تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7
  1. #1

    ๑ஜ๑ چند دستگي مسيحيت در باب عقل و وحي




    در ميان دانشمندان مسيحي تشتت فکري عمده اي در اين باب وجود دارد و ما مي توانيم آنها را به چهار دسته عمده تقسيم کنيم:
    مسيحيان افراطي: اينان به شدت وحي گرا هستند و مي گويند وحي همه چيز را بيان کرده و نيازي به تکاپوهاي عقلاني نيست و ما بي نياز از علم، فلسفه، هنر و... هستيم.
    مسيحيان ...

    در ميان دانشمندان مسيحي تشتت فکري عمده اي در اين باب وجود دارد و ما مي توانيم آنها را به چهار دسته عمده تقسيم کنيم:
    مسيحيان افراطي: اينان به شدت وحي گرا هستند و مي گويند وحي همه چيز را بيان کرده و نيازي به تکاپوهاي عقلاني نيست و ما بي نياز از علم، فلسفه، هنر و... هستيم.
    مسيحيان وحي گرا (ايمان گرا): اين گروه ضمن اينکه عقل و فلسفه را مي پذيرند، وحي را اساس معرفت بشري مي دانند.
    اصالت عقليون (عقل گراها).
    توافق عقل و وحي: اين گروه به هيچ يک از عقل و يا وحي بي مهري نکرده اند و معتدل ترين موضع را اتخاذ نموده اند.
    وحي گرايان افراطي
    اين گروه وحي را مُکفي از همه علوم مي دانند و عقل ورزي، آموختن هنر و... را بيهوده مي شمارند، زيرا معتقدند همه چيز در کتاب مقدس آمده؛ لذا نيازي به تفکر نيست و فقط بايد کتاب مقدس را آموخت و به احکام آن عمل کرد و از زاويه نگاه اين فرقه که ترتوليان نام گرفته:
    وحي به انسان اعطا شده تا جايگزين همه معارف، اعم از علوم تجربي و اخلاق و مابعدالطبيعه گردد.10
    از نظر اين گروه، فلسفه حقيقي وحي است و همه «مؤمنان» آن را دارا هستند. اينان مي گويند: با ايمان داشتن است که به مسائل مهم و حياتي، معرفت حاصل مي شود؛ چيزي که حتي بزرگ ترين فلاسفه آن را نتواند داشت:
    پس خود را در اين قول مُحق بدانيم که عامي ترين فرد مسيحي نيز فلسفه اي از آن خويش دارد که يگانه فلسفه حقيقي است و ما مثل «وحي» است.11
    اينان آن چنان ره افراط پيمودند که معتقد بودند ايمان يعني بي نيازي از همه چيز و شعار مي دادند: بايد تصديق داشت کساني که به حقيقت ملتزم به حکم عقل اند کساني نيستند که تابع فلسفه اصالت عقل باشند، بلکه اصل ايمان اند، و مقبول ترين وضع فلسفي تعلق به فيلسوفان ندارد، بلکه مختص اتباع دين مسيح است. پولس مي گويد:
    آنکه دين دارد، علم و هنر و فلسفه را نيز به حقيقت معاني آنها داراست.12
    براساس همين رهيافت افراطي بود که ترتوليان مي گفتند:
    به راستي آتن را با اورشليم چه کار؟ ميان اُکامي و کليسا چه توافق است؟ کافران را با مسيحيان چه مناسبت است؟13
    و يا اينکه گفته اند:
    برحذر باشيد از اينکه مسيحي بسازيد از التقاط افکار رواقي
    و افلاطوني و جدلي. با حضور عيسي مسيح ديگر چرا طالب جدالهاي بالفضول باشيم. پس از بهره بردن از انجيل باز به جست وجوي
    چه هستيم؟14
    از نظر ژيلسون اگر نوع نگاه به دين و عقل را از منظر همينها بنگريم و بس، قرون وسطي بدون شک عصر ظلمت است؛ نه تنها در مورد فلسفه که حتي در مورد دين. او وجود گروه سوم را در قرون وسطي موجب آن مي داند که نتوان از آن مذمت کرد و عصر ظلمت ناميد. او مي گويد:
    خوشبختانه تاريخ تفکر به وجود خانواده معنوي ديگري شهادت مي دهد که اعضايش از خانواده اول به مراتب روشن تر است و مساعي خستگي ناپذيرشان در تلفيق ميان ايمان و دين با تفکرات منطقي به نتايج واقعاً مهمي منجر شده اند.
    پيتر آبلار و برنار کبير از علماي ترتوليان تندرو هستد.

  2. #2



    وحي گرايان معتدل (آگوستينيها)
    سرسلسله اين گروه قديس آگوستين است و ژيلسون از اين گروه به خانواده آگوستيني ياد مي کند. در نگاه اين گروه ميان وحي و عقل، رفاقت و سازگاري وجود دارد و تضاد نيست، اما اساس معرفت وحي است و عقل در مواردي نمي تواند حرفي براي گفتن داشته باشد.
    آگوستين در کتاب اعترافات خود گفته است:
    اين تلاش بيهوده بود که مي خواستند از طريق عقل نايل به ايمان شوند. ما راه ديگري يافتيم که به مراتب ساده تر و با غناي بيشتر است «راهش ايمان ساده اي است» که حتي عامي ترين مؤمنان دارند و امن ترين طريق اين است که مبدأ آن ايمان است و از وحي به عقل راه مي يابد. ژيلسون مي گويد:
    آگوستين هرگز از ياد نبرد که امن ترين طريق وصول به حقيقت، طريقي نيست که از عقل شروع شود و از يقين عقلي به ايمان منتهي گردد، بلکه برعکس، طريقي است که مبدأ آن ايمان است و از وحي به عقل راه مي يابد.15
    عقل و وحي از ديدگاه آگوستين
    نخست لازم است اين نکته را يادآور شويم که در قرون وسطي وحي که در قالب کتاب مقدس و سنت متبلور است، نزد فلاسفه مسيحي پذيرفته شده و مورد وفاق بود. آنان از سر ايمان به آن گردن نهاده بودند و تبيين آن مفاهيم را در قالب زباني که عمدتاً از فلسفه گرفته شده، اهتمام مي ورزيدند که از آن به فلسفه مدرسي ياد مي شود.
    بنابراين فضاي بحث يک چنين قالبي دارد و نگاهي که به عقل و تواناييهاي آن وجود دارد يک موجود توانمند نيست. برخي از مسائل ديني (وحياني) اصلاً قابل اثبات عقلاني نيست. آگوستين قديس در اعترافاتش مي گويد:
    عقل را سست بنيادتر از آن يافتم که به تنهايي قادر به کشف حقيقت باشد و بنابراين به مرجعي همچون کتاب مقدس نياز داشت.16
    مثلاً در فلسفه قرون وسطي اگرچه وجود خداوند و حقانيت او مي تواند امري عقلي و قابل دسترس عقل باشد، اما مسئله تثليث رازي است که به تنهايي با عقل قابل اثبات نيست.
    کاپلستون در کتاب ديباچه اي بر قرون وسطي به همين مطلب که کاملاً با قول آگوستين قديس که در عبارات فوق آمده همخواني دارد، تصريح کرده است که اگر آگوستين در سايه ايمان فلسفه ورزي نمي کرد، به خطا مي رفت و چه بسا تثليث را انکار مي کرد، زيرا: «فيلسوف بما هو فيلسوف نمي تواند اصل اعتقادي تثليث را اثبات کند؛ اصلي که راز وحياني است.»17 چرا چنين است؟

  3. #3



    از آن رو که عقل از نظر اينان توانايي درک همه چيز را به تنهايي ندارد بايد وحي کمک کار آن باشد و تثليث هم يک راز وحياني است. آگوستين درباره نقش ايمان در فهم، بيان صريح دارد مبني بر اينکه وحي ما را به ايمان آوردن فرا مي خواند و مادامي که ايمان نياورده ايم نمي توانيم بفهميم. وي در مقابل کساني که در مسيحيت به صورت افراطي کاملاً عقل را کنار گذاشته اند گفته است: انجيل از ما نمي خواهد عقل را کنار بگذاريم، بلکه به جويندگان حقيقت وعده فهميدن داده است. آگوستين درباره تثليث قائل به اين است که وحي داراي لايه هايي است که برخي از آنها از ژرفاي عميقي برخوردار است که عقل بشري به آن ندارد و تثليث از همين مورد اخير است.
    بيش از پيش دانسته بودم که بايد با خالصانه ترين ايمان، حجيت کتاب مقدس را حرمت نهاد و پذيرفت. زيرا اگرچه فهم عوام به سهولت به آن تعلق مي گيرد، اما اسرار عظيم آن در ژرفاي معناي باطني اش دور از دسترس محفوظ است.18
    آکويناس هم مانند او تثليث، تجسيد را قابل اثبات عقلاني نمي داند.
    شخصيتهاي برجسته چون آگوستين و آکويناس عقل را قبول دارند، اما آن را تک سوار عرصه معرفت نمي دانند، بلکه قائل اند که عقل حاکم قلمرو لايتناهي نيست. مواردي هست که اصولاً عقل حرفي براي گفتن ندارد و يا اينکه اگر حرفي هم دارد قابل اتکا نيست.
    کارل ياسپرس مي گويد: از نظر آگوستين «خداوند تنها بر شناسايي متکي بر فهم وضوح نمي بخشد، بلکه حقيقت را از طريق وحي و کليساي مبتني بر کتاب مقدس به آدمي مي بخشد.»19
    به همين دليل است که او علم را با چشم حقارت مي نگرد و ارزش آن فقط به ميزان کمک وي براي فهم کتاب مقدس است و به همين اندازه اهميت دارد نه بيشتر.20

  4. #4



    ياسپرس در بيان ديدگاه او درباره اقانيم ثلاثه (تثليث) مي نويسد:
    اين مسئله به هر نحوي که انديشه شود جز به صورت يک راز نمي تواند رخ نمايد. بنابراين:
    اقانيم سه گانه از آن جهت که نه در انديشه مي گنجد و نه قابل تصور است، تصوير راز مطلقي است؛ به همين جهت توانسته مسيحيان را به صورت شگفت انگيزي جلب کند و خرسند سازد.21
    يوسف کرم در تبيين ديدگاه آگوستين از وحي و عقل بيان جالبي دارد. او عقل از ديدگاه آگوستين را به دو مرحله قبل از ايمان و بعد از ايمان تقسيم مي کند. آن عقل يا فهمي که به فهم کتاب مقدس مربوط مي شود عقل بعد از ايمان است. انسان مسيحي وقتي که ايمان آورد آن گاه درخواهد يافت که ايمان چقدر ارزش عقلاني دارد. تعبير جالبي که او دارد اين است که: انسان ابتدا بايد همانند يک احمق که در قلب خودش مي گويد خدايي نيست، اما همين که به کتاب مقدس و صدق قانع شد و ايمان آورد، آن گاه ايمان و ارزش عقلاني آن را مي فهمد:
    فان الخطوه الاولي في رأي آوغسطين، مخاطبة الاحمق الذي «يقول في قلبه: ليس يوجد الله» کما جاء في مفتتح المزمور 14 لداود النبي. واقناعه بصدق الکتب المقدسة التي تعلم وجوداً حتي اذا ما فاز منه بالايمان بما شرع في بيان ما للايمان باالله من قيمة عقلية.22
    او در ادامه همين عبارت مي آورد: اين در حالي است که آگوستين مي دانست که دليل عقلي بر وجود خداوند از ارزش ذاتي برخوردار است و نيز مي دانست که فلاسفه خداوند را بدون واسطه ايمان شناخته اند

  5. #5



    آنسلم قديس
    او که از ديگر برجستگان فلسفه قرون وسطي است از ايمان گرايان معتدل محسوب مي شود و از اين جهت در زمره آگوستينيهاست. اما تفاوتي که ميان آراي آنها وجود دارد اين است که آنسلم همه تعاليم وحياني را قابل اثبات عقلاني مي داند، در حالي که آگوستين برخي از آنها را قابل اثبات عقلاني مي دانست. اما در اينکه عقلانيت آموزه هاي دين مبتني بر ايمان است و اگر بخواهي که بفهمي بايستي ايمان بياوري، هر دو مشترک اند.
    آنسلم قديس در کتاب خود، تحت عنوان چرا خدا انسان شد، به اثبات عقلاني تثليث پرداخته است، به خلاف آگوستين که آن را يک راز مطلق مي دانست. از ديدگاه او ايمان مسيحي محتواي مکاشفه اي يهودي دارد و نه فلسفي، لذا مي گويد:
    من در پي آن نيستم که بفهمم و ايمان آورم، بلکه ايمان مي آورم تا بفهمم. ايمان من بدان دليل است که تا ايمان نداشته باشم نمي توانم درک کنم.23
    از نگاه او ايمان شرط تعقل است: اگر مي خواهي کتاب مقدس و ايمان به آن را بفهمي بايد ايمان بياوري. يوسف کرم هم در بيان ديدگاه او مي گويد: او به گفته اشعياي نبي: «ان لم تؤمنوا فلن تفهموا» استناد کرده است. کسي که ايمان نياورده باشد ايمان را حس نکرده و کسي که ايمان را حس نکرده نمي فهمد. او معتقد است که ايمان را نمي توان با معيارهاي منطقي و قواعد آن به سنجش گرفت و در چارچوب آن ارزيابي کرد.24
    حال آنکه او (آنسلم) براي عقل نقش مکمل براي ايمان قائل است و معتقد است که عقل آموزه هاي ايمان را سامان و انسجام منطقي آن را نشان مي دهد.
    محتواي ايمان مسيحي مکاشفه الهي است و نه فلسفه. اما متألهي که ايمان دارد، مي تواند با استفاده از عقل خود، جست وجو و تفحص کند و آنچه را که به آن ايمان دارد به شکل کامل تري درک کند و عقل مي تواند منطقي بودن و انجام آموزه هاي مسيحيت را نشان دهد.25
    به گفته کاپلستون: او (آنسلم) مسيحي مؤمني است که بر تقدم ايمان پاي مي فشارد و در عين حال مي خواهد با دستياري عقل داده هاي ايمان را فهم کند.26 بنابراين آنسلم فهم آموزه هاي وحي را بدون ايمان ممکن نمي داند، ولي معتقد است مؤمن بعد از ايمان مي تواند تمامي آموزه هاي وحياني را اثبات عقلاني کند.

  6. #6



    عقل و وحي از ديدگاه آکويناس
    آکويناس قائل به هماهنگي ميان عقل و وحي است و تبيين و استدلال جديدي هم با اين مقدمه دارد: در ابتداي قرن سيزدهم در ميان علماي الهيات تمايلي پديد آمد مبني بر اينکه: سلسله اموري که به آنها ايمان داريم و اموري که به آنها علم داريم متفاوت اند و از دو سنخ اند:
    ايمان: «ايمان داشتن به معناي پذيرفتن چيزي است از آن جهت که خداوند آن را وحي کرده است... .»
    علم داشتن: «به معناي پذيرفتن چيزي است که ما آن را در پرتو نور طبيعي عقل، درست مي دانيم.»27
    آکويناس اين مشکل را متوجه شد و درصدد پاسخ برآمد که اين دو نحوه پذيرش (علمي، وحياني)، اختلاف ماهوي دارند، لذا نمي توانيم وظيفه يکي را از ديگري بخواهيم. پاسخ آکويناس اين است:
    از نگاه وي الهيات خود نوعي علم است ؛ علمي که نتايج آن ضرورتاً از اصولش متفرع مي شود، اما آن اصول عقايد ايماني است و ايمان تصديق به کلمة الله است که ما آن را به عنوان کلام الهي مي پذيريم. اما براهيني که براي اثبات حقيقت منزل وجود داشته باشد و آن را از متعلق ايمان بودن و ايمان به آن آوردن ضايع مي سازد، چون در الهيات طبيعي (عقلي) يعني مابعدالطبيعه قرار مي گيرد.
    در اين صورت ميان معرفت علمي و ديني تمايزي هم در کار نيست. در واقع دو نوعِ معرفتي که از التزام به وحي حاصل مي آيد، تقريباً شبيه کلام است که دليل بر نفي آنها وجود ندارد و از دلايل عقلي تأثيراتي دارد.
    از نگاه آکويناس آن دسته از مردماني که توانايي معرفت عقلاني علمي ندارند و رشد عقلي آنان چنين اجازه اي نمي دهند به آنها گفته مي شود: ايمان داشته باش.28

  7. #7



    معرفت شناسانه و جريان شناختيِ مبتني بر واقعيتهاي فکري.
    پي نوشتها:

    10. عقل و وحي در قرون وسطي، آتين ژيلسون، ترجمه شهرام پازوکي، ص3.
    11. همان ، ص5.
    12. روح فلسفه در قرون وسطي، ص34.
    13. همان ، ص7.
    14. همان .
    15. عقل و وحي در قرون وسطي، ص16.
    16. اعترافات آگوستين، ترجمه سايه ميثمي، ويراسته مصطفي ملکيان، ص176.
    17. ديباچه اي بر فلسفه قرون وسطي، فردريک کاپلستون، ص84.
    18. اعترافات آگوستين، ص177.
    19. آگوستين، کارل ياسپرس، ترجمه محمدحسن لطفي، ص52.
    20. همان ، ص53.
    21. همان ، ص71.
    22. تاريخ الفلسفة الاروبية في عصر الوسيط، يوسف کرم، ص26.
    23. ديباچه اي بر فلسفه قرون وسطي، ص84؛ تاريخ تفکر مسيحي، توني لين، ترجمه رابرت آسريان، ص145.
    24. تاريخ الفلسفة الاروبية في عصر الوسيط، ص85.
    25. تاريخ تفکر مسيحي، ص175.
    26. ديباچه اي بر فلسفه قرون وسطي، ص50.
    27. عقل و وحي در قرون وسطي، ص64.
    28. ر.ک. همان ، ص68.

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/05/22, 07:04 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/11/19, 08:37 قبل از ظهر
  3. ๑ஜ๑ مذاهب سه گانه مسيحيت
    توسط گمنام در تالار مسیحیت
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1390/04/08, 01:45 بعد از ظهر
  4. زندگينامه شهيد آيت الله سيد مصطفي خميني(ره)
    توسط مرادی نسب در تالار مفسران و قرآن پژوهان
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 1389/11/08, 07:47 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1389/07/07, 04:27 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •