تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1

    مطلب ۩۞ ويژه نامه ولادت فرخنده امام علي عليه السلام و گراميداشت روز پدر ۞۩








    ويژه نامه ولادت با سعادت حضرت علي عليه السلام


    خجسته میلاد فرخنده مولود کعبه ، قرآن ناطق ، مولی الموحدین، حضرت علی علیه السلام بر امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف و دوستداران خاندان عصمت و طهارت عليهم السلام مبارک باد

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    در میـان کعـبه جان ، پـرتـو حق جلـوه گر شـد
    فاطمه بنت اسـد هم ، صــاحب زیبـا پسر شـد


    کعبه آن شب ، غرقه در نـور دل افـروز خـدا بود
    آسمان کعبه گویی ، مظــهر صـدها گهـر شــد


    عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه پیچید
    تا کـه میـلاد سعید مـرتضی فخــر بشـر شــد


    مـژده میـــلاد مـولا ، می کنـد از غم رهـایم
    زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد





  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    زاده كعبه

    فاطمه بنت اسد، وظیفه‌ای بزرگ بر عهده داشت. او صاحب فرزندی شد، که محل تولدش کعبه بود. آیا خداوند چنین وظیفه‌ای را به یک زن عادی محول کرد؟
    مریم برگزیده خدا بود و عیسی روح الله ...
    زمان وضع حمل عیسی فرا رسید. خداوند به حضرت مریم امر کرد که از معبد و عبادتگاه بیرون رود و فرزند خود را در صحرا - زیر درخت خرمایی- به دنیا آورد. نخل خرما به امر خدا بارور شد و میوه خود را ارزانی مادر عیسی کرد. (1)
    اما، فاطمه بنت اسد ...
    هنگام وضع حمل علی بن ابیطالب به درون کعبه فرا خوانده شد. سه روز مهمان خدا بود. همان جا فرزندش را به دنیا آورد. در این سه روز فرشتگان از آسمان برای او غذاهای بهشتی آوردند.
    فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبه‌تر است.
    بانوی مکه قبل از این که وارد کعبه شود سرودی بس زیبا بر لب داشت، ترنمی برخاسته از باغ سبز مکتب انبیاء، نوایی که جز از قلبی سرشار از ایمان ،به گوش نمی‌رسد. او می‌خواند:
    «پروردگارا! من زنی هستم که به تو و به پیامبران و کتب آسمانی ایمان دارم، سخن نیای بزرگم خلیل را تصدیق می‌کنم ...
    به حق کسی که این خانه را بنا کرد و به حق فرزندی که در شکم دارم، ولادت او را بر من آسان فرما. (2)
    سه روز درون کعبه بود. هنگامی که از کعبه بیرون آمد، فضیلت خود را بر مریم - مادر عیسی - و آسیه - همسر فرعون - به صراحت اظهار کرد. همان آسیه که در خانه فرعون به موسی ایمان آورد و تا پای جان از ایمان خود دفاع کرد. او با زمزمه‌ای دلنشین، ایمان خود را به خدای موسی و وعده‌های آسمانی به جهانیان نشان داد. آسیه، بانوی مومنه، غرق در خون خود در حالی که میخ‌های آهنین فرعون، بدنش را به زمین دوخته بود، با متانت لب به مناجات باز می‌کند. قرآن، سخن او را از لا به لای قرن‌های گذشته برای ما نقل می‌کند.
    «پروردگارا! برای من نزد خود در بهشت، جایگاهی بنا کن و مرا از فرعون و عمل او نجات بده.» (3)
    فاطمه بنت اسد هم از مریم - برگزیده زنان زمان خویش - و هم از آسیه - قهرمان توحید - برتر است. آری! او شایسته مقام مادری علی بن ابیطالب است که او، هم از عیسی و هم از موسی بلند مرتبه‌تر است. از صفحات زیبای تاریخ زندگی او، زحماتی است که برای پیامبر کشید، تا جایی که پیامبر خدا او را مادر خویش خواند. پیامبر فرمود:
    او به راستی مادرم بود. کودکان خود را گرسنه نگه می‌داشت و مرا سیر می‌کرد. آنان را گردآلود رها می‌کرد و مرا شسته و آراسته می‌داشت.(4)
    آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.»
    فاطمه بنت اسد، پیامبر خدا را بر فرزندان خویش ترجیح می‌داد. او مادر کسی بود که در تمام عمرش، پیامبر را بر خود ترجیح داد و همواره خود را سپر بلای پیامبر اسلام کرد.
    آن روز که خبر وفات فاطمه بنت اسد را به رسول خدا دادند، پیامبر به دلیل احترامی که برای او قائل بود، پیراهن خود را کفن این زن فداکار کرد و قبل از این که بدنش را در قبر بگذارند وارد قبر شد، در لحد خوابید و گفت: «امروز مادرم از دنیا رفت.» (5)
    به هنگام دفن، دست به دعا بلند کرد و گفت:
    «خدایا! فاطمه را به گفتار ثابت، استوار کن.
    پدر، از اوصیای حضرت ابراهیم و آخرین بازمانده دین حنیفیت!
    مادر، برترین زن دوران، برگزیده خداوند!
    پدر، تمام همّ و غمّش حمایت از برادرزاده‌اش بود.
    مادر، زندگی را در پرستاری از او معنا داد.
    و خداوند به این پدر و مادر، فرزندی عطا کرد که بعد از پیامبر اسلام برترین مخلوق خداوند شد و تنها کسی که شایستگی وصایت بلافصل نبی اکرم را پیدا کرد.

    پی‌نوشت‌ها:
    1- سوره مریم، 6- 25 .
    2- محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 35، ص 8 .
    3- سوره تحریم، آیه 11 .
    4- علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 6، ص 241 .
    5- محدث نوری، وسائل الشیعه، ج3، ص 176 .
    منبع:
    کتاب از کعبه تا بهشت، داود صفرزاده

  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #4



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    1- دل به دنيا مسپاريد


    یکى از جلوه‌هاى بسیار بارز تقوا، دل نسپردن به این دنیاى فانى و فریبنده است. از این رو حضرت علی علیه السلام در ادامه سفارش به تقوا مى‌فرماید:
    «و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتکما ولا تاسفا على شىء منها زوى عنکما»؛ به شما سفارش مى‌کنم که دنیا را طلب نکنید هر چند که دنیا به دنبال شما بیاید. و بر چیزى از این دنیاى گذرا، که از شما کناره جسته است، افسوس مخورید. (1)
    آخرت آفریده‌اند.
    آنگاه که کسى مى‌میرد، مردم مى‌گویند: - مال و ثروت از خود - چه به جا نهاد، و فرشتگان گویند: - از اعمال نیک و صالح - چه پیش فرستاد. پدر آمرزیده‌ها! قسمتى از اموال خویش را پیش فرستید که به سود شما خواهد بود، و همه را در این دنیا نگذارید که گریبانگیرتان مى‌شود.

    به همان فراوانى و کثرتى که آن بزرگوار درباره تقوا سخن گفته است، درباره دل نبستن به دنیا بیانات بسیار روشنگر و هشدار دهنده‌اى دارد: به بزرگى و فخر ظاهرى این دنیا رغبتى نداشته باشید و به وسیله زینت و نعمت آن فریفته نشوید و از سختى‌ها و زیان‌هایش بى‌تابى نکنید، چرا که عزت و فخر این دنیا تمام شدنى است و زینت و نعمت آن نابود گشتنى است و سختى و زیانش پایان‌پذیر است. هر مدت و دورانى در این دنیا سرآمدى دارد و هر زنده‌اى، مردنى... «فلا تنافسوا فى عز الدنیا و فخرها، ولا تعجبوا بزینتها و نعیمها، و لاتجزعوا من ضرائها و بوسها، فان عزها و فخرها الى انقطاع، و ان زینتها و نعیمها الى زوال، و ضراءها و بوسها الى نفاد، و کل مده الى انتها، و کل حى الى فناء»(2) ؛ هان اى مردم! به هوش باشید که دنیا خانه‌اى است که باید از آن گذشت و آخرت است که خانه ماندن است. پس، از این دنیاى گذرا براى آنجا که محل قرار و آرامش است توشه برگیرید. نزد خداوندى که اسرار شما را مى‌داند پرده درى نکنید. دل از دنیا بر کنید پیش از آن که جسم شما از آن خارج شود. شما را در دنیا مى‌آزمایند در حالى که شما را براى آخرت آفریده‌اند.
    آنگاه که کسى مى‌میرد، مردم مى‌گویند: - مال و ثروت از خود - چه به جا نهاد، و فرشتگان گویند: - از اعمال نیک و صالح - چه پیش فرستاد. پدر آمرزیده‌ها! قسمتى از اموال خویش را پیش فرستید که به سود شما خواهد بود، و همه را در این دنیا نگذارید که گریبانگیرتان مى‌شود.
    ایهاالناس! انما الدنیا دار مجاز و الاخرة دار قرار. فخذوا من ممرکم لمقرکم، و لا تهتکوا استارکم عند من یعلم اسرارکم. و اخرجوا من الدنیا قلوبکم من قبل ان تخرج منها ابدانکم. ففیها اختبرتم، و لغیرها خلقتم. ان المرء اذا هلک قال الناس: ما ترک؟ و قالت الملائکه: ما قدم؟ لله آباوکم! فقدموا بعضا، یکن لکم، ولا تخلفوا کلا، فیکون علیکم!(3)
    آن حضرت در بیانى کاملا گویا در تفسیر زهد - که همان دل بریدن از دنیاست - با بهره‌گیرى از آیه شریفه قرآن، سخنى زیبا فرموده است که در حقیقت توضیح و تبیین دیگرى است بر همان جمله نخست که در وصیت خویش آورده است.
    تمامى معناى زهد در این دو کلمه قرآن فراهم آمده است که مى‌فرماید: «لکیلا تاسوا على ما فاتکم و لا تفرحوا بما آتاکم.» (سوره حدید، آیه 23)
    تا این که بر آنچه از دست مى‌دهید دریغ نورزید و به آنچه که به دست مى‌آورید شادمان نگردید. آرى آن کس که بر گذشته افسوس نخورد و بر آینده دل نبست و از آن شادمان نگشت هر دو سوى پارسایى را پاس داشته است. «الزهد کله بین کلمتین من القرآن: قال الله سبحانه: لکیلا تاسوا على مافاتکم ولا تفرحوا بما آتاکم، و من لم یاس على الماضى، و لم یفرح بالاتى، فقد اخذ الزهد بطرفیه.»(4)

    پی‌نوشت‌ها:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    2- نهج البلاغه نسخه صبحى صالح خطبه 96 .
    3- نهج البلاغه نسخه فیض الاسلام، خطبه 194.
    4- نهج البلاغه نسخه صبحى صالح، حکمت 439.
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .


  8. صلوات و تشکر : 4


  9. #5



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    2- پیوند خویشاوندى را استوار سازید


    انظروا ذوى ارحامکم، فصلوهم یهون الله علیکم الحساب»؛ خویشاوندانتان را دریابید و پیوند خویش با آنان را استوار گردانید تا خداوند روز قیامت حسابرسى را بر شما سبک و آسان گیرد. (1)

    و در راستاى همان استوار ساختن پیوند برادرى و نیز دورى از قهر و تفرقه، نخست پیوند با خویشاوندان مورد تاکید قرار گرفته است. خداوند درباره "صله رحم" یعنى پیوستن به خویشاوندان، چنین مى‌فرماید:
    "انما یتذکر اولوالالباب الذین یوفون بعهدالله ولا ینقضون المیثاق. و الذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب"
    (رعد/ 21- 19)؛
    خداوند فقط به خردمندان تذکر مى‌دهد و هشیارشان مى‌سازد، همان کسانى که به عهد الهى وفادار مى‌مانند و پیمان خویش با خدا را نمى‌شکنند. آنان که به آنچه خداوند فرمان داده است که بپیوندند، مى‌پیوندند و از پروردگارشان مى‌ترسند از بدی حساب در روز قیامت هراس دارند . و پس از بیان ویژگی‌هاى دیگرى از این گروه خردمندان، ادامه مى‌دهد:
    "و الذین ینقضون عهدالله من بعد میثاقه و یقطعوا ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فى الارض اولئک لهم اللعنة و لهم سوء الدار(رعد/ 25)؛
    و کسانى که پس از پیمان بستن با خداوند، پیمان مى‌شکنند و پیوند خویش با خویشاوند مى‌گسلند و در زمین فساد و تباهى مى‌کنند، لعنت و نفرین خدا بر آنان باد و جایگاهى دردناک بهره و نصیبشان!

    حضرت امیرالمومنین در یکى از سخنان خود، به یکى از ثمرات صله رحم اشاره فرموده است، به همان مطلبى که از رسول خدا شنیده است. امام صادق از پدران خویش، از حضرت على علیه السلام نقل مى‌کند که آن جناب از قول پیامبر فرمود: صله رحم حسابرسى روز قیامت را آسان مى‌کند و از مرگ دلخراش پیشگیرى مى‌نماید. «عن ابى عبدالله، عن آبائه، عن على - علیهم السلام - قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: صلة الرحم تهون الحساب و تقى میتة السوء.»(2)
    مضمون فوق اینگونه هم نقل شده است: عن ابى جعفر علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله بر ّالوالدین و صلة الرحم یهونان الحساب. ثم تلا هذه الایه: "والذین یصلون ما امر الله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون و الحساب."(3) سفارش به صله رحم آنقدر فراوان است و روایات نقل شده در این زمینه چنان زیاد، که در این مختصر جز به برخى از آن بیانات راهگشا نمى‌توان اشاره کرد: پیامبر درباره تاثیر صله رحم بر فراوانى و تاخیر اجل فرمود: هر کس که شادمان و مسرور مى‌شود از این که روزى‌اش فراوان شود و اجلش دیر فرارسد پس باید که صله رحم کند. «من سره ان یبسط له فى رزقه، و ینسا له فى اجله فلیصل رحمه.»(4)
    امام باقر علیه السلام نیز درباره تاثیرات صله رحم فرمود:
    صله ارحام اعمال دینى آدمى را پاکیره مى‌سازد و دارایى را فزونى مى‌بخشد و بلا را برطرف مى‌سازد و حساب روز قیامت را آسان مى‌کند و مرگ را به تأخیر مى‌اندازد.
    قال ابوجعفر علیه السلام
    صلة الارحام تزکى الاعمال و تنمى الاعمال، و تدفع البلوى، و تیسر الحساب و تنسى ء فى الرزق.) (5)
    صله رحم داراى مراتبى است. پیامبر صلى الله علیه و آله در این باره فرمود: صله رحم کن، هر چند به شربتى از آب، برترین چیزى که مى‌توان به وسیله آن صله رحم کرد بازداشتن دیگران از آزار اوست. در دنیا صله رحم کنید، هر چند به یک سلام. (قال رسول الله صلى الله علیه و آله:
    صل رحمک و لو بشربه من ماء و افضل ما یوصل به الرحم کف الاذى عنها. و قال صلى الله علیه و آله: صلوا ارحامکم فى الدنیا و لو بسلام.)(6)
    آثار صله رحم چنان است که همه را در برمى‌گیرد. چنانچه حضرت على علیه السلام از پیامبر اکرم نقل مى‌کند که فرمود: صله رحم سرزمین‌ها را آباد مى‌کند و عمرها را طولانى مى‌سازد، هر چند که اهل آن سرزمین خوبان نباشند. (عن على علیه السلام قال: قال رسول الله صلى الله علیه و آله: صله الرحم تعمر الدیار و تزید فى الاعمار، و ان کان اهلها غیر اخیار.) (7)
    همچنین از پیامبر نقل است که فرمود:
    ان القوم لیکونون فجره ولا یکونون برره. فیصلون ارحامهم فتنمى اموالهم و تطول اعمارهم"
    شرط صله رحم عمل متقابل نیست. یعنى ما وظیفه داریم صله رحم کنیم، هر چند متقابلا این امر صورت نگیرد.
    دستور صریح در این مورد این است که امیرالمومنین فرمود: به خویشاوندان بپیوندید، هر چند آنها از شما بگسلند.
    (صلوا ارحامکم و ان قطعوکم. و قال ابوذر:
    اوصانى رسول الله صلى الله علیه و آله ان اصل رحمى و ان ادبرت.)(8)
    به همان شدت و اهمیت که درباره صله رحم سخن گفته‌اند، درباره قطع رحم نهى اکید فرموده، و آثار سوئى براى آن برشمرده‌اند. از جمله آن که:
    - قاطع رحم به بهشت نمی‌رود. (9)
    - قطع رحم موجب سرعت مرگ و کوتاهى عمر مى‌شود. (10)
    - قطع رحم دارایی‌ها را به باد مى‌دهد. (11)
    - سرزمین‌ها را ویران مى‌سازد. (12)
    - نسل آدمى را منقطع مى‌کند. (13)

    پی‌نوشت‌ها:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    2- بحارالانوار، ج 71، ص 94.
    3- تفسیر عیاشى، ج 2، ص 223 .
    4- بحار الانوار، ج 71، ص 9.
    5- اصول کافى، ج 2، ص 150.
    6- بحارالانوار، ج 71، صص 103 و 104.
    7- بحارالانوار، ج 71، ص 94.
    8- بحارالانوار، ج 72، صص 91 و 92 .
    9- بحارالانوار، ج 71، ص 91.
    10- بحارالانوار، ج 71، ص 94 و 138.
    11- بحارالانوار، ج 71، ص 138.
    12- بحارالانوار، ج 71، ص 134.
    13- بحارالانوار، ج 71، ص 134.
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .

  10. صلوات و تشکر : 4


  11. #6



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    3- منظم باشيد


    «اوصیکما و جمیع اهلى و ولدى و من بلغه کتابى بتقوى الله و نظم امرکم»(1)؛
    شما دو فرزندم - حسن و حسین - و همه خاندان و فرزندانم، و هر کس را که این وصیت من به او رسد، به تقواى از خدا و سامان بخشیدن به کارها سفارش مى‌کنم. آفرینش، بر اساس نظمى الهى بنا نهاده شده است.
    تمام قوانین سارى و جارى در خلقت حکایت از نظمى دارد که خداوند در پدیده‌هاى هستى قرار داده است. چنانچه در قرآن کریم از زبان حضرت موسى در معرفى پروردگار مى‌خوانیم:
    «ربنا الذى اعطى کل شىء خلقه ثم هدى»
    پروردگار ما همان کسى است که همه چیز را خلعت خلقت پوشانید و آنگاه هدایت فرمود.

    و نیز مى‌خوانیم:
    «الذى خلق فسوى والذى قدر فهدى»
    خداوندى که - مخلوقات را - آفرید و استوار گردانید. همان کس که اندازه گرفت و هدایت فرمود.
    تابش آفتاب و فروغ مهتاب و پرتو ستارگان و بارش باران و تلاطم امواج و رویش گیاهان، جلوه‌هایى از نظم حاکم در آفرینش خداوندگار قادر متعال است. همانگونه خلقت خداوند بر پایه نظمى شگفت انگیز و بهت آور استوار است، دین خدا هم بر مبناى نظمى الهى پابرجاست. نخستین و مهمترین جلوه نظم دین در عبادات رخ نموده است:
    ** نماز که پایه دین معرفى شده است، در اوقاتى معین و با نظم و ترتیبى مشخص انجام مى‌گیرد.
    ** روزه در زمانى معلوم و در اوقاتى خاص از شبانه روز، مقرر گشته است.
    ** حج در زمانى خاص و با ترتیبى کاملا دقیق و مرتب انجام مى‌پذیرد.
    ** اندازه و میزان زکات و خمس در اموالى معین، واجب شده است.
    ** حتى استحبابات دینى، خواب و بیدارى، استراحت و تغذیه و ... همگى نظم و حساب و کتاب ویژه خود را داراست. و خلاصه آن که تمامى اعمال و رفتارهاى فردى و اجتماعى بر اساس نظم و ترتیبى خاص، مقرر گشته است.
    یکى از پایه‌هاى اصلى دین، امامت و ولایت است و امامت، عامل اصلى نظم دین و نظام مسلمین است. چنانچه حضرت صدیقه طاهره در خطبه معروفى که در مسجد نبوى ایراد فرمودند، به این امر بسیار مهم اینگونه تصریح و تاکید کردند:
    و جعل الله ... امامتنا نظاما للامه(2)
    خداوند امامت ما را نظامى براى امت قرار داده. و در سلام به ائمه مى‌گوییم: السلام علیکم یا من هم زمام الدین و نظام المسلمین(3)
    درود بر شما اى بزرگانى که زمام و سررشته دین و نظام و سامان مسلمین شما هستید. و خطاب به حضرت صاحب الزمان هم عرض مى‌کنیم:
    انت نظام الدین و عز الموحدین(4)
    دین به وجود نازنین تو سامان مى‌گیرد و یکتاپرستان با قیام تو عزت مى‌یابند.
    بى‌تردید سامان بخشیدن به امور فردى و اجتماعى، موجبات پیشرفته و پیروزى و سربلندى جامعه مى‌باشد، اما فراتر از این نکته، آن است که بدانیم پیروى از امامان شیعه عامل اصلى نظام جامعه مسلمانان است و سامان جهان و عزت مسلمانان نهایتا در حضور حضرت صاحب الزمان جلوه‌گر مى‌شود. و نهایتا آن که آن حضرت خود درباره قرآن فرموده است: الا ان فیه ... نظم ما بینکم.(5)
    آگاه باشید که - رمز - نظم میان شما در قرآن است.

    پی‌نوشت‌ها:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    2- بحارالانوار، ج 6، ص 111.
    3- بحارالانوار، ج 98، ص 260.
    4- بحارالانوار، ج 99، ص 99.
    5- نهج البلاغه نسخه صبحى صالح خطبه 158.
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .


  12. صلوات و تشکر : 4


  13. #7



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    4- متقي باشيد

    آنگاه آن حضرت دو فرزند گرامى خویش را مخاطب ساخته، به آنان فرمود: «اوصیکما بتقوى الله»
    نور چشمانم شما را به ترس از خدا سفارش مى‌کنم. (1)

    سفارش به تقوا پیش از همه و بیش از همه توسط خداوند صورت گرفته است. خداوند خطاب به مسلمانان مى‌فرماید:
    و لقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله
    شما و پیشینیان شما را - که کتاب آسمانى به آنها داده‌ام - به تقوا سفارش مى‌کنم.
    در میان فرمان‌هایى که خداوند در قرآن به مردم و مسلمانان و مومنان داده است بیشترین فرمان امر به تقواست. (حدود 78 مرتبه در قرآن امر به تقوا شده است.) آثارى را هم که خداوند براى تقوا بر شمرده است، شگفت انگیز است. از آن جمله‌اند:
    * اگر مردم تقوا پیشه کنند درهاى برکات آسمان و زمین بر آنان گشوده مى‌گردد. (سوره اعراف، آیه 96)
    و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الارض.
    * هر کس تقوا داشته باشد خداوند بینشى به او مى‌دهد که تفاوت میان حق و باطل را به آسانى مى‌یابد. (سوره انفال، آیه 29)؛
    یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا.
    * هر کس تقوا پیشه کند اگر گرفتار شد، خداوند برایش گریزگاهى قرار مى‌دهد. (سوره طلاق، آیه 2)؛
    و من یتق الله یجعل له مخرجا.
    * هر کس تقوا داشته باشد خداوند کارش را آسان قرار مى‌دهد. (سوره طلاق، آیه 4)؛
    و من یتق الله یجعل له من امره یسرا.
    * دستور خداوند است که تقوا پیشه کنید که خدا به شما علم و دانش عطا مى‌کند. (سوره بقره، آیه 282)؛
    و اتقوا الله و یعلمکم الله.
    * و نیز فرمان خداست که توشه تقوا برگیرید که براى جهان آخرت بهترین توشه تقواست. (سوره بقره، آیه 197)؛
    و تزودوا فان خیر الزاد التقوى.
    عصاره و خلاصه زندگى پیامبر و به پیروى از آن حضرت، تمام زندگى او نیز قرین و همراه تقواست. تعابیر زیبایى که او درباره تقوا دارد فراوان و شنیدنى است که چند مورد را به اشاره مى‌آوریم:
    * تقوا همانند شتر رام و راه شناسى است که اگر اهل تقوا زمام امر خویش را به او سپرند به سلامت آنان را به بهشت برین وارد مى‌کند.
    الا و ان التقوى مطایا ذلل حمل علیها اهلها و اعطو ازمتها، فاوردتهم الجنه. (نهج البلاغه، کلام، 16)
    * تقوا دژ استوارى است که هر کس به آن درآید در امان مى‌ماند؛
    اعلموا عبادالله! ان التقوى دار حصن عزیز.
    (نهج البلاغه نسخه صبحى صالح، خطبه 156)
    * تقوا ریسمانى است که دستگیره آن بسیار استوار و مطمئن است. تقوا پناهگاهى است که در بلندایى امن قرار دارد؛
    فاعتصموا بتقوى الله، فان لها حبلا وثیقا عروته، و معقلا منیعا ذروته.
    (نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح، خطبه 190)
    * تقوا داروى بیمارى دل و بینایى کورى درون و شفاى مرض تن و صلاح فساد سینه و پاکیزگى ناپاکى جان... شماست؛
    فان تقوى الله دواء داء قلوبکم، و بصر عمى افئدتکم، و شفاء مرض اجساکم، و صلاح فساد صدورکم، و طهور دنس انفسکم... .
    (نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح، خطبه 198)
    * به وسیله تقوا آدمى از هر هلاکتى نجات مى‌یابد؛ ... و نجاة من کل هلکه. (نهج البلاغه، نسخه صبحى صالح، خطبه 230)

    پی‌نوشت‌:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .

  14. صلوات و تشکر : 3


  15. #8



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    5- بامردم نيكو سخن بگوئيد

    «و قولوا للناس حسنا کما امرکم الله عزوجل
    همانگونه که خداوند به شما فرمان داده است، با مردم به نیکویى سخن بگویید.»(1)

    آیه شریفه‌اى را که این فرمان در آن آمده است ذکر مى‌کنیم:
    و اذ اخذنا میثاق بنى اسرائیل لاتعبدون الا الله و بالوالدین احسانا و ذى القربى و الیتامى و المساکین و قولوا للناس حسنا و اقیموا الصلاة و اتوا الزکاة ثم تولیتم الا قلیلا و انتم معرضون (بقره/ 83)
    هنگامى که از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم که جز الله را نپرستید، به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و درماندگان نیکى کنید، با مردم به نیکویى سخن بگویید، نماز به پا دارید و زکات بپردازید - پس از این پیمان - جز تعداد انگشت شمارى از شما، پشت به پیمان کردید در حالى که از آن روى برتافتند.
    امام باقر علیه السلام فرمود: با مردم زیباتر و نیکوتر از آنچه که دوست دارید به شما بگویند، سخن بگویید، زیرا خداوند از کسى که در سخنانش دیگران را مرتب نفرین مى‌کند و ناسزا مى‌گوید و طعنه بر مومنان مى‌زند و زشت کردار و زشت گفتار است و به اصرار از دیگران چیزى طلب مى‌کند، بدش مى‌آید و از چنین کسى نفرت دارد. و در مقابل، فرد با حیا و بردبار و پاکدامن و پاک اندیش را دوست مى‌دارد.
    «قولوا للناس احسن ما تحبون ان یقال لکم. فان الله یبغض اللعان السباب الطعان على المومنین، الفاحش المتفحش السائل الملحف، و یحب الحیى الحلیم العفیف المتعفف.»(2)
    و امام صادق علیه السلام هم فرمود: با همه مردم چه مومن و چه مخالف، به نیکویى سخن بگویید. اگر مخاطب شما مومن باشد از خوش گویى و خوش خویى شما چهره‌اش باز مى‌شود و خوشحال مى‌گردد و اما اگر مخاطب شما از مخالفان شما باشد، با مداراى در سخن، او را به سوى ایمان جذب مى‌کنید و اگر این هم نشد، کمترین حاصل نیکو سخن گفتن با مخالفان آن است که به این وسیله شر و بدى آنان را از خود و برادر مومن برطرف مى‌سازید.
    «قولوا للناس حسنا اى للناس کلهم، مومنهم و مخالفهم، اما المومنون فیبسط لهم وجهه، و اما المخاطفون فیلکمهم بالمداراه لاجتذابهم الى الایمان. فان ایسر من ذلک یکف شرورهم عن نفسه و عن اخوانه المومنین.»(3)

    پی‌نوشت‌ها:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    2- تفسیر برهان، ج1، ص 12.
    3- بحار الانوار، ج 71، ص 341 .
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .


  16. صلوات و تشکر : 4


  17. #9



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    6- حق همسايگي را بجا بياوريد


    «الله الله فى جیرانکم! فان النبى صلى الله علیه و آله و سلم اوصى بهم. و مازال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یوصى بهم حتى ظننا انه سیورثهم» ؛ شما را درباره همسایگانتان سفارش مى‌کنم. زیرا پیامبر درباره ایشان سفارش فرموده است. و آنقدر آن جناب درباره آنها سفارش مى‌فرمود که ما پنداشتیم همسایه را از همسایه ارث خواهد داد.(1)
    یکى از حقوق بسیار مهم که اسلام براى مسلمانان معین فرموده است، حق همسایگى است. امام صادق علیه السلام از پدران بزرگوار خویش نقل مى‌کند که آنان از حضرت على علیه السلام نقل کرده‌اند که آن حضرت فرمود: مردم از پیامبر پرسیدند: اى پیامبر خدا، آیا در مال مسلمان غیر از زکات حق واجب دیگرى هم هست که باید آن را بپردازد؟ آن حضرت پاسخ داد: آرى! رسیدگى به خویشاوندان به هنگامى که از انسان روى بگردانند - و تنگدست باشند - و نیز رسیدگى به همسایه مسلمان، حقى است که خداوند در دارائى مسلمان قرار داده است. سپس حضرت رسول اکرم فرمود: کسى که با شکم سیر سر بر بالین گذارد در حالى که همسایه مسلمانش گرسنه است، به راستى به من ایمان نیاورده است. و آنگاه فرمود: جبرئیل آنچنان پیوسته به من درباره همسایه سفارش مى‌کرد که من پنداشتم همسایه‌ها از یکدیگر ارث مى برند.
    «عن الصادق، عن آبائه، عن على صلوات الله علیهم قال: قیل للنبى صلى الله علیه و آله و سلم: یا نبى الله! افى المال حق سوى الزکاة؟ قال: نعم! بر الرحم اذا ادبرت و صله الجار المسلم. فما آمن بى من بات شبعانا و جاره المسلم جائع. ثم قال صلى الله علیه و آله و سلم: ما زال جبرئیل یوصینى بالجار حتى ظننت انه سیورثه.»(2)
    درباره خوش رفتارى با همسایگان و پاس داشتن حقوق ایشان تاکید بسیار شده است و تعابیرى زیبا در این باره آمده است، مانند سخن امام صادق که فرمود: شما را سفارش مى‌کنم که با همسایگان خویش خوش رفتارى کنید زیرا که خداوند به این مهم دستور داده است. «عن ابى عبدالله علیه السلام قال: علیکم بحسن الجوار فان الله عز و جل امر بذلک.» (3)

    و نیز آن حضرت فرمود: خوش رفتارى با همسایگان رزق و روزى را مى‌افزاید.
    «قال ابوعبدالله علیه السلام: حسن الجوار یزید فى الرزق.»(4)
    و از سویى دیگر درباره آزار رساندن به همسایگان و تباه ساختن حقوق آنان، تعابیر تند و تیز در روایات وارد شده است، چنانچه پیامبر خدا فرمود: هر کسى که همسایه‌اش را بیازارد، خدا بوى بهشت را بر او حرام مى‌کند. و جایگاه چنین کسى قعر آتش است که چه جایگاه بدى است. و هر کس که حق همسایه را تباه سازد، از ما نیست.
    پیامبر خدا فرمود: هر کسى که همسایه‌اش را بیازارد، خدا بوى بهشت را بر او حرام مى‌کند. و جایگاه چنین کسى قعر آتش است که چه جایگاه بدى است. و هر کس که حق همسایه را تباه سازد، از ما نیست.

    و جبرئیل آنچنان پیوسته درباره همسایه سفارش مى‌کرد که من پنداشتم همسایه از همسایه ارث مى‌برد.
    «فى مناهى النبى صلى الله علیه و آله و سلم: من اذى جاره حرم الله علیه ریح الجنه، و ماواه جهنم و بئس المصیر و من ضیع حق جاره فلیس منا، و ما زال جبرئیل یوصینى بالجار حتى ظننت انه سیورثه.» (5)

    یک بار پیامبر، حضرت على و نیز سلمان و اباذر و مقداد را ماموریت داد تا به مسجد درآیند و در جمع مسلمانان سه بار با صداى بلند این فرمان رسول خدا را به گوش همگان برسانند: کسى که همسایه‌اش از بلا و آزار او در امان نیست، ایمان ندارد.
    یک بار پیامبر، حضرت على و نیز سلمان و اباذر و مقداد را ماموریت داد تا به مسجد درآیند و در جمع مسلمانان سه بار با صداى بلند این فرمان رسول خدا را به گوش همگان برسانند: کسى که همسایه‌اش از بلا و آزار او در امان نیست، ایمان ندارد.

    و نیز فرمان داد که ندا در دهند: حد و مرز همسایگى چهل خانه است، از هر سو "از پیش و پس و راست و چپ خانه".
    «... فامر رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم علیاً و سلمان و اباذر و مقدادا، فامرهم ان ینادوا فى المسجد باعلى اصواتهم انه لا ایمان لمن لم یامن جاره بوائقه - فنادوا ثلاثا - ثم امر فنودى ان کل اربعین دارا من بین یدیه، و من خلفه، و عن یمینه و عن شماله یکون ساکنها جارا له.»(6)

    پی‌نوشت‌ها:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    2- بحارالانوار، ج 71، ص 151، کتاب العشره باب حق الجار.
    3- بحار الانوار، ج 71، ص 150.
    4- بحار الانوار، ج 71، ص 153.
    5- بحار الانوار، ج 71، ص 150.
    6- بحار الانوار، ج71، ص 152.
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .


  18. صلوات و تشکر : 4


  19. #10



    سفارشهاي مولاي متقيان به مومنان

    7- يتيمان را دريابيد


    «الله الله فى الایتام فلا تغبوا افواهم، ولا تضیعوا بحضرتکم فقد سمعت رسول الله - صلى الله علیه و آله و سلم - یقول: من عال یتیماً حتى یستغنى اوجب الله عزوجل له بذلک الجنة کما اوجب الله لاکل مال الیتیم النار»؛

    درباره یتیمان از خدا بترسید. مبادا که گرسنه بمانند و در جمع و جامعه شما تباه شوند من از پیامبر خدا شنیدم که مى‌فرمود: اگر کسى یتیمى را، تا آنجا که بى‌نیاز شود، سرپرستى کند خداوند به پاداش این کار، بهشت را بر او واجب مى‌کند. چنانچه اگر کسى مال یتیم را بخورد، خداوند - سوختن در - آتش را بر او واجب مى‌فرماید. (1)

    خداوند در بیان نعمت‌هاى خویش به پیامبر مى‌فرماید: الم یجدک یتیما فاوى (سوره ضحى، آیه 6)؛ مگر نبود که تو یتیم بودى و خداوند تو را در پناه خویش گرفت؟ سپس به آن حضرت دستور مى‌دهد: فاما الیتیم فلا تقهر (سوره ضحى، آیه 9) - حال که چنین است - پس هرگز حق یتیم را تباه مساز و او را مرنجان.

    خداوند در پیمان‌هایى که از بنى اسرائیل گرفت از آنان خواست جز خداى یکتا را نپرستند، نسبت به پدر و مادر و خویشاوندان و یتیمان و مسکینان، نیکى کنند.
    «و اذ اخذنا میثاق بنى اسرائیل لاتعبدون الا الله و بالوالدین احسانا و ذى القربى و الیتامى و المساکین... » (سوره بقره، آیه 83)
    یکى از ویژگی‌هاى نیکوکاران به بیان قرآن آن است که به خاطر دوستى خدا، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان و خواهندگان و آزادسازى بردگان کمک مالى مى‌کنند. «... ولکن البر ... و آتى المال على حبه ذوى القربى و الیتامى المساکین و ابن السبیل و السائلین و فى الرقاب...» (سوره بقره، آیه 177)
    و از سوى دیگر یکى از ویژگی‌هاى کسانى را که دین را دروغ مى‌شمارند، آن مى‌داند که یتیم را از خود مى‌رانند.
    «ارایت الذى یکذب بالدین فذلک الذى یدع الیتیم.» (سوره ماعون، آیه 1 و 2)

    و نیز یکى از عوامل فقر و پریشانى انسان‌ها را آن مى‌داند که آنان چون یتیمان را اکرام نمى‌کردند به فقر و تنگدستى گرفتار آمدند.
    «و اما اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه فیقول ربى اهانن کلا بل لاتکرمون الیتیم.»
    (سوره فجر، آیه 6 تا 17)
    به علاوه، درباره تجاوز به دارایى یتیم هشدارى بس شدید مى‌دهد و مى‌فرماید: «ان الذین یاکلون اموال الیتامى ظلما انما یاکلون فى بطونهم نارا (سوره نساء، آیه 10)؛ و دستور مى‌دهد کسى جز به خیر و نیکى و اصلاح امور، به مال یتیم تا زمان بلوغ وى نزدیک نشود. «فلا تقربوا مال الیتیم الا بالتى هى احسن حتى یبلغ اشده.» (سوره انعام، آیه 152 و سوره اسرى، آیه 34)
    در بیانات رسول اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و معصومین علیهم السلام نیز سفارش‌هاى بسیار اکید نسبت به یتیمان شده است. چنانچه پیامبر خدا فرمود: وقتى یتیمى بگرید عرش خدا مى‌لرزد و خداوند در آن حال مى‌فرماید: چه کسى موجب گریه این بنده من که در کودکى پدر و مادر از دست داده شده است؟
    به عزت و جلال خویش سوگند مى‌خورم که هر کس او را آرام کند بهشت را بر او واجب مى‌کنم.
    «قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم: ان الیتیم اذا بکى اهتز له العرش، فیقول الرب تبارک و تعالى: من هذا الذى ابکى عبدى الذى سلبته ابویه فى صغره؟ فو عزتى و جلالى لایسکنه احد الا اوجب له الجنه.»(2)
    و حضرت على علیه السلام فرمود: هر مرد و زن مومنى که دستى از دلسوزى و مهر و شفقت بر سر یتیمى بکشد، خداوند به عدد هر تار موى آن یتیم، حسنه‌اى براى او مى‌نویسد.
    و حضرت على علیه السلام فرمود: هر مرد و زن مومنى که دستى از دلسوزى و مهر و شفقت بر سر یتیمى بکشد، خداوند به عدد هر تار موى آن یتیم، حسنه‌اى براى او مى‌نویسد.

    «قال امیرالمومنین علیه‌السلام:
    ما من مومن و لا مومنه یضع یده على راس یتیم ترحم له الا کتب الله له بکل شعره مریده علیها حسنه.»(3)
    و امام صادق علیه السلام فرمود: در کتاب حضرت على علیه السلام آمده است: کسى که مال یتیم را بخورد، پیامد شوم این کار گریبان فرزندانش را مى‌گیرد و در آخرت هم گریبانگیر خودش مى‌شود.
    در کتاب حضرت على علیه السلام آمده است: کسى که مال یتیم را بخورد، پیامد شوم این کار گریبان فرزندانش را مى‌گیرد و در آخرت هم گریبانگیر خودش مى‌شود.

    «روى عن الصادق علیه السلام قال: فى کتاب على علیه السلام:
    ان اکل مال الیتیم سیدرکه و بال ذلک فى عقبه، و یلحقه و بال ذلک فى الاخره.»(4)
    پی‌نوشت‌ها:
    1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.
    2- بحارالانوار، ج 72، ص 5 .
    3- بحارالانوار، ج 72، ص 4 .
    4- بحارالانوار، ج 72، ص 13.
    منبع:
    کتاب آخرین دیدار، نادر فضلی .

  20. صلوات و تشکر : 4


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 21
    آخرين نوشته: 1392/06/29, 03:20 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1391/08/24, 12:17 بعد از ظهر
  3. ܓ✿ چگونه بر افكار شيطاني خود پيروز شويم؟
    توسط فرنیا در تالار روایات موضوعی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/07/27, 09:55 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1390/04/14, 12:23 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1390/03/03, 09:27 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •