تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: كتمان حق*

  1. #1

    كتمان حق*




    كلمات كليدي :
    قرآن، كتمان، حق، تقيّه
    "‏کتمان" در لغت مقابل آشکار کردن است که عبارتست از پنهان ساختن آنچه در باطن است[1] و مراد از "حقّ" عبارتست از معارف و أحكام إلهی و آنچه به آن مربوط مى‏شود. [2]
    "کتمان حق" در اصطلاح عبارتست از پنهان ساختن معارف، احکام و آیات الهی، به این شکل که آيۀ نازله را طورى تأويل و يا دلالتش را طورى توجيه كنند كه آيه از آيه بودن بيفتد.[3]
    کتمان حقایق درجایی که آشکار کردن حق ضرورت دارد قبیح و حرام است، ولی در چند مورد پسندیده میباشد:
    1. جایی که کتمان مربوط به أسرار مردم است.
    2. جایی که با آشکار شدن حق، شرّ به پا میشود.
    3. جایی که مربوط به أسرار ایمانی باشد،[4] آنچنانکه خداوند متعال می فرماید:
    «قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ »[5]
    «مرد مؤمنى از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان مى‏داشت گفت...»
    که از آن به تقیّه نیز یاد میکنند، چرا که تقیّه، کتمان حقّست در مقابل مخالفین، که صادقَین، جماعتی از شیعیان خود را به آن امر نمودهاند.[6]
    _____________________-
    * محمد موذني

  2. #2



    کتمان حق از منظر قرآن:
    قرآن کریم در بیست مورد به این موضوع پرداخته، که خود نشانگر اهمیّت این مطلب میباشد که میتوان این موارد را در شش عنوان خلاصه نمود:
    1- اهل کتاب و کتمان حقایق:
    خداوند متذکر میشود که اهل کتاب به خوبی، حقایق‏ را میشناسند چون تمامى خصوصيات آن جناب را در كتب خود ديده‏اند، ولی به صورت کاملاً آگاهانه آنها را پنهان میکنند؛
    «الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُون »[7]
    2- منافقین و کتمان حقایق:
    خداوند در قرآن به پنهان کاریهای منافقین اشاره نموده و پرده از چهرۀ آنان بر میدارد.
    «وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نافَقُوا وَ قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا... يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُون‏»[8]
    3- جایگاه کتمان حقایق:
    قرآن کریم به جایگاه پست کتمان پرداخته و به توبیخ و تقبیح کتمان کنندگان میپردازد، به عنوان مثال در آیۀ؛
    « يا أَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون ‏»[9]
    اهل کتاب را به دلیل کتمان حقایق، توبیخ مینماید و اگر به مجازاتهایی که برای این افراد معبّن شده دقت کنیم، بیشتر به جایگاه کتمان در دین اسلام پیخواهیم برد.
    4- عاقبت کتمان کنندگان حقایق:
    قرآن کریم دراین باره به شش مورد اشاره میکند که عبارتند از:
    الف: مسامحه در امور دینی؛
    از آنجا که کتمان شهادت یکی از بارزترین مصادیق کتمان حق است
    خداوند میفرماید:
    «وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُه »[10]
    "آثم" كسى است كه در مقام عمل و سلوك بسوى حقّ، مسامحه كند و لذا کسی که شهادتی را پنهان میکند، قلب او دچار مسامحه در امور دینی میگردد و نسبت دادن اين مسامحه به قلب، براى اين است كه كتمان شهادت یک عمل قلبی است و قلب آنرا در إحاطه خود نگهداشته و اجازه نمى‏دهد بوسيله زبان يا عضو ديگر ظاهر شود.[11]
    ب: آتش خواری در قیامت:
    دانشمندانِ اهل کتاب تا قبل از آمدن پيامبر اسلام، به مردم و عده‏ى آمدن آن حضرت را مى‏دادند و نشانه‏هايى را كه در تورات و انجيل آمده بود براى مردم مى‏گفتند، ولى همين كه پيامبر اسلام مبعوث شد و آنها اقرار به رسالت آن حضرت را مساوى با از دست دادن مقام و مال خود ديدند، حقيقت را كتمان نمودند، تا چند روزى بيشتر در مسند خود بمانند، ولى اين بهاى اندكى بود كه در برابر گناه بزرگ خود بدست میآوردند و درآمد
    آن نيز چيزى جز آتشی كه مى‏خورند،نیست. [12]وخداوند دربارۀآنهامیفرماید:
    «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتاب و ِيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلًا أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّار »[13]
    ج: عدم تکلّم خداوند با آنها:
    مجازات دیگری که برای کتمان کنندگان تعیین شده اینست که خداوند در روز رستاخیز با آنها سخن نمیگوید:
    «وَ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيامَة»[14]
    ازآنجا که سخن گفتن، ابزار ایجاد ارتباط میباشد، لذا عدم تکلّم به معنی نبود زمینۀ ارتباط است و انتخاب این مجازات به این علّت است که افرادي كه كتمان "ما أنزل اللّه" مى‏كنند، در حقيقت با اظهار مقاصد خداوند، مخالفت كرده، و از نشر آنها جلوگيرى مى‏كنند و لذا خداوند متعال از تكلّم با آنان خوددارى میفرمايد.[15]
    د:ناپاکی:
    انسانی که با بیان حق مخالفت کرده و مانع از إجراى حقّ شده قهراً زمينه‏اى در باطن او براى تمايل بحقّ نخواهد بود و در اينصورت تطهير او از صفات و عقائد باطل بيمورد بوده و لذا خداوند متعال عملى را كه زمينه‏اى براى آن موجود نباشد بجا نخواهد آورد و لذا به دلیل آلودگى باطن و قطع ارتباط با خداوند متعال و رحمت او و انحراف از صراط حق، گرفتار عذاب دردناک میشود[16] و لذا در مورد آنها میفرماید:
    «ولا يُزَكِّيهِمْ و لَهُمْ عَذابٌ أَلِيم »[17]
    ﻫ: ملعون شدن:
    چون كتمان حقّ، بر خلاف هدف إلهى بوده و سبب انحراف بندگان خدا می شود و در حقيقت عناد با نظم جهان و تدبير پروردگار متعال مى‏باشد قهراً سزاى چنين شخصى دور شدن از رحمت إلهى میباشد و معناى
    ملعون شدن همين است[18] و لذا درقرآن در این باره میفرماید:
    «أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّه وُيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ »[19]
    5- نهی از کتمان حقایق:
    خداونداهل کتاب را از پنهان کردن حقایق الهی نهی میکند و میفرماید:
    «وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون‏ »[20]
    6- آگاهی خداوند به آنچه که پنهان کردهاند:
    یکی از مهمترین راههای درمان کتمان حقایق، آگاه و ناظر دانستن خداوند در همۀ امور است و انسان متوجّه، هميشه بايد خداوند حكيم را ناظر بر جزئيات أعمال و افكار خود ديده، و بداند كه آنچه از او سر مى‏زند، در كتاب الهى محفوظ خواهد بود[21] و لذا خداوند آنها را مورد خطاب قرار داده، میفرماید:
    «وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما كانُوا يَكْتُمُون ‏»[22]

  3. #3



    کتمان حق در کلام معصومین«ع»:
    قال أَبو محمَّدٍ العسكرِي(ع):
    «قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(ع) سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص يَقُولُ مَنْ سُئِلَ عَنْ عِلْمٍ فَكَتَمَهُ حَيْثُ يَجِبُ إِظْهَارُهُ تَزُولُ عَنْهُ التَّقِيَّةُ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مُلْجَماً بِلِجَامٍ مِنَ النَّارِ»[23]
    «اگر از کسی دربارۀ علمی سؤال شود و او آن را مخفی کند در حالی که اظهار آن واجب است و او در حال تقیّه نیست در روز قیامت با افساری از آتش محشور می­گردد.»[24]

    اهمیّت اظهار حقایق:
    از آنجا که تکامل یک جامعه در گرو دانایی افراد آن می­باشد خداوند نیز از دانشمندان جامعه تعهّد گرفته است که حقایق را از مردم پوشیده ندارند.
    «و إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَ لا تَكْتُمُونَه‏ »[25]

    توجه به ماده" تبيين" در آيه فوق، نشان مى‏دهد كه منظور تنها تلاوت و يا نشر كتب آسمانى نيست، بلكه منظور اين است که حقايق آنها را آشكار در اختيار مردم بگذارند تا به روشنى همۀ توده‏ها از آن آگاه گردند و آنها كه در تبيين آیات كوتاهى كنند، مشمول همان سرنوشتى هستند كه خداوند در اين آيه و مانند آن براى علماى يهود بيان كرده است،[26] این خود دلیل مهمّی برای اهمیت این مطلب می­باشد.

    آثار کتمان حق:
    از آنجا که کتمان حقایق أثر منفی در برنامه دينى إلهى ايجاد كرده و موجب نقص و محو قسمتى از موادّ كتاب آسمانى مى‏شود، آنهم موادّيكه از اصول و پايه‏هاى دين و كتاب آسمانى محسوب می­گردد، لذا اين أمر از كفر بالاتر و عميق­تر و مؤثّرتر می­باشد، زيرا كفر أثرى در متن برنامه إلهى وارد نکرده،[27] لذا آثار مخرّب زیادی دارد که می­توان گمراهی انسانها وجدایی ادیان الهی را از مهمترین آنها نام برد، زیرا انسانها فطرتاً حق جو هستند و اگر کسی حق را از آنها پنهان نکند به آسانی آن را می­یابند، لذا کسانی كه حق را كتمان مى‏كنند در واقع جامعه انسانى را از سير تكامل فطرى باز مى‏دارند و یا اگر دانشمندان اهل کتاب بعد از ظهور اسلام حقایق را کتمان نمی­کردند ممكن بود در مدت كوتاهى هر سه ملت زير يك پرچم گرد آيند، که حاصل این کار آنها گرفتار کردن بشریّت می­باشد[28].


    [1] . مصطفوی، حسن؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران،بنگاه ترجمه ونشر کتاب،1360 ش، ج‏10، ص 24.
    [2] . مصطفوی، حسن؛ تفسير روشن ، تهران ،مرکز نشر کتاب ، 1380 ش،چاپ اول ، ج‏4، ص: 268.
    [3] . طباطبائی، محمد حسین؛ ترجمه الميزان،سیّد محمد باقر موسوی همدانی،قم،دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، 1374ش،چاپ پنجم ، ج‏1، ص 58.
    [4] . التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏10، ص 25.
    [5] . مؤمن/ 28
    [6] .،محمد بن محمد بن نعمان، شیخ مفید؛ تصحیح الإعتقاد، کنگرۀجهانی هزارۀ شیخ مفید،قم،1413ق، چاپ اول،وزیری ، ص 137.
    [7] .بقره/146« كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داده‏ايم، او [پيامبر] را همچون فرزندان خود مى‏شناسند (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند».
    [8] . آل‏عمران/‏167« به زبان خود چيزى مى‏گويند كه در دلهايشان نيست! و خداوند از آنچه كتمان مى‏كنند، آگاهتر است‏».
    3. آل‏عمران/‏71«اى اهل كتاب! چرا حق را با باطل (ميآميزيد و) مشتبه مى‏كنيد (تا ديگران نفهمند و گمراه شوند)، و حقيقت را پوشيده مى‏داريد در حالى كه مى‏دانيد؟!».
    [10] . بقره/283« و شهادت را كتمان نكنيد! و هر كس آن را كتمان كند، قلبش گناهكار است‏».
    [11] .تفسير روشن، ج‏4، ص 46.
    [12] .قرائتی، محسن؛ تفسیرنور، تهران،مرکز فرهنگی درسهایی ازقرآن،چاپ یازدهم،1383،ج‏1، ص 266.
    [13] .بقره/174«آنان كه كتابى را كه خدا نازل كرده است پنهان مى‏دارند، تا بهاى اندكى بستانند، شكمهاى خود را جز از آتش انباشته نمى‏سازند».
    [14] .بقره/174«و خداوند، روز قيامت، با آنها سخن نمى‏گويد».
    [15] .تفسير روشن، ج‏2، ص 335.
    [16]. تفسير روشن، ج‏2، ص 336.
    [17] . بقره/174«وپاكشان نسازدوبهره آنها عذابى دردآور است».
    [18] .تفسير روشن، ج‏2، ص: 284و283.
    [19] .بقره/ 159« خدا آنها را لعنت مى‏كندهمه لعن‏كنندگان نيز، آنها را لعن مى‏كنند».
    [20] .بقره/42«و حق را با باطل نياميزيد! و حقيقت را با اينكه مى‏دانيد كتمان نكنيد».
    [21] . تفسير روشن، ج‏2، ص: 213.
    [22] .مائده/61« و خداوند، از آنچه كتمان مى‏كردند، آگاهتر است!».
    [23]. مجلسی ،محمد باقر؛ بحارالأنوار مؤسسۀ الوفاء،بیروت،1404ق،وزیری،چا پ اول ج : 2 ص : 72 ح 37.
    [24] . جهت آشنایی بیشترمی توان به کتاب اصول کافی ج7 ووسایل الشیعه ج27 باب کتمان شهادت رجوع کرد.
    [25] . آل عمران/187« و (به خاطر بياوريد) هنگامى را كه خدا، از كسانى كه كتاب (آسمانى) به آنها داده شده، پيمان گرفت كه حتماً آن را براى مردم آشكار سازيد و كتمان نكنيد!».
    [26] . مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسير نمونه، تهران ،دارالکتب الاسلامیه،1374 ش ،چاپ اول، ج‏3، ص: 207
    [27] . تفسير روشن، ج‏2، ص 334.
    [28] . ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 586و تفسير نمونه، ج‏1، ص 550.

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1392/04/22, 06:02 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 1391/04/18, 06:05 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •