تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31
  1. #1

    ◇◈ سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    Click for larger version
    ◇◈ سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين 





    «بني اسرائيل» از اقوام يهودي است كه در قرآن كريم به صورت مفصّل به بيان زندگي، ويژگي ها و نوع برخورد آنان با پيامبران پرداخته شده است. در قرآن كريم، 41 بار از اين قوم نام برده شده; همچنين در عهدين، سير تحوّلات و اوصاف آنان در اسفار گوناگون بيان شده است. در اين پژوهش، تلاش كرده ايم تا گزارش كوتاهي از اين قوم در عهدين و قرآن كريم عرضه گردد.

    «اسرائيل» واژه اي است عبري كه به صورت «اسرائين»، «اسرال» و «اسرالّ» نيز خوانده شده; همچنان كه ميكائيل به صورت «مَكال» و «مِكال» تلفظ شده است.1

    اگرچه برخي از واژه پژوهان تلاش كرده اند اين واژه را عربي و برگرفته از «سري ـ يسري» به معناي سفر كردن در شب بدانند و وجه اين نام گذاري را فرار يعقوب به دليل ترس از برادرش و سفر شبانه او ذكر كرده اند، ولي بسياري از لغت شناسان، به ويژه واژه پژوهان زبان هاي عجمي در قرآن با دلايلي مانند ختم واژه به «ئيل»، اختلاف در قرائت و نوع صيغه آن، به عبري يا سرياني بودن اين واژه ايمان دارند.2

    با اغماض از وجه نام گذاري، شكي نيست كه «اسرائيل» نام ديگري براي يعقوب پيامبر است.3 به هر حال، اينكه مراد از بني اسرائيل فرزندان و نوادگان يعقوب پيامبر هستند نكته اي پذيرفته شده و مورد اتفاق همه پژوهشگران است. به دليل نقش و اهميت دوران زندگي و تحولات تاريخي بني اسرائيل، هم كتاب مقدّس و هم قرآن كريم در موارد گوناگون، به شرح و تفسير زندگي آنان پرداخته اند. اين مطالب با وجود اختلاف در بسياري از موارد، گاه داراي برخي اشتراكات نيز هستند. همچنين منابع تاريخي اسلامي و غير اسلامي نيز از سرگذشت، رويدادها و سرانجام اين گروه غافل نبوده اند و پرداخت هاي فراوان و گاه متفاتي دارند كه به نظر مي رسد بسياري از آن ها بر گرفته از كتاب مقدّس يا قرآن كريم هستند.

  2. #2

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    بني اسرائيل در عهدين
    Click for larger version
    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين 


    يهوديان و به پي روي از آنان، مسيحيان بر اين باورند كه «اسرائيل» نامي است عبري براي يعقوب بن اسحاق كه به معناي «با خدا كشتي مي گيرد» يا «خدا كشتي مي گيرد» و «مقاوم و پيروز در نزد خدا و مردم» آمده است.4

    به نقل از عهد عتيق، اين نام گذاري به دنبال مصارعه شبانه يعقوب با خدا يا فرشته خدا در «فنوئيل» بوده است.5

    كاربرد ترادفي اسرائيل و يعقوب به گونه اي است كه در بسياري از اشعار عبري، به ويژه در عهد عتيق، استفاده از «يعقوب» و «اسرائيل» در صدر و ذيل ابيات به صورت جانشين به وفور يافت مي شود.6

    البته برخي از واژه شناسان كتاب مقدّس با تفكيك «اسرائيل» به دو بخش «ئيل» به معناي خدا و «اسرا» به معناي عبد و بنده، آن را به معناي «بنده خدا» دانسته اند.7

    اگرچه تركيب «بني اسرائيل» قرآني است و اين اصطلاح به صورت مركّب نخستين بار در قرآن به كار رفته، اما در كتاب مقدّس، حكايات گوناگوني درباره فرزندان و نوادگان يعقوب بيان شده است. قاموس نگاران عهدين سه كاربرد براي بني اسرائيل در كتاب مقدّس يافته اند: نسل اسرائيل (يعقوب);8 گروهي از مؤمنان كه اولاد روحاني خدا به شمار مي آيند;9 و ملك اسرائيل يا اسباط دهگانه براي جدايي آنان از يهودا.10 اما آنچه از اين كاربردها رواج بيشتري دارد و به صورت مطلق از اين لفظ فهميده مي شود معناي نخست اين اصطلاح است. در كتاب مقدّس، از دوازده پسر يعقوب با نام هاي رئوبين، شمعون، لاوي، يهودا، دان، نفتالي، جاد، اشير، يساكار، زبولون، يوسف و بنيامين نام برده شده است. همچنين دختري به نام دينه از فرزندان اوست.11

    ماجراي بني اسرائيل و پدرشان اسرائيل در عهد عتيق از ماجراي قحطي كنعان و عازم شدن برادران يوسف به مصر و به دنبال آن، قصد يعقوب براي كوچ دايمي به آن منطقه، آغاز مي شود.12 پس از مرگ يوسف و برادرانش، كه به عنوان سرشاخه هاي اصلي و نياي بني اسرائيل به شمار مي آمدند، نسل هاي بعدي، كه از آنان به وجود آمدند، به سرعت زياد شدند و قومي بزرگ تشكيل دادند، به حدّي كه همه مصر را فرا گرفتند. اما با وجود آمدن حكومت هاي جديد، حاكمان جامعه به بهانه هراس از طغيان و سركشي بني اسرائيل به سخت گيري و برخورد شديد با آنان پرداختند، تا آنجا كه در مدت كوتاهي، بسياري از بني اسرائيل به بردگي مصريان در آمدند. از آن پس، به دستور فرعون هر فرزند پسري كه در قوم بني اسرائيل متولّد مي شد بايد به قتل مي رسيد.13 اين آوارگي و افسردگي بني اسرائيل در انتظار آمدن منجي تا دوران حضرت موسي(عليه السلام)ادامه يافت. به ادعاي عهد عتيق حضرت موسي(عليه السلام)به دستور الهي براي نجات بني اسرائيل از ستم ها و برده كشي هاي مصريان، رهبران اسرائيل را جمع كرد و از آنان خواست براي رهايي خود به منطقه «كنعان» بازگردند تا از نعمت هاي آن بهره مند شوند.14 با قدرتي كه خداوند به حضرت موسي(عليه السلام)و برادرش هارون داد، آنان توانستند به مصر بازگردند و با فرعون درباره رها كردن بني اسرائيل از بردگي گفتوگو نمايند. اگرچه فرعون در ابتدا با اين درخواست موافقت نكرد، اما معجزات فراوان حضرت موسي(عليه السلام) و مشكلاتي كه براي فرعون به وجود آمد او را مجبور به رهايي بني اسرائيل ساخت. يهوديان اين روز رهايي را به عنوان «عيد پسح» جشن مي گيرند.15

    همچنين از ماجراهاي مربوط به بني اسرائيل، كه در عهد عتيق بدان ها اشاره شده، شكافته شدن درياي سرخ، عبور حضرت موسي و بني اسرائيل و نابودي لشكريان فرعون در آن درياست.16 از آن پس، بني اسرائيل به مناطقي مانند «ماره»، كه داراي آبي تلخ، و ايليم، كه داراي دوازده چشمه بود، كوچ كردند. «سين» در عهد عتيق همان نقطه اي است كه به درخواست بني اسرائيل و با دستور الهي، حضرت موسي(عليه السلام)عصاي خود را به صخره اي كوبيد و از آن چشمه آبي گوارا پديد آمد.17 از حوادث مهم اين دوران، جنگ بني اسرائيل با عمالقه به فرمان دهي يوشع بود كه با پيروزي بني اسرائيل به پايان رسيد.

    سه ماه پس از خروج بني اسرائيل از مصر و گذر از مناطق گوناگون، آنان به وادي كوه «سينا» رسيدند و حضرت موسي(عليه السلام)در آن كوه، گفتوگوي مفصّلي با خدا داشت.18 نتيجه اين گفتوگو صدور فرمان ده ماده اي از سوي خدا به وسيله حضرت موسي(عليه السلام) براي يهوديان بود.19 هنوز حضرت موسي(عليه السلام)عبادت و برنامه خود را در كوه سينا به پايان نرسانده بود كه به علت طولاني شدن غيبت او (توقف چهل روزه)، بني اسرائيل از هارون خواستند براي آنان خدايي بسازد كه در غياب حضرت موسي(عليه السلام) او را عبادت كنند. هارون با پذيرش درخواست آنان و با جمع آوري طلاها و جواهراتشان مجسّمه اي در شكل گوساله ريخت! بني اسرائيل نيز با مشاهده مجسّمه، آن را خداي خويش خواندند.20 خداوند به دليل اين بت پرستي، بلاي هولناكي بر آنان نازل نمود. بنابر گزارش عهد عتيق، تعطيل شدن روز شنبه (سبت) پس از آن اتفاق افتاد كه حضرت موسي با مشاهده گوساله پرستي بني اسرائيل، عصباني شد و با انداختن لوح سنگي آن را شكست و دوباره براي دريافت آن چهل روز عبادت نمود، تا آنكه اين لوح بار ديگر به او داده شد. اما از احكامي كه بر آن افزوده شد، ممنوع بودن كار در روز سبت بود.21 علاوه بر اين دستور، خداوند عبادات ديگري نيز براي بني اسرائيل مقرّر كرد كه همه آن ها در سفري به نام «لاويان» جمع شده است.

    هنوز مدت زيادي از توقف بني اسرائيل در وادي سينا نگذشته بود كه به دستور خداوند، حضرت موسي(عليه السلام) مأمور به سرشماري آنان براي حضور در جنگ شد. عهد عتيق به صورت دقيق، تعداد قبيله ها و افراد آن ها را در سفر «اعداد» گزارش كرده است.

    نخستين حركت بني اسرائيل از وادي سينا به سوي كنعان زماني اتفاق افتاد كه ابري بر سر خيمه عبادت آنان ظاهر شد و با حركت آن ابر، بني اسرائيل نيز به دنبال آن مي رفتند.22پيشاپيش قبايل يهود، صندوق عهد حضرت موسي(عليه السلام) قرار داشت. روي آوري مجدّد بني اسرائيل به پرستش بت ها از حوادث مهم اين دوران است. اين دوران زمان آوارگي و سرگرداني بني اسرائيل بود.23 با نزديك شدن زمان مرگ حضرت موسي(عليه السلام) و با درخواست او، خداوند يوشع بن نون را به رهبري بني اسرائيل برگزيد. او نزد اليعازار كاهن، جانشين حضرت موسي(عليه السلام) شد.24

    به هر حال بني اسرائيل پس از تحمل رنج ها و مشكلات فراوان و با فرمان دهي يوشع به «سرزمين موعود» دست يافتند.25 با فتح سرزمين موعود، يوشع آن را ميان قبايل دوازده گانه بني اسرائيل تقسيم نمود.26 پس از يوشع، كه فتوحات زيادي براي بني اسرائيل داشت، سموئيل رهبري آنان را بر عهده گرفت.27 از رهبران و پيامبران ديني پس از او، مي توان به داود بن يسي، سليمان بن داود، سمعياي نبي و ايلياي نبي اشاره كرد.28 از مهم ترين رويدادهاي دوران داود، فتوحات زياد براي بني اسرائيل و گسترش قلمرو حكومتي آنان است. اما پس از پادشاهي حضرت سليمان(عليه السلام)، بني اسرائيل به مدت سه سال به خشك سالي شديدي گرفتار شدند تا آنكه خداوند ايلياي نبي را به سوي آنان فرستاد.29جانشيني ايليا به عهده اليسع بوده و پس از وي در دوران پيامبري اشعياي نبي، تورات، كه پيش از آن مفقود شده بود، دوباره پيدا شد.30 همچنين حضرت ايّوب(عليه السلام) از پيامبراني است كه در عهد عتيق از مشكلات و مصايب او سخنان زيادي نقل شده.31

    در سال هاي 625 تا 580 قبل از ميلاد نيز رهبري معنوي بني اسرائيل بر عهده ارمياي نبي قرار گرفت.32 اين دوران زماني بود كه بني اسرائيل به دعوت ارميا پاسخ مثبت ندادند و با روي آوري مجدّد به بت پرستي، نسبت به خداوند بي توجهي نمودند.33 به همين دليل، بني اسرائيل گرفتار شخصي به نام نبوكد نصر (بخت النصر) شدند و اورشليم، كه معبد مقدّس يهوديان به شمار مي فت، ويران گرديد.34 پس از گرفتاري هاي فراوان ارميا و مرگ او، پيامبري به نام حزقيال، كه با بني اسرائيل در تبعيد بود، نويد آزادي به آنان را داد و با آزادي آنان، پيامبري آنان را بر عهده گرفت.35 آخرين پيامبران بني اسرائيل، هوشع، يونس، ناحوم، حيقوق، صيفيا، حجي، زكريا و ملاكي هستند. پس از ملاكي، دوران تولّد حضرت عيسي پيامبر و آغاز دوران جديدي براي بني اسرائيل است. در عهد عتيق به نام هر يك از اين پيامبران كتابي (سِفر) آمده كه به بيان زندگي و سرگذشت آنان مي پردازد.36

  3. #3



    بني اسرائيل در تاريخ اسلامي

    اگرچه درباره بني اسرائيل در منابع تاريخي اسلامي مطالب زيادي نقل شده و حكايت زندگي آنان از آغاز تا پايان مطرح گرديده است، اما با نگاهي اجمالي به دست مي آيد كه بسياري از اين مطالب برگرفته از عهدين هستند. در اين منابع، بيشتر به پادشاهان حاكم در مناطق اسرائيلي، مناطق و زمان حكومت آنان و برخي از رويدادها و جنگ هاي مهمي كه ميان اين قوم با اقوام ديگر رخ داده، اشاره شده است.37

    همچنين منابع تاريخي دوازده پسر يعقوب را، كه سركردگان قبايل دوازده گانه بني اسرائيل بودند، روبيل، شمعون، لاوي، يهوذا، يشاجر، زفولون، يوسف، بنيامين، كاذ، آشرودان و نفتالي نام برده اند.38 از ويژگي هاي مهمي كه از نقل هاي تاريخي درباره بني اسرائيل برمي آيد، سست ايماني آنان، بازگشت به بت پرستي در موارد متعدد، هراس از مبارزه با دشمنان، ايرادها و اعتراضات فراوان به پيامبران و رهبران ديني و عدم تحمّل مشكلات و سختي هاي زندگي است.

  4. #4

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    بني اسرائيل در قرآن كريم

    يكي از اقوامي كه به صورت مفصّل مورد توجه قرآن كريم قرار گرفته و آيات زيادي به ذكر وقايع و حوادث و گاه ويژگي هاي آنان پرداخته است، قوم بني اسرائيل است. قرآن حتي به بيان بسياري از اموري كه بني اسرائيل بر سر آن اختلاف نظر دارند نيز پرداخته است:

    (إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَقُصُّ عَلَي بَنِي إِسْرَائِيلَ أَكْثَرَ الَّذِي هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ)(نمل: 76)

    اين اختلافات در مسائلي مانند نبوّت حضرت عيسي(عليه السلام)، تورات، شريعت حضرت موسي(عليه السلام) و معجزه بودند.39 آن گونه كه از قرآن كريم بر مي آيد، اين گروه از دوازده فرزند يعقوب به وجود آمده و داراي دوازده نقيب بودند:

    (وَ لَقَدْ أَخَذَاللّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَآئِيلَ وَ بَعَثْنَا مِنهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً...) (مائده: 12)

    مفسّران درباره اين نقباي دوازده گانه اختلاف دارند. برخي آنان را رئيسان قوم دانسته،40 گروهي ديگر آنان را ضامناني دانسته اند كه خداوند يا حضرت موسي(عليه السلام) از آنان عهد گرفت41 و برخي «نقيب» را به معناي «گواه» گرفته اند كه خداوند يا حضرت موسي(عليه السلام) در برابر آنان از بني اسرائيل عهد گرفت.42 در برخي از آيات ديگر نيز به دوازده سبط بودن آن ها اشاره شده است:

    (وَ قَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطاً أُمَماً وَ أَوْحَيْنَا إِلَي مُوسَي إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتاً عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاس مَّشْرَبَهُمْ)(اعراف: 160)

    در ذيل اين آيه، از امام رضا(عليه السلام)نقل شده است كه اسباط دوازده گانه فرزندان يعقوب پيامبر(عليه السلام)هستند.43 علّامه طباطبائي نيز در بحثي درباره «سبط» اين واژه را معادل «قبيله» در زبان عربي مي داند. بر اساس اين آيه، خداوند براي هر سبطي چشمه اي جاري ساخت.
    اگرچه قوم بني اسرائيل پس از حضرت يعقوب(عليه السلام) و نسل ها و فرزندان او به وجود آمدند، ولي آنچه در قرآن كريم بيشتر به عنوان مخاطب اين نام قرار گرفته، پيروان و نسل پس از حضرت موسي(عليه السلام)است:

    (أَلَمْ تَرَ إِلَي الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَي إِذْ قَالُواْ لِنَبِيّ لَهُمُ...)(بقره: 246)

    البته اين آيه وجود قومي به همين نام پيش از حضرت موسي(عليه السلام) را نيز تأييد مي كند; زيرا در غير اين صورت، قيد «مِن بعدِ موسي» بيهوده خواهد بود. اين ادعا با برخي از آياتي كه در آن ها به ارسال چند رسول به سوي بني اسرائيل اشاره دارد، اثبات مي شود

    لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلا...)(مائده: 70)

    از شواهد ديگر بر اينكه مراد از بني اسرائيل فرزندان حضرت يعقوب است، كاربرد واژه «اسرائيل» در دو آيه براي حضرت يعقوب استكُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلاّ لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلاَّ مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَي نَفْسِهِ)(آل عمران: 93) و(وَ مِن ذُرِّيَّةِ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْرَائِيلَ)(مريم: 58) به همين دليل، جمهور مفسّران مراد از «اسرائيل» در اين آيه را يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم دانسته اند.44

    در قرآن كريم هم به برخي از رويدادهاي زندگي بني اسرائيل مانند اختلاف بني اسرائيل،45 عبادت فرعون توسط آنان46 و خلف وعده فرعون در فرستادن بني اسرائيل با حضرت موسي(عليه السلام)47 پرداخته شده و برخي از اوصاف پسنديده يا ناپسند آنان ستايش يا نكوهش گرديده است. اين بيانات به اين صورت قابل گزارش هستند:

  5. #5

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    نعمت هاي خداوند بر بني اسرائيل

    بني اسرائيل از اقوامي هستند كه قرآن در موارد گوناگون به برخي از نعمت هايي كه از آن برخوردار شده اند اشاره نموده است. اين نعمت ها عبارتند از:

    1. اعطاي حكم، نبوّت و كتاب

    (وَ لَقَدْ آتَيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ وَالْحُكْمَ وَالنُّبُوَّةَ)(جاثيه: 16)

    مراد از «حكم»، آشنايي با مسائل ديني يا تميز حق از باطل است.48 در برخي از نقل ها، تعداد پيامبراني كه خداوند براي هدايت بني اسرائيل فرستاد تا هزار نفر نيز ذكر شده است كه مهم ترين آنان حضرت موسي(عليه السلام)تورات را به عنوان كتاب آسماني براي آنان آورد.49 اين نعمت در آيات ديگر نيز مورد اشاره قرار گرفته است: (وَ آتَيْنَا مُوسَي الْكِتَابَ وَ جَعَلْنَاهُ هُدي لِبَنِي إِسْرَائِيلَ أَلاَّ تَتَّخِذُواْ مِن دُونِي وَكِيلا) (اسراء: 2) چون اين كتاب مشتمل بر شريعت حضرت موسي(عليه السلام) بوده است، خداوند از آن به عنوان هادي براي بني اسرائيل ياد مي كند.50


    2. بهره مندي از روزي طيّب

    (... وَ رزَقناهُم مِن الطيبات) (جاثيه: 16) اين روزي حلال همان «مَنّ» و «سَلوي» است كه در برخي از آيات به آن ها اشاره شده.51


    3. سايه افكندن ابر

    هنگامي كه حضرت موسي(عليه السلام) بني اسرائيل را از دست فرعون نجات داد و آنان را از مصر بيرون آورد، مدتي بني اسرائيل در بيابان ها در سرگرداني (تيه) به سر مي بردند. در اين دوران، چون بني اسرائيل از شدت گرماي خورشيد و تشنگي به تنگ آمده بودند، زبان به اعتراض گشودند و از ادامه مسير امتناع كردند. خداوند به درخواست حضرت موسي(عليه السلام) ابري فرستاد كه در روزها آنان را از نور خورشيد محافظت مي كرد و بر آنان سايه مي افكند: (وَ اَنزَلنَا عَلَيكُم الغَمامَ...)(بقره: 57)


    4. برتري بر عالميان

    (يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَي الْعَالَمِينَ) (بقره: 122) و (وَ فَضَّلْنَاهُمْ عَلَي الْعَالَمِينَ) (جاثيه: 16)

    به دليل برتري امّت حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)بر ديگر امّت ها، مفسّران مراد از «عالمين» را تنها مردمان زمان بني اسرائيل يا برتري آنان در برخي از موارد مانند كثرت پيامبران يا معجزات واقع شده در زمان آنان و برخورداري از نعمت هاي فراواني كه در برخي از آيات به آن ها اشاره شده است، مي دانند.52

  6. #6

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    5. نجات از دشمنان

    (يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِّنْ عَدُوِّكُمْ) (طه: 80)

    اين مسئله در نجات بني اسرائيل از دست فرعون بود كه خداوند با عبور دادن از دريا و غرق كردن فرعون، آنان را از ستم هاي فرعون رها نمود.53 به رهايي بني اسرائيل از دريا، در آيات ديگري نيز اشاره شده است: (وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَآئِيلَ الْبَحْرَ)(اعراف: 138) اين اسارت به قدري براي بني اسرائيل دشوار بود كه در برخي از آيات از آن به «عذاب» تعبير شده است: (وَ لَقَدْ نَجَّيْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنَ الْعَذَابِ الْمُهِينِ)(دخان: 30); زيرا بر اساس برخي از آيات، فرعون مردان و جوانان بني اسرائيل را مي كشت، زنان و كودكان آنان را به اسارت مي برد: (وَ إِذْ نَجَّيْنَاكُم مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوَءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءكُمْ وَفِي ذَلِكُم بَلاء مِن رَبِّكُمْ عَظِيمٌ)(بقره: 49)54 از دشمنان ديگري كه خداوند با فرستادن حضرت داود نبي(عليه السلام)، بني اسرائيل را از دست او رهانيد و به ستم هاي او پايان داد، جالوت بود: (وَ قَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاء وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَفَسَدَتِ الأَرْضُ.)(بقره: 251)



    6. اسكان در زمين

    يكي از مشكلات بني اسرائيل اين بود كه فرعون با ظلم و ستم هايي كه مرتكب مي شد، تلاش مي كرد آنان را از منطقه حاصلخيز و آباد «مصر» بيرون كند. خداوند با نابود كردن فرعون، آنان را در «سرزمين موعود» سكونت داد و آن را به عنوان نعمتي كه بني اسرائيل را از آن برخوردار كرده است، نام مي برد: (وَ قُلْنَا مِن بَعْدِهِ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ اسْكُنُواْ الأَرْضَ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الآخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفِيفاً)(اسراء: 104) بسياري از مفسّران اين سرزمين را «شام»55 يا مصر دانسته اند.56 اما برخي از مفسّران با استشهاد به آيه (يَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ)(مائده: 21) اين سرزمين را «ارض مقدّس موعود» تفسير كرده اند.57همچنين در آيه ديگري خداوند از به ميراث نهادن سرزمين مصر يا شام خبر مي دهد: (وَأَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذِينَ كَانُواْ يُسْتَضْعَفُونَ مَشَارِقَ الأَرْضِ وَمَغَارِبَهَا الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْنَي عَلَي بَنِي إِسْرَآئِيلَ)(اعراف: 137) مفسّران با بهره گيري از وصف «باركنا فيها» معتقدند: اين سرزمين همان سرزمين مقدّس موعود (فلسطين) است.58 در تعبير ديگري، از مكاني كه بني اسرائيل در آن ساكن شدند با عنوان «مُبوَّء صدق» ياد شده و خداوند آن را به عنوان نعمتي براي آنان برشمرده است: (وَ لَقَدْ بَوَّأْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ مُبَوَّءَ صِدْق)(يونس: 93) علّامه طباطبائي اين مكان را جايگاهي مي داند كه همه امكانات و لوازم زندگي به راستي در آن فراهم است.59 برخي از مفسّران ديگر نيز با اشاره به مناسب بودن اين مكان، آن را مصر، شام يا بيت المقدس دانسته اند.60

  7. #7

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    7. نشان دادن معجزات الهي

    خداوند براي آنكه ايمان بني اسرائيل تقويت شود و در اعتقاد خود استوار باشند، بارها معجزات خود را براي آنان نمايان كرد. يكي از اين معجزات عبور بني اسرائيل از دريا و غرق فرعون بود: (وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَجُنُودُهُ بَغْياً وَعَدْواً حَتَّي إِذَا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قَالَ آمَنتُ أَنَّهُ لا إِلِـهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيلَ وَأَنَاْ مِنَ الْمُسْلِمِينَ)(يونس: 90)

    بر اساس برخي از روايات، خداوند براي راسخ تر شدن ايمان بني اسرائيل، اجساد همه لشكريان فرعون را در دريا غرق نمود و تنها جسد فرعون به روي آب آمد و در ساحل قرار گرفت تا حقارت او روشن شود و بني اسرائيل در مرگ او ترديدي به خود راه ندهند.61 اما بر اساس برخي از آيات، با اينكه بني اسرائيل اين معجزه را ديدند، ولي وقتي نجات يافتند، باز به خوي بت پرستي و مادي گرايي خويش روي آوردند و از حضرت موسي(عليه السلام) خواستند كه براي آنان بتي به عنوان معبود برگزيند: (وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَآئِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْاْ عَلَي قَوْم يَعْكُفُونَ عَلَي أَصْنَام لَهُمْ قَالُواْ يَا مُوسَي اجْعَل لَنَا إِلَـهاً كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ) (اعراف: 138)

    علّامه طباطبائي در بحثي ذيل اين آيه مي فرمايد: بني اسرائيل با آنكه مدعي بودند هميشه بر دين جدّشان حضرت ابراهيم(عليه السلام) بوده و خداي يگانه و غير جسماني را پرستش مي كنند، اما چون داراي خويي مادي و حسي بودند، و اصالت حقيقي را در ماوراي حس نمي دانند و چون سال ها در خدمت قبطيان بت پرست بودند، به همين دليل، با ديدن نشانه هايي از بت پرستي به سرعت به آن روي مي آوردند.62
    اين فرمايش علّامه با برخي از آياتي كه در آن ها بني اسرائيل از حضرت موسي(عليه السلام) خواستند كه خداوند را به صورت آشكار به آن ها بنماياند، تأييد مي شود: (فَقَدْ سَأَلُواْ مُوسَي أَكْبَرَ مِن ذَلِكَ فَقَالُواْ أَرِنَا اللّهِ جَهْرَةً) (نساء: 153)63

    در برخي از آيات تعداد آيات، نشانه ها و معجزاتي را كه خداوند براي بني اسرائيل فرستاده نه آيه ذكر كرده است: (وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَي تِسْعَ آيَات بَيِّنَات فَاسْأَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ)(اسراء: 101) مفسّران درباره اين نُه نشانه اختلاف كرده اند. علّامه طباطبائي بر اين باور است كه مجموع معجزاتي كه بر بني اسرائيل نشان داده شده بيش از نه عدد است و شايد منظور آيه از ذكر اين تعداد، معجزاتي باشد كه حضرت موسي(عليه السلام)براي دعوت فرعون آورده است.64 برخي از مفسّران به نقل از روايتي از معمّر از امام رضا(عليه السلام) به نقل از امام كاظم(عليه السلام) و امام صادق(عليه السلام) اين نشانه ها را عصاي حضرت موسي(عليه السلام)، طوفان، بلاي ملخ، بلاي قورباغه، بلاي خون شدن رودها و درياها، رفع طور و من و سلوي و شكافته شدن دريا ذكر كرده است.65 در برخي از تفاسير نيز اين موارد با اندكي تفاوت بيان شده اند.66



    8. نزول منّ و سلوي

    يكي از نعمت هايي كه خداوند بني اسرائيل را از آن برخوردار كرد و در چند آيه از آن يادآوري نموده، نزول «من» و «سلوي» براي آنان است: (يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ قَدْ أَنجَيْنَاكُم مِنْ عَدُوِّكُمْ وَ وَاعَدْنَاكُمْ جَانِبَ الطُّورِ الْأَيْمَنَ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَي) (طه: 80) مفسّران گفته اند: «من» ميوه اي است درختي كه شب ها از آسمان بر روي درختان نمايان مي شد (ترنجبين) و «سلوي» مرغ بريان است كه هر روز بر سفره هاي بني اسرائيل قرار مي گرفت.67

  8. #8

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    دلايل مذمّت بني اسرائيل در قرآن

    در آيه اي خداوند از بني اسرائيل مي خواهد بر عهدي كه با خدا بسته اند پايدار باشند و از آن اعراض ننمايند. آيه اشاره دارد به اينكه آنان بر عهد خود نماندند: (وَ إِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَ بِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَاناً وَذِي الْقُرْبَي وَالْيَتَامَي وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلاَّ قَلِيلا مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ)(بقره: 83)

    از امام حسن عسكري(عليه السلام) نقل شده است كه اين آيه در شأن يهوديان اهل ذمّه نازل شده است كه مانند اسلافشان بسياري از دستورات الهي را ترك مي كردند.68 برخي از مفسّران نيز معتقدند:«اعراض»به معناي استمرار پيمان شكني است.69

    گويا پيمان شكني از ويژگي هاي بارز بني اسرائيل بوده است و آنان به هيچ پيماني پايبند نبوده اند: (لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلا كُلَّمَا جَاءهُمْ رَسُولٌ بِمَا لاَ تَهْوَي أَنْفُسُهُمْ فَرِيقاً كَذَّبُواْ وَفَرِيقاً يَقْتُلُونَ)(مائده: 70) مفسّران محتواي اين عهد را ايمان به پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) يا اقرار به يگانگي خداوند متعال و ترك گناهان دانسته اند.70


    الف. گمراهي با وجود آيات فراوان

    قرآن كريم در آيه اي از اينكه بني اسرائيل با وجود نشانه هاي زيادي كه خداوند براي آنان فرستاد، باز هم در گمراهي بودند، آنان را مورد مذمّت قرار مي دهد: (سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُم مِّنْ آيَة بَيِّنَة وَمَن يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللّهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُ فَإِنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ) (بقره: 211)

    اين نشانه ها شامل مار شدن عصاي موسي(عليه السلام)، سايه انداختن ابرها بر سر بني اسرائيل در روزهاي آفتاب سوزان، شكافته شدن دريا و غرق شدن فرعون و انزال من و سلوي براي آنان بود.71 اما آنان كفر ورزيدند و گناهاني مانند نقض عهد، قتل انبيا و ترك وصيت هاي حضرت موسي(عليه السلام)را مرتكب شدند.72

    همچنين وقتي حضرت عيسي(عليه السلام) به عنوان پيامبر به سوي آنان فرستاده شد، با آنكه معجزات زيادي مانند زنده كردن مردگان، شفا دادن بيماران غيرقابل علاج و بينا نمودن نابينا را نشان داد، بسياري از آنان از او پي روي نكردند: (وَ رَسُولا إِلَي بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَة مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِ اللّهِ وَ أُبْرِي الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِـي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ)(آل عمران: 49) اما با وجود اين نشانه هاي زياد، حضرت عيسي(عليه السلام)چيزي بيش از كفر از آنان مشاهده نمي كرد: (فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَي مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنصَارِي إِلَي اللّهِ) (آل عمران: 52)

  9. #9

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    ب. نافرماني پيامبران

    هنگامي كه بني اسرائيل بهدليل ظلم هاي عمالقه يا جالوت به تنگ آمدند و تحمّل اين مصايب براي آنان مشكل شد، نزد پيامبرشان آمدند و از او خواستند فرماندهي براي آنان برگزيند تا به رهبري او به جنگ با دشمنان بروند، اما هنگامي كه اين فرمانده تعيين شد، آنان نافرماني نمودند و به او پشت نمودند: (أَلَمْ تَرَ إِلَي الْمَلإِ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ مِن بَعْدِ مُوسَي إِذْ قَالُواْ لِنَبِيّ لَّهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ قَالُواْ وَمَا لَنَا أَلاَّ نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِن دِيَارِنَا وَأَبْنَآئِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْاْ إِلاَّ قَلِيلا مِّنْهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ)(بقره: 246) بيشتر مفسّران اين پيامبر را شموئيل نبي دانسته اند. سدي او را شمعون و مجاهد يوشع بن نون مي داند.73

    گويا اين بي وفايي بني اسرائيل براي آن پيامبر معهود بوده است كه فرار از جنگ و ترك مقاتله را به آنان گوشزد مي كند و از آنان اقرار مجدّد مي گيرد

    هَلْ عَسَيْتُمْ إِن كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلاَّ تُقَاتِلُواْ)(بقره: 246)، ولي با اين وجود، باز هم آنان نافرماني مي كردند.

  10. #10

    سيماي بني اسرائيل در قرآن و عهدين




    ج. انكار نبوّت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)

    با اينكه از بسياري از آيات برمي آيد كه بني اسرائيل پيش از بعثت پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)به آمدن چنين پيامبري علم داشتند، حتي برخي از آنان ويژگي ها و اوصاف او را نيز مي دانستند:

    (الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ...) (اعراف: 157)

    و با وجود آنكه علماي بني اسرائيل نيز بر آمدن چنين پيامبري علم داشتند، اما با بعثت آن حضرت به او ايمان نياوردند:

    (أَوَلَمْ يَكُن لَهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ.)(شعراء: 197)

    با اينكه خداوند وجود نشانه هاي پيامبر را در كتب آسماني پيشين و علماي بني اسرائيل دليلي بر صحّت ادعاي نبوّت آن حضرت مي گيرد، اما بسياري از بني اسرائيل و علماي آنان نبوّت آن حضرت را انكار كردند.74

صفحه 1 از 4 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/12/16, 07:09 بعد از ظهر
  2. ◕◕◕ معرفي ياران و دشمنان امام حسين(ع)
    توسط ملکوت در تالار امام حسين (ع)
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1391/08/26, 11:37 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/04/21, 01:42 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •