تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 49
  1. #1

    ۩ ۩۩۩ ۩۩ منازل الآخره ۩ ۩۩۩ ۩۩






    منازل الآخرهتألیف مرحوم حاج شیخ عباس قمی

    فصل اول: مرگ

    اول منزل این سفر، مرگ است.

    و این منزل عقبات و جاهای دشوار دارد، اینک ما به ذکر دو عقبه آن اشاره می کنیم:

    عقبه ی اول سکرات موت، و شدت جان کندن است: " و جاءت سکرت الموت بالحق ذلک ما کنت منه تحید" (سوره ق آیه ی 19)

    و این عقبه ای است بسیار دشوار که شدائد و سختی ها از هر طرف به محتضر رو می کند؛ از طرفی، شدت مرض و درد و بسته شدن زبان و رفتن قوا از اندام، از طرف دیگر،

    گریستن اهل و عیال و وداع آن ها با او و غم یتیمی و بی کس شدن بچه های خود، از طرف دیگر، غم جدا شدن از مال و منزل و املاک و اندوخته ها و چیزهای نفیس خود که

    عمر
    عزیز خود را صرف آن ها کرده و بوسیله ی زیاد، آن ها را تحصیل نموده بلکه بسا شده که بسیاری از آن ها مال مردم بوده و به ظلم و غضب آن ها را مالک شده و آنگه

    چقدر حقوق
    را بر اموال او تعلق گرفته و نداده، حال ملتفت خرابی های کار خود شده که کار گذشته و راه اصلاح آن ها بسته شده؛ و از طرفی ، هول ورود به نشأه ای که غیر

    از این نشأه است و چشمش می بیند چیزهایی را که بیش از این نمی دید" فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید" ( سوره ق،آیه ی 22) می بیند حضرت رسول و اهل بیت

    طهارت (ص) و ملائکه رحمت و ملائکه غضب را حاضر شده اند تا در باره ی او چه حکم شود و چه سفارش نمایند، و از طرف دیگر ابلیس و اعوان او برای آن که ایمان او را به

    شک اندازند جمع شده اند و میخواهند کاری کنند که ایمان او گرفته شود و بی ایمان از دنیا بیرون رود، از طرفی هول آمدن ملک الموت که آیا به چه هیئت خواهد بود و چه

    نحو جان او را قبض خواهد نمود.

    شیخ کلینی روایت کرده از: حضرت صادق (ع) که حضرت امیرالمؤمنین(ع) را درد چشمی عارض شد حضرت رسول (ص) به عیادت آن حضرت تشریف برد دید او را، که صیحه و

    فریاد می کشد، فرمود که آیا این صیحه از جزع و بی تابی است یا از شدت درد است؟ امیر المؤمنین (ع) عرض کرد یا رسول الله من هنوز دردی نکشیده ام که سخت تر از این

    درد باشد. فرمود یا علی چون ملک الموت نازل شود به جهت قبض روح کافر، با خود بیاورد سیخی از آتش ، پس بیرون کشد روح او را با سیخ، پس صیحه کشد جهنم! حضرت

    امیرالمؤمنین (ع) چون این را شنید برخاست و نشست و گفت: یا رسول الله، اعاده فرما بر من حدیث را؛ زیرا که درد مرا فراموشی داد. پس گفت: آیا از امت شما کسی به این

    نحو قبض روح می شود؟

    فرمود : بلی! حاکمی که جور کند و کسی که مال یتیم را به ظلم و ستم بخورد و کسی که شهادت دروغ دهد.


    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/14 در ساعت 12:21 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 5


  3. #2



    و اما چیزهایی که باعث آسانی سکرات موت است از جمله:

    شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) روایت کرده که فرمود هر که خواهد که حق تعالی بر او آسان کند سکرات مرگ را پس باید صله ی ارحام و خویشان خود کند، و به پدر و مادر

    خود نیکی و احسان نماید؛ پس هرگاه چنین کند، خداوند بر او آسان کند دشواری های مرگ را، و در حیات خود فقر به او نرسد هرگز.

    و روایت شده که حضرت رسول(ص) حاضر شد نزد جوانی در وقت وفات او، پس به او فرمود: بگو: لا اله الا الله، پس بسته شد زبان آن جوان و نتوانست بگوید، و هر چه حضرت

    مکرر کرد او نتوانست بگوید؛ پس حضرت فرمود: به آن زنی که نزد سر آن جوان بود که آیا این جوان مادر دارد؟ عرض کرد: بلی من مادر او می باشم. فرمود: آیا تو خشمناکی بر

    او؟ گفت: بلی و الان شش سال است که با او تکلم نکرده ام. حضرت فرمود: که راضی شو از او. آن زن گفت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله، و چون این کلمه را که مُشعِر

    بر رضایت او بوداز پسرش گفت، زبان آن جوان باز شد. حضرت به او فرمود، بگو: لا اله الا الله، گفت: لا اله الا الله. حضرت فرمود: چه می بینی؟ عرض کرد: می بینم مرد سیاه

    قبیح المنظر با جامه های چرک و بوی گندیده و بد که نزد من آمده و گلو و راه نفس مرا گرفته. حضرت فرمود: بگو: یا من یقبل الیسیر و یعفو عن الکثیر اقبل منی الیسیر واعف

    عنی الکثیر انک انت الغفور الرحیم. آن جوان این کلمات را گفت. آن وقت حضرت به او فرمود: نگاه کن چه می بینی؟ گفت: می بینم مردی سفید رنگ، نیکو صورت، خوشبو با

    جامه های خوب نزد من آمده و آن سیاه پشت کرده و می خواهد برود؛ حضرت فرمود: این کلمات را اعاده کن، اعاده کرد، حضرت فرمود: چه می بینی؟ عرض کرد: دیگر آن سیاه

    را نمی بینم و آن شخص نزد من است، پس در آن حال آن جوان وفات کرد.

    و دیگر از حضرت صادق(ع) مروی است که هر که بپوشاند برادر خود را جامه ی زمستانی یا تابستانی، حق است بر خداوند تعالی که او را بپوشاند از جامه های بهشت، و آن

    که آسان کند بر او از سکرات مرگ و گشاد کند بر او قبر را.

    و از حضرت رسول(ص) منقول است که هر که بخوراند برادر خود را حلوایی، حق تعالی بر طرف کند از او تلخی مرگ را.

    و دیگر از چیزهایی که برای تعجیل راحت مُحتَضر نافع است خواندن سوره یس، و الصافات و کلمات فرج است نزد او.

    ( کلمات فرج: " لا اله الا الله الحلیم الکریم" تا آخر که در "قنوت" نمازها خوانده می شود.شیخ عباس قمی.ر.ک:بحارالانوار:81/240، حدیث 26.
    )

    ادامه دارد.....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/14 در ساعت 12:20 قبل از ظهر

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    و شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) روایت کرده که هر که یک روز از آخر ماه رجب روزه بگیرد، حق تعالی او را ایمن گرداند از شدت سکرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از

    عذاب
    قبر.

    و بدان که از برای روزه گرفتن بیست و چهار روز از رجب، ثواب زیادی رسیده؛ از جمله آن که ملک الموت به صورت جوانی آید با لباس خوبی با قدحی از شراب بهشت، وقت قبض

    روح او حاضر شود، و آن شراب را به او بیاشاماند تا سکرات مرگ بر او آسان شود.


    و از حضرت رسول(ص) مروی است که در شب هفتم رجب چهار رکعت نماز کند در هر رکعت بخواند حمد یک مرتبه، توحید سه مرتبه و فلق و ناس و بعد از فراغ ده مرتبه صلوات

    بفرستد و ده مرتبه تسبیحات اربع بخواند، حق تعالی او را در سایه ی عرش جای دهد و عطا کند به او ثواب روزه دار ماه رمضان و استغفار کند برای او ملائکه تا فارغ شود از این

    نماز و آسان کند بر او جان دادن و فشار قبر را و او از دنیا بیرون نرود تا جای خود را در بهشت ببیند و ایمن گرداند او را حق تعالی از فزع اکبر.


    و شیخ کفعمی از حضرت رسول(ص) روایت کرده است که هر که هر روز ده مرتبه این دعا را بخواند حق تعالی چهار هزار گناه کبیره ی او را بیامرزد و او را از سکرات مرگ و فشار

    قبر و صد هزار هول قیامت نجات دهد و از شر شیطان و لشکرهای او محفوظ گردد و دَیْنَش ادا شود، و غمّ و همّش زایل گردد و دعا این است:


    " أعْدَتْتُ لکل هول لا اله الا اللهُ، و لکل همّ و غمّ ما شاء اللهُ، و لکل نعمة الحمد لله،
    و لکل
    رخاء الشکُرُ لله،و لکل اُعجوبة سبحان الله، و لکل ذنب استغفرُ الله
    و لکل مصیبة إنا لله و إنا الیه راجعون،و لکل ضیق حسبی الله و لکل قضاء و قدر توکلتُ علی الله،
    و لکل عَدُوّا اعتصمْتُ بالله، و لکل طاعة و معصیة، لا حول و لا قوة إلا بالله و العلیّ العظیم.
    "

    و بدان ، نیز که از برای این ذکر شریف، هفتاد مرتبه فضل عظیم است از جمله آن که وقت مردن او را مژده و بشارت دهند و آن ذکر این است:

    " یا اسمَع السامعین و یا ابْصَر الناظرین و یا اسْرَع الحاسبین و یا احْکَم الحاکمین."

    شیخ کلینی از حضرت صادق(ع) روایت کرده که فرمود: ملول نشوید از قرائت "اذا زلزلت الارض زلزالها "، زیرا که هر که این سوره را در نوافل خود بخواند نرساند حق تعالی به او زلزله

    ابداً و نمیرد به زلزله و نه به صاعقه و نه به آفتی از دنیا تا بمیرد، و در وقت مردن او، مَلَکی کریم از نزد حق تعالی بر او نازل شود و بنشیند نزد سر او و بگوید: ای ملک الموت، رفق

    و مدارا کن به ولی الله، زیرا که او مرا بسیار یاد می کرد


    ادامه دارد.....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/14 در ساعت 11:32 قبل از ظهر

  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4



    عقبه ی دوم عدیله ی عند الموت است:

    یعنی عدول کردن از حق به باطل در وقت مردن و آن چنان است که شیطان نزد مُحتَضر حاضر شود و و سوسه کند و او را در تشکیک اندازد تا او را از ایمان بیرون کند

    و از این جهت است که در دعاها استعاذه از آن شده و جناب فخرالمحققین فرموده که هر که خواهد از آن سالم بماند استحضار کند ادلّه ایمان و اصول خمسه را با

    ادلّه ی قطعیّه و صفای خاطر و بسپرد آن را به حق تعالی که در وقت حضور موت به او ردّ فرماید به این طریق و بگوید بعد از ذکر عقاید حقّه:

    "اللهم یا ارْحَمَ الراحمین إنی قد أوْدَعْتُکَ یقینی هذا و ثبات دینی و أنت خیرُ مُسْتَودَع و قد أمرتنا بحفظ الودایع فرُدَّه علیَّ وقْتَ حضور مَوْتی".

    پس بر حسب فرمایش آن بزرگوار خواندن دعای عدیله ی معروف و استحضار معنی آن در خاطر برای سلامت جستن از خطر عدیله ی عند الموت نافع است.

    و شیخ طوسی از محمد بن سلیمان دیلمی روایت کرده است که به خدمت حضرت صادق(ع) عرض کردم که شیعیان تو می گویند که ایمان بر دو قسم است: یکی

    مستقر و ثابت و دیگر آن که به امانت سپرده شده است و زایل می گردد. پس بیامرز دعائی را که هرگاه آن را بخوانم ایمان من کامل گردد و زایل نشود. فرمود که

    بگو بعد از هر نماز واجب:

    " رضیتُ بالله ربّاً و بمحمّد صلّی الله علیه و آله نبیّا و بالاسلام دینا و بالقرآن کتابا و بالکعبة قبلة و بعلیّ ولیاً و اماما و بالحسن و الحسین و علیّ بن الحسین و

    محمّد بن علیّ و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علیّ بن موسی و محمّد بن علیّ و علیّ بن محمّد و الحسن بن علیّ و الحجة بن الحسن صلواتُ الله

    علیهم أئمّة، الّلهمّ إنّی رضیتُ بهم أئمّة فارْضِنی لَهم إنّک علی کلّ شیئ قدیر".


    و از چیزهایی که نافع است برای این عقبه، مواظبت به اوقات نمازهای فریضه است.

    و در جزء حدیثی است که در مشرق و مغرب عالم، اهل بیتی نیست مگر آن که ملک الموت در هر شبانه روز در اوقات نماز، پنج مرتبه به ایشان نظر می کند؛

    پس هرگاه کسی را که می خواهد قبض روح کند از کسانی باشد که مواظبت داشته به نماز و نمازها را در اوقات خود بجا آورده ملک الموت تلقین کند او را

    شهادَتَیْن و دور کند از او ابلیس ملعون را.

    روایت شده که حضرت صادق(ع) نوشت برای شخصی که اگر خواسته باشی که ختم شود به خوبی عمل تو، تا آن که قبض روح تو شود در حالی که تو در

    افضل اعمال بوده باشی، پس بزرگ شمار حقّ خدا را از آن که صرف کنی نعمت های خدا را در معصیت ها ی خدا، و آن که مغرور شوی به حلم خدا از تو،

    گرامی دار هر که را که یافتی که ما را ذکر می کند یا ادّعا می کند مودّت و دوستی ما را، پس باکی نیست بر تو در گرامی داشتن او را، خواه راست گوید

    یا دروغ، همانا به تو نفع می رساند نیّت تو و به او می رساند ضرر دروغ او را.

    فقیر گوید: که برای عاقبت بخیر شدن و از شقاوت به سعادت رسیدن نافع است خواندن دعای یازدهم صحیفه ی کامله: " یا من ذکره شرف للذّاکرین" تا آخر،

    و خواندن دعای تمجید که در "کافی" و غیره نقل شده و حقیر در کتاب "باقیات الصالحات" {مفاتیح الجنان، ص 341، انت الله لا اله الا الله..} بعد از ادعیه ی ساعات، آن را

    نقل کرده ام، و خواندن نمازی که وارد شده در یک شنبه ی ذی القعده، و مداومت به این ذکر شریف : "ربّنا لا تُزِغ قلوبنا بعد إذ هَدَیتنا وَهَب لنا مِن لَدُنک

    رحمة إنّک انت الوهّاب"
    {سوره ی آل عمران، آیه 8}، و مداومت به تسبیح حضرت زهراء (ع ) ، و در انگشت کردن انگشتر عقیق، خصوص اگر بر آن نقش باشد:

    " محمّدٌ نبیٌّ الله و علیٌّ ولیُّ الله"
    و خواندن سوره ی " قد أفلح المؤمنون" در هر جمعه، و خواندن هفت مرتبه بعد از نماز صبح و نماز مغرب:

    " بسم الله الرحمن الرحیم، لا حولَ و لا قوّةَ إلّا بالله العلیّ العظیم"
    ، و آن که در شب بیست و دوم رجب، هشت رکعت نماز گزارد در هر رکعت حمد

    یک مرتبه و " قل یا أیّها الکافرون"
    هفت مرتبه بخواند و بعد از فراغ، ده مرتبه صلوات بفرستد و ده مرتبه استغفار کند. و سید بن طاووس از حضرت رسول(ص)

    روایت کرده که هر که در شب ششم شعبان چهار رکعت نماز گزارد و در هر رکعت حمد یک مرتبه و پنجاه مرتبه توحید بخواند حق تعالی قبض فرماید روح

    او را بر سعادت و گشاد گرداند قبر او را و بیرون شود از قبر خود در حالی که صورتش مثل ماه باشد. و می گوید:

    " أشهدُ أن لا إله إلّا اللهُ و أشهد أنّ محمّدا عبدُه و رسولُه"
    .


    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/15 در ساعت 01:13 بعد از ظهر

  8. صلوات و تشکر


  9. #5



    حکایت اول:

    نقل است که فُضَیل بن عیاض که یکی از رجال طریقت است شاگردی داشت که اعلم شاگردان او محسوب می شده، وقتی ناخوش شد، هنگام احتضار، فضیل به بالین او آمد

    و نزد سر او نشست و شروع کرد به خواندن "یس" ،آن شاگرد محتضر گفت: مخوان این سوره را ای استاد، پس فضیل ساکت شد و به او گفت: بگو لا إله إلا الله، گفت:
    نمیگویم

    آن را به جهت آن که (العیاذ الله) من بیزارم از آن، پس به این حال مُرد. فضیل از مشاهده ی این حال بسی در هم شد، و به منزل خود رفت و بیرون نیامد؛ پس او را در خواب دید

    که او را به سوی جهنم می کشند. فضیل از او پرسید تو که اعلم شاگردان من بودی چه شد که خداوند معرفت را از تو گرفت و به عاقبت بد مُردی؟ گفت : برای سه چیز که در

    من بود: اول: نمّامی و سخن چینی کردن؛ دوم: حسد بردن؛ سوم آن که من علتی داشتم و به طبیب عرضه کرده بودم، او به من گفته بود که در هر سال یک قدح شراب بخور

    که اگر نخوری این علت در تو باقی خواهد ماند پس من بر حسب قول آن طبیب شراب می خوردم، به این سه چیز که در من بود عاقبت من بَد شد و به آن حال مُردم.

    حکایت دیگر:

    شیخ بهایی در "کشکول " ذکر نموده که شخصی از ارباب نعمت و ناز را مرگ در رسید، در حال احتضار او را به کلمه ی شهادتین تلقین کردند، او در عوض، این شعر را میخواند:


    یا رُبَّ قائلة و قد تَعِبَت أینَ الطریقُ إلی حمّام مَنْجاب


    و سبب خواندن او از این شعر ، عوض کلمه ی شهادت، آن بود، که روزی زن عفیفه ی خوش صورتی از منزل خود در آمد که برود به حمام معروف منجاب. پس راه حمام را پیدا

    نکرد و از راه رفتن خسته شد، مردی را بر در منزلی دید از او پرسید که حمام منجاب کجا است؟ او اشاره کرد به منزل خود و گفت: حمام این است. آن زن خیال حمام داخل

    خانه ی آن مرد شد. آن مرد فورا در را بر روی او بست و عزم کرد که با او زنا کند و آن زن بیچاره دانست که گرفتار شده و چاره ندارد جز آن که تدبیر خود را از چنگ او خلاص

    کند. لاجرم اظهار کرد کمال رغبت و سرور خود را به این کار و آن که من چون بدنم کثیف و بدبوست می خواستم به جهت آن به حمام بروم، خوب است یک مقدار عِطر و بوی

    خوش برای من بگیری که من خود را برای تو خوش بو کنم و قدری هم طعام حاضر کنی که با هم طعام بخوریم، و زود بیایی که من مشتاق تو هستم. آن مرد چون کثرت رغبت

    آن زن را به خود دید مطمئن شد، او را در خانه گذاشت و بیرون شد برای گرفتن عِطر و طعام. چون آن مرد پا از خانه بیرون گذاشت آن زن از خانه بیرون رفت، و خود را خلاص

    کرد. چون مرد برگشت زن را ندیده و جز حسرت چیزی عاید او نشد؛ الحال آن مرد در حال احتضار است در فکر آن زن افتاده و قصه ی آن روز را در شعر، عوض کلمه ی شهادت

    می خواند.



    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/16 در ساعت 10:51 قبل از ظهر

  10. صلوات و تشکر


  11. #6



    فصل دوم

    قبر:

    یکی از منازل هولناک سفر آخرت، قبر است که در هر روز می گوید:

    أنا بَیتُ الغُربة، أنا بیت الوحشة، أنا بیت الدُّود، یعنی منم خانه ی غربت، منم خانه ی وحشت، منم خانه ی کرم.

    عقبه ی اول، وحشت قبر است:

    در کتاب "من لا یحضُرهُ الفقیه" است که چون میّت را به نردیک قبر آورند به ناگاه او را داخل قبر نکننند به درستی که برای قبر هولهای بزرگ است، و پناه بَرد حامل آن به خداوند

    از هول مُطَّلَع و بگذارد میّت را نزدیک قبر و اندک صبر کند تا استعداد دخول را بگیرد؛ پس اندکی او را پیشتر برد و اندکی صبر کند آن گاه او را به کنار قبر برد.

    مجلسی اول در شرح آن فرمود: " هر چند روح از بدن مفارقت کرده است و روح حیوانی مرده است، اما نفس ناطقه زنده است و تعلّق او از بدن بالکلیه زایل نشده است. و

    خوف ضَغْطه ی قبر و سؤال منکر و نکیر و رومان فتّان قبور ، و عذاب برزخ هست تا آن که از جهت دیگران عبرت است که تفکر کنند چنین واقعه ای در پیش دارند....

    و در "حدیث حسن" از یونس منقول است که گفت: حدیثی از حضرت امام موسی کاظم(ع) شنیده ام که در هر خانه ای که به خاطرم می رسد، آن خانه با وسعتش بر من

    تنگ می شود، و آن، آن است که فرمودند که چون میّت را به کنار قبر ی بری ساعتی او را مهلت ده تا استعداد سؤال منکر و نکیر بکند."

    و روایت شده از براء بن عازب که یکی از معروفین صحابه است که ما در خدمت حضرت رسول (ص) بودیم که به نظرش افتاد به جماعتی که در محلی جمع گشته بودند،

    پرسید: بر چه مردم اجتماع کرده اند؟ گفتند: جمع شده اند قبر می کَنند. براء گفت: چون حضرت اسم قبر شنید شتاب کرد در رفتن به سوی آن تا خود را به قبر رسانید پس به

    زانو نشست کنار قبر. من رفتم به طرف دیگر مقابل روی آن حضرت تا تماشا کنم که آن حضرت چه می کند، دیدم گریست به حدّی که از اشک چشم خود خاک را تر کرد، پس از

    آن رو کرد به ما و فرمود: " إخوانی لِمِثل هذا فَأعِدُّوا" ؛ یعنی برادران من! از برای من مثل این مکان تهیه ببینید وآماده شوید.

    شیخ بهایی نقل کرده که بعضی از حکما را دیدند که در وقت مرگ خود دریغ و حسرت می خورد. به او گفتند که این چه حالی است که از تو مشاهده می شود؟ گفت چه

    گمان می برید به کسی که می رود به سفر طولانی بدون توشه و زاد، و ساکن می شود در قبر وحشتناکی بدون مونسی، و وارد می شود بر حاکم عادلی بدون حجّتی؟

    و قطب راوندی روایت کرده که حضرت عیسی (ع) صدا زد مادر خود مریم را بعد از مردنش و گفت: ای مادر با من تکلم کن: آیا می خواهی که به دنیا برگردی؟ گفت: بلی برای

    آن که نماز گزارم برای خدا در شب بسیار سرد و روزه بگیرم در روز بسیار گرم ای پسر جان من، این راه بیمناک است.

    و روایت شده که حضرت فاطمه(ع) در وصیّت خود به امیرالمؤمنین(ع) گفت: چون من وفات کردم شما مرا غسل بده و تجهیز کن و نمازگزار بر من و مرا داخل در قبر کن و در

    لحد بسپار و خاک بر روی من بریز، بنشین نزد سر من مقابل صورتم، و قرآن و دعا برای من بسیار بخوان؛ زیرا که آن ساعت، ساعتی است که مرده محتاج است به انس گرفتن

    با زنده.



    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/17 در ساعت 10:21 قبل از ظهر

  12. صلوات و تشکر


  13. #7



    و سید بن طاووس از حضرت رسول(ص) روایت کرده که فرمود: نمی گذرد بر میّت ساعتی سخت تر از شب قبر، پس رحم نمایید مردگان خود را به صدقه و اگر نیافتی چیزی

    که صدقه بدهی پ
    س یکی از شما، دو رکعت نماز کند و بخواند در رکعت اول " فاتحة الکتاب" یک مرتبه، و "قل هو الله " دو مرتبه، و در رکعت دوم فاتحه یک مرتبه، " ألهیکم

    التکاثر"
    ده مرتبه و
    سلام دهد و بگوید: "الّلهم صلِّ علی محمّدٍ و آل محمّدٍ وابْعَثْ ثوابها إلی قبر ذلک المیّت فلان بن فلان."پس حق تعالی می فرستد همان ساعت هزار مَلَک به

    سوی قبر آن میّت با هر ملکی جامه ای و حلّه ای، و تنگی قبر او را وسعت دهد تا روز نفخ صور و عطا کند به نماز کننده، به عدد آن چه آفتاب بر آن طلوع می کند حسنات، و

    بالا برده می شود، برای او چهل درجه.


    نماز دیگر:


    برای رفع وحشت شب اول قبر، دو رکعت نمازگزارد، در رکعت اول حمد و آیةالکرسی و در رکعت دوم حمد و ده مرتبه "إنّا أنزلناه" بخواند و چون سلام دهد بگوید: "الّلهم صلِّ

    ع
    لی محمّدٍ و آل محمّدٍ وابْعَثْ ثوابها إلی قبر فلان." به جای فلان ، نام میّت را بگوید.

    حکایت:


    شیخ ماثقه الإسلام نوری - نوّرالله مرقده – در "درارالسلام" از شیخ خود معدن الفضایل و المعالی، مولانا الحاجّ ملّا فتحعلی سلطان آبادی- عطّرالله مَضجَعَة – نقل کرده که

    فرمود: عادت و طریقه ی من بر آن بود که هر کس از دوستان اهل بیت(ع) را که خبر فوتش را می شنیدم دو رکعت نماز در شب دفن او برای او می گزاردم خواه آن میّت را

    بشناسم یا نشناسم و هیچ کس بر این طریقه ی من مطّلع نبود تا آن که روزی یکی از دوستان، مرا در راهی ملاقات کرد. گفت: دیشب خواب دیدم فلان شخص را که در این

    ایّام وفات کرده و پرسیدم از حال او و آن چه بر او گذشته بعد از مردن؛ گفت: من در سختی و بلا بودم و حال کارم به عقاب بود إلّا آن که دو رکعت نمازی که فلانی خواند – و

    اسم شما را برد – آن دو رکعت نماز مرا از عذاب نجات داد؛ خدا رحمت کند پدرش را به این احسانی که از او به من رسید. مرحوم حاج ملّا فتحعلی فرموده آن گه آن شخص از

    من پرسید که آن نماز چه نمازی بود؟ پس من او را خبر دادم به طریقه ی مستمره ی خود برای اموات.


    نیز از چیزهایی که نافع است برای وحشت قبر آن که رکوع نماز را کامل و تمام کند چنان که از حضرت امام محمد باقر (ع) مروی است که کسی که تمام کند رکوع خود را داخل

    نشود او را وحشتی در قبرش.
    و نیز آن که در هر روزی صد مرتبه بگوید: "لا إله إلّا الله المَلِکُ الحقُّ المبین" تا بوده باشد برای او امانی از فقر و از وحشت قبر و بکشد به سوی

    خود توانگری را و گشوده شود درهای بهشت چنان که در خبر وارد شده است.

    و نیز آن که بخواند سوره ی " یس" را پیش از آن که بخوابد، و آن که بخواند نماز لیلة الرّغائب را؛ من آن نماز را با بعضی از فاضیل آن در "مفاتیح الجنان" در اعمال ماه رجب ذکر

    کردم.


    و هر که عیادت کند مریضی را، حق موکّل فرماید به او ملکی که عیادت کند او را در قبرش تا وقتی وارد محشر شود.

    و از ابوسعید خُدری منقول است که گفت: شنیدم که حضرت رسول(ص) می فرمود به علی (ع): یا علی شاد شو و مژده بده که نیست برای شیعه ی تو حسرتی وقت مردن

    و نه وحشتی در قبور و نه اندوهی در روز نشور.


    ادامه دارد...
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/18 در ساعت 10:30 قبل از ظهر

  14. صلوات و تشکر


  15. #8



    عقبه ی دوم، ضَغطه و فشار قبر است

    و آن عقبه ای است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ می کند.

    قال امیرُالمؤمنین(ع): یا ، عباد الله ما بعد الموت لِمَن لا یغفر له أشدُّ مِن الموت القبر فاحذروا ضیقه و ضنکه و ظلمته و غربته، إنّ القبر یقول کل یوم أنا البیت الوحشة أنا بیت

    الدّود، و القبر روضةٌ مِن ریاض الجنّة أو حُفرة مِن حفر النار – إلی أن قال- إنَّ معیشة الضّنک التی حذر الله مِنها عدُوَّه عذاب القبر؛ إنَّه یسلط علی الکافر فی قبره تسعة و تسعین

    تنّینا فینهشن لحمه و یکسرن عظمه یتردّدن علیه کذلک إلی یوم یبعث: لو إنّ تنیناً مِنها نفخ فی الأرض لم تنبت زرعاً. یا عبادالله، إنّ أنفسکم الضعیفة و اجسادکم النّاعمة الرَّقیقة

    التی یکفیها الیسیر تضعف عن هذا.

    [امیر مؤمنان (ع) می فرماید: ای بندگان خدا، کسی که مورد آمرزش خدا واقع است بعد از مرگ برای او سخت تر از لحظه ی مرگ است. پس
    دوری کنید تنگی آن را،

    سختی، تاریکی و غربت قبر را. قبر هر روز می گوید: من خانه ی وحشتم من خانه ی کرمم. قبر باغی از بوستان بهشت یا گودالی از گودال های آتش است.- تا این كه

    حضرت
    فرمودند: - همانا زندگى سخت كه خدا دشمن خود را از آن ترسانده عذاب قبر است. همانا خداوند مسلط مى گرداند 99 مار بزرگ را بر كافر در قبرش. گوشت

    او را به نيش مى كشند . استخوانش را مى شكنند و همین گونه رفت و آمد می کنند تا روز قیامت. که اگر یکی از این مارهای بزرگ در زمین بدمد هیچ کشتزاری

    رشد و نمو نخواهد کرد. ای بندگان خدا جان های ضعیف و جسم های لطیف و ظریف شما که چیزهای ضعیف و آسان آن را بس است از این (عذاب) ضعیف است.]

    و روایت شده است که حضرت صادق(ع) در آخر شب که از خواب برمی خاست صدا را بلند می نمود به حدی که اهل خانه بشنوند و می گفت:

    اللهم أعنّی هول المطلّع و وسّع علیّ ضیق المضجع و ارزقنی خیر ما قبل الموت و ارزقنی خیر ما بعد الموت.

    [ پروردگارا یاری کن مرا از من هول مطلع (« هول مطَّلع » یعنی هراس و دلهره و اضطراب و نگرانی و ترس و وحشتی که هر فردی بعد از مرگ با اطلاع نسبت به قبر و برزخ و قیامت و عرضه اعمال به خداوند پیدا می کند.)

    را و بگشا بر من تنگی فشار را و روزی ده مرا بهترین آن چه قبل مرگ است و روزی ده مرا بهترین آن چه بعد مرگ است.]

    و از دعاهای آن حضرت است: اللهم بارک لی فی الموت، اللهم أعنّی علی سکرات الموت، اللهم أعنّی علی غمّ القبر، اللهم أعنّی علی ضیق القبر، اللهم أعنّی علی ظلمة

    القبر اللهم أعنّی علی وحشة القبر، اللهم زوّجنی من العین.


    [ پروردگارا برکت ده برایم در مرگ، پروردگارا یاری کن مرا بر سکرات مرگ، پروردگارا یاری کن مرا بر اندوه قبر، پروردگارا یاری کن مرا بر تنگی قبر، پروردگارا یاری کن مرا بر

    تاریکی قبر، پروردگارا یاری کن مرا بر وحشت قبر ، پروردگارا حوریان بهشتی را نصیب من کن
    .]


    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/19 در ساعت 08:55 قبل از ظهر

  16. صلوات و تشکر


  17. #9



    بدان که عمده ی عذاب قبر از عدم احتراز از بول و استخفاف به آن یعنی سهل شمردن آن، و از نمّامی و سخن چینی کردن و غیبت نمودن و

    دور شدن مرد است از اهل خود. و از روایت سعد معاذ مستفاد می شود که بدخلقی مرد با اهل خود و درشت گوئی با اهل نیز موجب فشار قبر می شود.

    و در روایتی از حضرت صادق(ع) مروی است که هیچ مؤمنی نیست مگر آن که از برای او فشار قبراست. و در روایت دیگر است که از کفاره ی آن چیزی (نعمتی) است که

    مؤمن تضییع کرده.

    و شیخ صدوق از حضرت صادق(ع) روایت کرده که مردی از اَحبار (یعنی عالم یهود) را در قبرش نشاندند و گفتند: ما صد تازیانه به تو می زنیم از عذاب خدا، گفت: من

    طاقت ندارم. پس کم کردند تا رساندند به یکی و گفتند چاره ای از یک تازیانه نیست. گفت: به چه سبب مرا می زنید؟ گفتند به سبب آن که نماز نخواندی روزی به غیر

    وضو گذشتی بر ضعیفی پس او را یاری نکردی. پس او را یک تازیانه از عذاب زدند که قبرش مملو از آتش شد.

    و نیز از آن حضرت روایت کرده که هر مؤمنی که برادر مؤمن او از او حاجتی بخواهد و او توانایی داشته باشد که آن حاجت را برآورد و بر نیاورد، حق تعالی مسلط فرماید بر

    او در قبر مار عظیمی که او را شجاع گویند که پیوسته می گزد انگشتان او را؛ و در روایت دیگر است که بگزد انگشتان او را تا روز قیامت، خواه آمرزیده باشد یا معذّب باشد.

    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/21 در ساعت 02:16 قبل از ظهر

  18. صلوات و تشکر


  19. #10



    چیزهایی که باعث نجات از فشار قبر است:

    و اما چیزهایی که باعث نجات از فشار قبر و عذاب آن است، پس بسیار است و ما در این جا اکتفا می کنیم به چند چیز:

    اول: از حضرت امیرالمؤمنین (ع) روایت شده که هر که در هر جمعه سوره ی نساء بخواند ایمن شود از فشار قبر.

    دوم: روایت شده که هر که مداومت کند به خواندن سوره ی زخرف، حق تعالی او را ایمن گرداند در قبرش از جانواران زمین و فشار قبر.

    سوم: از حضرت صادق(ع) منقول است ک هر که بمیرد ما بین زوال روز پنج شنبه تا زوال روز جمعه، حق تعالی او را پناه دهد از فشار قبر.

    چهارم: از حضرت امام رضا(ع) منقول است که فرمود: بر شما باد به نماز شب، نیست بنده ای که برخیزد آخر شب و بجا بیاورد هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و

    یک رکعت نماز وتر و استغفار کند در قنوت وتر هفتاد مرتبه، مگر آن که پناه داده شود از عذاب قبر و از عذاب جهنم و طولانی شود عمرش و گشاده شود معیشتش.

    پنجم: از حضرت رسول(ص) مروی است : هر که بخواند " الیهکم التکاثر" را در وقت خواب نگاه داشته شود از عذاب قبر.

    ششم: آن که بخواند در هر روزی ده مرتبه "أعدَدتُ لکلِّ هولٍ لا إله إلّا الله" تا آخر و این دعا گذشت در عقبه ی سکرات موت.

    هفتم: آن که دفن شود در نجف اشرف، زیرا که از خواصّ آن تربت شریف آ ن است که ساقط می شود عذاب قبر و حساب منکر و نکیر از کسی که در آن مدفون شود.

    هشتم: از چیزهایی که نافع است برای رفع عذاب قبر، گذاشتن جریدتَین یعنی دو چوب تر است با میّت. و روایت شده که برطرف می شود عذاب از میت مادامی که آن چوب،

    تَر است. و نیز روایت شده که حضرت رسول(ص) گذشتند بر قبری که عذاب می کردند صاحب آ ن را، پس حضرت طلبیدند جریده یعنی شاخ درختی که برگش را کنده بودند و

    به دو نصف کرد، نصفی را نزد سر میت فرو کرد و نصف دیگر را نزد پاها. و نافع است آب پاشیدن بر قبر چه آن که وارد شده عذاب برداشته می شود از میت مادامی که نم و

    تری در خاک قبر باشد.


    ادامه دارد....
    ویرایش توسط هندیانی : 1390/06/21 در ساعت 03:28 قبل از ظهر

  20. صلوات و تشکر


صفحه 1 از 5 123 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •