معمولا وقتي مي خواهند روايتي را به منبعي قديمي و معتبر در تفاسير اهل سنت مستند كنند مي گويند «الدرالمنثور» آن را ذكر كرده و به آن ارجاع مي دهند.

اين در حالي است كه تفسير طبري -كه تفسيري نقلي مي باشد- از حيث زماني متقدم بر «درالمنثور» است: سيوطي در سال 911هجري در گذشته و محمد بن جرير طبری در سال 310 ه. ق در بغداد[1].

علاو ه بر اين، آيت الله معرفت در دو جاي كتاب «التفسير والمفسرون» يك نقطه ضعف براي سيوطي در الدرالمنثور نوشته است:

مولف «الدرالمنثور» در اين گردآورى كارى غير محققانه كرده است و آن ، جمع متون قريب المعنى و انتخاب يك لفظ براى آنها - در روايتهاى متعددالاسناد - است ؛ يعنى روايتهايى را كه از حيث معنا به هم نزديكند ولى اندكى اختلاف لفظ دارند، با ذكر سندهاى متعدد يكجا و با انتخاب يك لفظ يا عبارتى بر گرفته از محصل مجموع روايات ، براى آنها نقل مى كند. مراجعه كننده گمان مى برد كه همه آن متن ، مورد اتفاق همه روايت كنندگان ذكر شده است ؛ در صورتى كه بيشتر اوقات چنين نيست و روايات ، در لفظ و عبارت - گرچه اندك - با هم اختلاف دارند و چه بسا براى محقق ، همين اختلافهاى اندك ، در نحوه استنباط و رسيدن به هدف مطلوب مؤ ثر باشد ولى با روش اتخاذ شده مايه گمراهى گردد. لذا توصيه مى كنيم ،مراجعه كنندگان كه با هدف تحقيق ، به سراغ چنين رواياتى مى روند - كه متاسفانه در اين تفسير شيوه غالب به خود گرفته است - تنها به متن موجود بسنده نكنند و به منابع اصل آن كه معمولا ذكر شده است نيز مراجعه كنند.


آيت الله معرفت سپس نمونه اي را ذكر كرده است كه سيوطى در ذيل آيه يا ايها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة و انتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون [2]روايتى را از منابع متعدد بدين گونه آورده است : اخرج عند بن حميد و اءبو داوود و الترمذى - وحسنه - والنسائى و ابن جرير و ابن المنذر و ابن ابى حاتم و النحاس و الحكام- وصححه - عن على بن اءبى طالب (عليه السلام ) قال : صنع لنا عبدالرحمان بن عوف طعاما فدعانا وسقانا من الخمر. فاخذت الخمر منا و حضرت الصلاة فقدمونى فقراءت : قل يا ايها الكافرون لا اعبد ما تعبدون و نحن نعبد ما تعبدون .فانزل الله هذه الاية . [3]
سيوطى اين متن را از كسان بسيارى نقل كرده است ؛ از جمله از حاكم نيشابورى ؛ و گفته است كه حاكم آن را صحيح السند هم شمرده است ،در حالي كه درست مخالف متن مذكور است . حاكم از طريق عطاء بن سائب از ابو عبدالرحمان سلمى روايت مى كند كه على (عليه السلام ) فرمود: مردى از انصار مردمرا دعوت كرد. هنگام نماز، يك نفر كه مست بود به نماز ايستاد و اين سوره (سوره كافرون ) را نتوانست بخوبى بخواند؛ آن گاه آيه ياد شده نازل گرديد. حاكم اضافه مى كند: در اين حديث فوائد بسيارى است ؛ از جمله ، نادرستى قول خوارج كه مستى و قرائت ناروا را به على (عليه السلام ) كه خداوند او را از اين تهمت مبرا ساخته است نسبت مى دهند. و اين حديث صحيح السند وقابل اعتماد است.[4]
شخص ديگرى نيز كه متن مذكور از او نقل شده است ، ابن ابى حاتم است كه وى نيز مانند حاكم بر خلاف نقل سيوطى روايت كرده است : او از طريق عطاء از سلمى روايت مى كند كه على (عليه السلام ) فرمود: در مهمانى اى كه عبدالرحمان بن عوف ترتيب داده بود، فلانى را به نماز ايستانيدند و او از سر مستى ، در نماز چنين خواند: قل يا ايها الكافرون اعبد ما تعبدون و نحن نعبد ما تعبدون . آنگاه آيه نازل شد. [5]


ملاحظه مى شود كه متن مذكور با روايتى كه حاكم آن را صحيح دانسته كاملا در تضاد است و با روايت ابن ابى حاتم نيز مخالفت دارد وحتى با روايت طبرى نيز اندك اختلافى دارد[6].تنها با روايت ترمذى موافق است [7].


ايت الله معرفت نوشته است كه اين كار، چه از روى عمد انجام گرفته باشد و چه از روى سهو، خلاف امانت درنقل است . اين گونه غفلت ها در تفسير((الدر المنثور))فراوان است كه نبايد از ديد محققان پوشيده بماند[8].

در اين جا به تجربه اي نيز كه براي نگارنده پيش آمد توجه فرماييد: در بررسي روايات وارده در معجزه شق القمر،‌با توجه به اعتبار تفسير سيوطي به اين تفسير مراجعه كردم اما وقتي به منابع اصلي روايات مندرج در درالمنثور مراجعه كردم برايم عجيب بود كه چرا چنان اخباري در بعضي از منابع اصلي آن نيست...

....................................
[1].تفسير طبري به نام هاي جامع البيان عن تاويل آي القرآن ، جامع البيان في تفسير القرآن و جامع البيان في تأويل القرآن نيز خوانده مي شود.
[2]. نساء:43.
[3]. الدر المنثور، ج 2، ص 164 و 165. در اين متن آمده كه امير المومنين علي عليه السلام را به پيش داشتند و العياذ بالله چون مخمور (مست ) بود سوره را به گونه ديگر خواند.
[4]. المستدرك على الصحيحين ، ج 2، ص 307.
[5]. تفسير ابن ابى حاتم ، ج 3، ص 958.
[6]. تفسير طبرى ، ج 5، ص 61.
[7]. ترمذى ، الجامع الصحيح ، ج 5، ص 238، شماره 3026.
[8]. تفسير ومفسران(ترجمه التفسير والمفسرون)، ج2، ص205.
آيت الله معرفت همچنين در ذيل مدخل « جامع البيان طبرى» نيز به بيان اين نقطه ضعف سيوطي در تفسير الدرالمنثور پرداخته است.