بسيارند مفسرانی كه به مكتب و مذهبی گرايش يافته‌اند و چون به تفسير قرآن پرداخته‌اند، آياتی را كه با آن ناسازگار ديده‌اند از تيغ تأويل گذرانده‌اند. هنر علامه طباطبايی در تفسير الميزان اين است كه ايشان تابع قرآن است و مكتب و مذهب و رأی و نظرش موجب نشده است كه در تفسير قرآن آيات الهی را به سوی رأی و نظرش سوق دهد، بلكه او رأی و نظر خود را بر اساس قرآن پايه‌گذاری كرده است

Click for larger version
سيدمحمدرضا صفوی: هنر علامه طباطبايی در تفسير الميزان اين است كه تابع قرآن است 





به گزارش شهر مجازی قرآن، حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدرضا صفوی، عضو هيئت علمی مركز فرهنگ و معارف قرآن، در گفت‌وگو با ايكنا اظهار كرد: همگان پذيرفته‌اند و بر آن تأكيد دارند كه بايد در اصول و فروع و ساير حقايق قرآنی تابع قرآن باشند و همان را بگويند و باور كنند كه قرآن می‌گويد و به آن راه می‌نمايد؛ ولی اندكند مفسرانی كه بر اين عقيده پايبند باشند و مرحوم علامه طباطبايی از معدود مفسران و عالمان دينی است كه بر اين باور استوار بوده است.

وی عنوان كرد: بسيارند مفسران و دانشمندان دينی كه قرآن را به سويی می‌برند كه مكتب و مذهبشان آن را اقتضا می‌كند و آيات الهی را با تأويل و توجيه به‌گونه‌ای تفسير می‌كنند كه با عقيده و مرامشان هماهنگ افتد و يا دست‌كم با آن در تضاد نباشد و روشن‌تر اين‌كه همواره قرآن را به دنبال باورها و مكاتب و مذاهب خويش می‌برند؛ به جای آن‌كه آن را قائد و مقتدای خويش قرار دهند.

صفوی افزود: همچنين بسيارند مفسرانی كه به مكتب و مذهبی گرايش يافته‌اند و چون به تفسير قرآن پرداخته‌اند، آياتی را كه با آن ناسازگار ديده‌اند از تيغ تأويل گذرانده‌اند. هنر علامه طباطبايی در تفسير الميزان اين است كه ايشان تابع قرآن است و مكتب و مذهب و رأی و نظرش موجب نشده است كه در تفسير قرآن آيات الهی را به سوی رأی و نظرش سوق دهد، بلكه او رأی و نظر خود را بر اساس قرآن پايه‌گذاری كرده است.

عضو هيئت علمی مركز فرهنگ و معارف قرآن برای تبيين اين امر به دو نمونه از شواهد صريح اين موضع علامه در الميزان اشاره و اظهار كرد: به عنوان مثال در آيه 2 از سوره مباركه حجرات آمده اسـت: «یَا أَیُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ؛ اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد صدايتان را بلندتر از صداى پيامبر مكنيد و همچنان‌كه بعضى از شما با بعضى ديگر بلند سخن می‌‏گوييد، با او به صداى بلند سخن مگوييد؛ مبادا بی‌آنكه بدانيد، كرده‌‏هايتان تباه شود».

صاحب ترجمه قرآن بر مبنای الميزان ادامه داد: اين آيه شريفه با اهل ايمان سخن می‌گويد و آنان را از اين‌كه با صدای بلند با پيامبر اكرم(ص) سخن بگويند، بازمی‌دارد و يادآور می‌شود كه نتيجه اين حركت حبط اعمال نيك است؛ بر اين اساس ممكن است گناهی از مؤمنان نيز موجب حبط اعمال شود، ولی بسيارند كسانی كه براساس دلايلی كه خود يافته‌اند، بر اين تصورند كه حبط اعمال تنها در مورد كافران صادق است؛ فلذا آيه شريفه را به تيغ تأويل سپرده‌اند.

صفوی در تبيين نظر علامه طباطبايی در مورد اين آيه عنوان كرد: با اين وجود علامه در تفسير اين آيه می‌نويسد: «ظاهر الآية ان رفع الصوت فوق صوت النبی(ص) و الجهر له بالقول معصيتان موجبتان للحبط فيكون من المعاصی غير الكفر ما يوجب الحبط؛ ظاهر آيه شريفه اين است كه بلندكردن صداى خود از صداى رسول خدا(ص) و بلند سخن گفتن در حضور آن جناب، دو عمل گناه و موجب حبط عمل است؛ پس استفاده مى‌شود كه غير از كفر، گناهانى ديگر نيز هست كه باعث حبط مى‌شود.»(الميزان، ج 18/308)

اين محقق و پژوهشگر به بيان شاهدی ديگر در اثبات اين مدعا پرداخت و تصريح كرد: در آيه 7 سوره مباركه آل عمران آمده است: «وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنا»(آل عمران/7)؛ و تأويل آن را جز خدا نمی‌داند و راسخان در علم می‌گويند به آن ايمان آورده‌ايم، همه از جانب پروردگار ماست».

صفوی گفت: اكثريت قاطع مفسران شيعی برآنند كه در اين آيه «الراسخون» عطف بر «الله» است و مفاد آيه چنين است: تأويل قرآن را فقط خدا می‌داند و نيز راسخان در علم؛ ولی علامه طباطبايی با توجه به آياتی كه يادآور می‌شود، تصريح می‌كند كه در اين آيه شريفه «الراسخون» نمی‌تواند عطف بر «الله» شود، بلكه اين واژه در واقع مبتداست و خبر آن جمله «یَقُولُونَ آمَنَّا...» است.

اين قرآن‌پژوه خاطرنشان كرد: البته ايشان اين حقيقت را نيز يادآور می‌شود كه سخن مذكور با اين باور تنافی ندارد كه پيامبر(ص)، اهل بيت(ع) و ائمه معصومين(ع) نيز تأويل قرآن را بدانند؛ ولی اين آيه اين مطلب را حكايت نمی‌كند(نك: الميزان؛ ج 3/صص 27 و 28).

وی با اشاره به جايگاه بالای تفسير الميزان بيان كرد: تحقيقات گسترده‌ای در خصوص اين تفسير ارجمند انجام شده و مقالات فراوانی درباره آن و روش علامه طباطبايی در بيان آيات الهی به رشته تحرير درآمده است، ولی هنوز جای كاوش در زمينه‌های اين تفسير گرانقدر بسيار است و می‌طلبد كه لُجنه‌‌ای شكل بگيرد و ابعاد مختلف اين تفسير كه مايه افتخار جهان تشيع، بلكه جهان اسلام است، بررسی شود كه قطعاً نتايج آن در ارتقای انديشه‌های ناب اسلامی تأثيری به‌سزا خواهد داشت.

عضو هيئت علمی مركز فرهنگ و معارف قرآن در پايان اظهار كرد: مقدمه چهارده صفحه‌ای اين تفسير، منبع عظيمی است كه می‌طلبد شرحی مفصل كه گمان می‌رود بالغ بر صدها صفحه را به خود اختصاص دهد ـ توسط قرآن‌پژوهان توانا و دانشمندان علوم قرآنی نگاشته شود. همچنين تحليل‌های ادبی، روايی، تاريخی و مباحث موضوعی آن دريايی از علوم و معارف اسلامی را فراروی محققان قرار می‌دهد.