تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    داستان ذو القرنين و سد و ياجوج و ماجوج از نظر تاريخ




    داستان ذو القرنين و سد و ياجوج و ماجوج از نظر تاريخ1

    قدماى از مورخين هيچ يك در اخبار خود پادشاهى را كه نامش ذو القرنين و يا شبيه به
    آن باشد اسم نبرده‏اند.و نيز اقوامى به نام ياجوج و ماجوج و سدى كه منسوب به ذو
    القرنين‏باشد نام نبرده‏اند.بله به بعضى از پادشاهان حمير از اهل يمن اشعارى نسبت
    داده‏اند كه به ‏عنوان مباهات نسبت‏ خود را ذكر كرده و يكى از پدران خود را كه سمت
    پادشاهى"تبع"داشته را به نام ذو القرنين اسم برده و در سروده‏ هايش اين را نيز سروده
    كه او به مغرب و مشرق‏ عالم سفر كرد و سد ياجوج و ماجوج را بنا نمود، كه به زودى در
    فصول آينده مقدارى از آن‏اشعار به نظر خواننده خواهد رسيد - ان شاء الله.
    و نيز ذكر ياجوج و ماجوج در مواضعى از كتب عهد عتيق آمده.از آن جمله در اصحاح‏دهم
    از سفر تكوين تورات: "اينان فرزندان دودمان نوح‏اند: سام و حام و يافث كه بعد از
    طوفان‏ براى هر يك فرزندانى شد، فرزندان يافث عبارت بودند از جومر و ماجوج و ماداى و
    باوان ونوبال و ماشك و نبراس".
    و در كتاب حزقيال اصحاح سى و هشتم آمده: "خطاب كلام رب به من شد كه‏ مى‏گفت: اى
    فرزند آدم روى خود متوجه جوج سرزمين ماجوج رئيس روش ماشك و نوبال، كن، و نبوت خود
    را اعلام بدار و بگو آقا و سيد و رب اين چنين گفته: اى جوج رئيس روش‏ماشك و نوبال،
    عليه تو برخاستم، تو را برمى‏گردانم و دهنه ‏هائى در دو فك تو مى‏كنم، و تو وهمه
    لشگرت را چه پياده و چه سواره بيرون مى‏سازم، در حالى كه همه آنان فاخرترين لباس‏بر
    تن داشته باشند، و جماعتى عظيم و با سپر باشند همه‏شان شمشيرها به دست داشته باشند،
    فارس وكوش و فوط با ايشان باشد كه همه با سپر و كلاهخود باشند، و جومر و همه لشگرش
    و خانواده ‏نوجرمه از اواخر شمال با همه لشگرش شعبه‏ هاى كثيرى با تو باشند".
    ویرایش توسط quranic : 1389/06/17 در ساعت 11:44 قبل از ظهر

  2. #2

    داستان ذو القرنين و سد و ياجوج و ماجوج از نظر تاريخ2




    مى‏گويد: "به همين جهت اى پسر آدم بايد ادعاى پيغمبرى كنى و به جوج بگويى‏سيد رب
    امروز در نزديكى سكناى شعب اسرائيل در حالى كه در امن هستند چنين گفته: آيانمى‏دانى
    و از محلت از بالاى شمال مى‏آيى".
    و در اصحاح سى و نهم داستان سابق را دنبال نموده مى‏گويد: "و تو اى پسر آدم‏براى
    جوج ادعاى پيغمبرى كن و بگو سيد رب اينچنين گفته: اينك من عليه توام اى جوج اى‏رئيس
    روش ماشك و نوبال و اردك و اقودك، و تو را از بالاهاى شمال بالا مى‏برم، و
    به ‏كوه‏هاى اسرائيل مى‏آورم، و كمانت را از دست چپت و تيرهايت را از دست راستت
    مى‏زنم، كه بر كوههاى اسرائيل بيفتى، و همه لشگريان و شعوبى كه با تو هستند بيفتند،
    آيا مى‏خواهى ‏خوراك مرغان كاشر از هر نوع و وحشى‏هاى بيابان شوى؟بر روى زمين
    بيفتى؟چون من به‏كلام سيد رب سخن گفتم، و آتشى بر ماجوج و بر ساكنين در جزائر ايمن
    مى‏فرستم، آن وقت
    است كه مى‏دانند منم رب...".
    و در خواب يوحنا در اصحاح بيستم مى‏گويد: "فرشته‏اى ديدم كه از آسمان نازل‏ مى‏شد و
    با او است كليد جهنم و سلسله و زنجير بزرگى بر دست دارد، پس مى‏گيرد اژدهاى‏زنده
    قديمى را كه همان ابليس و شيطان باشد، و او را هزار سال زنجير مى‏كند، و به
    جهنمش‏مى‏اندازد و درب جهنم را به رويش بسته قفل مى‏كند، تا ديگر امتهاى بعدى را
    گمراه نكند، و بعد از تمام شدن هزار سال البته بايد آزاد شود، و مدت اندكى رها
    گردد".
    آنگاه مى‏گويد: "پس وقتى هزار سال تمام شد شيطان از زندانش آزاد گشته بيرون‏مى‏شود،
    تا امتها را كه در چهار گوشه زمينند جوج و ماجوج همه را براى جنگ جمع كند درحالى كه
    عددشان مانند ريگ دريا باشد، پس بر پهناى گيتى سوار شوند و لشگرگاه قديسين‏را احاطه
    كنند و نيز مدينه محبوبه را محاصره نمايند، آن وقت آتشى از ناحيه خدا از آسمان‏نازل
    شود و همه‏شان را بخورد، و ابليس هم كه گمراهشان مى‏كرد در درياچه آتش و
    كبريت‏بيفتد، و با وحشى و پيغمبر دروغگو بباشد، و به زودى شب و روز عذاب شود تا ابد
    الآبدين".
    از اين قسمت كه نقل شده استفاده مى‏شود كه"ماجوج"و يا"جوج و ماجوج"امتى‏و يا
    امتهائى عظيم بوده‏اند، و در قسمت‏هاى بالاى شمال آسيا از آبادى‏هاى آن روززمين
    مى‏زيسته‏اند، و مردمانى جنگجو و معروف به جنگ و غارت بوده‏اند.
    اينجاست كه ذهن آدمى حدس قريبى مى‏زند، و آن اين است كه ذو القرنين يكى ازملوك بزرگ
    باشد كه راه را بر اين امتهاى مفسد در زمين سد كرده است، و حتما بايد سدى كه‏او زده
    فاصل ميان دو منطقه شمالى و جنوبى آسيا باشد، مانند ديوار چين و يا سد باب الابواب
    ويا سد داريال و يا غير آنها.
    تاريخ امم آن روز جهان هم اتفاق دارد بر اينكه ناحيه شمال شرقى از آسيا كه
    ناحيه‏احداب و بلنديهاى شمال چين باشد موطن و محل زندگى امتى بسيار بزرگ و وحشى
    بوده‏امتى كه مدام رو به زيادى نهاده جمعيتشان فشرده‏تر مى‏شد، و اين امت همواره بر
    امتهاى‏مجاور خود مانند چين حمله مى‏بردند، و چه بسا در همانجا زاد و ولد كرده به
    سوى بلاد آسياى‏وسطى و خاورميانه سرازير مى‏شدند، و چه بسا كه در اين كوهها به شمال
    اروپا نيز رخنه‏ مى‏كردند.بعضى از ايشان طوائفى بودند كه در همان سرزمين‏هائى كه
    غارت كردند سكونت‏ نموده متوطن مى‏شدند، كه اغلب سكنه اروپاى شمالى از آنهايند، و در
    آنجا تمدنى به وجودآورده، و به زراعت و صنعت مى‏پرداختند
    بعضى از مورخين گفته‏اند كه ياجوج و ماجوج امتهائى بوده‏اند كه در قسمت‏شمالى‏آسيا
    از تبت و چين گرفته تا اقيانوس منجمد شمالى و از ناحيه غرب تا بلاد تركستان
    زندگى ‏مى‏كردند اين قول را از كتاب"فاكهة الخلفاء و تهذيب الاخلاق"ابن مسكويه، و
    رسائل‏اخوان الصفاء، نقل كرده‏ اند.
    و همين خود مؤيد آن احتمالى است كه قبلا تقويتش كرديم، كه سد مورد بحث ‏يكى‏از سدهاى
    موجود در شمال آسيا فاصل ميان شمال و جنوب است.

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: 1391/07/10, 07:48 بعد از ظهر
  2. ▨▨ استطاعت چيسـت و مستطيـع کيست؟ ▨▨
    توسط 88060855 در تالار عبادات
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: 1391/05/12, 07:29 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •