تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 29
  1. #1

    ✿ پیامبر صلى اللّه عليه وآله به روایت اصول کافی





    بَابُ مَوْلِدِ النَّبِيِّ (ص) وَ وَفَاتِه

    زندگى و وفات پيغمبر (ص):

    وُلِدَ النَّبـِيُّ (ص) لِاثـْنَتَيْ عَشْرَةَ لَيْلَةً مَضَتْ مِنْ شَهْرِ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ فِى عَامِ الْفِيلِ يَوْمَ الْجـُمـُعـَةِ مـَعَ الزَّوَالِ وَ رُوِيَ أَيـْضـاً عـِنـْدَ طُلُوعِ الْفَجْرِ قَبْلَ أَنْ يُبْعَثَ بِأَرْبَعِينَ سَنَةً وَ حـَمـَلَتْ بِهِ أُمُّهُ فِى أَيَّامِ التَّشْرِيقِ عِنْدَ الْجَمْرَةِ الْوُسْطَى وَ كَانَتْ فِى مَنْزِلِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عـَبـْدِ الْمـُطَّلِبِ وَ وَلَدَتـْهُ فـِى شـِعـْبِ أَبـِى طَالِبٍ فِى دَارِ مُحَمَّدِ بْنِ يُوسُفَ فِى الزَّاوِيَةِ الْقُصْوَى عَنْ يَسَارِكَ وَ أَنْتَ دَاخِلُ الدَّارِ وَ قَدْ أَخْرَجَتِ الْخَيْزُرَانُ ذَلِكَ الْبَيْتَ فَصَيَّرَتْهُ مـَسـْجِداً يُصَلِّى النَّاسُ فِيهِ وَ بَقِيَ بِمَكَّةَ بَعْدَ مَبْعَثِهِ ثَلَاثَ عَشْرَةَ سَنَةً ثُمَّ هَاجَرَ إِلَى الْمـَدِيـنـَةِ وَ مـَكـَثَ بـِهَا عَشْرَ سِنِينَ ثُمَّ قُبِضَ (ع) لِاثْنَتَيْ عَشْرَةَ لَيْلَةً مَضَتْ مِنْ رَبِيعٍ الْأَوَّلِ يـَوْمَ الْإِثـْنـَيـْنِ وَ هُوَ ابْنُ ثَلَاثٍ وَ سِتِّينَ سَنَةً وَ تُوُفِّيَ...


    ترجمه روايت شريفه:



    پـيـغـمـبـر صلى اللّه عليه وآله هنگام ظهر و بروايتى هنگام طلوع فجر روز جمعه دوازدهم ربـيـع الاول عـام الفـيـل ((1))، چـهـل سـال پـيـش از بعثت متولد شد، مادرش در ايام تـشـريـق ((2)) نـزد جـمـره وسـطـى بـه او حـامـله گـشـت و مـادرش در مـنـزل شـوهـر خود) عبدالله بن عبدالمطلب بود، و آن حضرت را در شعب ابيطالب در خانه مـحـمـد بـن يـوسـف ، در آخرين زوايه دست چپ كسى كه وارد خانه مى شود، زائيده . خيزران (مـادر هـادى عـبـاسـى ) آن خـانه را (از كاخ محمد بن يوسف ) بيرون كرد و مسجدش نمود، و مـردم در آن نـمـاز مـى خـوانـدنـد پـيـغـمـبـر صـلى اللّه عـليـه وآله ، پـس از بـعـثـتـش 13 سـال در مـكـه بـود آنـگـاه بـه مـديـنـه مـهـاجـرت فـرمـود و 10 سـال هـم در آنـجـا بـود، سـپـس در روز دوشـنـبـه دوازدهـم ربـيـع الاول كه 63 سال داشت وفات كرد...


    اصول كافى جلد 2 صفحه 323

       
    1))سالی که ابرهه سردار لشکر حبشه با پیل سواران به قصد جسارت به خانه ی کعبه آمد و به عذاب خدا گرفتار شد، قرآن کریم داستانش را در سوره ی فیل بیان می کند.

    2)) ایام تشریق روزهای 11 و 12 و 13 بعد از اعمال حج است که اسلام آن را در ماه ذی حجه قرار داده ولی اعراب جاهلیت دو سال در محرم حج می گزاردند و دو سال در صفر و هم چنین در ماه های بعد در هر ماهی دو سال حج می گزاردند، پس بنا بر آن که تولد حضرت در ماه ربع الاول بوده و 9 ماه هم در شکم مادر بوده باشد، ایام تشریق زمان حملش در جمادی الثانی بوده است.
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/29 در ساعت 09:35 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2






    ...أَبُوهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ الْمـُطَّلِبِ بـِالْمـَدِيـنـَةِ عـِنـْدَ أَخـْوَالِهِ وَ هُوَ ابْنُ شَهْرَيْنِ وَ مَاتَتْ أُمُّهُ آمِنَةُ بِنْتُ وَهْبِ بْنِ عَبْدِ مَنَافِ بْنِ زُهْرَةَ بْنِ كِلَابِ بْنِ مُرَّةَ بْنِ كَعْبِ بْنِ لُؤَيِّ بْنِ غَالِبٍ وَ هُوَ (ع) ابْنُ أَرْبَعِ سِنِينَ وَ مـَاتَ عـَبـْدُ الْمُطَّلِبِ وَ لِلنَّبِيِّ (ص) نَحْوُ ثَمَانِ سِنِينَ وَ تَزَوَّجَ خَدِيجَةَ وَ هُوَ ابْنُ بِضْعٍ وَ عـِشـْرِيـنَ سَنَةً فَوُلِدَ لَهُ مِنْهَا قَبْلَ مَبْعَثِهِ (ع) الْقَاسِمُ وَ رُقَيَّةُ وَ زَيْنَبُ وَ أُمُّ كُلْثُومٍ وَ وُلِدَ لَهُ بَعْدَ الْمَبْعَثِ الطَّيِّبُ وَ الطَّاهِرُ وَ فَاطِمَةُ (ع) وَ رُوِيَ أَيْضاً أَنَّهُ لَمْ يُولَدْ بَعْدَ الْمَبْعَثِ إِلَّا فَاطِمَةُ (ع) وَ أَنَّ الطَّيِّبَ وَ الطَّاهِرَ وُلِدَا قَبْلَ مَبْعَثِهِ وَ مَاتَتْ خَدِيجَةُ (ع) حِينَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مِنَ الشِّعْبِ وَ كَانَ ذَلِكَ قَبْلَ الْهِجْرَةِ بِسَنَةٍ وَ مَاتَ أَبُو طَالِبٍ بَعْدَ مَوْتِ خَدِيجَةَ بِسَنَةٍ فـَلَمَّا فـَقـَدَهـُمـَا رَسـُولُ اللَّهِ (ص) شـَنـَأَ الْمـُقـَامَ بِمَكَّةَ وَ دَخَلَهُ حُزْنٌ شَدِيدٌ وَ شَكَا ذَلِكَ إِلَى جـَبـْرَئِيـلَ (ع) فـَأَوْحـَى اللَّهُ تـَعَالَى إِلَيْهِ اخْرُجْ مِنَ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا فَلَيْسَ لَكَ بِمَكَّةَ نَاصِرٌ بَعْدَ أَبِى طَالِبٍ وَ أَمَرَهُ بِالْهِجْرَةِ

    ترجمه روايت شريفه:



    ...پدرش عبدالله بن عبدالمطلب در مدينه نزد دائيهاى آنحضرت وفات كرد و او دو ماهه بود و مـادرش آمـنـه دختر وهب بن عبد مناف بن زهرة بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب ، در چـهـار سـالگـى آن حـضرت وفات كرد، و عبدالمطلب زمانى وفات كرد كه آن حضرت قـريـب 8 سـال داشـت و با خديجه ازدواج فرمود، زمانى كه بيست و چند ساله بود، براى پيغمبر از خديجه ، قاسم و رقيه و زينب و ام كلثوم پيش از مبعثش ‍ متولد شد و طيب و طاهر و فـاطـمـه عـليـهـمـا السـلام بـعد از مبعث ، و نيز روايت شده كه بعد از مبعث غير از فاطمه عـليـهـمـا السـلام مـتولد نشد و طيب و طاهر پيش از مبعث متولد شدند، خديجه عليهما السلام يكسال پيش از هجرت زمانى كه پيغمبر صلى اللّه عليه وآله از شعب ابيطالب بيرون آمد وفات كرد، و ابوطالب يك سال بعد از خديجه وفات كرد، چون پيغمبر صلى اللّه عليه وآله آن دو نـفر را از دست داد، ماندن در مكه برايش ناگوار آمد و او را اندوه سختى گرفت و بـه جـبـرئيـل عـليه السلام شكايت كرد، خداى تعالى به او وحى كرد كه از شهرى كه مـردمـش ‍ سـتـمـگـرنـد بـيـرون رو، زيـرا تو در مكه بعد از ابوطالب ياورى ندارى ، و آن حضرت را امر به هجرت فرمود.




    اصول كافى جلد 2 صفحه 324

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/29 در ساعت 09:34 بعد از ظهر

  4. #3



    ترجمه روايت شريفه:

    حـسـيـن بـن عـبـدالله گـويـد: بـه امـام صـادق عـليـه السـلام عـرض كـردم رسول خدا صلى اللّه عليه وآله سرور فرزندان آدم بود؟ فرمود: به خدا او سرور مخلوق خدا بود، و خدا هيچ مخلوقى را بهتر از محمد صلى اللّه عليه وآله نيافريده.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 325 روايت 1

    ترجمه روايت شريفه:

    امام صادق عليه السلام از پيغمبر صلى اللّه عليه وآله ياد كرد و فرمود: خدا هيج نفس كشى را بهتر از محمد صلى اللّه عليه وآله نيافريده.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 325 روايت2


    ادامه دارد...



    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/31 در ساعت 01:37 قبل از ظهر

  5. #4



    ترجمه روايت شريف:

    3ـ امام صادق عليه السلام فرمود: خداى تبارك و تعالى فرمايد: اى محمد! من ترا و على را بـه صـورت نـورى يـعـنـى روحـى بـدون پيكر آفريدم ، پيش از آنكه آسمان و زمين و عـرض و دريـايـم را بـيافرينم ، پس تو همواره يكتائى و تمجيد مرا مى گفتى ، سپس دو روح شـمـا را گـرد آوردم و يـكـى سـاخـتـم ، و آن يـك روح مـرا تـمـجـيـد و تـقـديـس و تهليل * مى گفت ، آنگاه آن را به دو قسمت كردم و باز هر يك از آن دو قسمت را به دو قسمت نمودم تا چهار روح شد، محمد يكى ، على يكى ، حسن و حسين دو تا.

    سـپـس خـدا فـاطـمه را از نورى كه در ابتدا روحى بدون پيكر بود آفريد، آنگاه با دست خود ما را مسح كرد و نورش را بما رسانيد.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 325 روايت 3

    ادامه دارد...

       
    شرح:
    مـرحـوم مـجـلسـى در تـوضـيـح ايـن حـديـث اقـوالى از خـود و دانـشـمـنـدان ديـگـر نـقـل مى كند، ولى آنچه جلب توجه ما را مى كند، اين است كه مى گويد: والله يعلم حقايق تـلك الاسـرار و حـجـجه الاخيار عليهم السلام “خدا و حجج برگزيده او حقايق اين اسرار مى دانند”.

    * تهلیل یعنی گفتن لا إله إلا الله و خدا را به یگانگی ستودن.
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/01 در ساعت 01:43 قبل از ظهر

  6. #5



    ترجمه روايت شريفه :


    امام باقر عليه السلام مى فرمايد: خداى تعالى به محمد صلى اللّه عليه وآله وحى كرد كـه : اى محمد! من ترا آفريدم ، در حالى كه هيچ نبودى و از روح خود در تو دميدم ، براى شـرافـتـى كـه از خـود نـسـبت به تو قائل شدم ، زمانى كه اطاعت ترا بر همه خلقم واجب سـاخـتـم ، پـس هـر كـه تـرا فـرمـانـبـرد، مـرا فرمان برده . و هر كه نافرمانى تو كند، نـافـرمـانـى مـن كـرده اسـت . و آن اطاعت را نيز درباره على و نسلش ، آنهائى را كه بخود مخصوص نمودم(يازده فرزند معصوم او) واجب ساختم .


    اصول كافى جلد 2 صفحه 326 روايت4

    ادامه دارد...

    ویرایش توسط هندیانی : 1390/07/02 در ساعت 06:18 قبل از ظهر

  7. #6



    ترجمه روايت شريفه :

    محمد بن سنان گويد: نزد امام محمد تقى عليه السلام بودم و اختلاف شيعه را مطرح كردم ، حـضـرت فـرمـود: اى مـحـمـد! همانا خداى تبارك و تعالى همواره بيگانگى خود يكتا بود (يـگـانـه اى غـير او نبود) سپس ‍ محمد و على و فاطمه را آفريد آنها هزار دوران بماندند، سـپس چيزهاى ديگر را آفريد. و ايشان را بر آفرينش آنها گواه گرفت و اطاعت ايشان را در مـيـان مـخـلوق جـارى ساخت (بر آنها واجب كرد) و كارهاى مخلوق را به ايشان واگذاشت . پس ايشان هر چه را خواهند حلال كنند و هر چه را خواهند حرام سازند، ولى هرگز جز آنچه خـداى تبارك و تعالى خواهد نخواهند. سپس فرمود: اى محمد! اين است آن ديانتى كه هر كه از آن جـلو رود (غـلو كـنـد، از دايـره اسلام ) بيرون رفته و هر كه عقب بماند (و وارد دايره نشود) نابود گشته (دينش را باطل كرده ) و هر كه به آن بچسبد، به حق رسيده است ، اى محمد همواره ملازم اين ديانت باش .

    اصول كافى جلد 2 صفحه 326 روايت 5

    ادامه دارد...

  8. #7



    ترجمه روايت شريفه :

    امام صادق عليه السلام فرمود: يكى از قريش به رسولخدا صلى اللّه عليه وآله گفت : شما كه آخرين و پايان پيغمبران هستى ، بچه سبب (در مقام و رتبه ) از همه پيش افتادى ؟ فرمود: زيرا من نخستين كسى بودم كه بپروردگارم ايمان آوردم و نخستين كسى كه پاسخ گـفـت ، زمـانـى كـه خـدا از پـيغمبران پيمان گرفت و آنها را بر خودشان گواه ساخت كه مگرنه اين است كه من پروردگار شما هستم ؟ گفتند چرا، من نخستين پيغمبرى بودم كه چرا گفت : پس سبقت من بر پيغمبران بواسطه اقرار بخدا بود (كه پيش از همه گفتم )

    اصول كافى جلد 2 صفحه 327 روايت 6

    ادامه دارد...

  9. #8



    ترجمه روايت شريفه :

    مفضل گويد: بامام صادق عليه السلام عرض كردم : آنگاه كه در اظله (عالم ارواح يا عالم مـثال يا عالم ذر) بوديد به چه كيفيت بوديد؟ فرمود: نزد پروردگار خود بوديم ، كسى جـز مـا نـزد او نـبـود در سـايـه سـبـزى بـوديـم . و خـدا را تـسـبـيـح و تـقـديـس و تـهـليـل و تـمـجـيـد مـى گـفـتـيم ، و هيچ فرشته مقرب و جاندارى غير ما نبود، تا آنكه خدا آفرينش چيزها را اراده كرد، پس ‍ آنچه خواست . چنانكه خواست از ملائكه و غير آنها آفريد، و سپس علم آن را بما رسانيد.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 327 روايت 7

    ادامه دارد...

  10. #9



    ترجمه روايت شريفه :

    امام صادق عليه السلام مى فرمود: ما نخستين خاندانى هستيم كه خدا نام ما را بلند ساخت ، چـون خـدا آسـمـانـهـا و زمـيـن را آفريد بمنادئى دستور داد تا فرياد زند: گواهى دهم كه شـايـسـتـه پـرسـتـشـى جـز خـدا نـيـست سه بارگواهى دهم كه محمد صلى اللّه عليه وآله رسولخداست سه بارگواهى دهم كه على از روى حق اميرالمؤ منانست سه بار ـ.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 327 روايت 8

    ادامه دارد...


  11. #10



    ترجمه روايت شريفه :

    و فرمود: همانا خدا بود و هيچ پديده اى نبود، سپس پديده و مكان را آفريد و نور الانوار را آفـريد كه همه نورها از او نور گرفت و از نور خود كه همه نورها از آن نور يافت در آن (نور الانوار) جارى ساخت و ان نوريست كه محمد و على را از آن آفريد، پس محمد و على دو نـور نـخـسـتـيـن بـودند زيرا پيش از آنها چيزى پديد نيامده بود، و آن دو همواره پاك و پـاكـيـزه در صـلبـهـاى پـاك جـارى بـودنـد تـا آنـكـه در پـاكـترين آنها يعنى عبدالله و ابوطالب از يكديگر جدا گشتند.

    اصول كافى جلد 2 صفحه 328 روايت 9

    ادامه دارد...

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/11/15, 02:31 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 28
    آخرين نوشته: 1391/04/21, 01:04 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 28
    آخرين نوشته: 1390/11/04, 02:36 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 15
    آخرين نوشته: 1390/07/20, 12:36 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •