تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    ماجرای سامری منافق




    ماجرای سامری منافقگفتیم حضرت موسی ـ علیه السلام ـ اكنون كه از دست فرعونیان نجات یافته، می‎خواهد برای ملّت بنی‎اسرائیل، حكومت تشكیل دهد و هر حكومتی نیاز به قانون دارد. او با گروهی از برجستگان بنی‎اسرائیل به كوه طور رفت، تا الواح تورات را از درگاه خدا بگیرد، تا همان كتاب آسمانی، قانون اساسی مردم گردد.
    نخست طبق وعده خدا، به بنی‎اسرائیل فرمود: «من سی‎روز از میان شما غایب هستم، جانشین من برادرم هارون است. در پرتو راهنمایی‎های او به زندگی ادامه دهید تا من بازگردم.»
    موسی ـ علیه السلام ـ به كوه طور رفت و به مناجات و عبادت پرداخت. سی‎شبانه‎روز به پایان رسید، خداوند ده روز دیگر را به آن افزود و مجموع آن چهل روز گردید.
    از آنجا كه در آغاز هر انقلابی، حوادثی انحرافی رخ می‎دهد، و خود انقلاب كرده‎ها، گاهی حزب و گروه خاصّی را به دو خود جمع می‎كنند، قوم موسی ـ علیه السلام ـ نیز از این انحراف مصون نماندند. موسی‎بن ظفر كه بعداً به نام «سامری» معروف شد، از بنی‎اسرائیل بود (او همان كسی بود كه در ماجرای درگیری او با قبطی، موسی به كمك او شتافت و قبطی را كشت) سامری با اینكه سابقه انقلابی داشت، و از یاران موسی بود، پس از پیروزی موسی ـ علیه السلام ـ جزء منافقین گردید و در غیاب موسی ـ علیه السلام ـ، و از زمینه‎ای كه در میان بنی‎اسرائیل وجود داشت سوء استفاده كرده و از طلاهای فرعونیان، كه جمع شده بود، با زیركی خاصّی مجسّمه گوساله‎ای درست كرد، و مردم را به پرستش آن دعوت نمود.
    براثر وزش باد از سوراخهای بدن این مجسّمه صدایی همچون صدای گوساله بیرون می‎آمد و به این ترتیب اكثریت قاطع جاهلان بنی‎اسرائیل، از راه توحید خارج شده و گوساله‎پرست شدند.
    هارون هرچه قوم را نصیحت كرد، و آنها را از گوساله‎پرستی برحذر داشت، به سخنش اعتنا نكردند، حتی با جوسازی‎ها و هیاهوی خود نزدیك بود او را بكشند.

  2. #2



    برخورد شدید موسی ـ علیه السلام ـ با آشوب سامری
    خداوند ماجرای گمراهی قوم توسّط سامری را به موسی ـ علیه السلام ـ وحی كرد، موسی ـ علیه السلام ـ با ناراحتی و خشم از كوه طور به سوی قوم خود بازگشت و آنها را زیررگبار سرزنش خود قرار داد.[1]
    موسی ـ علیه السلام ـ از شدّت خشم و ناراحتی، الواح تورات را بر زمین زد و شكست، بنی‎اسرائیل به پیش آمده و گفتند: «ما در این كار تقصیری نداریم، بلكه سامری این كار را كرد.»
    موسی ـ علیه السلام ـ به برادرش هارون متوجّه شد و از شدّت خشم، سر و ریش او را گرفت و گفت: «چرا وقتی كه دیدی آنها گمراه شدند، از من پیروی نكردی؟ آیا از منن نافرمانی نمودی؟»
    هارون: «ای فرزند مادرم! ریش و سرم را مگیر، من ترسیدم بگویی تو میان بنی‎اسرائیل تفرقه انداختی، و سفارش مرا به كار نبستی.»
    موسی ـ علیه السلام ـ متوجّه سامری شد و او را محكوم و سرزنش كرد و سپس فرمود: «برو كه بهره تو در زندگی دنیا این است كه هر كس به تو نزدیك شود، خواهی گفت كه با من تماس نگیرد.»[2]
    آری سامری كه منافقی خودخواه ولی باهوش بود، از نقاط ضعف بنی‎اسرائیل سوء استفاده كرد و فتنه عظیمی بپا نمود، سرانجام موسی ـ علیه السلام ـ او را آن چنان مجازات كرد كه از كشتن بدتر بود یعنی او را از جامعه طرد كرد و مردم او را به عنوان یك مرد نجس و آلوده می‎دانستند و با او تماس نمی‎گرفتند.
    روایت شده: سامری به بیماری مرموز و واگیردار «لامساس» گرفتار شد، هركس با او تماس می‎گرفت به آن بیماری مبتلا شده و بدنش آن چنان می‎سوخت كه گویی در میان آتش افتاده است.
    او سر به بیابانها نهاد و همچنان گرفتار بیماری و نفرت جامعه بود تا به هلاكت رسید.[3]
    گرچه سامری، ضربه شدیدی بر وحدت و انسجام بنی‎اسرائیل وارد ساخت، ولی موسی ـ علیه السلام ـ به زودی به فریاد آنها رسید، و با مقاومت و شدّت عمل و برنامه‎های انقلابی غائله سامری را به زباله‎دان تاریخ سپرد، و فریب‎خوردگان را بازسازی نمود و برای چندمین‎بار، بنی‎اسرائیل را از انحراف و سقوط نجات داد، آنها از كرده خود پشیمان شده و توبه كردند، و به فرمان موسی ـ علیه السلام ـ مجسّمه گوساله را خرد كرده و ریزه‎های آن را به رود نیل انداختند.[4]

  3. #3



    قرار گرفتن كوه بر بالای سر بنی‎اسرائیل، و رفع آن به بركت توبه
    هنگامی كه موسی ـ علیه السلام ـ از كوه طور بازگشت، تورات را با خود آورد و آن را به قوم خود عرضه كرد و فرمود: كتاب آسمانی آورده‎ام كه حاوی دستورهای دینی و حلال و حرام است، دستورهایی كه خداوند آن را برنامه كار شما قرار داده است. آن را بگیرید و به احكام آن عمل كنید.
    یهود به بهانه اینكه موسی ـ علیه السلام ـ تكالیف دشواری برای آنان آورده بنای نافرمانی و سركشی گذاشتند، خداوند فرشتگانی را مأمور كرد تا قطعه عظیمی از كوه طور را بالای سر آنها قرار دهند. فرشتگان چنین كردند. یهودیان وحشت‎زده شدند.
    موسی ـ علیه السلام ـ در این هنگام به آنها چنین اعلام كرد: «چنانچه پیمان ببندید و به دستورهای خدا عمل كنید و از تمرّد و سركشی توبه نمایید، این عذاب و كیفر از شما برداشته و برطرف میغشود و گرنه همه به هلاكت می‎رسید.»
    آنها تسلیم شدند و برای خدا سجده نمود و تورات را پذیرفتند و در حالی‎كه هر لحظه انتظار سقوط كوه بر سر آنها می‎رفت، به بركت توبه، آن عذاب از سر آنها برطرف گردید.[5]

  4. #4



    [1] . مضمون آیات 83 تا 90 سوره‌ طه.
    [2] . آیه 92 تا 96 سوره طه.
    [3] . تاریخ انبیاء، ص 551.
    [4] . بحارالانوار، ج 13، ص 246.
    [5] . مجمع البیان، ج 1، ص 128؛ در آیه 63 بقره، و 171 اعراف به این مطلب اشاره شده است.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •