مقاله « بررسی معانی و دلایل مشروعیت تقلید » به قلم حجت الاسلام و المسلمین محمد صادق یوسفی مقدم در شماره 6 فصلنامه تخصصی «حسنا» منتشر شد.

Click for larger version
با رویکرد قرآنی؛ ‏‏ معانی و دلایل مشروعیت تقلید بررسی شد 



به گزارش خبرگزاری شهر مجازی قرآن به نقل از معارف قرآن در این مقاله پس از معنا شناسی تقلید به دلایل مشروعیت تقلید از فقیهان پرداخته شده است، آنگاه به واکاوی شرایط مفتی و مقلد همت گمارده و در نهایت موضوع تقلید از چند صاحب نظر، با فرض وجود چند اعلم در حوزه هایمختلف فقه ، مورد توجه قرار گرفته است و دلایل اعتبار تقسیم تقلید میان چند اعلم بیان شده است.

نويسنده در بخش ابتدایی از مقاله‌اش می‌نويسد: تقلید در لغت به معنای آویختن چیزی بر چیزی و محکم کردن آن است. اهل لغت برای آن معناهای دیگری نیز یاد کرده اند؛ مانند نهادن چیزی بر گردن دیگری؛ واگذاری سرپرستی کاری به کسی و الزام او بر آن کار (تقلید العامل)؛ آراستن زن به گردنبند( تقلید المرأۀ)؛ حمایل کردن و به گردن آویختن شمشیر(تقلید السیف) و ...

رئیس مرکز فرهنگ و معارف قرآن کریم برای واژه تقلید سه اصطلاح تقلید در عرف و اجتماع؛ تقلید در حج و تقلید در عقاید و احکام عملی را ذکر کرده و می افزاید: در این نوشتار هر یک از سه اصطلاح یاد شده به صورت مختصر مورد بررسی قرار می گیرد تا خواننده محترم بتواند با دانستن معنای آن سه اصطلاح ، اصطلاح مورد نظر خود را بشناسد و آنان را با یکدیگر خلط نکند.

وی با این بیان که فقیهان برای اثبات جواز تقید، دلایل گوناگونی آورده اند با بیان دلائل قرآنی می نویسد: برخی از فقهان از آیه «نفر» جواز تقلید را استفاده کرده اند، توضیح اینکه آیه نفر درصدد بیان این نکته است که وقتی جهاد با کافران پش می آید لازم نیست که همه مسلمانان در آن شرکت کنند «ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّةً» بلکه هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه می ماند باید از هر قومی گروهی به مدینه بیایند و احکام و معارف دینی را از آن حضرت بیاموزند: « فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهواْ فِى الدّينِ» و سپس در بازگشت آن را به اقوام و نزدیکان خود آموزش دهند: «وَ ليُنذِروا قَوْمَهُمْ اِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ» و مسلمانان و خویشاوندان نیز ملزم به پذیرش سخن و نظر آنان هستند، وی با تحلیل آیه ضرورت پذیرش نظر فقیهان را تبین کرده است.

نويسنده معتقد است از جمله آیاتی که بر جواز پیروی از متخصص احکام شرعی آورده شده، آیه سؤال از اهل ذکر است که خداوند در آن دستور می دهد، اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید:« فَسْأَلُوَّا أَهْل‌َ الذِّکْرِ إِن کُنتُم‌ْ لاَ تَعْلَمُون» ذکر در آیه به معنای علم و «اهل ذکر» همان اهل علم است، نویسنده با تبیین اینکه باید آیات قرآن را از اختصاص به مورد و یا اختصاص در تطبیق های انجام یافته فارغ کرد، به چگونگی دلالت آیه بر لزوم پیروی از فقیه پرداخته است.

از آیاتی که نویسنده برای لزوم تقلید از فقیه جامع شرایط آورده است آیاتی هستند که در آنها به پیروی از آنچه خدا نازل کرده دستور داده شده است، به طور مثال به «اتَّبِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكُم مِّن رَّبِّكُمْ» اشاره و آن را تحلیل می کند.

نويسنده در ادامه می‌نويسد: یکی از آیاتی که بر لزوم مراجعه به خبره و اعتبار نظر فقیه، دلالت دارد، آیه 14 سوره فاطر است که می فرماید « وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ».