تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 23
  1. #1

    انسان در قرآن




    اهمیت انسان شناسی

    در بین مجموعه اموری که آشنایی با آن ها، در روند کمال یابی انسان مؤثر و مهم تلقی می شود، هیچ امری به اندازه شناخت خود انسان و ویژگی های وجودی او اهمیت ندارد. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید: «برترین شناخت ها آن است که انسان خود را بشناسد». ایشان در جای دیگر می فرماید: «هر کس خود را نشناسد، از راه نجات دور گشته به گمراهی گرفتار می شود». بر این اساس، قرآن کریم در کنار دعوت به مطالعه و بررسی کتاب آفرینش و جهان طبیعت، به مطالعه و دقت در وجود آدمی نیز تأکید دارد. در یک مورد می فرماید: «در زمین و در وجود خود شما، نشانه هایی برای افراد بایقین است؛ چرا در آن ها دقت نمی کنید». رسول اکرم صلی الله علیه و آله نیز در اشاره به یکی از دستاوردهای مهم خودشناسی می فرماید: «آگاه ترین شما بر خویش، داناترین شما به پروردگار است». در یک مورد دیگر هم وقتی یکی از همسران آن حضرت از ایشان می پرسد: چه موقعی انسان بهتر می تواند خدا را بشناسد؟ رسول اکرم صلی الله علیه و آله پاسخ می دهد: «آن گاه که خود را بشناسد».

  2. #2

    انسان در قرآن




    هدف از شناخت انسان

    انسان شناسی از جنبه های گوناگونی اهمیت دارد. در فرهنگ اسلامی نیز، بر دو هدف مهم در انسان شناسی تأکید می شود: اول این که شناخت انسان راهی است برای خداشناسی. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «هرکس خود را بشناسد، خدا را می شناسد». وقتی از امام صادق علیه السلام در تفسیر این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله پرسیدند که دانش را هر چند در چین باشد بیاموزید، آن حضرت فرمود: «مقصود، شناخت انسان است؛ زیرا شناخت پروردگار در آن نهفته است». دوم آن که لازمه برآوردن نیازهای مادی و معنوی انسان، شناخت ویژگی های وجودی اوست. تنها در صورتی می توان به کمال یابی انسان کمک کرد و برای او تکلیف و وظیفه معیّن ساخت که شناخت کافی از حقایق وجود او و نیازهایش در دست باشد. علی علیه السلام در یکی از سخنان خود می فرماید: «عارف کسی است که خود را بشناسد و به کمک این شناخت، خود را از بردگی نجات دهد و از آن چه او را از کمال دور می سازد، پاک و منزّه سازد».

  3. صلوات و تشکر


  4. #3

    انسان در قرآن




    آفرینش انسان

    از مجموعه آیاتی که خلقت آدم را بیان می کنند، چنین به دست آمده است که قرآن، انسان را معجونی می داند که مرکب از ماده و روح که اگر جنبه مادی آن را در نظر بگیریم و به تحلیل آن بپردازیم، به خاک و گل تیره رنگ و بدبویی می رسیم که لجنی بیش نیست، و اگر به جنبه معنوی آن توجه کنیم، دارای روحی است که از نظر عظمت و شایستگی، به مرحله ای رسیده است که خدا آن را به خود نسبت می دهد.

  5. صلوات و تشکر


  6. #4

    انسان در قرآن




    روح و روان واقعیت انسان

    آیات قرآن، واقعیت انسان را همان روح و روان، و نفس و جان او می داند. بدن، ابزار کار اوست. اگر این ابزار از دست برود، روح نمی تواند کاری صورت دهد یا به تکامل لازم دست یابد. آیات چندی از قرآن، به این حقیقت دلالت دارند که واقعیت انسان، همان روح اوست. از جمله، قرآن در اشاره به اتفاقی که به هنگام مرگ برای انسان می افتد، می فرماید: «بگو فرشته مرگ بر شما گمارده شده است که شماها را می گیرد و آن گاه به سوی پروردگار خود بازمی گرداند»؛ یعنی فرشته مرگ، امری که واقعیت شما را تشکیل می دهد دریافت می کند و آن را به نزد پروردگار عالم می بَرد که آن عبارت از روح و روان است.

  7. #5

    انسان در قرآن




    ارزش های انسان در قرآن

    در قرآن برای انسان اوصاف و ارزش های فراوانی ذکر شده که به برخی از آن ها اشاره می شود. انسان خلیفه خدا در زمین است. ظرفیت علمی انسان، بزرگ ترین ظرفیت هایی است که یک مخلوق ممکن است داشته باشد. او فطرتی خدا آشنا دارد.
    او شخصیتی مستقل و آزاد دارد، امانت دار خداست و رسالت و مسؤولیت دارد. او از یک کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است. او از وجدانی اخلاقی برخوردار است و به حکم الهامی فطری، زشت و زیبا را درک می کند. او جز به یاد خدا با چیز دیگر آرام نمی گیرد. نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است. خدا او را برای این آفرید که تنها خدای خویش را بپرستد و فرمان او را بپذیرد، پس وظیفه او اطاعت امر خدا است. او جز در راه پرستش خدای خویش و جز با یاد او خود را نمی یابد و اگر خدای خویش را فراموش کند، خود را فراموش می کند و نمی داند که کیست؟ و برای چیست؟ و چه باید کند و کجا باید برود؟

  8. #6

    انسان در قرآن




    نکوهش انسان در قرآن

    قرآن کریم، در عین حال که انسان را به عالی ترین مدح ها ستایش می کند، بزرگ ترین ملامت و نکوهش هایش هم درباره انسان است. از آن شمار می خوانیم: او بسیار ستمگر و بسیار نادان است. او نسبت به پروردگارش بسیار ناسپاس است. آن گاه که خود را بی نیاز می بیند، طغیان می کند. او عجول و شتابگر است.

    او هرگاه به سختی بیفتد و خود را گرفتار ببیند، ما را در هر حال، به یک پهلو افتاده یا نشسته و یا ایستاده می خواند. ولی همین که گرفتاری را از او برطرف کنیم، گویی چنین حادثه ای پیش نیامده است. او تنگ نظر و مُمسک است. او مجادله گرترین مخلوق است.

  9. #7

    انسان در قرآن




    رمز ستایش و نکوهش های انسان در قرآن

    پس از آشنایی با وجود ستایش ها و ملامت های بسیاری که در قرآن برای انسان ذکر شده، معمولاً این پرسش مطرح می شود که علت این ستایش ها و نکوهش ها چیست؟ آیا انسان از نظر قرآن یک موجود زشت و زیباست؟ آیا انسان یک موجود دو سرشتی است؟ نیمی از سرتش نور است و نیمی تاریکی؟ چگونه است که قرآن، هم او را فراوان، ستایش و هم در مواردی، نکوهش می کند؟
    استاد شهید مطهری در پاسخ به این پرسش می فرماید: «نظر قرآن به این است که انسان همه کمالات را بالقوّه دارد و باید آن ها را به فعلیت برساند، و این خود اوست که باید سازنده و معمار خویشتن باشد. شرط اصلی وصول انسان به کمالاتی که بالقوّه دارد، ایمان است.
    انسانِ منهای ایمان، کاستی گرفته و ناقص است. چنین انسانی حریص است، خون ریز است، بخیل و مُمسک است، کافر است، از حیوان پست تر است».

  10. #8

    انسان در قرآن




    برتری انسان بر سایر موجودات

    در بینش مکتب اسلام، انسان بر دیگر موجودات آفرینش برتری دارد. قرآن در آیه ای می گوید: «ما انسان را گرامی داشتیم و او را بر خشکی و دریا مسلط ساختیم و از روزی های پاکیزه نصیبش گردانیدیم و بر بسیاری از مخلوقات برتری بخشیدیم». براساس این آیه، انسان مورد کرامت الهی قرار گرفته و به برکت شایستگی هایی که خدا به او داده، بر دشت و دمن و خشکی و دریا تسلط یافته است. او با به کارگیری این نعمت ها، توان و قدرت برتری بر کائنات را در خود می بیند و از این رهگذر، امکان فراهم سازی رشد و تعالی کمالات انسانی و ارزش های الهی در وجود او مهیّا می گردد.

  11. #9

    انسان در قرآن




    انسان خلیفه خدا

    در فرهنگ الهی اسلام، انسان خلیفه خدا معرفی می شود؛ یعنی او باید آن چنان موجودی برتر و والا باشد که بتواند جانشین و نماینده خدا در روی زمین به شمار آید. در آیاتی از قرآن، به این ویژگی انسان تصریح شده است: «به یاد آر هنگامی را که پروردگار تو به فرشتگان گفت: می خواهم در زمین خلیفه و جانشینی قرار دهم. آنان گفتند: آیا کسی را در زمین جانشین قرار می دهی که فساد و خون ریزی کند؟ ما تو را از طریق حمد و ثنا تسبیح می گوییم. خداوند به آن ها فرمود: من چیزی را می دانم که شما نمی دانید». راستی، منظور از جانشینی خدا چیست، به نظر می رسد مقصود از خلافت از سوی خدا، این است که انسان با وجود خود، وجود خدا، و با صفات و کمالات خود، صفات و کمالات خدا، و با عمل خود، افعال خدا را ترسیم کند و آینه ایزدی گردد و به سخن دیگر، با کلیه ویژگی های وجودی و فعلی خویش، کمالات و صفات حضرت حق را نشان دهد و یک چنین مقام و موقعیتی، فقط از آنِ انسان است.

  12. #10

    انسان در قرآن




    دلیل جانشینی انسان از خدا

    در قرآن کریم، در مواردی درباره این که چرا از میان تمام موجودات و مخلوقات، افتخار جانشینی نصیب انسان شد توضیح داده شده است. در یک مورد، خداوند در پاسخ فرشتگان که می گویند: موجود خاکی که زندگی پر تزاحم او با فساد و خون ریزی توأم است، چگونه می تواند جانشین خدا گردد و با شئون خود، مظهر اسما و صفات خدا شود؟ به یک پاسخ عمیق، ولی کوتاه بسنده می کند: «من چیزی را می دانم که شما نمی دانید» و سپس در آیات بعدی، با گستردگی جوابی می دهد که فرشتگان قانع می شوند. «خداوند اسماء را به آدم آموخت، سپس آن ها را به فرشتگان عرضه کرد و گفت: اگر راست می گویید، مرا به آن اسما آگاه سازید. فرشتگان گفتند: پروردگارا! تو منزهی. ما جز آن چه به ما تعلیم داده ای، نمی دانیم. تو دانا و حکیم هستی». گفته شده که مقصود از تعلیم اسما، تعلیم اسرار و رمزهای جهان آفرینش است. این اسرار در چشم انداز آدم علیه السلام قرار گرفت، ولی فرشتگان را استعداد و شایستگی درک چنین حقایق و اسراری نبود.

صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •