تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1

    دعای مخصوص ماه رجب(نکاتی درباره ی دعای رجبیه)




    یکی از اعمالی که در ماه شریف رجب، پس از هر نماز واجب، معمولا انجام می گیرد،دعای «یامن ارجوه ...» است.

    درباره ی این دعا، چند مطلب قابل دقت است که در این مقاله به آن ها خواهیم پرداخت.

    در ابتدا، اصل دعا را نقل می کنیم. ماخذ اصلی دعای «یامن ارجوه » کتاب اقبال سیدبن طاووس است. در آن جا آورده است:

    و من الدعوات کل یوم من رجب، ماذکره الطرازی ایضا، فقال: دعاء علمه ابوعبدالله(ع) محمدا السجاد -و هو «محمدبن ذکوان » یعرف بالسجاد. قالوا: سجدو بکی فی سجوده حتی عمی.- روی ابوالحسن علی بن محمدالبرسی،(رحمهماالله )، قال: اخبرناالحسین بن احمدبن شیبان، قال: حدثنا حمزه بن القاسم العلوی العباسی، قال: حدثنا محمدبن عبدالله بن عمران البرقی، عن محمدبن علی الهمدانی،قال: اخبرنی محمد بن سنان، عن محمدالسجاد فی حدیث طویل، قال:

    قلت لابی عبدالله(ع): جعلت فداک! هذا رجب. علمنی فیه دعاءا ینفعنی الله به.

    قال: فقال لی ابوعبدالله(ع): اکتب «بسم الله الرحمان الرحیم »! وقل فی کل یوم من رجب صباحاو مساءو فی اعقاب صلواتک فی یومک ولیلتک: «یامن ارجوه...».

    قال: ثم مر ابوعبدالله(ع) یده الیسری، فقبض علی لحیته و دعا بهذا الدعاء و هویلوذ بسبابته الیمنی، ثم قال بعد ذلک: «یا ذالجلال والاکرام...».

    و فی حدیث آخر: ثم وضع یده علی لحیته و لم یرفعها الا و قد امتلاظهر کفه دموعا. (1)

    این روایت را، علامه ی مجلسی و محدث قمی، به گونه زیر ترجمه کرده اند:

    1 - علامه مجلسی:

    به سند معتبر، منقول است که محمدبن ذکوان به خدمت حضرت صادق(ع) عرض کرد که:

    فدای تو شوم! این، ماه رجب است. مرا دعایی تعلیم نما که حق تعالی، مرا، به آن نفع ببخشد. حضرت فرمودند که: «در هر روز ماه رجب، در صبح و شام و بعد ازنمازها در شب[بخوان]: «یا من ارجوه لکل خیر...». پس، حضرت محاسن مبارک خودرا به دست چپ گرفتند و انگشت سبابه ی دست راست خود را به جانب چپ و راست حرکت می دادند و با انکسار تمام، این دعا را حضرت می خواندند: «یا ذالجلال ...» ودست از ریش مبارک خود بر نداشت تا از آب دیده ی مبارک اش، تر شد. (2)

    2 - محدث قمی: سیدبن طاووس، روایت کرده است از محمدبن ذکوان -که معروف به سجاد است ،برای آن که آن قدر سجده کرده و گریست در سجود، که نابینا شد- که گفت: عرض کردم به حضرت صادق(ع): فدای تو شوم! این، ماه رجب است. تعلیم نما مرا دعایی در آن،تا حق تعالی، مرا، به آن، نفع بخشد. حضرت فرمود: بنویس «بسم الله الرحمان الرحیم »! و بگو در هر روز از رجب، در صبح و شام و در عقب نمازهای روز و شب: «یامن ارجوه لکل خیر...».

    راوی گفت: پس گرفت حضرت، محاسن شریف خود را در پنجه ی چپ خود و خواند این دعارا به حال التجاو تضرع به حرکت دادن انگشت سبابه ی دست راست. پس گفت بعد از آن:

    یا ذالجلال والاکرام... .
    محمد بن ذکوان کیست؟

    راوی این دعا، «محمدبن ذکوان » ملقب به «سجاد» است.

    وضع او، از نظر رجالی، مشخص نیست. مرحوم مامقانی می نویسد:

    ولیس له فی کلمات اصحابناالرجالیین اثر اصلا. ولم اقف فیه الا علی روایه السید رضی الدین بن طاووس(رضوان الله علیهم) ، فی الاقبال، دعاء شهر رجب.

    به نظر ما، احتمال تصحیف، در نام این راوی، وجود دارد. توضیح این که، ممکن است راوی این حدیث یا «محمدبن زیاد» باشد -زیرا، اردبیلی در جامع الرواه، از«محمدبن زیاد» با لقب «سجاد» نام برده و گفته: «محمدبن سنان از وی روایت نقل می کند.» و در این جا هم، روایت گر، محمدبن سنان است- و یا «محمدبن زیدشحام است; زیرا، وی، دعای «یامن ارجوه » را به گونه ی دیگری نقل کرده است.

    البته، احتمال این که «محمدبن ذکوان »، تصحیف «محمدبن زیاد السجاد» باشد،بیش تر است.
    نکاتی درباره ی قرائت این دعا

    1 - «بسم الله الرحمان الرحیم » جزو دعا نیست،بلکه ذکر آن، به جهت استحباب شروع هرکار ارزش مندی با بسمله است.

    2 - این دعا، در هر موقع از روز و شب و بعد از هر نماز - چه واجب و چه مستحب می توان خواند. از این سفارش، اهمیت دعای مذکور، معلوم می شود.

    3 - لفظ «جمیع » در قبل از «شر» در عبارت و شر الاخره » -هرچند به عنوان نسخه ی بدل- وجود دارد.

    4 - درباره ی زمان به دست گرفتن محاسن ، دو احتمال وجود دارد:

    احتمال نخست این است که از ابتدای دعا، باید محاسن را به دست چپ گرفت، یعنی،منظور از «الدعاء» در «...و دعابهذا الدعاء»، همان «یا من ارجوه...» تاپایان دعا باشد و نه دعای «یاذالجلال و الاکرام ...».

    احتمال دوم، این است که مقصود از «الدعاء» را در «دعا بهذاالدعاء»، قسمت «یاذالجلال والاکرام... می باشد و «ذلک » را در «ثم قال بعد ذلک » به در دست گرفتن محاسن » برگردانیم.

    علامه ی مجلسی، رضوان الله علیه، همان طوری که ترجمه اش نشان می دهد، احتمال دوم راقبول دارد. و ظاهرا همین احتمال دوم درست تر باشد.

    انتهای دعا; یعنی،«حرم شیبتی علی النار» نیز موید درستی احتمال دوم است.

    5 - از مجموع روایت استفاده می شود که، «محاسن را به دست گرفتن » و «انگشت سبابه ی دست راست را حرکت دادن حالتی بوده است که در آن هنگام، به حضرت امام صادق(ع) دست داده است و نه این که جزئی از دعای «یامن ارجوه » باشد.

    البته، اگر کسی، با دقت و تامل، در محتوای این دعا بنگرد، چه بسا، از او نیزاین حالت، سر زند.

    در این جا، مناسب است یادآور شویم که این، یکی از حالت های دعا کننده است. اگربه کتاب «الدعاء»ی کافی مراجعه کنیم، حالت های دیگری را نیز برای شخص دعاکننده خواهیم یافت. برای نمونه، به این روایت توجه فرمایید:

    عده من اصحابنا، عن احمدبن محمدبن خالد، عن ابیه، عن فضاله عن العلاء، عن محمدبن مسلم، قال: سمعت اباعبدالله(ع) یقول:

    مر بی رجل و انا ادعو فی صلاتی بیساری فقال: یا عبدالله! بیمینک. فقلت:

    یاعبدالله! ان لله، تبارک و تعالی، حقاعلی هذه کحقه علی هذه ». و قال:

    «الرغبه، تبسط یدیک و تظهر باطنهما و الرهبه، تبسط یدیک و تظهر ظهرهما. والتضرع، تحرک السبابه الیمنی یمینا و شمالا. والتبتل، تحرک السبابه الیسری ترفعها فی السماء رسلا و تضعها. و الابتهال، تبسط یدیک و ذراعیک الی السماء. والابتهال، حین تری اسباب البکاء.

    امام صادق (ع) فرمود:

    «مردی به من گذر کرد و من در نمازم دست چپ را برای دعا بلند کرده بودم.

    پس گفت: یا عبدالله! با دست راست ات دعا کن، من گفتم: ای بنده ی خدا! راستی که خداوند تبارک و تعالی، براین هم حقی دارد، مانند حق او بدان. » و فرمود: «دررغبت، هر دو دست را بگشایی و باطن آن ها را بنمایی. و در رهبت ، هر دو دست رابگشایی و پشت آن ها را عیان داری. و در تضرع، انگشت سبابه ی راست را به راست وچپ بجنبانی. و در تبتل، انگشت سبابه ی چپ را بجنبانی و به آرامی آن را به بالا وپایین ببری و بیاوری. و ابتهال، این است که هر دو دست و هر دو ذراع را به سوی آسمان فرازداری. ابتهال، وقتی است که موجبات گریه فراهم شده است. (3)
    لیله الرغائب

    در انتهای این مقاله، شایسته است بحث مختصری هم درباره ی «لیله الرغائب » -به دلیل اهمیت آن- داشته باشیم.

    در زمان «لیله الرغائب » اختلاف وجود دارد. برخی، معتقدند که لیله الرغائب، شب جمعه ای از ماه مبارک رجب است که پنج شنبه ی آن هم، از ماه مبارک رجب باشد.

    و بعضی دیگر، می گویند که شب نخستین جمعه ی ماه مبارک رجب، لیله الرغائب است، چه پنج شنبه ی آن، از ماه مبارک رجب باشد و چه نباشد.

    برای روشن شدن مطلب، ابتدا، عبارت سید را از اقبال اش (4) نقل می کنیم:

    فصل 10: فی مانذکره من عمل اول جمعه من شهر رجب. اعلم! ان مقتضی الاحتیاطللعباده و طلب الظفر بالسعاده، اقتضی ان نذکر، عمل هذه اللیله الجمعه فی اول لیله من هذاالشهرالشریف، لجواز ان یکون اول لیله منه، الجمعه.

    فیکون قد اذکرناک فی اول الشهربها الی حین حضور اول لیله جمعه منه لتعمل بها.

    وجدنا ذلک فی کتب العبادات مرویا عن النبی(ص) و نقلته انا من بعض کتب اصحابنا،رحمهم الله، فقال فی جمله الحدیث عن النبی(ص) فی «ذکر فضل شهر رجب »،ماهذا لفظه:

    « ولکن لا تغفلوا عن اول لیله جمعه منه! فانها لیله تسمیها الملائکه «لیله الرغائب ». و ذلک انه اذامضی ثلث اللیل، لم یبق ملک فی السماوات والارض،الا یجتمعون فی الکعبه و حوالیها و یطلع الله علیهم اطلاعه فیقول لهم: «یاملائکتی! سلونی ماشئتم!». فیقولون: «ربنا! حاجتنا الیک ان تغفر لصوام رجب.». فیقول الله تعالی:«قد فعلت ذلک.».

    ثم قال رسول الله(ص): «مامن احد صام یوم الخمیس اول خمیس من رجب، ثم یصلی بین العشاء و العتمه...» الحدیث.

    همان طور که مشاهده می کنید، تامل در عبارت سید، می رساند که «لیله الرغائب »یک مطلب است و روزه و نماز آن دوازده رکعت بین نماز مغرب و عشا، مطلبی دیگر.

    توضیح این که، شب نخستین جمعه از ماه مبارک رجب، لیله الرغائب است چه پنج شنبه ی آن جزء ماه مبارک رجب باشد و چه نباشد و آن روزه و نماز، مربوط به نخستین پنج شنبه ی ماه مبارک رجب است.

    به عبارت دیگر، رابطه ی منطقی بین این دو مطلب، عام و خاص من وجه است. درنتیجه، مثلا اگر جمعه ای، ابتدای ماه مبارک رجب بود، شب آن، «لیله الرغائب »است، اما زمان انجام دادن آن نماز و روزه نیست و پنج شنبه ای را که می آید، بایدروزه داشت و آن نماز را خواند.

    حال، اگر کسی بپرسد: «درآن شب، چه اعمالی را باید انجام داد؟» خواهیم گفت که احیای آن شب، همراه با دعا و قرائت قرآن و ... پسندیده است.

    البته، این احتمال را هم می توان داد که اگر پنج شنبه، جزء ماه مبارک رجب نبود،ولی روز بعد از آن -که جمعه باشد- ابتدای ماه مبارک رجب باشد، روزه ی پنج شنبه،ساقط می شود، ولی آن دوازده رکعت نماز پابرجا است و باید بین دو نماز مغرب وعشا خوانده شود و آن شب هم، «لیله الرغائب » است.

    عارف کامل، جناب آقای حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، در کتاب مراقبات اش فرموده است:

    والجمود علی الظاهر، انما یقتضی ان یقال: ان العمل بذلک فی ما اذا لم یکن اول الشهر جمعه. و اما اذا کان الاول جمعه، یکون العمل للجمعه الثانیه ولولم ینطبق بلیله الرغائب. و لیس فی الروایه تصریح باشتراط ذلک بلیله الرغائب.

    و لکن الذی یقوی فی النفس، ان یکون العمل للجمعه الاولی و لکن بالغاءالصوم اذااتفقت الجمعه فی اول الشهر او بالغاء قید رجب من صوم خمیس فی هذه الصوره. (5)

    همان طور که مشاهده می کنید، این بزرگوار، احتمال دیگری را تقویت کرده اند و نظرمبارک شان این است که اگر جمعه، نخستین روز ماه مبارک رجب باشد، بدون روزه گرفتن پنج شنبه، آن دوازده رکعت نماز، خوانده می شود و آن شب هم «لیله الرغائب »است.

    پی نوشتها:

    1- الاقبال، ج 3، ص 211.

    2- زادالمعاد، تصحیح میرزا علی آقا شیرازی، صص 8-9.

    3- اصول کافی، کتاب الدعاء، باب الرغبه والرهبه...، ح 4.

    4- الاقبال، ج 3، ص 185-186 .

    5- المراقبات، ص 46.

    پدیدآورنده: سیدحسین شیخ الاسلامی

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2

    متن دعای مخصوص ماه رجب




    حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند که: «در هر روز ماه رجب، در صبح و شام و بعد از نمازها در شب [بخوان]: «یا من ارجوه لکل خیر...».



    يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَة وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ

    ترجمه


    اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم * و از خشمش در هر شرى ايمنى جويم * اى كه مى دهد (عطاى) بسيار در برابر (طاعت) اندك * اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد * اى كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى * عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را * و بگردان از من به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را * زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) * و بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار * اى صاحب جلالت و بزرگوارى * اى صاحب نعمت و جود * اى صاحب بخشش و عطا * حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ .

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    Click for larger version
     





    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده
      نوع فایل: mp3 rajab.mp3  , 1.28 مگابایت  ,  618 نمایش


    ویرایش توسط quranic : 1390/03/14 در ساعت 09:29 بعد از ظهر

  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4



    Click for larger version
     

  8. صلوات و تشکر : 2


  9. #5



    Click for larger version
     

  10. صلوات و تشکر


  11. #6

    تفسیر دعای مخصوص ماه رجب1




    شرح دعا
    * یا من ارجوه لكل خیر: ای كسی كه در هر امر خیری به تو امید دارم.

    انسان موجودی است كه با امید و انگیزه و هدف زنده است و انسان آگاه سعی می كند امور خود را به خدا متصل نماید. بالاخص آن كه امور آدمی؛ خیرات و خوبی ها هم باشند. مانند این كه اگر چیز خیری در دنیا نصیب ما می شود، آن را از خدا بدانیم و بگوییم (هذا من فضل ربی) و اگر مصیبت و گرفتاری هم پیش می آید، صبر و مقاومت داشته و از خدا طلب یاری و رفع مشكل نماییم " الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون." ( بقره/ 156)

    اگر دقت كنیم می بینیم كه بسیاری از آیات قرآن كریم نیز محتوای امید دهنده، انگیزشی و تشویق كننده دارند. به طور نمونه در آیات گوناگون در قبال انجام عمل نیك و پرهیز از گناهان، بهشت و نعمت های جاوید و فرح بخش به ما عطا می كنند (ان الذین آمنوا و عملواالصالحات … اولئك لهم جنات عدن تجری من تحتهم الانهار … (كهف / 30- 31)

    بنابراین گره زدن تمامی امور خیر و نیك به لطف و مشیت خداوند (توكل) و درخواست مساعدت و كمك از او، ویژگی بزرگی است كه بزرگان به آن توجه و عنایت دارند.

    در دعا آمده ( لكل خیر) و نگفته یك خیر یا دو خیرات بلكه تمام امور خیر، و این مطلب قابل تأملی است. در واقع دل سپرده كسی است كه نگذارد نقطه اتصال به منبع فیض دچار انفصال شود.

    به عبارت دیگر دل سپرده به درگاه ذات اقدس الهی همواره اینگونه بر لب دارد كه:

    "حیاتی و مماتی لله رب العالمین؛ تمامی زندگی و مرگ من برای خدای هر دو جهان است."

    این بخش از كلام، مطلب بسیار آموزنده ای از كلام گهربار امام علی علیه السلام را به خاطر می آورد كه :

    خوشا به حال مؤمنی كه زندگی اش (برای یافتن بعضی از صفات نیك) مانند زندگی (معنی دار) سگ باشد، چون در این حیوان 10 خصلت نیكو وجود دارد:

    1- سگ در میان مردم قدر و قیمتی ندارد و این حال مسكینان است.

    2- سگ، مال و ثروت و ملكی ندارد، و این صفت مجردان است.

    3- سگ، خانه و لانه معینی ندارد و هر كجا كه برود، رفته است و این حال متوكلان است.

    4- سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

    5- سگ اگر از صاحب خود تازیانه بخورد باز هم در خانه او را رها نمی كند و این عادت مریدان است.

    6- سگ، درشب تنها مدت كمی می خوابد و این حال دوستداران خداست.

    7- سگ، با آن كه رانده می شود و ستم می كشد ولی وقتی او را صدا می زنند بدون دلگیری باز می گردد و این نشانه فروتنان است.

    8- سگ، از خوراكی كه صاحبش به او می دهد، راضی است و این حال قانعان است.

    9- سگ بیشتر اوقات ساكت و خاموش است، و این علامت خائفان است.

    10- سگ، وقتی می میرد، از خود میراثی به جای نمی گذارد و این حال زاهدان است. (1)

    بنابراین، ما تلاش می كنیم، برنامه ریزی می كنیم، برای خود هدف و آینده ای را ترسیم می نماییم و سعی می كنیم از فرصت ها استفاده كنیم و در طریق خداوند قدم برداریم و… و در نهایت همه اینها را متصل می كنیم و به خداوند واگذار می كنیم " و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد." ( مؤمن / 44)
    دعا

  12. صلوات و تشکر : 2


  13. #7

    تفسیر دعای ماه رجب 2




    * و آمن سخطه عند كل شر: و در امان هستم از هر نوع شر و بدی ناشی از خشم و غضب او.
    ما انسان ها در دنیا ممكن است در طول زندگی خود اغلب دچار شر و بدی دیگران شویم. یعنی از شر افراد در امان نیستیم. مثل دعواها، سرقت ها، مردم آزاری ها، و اذیت ها و …

    از سوی دیگر به قول معروف می گویند كه جواب های، هوی است. یعنی اگر به كسی بی احترامی كنیم، تهمت بزنیم، ناسزا بگوییم و تعرض كنیم، در مقابل، جوابی شبیه به آن و یا بدتر از آن را دریافت خواهیم كرد.

    اما رابطه شر و بدی ما با خداوند این گونه نیست. چون اگر ما فرد بد و شرور و گناهكاری باشیم، خداوند از در بدی و شر بر ما وارد نمی شود و بر مقدار و شدت آن نمی افزاید. بلكه حساب اعمال زشت و سیئات ما به همان اندازه ای كه باید عقوبت شود ثبت و ضبط می گردد. در حالی كه اگر اعمال نیك و خوب انجام دهیم، ده برابر آن را جزا و پاداش می دهد ( من جاء بالحسنة فله عشر امثالها... ." ( انعام / 160)

    و حتی بالاتر از این، گاهی لطف و كرم و سخاوت خداوند در مقابل عمل خیر و نیكوی ما طوری است و به اندازه ای است كه جزای آن خارج از حساب و شمارش است. "… و من عمل صالحاً... فاولئك یدخلون الجنة یرزقون فیها بغیر حساب."( مؤمن / 40) وای بر ما كه چقدر غافل و ناسپاسیم.

    بنابراین، ما از ناحیه خداوند در امنیت و پناه هستیم و او شر و بدی به ما نمی رساند.

    در اینجا این سوال پیش می آید كه پس چرا ما از جهنم می ترسیم و جهنم برای چیست؟

    در پاسخ باید گفت: اگر جهنم و عقوبتی دردناك برای ما ترسیم شده است، در واقع انعكاس اعمال بد ماست، ما چطور وقتی دروغ می گوییم، شهادت نابجا می دهیم، قسم غیر واقعی می خوریم و خلاصه عمل زشتی مرتكب می شویم، پشیمان شدیم و خود را ملامت می كنیم و لذتی از كار خود نمی بریم و دائم وجدان ما بر ما فریاد می زند و روزگار برایمان تیره و تار می شود و در حقیقت برای خود جهنم درست می كنیم و به دام می افتیم و رسوا می شویم و آبروریزی می شود و… آنجا هم جهنم آیینه اعمال زشتی است كه مرتكب شده ایم.
    از سوی دیگر، خداوند متعال، خالق ماست و خالق نیازی ندارد كه به مخلوق خود شر و بدی برساند. چون تمام حیات و داشته های مخلوق از اوست و مخلوق قدرت و توانایی مقابله با خالق را ندارد، چون از اول وجود خارجی نداشته است. پس تصور این كه اگر بلایی، مصیبتی، حادثه ای بر سر ما می آید، مقصر خداوند است یا خدا می خواسته عمداً به ما ضرری برساند (نستجیر بالله)، حرف و خیال باطلی است، و ما باید به حال و روز و اوضاع خود نگاه كنیم كه چه كرده ایم كه اینگونه نصیبمان شده است.

    گفتا ز كه نالیم كه از ماست كه بر ماست

  14. صلوات و تشکر : 2


  15. #8

    تفسیر دعای مخصوص ماه رجب 3




    * یا من یعطی الكثیر بالقلیل: ای آن كه در مقابل اعمال اندك و ناچیز ما، پاداش بسیار عطا می نمایی.

    معمولاً در معاملات دنیوی چون نفع شخصی مطرح است لذا هر كس سعی می كند كه نفعش حداكثر باشد (بنا به خوی كمال جویی آدمی). اما خداوند از خزانه فضل و كرم خویش معامله را انجام می دهد و نه بر اساس نفع شخصی. پس در مقابل كم ما، زیادت عطا می كند چون از خزانه غیب او چیزی كسر نمی شود و در واقع صفت رحمان، كریم و ... درباره خداوند یك جنبه اش این است كه هر چه او خرج كند كسر نمی آورد.

    * یا من یعطی من سئله. یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمة: ای كسی كه به هر نیازمند و حاجت مندی عطا می كنی، ای كه عطا می كنی به كسی كه تو را نمی خواند و از تو چیزی نمی خواهد و تو را نمی شناسد كه صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستی.مقام تكدی و گدایی آستان ربوبی، مقامی بس بزرگ است چون اگر انسان، گدای در خانه حق شد دیگر گدایی بنده ای مثل خود را نمی كند. به قول صائب تبریزی:

    دست طلب چو پیش كسان می كنی دراز

    پل بسته ای كه بگذری از آبروی خویش



    لذا آدمی اگر می خواهد گدایی و اعلام حاجت كند بهتر است كه نزد خود خدا برود و خوب هم گدایی كند تا نتیجه بگیرد. چون اگر یك بار یا دوبار پذیرفته نشدی، بالاخره تو را قبول می كنند.

    صد بار اگر توبه شکستی باز آ این درگه ما درگه نومیدی نیست

    و به قول معروف: گر گدا كاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟ پس اگر بتوان سائل آستان الهی شد و آدمی را به عنوان گدای در خانه پذیرفتند، خوشا به سعادت و به آن مقام.

    " دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر كه كریم است و رحیم است و غفور است و ودود" (سعدی). مطلب دیگر آن كه خدا به آنهایی هم كه او را نمی خوانند و به فكر او نیستند، جود و كرم و عطا ارزانی می نماید، منتها آنچه كه به سائلان می دهد طبعاً ارزشمندتراست و در مقایسه با آنچه كه به تعبیری به خدانشناسان می دهد جلوه دیگری دارد. با این حال همه مشمول الطاف او هستند، همه بر سر سفره گسترده پر خیر و بركت او هستند." ای كه از خزانه كرمت، گبر و ترسا وظیفه خور داری."

    * اعطنی بمسئلتی ایاك جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره: عطا كن به من در مقابل خواهش و خواسته ام همه خیر دنیا و همه خیر آخرت را.

    تا اینجا هر چه گفته شد در واقع زمینه سازی و مقدمه چینی بود برای بیان اصل حرف . چون قبلا گفته شد (یا من یعطی) و حال می گوییم (اعطنی) یعنی سر اصل موضوع رفته است. خوب حالا چه و چگونه بگوییم؟ این كه انسان حواسش موقع اعلام خواسته و نیاز جمع باشد و خود را گم نكند و یا كم و كسر نگوید كه بعداً مایه پشیمانی شود خیلی مهم است. شاید بارها برای شما پیش آمده باشد كه با كسی حرفی، صحبتی داشته اید اما بعد با خود گفته باشید كه ای كاش این و آن را هم می گفتم یا نمی گفتم. در اینجا نیز با همان لحن و حالت گدایی آستان ربوبی می گوییم عطا كن. و این عطا كن را سفت و محكم می كنیم با " ایاك". چون فقط اوست كه می تواند این خواسته را برآورده سازد.این كه می گویند از خدا كم نخواهید در ظاهر ممكن است جمله ساده ای باشد ولی واقعاً كارساز است چون خداوند متعال فرموده كه: اجابت می كنم خواسته دعا كننده را (اجیب دعوة الداع اذا دعان)؛و ظرافت كار در اینجاست كه دوبار كلمه " جمیع" را آورده، یعنی هم برای دنیا و هم برای آخرت و بدین ترتیب هیچ چیزی را كم و كسر نگذاشته است؛ به این می گویند خواستن و طلب نمودن.

    * واصرف عنی بمسئلتی ایاك جمیع شر الدنیا و شر الاخره. فانه غیر منقوص ما اعطیت: و دور كن از من بنا برخواسته و خواهشم جمیع شر و بدی دنیا و شر و بدی آخرت را، زیرا هر چقدر تو عطا كنی (از خزانه فضل و كرمت) كم نمی شود.

    در این دعا اول خوبی ها و خیرات را طلب نمودیم و حالا طلب می كنیم كه بدی ها از ما دفع گردد.

    در دنیا ما امور شر و خلاف و منفی و ... زیاد داریم، ولی در آخرت مقصود از شر و بدی انعكاس اعمال ماست. جالب است كه كلمه عطا و مشتقات آن در تمام طول دعا آمده و این صفت خداوند همواره تذكر و یادآوری شده است.

    * و زدنی من فضلك یا كریم: و بیفزا برای من از فضل و بخشش.
    حالا تمام خواسته ما به طور تمام و كمال مطرح شده اما برای اطمینان بیشتر و محكم كاری كلمه " زدنی" را هم آورده یعنی سوای آنچه گفتیم و نگفتیم و هر چه كه خواستیم و نخواستیم، آنچه را كه ما از قلم انداخته ایم و تو صلاح می دانی آن را نیز اضافه كن؛ چرا كه تو صاحب فضل و كرم هستی. چون جهان مادی ما نسبی است لذا عقل و فهم و درك ما هم نسبی است و ممكن است در این گیرودار دعا و اعلام حاجت و نیاز چیزی از خاطر ما برود و یا موضوعی باشد كه به صلاح ما باشد منتها بی اطلاع باشیم بنابراین با این كلمه " زدنی" حجت را تمام می كنیم و بقیه كارها را نیز به دست خدا می سپاریم و این راه و رسم سائلی است كه می خواهد از خداوند چیزی را طلب كند. اگر دقت كنیم می بینیم سه كلمه امری آورده كه جنبه خواهش و دعا دارد: 1- اعطنی (عطا كن، ببخش) 2- واصرف (دور كن، دفع كن) 3- زدنی (زیاد كن، بیافزای) در حقیقت به نوعی خاصیت جذب خوبی ها و دفع بدی ها هم در دعا مطرح شده است كه خود جنبه تربیتی دارد. حال مثالی می زنیم: فرض كنید یك پدری می خواهد به یك مأموریت دور و طولانی برود. هنگام خداحافظی با خانواده، فرزندش بهانه می گیرد. داد و فریاد و گریه می كند كه باید مرا هم با خود ببری اما هرچه برایش توضیح می دهند كه نمی شود، ابتدا قبول نمی كند ولی در نهایت می پذیرد كه به شرط آوردن یك هدیه خوب و مناسب به همراه پدر نرود و در خانه بماند.

    اكنون پدر از فرزند سئوال می كند كه دوست داری چه چیزی برایت بیاورم ؟ اگر او در جواب پدر بگوید مثلاً فلان لباس یا اسباب بازی را بیاور، خوب تكلیف پدر معلوم می شود ولی اگر بچه هوشیار و زرنگ باشد می گوید: پدر! هر چه خود دیدی برای من خوب و مناسب است همان را بیاور. این پدر هنگام خرید برای فرزندش، جمله او را به یاد می آورد و خرید كردن برایش دشوار می شود. به عبارتی این یعنی همان نقش " "زدنی" در دعا. اینجاست كه پدر وسواس و توجه خاصی را مبذول می كند تا هدیه ای بخرد كه مورد قبول فرزند قرار گیرد؛ پس سعی می كند كه بهترین و مفیدترین ها را برای او بخرد.
    دعا

    حضرت امام صادق(علیه السلام) به آن شخص فرمودند حالا با دست چپ محاسن خود را بگیر و انگشت نشانه دست راست را به طرفین حركت بده و این دعا را بخوان:

    * یا ذالجلال و الاكرام یا ذالنعماء والجود یا ذاالمن و الطول حرم شیبتی علی النار: ای صاحب جاه و جلال و اكرام، ای صاحب نعمتها و جود و بخشش، ای كسی كه بر ما منت می گذاری و (حاجات ما را برآورده می سازی) و ای بلند مرتبه سخاوتمند، آتش جهنم را بر موی سفید من حرام گردان.

    در این قسمت از دعا ما می گوییم خدایا هر چه خواستیم و نخواستیم باز هم به كنار، یك چیزی هم این آخر دعا می خواهیم كه خیلی مهم است و آن این كه خدایا آتش را بر این موهای ما حرام گردان. چرا گفته بر موها حرام كن و نگفته مثلاً آتش را بر دست و یا پا و زبان و یا … حرام كن؟ این هم از آن نكته ها و صفاتی است كه یك سائل خوب و با حواس و یك گدای هوشیار باید دارا باشد. چون حساس ترین عضو بدن در مقابل آتش همین "مو" است لذا اگر آتش بر موها حرام شود طبیعتاً تمام اعضاء از سرتا پا در امان خواهد بود و دیگر خبری از سوختن نیست؛ و به این می گویند دعا، به این می گویند درخواست و به این می شود گفت گدایی در خانه خدا كه حقیقتاً چه گدایی با صفایی است. تكان دادن دست به طرفین می تواند نشانه ای از زار بودن اوضاع، و گریه و پشیمانی و ندامت فرد باشد و شاید به این ترتیب، دعا می خواهد بگوید كه خدایا با دست راست كه دست بیعت و قسم است با تو پیمان می بندم و قول می دهم كه مرتكب اعمال زشت نشوم. پس به ما رحم كن و ما را ببخش. برحمتك یا ارحم الراحمین. آمین یا رب العالمین.



    پی نوشت:

    1- كتاب نشان از بی نشانها؛ ج 1، صص277- 276.

  16. صلوات و تشکر : 2


  17. #9



    پیام حوزه :: تابستان 1377، شماره 18
    نکاتی درباره ی دعای رجبیه

    یکی از اعمالی که در ماه شریف رجب، پس از هر نماز واجب، معمولا انجام می گیرد،دعای «یامن ارجوه ...» است.

    درباره ی این دعا، چند مطلب قابل دقت است که در این مقاله به آن ها خواهیم پرداخت.

    در ابتدا، اصل دعا را نقل می کنیم. ماخذ اصلی دعای «یامن ارجوه » کتاب اقبال سیدبن طاووس است. در آن جا آورده است:

    و من الدعوات کل یوم من رجب، ماذکره الطرازی ایضا، فقال: دعاء علمه ابوعبدالله(ع) محمدا السجاد -و هو «محمدبن ذکوان » یعرف بالسجاد. قالوا: سجدو بکی فی سجوده حتی عمی.- روی ابوالحسن علی بن محمدالبرسی،(رحمهماالله )، قال: اخبرناالحسین بن احمدبن شیبان، قال: حدثنا حمزه بن القاسم العلوی العباسی، قال: حدثنا محمدبن عبدالله بن عمران البرقی، عن محمدبن علی الهمدانی،قال: اخبرنی محمد بن سنان، عن محمدالسجاد فی حدیث طویل، قال:

    قلت لابی عبدالله(ع): جعلت فداک! هذا رجب. علمنی فیه دعاءا ینفعنی الله به.

    قال: فقال لی ابوعبدالله(ع): اکتب «بسم الله الرحمان الرحیم »! وقل فی کل یوم من رجب صباحاو مساءو فی اعقاب صلواتک فی یومک ولیلتک: «یامن ارجوه...».

    قال: ثم مر ابوعبدالله(ع) یده الیسری، فقبض علی لحیته و دعا بهذا الدعاء و هویلوذ بسبابته الیمنی، ثم قال بعد ذلک: «یا ذالجلال والاکرام...».

    و فی حدیث آخر: ثم وضع یده علی لحیته و لم یرفعها الا و قد امتلاظهر کفه دموعا. (1)

    این روایت را، علامه ی مجلسی و محدث قمی، به گونه زیر ترجمه کرده اند:

    1 - علامه مجلسی:

    به سند معتبر، منقول است که محمدبن ذکوان به خدمت حضرت صادق(ع) عرض کرد که:

    فدای تو شوم! این، ماه رجب است. مرا دعایی تعلیم نما که حق تعالی، مرا، به آن نفع ببخشد. حضرت فرمودند که: «در هر روز ماه رجب، در صبح و شام و بعد ازنمازها در شب[بخوان]: «یا من ارجوه لکل خیر...». پس، حضرت محاسن مبارک خودرا به دست چپ گرفتند و انگشت سبابه ی دست راست خود را به جانب چپ و راست حرکت می دادند و با انکسار تمام، این دعا را حضرت می خواندند: «یا ذالجلال ...» ودست از ریش مبارک خود بر نداشت تا از آب دیده ی مبارک اش، تر شد. (2)

    2 - محدث قمی: سیدبن طاووس، روایت کرده است از محمدبن ذکوان -که معروف به سجاد است ،برای آن که آن قدر سجده کرده و گریست در سجود، که نابینا شد- که گفت: عرض کردم به حضرت صادق(ع): فدای تو شوم! این، ماه رجب است. تعلیم نما مرا دعایی در آن،تا حق تعالی، مرا، به آن، نفع بخشد. حضرت فرمود: بنویس «بسم الله الرحمان الرحیم »! و بگو در هر روز از رجب، در صبح و شام و در عقب نمازهای روز و شب: «یامن ارجوه لکل خیر...».

    راوی گفت: پس گرفت حضرت، محاسن شریف خود را در پنجه ی چپ خود و خواند این دعارا به حال التجاو تضرع به حرکت دادن انگشت سبابه ی دست راست. پس گفت بعد از آن:

    یا ذالجلال والاکرام... .
    محمد بن ذکوان کیست؟

    راوی این دعا، «محمدبن ذکوان » ملقب به «سجاد» است.

    وضع او، از نظر رجالی، مشخص نیست. مرحوم مامقانی می نویسد:

    ولیس له فی کلمات اصحابناالرجالیین اثر اصلا. ولم اقف فیه الا علی روایه السید رضی الدین بن طاووس(رضوان الله علیهم) ، فی الاقبال، دعاء شهر رجب.

    به نظر ما، احتمال تصحیف، در نام این راوی، وجود دارد. توضیح این که، ممکن است راوی این حدیث یا «محمدبن زیاد» باشد -زیرا، اردبیلی در جامع الرواه، از«محمدبن زیاد» با لقب «سجاد» نام برده و گفته: «محمدبن سنان از وی روایت نقل می کند.» و در این جا هم، روایت گر، محمدبن سنان است- و یا «محمدبن زیدشحام است; زیرا، وی، دعای «یامن ارجوه » را به گونه ی دیگری نقل کرده است.

    البته، احتمال این که «محمدبن ذکوان »، تصحیف «محمدبن زیاد السجاد» باشد،بیش تر است.
    نکاتی درباره ی قرائت این دعا

    1 - «بسم الله الرحمان الرحیم » جزو دعا نیست،بلکه ذکر آن، به جهت استحباب شروع هرکار ارزش مندی با بسمله است.

    2 - این دعا، در هر موقع از روز و شب و بعد از هر نماز - چه واجب و چه مستحب می توان خواند. از این سفارش، اهمیت دعای مذکور، معلوم می شود.

    3 - لفظ «جمیع » در قبل از «شر» در عبارت و شر الاخره » -هرچند به عنوان نسخه ی بدل- وجود دارد.

    4 - درباره ی زمان به دست گرفتن محاسن ، دو احتمال وجود دارد:

    احتمال نخست این است که از ابتدای دعا، باید محاسن را به دست چپ گرفت، یعنی،منظور از «الدعاء» در «...و دعابهذا الدعاء»، همان «یا من ارجوه...» تاپایان دعا باشد و نه دعای «یاذالجلال و الاکرام ...».

    احتمال دوم، این است که مقصود از «الدعاء» را در «دعا بهذاالدعاء»، قسمت «یاذالجلال والاکرام... می باشد و «ذلک » را در «ثم قال بعد ذلک » به در دست گرفتن محاسن » برگردانیم.

    علامه ی مجلسی، رضوان الله علیه، همان طوری که ترجمه اش نشان می دهد، احتمال دوم راقبول دارد. و ظاهرا همین احتمال دوم درست تر باشد.

    انتهای دعا; یعنی،«حرم شیبتی علی النار» نیز موید درستی احتمال دوم است.

    5 - از مجموع روایت استفاده می شود که، «محاسن را به دست گرفتن » و «انگشت سبابه ی دست راست را حرکت دادن حالتی بوده است که در آن هنگام، به حضرت امام صادق(ع) دست داده است و نه این که جزئی از دعای «یامن ارجوه » باشد.

    البته، اگر کسی، با دقت و تامل، در محتوای این دعا بنگرد، چه بسا، از او نیزاین حالت، سر زند.

    در این جا، مناسب است یادآور شویم که این، یکی از حالت های دعا کننده است. اگربه کتاب «الدعاء»ی کافی مراجعه کنیم، حالت های دیگری را نیز برای شخص دعاکننده خواهیم یافت. برای نمونه، به این روایت توجه فرمایید:

    عده من اصحابنا، عن احمدبن محمدبن خالد، عن ابیه، عن فضاله عن العلاء، عن محمدبن مسلم، قال: سمعت اباعبدالله(ع) یقول:

    مر بی رجل و انا ادعو فی صلاتی بیساری فقال: یا عبدالله! بیمینک. فقلت:

    یاعبدالله! ان لله، تبارک و تعالی، حقاعلی هذه کحقه علی هذه ». و قال:

    «الرغبه، تبسط یدیک و تظهر باطنهما و الرهبه، تبسط یدیک و تظهر ظهرهما. والتضرع، تحرک السبابه الیمنی یمینا و شمالا. والتبتل، تحرک السبابه الیسری ترفعها فی السماء رسلا و تضعها. و الابتهال، تبسط یدیک و ذراعیک الی السماء. والابتهال، حین تری اسباب البکاء.

    امام صادق (ع) فرمود:

    «مردی به من گذر کرد و من در نمازم دست چپ را برای دعا بلند کرده بودم.

    پس گفت: یا عبدالله! با دست راست ات دعا کن، من گفتم: ای بنده ی خدا! راستی که خداوند تبارک و تعالی، براین هم حقی دارد، مانند حق او بدان. » و فرمود: «دررغبت، هر دو دست را بگشایی و باطن آن ها را بنمایی. و در رهبت ، هر دو دست رابگشایی و پشت آن ها را عیان داری. و در تضرع، انگشت سبابه ی راست را به راست وچپ بجنبانی. و در تبتل، انگشت سبابه ی چپ را بجنبانی و به آرامی آن را به بالا وپایین ببری و بیاوری. و ابتهال، این است که هر دو دست و هر دو ذراع را به سوی آسمان فرازداری. ابتهال، وقتی است که موجبات گریه فراهم شده است. (3)
    لیله الرغائب

    در انتهای این مقاله، شایسته است بحث مختصری هم درباره ی «لیله الرغائب » -به دلیل اهمیت آن- داشته باشیم.

    در زمان «لیله الرغائب » اختلاف وجود دارد. برخی، معتقدند که لیله الرغائب، شب جمعه ای از ماه مبارک رجب است که پنج شنبه ی آن هم، از ماه مبارک رجب باشد.

    و بعضی دیگر، می گویند که شب نخستین جمعه ی ماه مبارک رجب، لیله الرغائب است، چه پنج شنبه ی آن، از ماه مبارک رجب باشد و چه نباشد.

    برای روشن شدن مطلب، ابتدا، عبارت سید را از اقبال اش (4) نقل می کنیم:

    فصل 10: فی مانذکره من عمل اول جمعه من شهر رجب. اعلم! ان مقتضی الاحتیاطللعباده و طلب الظفر بالسعاده، اقتضی ان نذکر، عمل هذه اللیله الجمعه فی اول لیله من هذاالشهرالشریف، لجواز ان یکون اول لیله منه، الجمعه.

    فیکون قد اذکرناک فی اول الشهربها الی حین حضور اول لیله جمعه منه لتعمل بها.

    وجدنا ذلک فی کتب العبادات مرویا عن النبی(ص) و نقلته انا من بعض کتب اصحابنا،رحمهم الله، فقال فی جمله الحدیث عن النبی(ص) فی «ذکر فضل شهر رجب »،ماهذا لفظه:

    « ولکن لا تغفلوا عن اول لیله جمعه منه! فانها لیله تسمیها الملائکه «لیله الرغائب ». و ذلک انه اذامضی ثلث اللیل، لم یبق ملک فی السماوات والارض،الا یجتمعون فی الکعبه و حوالیها و یطلع الله علیهم اطلاعه فیقول لهم: «یاملائکتی! سلونی ماشئتم!». فیقولون: «ربنا! حاجتنا الیک ان تغفر لصوام رجب.». فیقول الله تعالی:«قد فعلت ذلک.».

    ثم قال رسول الله(ص): «مامن احد صام یوم الخمیس اول خمیس من رجب، ثم یصلی بین العشاء و العتمه...» الحدیث.

    همان طور که مشاهده می کنید، تامل در عبارت سید، می رساند که «لیله الرغائب »یک مطلب است و روزه و نماز آن دوازده رکعت بین نماز مغرب و عشا، مطلبی دیگر.

    توضیح این که، شب نخستین جمعه از ماه مبارک رجب، لیله الرغائب است چه پنج شنبه ی آن جزء ماه مبارک رجب باشد و چه نباشد و آن روزه و نماز، مربوط به نخستین پنج شنبه ی ماه مبارک رجب است.

    به عبارت دیگر، رابطه ی منطقی بین این دو مطلب، عام و خاص من وجه است. درنتیجه، مثلا اگر جمعه ای، ابتدای ماه مبارک رجب بود، شب آن، «لیله الرغائب »است، اما زمان انجام دادن آن نماز و روزه نیست و پنج شنبه ای را که می آید، بایدروزه داشت و آن نماز را خواند.

    حال، اگر کسی بپرسد: «درآن شب، چه اعمالی را باید انجام داد؟» خواهیم گفت که احیای آن شب، همراه با دعا و قرائت قرآن و ... پسندیده است.

    البته، این احتمال را هم می توان داد که اگر پنج شنبه، جزء ماه مبارک رجب نبود،ولی روز بعد از آن -که جمعه باشد- ابتدای ماه مبارک رجب باشد، روزه ی پنج شنبه،ساقط می شود، ولی آن دوازده رکعت نماز پابرجا است و باید بین دو نماز مغرب وعشا خوانده شود و آن شب هم، «لیله الرغائب » است.

    عارف کامل، جناب آقای حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، در کتاب مراقبات اش فرموده است:

    والجمود علی الظاهر، انما یقتضی ان یقال: ان العمل بذلک فی ما اذا لم یکن اول الشهر جمعه. و اما اذا کان الاول جمعه، یکون العمل للجمعه الثانیه ولولم ینطبق بلیله الرغائب. و لیس فی الروایه تصریح باشتراط ذلک بلیله الرغائب.

    و لکن الذی یقوی فی النفس، ان یکون العمل للجمعه الاولی و لکن بالغاءالصوم اذااتفقت الجمعه فی اول الشهر او بالغاء قید رجب من صوم خمیس فی هذه الصوره. (5)

    همان طور که مشاهده می کنید، این بزرگوار، احتمال دیگری را تقویت کرده اند و نظرمبارک شان این است که اگر جمعه، نخستین روز ماه مبارک رجب باشد، بدون روزه گرفتن پنج شنبه، آن دوازده رکعت نماز، خوانده می شود و آن شب هم «لیله الرغائب »است.

    پی نوشتها:

    1- الاقبال، ج 3، ص 211.

    2- زادالمعاد، تصحیح میرزا علی آقا شیرازی، صص 8-9.

    3- اصول کافی، کتاب الدعاء، باب الرغبه والرهبه...، ح 4.

    4- الاقبال، ج 3، ص 185-186 .

    5- المراقبات، ص 46.

    پدیدآورنده: سیدحسین شیخ الاسلامی

  18. صلوات و تشکر : 3


  19. #10

    ادعیه ماه رجب








    علیرضا سبحانی
    ذکر
    ماه رجب ـ تسبیح هر روز ماه رجب
    سبحان الاله الجلیل
    فایل های پیوست شده فایل های پیوست شده

  20. صلوات و تشکر : 4


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. نامه ی مخصوص
    توسط 90082819 در تالار واحد فرهنگی هنری - معاونت فرهنگی تربیتی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1392/11/05, 09:26 بعد از ظهر
  2. هدیه مخصوص-قران کریم -به فرم جاوا
    توسط 90133081 در تالار نرم افزار
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1392/06/16, 01:37 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1392/01/05, 03:11 بعد از ظهر
  4. ✿ احادیث درخصوص صلوات
    توسط سیدناصر در تالار پيامبر اعظم (ص)
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/09/26, 12:00 قبل از ظهر
  5. احادیث در خصوص شیطان
    توسط ملکوت در تالار جن و شیطان
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1391/01/07, 12:14 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •