تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    بخشی از حالات جهنم و عذابهای جهنمیان




    بخشی از حالات جهنم و عذابهای جهنمیان (قسمت اول)

    بخشی از حالات جهنم و عذابهای جهنمیان با استفاده از آیات قرآن و روایات اهل بیت به صورت سفرنامه و شبیه سیاحت غرب آقای قوچانی


    در این سفر خطرناک همراه شخص یک همسفر هم هست به نام هدایت
    توضیح و معرفی هدایت از زبان خودش به علاوه نمایش گفت و شنود شخص و هدایت قبل از سفر (با حذف و اضافات) : من همان قرآن هستم که تلاوت می کردی، مگر در سوره بقره نخواندی که فرمود: «ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین» (بقره / 2) « آن کتابی است که متقین را هدایت می کند.»
    هدایت گفت: من برای راهنمایی تو آمدم و می خواهم در رابطه با سوالاتی که فکر تو را به خود مشغول کرده پاسخ بگویم و پیشنهاد می کنم تا با من همراه شوی و به سفری برویم که در آن سفر به سوالاتت پاسخ داده می شود.
    من که سالها در فکر مسایل متعدد و پاسخ آن بودم بسیار خوشحال شدم و بدون درنگ، پیشنهادش را پذیرفتم
    گر از منزل ویران به سوی خانه روم
    دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم
    زین سفر گر به سلامت به وطن باز رسم
    نذر کردم که هم از راه به میخانه روم
    تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر سلوک
    به در صومعه با بربط و پیمانه روم
    آشنایان ره عشق گرم خون بخورند
    ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم
    بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار
    چند و چند از پی کام دل دیوانه روم
    گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز
    سجده ی شکر کنم و از پی شکرانه روم
    (از غزلیات حافظ با تخفیف/ غزل360)
    و از رفیقم خواستم زمان سفر را برایم مشخص کند.
    او در جواب گفت: این مسافرت مثل مسافرتهای عادی نیست و به سرعت عمل تو بستگی دارد.
    گفتم: نمی فهمم، چرا به خودم بستگی دارد؟
    گفت: برای اینکه ابزار حرکت، نحوه حرکت و بالاخره اسباب سفر به همراه تو است و من، راهنما (( سوره ی یس آیه ی 17 : « و ما علینا الا بلاغ المبین» )) خواهم بود و هر چه زودتر دست به کار شوی و وسایل سفرت را آماده کنی شما را به این سفر خواهم برد.
    گفتم: عذر میخواهم، چه وسایلی باید بردارم؟
    گفت: معمولا یک مسافر برای یک سفر چند روزه چه چیزهایی به همراه دارد؟
    گفتم: لباس، پول، و یه خورده خرت و پرت.
    گفت: البته سفرها با هم فرق می کنند، مثلا کسی که به کوه سفر می کند باید وسایل مربوط به آن را تهیه کند و یا کسی که به قطب سفر می کند باید وسایل مخصوص به قطب را حمل کند.
    گفتم: خوب حالا ما ان شاء الله کجا می خواهیم سفر کنیم؟
    گفت: می خواهم تو را به سفر جهنم و دیدن حالات دوزخ و عذاب جهنمیان ببرم.
    تو باید بعد از برگشت از مسافرت همیشه خاطره های سفر را یاد کنی و خود را مثل سفر کرده های ابدی بدانی تا اینکه هر وقت خداوند متعال لقای تو را خواست لبیک گفته و خداوند بزرگ را با کوله باری پر از اعمال نیکو و صالح ملاقات کنی، که بهترین زاد و توشه تقوا است (( سوره ی بقره آیه ی 197 : «فان خیر الزاد التقوی فاتقون یا اولی الاباب»
    ....همسر و فرزندانم را مهیای صبر در فراغم نمودم
    کار دیگری که داشتم رسیدگی به حساب و کتابهایم بود و من در این مورد قرضهایم را دادم.
    هر کس را که می دیدم حلالیت می خواستم و به آنها می گفتم:
    اگر غیبت شما را کردم، اگر از من بدی دیدید، اگر از من رنجیده اید و بالاخره هر چه بدی دیدید به بزرگواری خودتون گذشت کنید.
    و آنها در پاسخ می گفتند: حلال خوشیتان باشد! خواهش می کنیم! این چه حرفیه! شما ما را حلال کنید!
    ...
    با عده ای که قهر بودم، به دیدن آنها رفتم و با دلجویی از آنها محبتشان را به دست آوردم و به حول و قوه ی الهی سفر به جهنم را با هدایت شروع کردم
    در این مدت که خودم را با تمام وجود مهیای مسافرت می کردم، مثل کسی بودم که به او گفته باشند یک سفر دلپذیر و مفرحی خواهی داشت و این را باور داشته باشد، به همین خاطر هیچ غم و غصه ای برای من راه نمی یافت.
    سعی کردم اگر نمازی قضا شده به جا بیاورم و اگر روزه ی قضایی داشتم می گرفتم، بالاخره هر کاری که بتواند مرا در رسیدن به کمال انسانی یاری کند انجام دهم.
    زبانم را از آزار و اذیت مردم باز می داشتم و از حرفهایی که بیانش سودی به حال دنیا و آخرتم نداشت نمی زدم، کم حرف می زدم و زیاد فکر می کردم.
    چهل روز مراقبت و مواظبت واقعا برای من گنهکار که عمری طولانی معصیت کرده بودم سخت بود اما شاید شیرینی این مراقبتها و عبادات به من نیرو می داد ((اگر لذت ترک لذت بدانی / دگر لذت نفس لذت ندانی)) و من خوشحال از مرحمت الهی بودم و آن را توفیق الهی می دانستم. سرانجام این سفر خطرناک را با آقای هدایت شروع کردیم.

  2. #2



    احوال زنانی که موهای سرشان را به نامحرمان نشان می دهند
    ابتدا هدایت درجهنم مرا به جایی برد که آنجا زنانی را دیدم که از موی سرشان آویزان کرده بودند در حالی که مغز سرشان می جوشید. (بحار، ج8، ص309،ح75)
    از هدایت پرسیدم:
    دوست عزیز این زنان مگر چه کردند که اینطور از موهای سرشان آویزانند و مغز سرشان می جوشد؟
    فرمود: این عده از زنان، کسانی هستند که از نشان دادن موی سر خود به نامحرمان ابایی نداشتند.
    اینها با بیرون گذاشتن موی سر خود در حالی که خداوند تبارک و تعالی به خاطر حفظ ارزش زن و امنیت جامعه حجاب را واجب نمود، امر الهی را زیر پا گذاشتند چرا که خداوند متعال برای زنان مسلمان مشخص فرموده که چه کسانی به ایشان نامحرمند تا خودشان را از آنها بپوشانند و چه کسانی محرم هستند که پوشیدن لازم نیست.
    عرض کردم: بعضی از زنان ندانسته این کارها را می کنند و ناخودآگاه موهای سرشان بیرون می آید و نامحرمان می بینند، آیا آنها نیز چنین خواهند شد؟
    هدایت: هرگز، اما نباید بی اهمیت باشند. یعنی باید همیشه هشیار و متوجه باشند، که مبادا نامحرم ایشان را ببیند.
    عرض کردم: عده ای از زنان از نامحرمان فامیل مثل پسر عمو و پسر دایی و ... که نامحرم هستند موهای خود را نمی پوشانند و پیش آنها سر برهنه حاضر می شوند آیا اینها نیز مثل این زنها در عذاب خواهند بود؟
    هدایت: همانطور که قبلا گفتم، خداوند محرم های زن را شمرده و غیر از محارم، هر کس باشد، و حتی فامیل نزدیک باید خود را بپوشاند و فرمان خداوند تبارک و تعالی را در «سوره نور» شامل همه نامحرمان می شود و در همان سوره خداوند فرموده: «از همه بپوشانند مگر شوهرانشان و پدران و عموها و دایی ها و...»
    البته باید گفت: اشخاصی که اینجا در عذابند بدون توبه از دنیا رفته و به این روز افتاده اند.
    عرض کردم: با این فرمایش، اگر در دنیا از بانوانی که چه عمدا و چه سهوا موهای خود را بیرون گذاشتند، توبه کنند، خداوند از آنها گذشت می کند؟
    هدایت: البته خداوند توبه پذیر است و توبه کننده گان را دوست دارد. (سوره بقره / 222 : «ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین» )
    احوال زنان سخن چین و دروغگو
    سپس رفتیم و به جایی از جهنم رسیدیم که در آنجا عده ای را دیدیدم که سر خوک داشتند و بدن الاغ، و هزاران هزار، از انواع عذابها بر آنها وارد می کردند تا خواستم بپرسم علت چیست؟
    هدایت گفت: اینها زنان سخن چین و نمام و دروغگو بودند و سخن این و آن را به دیگری می بردند و دروغ می بستند (همان)
    این زنها با نقل سخن دیگران، مابین مردم دشمنی ایجاد می کردند.
    گفتم: سخن چین، تفرقه بین مردم ایجاد می کند و این از گناهان بزرگ و نابخشودنی است.
    هدایت: بله.
    چه بسیار در روایات معصومین علیه السلام آمده که: سخن چینی کار زشت و ناپسند است و ما را از آن منع می کردند.
    مثلا در روایتی از پیامبر اکرم علیه السلام آمده که حضرت فرمود: «سخن چین به بهشت داخل نخواهد شد.» (کشف الغمه، ص41)
    و یا در خبر دیگری حضرت به اصحاب فرمود: «آیا شما را به بدترینتان خبر ندهم؟
    گفتند: بفرما یا رسول الله
    حضرت فرمود: کسانی که سخن چینی می کنند و دوستی ها را به هم می زنند.» (کشف الغمه، ص41)
    ...
    ان شا الله ادامه دارد.

  3. صلوات و تشکر


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •