تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1

    جایگاه مادر در اندیشه دینى




    اشاره
    شکى نیست که مادر از هر جهت مقام ارجمند و والایى در همه ادیان داشته و دارد و همگان با دید احترام به او مى نگرند و به عظمت و بزرگى از وى یاد مى کنند. هر دین و آیینى که در طول تاریخ آمده به این مسئله توجه کرده و مردم را به خدمت به مادر فراخوانده است. همان گونه که دین نسبت به سایر پدیده هاى عالم اظهار نظر مى کند، جهان را آن گونه که هست به ما مى نمایاند و در امور ارزشى ارزش ها را معرفى و در مورد آن ها ارزش گذارى و داورى مى نماید؛ درباره مادر ومقام و جایگاه او نیز ساکت نبوده، بلکه عنوان مادرى را جایگاه بس والا و ارزشمند دانسته، مقام وى را گرامى مى دارد. ادیان مختلف با همه اختلافاتى که دارند در این زمینه اتفاق نظر داشته و همه با دید احترام به مادر مى نگرند و مقام مادر را از مقام هر کس دیگر برتر و بالاتر مى دانند. در این جا ابتدا مقام مادر را در ادیان گذشته بررسى مى کنیم، سپس به جایگاه او در دین اسلام اشاره مى نماییم.

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    1- ادیان گذشته

    به هر دین و آیینى که نظر کنیم و متون مربوط به آن را با دقت بخوانیم، در خواهیم یافت که آن دین نگاه خاصى به مادر دارد و احترام و تعظیم او را واجب مى داند. انبیاى گذشته ضمن این که به احترام نهادن به مادر توصیه مى کردند، قبل از همه خود در مقابل مادر تکریم نموده برایش طلب رحمت و مغفرت مى کردند. ابراهیم خلیل (علیه السلام) براى پدر و مادرش دعا مى کند و از خدا مى خواهد که آن ها را مورد غفران و آمرزش قرار دهد: «ربّنا اغفرلى و لوالدىَّ و للمؤمنین یومَ یَقومُ الحساب»؛ «پروردگارا! من و پدر ومادرم و همه مؤمنان را، در آن روز که حساب بر پا مى شود، بیامرز.» این دعاى ابراهیم افزون بر این که نشان دهنده بزرگى شأن و مقام مادر است، جنبه تربیتى نیز دارد؛ چرا که به پیروان مکتب توحید مى آموزد که این گونه براى پدر و مادرشان دعا کنند. بنابراین، در دین ابراهیم خلیل (علیه السلام) که دین حنیف وخالص بود، مادر از مقام بالایى برخوردار بوده و جایگاه خاصى نزد او داشته است.

    هم چنین در آیین موساى کلیم (علیه السلام) مقام مادر بس عظیم و بزرگ بوده و فرزندان خدمت کار به مادر همنشینان بهشتى پیامبران مى شده اند. حضرت موسى (علیه السلام) هنگام مناجات با خدا، از خداوند درخواست کرد که همنشین وى را در بهشت برایش معرفى کند تا او را بشناسد. خطاب آمد، اى موسى! در فلان ناحیه، کوچه فلان و فلان مغازه برو، کسى که در آن جا مشغول کار است او رفیق تو در بهشت خواهد بود.

    حضرت موسى (علیه السلام) سراغ او رفت، دید جوانى است قصاب. از دور مراقب بود تا ببیند او چه عمل شایسته اى دارد. اما چیز فوق العاده اى از او مشاهده نکرد. شب هنگام که جوان محل کار را ترک مى کرد، موسى بدون آن که خود را معرفى کند، نزد جوان آمد و از او خواست تا شب را مهمانش باشد. حضرت موسى مى خواست بدین طریق رمز کار او را به دست آورد و ببیند آن جوان چه عبادت هایى در خلوتگاه انجام مى دهد که این قدر درجه پیدا کرده و همنشین پیامبر خدا شده است.

    جوان همین که وارد منزل شد قبل از هر چیز غذایى آماده کرد، آن گاه سراغ پیر زنى از کار افتاده رفت که دست و پایش فلج شده، قدرت حرکت و جا به جا شدن را نداشت. با صبر و حوصله غذا را لقمه لقمه به دهانش گذاشت، او را شست و شو داد، لباسش را عوض کرد و سر جایش گذاشت. موسى هنگام خدا حافظى خود را معرفى کرد؛ پرسید این زن کیست و پس از آن که به وى غذا مى دادى نگاهى به سوى آسمان مى انداخت و کلماتى بر زبان جارى مى کرد، چه بود؟

    گفت این زن مادرم است و هر بار که به او غذا مى دهم و او را سیر مى کنم درباره من دعا مى کند و مى گوید: خدایا او را همنشین موسى بن عمران در بهشت برین قرار بده. موسى به جوان مژده داد که دعاى مادر درباره تو مستجاب گردیده است.»

    مقام مادر در دین حضرت عیسى (علیه السلام) به حدى است که وى در آغاز زندگى شکر خدا مى گوید و نخستین بار این نکته را یاد آور مى شود و از خدا تشکر مى کند که او را نسبت به مادرش نیکوکار قرار داده است؛ چون او مى داند که نیکى به مادر بالاترین ارزش را دارد: «و برّا بوالدتى و لم یجعَلنى جبّارا شقِیّا»؛ «مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و جبار و شقى قرار نداده است.» حضرت مسیح که بدون پدر از مادر متولد شد، صرف این که نیکى به مادر را از امتیازات خود بر مى شمارد. دلیل روشنى است بر اهمیت مقام مادر در نزد وى، وگرنه عیسى به عنوان فرستاده خدا افتخاراتى بسیار داشت و مى توانست آن ها را در مقام شکر گذارى متذکر شود.

  4. صلوات و تشکر : 2


  5. #3



    2- دین اسلام

    هر چند همه ادیان الهى مقام ارزشمندى براى مادر قایلند و به او احترام مى گذارند، ولى اسلام بیش از دیگر مکاتب به این مسئله توجه نموده و به مادر عظمت بخشیده است. حقوقى را که اسلام براى مادران مشخص کرده، بسیار فراتر از حقوقى است که براى دیگران حتى پدر قایل شده است؛ چرا که مادر مربى انسان و در حقیقت پرورش دهنده جامعه است و اوست که مى تواند فرد و جامعه را به سعادت برساند و یا به شقاوت و بدبختى بکشاند. در این جا لازم است تا جایگاه مادر را به طور فشرده و خلاصه از منظر قرآن و احادیث اسلامى بررسى کنیم:

    1. قرآن کریم: کلمه مادر به اشکال مختلف، به صورت مفرد و جمع مانند: «اُمّ» و «والدتى» «اُمّ موسى» «والدات» و «امّهات» و امثال آن، فراوان در قرآن آمده است. هم چنین مادر و پدر به هیئت تثنیه مانند «والدین»، و «ابوى» مکرر در این کتاب آسمانى به کار رفته است. اگر با دقت در این موارد نگاه کنیم، مى بینیم که خداوند در هر یک از آن آیات، با عظمت و بزرگى از مادر یاد کرده و به نوعى از مقام او تمجید نموده است. چرا که وحى و الهام مستقیم خدا به مادر موسى، اظهار ارادت و نیکویى عیسى به مادر، بیان زحمات و رنج هاى مادر در قرآن کریم و همچنین دستور حق تعالى به احسان و نیکى نسبت به پدر و مادر، همه گواه بر رفعت جایگاه مادر است.

    خداى تعالى در سوره لقمان و احقاف پس از توضیه به احسان والدین، تحمل رنج و زحمت هاى مادر را بیان مى کند و مى فرماید: «حملته امّه کُرها و وضعته کُرها و فصالُه ثلاثون شهرا حتّى اذا بلغ أشدّه و بلغ اربعین سنة»؛ «مادرش او (فرزند) را با ناراحتى حمل مى کند و با ناراحتى بر زمین مى گذارد و دوران حمل و از شیر باز گرفتنش سى ماه است تا زمانى که به کمال و رشد برسد و به چهل سالگى بالغ گردد.» بیان رنج و تلاش مادر با این که پدر نیز در اغلب سختى هاى تربیت فرزند شریک است، خود دلیل بر اهمیت و ارزش کار مادر است. روشن است، کسى نزد حق تعالى مقام بالاتر دارد که کار ارزشمندترى انجام دهد.

    نکته قابل توجه در آیات مربوط به احسان پدر و مادر این که خداوند ابتدا به نیکى کردن نسبت به پدر و مادر هر دو دستور مى دهد، سپس بدون ذکر زحمات پدر، مشکلات و ناراحتى هاى مادر را بیان مى کند. گویى، مادر عامل اصلى در لزوم نیکى به والدین بوده و کار او آن قدر ارزشمند است که احسان به پدر را نیز بر فرزند واجب مى سازد. اگر نبود صبر و پایدارى مادر، در برابر سختى هاى دوران باردارى و پذیرش ناگوارى هاى طاقت فرساى دوره شیر دهى و تربیت فرزند، شاید به این قطع و حتم به احسان والدین به صورت مطلق حکم نمى شد. تا آن جا که مسئله نیکى به پدر و مادر در قرآن کریم هم طراز با عبادت خداى متعال به حساب آمده است.

    2- سنت رسول الله (صلى الله علیه و آله): منظور از سنت پیامبر (صلى الله علیه و آله) گفتار و سیره آن حضرت مى باشد که در قالب کلام و رفتار از ایشان به یادگار مانده است. شخصیت، مقام و رعایت حقوق مادر در احادیث نبوى و سیره نبى اکرم (صلى الله علیه و آله) به خوبى بیان شده است. از آن جا که از منظر مکتب تشیع به لحاظ حجیت و سندیت هیچ تفاوتى میان سنت رسول الله (صلى الله علیه و آله) و قول و سیره امامان معصوم (علیهم السلام) وجود ندارد، از این رو براى تبیین بهتر موضوع، افزون بر کلام و سیره رسول خدا (صلى الله علیه و آله) از بیان و رفتار ائمه اطهار (علیهم السلام) نیز بهره خواهیم برد.
    ویرایش توسط hoda : 1390/03/03 در ساعت 08:36 قبل از ظهر

  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4



    پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) در تبیین مقام مادر مى فرماید: الجنّةُ تحتَ اقدامِ الامّهات؛ بهشت زیر پاهاى مادران است.» این حدیث حاکى از این است که بدون رضایت مادر نمى توان به بهشت و نعمت هاى بهشتى دست یافت. اگر کسى بخواهد به درجات عالیه جنّت و رضوان نایل گردد، باید به مادر احترام بگذارد و به او خدمت کند. این همه ارج نهادن به مقام مادر شاید به خاطر زحماتى است که مادر متحمل مى شود. تحمل رنج و زحمت دوره باردارى و کودکى و تأمین نیازهاى جسمى و روحى فرزند از مشکلات طاقت فرسایى است که مادر مى تواند بپذیرد. طبیعى است که خداوند در قبال صبر و بردبارى مادر، اجر و مزد بى پایان به او عنایت مى کند. قرآن کریم به رنج و زحمت مادر اشاره کرده مى فرماید: «حملته امّه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلایون شهرا»؛ «مادرش او را با ناراحتى حمل مى کند و با ناراحتى بر زمین مى گذارد و مدت حمل و از شیر باز گرفتنش سى روز است.» به قول معروف هر که بامش بیش، برفش بیش تر. مادر نسبت به تربیت فرزند مشکلات زیادى را متحمل مى شود و طبعا پاداش زیادترى را نیز مستحق مى گردد.

    جنان در زیر گام مادران است

    بکش بر دیده، خاک زیر گامش

    مکن بر روى او تندى که بر تو

    خدا فرموده واجب احترامش

    (خسرو)

    امام صادق (علیه السلام) مى فرماید: جوانى خدمت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) آمد، عرض کرد: یا رسول اللّه! به چه کسى نیکى کنم؟ فرمود: به مادرت. دوباره سوال کرد، فرمود: به مادرت. مرتبه سوم پرسید. فرمود: به مادرت. مرتبه چهارم سوال نمود پس از آن به کى نیکى کنم؟ فرمود: به پدرت.

    جایگاه مادر و ارزش نقش مادرى از این گفتار پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) به روشنى قابل درک و فهم است و این که حضرت سه بار به نیکى کردن نسبت به مادر دستور مى دهد و نوبت چهارم به احسان پدر سفارش مى کند؛ بهترین دلیل بر عظمت شأن مادر مى باشد. از این بیان حضرت استفاده مى شود که فعالیت هاى مادر، از آغاز انعقاد نطفه فرزند تا پایان دوره تربیت او چند برابر کار پدر ارزشمند است و از این رو حق مادر بر فرزند نیز بیش تر از حق پدر مى باشد.

    سیره و رفتار رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) نسبت به مادر و دایه هاى شان که به نوعى حق مادرى به عهده آن حضرت داشتند، نیز نشان دهنده احترام ویژه ایشان از مقام مادر است. به نوشته تاریخ نویسان، پیامبر بیش از سه روز از شیر مادر ننوشید و پس از آن طبق سنت عرب به دایه سپرده شد و در دامن دایه هایى چون ثوبیه (کنیز ابوجهل) و حلیمه سعدیه پرورش یافت. حضرت در طول زندگى همیشه به یاد مادران رضاعى خود بود و از هر جهت به آنان کمک مى کرد. پس از بعثت پیامبر کسى را فرستاد تا ثوبیه را از ابوجهل بخرد، ولى او حاضر به فروش وى نشد. اما او تا آخر عمر از کمک هاى حضرت بهره مند بود. زمانى که پیامبر خبر مرگ ثوبیه را شنید، آثار تألم و اندوه در چهره مبارکش نمایان شد.

    سیره پیامبر در احترام نسبت به مادرش آمنه و احترام فوق العاده نسبت به وى، بهترین دلیل بر عظمت مقام مادر است. به نوشته تاریخ نگاران، پیامبر همراه مادر جهت زیارت تربت پدرش عبداللّه به سفر یثرب رفتند. هنگامى که در سرزمین ابواء - نزدیک مدینه - رسیدند، آمنه بیمار شد و به تدریج وضعش رو به وخامت نهاد و کم کم آثار مرگ در وى پدیدار گشت. پیامبر در آخرین لحظات زندگى مادر، صورت خود را به صورت او گذاشت و با حالت غم و اندوه به چهره مادر نگاه مى کرد و مى گریست. همراهان هر بار او را از جسد مادر جدا مى کردند، دوباره خود را روى جنازه مادر مى انداخت و ناله مى کرد.

    رسول خدا (صلى الله علیه و آله) پس از وفات مادر همواره به یاد او بود و به زیارت مزارش مى آمد. روزى بر سر مزار مادر آمد، دو رکعت نماز خواند، سپس ندا داد مادر! قبر شکافته شد، آمنه در میان قبر نشسته بود و مى گفت: «اشهد أن لا اله الا الله و انک رسول اللّه». حضرت از مادر سؤال کرد: امامت کیست؟ گفت: فرزندم! امام تو کیست؟ پیامبر فرمود: اینک امام تو على بن ابى طالب (علیه السلام) است. آمنه به ولایت على (علیه السلام) شهادت داد و به جایگاهش برگشت.

    این رفتار پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) در حال حیات و پس از وفات آمنه، نشان دهنده عظمت، منزلت و مقام عالى مادر است؛ چرا که افضل موجودات عالم، یعنى وجود مقدس رسول اکرم (صلى الله علیه و آله) همانند یک انسان خاضع، در برابر مادر زانوى ادب بر زمین مى زند و با دید احترام به او نگریسته، از او تعظیم به عمل مى آورد. سرانجام مى خواهد مادرش با ایمان هر چه کامل تر در قیامت محشور گردد، شهادت به ولایت على (علیه السلام) را به او تلقین مى کند. این سیره پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) براى همه مسلمانان دنیا درس بزرگ است و در رفتار با مادر، باید به آن حضرت تأسى کرد و از سیره او درس آموخت.

    3. سیره و گفتار امامان معصوم (علیهم السلام): سخنان ائمه اطهار (علیهم السلام) و نیز سیره آن بزرگواران در تبیین جایگاه و منزلت مادر، خیلى زیاد است که نمى توان به بررسى همه آن ها پرداخت در این جا لازم است به عنوان نمونه به برخى از گفتار و رفتار ایشان در این زمینه اشاره کنیم.

    امام على بن الحسین (علیه السلام) در باب حق مادر و عظمت و منزلت او مى فرماید: «و أما حق اُمّک أن تعلم أنها حملتک حیث لا یتحمل احدُ احدا، و أعطتک من ثمرة قلبها ما لا یعطى احدٌ احدا و وقتک بجمیع جوارحها و لم تبال أن تجوع و تطعمک و تعطش و تسقیک و تعرى و تکسوک و تضحى و تهجرک النوم لاجلک و وقتک الحَرّ و البرد لتکونَ لها فإنّک لا تطیق شکرها الا بعون الله و توفیقه؛ «حق مادر بر تو این است که بدانى او تو را حمل نمود، آن گونه که هیچ کس، دیگرى را حمل نمى کند؛ و از میوه قلبش به تو داد که احدى به دیگرى نمى دهد؛ تو را با جمیع اعضاء و جوارحش در آغوش گرفت و باکى نداشت از این که گرسنه باشد در حالى که تو را مى پوشاند و در آفتاب باشد تا تو را در سایه نماید و خواب را به خاطر تو ترک نمود و تو را از سرما و گرما محافظت نمود و تو در برابر این همه خدمت، کجا مى توانى شکر گزار او باشى، مگر به کمک و یارى و توفیق پروردگار.»

    این کلام امام سجاد (علیه السلام) که به زبان تبیین حقوق ارائه شده، نشان دهنده عظمت و بزرگى مقام مادر است. چرا که حضرت با بیان این نکته که فرزند بدون استعانت و کمک از خداى متعال قادر به اداى حقوق مادر نخواهد بود، در حقیقت خواسته به نوعى رفعت مقام مادر را براى فرزندان تبیین کند و آنان را در خدمت کردن به مادر ترغیب نماید.

  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #5



    این مسئله به لحاظ تربیتى نیز داراى اهمیت است که انسان همیشه و در هر کار، به ویژه در خدمت رسانى به مادر و جلب رضایت وى از خدا کمک بجوید و با اتکاء به امدادهاى او انجام وظیفه کند و بر مشکلات زندگى فایق آید. برداشت تربیتى اى که از این گفتار امام (علیه السلام)، مى توان به دست آورد این است که فرزند باید همواره شکر گزار رنج و زحمت هاى مادر باشد و تمام توان و قدرت و رشادت خویش را از او دانسته، خود را دایم مدیون مادر بداند.

    این کلام امام (علیه السلام) عین واقعیت است که مادر، فرزند را به مراتب بیش از جانش دوست مى دارد و تمام مشکلات را به جان مى خرد تا او در آسایش باشد. طبیعى است که این همه عشق و علاقه به فرزند و تحمل سختى هاى فراوان براى تربیت فرزند، حق بزرگى به عهده فرزند مى گذارد که مى بایست در جهت اداى آن تلاش کرد. از این جاست که خداوند مى فرماید: «فلا تقُل لهما اُفَّ»؛ «در برابر آنها (پدر و مادر) اف مگو.» مبادا! قلب مادر را بشکنى و خود را عاقّ وى نموده، مورد خشم خدا قرار گیرى که خشم مادر قهر خداى تعالى را به همراه دارد.

    سیره معصومان (علیهم السلام) و برخورد آن بزرگواران با مادرانشان و تعظیم در برابر نام مادر بیانگر علوّ مقام و منزلت مادر است. یکى از اصحاب امام صادق (علیه السلام) با چهره گرفته و حالت غم و اندوه بر حضرت وارد شد. امام فرمود: علت حزن و اندوهت چیست؟ عرض کرد همسرم دختر آورده است، از این جهت ناراحتم. فرمود: نامى برایش انتخاب کرده اى؟ گفت: فاطمه نام کردم. امام با شنیدن نام فاطمه، دست خود را به احترام بالاى پیشانى نهاد و آه عمیقى از دل کشید، سه بار آن را تکرار نمود و سپس به وى فرمود: حال که چنین نامى بر دخترت نهاده اى مواظب باش، هرگز او را دشنام ندهى! نام او نام عزیز و محترم است، همواره احترام نامش را داشته باش.

    نتیجه گیرى

    از آنچه گفته شد، جایگاه مادر در ادیان الهى، به ویژه دین مقدس اسلام روشن گردید. نیز این نکته به دست آمد که مقام مادر در بینش دینى مقامى است بلند که در آیات قرآن هم ردیف اطاعت و عبادت خدا ذکر شده است. بر این اساس، بر فرزندان و همه نسل جوان لازم است که به این امر مهم توجه کنند و تا آن جا که مى توانند به مادر احترام بگذارند و به او خدمت نمایند. به خصوص در کهن سالى باید نیازهاى مادر را تأمین کنند؛ چون او در این سن و سال شدیدا احتیاج به کمک دارد. وظیفه عقلى و دینى فرزند است که به والدین در هر شرایط یارى رساند.

    پى نوشت ها:

    1. سوره ابراهیم (14) آیه 40.

    2. جعفر میر عظیمى، حقوق والدین، قم، کتابخانه حضرت ابوالفضل «ع»، 1369، ص 226.

    3. سوره مریم (19) آیه 32.

    4. قال ابن امّ إنَّ القوم استضعفونى؛ گفت فرزند مادرم این گروه مرا در فشار گذاردند. (اعراف: 150)

    5. و برا بوالدتى؛ مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده است. (مریم: 32)

    6. و اوحینا الى امّ موسى؛ ما به مادر موسى الهام کردیم. (قصص: 7)

    7.و الوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین؛ مادران فرزندان خود را دو سال کامل شیر مى دهند. (بقره: 233)

    8. و امّهات نسائکم؛ مادران زنان شما. (نساء: 23)

    9. بالوالدین احسانا؛ به پدر و مادرتان نیکى کنید. (بقره: 83)

    10. سوره اعراف (7) آیه 27.

    11. سوره لقمان (31) آیه 14.

    12. سوره احقاف (46) آیه 15.

    13. و قضى ربّک أن لا تعبدوا إلا ایاه و بالوالدین احسانا؛ و پروردگارت فرمان داده، جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکى کنید. (اسرا: 23).

    14. محمد، محمدى رى شهرى، منتخب میزان الحکمه، قم، دار الحدیث، 1422 ق، ص 552.

    15. سوره احقاف (46) آیه 15.

    16. جعفر میر عظیمى، حقوق والدین، قم، کتابخانه حضرت ابوالفضل «ع»، 1369، ص 321 - 370.

    17. منتخب میزان الحکمه، ص 552.

    18. جعفر سبحانى، فروغ ابدیت، قم، بوستان کتاب، چاپ 1380، 17، ج 1، ص 159.

    19. بنت الشاطى، آمنه مادر محمد، ترجمه حسین اژدرى آزاد، تهران، کتابفروشى آتروپارت، بیتا، ص 112.

    20. آمنه مادر محمد، ص 221؛ به نقل از حیات القلوب، ج 2، ص 35.

    21. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، بیروت، دار الاضواء، الطبعة الثانیة، 1413 ق، ج 2، ص 460 - 461.

    22. سوره اسراء (17) آیه 23.

    23. حر عاملى، وسائل الشیعه، بیروت، دار احیاء التراث العربى، بى تا، ج 15، کتاب النکاح، ابواب احکام الاولاد، باب 87، ص 200.

  10. صلوات و تشکر : 3


  11. #6



    مادر
    مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود
    اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت
    یک روز اومده بود دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره
    خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟
    به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا از اونجا دور شدم
    روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره
    فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم . کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..
    کاش مادرم یه جوری گم و گور میشد...
    "روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟
    اون هیچ جوابی نداد....
    یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم
    احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت
    دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم
    سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم
    همان جا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...
    اززندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم
    تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من
    اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو
    وقتی ایستاده بود دم در بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو
    دعوت کرده که بیاد اینجا ، اونم بی خبر
    سرش داد زدم “: چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!”
    گم شو از اینجا! همین حالا
    اون به آرامی جواب داد : “ اوه خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی
    اومدم “ و بعد فورا رفت واز نظر ناپدید شد
    یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار
    دانش آموزان مدرسه
    ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم
    بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی
    همسایه ها گفتن که اون مرده
    ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم
    اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن
    ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،
    خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا
    ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم
    وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم
    آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از
    دست دادی
    به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم
    بنابراین چشم خودم رو دادم به تو
    برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه
    با همه عشق و علاقه من به تو

  12. صلوات و تشکر : 3


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •