تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18
  1. #1

    ◕◕ امام حسن علیه السلام به روایت اصول کافی




    زندگانى حسن بن على صلوات الله عليهما:

    بَابُ مَوْلِدِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا

    وُلِدَ الْحـَسـَنُ بـْنُ عَلِيٍّ (ع) فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي سَنَةِ بَدْرٍ سَنَةِ اثْنَتَيْنِ بَعْدَ الْهِجْرَةِ وَ رُوِيَ أَنَّهُ وُلِدَ فـِى سـَنـَةِ ثـَلَاثٍ وَ مـَضـَى ع فـِى شـَهْرِ صَفَرٍ فِى آخِرِهِ مِنْ سَنَةِ تِسْعٍ وَ أَرْبـَعـِيـنَ وَ مـَضَى وَ هُوَ ابْنُ سَبْعٍ وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً وَ أَشْهُرٍ وَ أُمُّهُ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ (ص)

    1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَمَّنْ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) يَقُولُ لَمَّا حَضَرَتِ الْحَسَنَ (ع) الْوَفَاةُ بَكَى فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَبْكِى وَ مَكَانُكَ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (ص) الَّذِى أَنـْتَ بـِهِ وَ قـَدْ قـَالَ فـِيكَ مَا قَالَ وَ قَدْ حَجَجْتَ عِشْرِينَ حَجَّةً مَاشِياً وَ قَدْ قَاسَمْتَ مَالَكَ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ حَتَّى النَّعْلَ بِالنَّعْلِ فَقَالَ إِنَّمَا أَبْكِى لِخَصْلَتَيْنِ لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّةِ

    ترجمه روايت شريفه:

    حـسـن بـن عـلى عـليـهـمـاالسـلام در مـاه رمـضـان در سـال جـنـگ بـدر كـه 2 سـال بـعـد از هـجـرت اسـت مـتـولد گـشـت و روايـت شـده كـه او در سـال سـوم هـجـرى متولد شد و در آخر ماه صفر سال 49 هجرى وفات يافت و هنگام وفات 47 سال و چند ماه داشت و مادرش فاطمه دختر رسولخدا صلى للّه عليه و آله است.


    1- امـام بـاقـر عـليـه السـلام مى فرمود: چون وفات امام حسن عليه السلام در رسيد، گريه كـرد، بـه او عـرض شـد، پـسر پيغمبر! گريه مى كنى : در صورتى كه نزد رسولخدا چـنـان مـقـامى دارى ؟! و پيغمبر درباره تو چنين و چنان فرموده ، و بيست بار پياده به حج رفـتـه اى ، و سه بار تمام دارائيت را نصف كرده اى حتى كفشت را (و در راه خدا بفقرا داده اى ). فـرمـود: مـن تـنها براى دو مطلب مى گريم : بيم موقف (حساب روز قيامت يا از بيم خدا) و از جدائى دوستان.


    اصول كافى جلد 2 صفحه 360 روايت1

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2




    2- سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ أَخِيهِ عَلِيِّ بْنِ مـَهـْزِيـَارَ عـَنِ الْحَسَنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِى بَصِيرٍ عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قُبِضَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) وَ هُوَ ابْنُ سَبْعٍ وَ أَرْبَعِينَ سَنَةً فِى عَامِ خَمْسِينَ عَاشَ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَرْبَعِينَ سَنَةً

    ترجمه روايت شريفه:

    امـام صـادق عـليـه السـلام فـرمـود: حـسـن بـن عـلى عـليـهـمـاالسـلام چـهـل و هـفـت سـاله بـود كـه وفـات كـرد و در سـال 50 هـجـرى بـود و 40 سال بعد از پيغمبر زندگى كرد.


    اصول كافى جلد 2 صفحه 361 روايت2

    3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ عَنْ أَبِى بـَكـْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ إِنَّ جَعْدَةَ بِنْتَ أَشْعَثَ بْنِ قَيْسٍ الْكِنْدِيِّ سَمَّتِ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيٍّ وَ سـَمَّتْ مـَوْلَاةً لَهُ فـَأَمَّا مـَوْلَاتـُهُ فـَقـَاءَتِ السَّمَّ وَ أَمَّا الْحـَسـَنُ فـَاسـْتَمْسَكَ فِى بَطْنِهِ ثُمَّ انْتَفَطَ بِهِ فَمَاتَ

    ترجمه روايت شريفه:

    ابـوبـكـر حـضـرمـى گويد: جعده دختر اشعث بن قيس كندى بحسن بن على عليهماالسلام و كنيز آن حضرت زهر داد، اما كنيزك زهر را قى كرد و اما امام حسن عليه السلام زهر در شكمش ماند و آماس كرد و در گذشت.


    اصول كافى جلد 2 صفحه 361 روايت 3

    ادامه دارد.....

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    ترجمه روايت شريفه:


    امـام صادق عليه السلام فرمود: "حسن بن على عليهماالسلام در يكى از سفر هاى عمره اش هـمـراه مـردى از اولاد زبـيـر بـود كـه بـه امامتش معتقد بود، در يكى از آبگاهها، زير درخت خـرمـاى خـشـكى كه از تشنگى خشك شده بود، فرود آمدند، در زير آن درخت فرشى براى امـام حـسـن انـداخـتـنـد و در بـرابـرش فـرشـى براى زبيرى ، زير درخت خرماى ديگرى ، زبـيـرى سر بالا كرد و گفت : اگر اين درخت خرماى تازه مى داشت از آن مى خورديم ، امام حـسـن فرمود: "خرما ميل دارى ؟" زبيرى گفت : آرى ، حضرت دست به سوى آسمان برداشت و دعـا كـرد بـه سـخـنـى كـه مـن آن را نـفـهـمـيـدم ، پـس درخـت سـبـز شـد و بـحـال خـود بـرگـشـت و بـرگ و خـرمـا برآورد، ساربانى كه مركوب از او كرايه كرده بـودند، گفت : بخدا، اين جادو است ، امام حسن عليه السلام فرمود: "واى بر تو، جادو نيست ، بـلكـه دعـاى مـسـتـجاب پسر پيغمبر است "، پس به سوى درخت بالا رفتند و هر چه خرما داشت چيدند و آنها را كفايت كرد."

    اصول كافى جلد 2 صفحه 361 روايت 4


    ادامه دارد.....

  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4



    ترجمه روايت شريفه :

    5- امام حسن عليه السلام فرمود: خدا دو شهر دارد كه يكى در مشرق و ديگرى در مغربست ، گـرد آنـها ديوارى از آهن است و هر يك از آنها يك ميليون در دارد و در آنجا هفتاد ميليون لغت اسـت ، تـكـلم هـر لغتى بر خلاف لغت ديگر است و من همه آن لغات و آنچه در آن دو شهر و ميان آنهاست مى دانم و بر آنها حجتى جز من و برادرم حسين نيست .


    اصول کافی، ج2، ص362، روایت5

    ادامه دارد...



       
    شـرح :
    ايـن روايـت از جـمـله رواياتى ست كه اگر از لحاظ سند خدشه و اشكالى نداشته بـاشـد، بايد علم آن را به خود امام ارجاع داد و نسبت به آن سكوت كرد و تصديق اجمالى نـمـود. شـارح مـقـاصـد از قـول يـكـى از قـدمـاء ايـن دو شـهـر را در عـالم مثل و واسطه ميان عالم محسوس و معقول دانسته كه نه لطافت مجردات را دارند و نه كثافت مـاديـات را و مـوجـودات آن ، عـالم را بـه عـكس در آينه و صورت خيالى و نقش در آب و هوا تنظير و تشبيه كرده و معاد جسمانى را بر اين پايه مبتنى دانسته است . مرحوم مجلسى (ره ) پـس از آنـكـه كـلام او را بـه تـفـضـيـل بـيـان مـى كند مى گويد: "و هذه الكمات شبيهة بـالخـرافـات و تـصـحيح النصوص و آلايات لايحتاج الى ارتكاب هذه التكلفات والله يعلم حقايق العوالم و الموجودات".
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/01 در ساعت 01:34 قبل از ظهر

  8. صلوات و تشکر : 2


  9. #5



    ترجمه روايت شريفه :


    امـام صـادق عـليـه السـلام فرمود: سالى حسن بن على عليهماالسلام پياده به مكه رفت و پـاهـايـش آمـاس كـرد، يـكـى از غـلامـانش عرضكرد: اگر سوار شوى اين آماس فرو نشيند، فرمود: نه ، وقتى به اين منزل رسيديم ، سياه پوستى پيش تو آيد و روغنى همراه دارد، تـو از او بخر و چانه نزن ، غلام عرضكرد: پدر و مادرم قربانت : ما به هيچ منزلى وارد نـشـديـم كـه كـسـى آنـجـا باشد و اين دوا را بفروشد، فرمود: چرا آن مرد در جلو تو است نزديك آن منزل ، پس يك ميل (2 كيلومتر) راه رفتند، آن سياه پوست پيدا شد.
    امـام حـسـن عـليـه السـلام بـه غـلامـش فـرمود: نزد اين مرد برو و آن روغن را از او بگير و بـهـايـش را باو بده ، سياه پوست گفت : اى غلام اين روغن را براى كه مى خواهى ؟ گفت : براى حسن بن على عليهماالسلام گفت : مرا هم نزد او ببر، پس به راه افتاد و او را خدمتش آورد، او به حضرت عرضكرد: پدر و مادرم قربانت ، من نمى دانستم كه شما به اين روغن احـتـيـاج دارى ، اجـازه بـفـرمـائيـد بـهـايـش را نگيرم ، زيرا من غلام شما هستم ، ولى از خدا بـخـواهـيـد كـه بـمـن پـسـرى سـالم (بـدون نـقـص ) كـه دوسـت شـمـا اهـل بـيـت بـاشـد روزى كند. زيرا من وقتى از نزد همسرم آمدم كه درد زائيدن داشت ، حضرت فرمود: به منزلت برو كه خدا پسرى بتو عطا فرموده و او از شيعيان ماست .

    اصول كافى جلد 2 صفحه 362 روايت6

    ادامه دارد...

  10. صلوات و تشکر : 2


  11. #6



    باب اشاره و نص بر حسن بن على عليه السلام :

    ترجمه روايت شريفه :

    سليم بن قيس گويد: زمانيكه اميرالمؤ منين عليه السلام بپسرش حسن عليه السلام وصيت مـى فـرمـود، حـاضـر بـودم ، عـلى عـليـه السلام حسين و محمد (بن حنيفه ) عليهماالسلام و سـايـر فرزندانش را با رؤ ساء شيعه و اهل بينش گواه گرفت ، سپس كتاب و سلاح امامت را باو تحويل داد و فرمود: پسر عزيزم ! رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مرا امر فرمود كه بتو وصيت كنم و كتب و سلاحم را بتو سپارم ، چنانكه پيغمبر بمن وصيت فرمود و كتب و سـلاحش را بمن سپرد و باز مرا امر كرد كه بتو امر كنم ، چون مرگت فرا رسد، آنها را بـبـرادرت حـسـيـن عـليـه السـلام بـسـپارى ، سپس بپسرش حسين عليه السلام متوجه شد و فـرمـود: و رسـول خـدا صـلى اللّه عـليـه و آله بـتـو امـر فرموده كه آنها را باين پسرت بـسـپـارى ، سـپس ‍ دست على بن الحسين عليه السلام را گرفت و فرمود: رسولخدا صلى اللّه عـليـه و آله بـتو امر فرموده است كه آنها را بپسرت محمد بن على بسپارى و از جانب پيغمبر و من باو سلام رسانى.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 63 رواية 1

    ادامه دارد...

  12. صلوات و تشکر


  13. #7



    ترجمه روايت شريفه :

    امـام بـاقـر عـليـه السلام فرمود: چون وفات اميرالمؤ منين صلوات اللّه عليه فرا رسيد، بـپـسـرش حـسـن فـرمـود: نـزديك من بيا تا آنچه را رسولخدا صلى اللّه عليه و آله با من بـراز گـفـت ، بـا تـو بـراز گـويم ، و آنچه را بمن سپرد بتو سپارم ، سپس همين كار را كرد.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 64 رواية2

    ادامه دارد...

  14. صلوات و تشکر


  15. #8



    ترجمه روايت شريفه :

    شهر بن حوشب گويد: چون على عليه السلام (از مدينه ) بكوفه رفت ، كتابها و وصيتش را بـه ام سـلمـه سـپـرد و چـون امـام حـسـن عـليـه السـلام بـمـديـنه بازگشت ، آنها را باو تحويل داد.

    و در نسخه صفوانى است .

    اصول كافى جلد 2 صفحه 64 رواية 3

    ادامه دارد...

  16. صلوات و تشکر


  17. #9



    ترجمه روايت شريفه :

    امـام صـادق عـليـه السلام فرمود: چون على صلوات اللّه عليه (از مدينه ) بكوفه رفت ، كـتـابـها و وصيتش را به ام سلمه سپرد، و چون امام حسن عليه السلام بمدينه بازگشت ، آنها را باو تحويل داد.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 65 رواية 4

    ادامه دارد...


       
    شرح :
    راجع بنسخه صفوانى در حديث 737 توضيح داديم و در اينجا مقصود اينستكه : اين روايت كـه عـيـن روايت سابق است و فقط در سلسله سند اختلاف دارد، در نسخه صفوانى هست و در نسخه نعمى و ديگران نيست

  18. صلوات و تشکر


  19. #10



    ترجمه روايت شريفه :

    جابر گويد: امام باقر عليه السلام فرمود: اميرالمؤ منين عليه السلام بحسن وصيت كرد و حـسـيـن و محمد (بن حنيفه ) عليه السلام را با همه فرزندان و رؤساى شيعيان و خانواده اش بـر آن وصيت گواه گرفت ، سپس ‍ كتاب و سلاح را تحويلش داد و باو فرمود: پسر جـانـم ! رسـول خـدا صلى اللّه عليه و آله بمن امر كرد و كتابها و سلاحش را بمن سپرد و بمن امر فرمود كه بتو امر كنم ، چون مرگت فرا رسد، آنرا ببرادرت حسين سپارى ، سپس مـتـوجـه پـسـرش حـسين شد و گفت : رسولخدا صلى اللّه عليه و آله ترا امر كرد كه آنرا باين پسرت سپارى ،
    سپس دست پسرش ‍ على بن الحسين را گرفت و فرمود: پسر عزيزم از رسـولخـدا صـلى اللّه عـليـه و آله بـتـو هـم امـر فـرمود كه آنرا بپسرت محمد بن على سپارى و او را از جانب رسولخدا صلى اللّه عليه و آله و من سلام رسانى ، باز بپسرش ‍ حـسـن مـتـوجـه شـد و فرمود: پسر جانم ، تو صاحب امر (امامت ) و صاحب خونى ، اگر (ابن مـلجـم را) بـبخشى حق دارى و اگر بكشى ، بجاى يك ضربت فقط يك ضربت بزن و كار ناروا مكن .

    اصول كافى جلد 2 صفحه 65 رواية 5

    ادامه دارد....

  20. صلوات و تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. ◕◕◕◕◕ امام باقر علیه السلام به روایت اصول کافی
    توسط هندیانی در تالار امام باقر (ع)
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: 1391/03/03, 01:13 قبل از ظهر
  2. ◕◕◕◕◕◕ امام صادق علیه السلام به روایت اصول کافی
    توسط هندیانی در تالار امام صادق (ع)
    پاسخ: 16
    آخرين نوشته: 1390/11/18, 01:11 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 1390/07/20, 12:36 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 1390/07/20, 12:09 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •