تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: آجال

  1. #1

    آجال




    «آجال»: جمع «اَجَل» به معناى مهلت هر چيز، پايان مدت عمر و سر رسيد چيزى مانند بدهى است (العين، ج2، ص 178 ; الصحاح، ج4، ص 1621 ; المفردات، ماده اَجَل).
    اجل و مشتقاتش 54 بار در قرآن كريم استعمال شده و برخى از كاربردهاى آن عبارتند از: زمان معين و حتمى مرگ (ابراهيم:10) ; زمان نامعين مرگ (انعام:2) ; سر رسيد چيزى (بقره:282) ; زمان به پايان رسيدن عمر دنيا (رعد:2) و زمان بعث و جزا (انعام:128).
    متكلمان در تعريف اجل گفته اند: زمانى است كه خداوند مرگ حيوان و انسان را به مرگ طبيعى يا غير طبيعى در آن وقت مقرر كرده و مى داند كه حيات او در آن زمان پايان مى پذيرد (كشف المراد، ص140 ; شرح المقاصد، ج4، ص314 و الاقتصاد فى الاعتقاد، ص244). از اجل به اجل مرگ، قتل و اجل حيات نيز تعبير كرده اند ; چنان كه اجل دَين (سر رسيد زمان پرداخت قرض) نيز استطراداً آمده است (كشف المراد، ص140 ; الذخيره، ص261و 263 و انوار الملكوت، ص194).
    متكلمان اسلامى درباره وحدت و تعدد اجل دو ديدگاه دارند: متكلمان اشعرى، گروهى از معتزله و برخى از اماميه بر اين باورند كه انسان بيش از يك اجل ندارد، و آن اجلِ معين است (شرح المقاصد، ج4، ص 314 ; الذخيره، ص 261 ; الاقتصاد الهادى الى طريق الرشاد، ص 201). برخى از معتزله بغداد و گروهى از اماميه بر اين عقيده اند كه خداوند براى انسان دو اجل مقرر كرده است: اجل معين (محتوم، مسمّا) و اجل معلَّق (مشروط، موقوف) (تصحيح الاعتقاد، ص 66 ; كشف المراد، ص 140). مستند اين نظريه آيات و روايات است ; قرآن كريم در اين باره مى فرمايد: (...ثُمَّ قَضى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُسمّىً عِنْدَهُ...) (انعام:2) ; «سپس اجلى مقرر داشت و اجل حتمى نزد اوست». امام صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه فرموده است: «آن، دو اجل است: اجل محتوم و اجل موقوف (مشروط) (اصول كافى، ج1، ص 147، ح4 ; تفسير عياشى، ج1، ص 354، ح7). در تبيين اجل مسما و تفاوت آن با اجل غير مسما گفته شده است: اجل مسما يعنى معين در نزد خدا كه دست خوشِ تغيير نمى شود ; به دليل آيه 96 سوره نحل: (ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدْ وَما عِنْدَ اللّهِ باق) ;«آنچه نزد شماست، نابود مى شود و آنچه نزد خداست، باقى مى ماند». نسبت اجل مسما به غير مسما، نسبت مطلق و منجّز به مشروط و معلّق است ; به اين معنا كه ممكن است اجل غير مسما در اثر تخلف شرط آن، تحقق نيابد، ولكن اجل حتمى و مطلق تغيير پذير نيست. اجل مسما همان اجل محتوم است كه در «امّ الكتاب» ثبت شده و اجل غير مسما آن اجلى است كه در «لوح محو و اثبات» نوشته شده است: (لِكُلّ أَجل كتابٌ* يَمْحُوا اللّه ما يَشاءُ وَيُثْبِت وَعِنْدَهُ أُمّ الكِتاب) (رعد:38و 39) ; هر اجلى نوشته اى دارد، خداوند هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد اثبات مى كند و «امّ الكتاب» ] = لوح محفوظ [ نزد اوست». امّ الكتاب بر حوادثى كه به اسباب تام خود استناد دارند و لوح محو و اثبات بر حوادثى كه به اسباب ناقص (مقتضى) مستندند، قابل انطباق است. اجل غير مسما درباره انسان، همان عمر طبيعى ساختمان بدن اوست، ولى ممكن است اجل آدمى به دليل بروز موانعى پيش از رسيدن به حد طبيعى فرا رسد (الميزان، ج7، ص 7ـ 6).

    متكلمان درباره استمرار حيات يا مرگ انسان و حيوانى كه كشته شده است، ديدگاه هاى متفاوتى دارند:
    أ. برخى از اشاعره، ابوالهذيل معتزلى و گروهى از حشويه گفته اند: اگر به قتل نمى رسيد، قطعاً در همان زمان به مرگ طبيعى از دنيا مى رفت (كشف المراد، ص 140 ; شرح الاصول الخمسه، ص 782 ; شرح المقاصد، ج4، ص 314 و ارشاد الطالبين، ص 292). دليل آنان عبارت است از:
    1. اگر زنده بماند، علم خداوند كه به مردن او تعلق داشته است، به جهل تبديل مى شود و اين محال است (كشف المراد، ص 141 و ارشاد الطالبين، ص 292). در نقد اين دليل گفته اند: اگر كشته شود، از آن مى فهميم كه علم خداوند به قتل تعلق گرفته و اگر زنده بماند، در مى يابيم كه علم الهى به استمرار حيات تعلق يافته است (كشف المراد، ص 142).
    2. آيه شريفه: (ولكُلِّ أُمّة أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجلهُمْ لا يَستَأْخِِرُونَ ساعةً وَلا يَسْتَقْدِمُون) (اعراف:36) ; «براى هر قومى اجل ] معينى [ است و هنگامى كه اجل آنها فرا رسد، نه ساعتى از آن تأخير مى كنند و نه بر آن پيشى مى گيرند» (تمهيد الأوايل، ص 375ـ 373). در نقد اين دليل گفته شده است: مراد از اجل در اين آيه، اجل مسما (معين) است، نه مطلق اجل (الميزان، ج7، ص6).
    ب. گروهى از معتزله بغداد گفته اند: اگر كشته نمى شد، حتماً زنده مى ماند، زيرا اگر زنده نمانده و به مرگ طبيعى از دنيا رود، مذمت و قصاص قاتل واجب نخواهد بود، با اين كه واجب است (كشف المراد، ص 141 ; شرح المقاصد، ج4، ص 316 و شرح الأُصول الخمسة، ص 782). در نقد اين نظريه گفته شده است: قتل در اسلام حرام است ووجوب قصاص و مذمت قاتل به دليل مخالفت او با اين حكم شرعى است (كشف المراد، ص 142 و شرح المقاصد،ج4، ص 316).
    ج. اماميه، گروهى از معتزله بصره و بعضى از اشاعره دو ديدگاه پيشين را نپذيرفته، مرگ و استمرار حيات را امكان پذير دانسته اند (كشف المراد، ص 140 ; شرح المقاصد، ج4، ص 315 ; شرح الأُصول الخمسه، ص 782 و ارشاد الطالبين، ص 292).
    اين ديدگاه مورد قبول فلاسفه اسلامى نيز هست، زيرا آنان اجل را به طبيعى (يعنى انسان زمان عمر طبيعى خود را به انجام رساند ) و اخترامى (مرگ انسان پيش از اتمام آن زمان، در اثر حادثه اى فرا رسد ) تقسيم كرده اند (الحكمة المتعاليه، ج9، ص 242 ; تفسير كبير، ج12، ص 153ـ 154 و الكليات، ج1، ص 59). از اجل طبيعى و اخترامى به مرگ طبيعى و اخترامى نيز تعبير شده است (شرح المنظومه، ج2، ص 430).
    روايات اسلامى چنان كه پيش از اين اشاره شد بر تعدد اجل انسان دلالت مى كنند، زيرا در روايات، عواملِ معنوىِ كوتاهى و طول عمر انسان بيان شده است. به طور كلى گناه عمر را كاهش مى دهد (الامالى، ص 305). گناهانى مانند عقوق والدين (نافرمانى در برابر پدر و مادر و آزار آنها ) ، ظلم (مستدرك الوسائل، ج15، ص 249، ح46) و قطع رابطه با خويشان (اصول كافى، ج2، ص 150) در كاهش عمر تأثير دارند. از سوى ديگر امور زير موجب افزايش عمر انسان مى شوند:
    پاكيزگى و وضوى دائمى (وسائل الشيعه، ج1، ص 383، ح1011) ; حسن نيت (بحار الانوار، ج66، ص 407، ح14) ; پرهيز از بدى (عيون اخبار الرضا (عليه السلام) ، ج2، ص 36، ح90) ; حسن خلق ; نيكوكارى و صدقه (اصول كافى، ج8، ص 219، ح269 ; كتاب الزهد، ص 29) ; خوشحال كردن پدر و مادر و نيكى به آنها (كتاب الزهد، ص 33) ; صله رحم (همان، ص 34) ; شكر فراوان به درگاه الهى (عيون الحكم والمواعظ، ص 275) و زيارت كربلا (تهذيب الأحكام، ج6، ص 42، ح1).
    منابع
    ارشاد الطالبين الى نهج المسترشدين ، سيورى جلى، جلال الدين مقداد بن عبداللّه، (م/826ق)، تحقيق سيد مهدى رجائى، مكتبة آية اللّه المرعشى، قم، 1405هـ.ق ; اصول الكافى ، كلينى رازى، ابوجعفر محمد بن يعقوب، (م/329ق) ، دار الكتب الاسلامية، تهران، 1365ش ; الاقتصاد الهادى إلى طريق الرشاد ، طوسى، ابوجعفر بن حسن، (م/460ق)، تحقيق شيخ حسن سعيد، مكتبة جامع چهلستون، طهران، 1400هـ.ق ; الاقتصاد فى الاعتقاد ، غزالى، ابوحامد، (م/505ق)، علق وشرحه علي بن ملحم، دار الهلال، بيروت، 1993م ;الأمالى ، طوسى، ابوجعفر محمد بن حسن بن على (م/460ق)، دارالثقافة، قم، 1414ق ; انوار الملكوت فى شرح الياقوت ، حلّى ، جمال الدين ابومنصور حسن بن يوسف ، (م/726ق) ، تحقيق محمد نجفى زنجانى ، انتشارات رضى و بيدار ، قم ، 1363هـ.ش ; بحارالانوار ، مجلسى ، محمد باقر ، (م/1110ق) ، مؤسسة الوفاء ، بيروت ، 1404ق ; تصحيح الاعتقاد الإمامية ، شيخ مفيد ، محمد بن نعمان ، (م/413ق) ، تحقيق حسين درگاهى ، دارالمفيد ، بيروت ، 1414هـ.ق ; تمهيد الأوائل وتلخيص الدّلائل ، باقلانى ، ابوبكر محمد بن طيّب ، (م/403ق) ، تحقيق شيخ عماد الدين احمد حيدر ، مؤسسة الكتب الثقافية ، بيروت ، 1414هـ.ق ; تهذيب الاحكام ، طوسى ، ابوجعفر محمد بن حسن (460ق) ، دارالكتب الاسلاميه ، تهران ، 1365ش ; التفسير الكبير ، رازى، فخرالدين (/606ق)، داراحياء التراث العربى، بيروت، بى تا ; الحكمة المتعالية في الاسفار العقلية الأربعة ، شيرازى ، صدر الدين محمد ، انتشارات مصطفوى ، قم ، 1379هـ.ق ; الذخيرة فى علم الكلام ، علم الهدى ، شريف مرتضى ، (م/436ق) ، تحقيق سيد احمد حسينى ، مؤسسة النشر الاسلامى ، قم ، 1411ق ; شرح الاصول الخمسة ، بن احمد ، قاضى القضاة عبد الجبار ، (م/415ق) ، مكتبة وهبة ، قاهره ، 1384هـ.ق ; شرح المقاصد ، تفتازانى ، مسعود بن عمر بن عبد اللّه ، (م/792ق) ، تحقيق عبد الرحمن عميرة ، مجمع البحوث الإسلامية ، طهران ، 1409هـ.ق ; شرح المنطق ، سبزوارى ، هادى ، تحقيق و تعليق حسن حسن زاده ، نشر ناب ، تهران ، 1416هـ.ق ; الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية ، جوهرى ، اسماعيل بن حماد ، (م/393ق) ، تحقيق احمد بن عبد الغفور عطارى ، دار العلم للملايين ، بيروت ، 1407ق ; عيون اخبار الرضا (عليه السلام) ، شيخ صدوق ، ابوجعفر محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى ، (م/381ق) ، تهران ، انتشارات جهان ، 1387هـ.ق ; عيون الحكم والمواعظ ، ليثى واسطى ، على بن محمد ، (م/قرن6) ، ، تحقيق حسين حسنى بيرجندى ، دارالحديث ، قم ، 1376ش ; كتاب التفسير ، عياشى سمرقندى ، ابونضر محمد بن مسعود ، (م/320ق) ، تحقيق و تعليق ، سيد هاشم رسولى محلاّتى ، المكتبة العلمية الاسلامية ، تهران ، بى تا ; كتاب الزهد ، كوفى اهوازى ، حسين بن سعيد ، (م/ق3) ، تحقيق ، ميرزا غلامرضا عرفانيان ، انتشارات العلمية ، قم ، 1399هـ.ق ; كتاب العين ، فراهيدى ، ابوعبد الرحمن الخليل بن احمد (م/157ق) ، تحقيق مهدى مخزومى وابراهيم سامرائى مؤسسة دار الهجرة ، قم ، 1409هـ.ق ; كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد (قسم الالهيات ، حلّى ، يوسف بن مطهر ، (م726ق) ، علق عليه جعفر السبحانى ، مؤسسة الإمام الصادق(عليه السلام) ، قم ، 1375ش ; الكليّات ، حسينى كنوى ، ابوالبقاء ايوب بن موسى (م/1094ق) ، دارالكتاب الاسلامى ، قاهره ، 1413ق ;المفردات الفاظ القرآن فى غريب القرآن ، راغب اصفهانى ، ابى القاسم حسين بن محمد ، (م/502ق) ، تحقيق محمد سيد گيلانى ، المكتبة المرتضوية ، ايران ، 1362ش ; الميزان فى تفسير القرآن ، طباطبائى ، سيد محمد حسين ، (م/1402ق) ، دار الكتب الاسلاميه ، تهران ، 1397ق ; مستدرك الوسائل ، نورى ، حسين (م/1320ق) ، مؤسسة آل البيت لإحياء الثراث ، 1408ق ; وسائل الشيعة إلى تحصيل مسائل الشريعة ، عاملى ، شيخ محمد بن حسن حرّ ، (م/1104ق) ، مؤسسة آل البيت ، قم ، 1409هـ.ق.
    __________________
    اكبر اسد عليزاده

  2. صلوات و تشکر


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •