تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1

    △◉▲ آشنايي با آيين بوديسم




    آشنايي با آيين بوديسم


    كتاب: آشنايي با اديان بزرگ، ص 45

    نويسنده: حسين توفيقي



    آيين بودا از شاخه هاى كيش هندوست . اين آيين از هندوستان بيرون آمده و سراسر مناطق خاورى را در نورديده است و به علت داشتن انديشه هاى عرفانى لطيف و گسترش در مناطق پرجمعيت جهان ، پيروان زيادى دارد و اخيرا به اروپا و آمريكا نيز سرايت كرده است .

    1- سرگذشت بودا



    بودا (Buddha) به معناى بيدار لقب گوتاماشاكيامونى (Gautamamuni -Sakya) بنيانگذار مكتب اصلاحى بوديسم است . به عقيده بوداييان وى كه فرزند پادشاه شهر كاپيلاوستو (vastu-Kapila) در شمال هندوستان بود، در حدود سال 563 ق .م . به دنيا آمد و در آغاز سيدارتا (Siddhartha) يعنى كامياب ناميده مى شد. ستاره شناسان پيشگويى كرده بودند كه اين شاهزاده پس از مشاهده نمونه هاى بيمارى ، پيرى و مرگ و برخورد با يك رياضت كش دنيا را ترك خواهد كرد و به رياضت روى خواهد آورد. بدين سبب پدرش دستور داده بود وى را به دور از ناملايمات زندگى بشرى و در ناز و نعمت پرورش دهند و مراقب رفتار و كردار او باشند. شاهزاده با دخبر عمويش يشودهرا (Yasodhara) ازدواج كرد و داراى پسرى به نام راهولا (Rahula) شد. وى در 29 سالگى پس از مشاهده موارد مذكور، شبانه از كاخ و تنعمات آن گريخت و تحت ارشاد فردى به نام آلارا (Alara) زندگى راهبان را برگزيد و پس از شش سال رياضتهاى سخت و سنگين در جنگلها سرانجام هنگامى كه از وصول به حقيقت از طريق رياضت نوميد شد، رياضت را كنار گذاشت و به تأمل و تفكر و مراقبت معنوى روى آورد. جهاد اكبر او نيز شش سال طول كشيد و پس از آن با هفت هفته توقف زير درختى كه بعدا درخت بيدارى ناميده شد، با مارا (Mara) يعنى شيطان ويرانگر مبارزه كرد و در نهايت به حقيقت دست يافت و بوداى دوره كنونى شد. به عقيده بوداييان در دورانهاى پيشين جهان نيز تعدادى بودا آمده اند. هر يك از اين بوداها قبل از ظهورشان بودى ستو (sattva-Bodhi) خوانده مى شود، يعنى كسى كه به معرفت كامل دسترسى دارد يا بوداى بالقوه است .

    بودا در مدت 40 سال با مسافرتهاى فراوان ، آيين خود را در سراسر هندوستان تبليغ كرد و بر اثر ملاقات با افراد مختلف ، به اصلاح نفوس و تربيت شاگردانى همت گماشت كه برجسته ترين آنان پسر عمويش آنندا (Ananda) بود. وى سرانجام در هشتاد سالگى در حدود سال 483 ق .م . به نيزوانا پيوست .

    داستان زندگى شگفت آور بودا از قديم الايام جذابيت داشته و به همين دليل اين داستان دينى به زبانهاى گوناگون ترجمه و در سراسر جهان منتشر شده است . نقل عربى آن با اضافاتى از فرهنگ سريانى ، به عنوان داستان بلوهر و يوذاسف بين مسلمانان رواج پيدا كرد.(1)


       
    1- براى مثال رك .: اكمال الدين نوشته شيخ صدوق ، ج 2، صص 577-638 و بحار الانوار نوشته علامه مجلسى ، ج 78، صص 383-444 و ترجمه فارسى آن در عين الحيات نوشته علامه مجلسى و در رساله اى مستقل آمده است . در تحرير عربى اين داستان ، نامهاى آلارا و بودى ستو به بلوهر و يوذاسف تغيير يافته است .
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/23 در ساعت 11:52 بعد از ظهر

  2. #2
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.

    مطلب




    2- تاءسيس نظام

    انديشه هاى اصلاحى بودا در مخالفت با تعصب هاى برهمنان بود و اختلافات طبقاتى را باطل مى شمرد. تعاليم اخلاقى وى در مجموعه هايى مانند ترى پيتكا (pitaka-Tri) يعنى سه سبدگرد آمده است . اين تعاليم كه بر آيين هندو پايه گذارى شده است ، ترك دنيا، تهذيب نفس ، تاءمل ، مراقبه و تلاش براى رهايى از گردونه زندگى پر رنج اين جهان را توصيه مى كند و براى وصول به نيروانا اهميت زيادى قائل است و مفهوم آن را توسعه مى دهد. آيين بودا در قرون بعدى بخش عمدمه اى از خاك هندوستان را تسخير كرد و در كشورهاى همسايه نيز گسترش يافت . در قرون هشتم و نهم ميلادى ، دو تن از دانشمندان آيين هندو را نوسازى كردند و بر اثر آن ، آيين بودا اندك اندك از هندوستان برچيده و آيين هندو جانشين آن شد، اما اشكال گوناگون آن در خاور دور و مناطق ديگر گسترش يافت .



    3- فلسفه بودا

    هنگامى كه بودا به حقيقت دست يافت ، ابتدا به شهر بنارس رفت تا پنج تن از راهبان را كه از وى روى برتافته بودند، بيابد. او مى انديشيد كه اين پنج تن مانند وى در جستجوى حقيقتند و تعليم دادن ايشان از ساير مردم آسانتر است .
    و چون به بنارس پا نهاد آن پنج تن را ديد كه در ميان بيشه اى نزديك شهر نشسته اند و با هم سخن مى گويند.
    هنگامى كه چشم آنان به بودا افتاد، به يكديگر گفتند:اين سيدارتاست كه مى آيد؛ همان كه دست از رهبانيت كشيد؛ خوب است به او كارى نداشته باشيم .
    اما چون بودا به آنان نزديك شد به وى سلام كردند و از او خواستند در كنارشان بنشيند. آنگاه از وى پرسيدند: سرانجام ، حقيقتى را كه مى جستى ، يافتى ؟ بودا گفت : آرى ، آن را يافتم .
    راهبان گفتند: پس به ما بگو حقيقت و حكمت و راز هستى چيست ؟ بودا پرسيد: آيا شما به كارما يعنى قانون كردار ايمان داريد؟ گفتند: آرى .

    بودا گفت :پس بدانيد كه همان سرآغاز حكمت و آگاهى از حقيقت است . از نيكو نيكو پديد مى آيد و از بد بد. اين نخستين قانون زندگى است و همه چيزهاى ديگر بر اين قانون استوار است .
    گفتند: اين كه تازگى ندارد. گفت :اگر چنين است قربانى ، دعا و تضرع به درگاه خدا عاقلانه نيست .
    راهبان پرسيدند:چگونه ؟ بودا پاسخ داد: زيرا آب هميشه سراشيبى مى رود، آتش هميشه داغ است و يخ همواره سرد. اگر براى همه خدايان هندوستان هم دعا كنيم ، آب هرگز سربالا نمى رود و آتش سرد و يخ گرم نمى شود. زيرا در زندگى قانونهايى يافت مى شود كه همه چيز بر آنها استوار است . از اين رو، كارى كه انجام گرفت ، قابل ابطال نيست و دعا و قربانى براى خدايان نيز سودى ندارد.

    آنان با اين سخن موافقت كردند و بودا افزود: اگر اين سخن درست است ، كتاب وداها كه به مردم راه و رسم دعا و قربانى را مى آموزد، درست نيست و برخلاف گفته پيشوايان دينى ، من اعلام مى كنم كه وداها مقدس ‍ نيستند.
    راهبان از اين جراءت بسيار شگفت زده شدند و از بودا پرسيدند: تو مى گويى برهما هنگام آفريدن جهان مردم را به طبقات گوناگون تقسيم نكرده است ؟ پاسخ داد: اصلا من باور ندارم برهما چيزى را آفريده باشد تا جهان آفريده او باشد.
    آنان پرسيدند: پس جهان ساخته كيست ؟ بودا پاسخ داد: به نظر من جهان ابدى است و آغاز و انجامى ندارد. دو چيز است كه بايستى از آن پرهيز كرد: يكى زندگانى پر از لذت كه زاييده خودخواهى و فرومايگى است و ديگر زندگى پر از رنج و خود آزارى كه آن نيز سودى ندارد و هيچ يك از اين دو به نيكبختى منجر نمى شود.
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/07/24 در ساعت 08:43 بعد از ظهر

  3. صلوات و تشکر


  4. #3
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    4- اخلاقيات

    سرانجام راهبان از بودا پرسيدند: "پس راه درست كدام است ؟" پاسخ داد: "راه ميانه ، ميان لذت و رنج است كه از راه هشتگانه به دست مى آيد. راه هشتگانه هشت قانون بزرگ زندگى را مى آموزد:

    1. پرهيز از آزار جانداران ؛
    2. پرهيز از دزدى ؛
    3. پرهيز از بى عفتى ؛
    4. پرهيز از دروغ ؛
    5. پرهيز از مستى ؛
    6. پرهيز از بدگويى ؛
    7. پرهيز از خودخواهى ؛
    8. پرهيز از نادانى ؛
    9. پرهيز از دشمنى .


    5- فرقه هاى بودايى


    آيين بودا سه فرقه دارد:
    1. مهايانا (yana-Maha) يعنى چرخ بزرگ ، آيين شمالى كه در چين رواج دارد. اين شعبه اى آيين بودا با طيف هايى از اعتقادات و سنن كنفوسيوس و لائوتسه در چين و شينتو در ژاپن در آميخته است . يكى از آداب آن كه به سانسكريت دهيانا (Dhyana) يعنى تاءمل ، به چينى (Chang) و به ژاپنى زن (Zen) خوانده مى شود، شهرت جهانى دارد.

    2. هينايانا (yana-Hina) يعنى چرخ كوچك ، آيين جنوبى كه در سرى لانكا (سيلان ) و كشورهاى جنوب شرق آسيا مشاهده مى شود. پيروان چرخ كوچك آيين خود را تراوادا (Theravada) يعنى آيين نياكان و بزرگان مى خوانند و كتب دينى آنان به زبان پالى است .

    3. وجريانا (yana-Vajra) يعنى چرخ الماس . اين فرقه در تبت وجود دارد و آيين بودا را با سحر و كهانت و توتم پرستى در آميخته و تشكيلاتى نيرومند براى خود پديد آورده است . آيين مذكور لامائيسم (Lamaism) نيز خوانده مى شود و عنوان رهبر مذهبى مقتدر آن دالائى لاما (Lama Dalai) به معناى رئيس درياگونه است . از چيزهاى جالب توجه اين فرقه آن است كه هنگامى كه رهبر مذهبى آن وفات يابد، راهبان براى پيدا كردن جانشين وى به جستجوى كودكى مى پردازد كه در لحظه درگذشت رهبر به دنيا آمده باشد. سپس اين كودك را با توجهات ويژه پرورش مى دهند. وى پس ‍ از فراگيرى دانش و گذراندن مراحل مختلف به مقام مورد نظر نائل مى آيد. دالائى لاماى عصر ما پس از سرايت كمونيسم چينى به تبت رهسپار هندوستان شده و در آنجا به ارشاد و رهبرى مشغول است . اخيرا وى ، برخلاف سنت ، پسر بچه اى را براى جانشينى خود تعيين كرد و به خاطر اين مساءله مورد انتقاد قرار گرفت .


    6- كتب بودايى

    قديمى ترين كتاب مقدس بوداييان ترى پيتاكا يعنى سه زنبيل ناميده مى شود كه داراى سه بخش است :
    1. قواعد رهبانيت ؛
    2. وسيله رستگارى ؛
    3. مفهوم فلسفى و روانشناسى .
    فرقه هاى مختلف بودايى نيز كتابهاى مخصوص به خود دارند
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/07/30 در ساعت 06:50 قبل از ظهر

  5. صلوات و تشکر


  6. #4
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    مفهوم نيروانه در آيين بودا (1)

    منبع: مجله هفت آسمان، شماره 7

    نويسنده: ال. اس. كازينز / مترجم: على‏رضا شجاعى

    كوته‏ نوشتها: پا.: پالى، سن.: سنسكريت، په: پهلوى

    [اشاره‏]

    پيش از پيدايش آيين بودا، در حدود قرن پنجم ق‏م، نيروانه (2) را هدف زندگى معنوى‏ مى‏دانستند، اما اين [اصطلاح‏] تنها در متن‏ هاى بودايى است كه بسيار مشهور شده‏ است. نيروانه در آثار كهن‏ تر بودايى و در كاربرد رايج آن تا امروز، اشاره است به ‏مقصد تربيت بودايى، كه از راه تربيت نظام‏ مند در سلوك اخلاقى و نظاره و شناخت به‏ دست مى‏ آيد. (3)

    غايت اين مقصد، زدودن عناصر روانى آشفته‏ كننده‏ اى است كه‏ حجاب دل صافى و آرام مى‏ شوند، و همراه است با حالت بيدارى از خواب روانى‏ حاصل از اين عناصر. چنين بيدارى‏ اى (كه اغلب در زبان انگليسى با واژه«~ enlightenment ~»، يعنى «روشن‏ شدگى» به آن اشاره مى‏ شود) امكان درك روشن حقيقت‏ هاى بنيادين را ميسر مى‏ سازد، و فهم آن لازمه آزادى دل است. بعدها، اين‏ اصطلاح اغلب به شكل محدودتر به جنبه‏ اى خاص از حالت بيدار اطلاق شد، آن ‏جنبه از اين تجربه كه تغييرناپذير انگاشته مى ‏شد، يعنى عنصرى كه نه به طور جزئى‏ حاصل ساخت روانى است و نه به طور كلى محصول علل و شرايط.


       
    1) اين نوشته ترجمه ‏اى است از:«~ .12ـ Routledge Encyclopedia of Philosophy, Ist ed , 1998, vol.7, pp. 8 : in «airvanN» , L.S. Cousins ~»

    «~ 2. Nirvana ~»
    3) تربيت بودايى در سه حوزه صورت مى‏ گيرد كه به «سه آموزش» معروف است: 1)«~ sila ~» (سيله)، 2)«~ samadhi ~» (سمادى)، و3)«~ · pann ~» (سن.:«~ · prajn ~»، (پرجنيا) .«~ sila ~» (سن.:«~ sila ~»، (شيله) را مى ‏توان رفتار يا سلوك اخلاقى دانست، اما سمادى رانمى‏ توان دقيقا مديتيشن گفت، چنان كه معمول است، چون بسيار فراتر از آن است. (در انگليسى معمولا«~ meditation ~»رابرابر«~ dhyana، ~» (ديانه) و«~ concentration ~»را برابر سمادى مى‏ نهند، بگذريم از اين كه هيچ يك رساننده معناى دقيق اين‏دونيست.) سومى هم شناخت، شناسايى يا فراشناخت است، و از نظر ريشه لغوى همان «فرزانگى» است. نويسنده اين را ظاهرا«~ int e llect ~» (خرد، عقل) خوانده كه انتخاب خوبى براى پرجنيا نيست؛ از قضا از برخى نظرها، مخالف«~ intellect ~»است.م.براى آشنايى با سه آموزش«~ (sikkha ـ Ti) ~»نك .: ع. پاشايى، بودا، انتشارات فيروزه (چاپ هفتم، تهران 1378)، ص 31 به بعد.




    ادامه دارد:

  7. صلوات و تشکر


  8. #5
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    .1 خاستگاه‏ ها و ريشه‏ شناسى واژه نيروانه

    نيروانه (پا.: نيبانه) (4) در لغت به معناى «خاموش كردن» يا «فرو نشاندن» [آتش‏] است. اماازآن‏جا كه اين اصطلاح احتمالا ماقبل بودايى است، اين ريشه‏ شناسى براى تعيين معناى‏ دقيق آن، به مثابه برترين مقصد آيين بوداى آغازين، ضرورتااز قطعيت برخوردار نيست. (5)

    در واقع، بسيارى از بوداييان، بنا بر سنت ترجيح داده‏ اند آن را به مثابه نبود كنش بافتن (وانه) (6) توضيح دهند. اين جا بافتن استعاره‏ اى است از شيوه كنش دل كه از نادانى به‏ سرشت حقيقى اشيا و نيز از تشنگى به تملكات و حالات وجود قلب شده باشد. شايدتصادفى نباشد كه چنين تعريفى چيزى از معناى دقيق نيروانه به ما نمى‏ گويد. بودايى‏ هاعموما از هرگونه توصيف لفظى مقصدشان پرهيز كرده و [اساسا] شك دارند كه بتوان آن‏را وصف كرد.

    كهن‏ ترين متن‏هاى بودايى گويا واژه نيروانه را براى ناميدن مقصد نهايى (7) راهى كه بوداتعليم كرد به كار برده‏ اند. از اين‏رو، نيروانه را به برترين نيك‏ بختى و آرامش نهايى تعريف‏ كرده ‏اند. (8)

    احتمالا آنها اين را با ساير مكتب‏هاى دينى ـ فلسفى آن دوره شريك بوده‏ اند.عموما همين متن‏ها از هيچ اقدامى براى پرهيز از بحث در آنچه پس از مرگ بر سر واصل‏ به اين مقصد مى‏ آيد فروگذار نمى‏ كنند. بودا را اين طور نشان مى‏ دهند كه «نگفته» چنين‏ك سى پس از مرگ هستى دارد يا ندارد. و نير نگفته كه هر دوى اينها درست است. حتى‏ نفى هر دو امكان به مثابه يك انتخاب ناديده انگاشته شد. در حقيقت، علاقه به طبيعت‏ مقصد نيك‏بختى و آرامش نهايى را در وظيفه رسيدن به آن مفيد ندانسته‏ اند. (9)

    در اين‏ زمينه عموما تمثيل مردى را نقل مى‏ كنند كه تيرى زهرآگين خورده است: در اين وضعيت‏ فورى و ضرورى او بايد در صدد مداوا بر آيد و توجه خود را صرفا بدان معطوف بدارد نه اين كه به جزئيات دقيق تير، يا زهر و يا تيرانداز بپردازد. همين گونه نيز در فوري ت‏رسيدن به نيروانه بهتر آن است كه گرفتار جزئيات طبيعت و پيامدهاى آن نشويم. (10)

    امكانش هست كه از خاستگاه‏هاى خود واژه نيروانه به موضع كهن‏ترى بپردازيم كه‏ اين‏جا مطرح شده است. نيروانه مشتق از ريشه «وزيدن» [وا] (11) به معناى خاموش كردن‏ شعله چراغ يا آتش است. در يك كاربرد، مقصود از آن آتش شهوت‏ هايى چون «آز» و «كينه» [وفريب‏] است، (12) كه فرزانه روشن آنها را خاموش مى‏ كند. (13)



       
    4)«~ nibbana ~» (سن.:«~ nirvana) ~»: در لغت يعنى خاموشى«~ (va + nir ~»نوزيدن، خاموش شدن) ؛ بنا بر تفسير، بى‏ شهوتى است.براى واژه«~ nirvana ~»، در آيين آغازين بودا، دو اشتقاق پذيرفته‏ اند: يكى آن كه اين واژه را مركب از دو جزء ـ «~ nir ~»و«~ va ـ ~»مى‏ داند، كه ـ «~ nir ~» به معناى «نه» و«~ va ـ ~»به معناى باد زدن، وزيدن، دميدن است و روى‏ هم رفته،«~ nirvana ~»يعنى «خاموش شده، سردشده، فرو نشسته، فرو نشانده» . اشتقاق ديگر اين است كه«~ nirvana ~»از دو جزء«~ nir ~»و«~ vana ~» (شهوت، تشنگى و طلب) ساخته‏ شده است : «از آن جا كه رو گرداندن،«~ (ni) ~»از«~ vana ~»، يعنى شهوت، است آن را«~ nirvana ~» خوانند (ع. پاشايى، پيشين، واژه‏ نامه‏ پالى) .

    5) نيروانه در هندوئيسم حالت رهايى يا اشراق است، كه به اتحاد خود شخصى و ناپاينده در برهمن توصيف مى‏ شود. نيروانه‏ انسان را از رنج، مرگ و تولد مجدد و ساير مرزهاى اين جهانى آزاد مى‏ كند. نيروانه دانستگى برين و متعالى است، كه به آن دربگود گيتا به برهمن نيروانه، در اوپه‏ نيشدها به توريه،«~ (turiya) ~»، در يوگا به نيربيجه ـ سمادى [سمادى بى‏تخم‏] و در ودانته‏به نيروى‏كلپه ـ سمادى اشاره شده است.،«~ ( Rider Encyclopaedia of Easter n Philosophy and Religion ~»، لندن‏1999، ص 248) . اما نبايد برداشت‏هاى هندويى اين اصطلاح را با برداشت بودايى آن به هم آميخت. م.

    6)«~ vana ~»در اين جا به معناى بافتن و بستن است. بنابراين، نيروانه نبافتن و نبستن، يعنى رها شدن از بند است. م.
    «~ 7. accantanittha ~»
    8) بودا، نمونه‏ هايى از كانون پالى، بخش نيروانه.

    9) بودا، ص 460 و .462
    10) همان. ص .461
    «~ 11. ?va ~»
    12) اينها سه تا هستند كه به «سه آتش» معروف‏اند: 1.«~ raga ~» (آز) ؛ 2.«~ dosa ~» (خشم، كينه) ؛ و 3)«~ moha ~» (فريب، نادانى) .م. ئبودا، ص 89، 90، 349 و .470
    13) مجذوب شهوت، خشمناك از خشم، نابيناى فريب، شكست خورده، با دلى دربند، مرد به ويرانى خود مى‏رود، به ويرانى‏ديگران، به ويرانى هر دو، و درد و اندوه در جان احساس مى‏كند . ولى مرد اگر از شهوت، [يا، آز] خشم و فريب آزاد شده‏ باشد، هدفش نه ويرانى خود است، نه ويرانى ديگران و نه ويرانى هر دو، و درد واندوه در جان احساس مى‏ كند. بدين‏سان، نيروانه بى‏ درنگ، در اين زندگى، ديدنى، فراخواننده، به خود كشنده، و براى فرزانگان دريافتنى است. فرونشاندن آز، فرونشاندن خشم، فرونشاندن فريب: اين را به‏ر استى نيروانه خوانند .» ع.پاشايى، سخن بودا، نشر ميترا (چاپ نخست، ويرايش دوم، تهران، 1378)، ص .49



    ادامه دارد:

  9. #6
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    در كاربرد ديگر، كه‏ قابل اطلاق به وقت مرگ است، شعله چراغ هر نوع كنش متعارف انسانى را فرا مى‏ گيرد.اين كنش ‏ها، همچون شعله چراغ، در لحظه مرگ ارهت روشن متوقف مى‏ شوند. (14)

    دركاربرد ماقبل بودايى، اين را احتمالا به اين معنا فهميده ‏اند كه آتش به حالت پنهان يابالقوه‏ اى بازگشته بود كه بار نخست از آن برخاسته بود. اين استعاره، برعكس اطلاق ‏امروزى‏ اش، معانى ضمنى نيستى (15) نداشته است. بودا خودش گويا با اين نوع برداشت ‏مخالفت كرده است، شايد به اين دليل كه چنين برداشتى بستگى بسيار تنگاتنگى با خودهمه خداانگارانه (16) اوپه‏نيشدها، (17) يا مونادهاى زندگى (18) جين‏ ها (19) و ديگران داشت. البته‏ متن‏ هاى بودايى بر آنند كه زبان را در اين مورد خاص نمى‏ توان به كار برد؛ چون واژه‏ ها درآخرين تحليل مشتق از تجربه حسى‏ اند كه خود در بردارنده حافظه و تخيل است.


       
    14) فرونشاندن شهوت، فرونشاندن كينه، فرونشاندن فريب، مقام ارهتى اين است. ..» سم‏يوته نيكايه، فصل 4، سوره 2 بودا، ص .470

    «~ 15. annihilation ~»
    «~ 16. Pantheistic Self ~»
    «~ 17. Upanisads ~»
    18)«~ monad ـ life ~»در جين معادلى است براى جيوه،«~ (Jiva) ~»، كه همان لغت جيوه در فارسى است، كه خود لغتى است‏سنسكريت به معنى زنده. فارسى آن سيماب است. اصطلاح موناد را لايبنيتس با تعريفى خاص، در فلسفه‏ اش به كاربرده‏است كه از آن زمان به بعد در موارد ديگر هم به كار برده‏ اند.م.

    «~ 19. Jains ~»




    ادامه دارد:

  10. صلوات و تشکر


  11. #7
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    2 . گزارش‏هاى كهن‏تر

    بيشتر اشاره‏ ها به نيروانه آن را مقصد يا برترين نيك‏بختى مى‏ دانند و اين را با مترادف‏هاى‏ بسيارى روشن مى‏ كنند كه نيروانه را همچون مقام امن و پاكى و آرامش فرجامي ن‏مى‏ فهمند. برخى از متن‏ هاى كهن، كه بيشتر در ترجمه‏ هاى پالى يا چينى محفوظ مانده‏ اند، اطلاعات اندك بيشترى به دست مى‏ دهند. به صراحت گفته مى‏ شود كسى كه‏ نيروانه را تجربه كند آگاه است، اما نه آگاه از هر آنچه دل ديده، شنيده، حس كرده، احساس كرده، يافته، جسته يا كشف كرده است (انگوتره نيكايه، (20) كتاب گفتارهاى تدريجى، بخش 4، 320؛ 8ـ 353) . اين تجربه با اشكال گوناگون حصول ديانه‏اى فرق دارد.

    بعدها تمايز آشكارى ميان نيروانه يافته در زندگى و نيروانه [حاصل شده‏] در لحظه‏ مرگ رو به توسعه نهاد. اصطلاح پرى‏ نيروانه (21) بيشتر براى دومى به كار مى‏ رفت، گرچه تاتاريخ متأخرترى بدين معنا نبود ـ در كهن‏ترين منابع صرفا جانشينى براى نيروانه بود. (به‏ بيان دقيق‏تر، نيروانه حالت رهايى است و پرى‏ نيروانه كنش رسيدن به رهايى است) . با اين‏ همه، منابع نسبتا كهن (اگرچه نه كهن‏ترين) حاوى تمثيلى مهم از اقيانوسى‏ اند كه نشانى ازپر شدن يا كاستن ندارد، بى‏ آن كه مهم باشد كه چه ميزان آب از رودها و يا بارندگى به آن‏ مى‏ ريزد. و همين‏گونه، اگرچه بسيارى از ذات (22) نيروانه بى‏ باقى‏ مانده «دل‏بستگى» واردپرى‏ نيروانه شوند، ذات نيروانه نشانى از پر شدن يا كاستن ندارد. (23)

    اين‏جا «دل‏بستگى» (24) يك اصطلاح فنى است كه اشاره است به تملك (25) يا تشخيص (26) كه نتيجه ميل است. از آن‏جا كه وجود و فرايند روانى انسان متعارف را نتيجه چنين تملكى مى‏ دانند، نمى‏توان‏ هيچ‏گونه استمرارى در شرايط آشناى وجودى كه يكباره متوقف شده، يافت . بى‏ گمان‏ اين تمثيل بر اين نكته تأكيد مى‏ كند كه نيروانه وراى قواعد معمولى است.


       

    «~ 20. Anguttara Nikaya ~»
    21)«~ Parinirvana ~» (پا:«~ Parinibbana) : ~»نيروانه كامل، مترادفى است براى نيروانه؛ از اين رو آن را غالبا با نيروانه پس از مرگ (پا.:«~ nibbana ـ sesa ـ upadi ـ An ~»، سن.:«~ nirvana ـ shesha ـ upadhi ـ nir) ~»يكى مى‏ دانند، اما منحصر به آن نيست، يعنى‏ مى‏تواند اشاره به نيروانه پيش از مرگ (پا.:«~ nib bana ـ sesa ـ upadi ـ sa ~»، سن.:«~ nirvana ـ shesha ـ upadhi ـ sa) ~»هم باشد.م.

    22) نويسنده اين‏جا«~ element ~»به كاربرده كه احتمالا برابرنهادى است براى«~ dhatu ~» (داتو) نيروانه«~ amatam dhatu ~» است يعنى‏ ذات بى ‏مرگى . م. ئ بودا، 86 به بعد.

    23) رهرو كامل يا ارهت اگر در سير خود به نيروانه دست يابد، و اين همزمان با مرگ او باشد، آن را «ذات نيروانه بى‏ در كار بودن‏بنياد» [ نيروانه بى‏ باقيمانده دل‏بستگى‏] مى‏ خوانند كه به پرى‏ نيروانه،«~ (parinirvana) ~» هم معروف است. بايد توجه داشت كه‏اين دو مقام نيروانه دو نيروانه جداگانه نيستند، بلكه به اعتبار آن كه ارهت آن گاه كه زيست او برقرار است، يا آن كه در مرگ به‏نيروانه رسيده باشد يكى از اين دو نام به نيروانه او داده مى ‏شود. بودا، ص .90 بدين سان، به نيروانه، يعنى خاموشى وفرونشاندن از دو نظر مى ‏توان نگاه كرد: .1 فرو نشاندن [كامل‏] ناپاكى ‏ها، كه با رسيدن به مقام «ارهتى» ، يا قديسيت و عموما درهمين زندگى دست مى ‏دهد، و اين در گفتارهاى بودا «نيروانه با در كار بودن بنياد» خوانده شده است، و مراد از «بنياد» ، اين‏جا، همان «پنج توده» هستى است. .2 فرونشاندن [كامل‏] جريان پنج توده كه پس از مرگ «ارهت» صورت مى‏ گيرد، و در گفتارهاى‏ بودا «نيروانه بى در كار بودن بنياد» خوانده شده است. سخن بودا، ص .48

    «~ 24. clinging ~»
    «~ 25. appropriation ~»
    «~ 26. identification ~»



    ادامه دارد:

  12. #8
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    .3 برداشت اروپايى از اين اصطلاح

    فرهنگ انگليسى آكسفورد (ويراست اول) نيروانه را اين طور تعريف مى‏ كند: «در الهيات‏ بودايى، خاموشى وجود فردى و استغراق در روح برين، يا خاموشى همه آرزوها وشهوت‏ ها و حصول سعادت كامل» . اگرچه روايت‏ هايى از اين تعريف به طور گسترده به‏ كار رفته است، [چنين تعريفى‏] برداشت‏هاى بودايى، جينى و هندويى اين اصطلاح را به‏ هم مى‏ آميزد. چنين توصيف‏هايى از نيروانه در تفكر اروپايى نسبتا قديم است. در قرن‏ هفدهم، سيمون دولالوبر، سفير فرانسه در دربار سيام [ تايلند]، اشاره كرد كه‏ نويسندگان پرتغالى يك اصطلاح سيامى بسيار نزديك [به اين اصطلاح‏] را چنين‏ برگردانده‏ اند: «آن نيست مى ‏شود» و «آن يك خدا شده است» . او به‏ درستى نشان داد كه‏ به عقيده سيامى‏ ها «اين نه يك نيستى واقعى است و نه اكتساب يك سرشت خدايى‏ است» . لالوبر، در حقيقت، نيروانه را به «ناپيدايى» (27) برگرداند، به معناى ناپيدايى از جهان‏زاد و مرگ. اين فهمى بسيار دقيق از اين اصطلاح است، و تا امروز چيزى به آن افزوده‏ نشده است.

    اما چندان توجهى به شرح موثق‏ تر لالوبر از اين اصطلاح نشد و نظرهايى كه او اصلاح‏ كرده بود، به همان شكل قبلى‏ شان رايج ماند. دليلش تا حدودى يك گرايش خصوصا درقرون هفدهم و هجدهم بود كه هنوز هم در برخى محافل رايج است، و آن اين كه آيين‏ بودا را صورتى از شرك بدانند و در پى آن نقدى را كه آباى كليسا بر فلسفه شرك واردكرده بودند، بر آن اطلاق كنند. با آن كه ميان اين دو حوزه همانندى‏ هايى هست، از قبيل‏ اعتقاد به تناسخ كه مشخصه اشكالى از فلسفه قديم است، اما در مجموع، اين همانندى‏ نادرست است.

       
    «~ 27. disappearance ~»


    ادامه دارد:

  13. #9
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    4.مكتب‏هاى جريان اصلى آيين بودا


    تا زمان توسعه نخستين اشكال علم تفسير سازمان‏ يافته بودايى در قرن‏هاى سوم و چهارم‏ ق‏م، انديشه‏ هاى نسبتا نظام‏ مندترى ساخته و پرداخته شد. نيروانه چون ذات «بى‏ باقى‏مانده دل‏بستگى» در تقابل با ذات «با باقى‏مانده دل‏بستگى» (سئوپادى‏سيسه) (28) بود.اين برداشت دوم از نيروانه مبين مراحل روشن‏شدگى جزئى است كه به «رسيدن به رود» ، [يا، پا نهادن به رود] معروف است. از آن جا كه متن‏هاى كهن‏تر، اغلب در زمينه مرگ بودابه [آن پرى‏] نيروانه «بى‏ باقى‏مانده دل‏بستگى» اشاره مى‏ كردند، كم‏ كم اين طور فرض‏ كردند كه اگر آنچه در مرگ ارهت حاصل مى ‏شود ذات نيروانه «بى‏ باقى‏مانده دل‏بستگى» باشد، در اين صورت بايد ذاتى مشابه بوده باشد كه در روشن‏شدگى يافته شود. از آن‏ پس، ذات نيروانه «با باقى‏مانده دل‏بستگى» مرتبا اشاره بود به حصول روشن‏شدگى، كه‏ معمولا آن را اين طور مجسم مى‏ كردند كه به دنبال آن يك زندگى با فعاليت آموزشى‏ مهرآميز مى‏ آمد. در نتيجه ترجمه نادرست يا برداشت نادرست متأخر اين واژه كه به «دل‏بستگى» ترجمه شد، اغلب جايش را واژه‏اى مى‏ گيرد كه شايد اشاره باشد به «داشته‏ ها» (سئوپدى‏شيشه)، (29) و همچون چيزى انگاشته مى‏ شود كه اشاره دارد به جان وتن به مثابه داشته‏ هاى تخصيص‏ يافته در فرايند تولد مجدد. ديگر آن كه، هم‏سئوپادى‏سيسه و هم سئوپدى شيشه مى‏ توانستند به ترتيب مشتق از اوپادى‏سيسه (30) واوپاتى‏سيسه (31) باشند، به معناى «باقى‏مانده اندك» . بنابراين، معناى اين اصطلاحات، كه‏ رساننده ضمنى «دل‏بستگى» بود، مى‏ توانست در اصل ارجاعى باشد به شمار اندكى ازآلايش‏ها كه پس از «پا نهادن به رود» باقى مى‏ ماند.

    منابع قديمى‏ تر در موضوع نيروانه چندان سخنى نمى‏ گويند. اما اين سخن درباره ‏ادبيات كانونى ابى‏دم ه‏اى (32) كه در فاصله قرون دوم و چهارم ق‏م شكل گرفت، صادق‏ نيست. سيماى خاص اين ادبيات تحليل جان و تن از ديد فرايند متغير رويدادهاى‏ متعامل و چندگانه است. اينها را دمه (33) مى‏ خواندند، يعنى حقيقت‏هاى جزئى در برابرحقيقت به طور كلى. (اين واژه پيش‏تر براى همه شناسه (34) هاى آگاهى روانى به‏ جز خودشناسه‏ هاى حسى به كار مى‏ رفت) . متن‏هاى ابى‏دمه فهرست بازى از اين رويدادها گردآوردند و كوشيدند تحليل كنند كه چه رويدادهايى در چه حالت‏هاى روانى وجود دارند.آنان در اين تحليل، نيروانه‏ اى را به ميان آوردند كه آن را متفاوت از ساير رويدادها تبيين‏ مى‏كردند، و آن را در مقوله اصطلاحات مكانى و يا زمانى طبقه‏ بندى نمى‏ كردند . در اين‏ مرحله، گويا نه اختلافى بر سر طبيعت بنيادين آن دارند، و نه آن را نبود محض مى‏ دانند: «نيروانه وجود دارد؛ طبيعت آن تغيير نمى‏ پذيرد. نيروانه پاينده، ثابت و جاويد است، دستخوش تغيير نيست» (كتاوتو(35) «نكته‏ هاى اختلاف» 122) .

    محتمل است كه علاقه اصلى متن‏هاى ابى‏دمه تجربه نيروانه در زندگى بر حسب‏ بيدارى يا روشن‏شدگى بود. در اين زمينه، نيروانه را شناسه يا تكيه‏ گاهى براى جان‏ روشن مى‏ دانستند، كه خود آميزه‏ اى بود كه مشخصه‏ اش حضور مكرر رويدادهايى چون‏ ايمان و فرزانگى بود. در آثار اين دوره، همچون متن‏هاى پيش از آن، نمى‏ كوشيدند تادرباره سرنوشت پس از مرگ ارهت روشن چيزى بگويند. بى‏ گمان، سنت پرسش‏هاى‏ بى‏ پاسخ (36) همچنان به استوارى تمام برقرار بود و اجازه چنين كارى را نمى‏ داد.

       

    «~ 28. saupadisesa ~»
    «~ 29. saupadhisesa ~»
    «~ 30. Upadhisesa ~»
    «~ 31. Upatisesa ~»
    «~ 32. abhidhamma ~»
    «~ 33. dhammas ~»
    34) شناسه براى«~ object ~»، يعنى موضوع شناختن؛ آن كه اين شناسه را مى‏ شناسد، شناسه‏ گر يا«~ subject ~»خوانده مى‏ شود. م.

    «~ 35. Kathavatthu ~»
    36) منظور از پرسش‏هاى بى‏ پاسخ، پرسش‏هايى است كه درباره متافيزيك، چون جهان نامحدود و بودن روان پس از مرگ و خود،«~ (atma) ~»يا جوهر ثابت، از بودا مى‏ كردند. بودا پاسخ نمى‏ داد به اين دليل كه به نظرش اينها بى‏ فايده‏ اند و به آرامش، به برترين‏ نيك‏بختى و به نيروانه راهنمايى نمى‏ كنند. م.





    ادامه دارد:
    ویرایش توسط 88060855 : 1390/08/14 در ساعت 02:24 بعد از ظهر

  14. #10
    88060855 آواتار ها

    تاریخ عضویت : 1390/6/5
    گالري تصاوير
    42   نظرات : 0
    نوشته : 2,150      صلوات : 1,128
    صلوات گرفته : 489 در 175 پست
    وبلاگ : 7
    دریافت : 0      بارگذاری : 0
    88060855 آنلاین نیست.



    .5 در نظام‏هاى مهايانه (37)

    گرايش‏هاى جديد در دين هندى، كه پيش از اين رشد و تحول يافته بود، در دوره 100ـ 300 م منجر به تكوين شكل نوينى از آيين بودا، به نام مهايانه يا گردونه بزرگ شد. اين‏ نهضت نوين، كه در آغاز تنها توجه اندكى را به خود جلب كرده بود، آرام آرام نفوذ عظيم‏ و روزافزونى يافت. در اين مكتب، عناصر دل‏سپارى قوى بود كه اساسا از يك‏ زندگى‏نامه آرمانى شده بودا و بسط آن به آرمانى براى همه سرچشمه مى‏ گرفت. يك‏ سيماى مهم اين نهضت، طولانى‏ تر شدن راه رسيدن به روشن‏شدگى به قصد توانايى‏ بخشيدن به توسعه صفات برتر بود كه در رسيدن به بودائيت (38) ضرورى بودند و به طورمؤثرترى براى سود ديگران كار مى‏ كردند. يك اثر جانبى اين تغيير در كانون توجه اين‏ بود كه نيروانه تا حدى به پس ‏زمينه برود، اگرچه در برخى مكتب‏هاى بعدى آيين بوداى‏ مهايانه نظير چن/ ذن (39) يا تنتره، (40) به مثابه چيزى دست‏يافتنى در اين زندگانى، سرانجام به‏ پيش‏ زمينه بازگشت.

    مكتب‏هاى نوين فكرى با ديدگاه‏هاى خاص در چارچوب مهايانه كلى توسعه يافت.احتمالا قديمى‏ ترين اين مكتب‏ها، ماديمكه (41) بوده باشد. اين مكتب بر اين انديشه تأكيدمى‏ كرد كه فرقى ميان نيروانه و چرخ وجود (سنساره) (42) نيست. گويا مراد آنها اين بوده‏ است كه نيروانه صرفا نامى براى وجود متعارف عارى از نادانى است. به ديگر سخن، نبايد آن را باشنده (43) اى ديد كه در جايى ديگر وجود دارد. كمابيش يك تبديل تجربه‏ طبيعى است.

    برخى از آثار متأخر مهايانه، بر «نيروانه بى‏ بنياد» (44) به مثابه بخشى از راه برترين مقصدتأكيد ورزيده ‏اند. اين بدين معنا است كه روشن‏شدگى حقيقى متضمن قبول يا رد زاد ومرگ نيست. قابل توجه‏ تر اين كه، تلويحا اشاره‏ اى به قبول يا رد خود نيروانه ندارد، بلكه‏ در عوض دل‏ها را ترغيب مى‏ كند كه از وابستگى به هرگونه شناسه‏ اى يا نيازمندى به آنها يكسره آزاد باشند، خواه آن شناسه‏ ها بيرونى [ اشيا] باشند و خواه درونى [ حالات‏] .

       

    «~ 38. buddhahood ~»
    «~ Zen / 39. Chan ~»
    «~ 40. Tantra ~»
    «~ 41. madyamaka ~»
    «~ 42. samsara ~»
    «~ 43. entity ~»

    44) مراد از «بنياد» همان باقى‏مانده دل‏بستگى است كه اشاره است به پنج توده (پا.:«~ khandha ~»، سن.:«~ skandha ~»به‏ معنى شاخه.در متن‏هاى بودايى سغدى آن را «توده» ناميده‏ اند .) يعنى كالبد، احساس، ادراك، حالات جان و دانستگى. م.



    ادامه دارد:

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. بايدهاي ترجمه قرآن و آثار ديني به زبان تايي تبيين شد
    توسط فكوري در تالار اخبار قرآنی جامعة المصطفی العالمیه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/12/06, 09:02 بعد از ظهر
  2. △◉▲ آشنايي با آيين تائوئيسم
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: 1390/08/16, 04:29 بعد از ظهر
  3. △◉▲ آشنايی با آيين هندوئيسم
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 1390/08/16, 12:57 بعد از ظهر
  4. △◉▲ آشنايي با آيين كنفوسيانيسم
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1390/07/30, 06:36 قبل از ظهر
  5. △◉▲ آشنايي با آيين جين
    توسط هندیانی در تالار سایر ادیان
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/07/24, 10:54 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •