تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 69
  1. #1

    ❁☼❁ ويژگى هاى حضرت مهدى(عليه السلام)؛◄قسمت پایانی: سلطنت سلطان عصر، شهر و ديار او





    ويژگى هاى حضرت مهدى(عليه السلام)

    (اثر: آية الله ميزرا محمّد باقر فقيه ايمانى رحمه الله ؛ نگاهى گذرا به كتاب «الخصائص المهديه»)

    پيش سخن

    از پشت پنجره اين نوشتار، شميم انتظار و عطر ياد وارث ذوالفقار بر مشام جان مى رسد. در سايه بلنداى واژه هاى در هم پيچيده اش گفتگوى غريبى سفر كرده است. آن آرزوى روزگاران و صبح اميد چشم انتظاران. صداى آبشار سرد و گواراى معانيش، تداعى نواى غربت غيبت دارد.آرى اين جا سخن از ويژگى هاى يار در محبس و يادى از گُل نرجس است.
    آن چه در پيش روى داريد، شعاعى از چشمه بى انتهاى خورشيد و پرتوى تابناك از «نور السموات و الأرض» است.در گذشته اى نه چندان دور، عاشقى پر سوخته از آتش هجران و بلبلى در وصف يار، نغمه خوان بر فراز شاخسار روايات اهل بيت عليهم السلام به گلچينى از شكوفه هاى ويژگى هاى حضرت بقيّة الله عجّل الله تعالى فرجه پرداخته و از طبع روان خويش قصرى از اشعار ساخته كه هر قطعه از اين ساختمان شعررا يك خصيصه و ويژگى از عزيز زهرا عليهما السلام تشكيل مى دهد.
    آرى، حضرت آيت الله شيخ محمّد باقر فقيه ايمانى رحمه الله را كتابى است به نام « الخصائص المهدية» كه در آسمان صفحات آن چهل ستاره از درخشنده ترين كواكب ويژگى هاى آن حضرت را به ترتيب از قبل از ميلاد مبارك آن سرور تا گسترش نور در زمان حضور و ظهور، از گلزار سخنان پيشوايان معصوم عليهم السلام گلچين و به ريسمان نظم كشيده.و اينك اين كتاب شرحى كوتاه و گوياست بر آن ابيات و نظرى است مختصر بر اين روايات.
    اميد است گامى باشد در راه معرفى بيشتر آن نور الهى و پرنده بلند پرواز همايى و پيشواى منتظران روزگار رهايى انشاء الله.
    اگر از روزنه دقت به آيات قرآنى و روايات نورانى آل رسول عليهم السلام بنگريم، خواهيم يافت كه هركدام از اين خاندان طاهرين را ويژگى ها و خصوصياتى است كه يا منحصر بفرد بوده يا بسيار نظير آن در ديگران كم و اندك است. مثلاً از ويژگى هاى حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله آن است كه حضرتش ختم همه انبياءند و بعد از ايشان پيامبر نخواهد آمد. و از خصوصيات حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام آن است كه لقب «اميرالمؤمنين» مختص به آن ذات مقدس است و گفتن اين لقب براى هيچ كس ديگر جايز نيست. و از ويژگى هاى حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها اين كه آن حضرت از تمام آلودگى هايى كه زنان دچار آن هستند پاك و مطهّر بودند و... و از خصائص حضرت سيد الشهدا عليه السلام اين كه خوردن كمى از خاك قبر مطهرشان به قصد شفا جايز است و تربت مقدسش شفاى از دردهاست، و دعا در زير قبّه مباركه او مستجاب است و رفت و آمد و توقف زائرين نزد قبر مطهّر او از عمر آنان حساب نمى شود.
    البته بعضى از اين ويژگى ها در وجود مقدس آنان حالت انحصار به فرد دارد، ولى بعض ديگر بخاطر اين بوده كه شرايط زمانه و مكانِ آن معصوم عليه السلام چنين اقتضاء مى كرده كه اين خصلت ها از آن بزرگوار به مرحله بروز و ظهور برسد، وگرنه همه آن پاكان، نور واحدند و منبع خير و بركات و كمالات.

    و آن چه در اين نوشتار بر صفحات كاغذ ترسيم مى شود، تنها نمونه اى مجمل از ويژگى هاى حضرت مهدى آل محمّد عليهم السلام است كه براى عموم مؤمنين خصوصاً جوانان نگاشته شده، و به بحث هاى آن از روزنه دقت و ژرف نگرى و تحقيق عميق، نظر نشده، و انشاء الله اگر فيوضات ربّانى يارى فرمايد و به امضاى مبارك آن حضرت برسد، بر آنيم تا در آينده كتابى مفصّل در جوانب ويژگى هاى آن عزيز زهرا به رشته تحرير در آوريم، تا براى اهل دانش و فضل نيز محل استفاده و بهره بردارى بيشتر باشد انشاء الله الرحمان.

    و اما اين كتاب در چهل مقاله مجزّا به بعضى از ويژگى هاى امام عصر عليه السلام از دريچه روايات پيشوايان دين عليهم السلام نگاهى گذرا و كوتاه دارد. تا شايد علاماتى را بر سر راه خوانندگان عزيز قرار دهد، تا به آن علامت ها به سوى كوى ولايتِ آن حجّت بزرگ الهى بيشتر رهنمون شوند، چرا كه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين روايت شده:

    « مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِه ماتَ ميتَةَ الْجاهِلِيَّةِ.»(1)
    « هركس بميرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهليت (وكفر) از دنيا رفته است.»

       
    1 ــ بحار الانوار ج 23 «باب وجوب معرفة الامام» ص 89 حديث 35 و از كتب اهل سنّت: شرح مقاصد تفتازانى، ج 5 ص 239، «الفصل الرابع فى الإمامة» منشورات شريف رضى.

  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2



    و منظور از معرفت و شناخت امام زمان، تنها دانستن نام و نام پدر و حسب و نسب او نيست، زيرا بعضى از كفار و دشمنان او نيز به اين مقدار او را مى شناسند. بلكه اين است كه او را امام بداند و اطاعت او را بر خود واجب شمارد و به ولايت او اعتراف و اقرار داشته باشد. و اين نوشتار اگر چه در اين باره نگاشته نشده، اما مى تواند با فصل هاى متعددى كه دارد فصل جديدى از شناخت و معرفت آن حضرت و اوضاع و احوالِ اطراف او را بر روى خوانندگان باز نمايد و سنگ نشانى است كه ره گم نشود، و سكوى پرشى است براى آنان كه مى خواهند تا اوج قلّه هاى معرفت بالا رفته و در سايه امن ولايت و دژ محكم امامت بياسايند.

    شاها مرا به مدح تو لطف شد دليل
    ورنه چگونه مور ز دريا گذر زند
    ما را زبان به وصف تو قاصر بود ولى گنجشك،
    قدر همت خود بال و پر زند

    سرزمين مقدس قم و در سايه بلند پايه كريمه اهل بيت شفيعه محشر حضرت فاطمه معصومه بنت موسى بن جعفر عليها السلام
    ستاره درخشنده عالم نور


    حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله:

    «. . . . وَ الْحُجَّةُ الْقائِمُ كَاَنَّهُ كَوْكَبٌ دُرِّىٌ فى وَسَطِهِم، فَقُلْتُ: يا رَبِّ مَنْ هؤُلاءِ؟ فقال: هؤُلاءِ الاْئمّةُ، وَ هذَا الْقائِمُ يَحِلُّ حَلالى وَ يُحَرِّمُ حَرامى، وَ يَنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائى، يا مُحَمَّد! اَحْبِبْهُ فَاِنّى اُحِبُّه وَ اُحِبُّ مَنْ يُحِبُّهُ.» (1)
    «. . . . و حجت قائم در ميانه آنان مانند ستاره درخشانى بود، گفتم: پروردگارا! اينان كيستند؟ فرمود: اينان ائمه (دين) اند، و اين نيز قائم عليه السلام است، حلال مرا حلال داند و حرامم را حرام شمارد، واز دشمنانم انتقام گيرد. اى محمّد! دوستش بدار، كه من او را دوست دارم و دوستدارانش را دوست دارم.»

    1 ــ بحار الانوار ج 36 ص 223 حديث 21.

  4. صلوات و تشکر : 6


  5. #3



    شب معراج است و ليله الأسرى، خلوت حبيب است و محبوب و گفتگوى حضرت محمّد است با خداى محمود، صحبت از سرّى است كه بايد در ليله اسرار بيان شود. خطاب ازمصدر ذوالجلال رسيد: يا محمّد! چه كسى را جانشين خويش در امّت قرار دادى و خود به وعده گاه وصل ما آمدى؟
    برادرم را :
    اى محمّد! على بن ابيطالب را ؟
    آرى، پروردگار من

    گويا اين مجلس مابين خالق يكتا و سيّد انبياء، حاوى بزرگترين أسرار و عظيم ترين اخبار است.آرى صحبت از روشن شدن سرنوشت هدايت بشر تا قيامت است.گفتگوى على است در ملكوت أعلى....

    و بدين وسيله خداوند متعال برگزيدگان خلق و ائمه هُدى را يك يك به حبيب خويش معرفى مى نمايد و اهميت و نقش آنان را چنين بر مى شمرد: «اى محمّد! اگر بنده اى از بندگانم آن قدر مرا عبادت نمايد كه از شدّت و كثرت آن بميرد، ولى در حالى به لقاى من برسد كه منكر ولايت آنان باشد، او را به آتش خويش داخل خواهم كرد.»
    گويا مجلس، فراتر از گفتگوست. چرا كه صحبت از شهود و ديدار است.

    : اى محمّد! مى خواهى ائمّه را ببينى؟
    آرى
    گامى پيش آى و نظر كن.(1)

    پس انوار ائمه هُدى عليهم السلام را مشاهده فرمود و يكايك آنان را بالعيان ديد.

    بهتر است آخر ماجرا را از زبان مبارك بيان شاهد شب أسرى صلى الله عليه و آله بشنويم:....

    ادامه دارد...

       
    1 ــ در بعض روايات آمده: به سمت راست عرش نظر كن.

  6. صلوات و تشکر : 7


  7. #4



    «حجت قائم را ديدم كه در وسط آن بزرگواران مانند ستاره اى درخشنده است(1). عرض كردم: پروردگارا! اينان كيستند؟
    فرمود: اينان ائمّه اند و اين نيز قائم است كه حرام مرا حرام بداردو حلالم را حلال شمارد و از دشمنانم انتقام كشد.
    اى محمّد! او را دوست بدار كه من او را دوست دارم و دوستداران او را دوست دارم.»
    (2)

    آرى در عالم انوار نيز قائمش خوانده اند و او تنها كسى است كه قيامش منتهى به گسترش عدل و داد در سراسر گيتى شود.

    فقيه فقيد، فقيه ايمانى رحمه الله گويد:اين كه حضرتش در عالم انوار در وسط آن عترت اطهار بوده به مَثَل،مانند نقطه اى است در وسط دايره كه نقاط دور آن، همه با او در ارتباط اند، و شايد اين اشاره اى باشد به اين كه آن نور الهى نمونه اى از آن انوار مطهّر، و عصاره اى است از آن عترت اطهر، كه تمام صفات نيكو و كمالات آن ذوات مقدّسه در وجود مسعود اين عزيزِ آخرين رسول خدا صلى الله عليه و آله تجلّى كرده، و او آيينه تمام نماى سيماى پاك ائمه هُدى و يكتا حجت بالغه خداست.

    خوشا دوستداران و پرسه زنان در باغ محبّتش كه محبوب خدايند.

       

    1 ــ در بعضى روايت آمده كه در وسط آنان قيام نموده به نماز ايستاده و مانند ستاره اى مى درخشيد.
    2 ــ در روايتى آمده كه خداوند تبارك و تعالى انوار اهل بيت (عليهم السلام) را به حضرت آدم(عليه السلام) نشان داد، آخرين نور از آن انوار پاك كه در ميان آنها مانند ستاره صبح مى درخشيد، نور وجود مقدس حضرت بقية الله (عليه السلام) بود، آن گاه خداوند تبارك و تعالى فرمود:
    « وبعبدى هذا السعيد افكّ عن عبادي الأغلال، وأوضع عنهم الاصار، وأملأ الأرض حناناً ورأفةً وعدلاً كما ملئت من قبله قسوةً وشقوةً وجوراً »
    «توسط اين بنده سعادتمند غل ها و زنجيرها را از پاى بندگانم باز مى كنم، و بارهاى سنگين بدبختى را از دوش ايشان بر مى دارم، و زمين را از مهر و محبت و لطف و عدالت پر مى كنم، همان گونه كه پيش از آن از سنگدلى و شقاوت وستم پر شده باشد.»

    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/09 در ساعت 03:18 قبل از ظهر

  8. صلوات و تشکر : 6


  9. #5



    ستاره اى از دل خورشيد و ماه

    نظر اميرالمؤمنين عليٌّ إلى الحسين(عليه السلام) فقال:

    «اِنَّ ابْنى هذا سَيِّدٌ كَما سَمّاهُ رَسُول ُاللهِ (صلى الله عليه وآله) سَيِّداً، وَ سَيَخرُجُ اللهُ مِنْ صُلْبِه رَجُلاً بِاِسْمِ نَبِيِّكُمْ، يُشْبِهُهُ فِى الْخَلْقِ وَ الْخُلْقِ.»
    (1)

    حضرت امير المؤمنين عليه السلام نظرى به جناب امام حسين عليه السلام انداخته فرمودند:

    « اين پسرم سيّد (و آقاست) چنانچه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را سيّد (آقا) ناميدند و بزودى خداوند از نسل او مردى به نام پيامبرتان بيرون خواهد آورد كه در خلقت و اخلاق شباهت به آن حضرت خواهد داشت.»


       
    1 ــبحار الانوار ج 51 ص 39 حديث 19، باب صفاته و علاماته و نسبه(عليه السلام).





    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/15 در ساعت 02:55 قبل از ظهر

  10. صلوات و تشکر : 7


  11. #6



    آخرين يادگار و نازنين نگار فاطمه سلام الله عليها را شرافتى در حسب و نسب هست كه احدى داراى آن نيست.چرا كه لباس شرافتى كه يكايك پدران و اجداد پاك او عليهم السلام در نسب، تك به تك دارند، او همه را يك جا بر تن دارد. از جهت پدرى سيزده معصوم مطهّر در سلسله آباء و اجداد اويند. خود، معصوم و از نسل بلا واسطه سيزده معصوم است.و از جهت مادر شاهزاده و پيغمبر زاده. چرا كه مادر مطهّرش آن ملكه مُلك قدس و عزّت، بانوى عصمت و عفّت حضرت نرجس سلام الله عليها دختر يشوعاى فرزند قيصر روم اند. و اين بانوى مطهّر از جهت مادرى از شمعون بن حمون بن الصفا وصى حضرت مسيح عيسى بن مريم عليهما السلام مى باشند كه نسب آن بزرگوار هم به بسيارى از انبياء و اوصياء منتهى مى شود.(1)آرى پدرانش همه خورشيد و مادران همه ماه، نيست بالاتر از شرافتِ شاه.و آن شجره طيّبه را اين گونه ثمره درخشانى بايد و آن سرزمين مقدس پاك را اين چنين گُلى.
    (وَ الْبَلَدُ الطَيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِاِذْنِ رَبِّه)(2)


       

    1 ــ منتهى الامال ج 2 ص 736، فصل دوّم در ذكر جمله اى از خصائص حضرت صاحب الزمان.
    2 ــ سوره اعراف: 58.

  12. صلوات و تشکر : 6


  13. #7



    شاهزاده اى بر بال پرنده

    حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام:

    « احْمِلْهُ وَ احْفَظْهُ وَرُدَّهُ اِلَيْنا فى كُلِّ اَرْبَعينَ يَوْماً.»(1)

    «او را سوار كن و محافظت نما و هر چهل روز يكبار به سوى ما بازگردان.»
    .
    شگفتا! چگونه مولودى است اين ماه پاره، لحظه اى افتاده بر فرش خاك مناجات كنان، و ساعتى ديگر در عرش افلاك با قدسيان، دمى در دامان پدر با او در صحبت و راز و زمانى در پرده سراى عرش با معبود در راز و نياز.چون قنداقه مطهّرش را به دست پدر دادند، پرنده اى عظيم با دسته اى از پرندگان بالاى سرش پرپر مى زدند، امام عسكرى عليه السلام او را صدا زدند و فرمودند:«اين طفل را بر پشت خويش سوار كن و حافظ او باش و هر چهل روز يكبار او را به ما برگردان.»

    پرنده او را گرفت و پر كشيد و به دنبالش گروه پرندگان به پرواز درآمدند.امام عليه السلام فرمود: «تو را به كسى سپردم كه مادر موسى فرزندش را به او سپرد.پس بر بال ملائك مى رفت و دل مادر را به دنبال خويش مى كشيد. دل به دنبال او مى رفت و مادر از دنبال دل، اما پاى جسم را ياراى هم راهى پاى دل نيست. به گريه افتاد.صداى شيرين شويش بلند شد: « ساكت باش، او از پستان كسى جز تو شير نخواهد خورد، و خداوند چنانچه موسى را به دامن مادر باز گرداند و چشم او را روشن كرد او را نيز به دامن تو برخواهد گرداند.»


    1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 13 حديث 14



  14. صلوات و تشکر : 5


  15. #8



    عمّه پرسيد: اين پرنده كيست؟

    فرمود: «او روح القدس است كه موكّل بر امامان است آنان را موفق مى كند و تسديد مى نمايد و به علم پرورششان مى دهد.»

    پرنده پركشيد وتا سراپرده عرش او را سيرداد تا در پيشگاه خداوندگار عزّوجلّ ايستاد پس خطابى رسيد و او را به مدالى جاودانه مفتخر كرد:« آفرين بر تو اى بنده من (و ذخيره) براى يارى دينم، آشكار شدن امرم، و هدايت شده بندگانم! قسم خورده ام كه بواسطه تو بگيرم و اعطا كنم و به وسيله تو ببخشم و عذاب نمايم.»پس فرمود: او را به نيكويى به سوى پدر برگردانيد و اين پيغام را به او ابلاغ نماييد كه او در ضمانت و حفظ و حراست من و در زير نظرم خواهد بود، تا حق را بوسيله او احقاق كنم، و باطل را نابود سازم تا اين كه دينِ خالص از براى من باشد....


  16. صلوات و تشکر : 5


  17. #9



    القاب مختصّه

    حضرت امام جعفر صادق عليه السلام:

    «وَ آخِرُهُمْ الْقائِمُ بِالْحَقِّ بَقِيَّةُ اللهِ فِى الاَْرْضِ، صاحِبُ الزَّمانِ وَ خَلـيفَةُ الـرَّحْمـانِ.»(1)

    « و آخرين آن ها، قيام كننده به حق، باقى مانده خداوند در زمين و صاحب الزمان و جانشين خداى رحمان است.»

    حضرت حجت بن الحسن عليه السلام را القاب متعدد و بسيارى است كه بيش از چهارصد تاى آن از فراز شاخسار ادعيه و زيارات برگرفته و جمع آورى شده است.(2)

    بعضى از اين لقب ها القابى است كه خداوند متعال او را به اين لقب، معرفى فرموده است، مانند لقب پاك «قائم» كه از احاديث معراج چنين استفاده مى شود كه خداوند آن حضرت را به اين لقب به جناب رسول الله صلى الله عليه و آله نشان داد.

       

    1 ــ بحار الانوار ج 51 ص 145 حديث 12.
    2 ــ مرحوم آية الله فقيه ايمانى در كتاب «فوز اكبر» تعداد 313 لقب از القاب آن حضرت را به رشته نظم در آورده است.





  18. صلوات و تشکر : 5


  19. #10



    حجة الله، منتظر، بقيّة الله، صاحب الأمر، مهدى، المنتقم، ربّ الارض، قسط، كمال، وارث، ضياء، طريد، ماء معين، ثائر، الداعى، خليفة الله، خاتم الائمة، خاتم الاوصياء، كلمة الحق، عين الله، صاحب الغيبة، ولى الله، إلامام، المأمون، مفرّج، البد الأمين، الشريد، قاطع، خازن، عاقبة الدّار، كاشف الغطاء.

    اين ها از جمله القاب شريف آن حضرت است كه هركدام به خاطر اشاره به يك خصوصيت از خصوصيات روحى و فردى و زمانى و يا خصوصيتى از كارهاى حضرتش در زمان غيبت و حضور، بر آن بزرگوار گفته شده است. مثلا در خبر است كه علت اين كه او را «قائم» ناميدند اين است كه: بعد از آن كه ياد و ذكر او در ميان مردم فراموش شد، و اكثر كسانى كه قائل به امامت آن بزرگوار بودند مرتد شده و از دين خود بازگشتند، قيام مى كند و زمين را پر از عدل و داد مى نمايد.

    و «منتظر» ناميدند، زيرا آن قدر زمان غيبت او به طول مى انجامد كه مخلصان انتظار او را بى صبرانه مى كشند، و اهل شك و ترديد انكارش كنند، و منكران به استهزاء و مسخره اش دست مى زنند، و عجله كنندگان ناراضى بر قضاى الهى هلاك مى شوند.(1)

    و فقط آنان كه تسليم امر خدا و حجّت هاى بى همتاى اويند، از اين گرداب هلاكت نجات مى يابند.

       

    3 ــ «هلك المستعجلون»، روايات زيادى به هلاكت كسانى كه در فرج عجله مى كنند خبر داده است، اين عجله ممكن است به صورت نارضايتى از قضاى الهى باشد، كه چرا پس آن حضرت ظهور نكرد و. . . .، و ممكن است اين نارضايتى به اقدام عملى بيانجامد و با اعمال و رفتارى كه از خود نشان مى دهند، به خيال خودشان زمان فرج را به جلو بكشانند.

  20. صلوات و تشکر : 5


صفحه 1 از 7 123 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/12/17, 08:55 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1391/04/14, 05:29 بعد از ظهر
  3. ❁☼❁ در عصرهاي انتظار
    توسط میر93 در تالار قرآن و مهدویت
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1391/02/04, 10:24 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/02/13, 06:15 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •