تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    اعجاز علمی قرآن درباره ی زمین




    مقدمه

    منظور از اعجاز علمی قرآن، طرح و تشریح فرمول های علوم طبیعی که براساس تجربه به دست می آید، نیست؛ چرا که قرآن کتاب هدایت است و اشاره و توجه دادن بشر به اسرار طبیعت، حکایت از آن دارد که گوینده این سخنان آگاه به همه ی اسرار جهان است. پس منظور از اعجاز علمی در برداشتن علوم و اسرار طبیعت است؛ همچنان که خداوند می فرماید: قُلْ أنْزَلَهُ الّذی یَعْلَمُ السِّرّ فِی السّماواتِ وَ اْلأرْضِ إِنّهُ کانَ غَفُورًا رَّحیمً؛ «بگو: "آن را کسی نازل ساخته است که رازِ نهان ها را در آسمان ها و زمین می داند، و هموست که همواره آمرزنده ی مهربان است".».

    یادآوری این نکته نیز لازم است که باید علم را در استخدام قرآن و فهم آیات آن قرار دهیم و پیش از آن که بیگانگان یک پدیده علمی را کشف کنند، مسلمانان با الهام گرفتن از قرآن به آن پدیده برسند. در قسمت نخست نوشتار یادکردی از اعجاز قرآن و وجوه آن داشتیم. مقصود را با بیان اشارات علمی قرآن ادامه می دهیم:

    نمونه هایی از اشارات علمی قرآن

    در قرآن اشارات علمی بسیار به کار گرفته شده که برخی از آن ها از دیرزمان و برخی نیز در سالیان اخیر با ابزار علم روشن شده و شاید بسیاری دیگر را گذشت زمان آشکار سازد. اشاره به نمونه هایی از آن گویای اصل مطلب است.

    الف. قرآن و جاذبه عمومى؛ برخی آیات اشاره شده به جاذبه زمین عبارت است از:

    اللّهُ الّذی رَفَعَ السّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها...؛ «خدا [همان کسی است که آسمان ها را بدون ستون هایی که آن ها را ببینید، برافراشت،...».

    خَلَقَ السّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها... ؛ «آسمان ها را بی هیچ ستونی که آن را ببینید، خلق کرد...».

    إنّ اللّهَ یُمْسِکُ السّماواتِ وَ اْلأرْضَ أنْ تَزُولا...؛ «همانا خدا آسمان ها و زمین را نگاه می دارد تا نیفتند...».

    ... وَ یُمْسِکُ السّماءَ أنْ تَقَعَ عَلَی اْلأرْضِ إِلاّ بِإِذْنِهِ... ؛ «... و آسمان را نگاه می دارد تا [مباد بر زمین فرو افتد...».

    علامه طباطبایی ره در تفسیر آیه اول می فرماید: «غرض از این آیه یاد دادن دلیل ربوبیت پروردگار متعال است، و این که او واحد است و شریک ندارد. آسمان ها بدون آن که پایه بر آن تکیه داشته باشد و شما با چشمتان ببینید؛ همچنان مرفوع و بلند است، و در آن نظامی جریان دارد، شمس و قمری دارد که تا زمانی معین در آن می چرخند ... آسمان بر بالای زمین بدون ستونی محسوس که انسان اعتماد آن را بر آن احساس کند ایستاده ... پس این که فرمود: الّذی رَفَعَ السّماواتِ بِغَیْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها... معنایش این می شود که خداوند آسمان را از زمین جدا کرد و میان آن دو فاصله ای گذاشت، فاصله ای که باعث شد آسمان مسلط بر زمین شود و اشعه ی خود را بر زمین بتاباند و باران و صاعقه ی خود را به زمین بفرستد، و همچنین آثار دیگر... البته این ایستادن از طریق اسبابی است که مختص به همان زمین و آسمان است، و تازه اگر آسمان ها به وسیله پایه هم ایستاده بودند، باز بی نیاز از احتیاج به خدای تعالی و به قدرت و اراده او نبودند ... و لکن انسان ـ در عین این که قانون علیت کلی را می بیند و معتقد است که هر حادثه ای محتاج به علتی است که آن را ایجاد کند، و در فطرتش جست وجوی از علل حوادث و امور ممکنه نهفته شده ـ وقتی بعضی از حوادث را مقرون به علت می بیند، و این دیدنش چند بار در برابر حواسش تکرار می شود، خود به خود قانع می گردد، و دیگر از دیدن آن تعجب نمی کند و درصدد جست و جوی از علت آ‌ن بر نمی آید».

    یکی از یاران امام رضا به نام حسین بن خالد درباره ی قول خداوند که فرمود: وَ السّماءِ ذاتِ الْحُبُکِ؛ «سوگند به آسمان مشبّک» سؤال کرد، یعنی چه؟ آن حضرت فرمود: این آسمان راه هایی به سوی زمین دارد، راوی عرض کرد: چگونه آسمان راه ارتباطی با زمین دارد؛ و حال آن که خداوند می فرماید: «آسمان ها بی ستون است؟!».

    امام رضا فرمود: «سبحان الله، ألیس الله یقول بغیر عمد ترونها؟ قلت بلى، فقال ثم عمد لکن لاترونها؛ عجیب است، آیا خداوند نمی فرماید: بدون ستونی که قابل مشاهده باشد، عرض کردم: آرى، امام فرمود: پس ستون هایی هست، لکن شما نمی بینید».

    آیا توجیه و تفسیری برای این سخن، غیر از ستونی که ما امروز نام آن را توازن قوه «جاذبه و دافعه» می نامیم، وجود دارد؟! تفسیر مجمع البیان این آیه را از جمله معجزات جاودانی و علمی قرآن کریم می داند که اشاره به نیروی جاذبه داشته و سراسر کاینات را به یکدیگر ربط می دهد و همچون ستونی استوار و محکم، کرات عظیم آسمانی را در مدارهای مخصوص، حفظ می کند. هر یک از کرات ‌آسمانی در مدار و جایگاه خود معلق و ثابت هستند، هر چند مجموعه ها و منظومه ها دارای حرکت اند. تنها چیزی که آن ها را در جای خود نگه می دارد، همان تعادل قوه جاذبه و دافعه است، که سبب می شود کرات آسمانی با سرعت به سوی یکدیگر حرکت نموده و در مرکز واحدی جمع شوند، ولی حرکت دورانی موجود در سیارات و منظومه ها سبب دور شدن کرات و منظومه ها می گردد. چنانچه قوه جاذبه با قوه دافعه مساوی باشد، ستون نیرومند نامریی به وجود خواهد آمد که آن ها را در جای خود ثابت نگه داشته؛ همان گونه که کره زمین میلیون ها سال در مدار معین گرد خورشید حرکت می کند، و نه جذب آن می شود و نه از آن دور می گردد. این نشانه ی عظمت خدا و نیز اعجاز قرآن است. نیوتن دانشمندی است، که نظریه خود را مبنی بر جاذبه عمومی زمین ابراز کرد، حرکت و گردش نجوم را مشمول یک قانون منظم کلی گردانید.

    قانون کلی حرکت سیارات را این گونه تبیین کرد:

    الف. بر اساس قانون جاذبه عمومی کلیه اجسام همدیگر را جذب می کنند. این کشش نیز به دو عامل جرم و فاصله بستگی دارد. هر چه جرم یک جسم بیشتر باشد نیروی کشش آن نیز زیادتر می گردد، و در صورت زیاد شدن فاصله ی دو جسم، تأثیر جاذبه کم شده و به نسبت مجذور فاصله نیروی جاذبه کاهش می یابد.

    ب. موافق قانون دوم نیوتن در مرکز هر جسم که گرد مرکزی حرکت کند، کششی به وجود می آید که میل به دور شدن از آن مرکز را دارد. زمین، سیارات، قمرها و اجرام آسمانی که در مدارهای خاص خود در گردش اند، نتیجه ی ترکیب دو نیروی جاذبه و گریز از مرکز است. این دو نیرو اجرام فضایی را در مدار خود نگاه می دارد و از سقوط و تصادم و اصطکاک آن ها با یکدیگر جلوگیری می کند.

  2. #2

    اعجاز علمی قرآن درباره ی زمین




    ب. قرآن و حرکت زمین؛ در مورد حرکت زمین به آیات متعددی استناد شده است:

    وَ تَرَی الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِیَ تَمُرّ مَرّ السّحابِ...؛ «و کوه ها را می بینی [و می پنداری که آن ها بی حرکتند و حال آن که آن ها ابرآسا در حرکتند...».

    وَ اْلأرْضِ وَ ما طَحاه؛ «سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد».

    وَ اْلأرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاها ؛ «و پس از آن، زمین را با غلتانیدن گسترد».

    در اولین آیه چند نکته دیده می شود: کوه ها که به نظر ساکن می آید با سرعتی همچون سرعت ابرها در حرکت است و این حرکت جدای از حرکت زمین نیست، بلکه همه یک واحد پیوسته اند. اگر کوه ها حرکت می کنند مفهومش این است که کره زمین در حرکت است.

    این آیه، یکی از معجزات مهم علمی قرآن است؛ زیرا می دانیم در عصر نزول قرآن و حدود یک هزار سال بعد از آن، عقیده ثابت بودن زمین و حرکت کرات به دور آن که از «هیئت بطلیموس» نشأت می گرفت، عقیده حاکم و رایج بر تمام محافل علمی جهان بود. حدود یک هزار سال بعد ـ اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم میلادی ـ گالیله ایتالیایی و کپرنیک لهستانی نخستین دانشمندانی بودند که حرکت زمین را کشف کردند، اما با مخالفت شدید ارباب کلیسا مواجه شدند و تا آستانه مرگ مقاومت کردند.

    علامه شهید استاد مطهری ره در خصوص تسلیم گالیله می فرماید: «وقتی گالیله را به خاطر اعتقاد به حرکت زمین و مرکزیت خورشید شکنجه می دادند، از بیم آن که او را آتش بزنند، از عقیده علمی خود اظهار توبه کرد، اما در همان حال، روی زمین نوشت: با توبه گالیله زمین از گردش خود باز نمی ایستد».با این همه قرآن مجید ده قرن پیش از آن پرده از روی این حقیقت برداشته بود. کوه ها به عنوان عظیم ترین موجودات روی زمین و مظهر صلابت و استحکام و پا برجایی هستند؛ از این رو حرکت کوه ها می تواند نشانه ای از قدرت بی پایان حق تعالی باشد، ولی مسلم است که حرکت کوه ها چیزی جز حرکت زمین نخواهد بود. زمین با سرعت حرکت ابرها در حرکت است؛ براساس محاسبات دانشمندان امروز، سرعت مسیر حرکت زمین به دور خود، نزدیک به 30 کیلومتر در هر دقیقه است و سیر آن در حرکت انتقالى، به دور خورشید از این هم بیشتر است. به هر حال آیه فوق، از معجزات علمی قرآن به شمار می آید.

    وَ اْلأرْضِ وَ ما طَحاه؛ وَ اْلأرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحاه

    راغب در مفردات می نویسد: معنای لغت "طحو" مثل لغت "دح" است و آن توسعه چیزی و حرکت دادن آن است. در جای دیگر در مورد لغت "دح" می گوید: حرکت دادن "زمین" از محل خود است. دقیق ترین وصف را قرآن در مورد زمین با کلمه "دحو" به کار برده است؛ چرا که زمین یک حرکت وضعی و یک حرکت انتقالی دارد.

    البته ممکن است معنای دیگر "دحو" و "طحو"؛ یعنی گستردن نیز مراد باشد و جمع این دو منافات ندارد. تعبیرات قرآن و اشارات علمی آن به حرکت زمین، برخلاف هیئت بطلیموسى، حاکم بر فضای علمی زمان نزول قرآن بوده است؛ چرا که در هیئت بطلیموسی زمین ساکن و مرکز جهان معرفی می شود، اما قرآن سخن از حرکت آن گفته است که این مسأله یکی از مطالب علمی حق و صادق قرآن است و حدود 9 قرن بعد از نزول آن توسط دانشمندانی همچون کپرنیک به اثبات رسید. این گونه مطالب عظمت قرآن و رسول اعظمص را می رساند.


    منبع : نامه جامعه - شماره 50
    ویرایش توسط مرادی نسب : 1390/02/06 در ساعت 05:39 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •