تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1

    نقش فرشته و پيامبر در وحي از نگاه قرآن و روايات




    مقدّمه*

    «وحي» عبارت است از: تفهيم ويژه يك سلسله حقايق و معارف از جانب خداوند به پيامبران از راهي غير عادي (يعني راهي غير از راه تجربه و عقل و شهود عرفاني) براي ابلاغ به مردم و راهنمايي آنان.1 قرآن كريم در مورد اقسام «وحي» مي فرمايد: (وَ مَا كَانَ لِبَشَر أَن يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْياً أَوْ مِن وَرَاء حِجَاب أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاء إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ)(شوري: 51); و هيچ بشري را نرسد كه خدا با او سخن گويد، جز ]از راه[ وحي يا از فراسوي حجابي يا فرستاده اي بفرستد و به اذن او هر چه بخواهد وحي نمايد. آري، او بلندمرتبه سنجيده كار است.
    طبق اين آيه شريفه، انسان فقط از سه راه مي تواند سخن خدا را بشنود. از عطف موارد سه گانه با «أو» به يكديگر، استفاده مي شود كه اين سه با هم متفاوتند.2 قسم اول بدون واسطه و قسم دوم و سوم با واسطه است. از عبارت (أَوْ يُرْسِلَ رَسُولا)در اين آيه شريف استفاده مي شود كه در قسم سوم بر خلاف قسم دوم، واسطه رساننده وحي است.3 روايت اشاره دارد بر اينكه مراد از «رسول» در اين آيه فرشته است4 كه خداوند وحي خود را به واسطه آن به پيامبران مي رساند.5 قرآن نيز مي فرمايد: (يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَي مَن يَشَاءمِنْ عِبَادِهِ.)(نحل: 2)
    طبق بيان قرآن كريم، فرشته علاوه بر حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)براي تعدادي از پيامبران مانند حضرت ابراهيم،6 لوط،7زكريا،8 عيسي(عليهم السلام)و حتي غير پيامبران مانند حضرت مريم(عليها السلام)9 آشكار شده و با آنان سخن گفته است. البته قرآن كريم معلوم نمي كند فرشته اي كه براي ايشان نمايان شده است، فرشته وحي بوده يا نه، ولي روايت صحيح السند دلالت دارد بر اينكه «رسول» كسي است كه فرشته وحي را در بيداري مشاهده مي كند. از جمله در كتاب اصول كافي بابي به نام «فرق بين الرسول و النبي...» وجود دارد كه شامل چهار روايت صحيح السند و قريب المضمون است. در حديث اول اين باب، زراره مي گويد: از حضرت صادق(عليه السلام)درباره آيه شريفه (كَانَ رَسُولا نَّبِيّاً)(مريم: 54) پرسيدم: فرق «نبي» و «رسول» چيست؟ فرمود: «اَلنَّبِي الذِي يَري فِي مَنامِهِ وَ يَسْمَعُ الصُوتَ وَ لا يُعايِنُ المَلَكَ، وَ الرسُولُ الذِي يَسْمَعُ الصُوتَ وَ يَري فِي المَنامِ وَ يُعايِنُ المَلَكَ»;10 نبي در خواب ]فرشته [را مي بيند و ]در بيداري [بدون ديدن فرشته، صداي آن را مي شنود، ولي رسول صدا را مي شنود و در خواب و ]بيداري [فرشته را مشاهده مي كند.
    قرآن كريم به تعدادي از پيامبران اين نوع وحي را نسبت مي دهد:
    1. حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله): در ميان پيامبران الهي، قدر مسلّم پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)از اين قسم وحي برخوردار بود. جبرئيل انس خاصي با حضرت داشت. حتي پيش از نبوّتش، در سن 37 سالگي، به خواب حضرت مي آمد و او را «رسول الله» صدا مي زد. هنگامي كه آن حضرت گوسفند مي چراند، شخصي وي را «رسول الله» خطاب كرد. حضرت پرسيد: تو كيستي؟ جواب داد: من جبرئيل هستم. خداوند مرا فرستاده است تا تو را به پيامبري برگزيند. حضرت اين موضوع را از ديگران پوشيده نگه داشت.11 بيشترين وحي قرآني به حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) با واسطه جبرئيل بوده است; چنان كه برخي معتقدند:12 ظاهر برخي آيات، دلالت دارند كه تمام قرآن كريم را جبرئيل فرود آورده است:13(وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ عَلَي قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ)(شعراء: 192ـ194); و راستي كه اين ]قرآن[ وحي پروردگار جهانيان است. روح الامين آن را بر دلت نازل كرد.
    2. حضرت عيسي(عليه السلام): قرآن كريم فرشته اي كه حضرت عيسي(عليه السلام)را تأييد مي كرد، «روح القدس» مي خواند: (وَآتَيْنَا عِيسَي ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ) (بقره: 87); و عيسي پسر مريم را معجزه هاي آشكار بخشيديم و او را با روح القدس تأييد كرديم.
    روح القدس يكي از اوصاف جبرئيل مي باشد و مأموريت اصلي يا، دست كم، يكي از وظايف مهم او رساندن وحي به پيامبران است. بنابراين، احتمال برخورداري حضرت عيسي(عليه السلام) از وحي با واسطه فرشته وجود دارد.
    با توجه به مباحث مزبور، روشن شد كه خداوند در رساندن وحي به پيامبران، گاه فرشته يا فرشتگاني را واسطه قرار مي دهد. بنابراين، در وحي الهي علاوه بر پيامبر، فرشته يا فرشتگاني نيز مطرحند. در نتيجه، اين سؤالات رخ مي نمايند: آيا فرشته و پيامبر در وحي نقشي دارند يا خير؟ اگر جواب مثبت است، نقش آن دو چيست؟ توجه به اين نكته كه در وحي قرآني، محتوا و الفاظ و ساختار الهي اند، اهميت پاسخ به اين پرسش را بيشتر مي نماياند.
    فرشتگان و نقش آن ها در وحي
    وجود فرشتگان از مسلّمات دين اسلام، بلكه تمام شرايع الهي است.14 فرشتگان موجوداتي مجرّد،15 عاقل، با شعور و بندگان گرامي خداوند و معصوم از گناه و خطايند.16 قرآن نيز دلالت دارد كه فرشتگان مادي نيستند: (وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُـشْرَي قَالُواْ سَلاَماً قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْل حَنِيذ فَلَمَّا رَأَي أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَي قَوْمِ لُوط.)(هود: 69ـ70)
    با عنايت به آيه ذيل، مراد از «رسل» در آيه شريفه مزبور فرشتگان است: (اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلا...)(حج: 75); خدا از ميان فرشتگان رسولاني برمي گزيند ...
    امام سجاد(عليه السلام) در وصف فرشتگان مي فرمايند: «الّلهمَ أَغنَيتهُمْ عَن الطَعامِ وَ الشَرابِ بِتَقْدِيْسِكَ»;17 خدايا آنان ]فرشتگان [را با مشغول كردنشان به تقديس خودت، از خوردن و آشاميدن بي نياز ساختي.
    طبق بيان ابن عباس، پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) در پاسخ به پرسش عبداللّه سلام از غذاي جبرئيل فرمودند: طعام او تسبيح و شرابش ذكر "لا اله الااللّه" است.18
    از اين روايات استفاده مي شود كه فرشتگان از ذكر و تسبيح خداوند نيرو مي گيرند، آن گونه كه انسان با غذا و نوشيدني نيرو مي گيرد.
    اسرافيل، جبرئيل و ميكائيل سران فرشتگان هستند.19 اسرافيل در درجه نخست و جبرئيل در رتبه بعد قرار دارد.20
    طبق بيان قرآن كريم، فرشتگان داراي اصناف مختلف بوده و وظايف گوناگون دارند:
    1. حاملان عرش الهي;21
    2. تدبيركنندگان امور;22
    3. ستانندگان جان انسان ها;23
    4. مراقبان اعمال انسان ها;24
    5. نگهبانان انسان ها از خطر;25
    6. مأموران عذاب و مجازات;26
    7. ياري رسانندگان به مؤمنان;27
    8. مأموران وحي الهي.28
    اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السلام) به برخي از اوصاف فرشتگان چنين اشاره فرموده اند: «مِنْهُمْ سُجُودٌ لاَ يَرْكَعُونَ، وَ رُكُوعٌ لاَ يَنْتَصِبُونَ ... وَمِنْهُمْ أُمَنَاءُ عَلَي وَحْيِهِ، و أَلسِنَةٌ إِلَي رُسُلِهِ، وَ مُخْتَلِفُونَ بِقَضَائِهِ وَ أَمْرهِ.وَمِنْهُمُ الحَفَظَةُ لِعِبَادِهِ، وَ السَّدَنَةُ لاَِبْوَابِ جِنَانِهِ. وَ مِنْهُمُ ... المُنَاسِبَةُ لِقَوَائِمِ العَرْشِ أَكْتَافُهُمْ»;29 برخي از آن فرشتگان پيوسته در سجودند، بي آنكه ركوعي كرده باشند، برخي همواره در ركوعند... گروهي از فرشتگان امينان وحي خداوندي اند و سخن او را به رسولانش مي رسانند و آنچه را مقدّر كرده و مقرّر داشته است، به زمين مي آورندوباز مي گردند. گروهي نگهبانان بندگان اويند و گروهي دربانان بهشت او. شماري از ايشان... دوش هايشان چنان نيرومند است كه مي توانند پايه هاي عرش را بر دوش كشند.
    _____________________________________________
    * مصطفي كريمي ،مجله معرفت شماره96

  2. #2



    اقسام فرشتگان وحی
    قرآن کریم دلالت دارد بر اینکه فرشتگان وحی چند دسته اند:
    (وَالصَّافَّاتِ صَفّاً فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً فَالتَّالِیَاتِ ذِکْراً)(صافات: 1ـ3); سوگند به صف بستگان که صفی ]با شکوه [بسته اند، به رانندگان ]شیاطین[ که به سختی می رانند و به تلاوت کنندگان ذکر ]= آیات الهی[.
    از این آیات استنباط می شود که فرشتگان مأمور وحی سه دسته اند:30
    دسته نخست برای رساندن وحی صف کشیده اند. قرآن این دسته را به ارجمندی و نیکوکاری می ستاید: (فِی صُحُف مُّکَرَّمَة مَّرْفُوعَة مُّطَهَّرَة بِأَیْدِی سَفَرَة کِرَام بَرَرَة) (عبس: 13ـ16); در صحیفه هایی ارجمند، والا و پاک شده به دست فرشتگانی ارجمند و نیکوکار.
    دسته دوم نگهبانان وحی هستند که عبارت (فَالزَّاجِرَاتِ زَجْراً) به آنان اشاره دارد. روایات نیز اشاره دارد که برخی سور را تعداد بسیاری فرشته همراهی کرده اند;31 از جمله، در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) آمده است: هفتاد هزار فرشته هنگام نزول سوره انعام آن را بدرقه می کردند.32
    دسته سوم وحی را بر پیامبر می خوانند. آیه درباره آنان می فرماید: (فَالتَّالِیَاتِ ذِکْراً.)

  3. #3



    جبرئیل سردسته فرشتگان وحی
    از قرآن کریم استفاده می شود که جبرئیل سر دسته فرشتگان وحی است: (إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُول کَرِیم ذِی قُوَّة عِندَ ذِی الْعَرْشِ مَکِین مُطَاع ثَمَّ أَمِین)(تکویر: 19ـ21); ]قرآن [سخن فرشته بزرگواری است... در آنجا ]در میان فرشتگان [فرمانروا و ]در پیشگاه خدا[ امین است.
    عبارت «مُطَاع» در این آیه، دلالت دارد که فرشته ای قرآن را آورده که فرمانده فرشتگان دیگر است و در رساندن وحی از او فرمان می برند.
    آیه دیگر فرودآورنده قرآن به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)را جبرئیل معرفی می کند:33(قُلْ مَن کَانَ عَدُوّاً لِّجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَی قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللّهِ)(بقره: 97); بگو کسی که دشمن جبرئیل است ]در واقع، دشمن خداست[; چرا که او به فرمان خدا قرآن را بر قلبت نازل کرده.
    آیه ذیل آورنده قرآن را «روح القدس» می خواند که در روایات به جبرئیل تفسیر شده است:34 (قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّکَ) (نحل: 102); بگو آن ]قرآن[ را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده است.
    قرآن در وصف جبرئیل، او را توانمند،35 بلند مرتبه نزد خداوند،36 امانتدار الهی،37 پاک38 و با کرامت39می خواند.
    نقش فرشته در وحی
    نقش جبرئیل و دیگر فرشتگان در امر وحی، تنها این است که سخن خدا را دریافت کنند و به پیامبر برسانند.40 آنچه پیامبر از فرشته می شنود سخن خداست.41 جبرئیل نه چیزی بر وحی می افزاید و نه چیزی از آن می کاهد و تنها به اذن الهی فرود می آید: (وَ مَا نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِکَ وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیّاً) (مریم: 64); و ]ما فرشتگان [جز به فرمان پروردگارت نازل نمی شویم.آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو می باشد ]همه [ویژه اوست و پروردگارت هرگز فراموشکار نبوده است.

  4. #4



    چگونگی دریافت وحی توسط فرشته
    حال که ثابت شد جبرئیل تنها مجرای انتقال وحی به پیامبر است، این سؤال رخ می نماید که او وحی را از چه کسی و چگونه می گیرد; در این باب، سه دیدگاه مطرح شده است:
    دیدگاه اول: فرشته وحی همانند پیامبران (در یک قسم وحی) بیواسطه وحی را از خدا دریافت می کند.42
    دیدگاه دوم: فرشته وحی به واسطه موجود دیگری43(طبق یک نظر، اسرافیل)44 وحی را می گیرد.
    دیدگاه سوم: جبرئیل از طریق ارتباط با لوح محفوظ، وحی را دریافت می کند.45
    وجود واسطه بین خداوند و جبرئیل از امور غیبی است که جز از طریق بیان قرآن کریم و روایت معصوم نمی توان آن را درک کرد. قرآن کریم به چگونگی دریافت وحی توسط فرشته و وجود یا عدم واسطه بین خداوند و فرشته اشاره صریح ندارد. آیات مربوط به نازل کردن وحی قرآنی توسط جبرئیل از سوی خداوند46 تنها به مبدأ وحی اشاره دارند و درباره واسطه بین خداوند و جبرئیل ساکتند; مانند: (قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّکَ.) (نحل: 102) اما برخی روایات موجود در مجامع روایی، به چگونگی دریافت وحی توسط جبرئیل اشاره دارند. این روایات دو دسته اند. هر یک از دو دیدگاه، به یکی از این دو استناد کرده است:47
    روایات دسته نخست
    برخی روایات دلالت دارد که خداوند همانند سخن گفتن بیواسطه با بعضی پیامبران، بیواسطه با جبرئیل سخن می گوید و جبرئیل وحی را بیواسطه از خدا دریافت می کند.48 از جمله النواس بن سمعان به صورت مرفوع از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل می کند: «اِنَّ اللّهَ إذا أرادَ أن یَأمَر بِأمر تَکلَّم بِهِ، فَإذا تَکلَّمَ بِه أخذتِ السماءُ رجفةً... فإذا سَمِعَ بذلکَ أهلُ السماءِ صَعقُوا فیخرُّونَ سُجّداً، فیکونُ أولَ مَن یَرفعُ رأسَهُ جبریلُ، فیُکلُّمهُ اللّهُ مِن وحیه بِما أرادَ فیمرُّ بِه جبریلُ علَی الملائکةِ، فکُلَّما مرَّ بسماءِ سألته ملائکتُها ماذا قال ربُّنا؟ قال جبریل(علیه السلام): قال ربُّکم الحقُ و هو العلی الکبیرُ، فیقولونَ کلُّهم کما قالَ جبریلُ(علیه السلام) فینتهی جبریلُ بالوحی حیثُ أمرَ مِن سماء و أرض.»49
    شبیه روایت مزبور از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه 23 سوره سب50 نقل شده است.51 ظاهر این دو حدیث دلالت دارند که اولا، وحی به فرشتگان به صورت تکلّم از سوی خداوند و شنیدن از طرف فرشتگان بوده است. ثانیاً، جبرئیل کلام الهی را می شنود و به دیگر فرشتگان خبر می دهد.

  5. #5



    روايات دسته دوم
    دسته ديگر از روايات مؤيّد ديدگاه دوم است و اشاره دارد که جبرئيل وحي را از فرشته ديگري دريافت مي کند. در اينکه فرشتگان واسطه کيانند و جبرئيل از کدام يک مي گيرد، روايات متفاوتند. برخي روايات رساننده وحي به جبرئيل را اسرافيل شمرده اند که وحي را از قلم و لوح52 يا فرشتگان روحاني بالاتر از خود مي گيرد. در روايت مشهور نزد اهل سنّت و شيعه،53 از حضرت علي(عليه السلام) آمده است: پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) از جبرئيل پرسيدند: آيا خدا را ديده اي؟ پاسخ داد: خدا ديدني نيست. سپس حضرت فرمودند: پس وحي را از چه کسي مي گيري؟ گفت: آن را از اسرافيل مي گيرم. حضرت فرمودند: اسرافيل آن را از کجا مي گيرد؟ گفت: از فرشته روحاني بالاتر از خود. حضرت فرمودند: آن فرشته وحي را از چه کسي مي گيرد؟ پاسخ داد: در دل او انداخته مي شود.54
    برخي روايات ميکائيل را رساننده وحي به جبرئيل معرفي مي کنند که خود وي وحي را از اسرافيل دريافت مي کند.55 از آن شمار، گزارش ابن عبّاس از ملاقات عبدالله بن سلام، يکي از دانشمندان يهود، با حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)است: عبدالله بن سلام در سؤلاتي که از پيامبر(صلي الله عليه وآله)داشت، پرسيد: چه کسي براي تو وحي مي آورد؟ حضرت پاسخ دادند: جبرئيل. پرسيد: او از چه کسي مي گيرد؟ حضرت پاسخ فرمودند: ميکائيل. پرسيد: او از چه کسي مي گيرد؟ حضرت پاسخ فرمودند: از اسرافيل. پرسيد: اسرافيل از چه کسي دريافت مي کند؟ حضرت جواب دادند: از لوح محفوظ. پرسيد: آن از چه کسي مي گيرد؟ حضرت پاسخ فرمودند: از قلم. پرسيد: او از چه کسي دريافت مي کند؟ حضرت جواب دادند: از پروردگار جهانيان. گفت: راست گفتي.56
    شيخ صدوق معتقد است: بين دو چشم اسرافيل لوحي است که خداوند هنگام وحي به آن لوح مي زند و اسرافيل در آن مي نگرد، آنچه را در آن است مي خواند و به ميکائيل مي رساند و ميکائيل به جبرئيل.57
    علّامه مجلسي ضمن پذيرش نظر صدوق، معتقد است: شايد مراد شيخ صدوق از آن لوح، «لوح محفوظ» باشد و يا لوحي در آسمان چهارم که قرآن در آن ثبت است و شايد نگاه اسرافيل در آن لوح براي تشخيص اين است که چه مقدار وحي را فرود آورد و يا لوح ديگري است که امور در آن نقش مي بندند.58
    علي بن ابراهيم قمي نيز در تفسير آيه 21 و 22 سوره بروج59 در باب چگونگي وحي گرفتن جبرئيل، گفته است: لوح محفوظ دو طرف دارد: طرفي بر سمت راست عرش و طرفي بر پيشاني اسرافيل و خداوند هنگام سخن گفتن به وحي، لوح را بر پيشاني اسرافيل مي زند، آن گاه اسرافيل در لوح مي نگرد و آنچه را در لوح مي بيند به جبرئيل(عليه السلام) وحي مي کند.60
    به احتمال قوي، مرحوم شيخ صدوق و مرحوم قمي اين نظر را از روايت امام باقر(عليه السلام) برگرفته اند که طبق گزارش مرحوم قمي، جبرئيل به حضرت محمد(صلي الله عليه وآله)در مورد حضرت اسرافيل گفت: لوح، که از ياقوت سرخ است، بين دو چشم او ]اسرافيل [مي باشد، هرگاه خداوند به وحي سخن گويد، لوح به پيشاني او مي خورد و وي در آن مي نگرد، سپس وحي را به ما مي رساند.61
    علّامه طباطبائي سخن مرحوم قمي را نقل کرده و روايات گوناگون و بسياري درباره ويژگي هاي لوح برمي شمارد و آن ها را نوعي تمثيل مي داند.62 ملّاصدرا نيز بر اين باور است که فرشتگان را اصنافي هستند؛ از جمله فرشتگان لوحي و قلمي. فرشتگان «لوحي»، که بزرگ ترين آنان اسرافيل است، وحي را از فرشتگان «قلمي» دريافت مي کنند.63 در روايت نيز آمده که ياران اسرافيل فرشتگان لوح خداوند هستند.64

  6. #6




    پيامبر و وحي
    دريافت كننده وحي خداوندي پيامبرانند، اما ظاهر برخي آيات دلالت دارد كه قرآن كريم بر مردم نازل شده است; مانند: (يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءكُم بُرْهَانٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مُّبِيناً)(نساء: 174); اي مردم، در حقيقت براي شما از جانب پروردگارتان برهاني آمده است و ما به سوي شما نوري تابناك فرو فرستاده ايم.
    اين قسم آيات هيچ دلالتي بر نزول مستقيم وحي به غير پيامبر ندارد و تنها به اين نكته اشاره مي كند كه مقصد نهايي وحي مردم هستند و هدف از نزول وحي هدايت مردم; اما اين امر با واسطه پيامبران صورت مي گيرد; يعني آنان وحي الهي را دريافت مي كنند و به مردم مي رسانند: (هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ)(جمعه: 2); اوست كه در ميان بي سوادان فرستاده اي از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند.
    طبق بيان قرآن كريم، پيامبران علاوه بر ابلاغ وحي به مردم، آن را بر آنان تبيين نيز مي كردند: (بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ) (نحل: 44); و اين قرآن را به سوي تو فرود آورديم تا براي مردم آنچه را به سوي آنان نازل شده است، توضيح دهي و اميد آنكه آنان بينديشند.
    بنابراين، در ميان انسان ها تنها پيامبران گيرندگان وحي هستند.69 بر اين اساس، پس از بررسي نقش واسطه وحي (فرشته)، تنها بررسي نقش پيامبران در امر وحي ضروري مي نمايد.

  7. #7



    در اين باره، چند مسئله قابل طرح مي باشند:
    اعطايي بودن استعداد دريافت وحي
    رسيدن به مقام نبوت و دريافت وحي، استعداد و لياقت ويژه اي مي طلبد که تنها عده اندکي از آن بهره مندند. از آيات و روايات استنباط مي شود داشتن اين استعداد فطري بوده70 و رفتار پيامبران در پديد آمدن اصل آن نقشي ندارد.71 اين آيات چند دسته اند:
    1. آياتي که دلالت دارند خداوند پيامبران را برمي گزيند؛ مانند:72 (اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِکَةِ رُسُلا وَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ) (حج: 75)؛ خدا از ميان فرشتگان رسولاني برمي گزيند و نيز از ميان مردم. بي گمان خدا شنواي بيناست.
    2. آياتي که اشاره دارند نزول فرشته بر بندگان تنها به خواست خداوند بستگي دارد؛ مانند: (يُنَزِّلُ الْمَلآئِکَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَي مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ...)(نحل: 2)؛ خداوند فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل مي کند.
    درباره پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) آمده است: (وَ کَذَلِکَ أَوْحَيْنَا إِلَيْکَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنَا مَا کُنتَ تَدْرِي مَا الْکِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَکِن جَعَلْنَاهُ نُوراً نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا)(شوري: 52)؛ همين گونه روحي از (سنخ) امر خودمان به سوي تو فرستاديم. تو نه مي دانستي کتاب چيست و نه ايمان (کدام است)، ولي آن را نوري گردانيديم که هر کسي از بندگان خود را بخواهيم، به وسيله آن راه مي نماييم.
    3. آياتي که دلالت مي کنند پيامبران در پاسخ به درخواست معجزه يا وحي از سوي مردم، توان آوردن معجزه و وحي را از خود نفي مي کردند و مقام دريافت وحي را اعطايي مي شمردند؛ مانند:73 (قَالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِن نَّحْنُ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُکُمْ وَلَـکِنَّ اللّهَ يَمُنُّ عَلَي مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَمَا کَانَ لَنَا أَن نَّأْتِيَکُم بِسُلْطَان إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ) (ابراهيم: 11)؛ پيامبرانشان گفتند: ما جز بشري مثل شما نيستيم، ولي خداوند به هرکس از بندگان خود که بخواهد، منّت مي نهد ]معجزه و وحي مي دهد[، و بر ما نرسد که جز به اجازه خداوند، براي شما حجتي بياوريم.
    روايات نيز بر اين مطلب دلالت دارند از جمله مرحوم کليني نقل مي کند: حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله)فرمودند: «ما قسَّم اللهُ لِلْعِبادِ شَيئاً أفضلُ مِن العقلِ، فنومُ العاقلِ افضل مِن سحَرِ الجاهِلِ... وَ لا بَعَثَ الله نَبيّاً وَ لا رسُولا حَتّي يسْتکْمِلَ العقلَ و يکونُ عَقْلُهُ اَفْضَلَ مِنْ جَميعِ عُقولِ اُمّته.»74
    اين روايت دلالت دارد که پيامبران در آفرينش، از استعداد و عقل برتري نسبت به اقوام خود برخوردار بودند که خداوند به ايشان داده بود.

  8. #8



    نقش پيامبر در امر وحي
    به رغم غير اکتسابي بودن استعداد گرفتن وحي و اصل مقام نبوّت، برخي مقدّمات آن اکتسابي بوده و لازم است آن استعداد به نحو احسن مورد استفاده قرار گيرد. براي دريافت حقايق وحياني و به لفظ کشيدن آن ها و دريافت واژگان غير مادي و بيان آن ها به صورت مادي براي مردم، طهارت، نورانيت، توانايي و لياقت لازم است؛75 چنان که امام حسن عسکري(عليه السلام) درباره پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) فرموده اند: «اِنَّ اللّهَ وَجدَ قلبَ محمّد(صلي الله عليه وآله) افضلَ القلوبِ و اَوعاها فاختارَهُ لِنبوّتِه»؛76 خداوند قلب حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) را بهترين و پذيراترين قلب ها يافت و او را به نبوّت خود برگزيد.
    قرآن کريم در برخي آيات، آوردن آيه تکويني و تشريعي توسط پيامبران را منوط به اذن الهي مي کند؛ مانند: (وَ مَا کَانَ لِرَسُول أَنْ يَأْتِيَ بِآيَة إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ)(غافر: 78)؛ و هيچ فرستاده اي را نرسد که بي اجازه خدا معجزه اي بياورد.
    از اين آيه استنباط مي شود با وجود وابستگي وحي و معجزه به اراده خداوند، پيامبران نيز در آن نقش دارند؛ زيرا آيه آوردن معجزه و وحي توسط پيامبران را منوط به اذن الهي مي کند و در صورتي «اذن» معنا دارد که مقتضي موجود باشد، ولي مانعي نگذارد آن فعل واقع شود.77
    از جمله شواهد نقش پيامبران در وحي اين است که تاريخ نيز نشان مي دهد حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) پيش از بعثت، ماه ها در غار «حرا» مشغول عبادت و خودسازي بودند78 و در ابتداي بعثت يا پيش از آن، تنها در خواب وحي مي گرفتند. در نقل صحيح از امام باقر(عليه السلام) آمده است: «نبي کسي است که حقايق را در خواب مي بيند... مانند آنچه رسول خدا(صلي الله عليه وآله) پيش از وحي به عنوان اسباب نبوّت ديدند.»79
    شايد برخي از دانشمندان مسلمان به رغم اينکه وحي را هدايتي ما فوق عقل مي دانند و آن را تا حدي اکتسابي شمرده اند،80 مرادشان اين است که پيامبر بايد با بهره گيري از استعداد خدادادي، خويش را براي دريافت وحي آماده سازد. با عنايت به اين مسئله است که بعضي از انديشمندان اسلامي توانايي پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) در گرفتن وحي را رو به تکامل مي بينند که با گذشت زمان، گرفتن وحي براي آن حضرت آسان تر مي شود.81 به همين دليل، معمولا آيات و سور مدني طولاني تر از مکّي بوده،82 کوتاهي و بلندي يکي از وجوه تمايز ميان سوَر و آيات مکّي و مدني است.83
    نکته: يادآوري اين مطلب ضروري است که به رغم پذيرش يک نوع نقش براي پيامبر در امر وحي، درست نيست که وحي را تجربه پيامبرانه و متأثّر از نفس پيامبر و تابع او بدانيم؛84 زيرا تحليل تجربي از وحي خلاف بيانات آيات و روايات است که بر پي روي پيامبر از وحي تأکيد دارند؛85 از جمله، خداوند خطاب به حضرت محمّد(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد:
    ـ (قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يِوحَي إِلَيَّ) (اعراف: 203)؛ بگو تنها آنچه را که به من وحي مي شود، پي روي مي کنم.
    ـ (وَإِنَّکَ لَتُلَقَّي الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِيم عَلِيم)(نمل: 6)؛ و حقّاً تو قرآن را از سوي حکيمي دانا دريافت مي داري.
    همچنين به حضرت موسي(عليه السلام) فرمان مي دهد که به وحي گوش دهد: (وَأَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِمَا يُوحَي) (طه: 13)؛ و من تو را برگزيده ام، پس بدانچه وحي مي شود گوش فرا ده.

  9. #9




    عدم استقلال پیامبران در امر وحی

    آیات قرآن دلالت دارند که نقش پیامبران در امر وحی تنها در واسطه بودن آنان است و این نقش اساسی نمی باشد. این آیات چند دسته اند:
    دسته نخست آیاتی که وحی و فرو فرستادن قرآن را تنها به خدا نسبت می دهند; مانند:86 (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنزِیلا)(انسان: 23); در حقیقت ما قرآن را بر تو فرو فرستادیم.
    دسته دوم آیاتی که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را تنها دریافت کننده وحی معرفی می نمایند; مانند وَ إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَکِیم عَلِیم) (نمل: 6); و حقّاً تو قرآن را از سوی حکیمی دانا دریافت می داری.
    دسته سوم آیاتی که دلالت دارند پیامبران هر وقت بخواهند نمی توانند وحی بیاورند، بلکه آوردن وحی و معجزه به اذن الهی وابسته است; مانند:87 (وَ یَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ آیَةٌ مِن رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلّهِ فَانْتَظِرُواْ إِنِّی مَعَکُم مِّنَ الْمُنتَظِرِینَ) (یوسف: 20); و می گویند: چرا معجزه ای از جانب پروردگارش بر او نازل نمی شود؟ بگو: غیب ویژه خداست. پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم.
    دسته چهارم آیاتی که نشان می دهند نزول جبرئیل برای پیامبران به خواست آنان نبوده است; مانند: (وَ مَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّکَ لَهُ مَا بَیْنَ أَیْدِینَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَیْنَ ذَلِکَ وَمَا کَانَ رَبُّکَ نَسِیّاً) (مریم: 64); و ]ما فرشتگان [جز به فرمان پروردگارت نازل نمی شویم.
    آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو می باشد ]همه[ به او اختصاص دارد و پروردگارت هرگز فراموش کار نبوده است.
    بنابه نقل ابن عبّاس، پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) از جبرئیل پرسیدند: چه مانع می شود که بیش از این مرا زیارت نمی کنی؟ در پاسخ به این پرسش، آیه مزبور نازل شد.88

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/09/21, 07:42 بعد از ظهر
  2. هفدهمين المپياد بين‌المللی قرآن و حديث جامعة‌المصطفی(ص) آغاز شد
    توسط منادی در تالار اخبار قرآنی جامعة المصطفی العالمیه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/11/17, 10:20 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/10/25, 05:56 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/06/14, 09:04 قبل از ظهر
  5. شبهات پيرامون مساله نسخ
    توسط hoda در تالار آیات ناسخ و منسوخ
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1389/11/20, 06:25 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •