مقدمه
بحثى كه فراروى ماست‏بررسى كلمات اميرالمؤمنين على عليه السلام در زمينه صفات خداوند است.بدين‏رو، طبع بحث اقتضا مى‏كند پژوهش ما صرفا نقلى باشد، اما - چنان‏كه خواهد آمد - اميرالمؤمنين عليه السلام، خود در توصيفاتشان، به عقل و دريافت‏هاى عقلى استناد كرده‏اند.از اين‏رو، بحث‏حاضر صرفا نقلى نخواهد بود و از آن‏جا كه در اين بحث، جوياى نظرات آن حضرت هستيم، بدون نقل نيز راه به جايى نخواهيم برد.بنابراين، اين بحث نقلى مبتنى بر عقل است و سعى شده است مستندات عقلى اين بحث‏براساس نقل تنظيم گردد تا بيش‏تر از روش نقلى پى‏روى شده باشد.
درباره صفات الهى، بحث‏هاى متنوعى را مى‏توان مطرح كرد. (1)
اما در اين‏جا، بحث در سخنان آن حضرت درباره صفات خداوند است.
توصيف خداوند
پيش از ورود به بحث، لازم است توجه كنيم كه واژه «الله‏» در زبان عربى، «خدا» در زبان فارسى، God در زبان انگليسى و هر واژه‏اى در هر زبانى كه متدينان در آن زبان بر حقيقت آن واژه سر تعظيم فرود مى‏آورند و در برابرش كرنش مى‏كنند، اين مفهوم را به ذهن القا مى‏كند كه مسماى آن حد و مرزى ندارد و از هر عيب و نقصى به دور است و در يك كلمه، او كامل مطلق است.از اين‏رو، اميرالمؤمنين عليه السلام مى‏فرمايد: «الذي سالت الانبياء فلم تصفه بحد و لا نقص‏» ; (2) او خدايى است كه پيامبران مورد پرستش قرار دادند و او را به حد و نقص توصيف نكردند، براى او مرزى نيست تا در مرزش انتها يابد، (3) صفات به او محيط نشده‏اند تا در رسيدن صفات به او در مرزها متناهى باشد. (4)
پس هر كس گمان برد خداى خلق محدود است، حقا به خالق معبود جاهل است، (5) هر كس به سوى او اشاره كند حقا او را محدود كرده و هركس او را محدود كند، او را ناقص شمرده است.چون او كامل مطلق است، با عطا كردن ناقص نمى‏شود. (6)
و عطا و بخشش او را نيازمند نمى‏كند; چرا كه از هر دهنده‏اى جز او فروكاسته مى‏شود. (7)
خدايا، تو سزاوار وصف زيبايى!
اگر زيبايى مطلق و بدون هيچ قيدى نباشد، بلكه همراه با نقص باشد، در اين صورت، زيبايى همراه با زشتى خواهد بود، در حالى كه حضرت امير عليه السلام خدا را بدون هيچ شرطى شايسته وصف زيبايى دانسته است. (8)
هر كس او را توصيف كند حقا او را محدود كرده و هر كس او را محدود نمايد، او را ناقص شمرده است: «حد الاشياء عند خلقه لها ابانة له من شبهها...تعالى عما ينحله المحددون من صفات الاقدار و نهايات الاقطار و تاثل المساكن و تمكن الاماكن فالحد لخلقه مضروب و الى غيره منسوب‏» (9) ; «لم يتعاوره زيادة و لا نقصان‏» (10) ، «و لا يقال له حد و لا نهاية و لا انقطاع و لا غاية و لا الاشياء تحويه فتقله..» . (11)*
________________
*عسكرى سليمانى اميرى