تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1

    گفتگو با قرآن




    گفتگو با قرآن عنوان مطلبي است كه در گذشته نيز مرسوم بوده برخي از بزرگان و حافظان قرآن از آن بهرمند بودند نمونه آنرا در برخي از پست هاي كانون حتما خوانده ايد ولي براي آغاز بحث دوباره آن رامي آورم

    نقل مي كنند :*
    در راه مكه از قافله بازمانده بودم زنى را ديدم كه تنها و سرگردان مى‏رود. پرسيدم كيستى؟
    اين آيه را خواند «قل سلام فسوف تعلمون‏»
    سلام كردم و سؤال خود را تكرار نمودم
    خواند «من يهدى الله فلا مضل له‏» - آنكه را خدا هدايت كند گمراه‏كننده‏اى نخواهد داشت.
    - از كجا مى‏آيى؟
    - «ينادون من مكان بعيد» - از مكان دورى ندا مى‏شوند.
    - قصد كجا دارى؟
    - «ولله على الناس حج البيت‏»
    - چند روز است‏سرگردانى؟
    - «و لقد خلقنا السموات و الارض فى ستة ايام‏»
    آيا گرسنه هستى؟
    - «و ما جعلناهم جسدا لاياكلون الطعام‏»
    به او طعام دادم و به راه افتاديم و چون آهسته مى‏آمد تقاضا كردم كه شتاب كند زودتر برسيم.
    گفت : - «لا يكلف الله نفسا الا وسعها».
    دانستم قدرت شتاب ندارد.
    درخواست كردم بر تك مركب من سوار شود.
    گفت: «لو كان فيهما آلهة الا الله لفسدتا»
    پياده شدم و او را سوار كردم.
    گفت: «سبحان الذى سخر لنا هذا»شكر خدايى را كه اين مركب را مسخر ما كرد.
    به قافله رسيديم
    - آيا ميان اين كاروان كسى را دارى؟
    - يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض - يا يحيى خذا الكتاب بقوه - يا موسى انى «انا الله - و ما محمد الا رسول‏».
    - اينها چه نسبتى با تو دارند؟
    -«المال و البنون زينة الحيوة الدنيا»
    اين چهار نفر را صدا زدم ، چهار تن رسيدند ، از من اظهار تشكر كردند.
    اين آيه را خواند «يا ابت استاجره ان خير من استاجرت القوى الامين‏»
    به من احسان كردند.
    -و الله يضاعف لمن يشاء.
    عطا را زيادتر كردند.
    گفتم : اين زن كيست؟
    - فضه خادمه دختر پيغمبر است كه امسال بيستمين سال است او لب به سخنى جز به آيات قرآن باز نكرده است.

  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2

    گفتگوي قرآني




    گفتم توکیستی؟گفت:قُرآنًا عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ(زمر28)
    قرآنى است فصيح و خالى از هر گونه کجى و نادرستى، شايد آنان پرهيزگارى پيشه کنند!

    گفتم:چگونه کتابی هستی؟گفت:هَذَا بَيَانٌ لِّلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ(آل عمران 138)
    اين، بيانى است براى عموم مردم؛ و هدايت و اندرزى است براى پرهيزگاران!


    گفتم:ازجانب که آمده ای؟گفت:مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ علیم(نمل6)
    به يقين اين قرآن از سوى حکيم و دانايى بر تو القا مى‏شود.


    گفتم:برای چه نازل شده ای؟گفت:يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءتْكُم مَّوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَشِفَاء لِّمَا فِي الصُّدُورِ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِينَ(یونس57)
    اى مردم! اندرزى از سوى پروردگارتان براى شما آمده است؛ و درمانى براى آنچه در سينه‏هاست؛ (درمانى براى دلهاى شما؛) و هدايت و رحمتى است براى مؤمنان!

  4. صلوات و تشکر


  5. #3

    گفتگوي قرآني




    گفتم:برچه کسی نازل شده ای؟گفت:نُزِّلَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَهُوَ الْحَقُّ(محمد2)
    و به آنچه بر محمد (ص) نازل شده -و همه حقّ است و از سوى پروردگارشان

    گفتم:وظیفه مادربرابر رسول خدا(ص)چیست؟گفت:وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا(حشر7)
    آنچه را رسول خدا براى شما آورده یاد بگيريد (و اجرا کنيد)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نماييد؛

    گفتم:بهترین الگوی من کیست؟گفت:لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنة(احزاب21)
    مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيکويى است.

    گفتم از عظمت خداوند برایم بگو.گفت:هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ(حدید3)
    اوّل و آخر و پيدا و پنهان اوست؛ و او به هر چيز داناست.

    گفتماوکجاست؟اوگفت:وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ(حدید4)
    و هرکجا جا باشيد او با شما است.

    گفتم پس چگونه اورااثبات کنم؟گفت:فَانظُرْ إِلَى آثَارِ رَحْمَتِ اللَّهِ كَيْفَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ ذَلِكَ لَمُحْيِي الْمَوْتَى(روم50)
    به آثار رحمت الهى بنگر که چگونه زمين را بعد از مردنش زنده مى‏کند.

  6. صلوات و تشکر


  7. #4

    چت با خدا به وسيله قرآن




    گفتم: خسته*ام
    گفتی: لاتقنطوا من رحمة الله
    .:: از رحمت خدا نا امید نشید(زمر/53) ::.

    گفتم: هیشكی نمی*دونه تو دلم چی می*گذره
    گفتی: ان الله یحول بین المرء و قلبه
    .:: خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24) ::.

    گفتم: غیر از تو كسی رو ندارم
    گفتی: نحن اقرب الیه من حبل الورید
    .:: ما از رگ گردن به انسان نزدیك*تریم (ق/16) ::.

    گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش كردی!
    گفتی: فاذكرونی اذكركم
    .:: منو یاد كنید تا یاد شما باشم (بقره/152) ::.

    گفتم: تا كی باید صبر كرد؟
    گفتی:و ما یدریك لعل الساعة تكون قریبا
    .:: تو چه می*دونی! شاید موعدش نزدیك باشه (احزاب/63) ::.

    گفتم: تو بزرگی و نزدیكت برای منِ كوچیك خیلی دوره! تا اون موقع چیكار كنم؟
    گفتی: واتبع ما یوحی الیك واصبر حتی یحكم الله
    .:: كارایی كه بهت گفتم انجام بده و صبر كن تا خدا خودش حكم كنه (یونس/109) ::.

    گفتم: خیلی خونسردی! تو خدایی و صبور! من بنده*ات هستم و ظرف صبرم كوچیك... یه اشاره* كنی تمومه!
    گفتی:عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لكم
    .:: شاید چیزی كه تو دوست داری، به صلاحت نباشه (بقره/216) ::.

    گفتم: انا عبدك الضعیف الذلیل... اصلا چطور دلت میاد؟
    گفتی: ان الله بالناس لرئوف رحیم
    .:: خدا نسبت به همه*ی مردم - نسبت به همه - مهربونه (بقره/143) ::.

    گفتم: دلم گرفته
    گفتی: بفضل الله و برحمته فبذلك فلیفرحوا
    .:: (مردم به چی دلخوش كردن؟!) باید به فضل و رحمت خدا شاد باشن (یونس/58) ::.

    گفتم: اصلا بی*خیال! توكلت علی الله
    گفتی: ان الله یحب المتوكلین
    .:: خدا اونایی رو كه توكل می*كنن دوست داره (آل عمران/159) ::.

    گفتم: خیلی چاكریم!
    ولی این بار، انگار گفتی: حواست رو خوب جمع كن! یادت باشه كه:
    و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخره
    .:: بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت می*كنن. اگه خیری بهشون برسه، امن و آرامش پیدا می*كنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن، رو گردون میشن. خودشون تو دنیا و آخرت ضرر می*كنن (حج/11)
    گفتم:...
    دیگه چیزی برای گفتن نداشتم.

  8. صلوات و تشکر


  9. #5

    گفتگوي قرآني




    گفتم: چطوربااو سخن بگویم؟گفت:وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی(طه14)
    و نماز را برای یاد من بپادار.

    گفتم :هدف از خلقت چیست؟گفت:وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِیعْبُدُونِ(ذاریات56)
    من جن و انس را نیافریدم جز برای اینکه عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند)!

    گفتم:دشمن اصلی من کیست؟گفت:إِنَّ الشَّیطَانَ لَكُمْ عَدُوٌّ (فاطر6)
    شیطان سخت شما را دشمن است.

    گفتم:دربرابروسوسه های شیطان چه باید کرد؟گفت:وَإِمَّا ینْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّیطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ(اعراف200)
    و چنانچه بخواهد از طرف شیطان (انس و جن) در تو وسوسه و جنبشی پدید آید به خدا پناه بر که او به حقیقت شنوا و داناست.

    گفتم:دشمن درونی وپنهانی من کیست؟گفت:إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ (یوسف 53)
    من خود را از گناه تبرئه نمی کنم؛ زیرا نفس طغیان گر، بسیار به بدی فرمان می دهد مگر زمانی که پروردگارم رحم کند.

    گفتم:بااین دشمن چگونه برخوردکنم؟گفت:قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا(شمس 9)
    بی تردید کسی که نفس را [از آلودگی پاک کرد و] رشد داد، رستگار شد.

  10. صلوات و تشکر


  11. #6

    گفتگوي قرآني




    گفتم:می خواهم بدانم به کجارهسپارم؟گفت:یا أَیهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِیهِ(انشقاق6)
    ای انسان! یقیناً تو با کوشش و تلاشی سخت به سوی پروردگارت در حرکتی، پس او را [در حالی که مقام فرمانروایی مطلق و حکومت بر همه چیز ویژه اوست و هیچ حکومتی در برابرش وجود ندارد،] دیدار می کنی.

    گفتم:آیادراین سفراحتیاج به توشه ای نیزدارم؟گفت:فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَى(بقره196)
    به نفع خود توشه برگیرید که بهترین توشه، پرهیزکاری است .

    گفتم:فایده ی داشتن این تقواچیست؟گفت:وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا،وَیرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لَا یحْتَسِبُ(طلاق2،3)
    و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او راه بیرون شدن [از مشکلات و تنگناها را] قرار می دهد،و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد.

    گفتم اگرتقواپیشه کردم ونیکوکاربودم چه عاقبتی درانتظارمن است؟گفت:یا أَیتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ،ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیةً مَرْضِیةً(فجر27،28)
    ای جان آرام گرفته و اطمینان یافته!به سوی پروردگارت در حالی که از او خشنودی و او هم از تو خشنود است، باز گرد.

  12. صلوات و تشکر


  13. #7

    گفتگوي قرآني





    گفتم: چقدر احساس تنهایی می*كنم

    گفتی: فَإِنِّي قَرِيبٌ

    من كه نزدیكم (بقره/ 186)


    گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می*شد بهت نزدیك شم

    گفتی: وَاذْكُر رَّبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ

    هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/ 205)


    گفتم: این هم توفیق می*خواهد!

    گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ

    دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲2 )


    گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی

    گفتی: وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ

    پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود / 90)


    گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می*تونم بكنم؟

    گفتی : أَلَمْ يَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ

    مگه نمی*دونید خداست كه توبه رو از بنده*هاش قبول می*كنه؟! (توبه/۱۰۴)


    گفتم: دیگه روی توبه ندارم

    گفتی: اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (2) غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِِ

    ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزنده*ی گناه هست و پذیرنده*ی توبه (غافر/۲-۳)


    گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟

    گفتی: إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا

    خدا همه*ی گناه*ها رو می*بخشه (زمر/۵۳)


    گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می*بخشی؟

    گفتی: وَ مَن يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ

    به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵)


    گفتم: نمی*دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می*زنه؛ ذوبم می*كنه؛ عاشق می*شم! ... توبه می*كنم

    گفتی: إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ

    خدا هم توبه*كننده*ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲)


    ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك

    گفتی: أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

    خدا برای بنده*اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶)


    گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می*تونم بكنم؟

    گفتی:

    يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا (41) وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا (42) هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَكَانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيمًا

    ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته*هاش بر شما درود و رحمت می*فرستن تا شما رو از تاریكی*ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳)

  14. صلوات و تشکر


  15. #8

    قرآن من شرمنده توام




    قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .
    قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،*یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،*یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،*یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟
    قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،*آنچنان به پایت می نشینند كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...
    قرآن !* من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،*خواندن تو آز آخر به اول ،*یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،*حفظ كنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .
    خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .
    آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،*گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

  16. صلوات و تشکر


  17. #9

    خدا گفت نه!




    *من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید*
    خدا گفت : نه
    آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در
    تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی.


    *من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد*
    خدا گفت : نه
    روح تو کامل است . بدن تو موقتی است.


    *من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد*
    خدا گفت : نه
    شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست
    آوردنی است.


    *من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد*
    خدا گفت : نه
    من به تو برکت می دهم
    خوشبختی به خودت بستگی دارد


    *من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد*
    خدا گفت : نه
    درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.


    *من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد*
    خدا گفت : نه
    تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.


    *من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید*
    خدا گفت : نه
    من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری


    *من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم*
    خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی
    امروز روز تو خواهد بود
    آن را هدر نده.


    *داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و برکت خواهی یافت*
    ((و من مضطرب و دل نگران به تو گفتم که پر از تشویشم
    چه شود آخر کار
    و تو گفتی آرام که خدا هست کریم پاسخی نرم و لطیف
    که به من داد یک آرامش شیرین و عجیب))


  18. صلوات و تشکر


  19. #10

    قرآن من شرمنده توام




    قرآن! ای همیشه ترین کتاب! من از تو شرمنده ام!
    با اینکه تو را از ابتدا برای حیات بخشیدن به دلهای مرده فرود آورده اند اما ما از تو آواز مرگی ساخته ایم برای ترحیم مردگان.
    شرمنده ام از تو که جز برای بدرقه مسافر از طاقچه عزلت بیرونت نیاوردیم!

    قرآن! ای روشنای هر تاریکی!
    ما گمشدگان وادی جهالت، راه را گم کرده ایم، و اکنون به دستگیری تو محتاجیم بیش از همه وقت.
    ما را از این خواب غفلت بیدار کن! بیدار!

  20. صلوات و تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •