تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    اشعاری در مدح حضرت اباالفضل العباس (علیه السلام)




    سلام بر تو و دستان پر سخاوت تـــــــو
    ســـلام بــر ادب و غیرت و نجابت تـــــــو

    ســـلام بر قـــــلم بازوان خـــــــونــینـــت
    که قطعـه قطعـه شــد از بهر قاطعیـــت تـــو

    سلا م بر عرق شـرم گـــــــونه ماهـــــــت
    که قطره قطره چکید از جبین عصمت تـــــو

    سلام بر شرف و مشی ومشق و میثـــاقـــت
    ســلام بـر دل لبریـــــــــز از ولایت تــــــو

    چقدر نــام تو همرنگ جـــــان فشـانیهــاست
    ســلام بــر تـو و آییـن استـقا مت تــــو

    سلام بر صدف سینه گهر خیـــــــــزت
    سلام بر سعه صــد ر بی نها یـــت تــــــــو

    به روز حادثـه بودی پنــــــــــاه آل الله
    شکست قامـت شاه از غـم شهادت تــــــــو

    کشم چگونه غمت را به رشـــــــــته تحریر
    که شرحه شرحه قلم شد زشرح محنت تـو
    ویرایش توسط سوگند : 1390/04/15 در ساعت 10:38 قبل از ظهر

  2. #2



    نقطه پرگار عشق

    امشب است آن شب كه شادى بر دردربار عشق

    حلقه مى‌كوبد كه عقل آمد پى دیدار عشق
    ساقیا لبریز كن امشب ز مى پیمانه را
    تا به مستى پرده بردارم من از اسرار عشق
    سینه زن‌ها، سینه چاكان، سینه سرخان رابگو
    دست افشانى كنید آمد سپه‌سالار عشق
    تا كه سازد پرچم خودكامگى راسرنگون
    زد قدم در ملك عالم میر و پرچمدار عشق
    نقطه پرگار هستى گر حسین بن علىاست
    آمد از ره پاسدار نقطه پرگار عشق
    تا دهد سرمشق جانبازى به جانبازىما
    آمد آن جانبازى قطعه قطعه پیكار عشق
    آن كه با تیغ كجش شد قامت اسلامراست
    آمد از ره تا ببوسد سنگر ایثار عشق
    تشنه لب رفت و برون شد تشنه و لب تشنهكرد
    جان شیرین را نثار مقدم دلدار عشق
    بر سر پیمان نشست و با عدو پیماننبست
    داد سر با سرفرازى تا كه شد سردار عشق

    دست داد و دست از فرزند زهرا برنداشت
    كز مقام و مرتبت شد جعفر طیار عشق
    چشم داد و چشم بر خوان ستمكارانندوخت
    تا كه شد سیراب از سرچشمه سرشار عشق
    می‌شود مستور زیر ابر تا روزمعاد
    ماه بیند روى ماهش تا كه نگردد خار عشق
    از على باید چنین فرزند تا روزمصاف
    همچو گل پرپر شود تا كه نگردد خار عشق
    شیر حق را شرزه شیرى داد حق، كزهیبتش
    روبهان را مى‌كند در دهر تار و مار عشق
    اى بنازم بر چنین آزاد مردى كزشرف
    گوى سبقت برده در ایثار با اقرار عشق
    آفرین بر همت مردانه‌اش كز یكنگه
    چون على وا مى‌كند صدها گره از كار عشق
    رحمت حق باد بر شیر تو اى امالبنین
    این چنین شیرى نمودى هدیه بر دادار عشق
    تا كه او باب الحوائج هست دستحاجتى
    شاعر ژولیده را نبود بر اغیار عشق
    " ژولیده نیشابوری"

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •