تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18
  1. #1

    بررسی محکم و متشابه در قرآن




    چکیده
    قرآن کریم مشتمل بر محکمات و متشابهات است، محکم کلامی است که دلالتش واضح و صریح است و از ظاهر آن، علم به مراد و مقصود حاصل می‏شود و اصل و اساس قرآن را تشکیل می‏دهد.
    متشابه کلامی است که بار معانی مختلفی را در بر دارد و مقصود از آن واضح و روشن نیست مگر با تحقیق و دقت نظر و ارجاع به محکمات.
    کلید واژه‏ها
    محکم و متشابه، تأویل و تفسیر، اجمال، تبیین، ظاهر، نصّ، مشکل.

  2. #2



    مقدّمه
    قرآن کریم کلمات الهی است که بر نبیّ اکرم(ص)از طریق وحی برای فهم عموم مردم نازل شده و تعالیم آن عمومی است، اما عمومی بودن قرآن بدین معنا نیست که همه افراد به طور یکسان از آن بهره‏مند شوند، بلکه معارف آن دارای مراتب و درجاتی است که هر کس به میزان استعداد و ظرفیت خود از آن بهره می‏گیرد.قرآن کریم برای القای معانی عالی، روشی در پیش گرفته که عوام و خواص هر دو گروه از آن بهره بگیرند، بسیاری از معارف بلند مرتبه قرآن در قالب مثل ارائه شده تا عامه مردم به ظاهر آن و دانشمندان به حقیقتی که در وراء مثال نهفته است توجه نمایند.
    القاء معانی و فهمانیدن آن به انسان جز از راه معلومات ذهنی وی میّسر نیست.برای همین قرآن مجید با آن معانی و مفاهیم عالی در قالب الفاظ و کلمات متداول در بین عربها که برای رفع احتیاجات مادی آنها وضع شده بود، جهت هدایت و سعادت ابناء بشر عرضه گردید، منتها بعضی از این عبارات صریح و روشن و مقصود و مراد از آن دانسته می‏شود و بعضی این طور نیست و باید چیزی که معنای آن را روشن کند، بدان منظم گردد و چه بسا با تدّبر و تأمل معانی و مقاصد آن دانسته شود، برای همین قرآن کریم شامل آیات محکمات و آیات متشابهات است و محکمات قرآن دلالت‏شان واضح و روشن است و از ظاهر آن علم به مراد حاصل می‏شود ولی متشابهات این طور نیست.
    بحث اصلی این است که آیا متشابهات قرآن برای هیچ کس قابل فهم نیست و یا برای همگان قابل فهم است و می‏توان با اجتهاد، معانی و مرادات آنها را کشف کرد یا اینکه فهم آن مختص راسخون در علم است؟

  3. #3



    محکم در لغت
    در لسان العرب آمده:«المحکم الذی لا اختلاف فیه و لا اضطراب».(همانجا، 2/129) در مجمع البیان آمده:«محکم از احکام به معنای استواری است».(همانجا، 2/698)
    حکم اصلش منع و بازداشتن برای اصلاح است و لگام و دهانه حیوان را نیز«حکمه» نامیده‏اند.
    محکم در لغت، از حکم به معنای منع برای اصلاح و جلوگیری از فساد است، احکام به معنای اتقان و استوار کردن است و حکیم کسی است که مانع از فساد است.(قرشی، 1/160)

  4. #4



    متشابه در لغت
    متشابه از«شبه»و شبه و شبه و شبیه، حقیقت معنی آن در همسانی و مشابهت از جهت کیفیت است و شبهه آن است که چیزی از دیگری که میانشان همسانی و مشابهت است، تمیز داده نشود.(راغب، مدخل شبه)
    تشابه در قرآن بر دو وجه آمده:
    1.به معنای شبیه و همانند که بر دو قسم است:
    الف)همانندی معنوی مانند:«اللّه نزّل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی» (الزّمر، 23)که مقصود شباهت داشتن هر قسمت با قسمت دیگر از نظر خوبی و درستی و عدم ایراد و تناقض است و نیز از نظر معجزه بودن.
    ب)همانندی ظاهری، مانند:«قالوا هذا الذی رزقنا من قبل و اتوا به متشابها» (البقره، 25)و نیز:«و الزیتون و الرمّان متشابها و غیر متشابه»(الانعام، 141)
    2.متشابه به معنای شبه برانگیز که این هم بر دو قسم است:
    الف)معنوی مانند:«...و اخر متشابهات فامّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه...»(آل عمران، 7)
    ب)ظاهری مانند:«قالوا ادع لنا ربّک یبّین لنا ما هی ان البقر تشابه علینا» (البقره، 70)

  5. #5



    محکم و متشابه در اصطلاح
    مرحوم شیخ طوسی گفته است:محکم کلامی است که دلالتش واضح و آشکار است و از ظاهر آن علم به مراد و مقصود بدون قرینه حاصل می‏شود، مانند:«انّ اللّه لا یظلم الناس شیئا».و متشابه کلامی است که از ظاهر آن مراد و مقصودش دانسته نمی‏شود تا این که چیزی که معنای آن را روشن نماید، بدان منظم گردد.(همو، 2/395)
    مرحوم فیض کاشانی در تفسیر صافی گفته است:محکمات، یعنی«احکمت عباراتها...» زیرا از اجمال محفوظ است.متشابهات، محتملات هستند و مقصود از آن روشن نمی‏شود مگر بعد از فحص و دقت نظر تا فضل علمای الهی در استنباط معانی آن آشکار شود و متشابهات به محکمات باز گردانده می‏شود.(همو، 1/246)

  6. #6



    اقسام محکم و متشابه در قرآن
    دلالت آیات قرآن بر محکم و متشابه بودن آیات، بر سه قسم است:
    1.خداوند تعالی در آیاتی تمام قرآن را به محکم بودن توصیف فرموده است، مانند:
    «الر، کتاب احکمت آیاته».(هود، 1)و نیز:«الر، تلک آیات الکتاب الحکیم»(یونس، 1)
    2.در آیه‏ای تمام قرآن را متشابه توصیف کرده است:مانند:«الله نزّل احسن الحدیث کتابا متشابها».(زمر، 23)
    3.و در آیه‏ای، قرآن کریم به این که بعضی از آیات آن محکم و بعضی متشابه است، وصف شده است، به این صورت که:«هو الذی أنزل علیک الکتاب منه ایات محکمات هنّ امّ الکتاب و اخر متشابهات...».(آل عمران، 7)
    مقصود از محکم بودن تمام آیات، استواری مطالب و عدم تناقض و اختلاف است و مقصود از متشابه بودن تمام قرآن، شباهت داشتن هر قسمت آن با قسمت دیگر از نظر خوبی و درستی و عدم ایراد و تناقض برخی با برخی دیگر است و نیز از نظر معجزه بودن همه آیات و این که بعضی از آیات، بعضی دیگر را تصدیق می‏کنند، در این دو قسم معنای لغوی محکم و متشابه مورد نظر است.
    اما آیه سوم صراحت دارد که در قرآن هم آیات محکم وجود دارد و هم متشابه که این قسم با معنای اصطلاحی مطابقت دارد و مورد بحث ما نیز همین قسم است.(اقتباس از مجمع البیان، 2/702، تفسیر کبیر، 7/167، اتقان، 2/299)
    از جمله مباحثی که در بحث محکم و متشابه مطرح است تأویل آیات متشابه است، در این جا ابتدا تأویل و معانی آن در قرآن بررسی می‏شود و پس از آن پیرامون تأویل متشابهات بحث می‏شود.

  7. #7



    مقصود از تأویل چیست؟
    تأویل از ماده«أول»، در لغت برگشت دادن و برگشتن است.
    راغب گفته است:تأویل از«أول»به معنی رجوع و بازگشت به اصل است و«مؤئل»مکان و جای بازگشت است، و«تأویل»ردّ کردن چیزی به سوی غایت و مقصودی است که اراده شده چه از راه علم و چه از راه عمل.(همو، مدخل اول)در مجمع البحرین نیز آمده:تأویل، ارجاع کلام و برگرداندن آن از معنای ظاهر به معنای غیر ظاهر است.(همانجا، 5/312)

  8. #8



    تأویل در اصطلاح
    در تفسیر ابو الفتوح چنین آمده:تأویل، برگرداندن آیه است از معنای محتمل به معنای دیگر، بنا به توافق ادّله و قرائن.(همانجا، 1/14)
    آقای معرفت می‏گوید:تأویل در اصطلاح به دو معنا است:
    1.به معنای توجیه متشابه(شبه برانگیز)خواه متشابه کلام باشد، خواه عمل؛تأویل به این معنا مخصوص متشابهات است.
    2.به معنای بطن که در مقابل ظهر است و تأویل به این معنا برای تمام قرآن است، زیرا قرآن ظاهر و باطنی دارد که چه بسا به هفت بطن می‏رسد.(همو، 3/30)
    در تفسیر عیاشی از فضیل بن یسار روایت شده که:«سألت ابا جعفر(ع)عن هذه الروایه: ما فی القرآن آیة الاّ و لها ظهر و بطن، و ما فیه حرف الاّ و له حدّ و لکلّ حدّ مطلع، ما یعنی بقوله:ظهر و بطن؟قال:ظهره تنزیله و بطنه تأویله، منه ما مضی و منه ما لم یکن بعد، یجری کما یجری الشّمس و القمر، کلّما جاء منه شی‏ء وقع، قال اللّه:و ما یعلم تأویله الاّ اللّه و الراسخون فی العلم، نحن نعلمه»؛(همانجا، 1/11)یعنی:از حضرت امام محمد باقر (ع)درباره این روایت سؤال کردم:هیچ آیه‏ای در قرآن یافت نمی‏شود مگر آن که برایش ظاهر و باطنی است و هیچ حرفی در آن نهاده نشده مگر آن که برایش حدی و هر حدی هم دارای نظرگاهی است، مقصود رسول الله(ص)از ظاهر و باطن چیست؟حضرت فرمود:ظاهر قرآن تنزیل و باطن آن تأویل آن است، از آن چیزهایی گذشته و چیزهایی هنوز مصداق پیدا نکرده، قرآن چون خورشید و ماه، سیر و جریانی دارد که در سیر خود به هر فرد از مصادیقش برسد، در آن مستقر می‏شود، خداوند تعالی فرمود:به تأویل آن جز خود و راسخان در علم کس دیگر دانایی ندارد، آری ما آن را می‏دانیم.
    امام(ع)مفاهیم کلی قرآن را به جریان خورشید و ماه تشبیه کرده، یعنی همان گونه که آفتاب و ماه همیشه در جریان‏اند و هر روز از نو پدید می‏آیند، مطالب قرآنی نیز برای همیشه جریان دارد و با گذشت زمان کهنه و باطل نمی‏گردد.

  9. #9



    فرق بین تفسیر و تأویل
    در تفسیر مجمع البیان آمده:تفسیر، کشف مراد از لفظ مشکل، و تأویل، برگرداندن یکی از محتملات است به آنچه مطابق ظاهر باشد، و تفسیر بیان است.(همانجا، 1/80)و به عقیده دیگری:«تفسیر کشف قناع از لفظ مشکل یعنی مبهم است خواه متشابه باشد یا نه و تأویل ارجاع کلام متشابه است به یکی از محتملات عقلایی آن و دفع شبهات از پیرامون آن».(معرفت، التمهید، 3/9)
    راغب اصفهانی می‏گوید:«تفسیر اعم از تأویل است و اغلب موارد استعمال تفسیر در الفاظ است و موارد استعمال تأویل در معانی، تفسیر غالبا در مفردات الفاظ به کار می‏رود و تأویل در جمله‏ها.استعمال تفسیر در الفاظ غریب همچون«بحیره و سائبه و وصیله»(المائده، 103)است و یا در تبیین و شرح آن مانند تفسیر«صلوة و زکوة»در«اقیموا الصلوة و اتوا الزکاة» (البقره، 43)و یا در کلامی که متضمن قصه‏ای باشد که جز با دانستن آن، مقصود فهمیده نمی‏شود مانند آیه‏«انّما النسی‏ء زیادة فی الکفر»(التوبه، 37)که باید قصه نسی‏ء (1) که از رسوم جاهلی است دانسته شود تا مراد آیه واضح گردد».(همو، )

  10. #10



    موارد استعمال تأویل در قرآن و معانی آن
    لفظ تأویل در قرآن 17 بار در 15 آیه ذکر شده است.
    (1)-نسی‏ء در آیه مذکور به معنای تأخیر است و آن رسمی بوده در جاهلیت که اگر جنگ تا ماه‏های حرام ادامه پیدا می‏کرد، جنگ را ادامه می‏دادند و در عوض از ماه‏های غیر حرام به همان مدت جنگ را حرام اعلام می‏کردند.
    با توجه به آیات مذکور و با دقت در موارد استعمال تأویل در آیات و اقوال علما درباره آن، معلوم می‏شود تأویل دارای وجوه مختلفی از معانی است.اگر چه مآل و بازگشت همه آنها به یک حقیقت است، از جمله:
    1.تحقّق خارجی امر یا اموری اعم از دنیوی و اخروی چنانکه می‏فرماید:«هل ینظرون الاّ تأویله، یوم یأتی تأویله یقول الذین...»، (الاعراف، 53)در این آیه تأویل به معنای وقوع خارجی وعده‏های قیامت است.و نیز:«بل کذّبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لمّا یأتهم تأویله»، (یونس، 39)در این آیه مقصود از تأویل وقوع خارجی واقعیت‏ها اعم از دنیوی و اخروی است.(قرشی، 2/699)
    2.به معنای علّت و غرض و بیان صور اصلی در این باره آمده است:«سأنبّئک بتأویل ما لم تستطع علیه صبرا».(الکهف، 78)و نیز:«ذلک تأویل ما لم تسطع علیه صبرا».(همانجا، 82) 3.نتیجه و عاقبت امر مانند آیه:«و أوفوا الکیل اذا کلتم و زنوا بالقسطاس المستقیم ذلک خیر و أحسن تأویلا».(الاسراء، 35)که در این آیه تأویل به معنای نتیجه و عاقبت امر است.
    4.تعبیر خواب مانند آیه:«و کذلک یجتبیک ربّک و یعلّمک من تأویل الاحادیث».(یوسف، 6)
    5.رأی باطل و مطابق میل خود چنانکه می‏فرماید:«فأمّا الذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تأویله».(آل عمران، 7)
    ضمنا تأویل در معانی دیگری هم استعمال شده از جمله:
    1.به معنای کشف غوامض و آنچه مردم از درک آن عاجزند و در این صورت مترادف با تفسیر است، چنانچه بعضی از مفسّرین تأویل و تفسیر را یکی دانسته‏اند.(از قول طباطبائی، 3/46) 2.مقصود از تأویل، دست کشیدن از معنای ظاهری و ارجاع آن به معنای خفی آن است؛به عبارت دیگر حمل لفظ بر معنای مرجوح بنا به ادّله عقلی را تأویل می‏گویند:«التأویل ارجاع الکلام و صرفه عن معنی الظاهری الی معی أخفی منه»(طریحی، 5/312)معنای اخیر بیشتر در بی‏متأخرین شهرت دارد.
    از میان این وجوه، تأویل متشابهات که در آیه 7 سوره آل عمران مطرح شده است مورد اختلاف است به ویژه این مطلب که علم بشر به آن تعلق می‏گیرد یا نه.لذا گروهی از مفسرین «واو»در«و الراسخون فی العلم»را استیناف و گروهی عطف فرض کرده‏اند که در نتیجه دسته اول علم و تأویل متشابهات قرآن را مختص خدای تعالی دانسته و دسته دوم راسخون در علم را نیز در دانستن آن شریک می‏دانند.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. اصول تفکر سیاسی در قرآن(آیات سیاسی در قرآن)
    توسط رضایی قمی در تالار سیاست در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/12/14, 09:24 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •