".

    و ظاهر اينكه فرمود: "انى اخلق لكم..."اين است كه اين معجزات در خارج از آن جناب صادر مى ‏شده، نه اينكه از باب صرف تحدى و احتجاج خواسته است بفرمايد: من چنين و چنان مى‏ كنم، چون اگر منظور صرف حرف بوده و خواسته عذر خصم را قطع و حجت را تمام كند، جا داشت كلام خود را به قيدى كه اين معنا را افاده كند مقيد سازد، مثلا بفرمايد: اگر از من بخواهيد مرده را زنده مى ‏كنم و امثال اين عبارات.

    علاوه بر اينكه آيات زير كه حكايت خطاب خداى تعالى به عيسى (ع )در روز قيامت است، بطور كامل دلالت مى‏ كند بر اينكه اين معجزات از آن جناب سرزده، م ى‏فرمايد:

    "اذ قال الله يا عيسى بن مريم، اذكر نعمتى عليك و على والدتك ـ تا آنجا كه مى ‏فرمايد ـ و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى، فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى و تبرى الاكمة و الابرص باذنى، و اذ تخرج الموتى..."(14) .

    اين را گفتيم كه تا بطلان گفتار بعضى از مفسرين روشن شود كه گفته‏ا ند: نهايت چيزى كه از آيه شريفه استفاده مى‏ شود اين است كه خداى سبحان چنين سرى به عيسى بن مريم داده بود، و او هم در مقام احتجاج و به منظور اتمام حجت فرموده كه دليل نبوت من اين است كه اگر از من اين معجزات را بخواهيد انجام مى‏ دهم و اما اينكه همه اين معجزات و يا بعضى از آنها را انجام داده، آيه شريفه دلالتى بر آن ندارد.


       
    )10) آفرين بر الله كه بهترين خالقان است."سوره مؤمنون، آيه 14". 11) مفردات راغب ص .442
    12) مفردات راغب ص .43
    13) مردگان را زنده مى‏كنم.
    14) يعنى روز قيامت آن زمان كه خداى تعالى به عيسى بن مريم مى ‏فرمايد: به ياد آر نعمتى را كه من بر تو و بر مادرت انعام كردم...و به اذن من از گل چيزى به شكل مرغ درست مى‏ كردى و در آن مى ‏دميدى، پس به اذن من مرغى زنده مى‏ شد و كور مادر زاد و بيمار برصى را به اذن من شفا مى ‏دادى و مردگان را به اذن من از قبر در مى‏ آوردى! "سوره مائده، آيه 110 ".





    ادامه دارد:

  8. صلوات و تشکر


  9. #5
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    "و انبئكم بما تاكلون و ما تدخرون فى بيوتكم..."

    اين جمله اخبار به غيبى است كه مختص به خدا و رسولانى است كه خداى تعالى آگهى بدان را به وسيله وحى به آنان داده و اين خود معجزه‏اى ديگر است و اخبار به غيبى است كه صريح در تحقق است، يعنى هر كس آن را بشنود شكى در معجزه بودنش نمى‏ كند، براى اينكه هر كسى و هر انسانى عادتا مى‏ داند چه خورده و در خانه خود چه چيزى را ذخيره كرده است.

    و اگر اين يك معجزه را مقيد به اذن خدا نكرد، با اينكه مى‏ دانيم هيچ معجزه‏ اى (بلكه هيچ عملى) بدون اذن خدا تحقق نمى‏ يابد، همچنانكه فرمود: "و ما كان لرسول ان ياتى باية الا باذن الله" (15) ، براى اين بوده كه از اين معجزه تعبير كرده بود به خبر دادن.و خبر دادن، غير از خلق نمودن و زنده كردن است كه حقيقتا فعل خدا است و اگر به عيسى منسوب شود با اذن او خواهد بود.و خبر دادن فعل خداى تعالى و لايق به ساحت قدس او نيست، بدين جهت فقط اين معجزه را مقيد به اذن خدا نكرد.

    علاوه بر اينكه مساله خلق و احياء اين تفاوت را هم با اخبار به غيب دارد كه در دو معجزه اولى خطر گمراه شدن مردم بيشتر است، مردم وقتى ببينند كسى مرده را زنده مى‏ كند و بدون شكافتن قبر با بيل و كلنگ از قبر در مى‏ آورد و يا از گل مرغى درست مى‏ كند و آن را زنده مى‏ كند و پرواز مى‏ دهد، با مختصر وسوسه و مغلطه‏ اى به ذهنشان مى‏ رسد كه اين شخص خدا است، به خلاف از غيب خبر دادن كه در نظر مردم ساده، امرى مبتذل و پيش پا افتاده است و آن را براى هر كسى كه رياضت بكشد و براى هر كاهن و شعبده‏ بازى ممكن مى‏ داند، لذا لازم بود در آن دو معجزه اول اذن خدا را قيد كند تا بيننده در مورد آن جناب، قائل به الوهيت نشود.و در سومى يعنى اخبار به غيب، لزومى نداشت و همچنين در شفا دادن اكمه و ابرص كه در اين سه معجزه كافى بود كه تنها بفهماند اين اعمال شعبده‏ بازان نيست، بلكه آيتى است از ناحيه خداى تعالى، آن هم در برابر مردمى كه ادعاى ايمان مى‏ كنند و به همين جهت در آخر كلامش فرمود: "ان فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين"، يعنى اگر شما در ادعايتان (كه ايمان داريم) راست بگوئيد اين معجزات براى شما كافى است.


    "و مصدقا لما بين يدى من التورية و لا حل لكم بعض الذى حرم عليكم"

    اين آيه شريفه عطف است به جمله: "و رسولا الى بنى اسرائيل"، خواهيد پرسيد: جمله معطوف عليه يعنى"رسولا..."در سياقى قرار گرفته كه عيسى ع در آن غايب فرض شده و مى‏ فرمايد: "خدا به او كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموخته در حالى كه او را به سوى بنى اسرائيل گسيل داشته"و جمله معطوف يعنى"و مصدقا..."در سياقى است كه خود عيسى متكلم است، مى‏ گويد : من چنين و چنانم با اين حال چگونه ممكن است اين دو سياق به هم عطف شود؟ .

    در پاسخ مى‏ گوئيم: اين اختلاف سياق، عيبى ندارد، براى اينكه قبل از آيه مورد بحث:

    يعنى (جمله معطوف)، سياق قبلى با جمله: "انى قد جئتكم"تفسير شده و وجهه كلام را از غيبت متكلم برگردانده بود، پس در حقيقت عطف آيه مورد بحث به جمله: "و رسولا"عطف سياق متكلم است به سياق متكلم.


       
    15) هيچ رسولى نمى‏تواند معجزه‏اى بياورد مگر به اذن خدا."سوره مؤمن، آيه 78".



    ادامه دارد:
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/08/02 در ساعت 05:10 بعد از ظهر

  10. #6
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    سؤال ديگرى كه ممكن است در اينجا به ذهن خواننده برسد اين است كه آيه مورد بحث صريحا مى‏ گويد: عيسى (ع )تورات را تصديق داشته، معلوم مى‏ شود تورات تا زمان آن جناب تحريف نشده بود، (با اينكه تقريبا شش قرن قبل از ميلاد، بنى اسرائيل و توراتش به دست بخت نصر منقرض شد، و به گفته تاريخ خود يهود يك قرن قبل از ميلاد نيز مورد حمله "طوطوز"وزير اسپيانوس قرار گرفت و در اين دو حادثه اثرى از تورات نماند و آنچه فعلا در دست است يادداشت‏هائى است كه افراد از تورات به خاطر داشته و نوشته‏ اند"مترجم") .


    در پاسخ مى‏ گوئيم:
    آيه مورد بحث آن توراتى را مى‏ گويد كه در دو آيه قبل در خطاب به مريم مى ‏فرمود: به عيسى تعليم مى ‏دهد، نه آن توراتى كه در عصر بعثت آن جناب در بين يهوديان بوده، پس آيه مورد بحث هيچ دلالتى ندارد بر اينكه عيسى (ع )تورات متداول در بين مردم آن روز را قبول داشته و تا آن روز تورات تحريف نشده، تا با جريان بخت نصر و طوطوز منافات داشته باشد، هم چنانكه آياتى كه مى‏ گويد: پيامبر اسلام تورات و انجيل را قبول دارد، منظورش تورات و انجيل متداول در عصر نزول قرآن نيست، بلكه تورات و انجيلى است كه وحى به آن جناب تعليم داده.

    منبع:www.hawzah.net
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/08/18 در ساعت 05:15 بعد از ظهر

موضوعات مشابه

  1. گیر کارم کجاست؟
    توسط محمد صادق انصاری در تالار بحث ماه
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1392/02/29, 04:34 بعد از ظهر
  2. قضاء و قدر به چه معنى است؟
    توسط 88060714 در تالار سؤالات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/12/16, 11:17 قبل از ظهر
  3. واقعا نگاه ما به زندگی چگونه است؟
    توسط Noormohammad در تالار بخش تربیتی - گروه علمی اخلاق اسلامی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/10/20, 11:16 قبل از ظهر
  4. ✾✿❀ توجه!!.....توجه!!
    توسط هندیانی در تالار کلاس تدبر در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/05/21, 07:56 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/04/29, 09:53 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •