تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 130
  1. #1

    مناجات نامه و الهی نامه




    مناجات نامه و الهی نامه خواجه عبدالله انصاری

    الهی!


    نور تو، چراغِ معرفت بیفروخت،

    دل من افزونی است.

    گواهی تو، ترجمانی ِمن بکردند، ندای من افزونی است.

    قُرب تو، چراغ وَجد بیفروخت، همت من افزونی است.

    بُودِ تو کار من راست کرد، بُودِ من افزونی است.

    الهی!

    از بودِ خود چه دیدم مگر بلا و عنا؟ و از بودِ تو همه عطاست و وفا!

    ای به بر پیدا! و به کرم هویدا.

    نا کرده گیر کرد رهی.

    و آن کن که از تو سزا.


    (ج اول، ص28، تفسیر سوره ی الفاتحه)
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/23 در ساعت 09:46 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    الهی!

    نام تو ما را جواز!

    و مهر تو ما را جهاز!

    الهی! شناخت تو ما را امان،

    و لطف تو ما را عیان.

    الهی!

    فضل تو ما را لوا و کَنَف تو ما را مأوی!

    الهی!

    ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی،

    چه بود که افزایی و نکاهی؟

    الهی!

    چه عزیز است او که تو او را خواهی!

    ور بگریزد، او را در راه، آیی.

    طوبی آن کس را، که: تو، اورایی!

    آیا که: تا از ما خود که رایی؟

    ( ص29، تفسیر سوره الفاتحه)

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    الهی

    تو را که داند؟ که: تو را " تو" دانی!

    تو را نداند کس.

    تو را، تو دانی بس! ای سزاوار ثنای خویش!

    و ای شکر کننده ی عطای خویش!

    رهی، به ذات خود، از خدمت تو عاجز، و به عقل خود از شناخت منّت تو عاجز،

    و به کلّ خود، از شادی به تو عاجز،

    و به توان خود از سزای، عقل تو عاجز.

    کریما!

    گرفتار آن دردم که تو در درمان آنی، بنده ی آن ثنایم، که تو سزای آنی، من در تو چه دانم؟

    تو دانی! تو آنی که گفتی که من آنم! آنی.

    (ص30 در تفسیر سوره الفاتحه)

  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #4



    الهی!

    نمی توانیم که این کار بی تو، به سر بریم.

    نه زهره ی آن داریم که از تو به سر بریم.


    هر گه که پنداریم که رسیدیم، از حیرت شما روا سر بریم.

    خداوندا!

    کجا باز یابیم آن روز، که تو ما را بودی و ما نبودیم،

    تا باز به آن روز رسیم، میان آتش و دودیم،

    اگر به دو گیتی، آن روز یابیم برسودیم،

    وَر بود خود را دریابیم، به نبود خود خشنودیم
    .


    (ج اول ، ص 36، تفسیر سوره ی الفاتحه)

  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #5



    الهی!

    از آن چه نخواستی، چه آید؟ و آن را که نخواندی کی آید؟

    ناکُشته را از آب چیست؟ و نا بایسته را جواب چیست؟

    تلخ را چه سود اگر آب خوش در جوار است؟

    و خار را، چه حاصل از آن که بوی گل در کنار است؟


    (ج اول، ص 73، در تفسیر البقره)

  10. صلوات و تشکر : 3


  11. #6



    الهی !

    گر زارم، دَر تو زاریدَن خوش است،


    وَر نازم، به تو نازیدَن خوش است.

    الهی!

    شاد بدانم، که بر درگاه تو می زارم،

    بر امیدآنک روزی در میدان فضل، به تو نازم، تو! من فاپذیری و من فاتو پردازم.

    یک نظر در من نگری، و دو گیتی به آب اندازم.



    (ج اول، ص 113- 114، در تفسیر البقره)

  12. صلوات و تشکر : 3


  13. #7




    الهی!

    نسیمی دمید، از باغ دوستی، دل را فدا کردیم.

    بویی یافتیم از خزانه ی دوستی،

    به پادشاهی، بر سر عالم ندا کردیم،

    برقی تافت از مشرق حقیقت،

    آب و گل کم انگاشتیم،

    دو گیتی بگذاشتیم.


    یک نظر کردی، در آن نظر، بسوختیم و بگداختیم.

    بیفزای نظری!

    و این سوخته را مرهم ساز!

    و غرق شده را دریاب!

    که: می زده را هم بمی دارو و مرهم بود.


    (ج اول، ص 131، در تفسیر البقره)

  14. صلوات و تشکر : 3


  15. #8




    الهی!

    تو دوستان را به خصمان می نمایی، درویشان را به غم و اندوهان می دهی!

    بیمار کنی، و خود بیمارستان کنی!

    درمانده کنی و خود درمان کنی!

    از خاک، آدم کنی و با وی چندان احسان کنی!

    سعادتش بر سر دیوان کنی!

    و به فردوس او را مهمان کنی!

    مجلسش روضه ی رضوان کنی!

    نا خوردن گندم با وی پیمان کنی! و خوردن آن در علم غیب، پنهان کنی!

    آن که او را به زندان کنی و سال ها گریان کنی!

    جبّاری تو! کار جبّاران کنی! خداوندی! کار خداوندان کنی!

    تو عتاب و جنگ! همه با دوستان کنی!


    (ج اول، ص 162، تفسیر البقره)

  16. صلوات و تشکر : 3


  17. #9



    الهی!

    بنده با حکم ازل، چون برآید؟

    و آنچه ندارد چه باید؟

    جهد بنده چیست؟

    کار، خواست تو دارد،

    بنده به جهد خویش، نجات خویش، کی تواند؟



    (جلد اول، ص 129، تفسیر البقره)

  18. صلوات و تشکر : 3


  19. #10




    الهی!

    ای سزای کَرَم!

    و ای نوازنده ی عالم!

    نه با جز تو شادی است،

    نه با یاد تو غم.

    خصمی و شفیعی و گواهی و حَکَم! هرگز بین ما نفسی با مهر تو به هم.

    آزاد شده از بندِ وجود و عدم

    باز رسته از رحمتِ لوح و قلم.

    در مجلس اُنس، قَدَحِ شادی بر دست نهاده، دمادم.

    (ج اول، ص 130، تفسیر البقره)

  20. صلوات و تشکر : 3


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •