تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 15
  1. #1

    △◉▲ آشنايي با آيين شينتو




    آشنايي با آيين شينتو

    كتاب: آشنايي با اديان بزرگ، ص 59

    نويسنده: حسين توفيقي



    شينتو (Shinto) يعنى طريقه خدايان ، آيين باستانى ژاپن است . اين آيين الهه خورشيد به نام اماتراسو (Amaterasu) را نگهبان سرزمين اجدادى مى داند و خاندان سلطنتى را از نسل اين خدا و تجسم وى مى شمارد.


    1-3- سابقه اجتماعى



    آيين مهاياناى بودايى در حدود سال 552 م . به ژاپن وارد شد و پس ‍ از برخورد با شينتو، سرانجام بسيارى از عناصر بودايى را به مذهب شينتو منتقل كرد. پرستش خدايان ملى و امپراطور، كرنش و قربانى براى مردگان و وطن پرستى از آداب اين آيين است . نوعى فتوت به نام بوشيدو (Bushido)يعنى طريقه دلاوران كه تا اندازه اى از آيين زن الهام مى گرفت ، جوانمردى و مقاومت براى شرف را الزام مى كرد.

    بر اين اساس ‍ سربازان هنگام شكست ، طى مراسمى با يك خنجر مخصوص كه در سراسر عمر آن را همراه داشتند، شكم خود را پاره مى كردند و شهيد راه وطن شدند. آيين شينتو نيز بارها نوسازى شده است و پرستش امپراطور از سال 1946 توسط خود وى منسوخ گرديده است . اكنون در ژاپن اين آيين در كنار آيين بودا به حيات خود ادامه مى دهد.




  2. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    2-3- كتابهاى شينتو


    در آيين شينتو كتابهايى يافت مى شود كه آداب و سنن گذشتگان را در بر دارد. اين كتابها در زمانهاى مختلف تهيه شده و يكى از آنها كه در سال 806 م . نوشته شده ، داستانهاى كهن را در دفاع از طبقه روحانيون نقل مى كند. كتاب ديگرى از قرن دهم است كه فهرستى از عبادات و مناسك و رسوم شينتو، بويژه آداب پرستش امپراطور را شرح مى دهد.


    3-3- ريوبو


    سرانجام ، آيين بودا در ژاپن در قرن هشتم ميلادى كاملا رواج يافت و مقامات كشور آن را پذيرفتند. در آن زمان لازم شد كه ميان آيين بومى و قديم شينتو از يك سو و آيين بيگانه و نورسيده بودايى از سوى ديگر تلفيقى صورت گيرد. در آن هنگام برخى از روحانيون بودايى اعلام كردند در مكاشفات خود دانسته اند كه خدايان باستانى ژاپن در حقيقت هر كدام بودى ستو بوده اند و آنجا ظهور كرده اند. همچنين گفتند اماتراسو يعنى خداى خورشيد همان ظهور كامل بودا در كشور ژاپن بوده است . اين مكتب را ريوبو، يعنى شينتوى تركيبى ناميدند و به تبليغ آن پرداختند. بدين شيوه آيين شينتو نوسازى شد و احيا گرديد.


    4-3- دين رسمى


    حدود نه قرن بعد، در قرن هفدهم برخى از رهبران دينى گفتند خوب است آيين شينتوى قديم احيا گردد و سرانجام در سال 1868 تحول تازه اى در حيات اجتماعى مردم ژاپن پيش آمد و با تردد مسافرانى از آمريكا به ژاپن ، در اين كشور به روى جهانگردان باز شد. چندى بعد امپراطور ژاپن شينتو را دين رسمى اعلام كرد و دستور داد نشانه هاى آيين بودا را از آن آيين بزدايند. اين كار در آغاز با فشار انجام گرفت ؛ زيرا مردم هنوز هم به آيين بودا علاقه مند بودند. سرانجام در قانون اساسى سال 1889 حق آزادى مطلق دين براى تمام مردم ژاپن به رسميت شناخته شد، ولى دولت جانب آيين شينتو را مى گرفت .
    آيين دولتى شينتو تا سال 1945 كه آمريكا ژاپن را بمباران اتمى كرد و اين كشور به اشغال آمريكا در آمد، ادامه داشت و تعاليم آن به گونه اى بود كه جوانان را در مقابل نفوذ تمدن غربى مقاوم مى ساخت . از سال 1945 به بعد، انجام دادن مراسم اين آيين اختيارى شده است .

  3. #3
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    دين شين‏تو

    منبع: مجله هفت آسمان، شماره 5

    نويسنده: ماساهارو آنه‏ساكى / مترجم: ع. پاشايى

    مقدمه :
    مردم و مراحل تمدن ژاپن


    نگاهى كلى به مردم ژاپن همان‏گونه كه سرنوشت هر انسانى براى او معماست، سرنوشت يك ملت نيز همين گونه است. روزگارى كه نياكان ژاپنى‏ ها در گذشته ‏اى به يادنيامدنى در طول ساحل اقيانوس آرام در سرزمين «رو به خورشيد» (1) مى‏ زيستند و از داده‏ هاى بى‏ دريغ طبيعت بهره مى ‏بردند، نه چندان خيالى از جنگ و جدال‏هاى فرزندانشان، كه مى ‏بايست در طى حيات ملى‏ شان از ميان آن بگذرند، در سر داشتند و نه پندارى از نتايجى كه حاصل مى ‏شد. بار ديگر، در قرن‏هاى هفتم و هشتم، موقعى كه بشيران بودايى تمدن قاره آسيا را به اين جزاير آوردند، چگونه مى‏ توانستند پيشگويى كنند كه دينشان، كه كمابيش در خانه اصلى ‏اش از هم پاشيده بود، در آينده در امپراتورى جزيره‏اى حفظ مى‏ شود و به شكل يك نيروى حياتى ژاپن نو باقى مى ‏ماند؟
    اقيانوس آرام، كه روزگارى سنگ راه مهاجرت و ماجراجويى بود، اكنون ديگر شاهراه بزرگى بود كه اين ملت را به جهان پهناور متصل مى‏ كرد . درياى ژاپن و درياى زرد، كه روزگارى مانع راه مهاجمان از سوى قاره بودند و به اين مجمع‏ الجزاير ايمنى مى‏ بخشيدند، امروزه راه ارتباطى اين ملت با همسايگان آن سوى آب‏ ها هستند چگونه بايد به فراز و فرودها و دستاوردهاى ملت به چشم كار سرنوشت نابينا يا كار الوهيت هوشمند نگاه كرد؟

    بگذريم. ژاپنى‏ ها هميشه مردمى توانمند بودند و مى‏ دانستند چگونه بيشترين بهره را از نيروهاى بومى و يارمندى‏ هاى بيگانه ببرند. سيماى متمايزشان تلاش همسازشان بود. بدين معنا كه در گذشته‏هاى دور ايلات و عشاير بى‏شمارى عملا زير فرمانروايى يك خاندان نيرومند متحد شده بودند و به اين صورت شالوده‏اى براى پيشرفت منظم پديد آمده بود. اما پيشرفت تمدن عمدتا با دين جهانى بودا، همراه با هنرها و ادبيات آن، و از طريق اخلاق‏مدارى (2) شهرى اخلاق كنفوسيوسى، همراه با روش‏هاى آموزشى و نهادهاى قانونى آن امكان‏پذير شد، و اين‏ ها همه از قاره آسيا آمده‏ بودند. شايد بخت هم در آمدن اين تأثيرات الهام ‏بخش و تمدن‏ ساز از بيرون بسيار يارشان بوده است، اما به همين نسبت، و شايد هم بيش از آن، مهم نقش خود مردم بود كه اين واردات را با جانى گشاده پذيرفتند، آن‏ها را به هم آميختند و بيختند و سپس مهر نبوغ خود را بر آن نشاندند. اين ملت نه به شكل تسليم چشم ‏بسته به بخت يا سرنوشت، بلكه با اشتياقى الهام‏ بخش و با بينشى هوشمندانه از فراز و فرودهاى تاريخش گذشت. بلندپروازى و آرمان‏خواهى رهبران ملى و نقش ‏پذيرى مردم بود كه گزارش دراز دامن تلاش و دستاوردهاى ملى را ممكن كرد.



       
    .1 «هويى موكايى» ، كه امروزه به هيوگا معروف است، استانى است در جزيره كيوشو كه رو به اقيانوس آرام است. تل‏ هاى بى‏ شمارى در اين‏جاست كه نشان دهنده كاشانه باستانى اين مردم است.
    «~ 2. morality ~»



    ادامه دارد:
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/07/27 در ساعت 08:00 قبل از ظهر

  4. #4
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    مردمى كه اكنون به ژاپنى معروفند، از همان سپيده ‏دم تاريخشان، ساكن آن گروه از جزايرى شده بودند كه در دامنه شرقى آسيا قرار دارند. وقتى كه اولين بار در صحنه تاريخ نمودار شدند كمابيش به شكل مردمى در يك گروه همگن نبودند. بوميان، يعنى آينوهاى پشمالو و با چشمان گودرفته، گويا روزگارى تقريبا در سراسر اين مجمع ‏الجزاير پراكنده بودند، اما مهاجران و مهاجمان مدام آن‏ها را به شرق و شمال پس مى‏ راندند. خاستگاه اين مهاجمان هنوز تاريك است: احتمالا از يك نژاد نبودند. اول يك گروه نيرومندشان در جزيره تسوكوشى (3) (كيوشوى كنونى) و در طول سواحل شمالى جزيره اصلى تخته‏ قاپو شدند. مقدر بود كه اين گروه، فرمانروايان كل اين سرزمين و نژاد اصيل اين مردم شوند. آن‏ها از بوميان بالا بلندتر بودند. بوميان ميانه ‏بالا بودند و درازچهره، سيه‏ چشم و سيه‏ مو، و غالبا هم بينى‏ عقابى . به جز اين‏ها مهاجمانى هم، كه احتمالا مالايايى بودند، از جنوب از طريق جريان سياه (4) يا در راستاى زنجيره جزاير كوچك از راه رسيدند. اين مردم تخت ‏چهره چابك‏ منش، خود را در ميان اشغالگران قديمى ‏تر اين مجمع‏ الجزاير جازدند و سرانجام هم توانستند در نقاط گوناگون طول سواحل جنوبى مستقر شوند.

    اين دوره انقياد بوميان و جنگ و جدال‏هاى جنوب، مهاجمان و مهاجران ديگرى را به سراسر اين جزاير كشاند كه عوامل آن، فشار مهاجرت در آسياى شمالى و ديگرگونى‏ هاى در سلسله‏ هاى چينى و كره ‏اى بود. مهاجران، چينى‏ ها و كره ‏اى‏ هاى صلح ‏جويى بودند كه در كار تمدن‏ سازى نژاد اصلى ابزارهاى مفيدى شدند. مهاجمانى كه بعدها آمدند بربرهايى از جنگل‏ها و سواحل سيبرى بودند كه به جزاير درياى شمال و سواحل شمالى حمله مى ‏كردند، اما رانده يا سرانجام جذب مى‏ شدند.


       
    «~ 3. Tsukushi ~»
    4.«~ Black Stream ~»يا جريان ژاپن،«~ (Japan Current) ~»كه به ژاپنى كوروشيو،«~ (Kuroshio) ~»گفته مى‏ شود، شاخه‏ اى است از جريان استوايى اقيانوس آرام كه از ساحل شرقى تايوان، و از آن‏جا در طول شمال شرقى، در طول ساحل شرقى هون‏شو، در ژاپن، مى‏ گذرد و آن‏گاه به اقيانوس منجمد شمالى مى‏ پيوندد. رنگ آبى سير آن سبب شده كه آن را جريان سياه بنامند . (به نقل از وبستر جغرافيايى) . م.




    ادامه دارد:

  5. #5
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    مردم ژاپن، به رغم اين عناصر چندگونه و تزريق مدام خون نو، توانستند به نسبت در همان آغاز تاريخشان به وحدت ملى برسند، و يك حقيقت شايان ذكر اين است كه كم پيش آمده كه در ميان آن‏ها حس تقسيم نژادى تا تخاصم نژادى پديد آمده باشد (5) و اين تا حدى برخاسته از سيماى جغرافيايى اين كشور است، كه درياهاى ناآرام پيرامونش را گرفته، و شكل دراز و باريكش را زنجيره كوه‏ها به دره‏ ها و دشت‏هاى بى‏ شمار تقسيم كرده است.

    نوآمدگان براى اين‏كه بتوانند در گروه‏هاى بزرگ به آن‏جا برسند مى‏ بايست دريانوردى كنند كه اين كار بسيار سختى بود؛ گروه اندكى كه هر بار مى‏ آمدند به‏ سادگى جذب مى‏ شدند؛ و فرمانروايان جزيره اصلى توانستند قبايل گردنكش را در طول جزيره دورتر و دورتر برانند، و از اين‏رو به‏ تدريج توانستند قلمروى متحد بسازند.

    اما تا اين‏جا در دست‏يابى به وحدت ملى عامل مهم‏ترى نقش داشت كه همان منش و توانش نژاد اصلى بود. آنان نيرومند و دلير و متحد بودند، با اين باور كه از نسل خدايان آسمانى‏ اند، كه برترينشان هم بانوخداى خورشيد بود، كه او را حافظ نياكان خاندان شاهى و ملت مى‏ دانستند . جهت مهاجرت مردم گويا هميشه رو به شرق بوده است، و مى‏ گويند از اين كه به هنگام نبرد رو به خورشيد باشند پرهيز مى‏ كردند. نژاد پيروز، در پيشروى‏ شان، كيش خدايان خود را در ميان مغلوبان بر تخت نشاندند و اينان را هم در آيين نيايش شان پذيرفتند. شوق و شور و توانايى، روح دلير و خوى متغير، دليرى در جنگاورى و شوق دينى، اين‏ها صفاتى است كه مى‏ توان در سراسر تاريخشان به چشم ديد و كمابيش به شكل ميراث اين مردم باقى مانده است.

    ادامه دارد:

  6. #6
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    همدلى مردم را در احساسشان به طبيعت و در عشقشان به نظم در زندگى مشترك اجتماعى (ياكومونى) (6) مى‏ توان ديد. بستگى تنگاتنگشان با طبيعت در زندگى و شعرشان نمودار مى‏ شود. اين شايد تا حدى، هم ناشى از تأثير بوم و اقليم باشد و هم ناشى از زود رسيدنشان به تمدن كشاورزى اسكان‏يافته. اين سرزمين كه از راه سلسله كوه‏هاى قابل عبور به همه جاى آن مى‏ توان رفت، سرشار از رودها و درياچه‏ هاست، مطلوب خانه و كاشانه و توسعه زندگى مشترك اجتماعى بود . اقليمش معتدل، چشم‏اندازهايش گوناگون، گيايش (فلور) پربار و محصولات دريايى‏ اش غنى بود و فقدان چشم‏گير جانوران درنده، به توسعه كامل گرايش صلح‏ دوستى و به توانايى برقرارى نظم و رسيدن به همبستگى يارى مى‏ كرد.

    در كهن‏ ترين دوره تاريخ ژاپن، صحنه اصلى رخداد، ساحل اقيانوس آرام بود، كه هميشه بهار است. گرچه اين سوى كشور دستخوش توفان‏هاى گوناگون است و دريا گاهى خشن است، زندگى مردم بيشتر در هواى آزاد مى‏ گذرد و كشتزارها در سراسر سال از علف‏ها و گل‏ها مى ‏درخشند. هر كس كه به كشت‏كارانى نگاه مى‏ كند كه در ميان شكوفه‏ هاى زرد شلغم روغنى كار مى‏ كنند، يا ترانه‏ هاى ماهيگيرانى را مى‏ شنود كه بر آب آرام دريا پارو مى‏ كشند ـ آبى كه ارغوان زرين غروب آفتاب را باز مى‏ تابد ـ يك احساس آرامش ساده و شاد در او پيدا مى‏ شود. امروزه هم همين چشم‏اندازها را داريم، كه بى‏ گمان چندان فرقى با روزگاران كهن ندارند. از چشم‏اندازهاى تماشايى آب‏هاى نيلگون خليج‏ ها و شاخابه‏ هاى بسيار، شيب‏هاى آرام كوه‏ها، انحناهاى زيباى آتشفشان‏ها و سنگ‏پوزهاى تند پوشيده از درختان رؤيايى، نمى‏ شود كه در يك دل حساس، عشق ظريف به طبيعت بيدار نشود. اين نعمت‏هاى طبيعى هميشه به شكل تأثيرى مهربانانه بر حيات احساسى اين ملت باقى مى‏ ماند.


       
    «~ 6. communal ~»



    ادامه دارد:

  7. #7
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    پاسخ همدلانه دل، حركت پذيرنده انديشه و انعطاف جان پرورده تأثير محيط طبيعى بود و با تماس مكرر با تمدن‏ هاى ديگر شتاب مى‏ گرفت. آن‏گاه مسير و سرنوشت تمدن ژاپنى ‏ها با منش نهادين مردم، كه به تأثيرات بيرونى آميخته بود، تعيين مى‏ شد. مردم مى‏ توانستند نورسيدگان را جذب كنند و جريان‏هاى گوناگون تمدن و دين را هم، كه يكى پس از ديگرى از قاره آسيا مى‏ رسيدند، با هم سازگار كنند. اين مردم كه نه تنها از اين واردات و تأثيرات برنمى‏ آشفتند، بلكه هميشه آن‏ها را به سود خود مى‏ گرداندند، در راه پيشرفت تلاش‏هاى پرتوش و توان مى‏ كردند . گاهى جان‏هايشان مبهوت اثر مداوم نفوذهاى نو بود، اما زود تعادلشان را به دست مى‏ آوردند؛ ژاپنى‏ ها ثابت كردند كه مى ‏توانند مشكلات تازه را حل كنند و تمدن بيگانه را با نبوغ و نيازهاى پيرامونشان سازگار كنند.

    به اين طريق امپراتورى جزيره‏اى مخزنى شد براى هنرها، دين‏ها و ادبيات گوناگون قاره آسيا، و بسا چيزها در خود حفظ كرده است كه ديگر در خانه‏ هايشان در قاره از دست رفته ‏اند . در تاريخ ژاپن بخش بزرگى از اين دلبستگى در تنوع اين واردات و در وجوه واكنش مردم به آن‏ها نهفته است. كل تاريخ ژاپن گزارشى است از اين كنش‏ها و واكنش‏ها، كه گوناگونى‏ هاى فرهنگ را پديد آوردند، و پر است از جنگ و جدال‏ها و سازش‏ها، كشاكش‏ها و تركيب‏ها. امروزه امكانش خيلى كم است كه بتوان به‏ دقت باز شناخت كه چه چيزى اصيل است و چه چيزى بيگانه . با اين همه، به نظر مى‏ رسد كه منش بنيادى اين مردم نسبتا دست‏ نخورده مانده، يعنى بسيار حساس اما خيلى كم نافذ است، كنش‏گر و به‏ ندرت متفكر است. از طرف ديگر، هرچند گاهى نفوذهاى قدرتمند بيگانه راه يك توسعه كاملا آزاد و مستقل ايمان و انديشه‏ هاى مردم را مى‏ بستند، اما همين‏ ها خود هميشه سبب مى‏ شدند كه صفات بومى نيرو و والايى بگيرد. حتى امروزه هم بر همين روال است، يعنى حالا كه ژاپن ديگر يك ملت گوشه ‏گرفته خاور دور نيست بلكه يك قدرت جهانى است كه از راه‏هاى گوناگون نقش‏ه اى سياسى و فرهنگى خود را ايفا مى‏ كند، باز ميراث تمدن باستانى او در تمام مراحلش روبه‏ روى تأثير نيروهاى عظيم تمدن جديد مى‏ ايستد .


    ادامه دارد:


  8. #8
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    دين‏ هاى ژاپن

    اگر بخواهيم كلى بگوييم، شين‏تو كه دين بومى مردم و حاصل زندگى و خوى آنان بود، بستگى تنگاتنگى با سنت‏هاى ملى و نهادهاى اجتماعى داشت. شين‏تو در اصل يك دين سازمان‏ نيافته بود، كه دشوار بشود گفت داراى يك نظام اعتقادى است؛ اما كيش آن در انديشه‏ ها و احساس‏هاى اين ملت خوب تجسم يافته است و نفوذ آن در سراسر فراز و فرودهاى تاريخ ملت پايدار مانده است. وحدت ملى و همبستگى اجتماعى هميشه با احترام به خاندان فرمانروا حفظ مى‏ شد و باور به خاستگاه آسمانى اورنگ پادشاهى از پرستش بانوخداى خورشيد جدايى ‏ناپذير بود. با آن كه فكر شأن آسمانى اورنگ پادشاهى در تاريخ توسعه يافته و با كيش وابسته خدايان نياكانى و پهلوانان ملى همراه بوده، اما هميشه در نهادهاى سياسى و اجتماعى يك نقش اصلى ايفا كرده است. نقش فكر ماندگارى خانواده و اهميت زندگى مشترك اجتماعى كمتر از چيزهاى ديگر نبود؛ هنرهاى دلاورى و وفادارى، همچنين رعايت وفادارانه سنت‏هاى خانوادگى، هميشه عوامل اصلى دين بومى بودند. [چند و چون‏] سرنوشت اين دين نياكانى در يك رژيم صنعتى مثل امروز مسئله خطيرى است، بااين‏همه بايد به طور كامل به نقشى كه هنوز شين‏تو در انديشه ‏ها و حيات اين ملت دارد اشاره كرد.

    آيين كنفوسيوس، كه نظام اخلاقى چينيان شمالى بود، به ژاپن رسيد و انگيزه‏اى براى توسعه بيشتر حيات ملى شد. آموزه ‏اش مصالح و موادى براى نهادهاى اجتماعى، سازمان سياسى و نظام ‏دهى احكام اخلاقى فراهم آورد. شين‏تو آغازين مفهوم روشنى از وفادارى يا حرمت به والدين نداشت، و اين‏ها فضايلى است كه نقش بسيار مهمى در حيات اخلاقى اين مردم داشت. خود همين نام اين فضايل را آيين كنفوسيوس آورد، كه به آموزه اخلاق‏مدارى، نظام‏مندى مى‏ بخشد و روش‏هاى آموزش آن را به دست مى ‏دهد. اين‏جا متافيزيك چينى و اعمال دينى هم نقشى داشتند، اما به روش‏هاى غيب‏ گويى بدل شدند. اخلاق كنفوسيوسى، كه به زمينه‏اى متافيزيكى آراسته بود، و بعدها به ژاپن رسيد، شكل انديشه‏ هايى چينى را داشت كه تفكر هندو در آن دست برده بود . نفوذ انديشه كنفوسيوسى در ژاپن، هميشه در حوزه نهادهاى حقوقى و آموزشى، مشخص‏ تر از قلمرو احساس دينى بود؛ نهادهاى شهرى و آموزه اخلاقى، يارمندى‏ هاى چينيان به ژاپن بود .
    علاوه بر اين تأثيرات، آيين بودا در خدمت آن بود كه حيات دينى ژاپنى‏ ها را به اوج برساند و نيروى زيست به آن بدهد و اين كار را از راه برانگيختن آرمان‏هاى كلى و پالودن احساس‏هاى دينى و زيبايى‏ شناختى آن‏ها كرد. دين بودا را مردم اول براى اين پذيرفتند كه اشتياق‏هايشان را براى رسيدن به يك فراسو ارضا كنند، و اين دين مصالح فراوانى براى نظر فرارونده يا متعالى فراهم آورد و جان مردم را به بينش‏ هايى گسترده‏ تر و اسرارى عميق‏تر از آنچه تاكنون در خيالشان بود هدايت كرد. هنرها و ادبيات قويا برانگيخته شد؛ روش‏هاى تربيت روحى به گونه‏ اى دقيق و سنجيده ساخته و پرداخته شد؛ نهادهاى مذهبى سازمان يافت؛ يك نظام كيهان‏ شناسى و آخرت‏ شناسى آموخته شد، با صحنه‏ هايى از حيات آينده كه به طور گرافيكى ترسيم شده بود، و نيز آن اعمال رازورانه (7) كه آيين بودا با خود آورده بود.

       
    «~ 7. occult ~»


    ادامه دارد:

  9. #9
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    آيين بودايى كه به ژاپن آورده شد مهايانه (8) بود، يعنى گردونه يا طريقت بزرگ، همراه با كيش‏هاى بسيارسويه و نظام‏هاى فلسفى ‏اش. اين شكل از آيين بودا كه انديشه‏ ها و اعمال گوناگون را جذب كرده بود و با آسياى ميانه و چين تماس داشت، تمام آن عناصر بسيارگونه را به ژاپن آورد. اما ژاپنى‏ ها هميشه آماده ‏اند كه زياده‏ روى‏ ها و گزافه‏ گويى‏ هاى آن را خنثى كنند و مراحل گوناگون آيين بودا را با نيازهاى خود سازگار كنند. به اين ترتيب آيين بوداى ژاپنى شاخه‏ اى كاملا متمايز از آيين بوداست كه با همه گونه‏ هاى قاره‏ اى آن فرق دارد. به نكته ديگرى هم بايد اشاره كرد، به اين معنى كه نه فقط مقدارى از كتاب‏ها و سنت‏هايى كه در هند و چين از ميان رفته‏ اند در ژاپن نگهدارى مى‏ شوند، بلكه از طريق آن‏ها مى‏ توان رد توسعه مستمرى از شكل‏ هاى مختلف آيين بودا را دنبال كرد.

    به اين طريق، تاريخ دين‏ها و اصول اخلاقى ژاپن برهمكنش نيروهاى گوناگونى را نشان مى‏ دهد كه حياتشان بيشتر در تركيب نمودار مى‏ شود تا در تضاد. مى‏ گويند شاهزاده شوتوكو (9) بنيادگذار تمدن ژاپنى، سه نظام دينى و اخلاقى موجود ژاپن را به ريشه، ساقه‏ ها و شاخه‏ ها، و گل‏ها و ميوه‏ هاى درخت مانند كرده است. شين‏تو آن ريشه است كه در خاك منش مردم و سنت‏هاى ملى نشانده شده؛ آيين كنفوسيوس در ساقه و شاخه‏ هاى نهادهاى آموزشى ديده مى‏ شود؛ آيين بودا گل‏هاى احساس دينى را شكوفا كرد و ميوه‏ هايش زندگانى روحى بود. اين سه نظام را اوضاع و احوال آن زمانه‏ ها و نبوغ مردم در يك كل مركب حيات روحى و اخلاقى ملت قالب زده و تركيب كرده بود. اما در قرن پانزدهم خط فاصل ميان آيين بودا و نظام‏هاى ديگر مشخص شد، و سرانجام آن تركيب در سير قرون بعد تجزيه شد. بااين‏همه، اين سه نظام چنان از درون و باظرافت در جان و دل مردم عجين شده ‏اند كه حتى ژاپنى‏ هاى امروزى هم، دانسته يا ندانسته، در آن واحد پيروان اين آموزه‏ هاى گوناگونند، و هيچ نظامى را به طور مطلق كنار نگذاشته‏ اند .

       

    «~ 8. Mahayana ~»
    «~ 9. Shotoku ~»



    ادامه دارد:

  10. #10
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    بايد در اين فرآيند امتزاج به يك نكته اشاره كرد و آن تساهلى است كه در آن مى‏ بينيم . در سراسر اين تاريخ تماس و تركيب، فقط نمونه‏ هايى استثنايى از اذيت و آزار و جنگ‏هاى دينى به چشم مى‏ خورد و اين تا حد زيادى ناشى از طبيعت عمل‏گراى اين مردم بود كه آن‏ها را از دويدن به سوى كرانه‏ ها يا زياده ‏روى‏ ها و تعصب باز مى‏ داشت. علت ديگر را بايد در سرشت خود دين‏هاى وارداتى جست. آيين كنفوسيوس يك نظام اخلاقى عملى بود كه چندان توجهى به اعتقاد و عقيده جزمى نداشت، در حالى كه آيين بودا دينى بود كه به طور چشم‏گيرى ايده‏ اليستى و تساهل‏ گرا بود. اين دو نظام هرگز گرفتار كشاكش نشدند، مگر موقعى كه كنفوسيوسى‏هاى متعصب قرن هفدهم، شروع كردند به حمله كردن به آيين بودا، براى انگيزه‏ اى كه صرفا دينى نبود. (10)

    اما به طور كلى مى‏ توان گفت كه تساهل رواج يافت، و اين هنگامى بود كه اين تماس هرگز نه به هماهنگى كامل منجر شد و نه به جذب كامل يكى در ديگرى. نبود چنين تخاصمى شايد تا حدى ناشى از ميل به جدا نگه‏داشتن جنبه‏ هاى فرارونده يا متعالى آرمان دينى از اخلاق عملى زندگى روزمره باشد، چنان كه گويى تقسيمى ميان اين دو مرحله از زندگى وجود داشت . هميشه راه‏ حل را در مصالحه عملى مى‏ جستند نه در جست‏جوى نظرى يا عقلى پيامدها.

    نكته ديگرى را كه بايد در زمينه تساهل مطرح كرد رابطه ميان دين و دولت است. شين‏تو هميشه از سوى حكومت و اجتماع حمايت مى‏ شده، در هر محلى ايزدكده‏ اى داشته است، اما هرگز به سطح يك سازمان كليساى دولتى نرسيد. از طرف ديگر، آيين بودا هم كه مدتى به مقام قدرت كليساى دولتى رسيد و اسقف‏ هايش همپايه مقامات دولتى شدند، باز هرگز سعى نكرد دين‏هاى ديگر را سركوب كند، بلكه هميشه تلاش مى‏ كرد آن‏ها را جذب كند. آيين كنفوسيوس در دست حكومت نقش يك ابزار مفيد را بازى مى‏ كرد، اما به‏ ندرت مدعى اقتدار انحصارى شد. به اين ترتيب حكومت شاهرگ‏ هاى مهار نهادهاى دينى را در دست داشت، در حالى كه مردم، هم دين‏ پيشگان و هم مؤمنان، از رهبرى طبقات حاكم پيروى مى‏كردند. اين وضع تا موقعى رواج داشت كه ملت را يك حكومت مركزى اداره مى‏كرد و سلطنت بالاترين مرجع دين و اخلاق به شمار مى‏ آمد. اما موقعى كه كشور به دولت‏هاى خان‏خانى يا ملوك‏ الطوايفى (فئوداليسم) تقسيم شد، پيكره ‏ها يا هيئت‏هاى دينى به نفع قلمروهاى فئودالى شروع كردند به جنگ و جدال با يكديگر. به اين ترتيب، در عصر جنگ‏ها كه از قرن پانزدهم تا شانزدهم طول كشيد، نبردهاى خونينى در ميان فرقه‏ هاى بودايى درگرفت، در همان حال آشوب زمانه دامن‏گير ميسيون‏ها يا دستگاه‏هاى تبليغاتى كاتوليك‏ها هم شد و سرانجام هم آنان را از ژاپن بيرون راندند.

       
    .10 همين طور زجر و آزار كاتوليك‏ها در قرن هفدهم كه با قدرت نيرويى درنده نابودى آنان را در عمل دنبال مى‏كرد انگيزه‏ اش آن‏قدرها كه سياسى و اجتماعى بود ملاحظات دينى نبود


    ادامه دارد:

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بايدهاي ترجمه قرآن و آثار ديني به زبان تايي تبيين شد
    توسط فكوري در تالار اخبار قرآنی جامعة المصطفی العالمیه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/12/06, 09:02 بعد از ظهر
  2. ◇◈ آشنايي با آيين يهوديت
    توسط هندیانی در تالار یهود
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1390/08/18, 04:14 بعد از ظهر
  3. △◉▲ آشنايي با آيين تائوئيسم
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 1390/08/16, 04:29 بعد از ظهر
  4. △◉▲ آشنايي با آيين سيك
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1390/07/27, 08:28 قبل از ظهر
  5. △◉▲ آشنايي با آيين جين
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/07/24, 10:54 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •