"بررسي نظريه عرفي‏بودن زبان قرآن" عنوان كتابي است از سري مجموعه "قرآن‏پژوهي" كه با حمايت دبيرخانه نمايشگاه‏هاي بين‏المللي قرآن كريم به چاپ رسيده و در حقيقت پايان‏نامه‏اي است كه نويسنده، آن را به زيور طبع آراسته است.
راه صحيح فهميدن وحي در درك زبان وحي و شيوه‏هاي گفتاري و معنايي و چگونگي بيان آن است. از اين‏رو كتاب حاضر به تبيين يكي از نظريه‏ها درباره چگونگي زبان قرآن (عرفي يا فراعرفي بودن آن) مي‏پردازد. نويسنده، كتابش را به سه بخش تقسيم‏بندي كرده است.
بخش نخست كتاب با عنوان كليات، شامل پنج زيرفصل مي‏باشد.
بخش دوم كتاب، به بررسي نظريه مورد بحث پرداخته و آن را با تعريفي جامع از آن شاخص‏ها و اصول كلي، مطرح مي‏كند. اين بخش شامل چهار زيرفصل با عناوين زير است: تعريف نظريه، مشخصات نظريه، مباني نظريه و ادله نظريه.
نگارنده در هر زيرفصل، نظريه عرفي بودن زبان قرآن را با استفاده از شواهد قرآني و دلايل عقلي و نقلي از جوانب مختلف مورد بررسي قرار داده و نتيجه مي‏گيرد كه نزول قرآن به زبان عرف (زبان قوم) است. در حقيقت، قرآن از "زبان قومي" كه ارزش ابزاري دارد، بهره برده و از واژگان، تعابير مجازي، ضرب‏المثل‏ها و تشبيهات و ديگر صناعات ادبي آن در بيان مراد و مقصود خود استفاده كرده است.
نويسنده هم‏چنين، مباني اوليه و پايه‏هايي كه سنگ زيربناي نظريه را تشكيل مي‏دهند، مورد بررسي قرار داده است. و از ذكر اين مباني چنين نتيجه مي‏گيرد كه از آنجايي كه قرآن كتاب هدايت و راه نجات انسان‏هاست، لازم است كه خداوند به وسيله آن با زباني سخن بگويد كه گسترده‏ترين گروه مخاطبان را دربرگيرد و موجبات هدايت عموم را فراهم آورد.
وي با نگاهي به ادله قرآني، روايي و عقلي به ديدگاه خود مستند ساخته است.
در بخش سوم و پاياني كتاب با شبهاتي چون: تأثيرپذيري از فرهنگ جاهلي؛ تسامح و مبالغه در قرآن؛ عدم فهم پاره‏اي از آيات؛ كهنگي قرآن خصوصي بودن خطاب قرآن؛ ذوبطون بودن آيات؛ تأويل‏پذيري آيات؛ تمثيل در قرآن؛ استعاره و كنايه و نمادگرايي در قرآن؛ عدم مجاز در قرآن؛ وجود متشابهات در قرآن؛ اشتمال قرآن بر حقايق علمي مطرح و پاسخ گفته است.
پذيرفتن نظريه عرفي بودن زبان قرآن به‏هيچ‏وجه به معني تأثيرپذيري از فرهنگ جاهلي نيست؛ زيرا قرآن در بسياري از موارد با عناصر منفي و خرافي اعراب جاهلي مقابله كرده است. موءلف به ترتيب ديگر شبهات وارده بر نظريه عرفي بودن زبان قرآن را پاسخ مي‏دهد.
پس از اتمام بخش سوم، نگارنده ضمن نتيجه‏گيري و ارائه پيشنهادهايي در پيوست به ذكر انواع قرينه اقسام عرف مي‏پردازد.
در انتهاي كتاب نيز فهرست منابع و مآخذ؛ شامل يكصدوچهارده كتاب و پنجاه‏ودو مقاله است كه مورد استفاده نويسنده قرار گرفته و توضيح اصطلاحات و اعلام نيز ذكر شده است.

ناهيد دامن پاك‏مقدم