تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1

    راهكارهاي قرآني برخورد با همسران و فرزندان خطاكار




    در بعضي از آيات قرآن كريم سخن از دشمني بعضي زنان و فرزندان به ميان آمده است. در مقاله حاضر، نويسنده كوشيده است ضمن بررسي اين موضوع راهكارهاي برخورد با چنين افرادي را نيز مورد بررسي قرار دهد.
    «يا ايها الذين آمنوا قوا انفسكم و اهليكم ناراً وقودها الناس و الحجاره عليها ملائكه غلاظ شداد لايعصون الله ما امرهم و يفعلون مايومرون» (تحريم 6)
    اي كساني كه ايمان آورده ايد خود و خانواده خويش را از آتشي كه هيزم آن انسان ها و سنگ هاست حفظ كنيد؛ آتشي كه فرشتگان خشن و سختگير بر آن گمارده شده كه هرگز فرمان خدا را مخالفت نمي كنند و آنچه فرمان داده شده اند را اجرا مي نمايند.
    و شاركهم في الاموال و الاولاد... ان عبادي ليس لك عليهم سلطان و كفي بربك وكيلا... (اسراء 64 و 65)
    (اي شيطان براي گمراه كردن فرزندان آدم) و در اموال و فرزندان آنها شركت كن... (اما بدان) كه نسبت به آنان كه بندگي مرا پيشه خود كرده اند سلطه اي نداري و همين قدر كافي است كه پروردگارت حافظ آنها باشد.
    «و اعلموا أن اموالكم و اولادكم فتنه و أن الله عنده اجر عظيم» (انفال 28)
    و بدانيد اموال و اولاد شما وسيله آزمايش است و خداوند نزدش پاداش عظيمي است.
    «و ما اموالكم و لا اولادكم بالتي تقربكم عندنا زلفي الا من آمن و عمل صالحاً فاولئك لهم جزاء الضعف بما عملوا و هم في الغرفات آمنون» (سباء 37)
    اموال و اولاد هرگز شما را نزد ما مقرب نمي سازد جز كساني كه ايمان بياورند و عمل صالحي انجام دهند كه براي آنان پاداش مضاعف در برابر كارهايي است كه انجام دادند و آنها در غرفه هاي (بهشتي) در امنيت خواهند بود.
    يا ايها الذين آمنوا لاتلهكم اموالكم و لااولادكم عن ذكر الله و من يفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون» (منافقون 9)
    اي كساني كه ايمان آورده ايد! اموال و فرزندانتان شما را از ياد خدا غافل نكند و كساني كه چنين كنند زيانكارانند.
    نحوه برخورد با همسران و فرزندان خطاكار
    «يا ايها الذين آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدواً لكم فاحذروهم و ان تعفوا و تصفحوا و تغفروا فان الله غفور رحيم» (تغابن 14)
    اي كساني كه ايمان آورده ايد! تحقيقاً بعضي از همسران و فرزندان شما دشمنان شما هستند پس از آنها در بيم و هراس باشيد و اگر عفو كنيد و از خطاهاي آنان چشم پوشي نماييد و آنها را ببخشيد (نتيجه بهتري خواهيد گرفت) زيرا خداوند بخشنده و مهربان است.
    در اين آيه شريفه پنج كلمه محوري وجود دارد كه ابتدا با استفاده از مفردات راغب اصفهاني معاني آنها را بيان نموده و سپس نتيجه گيري مي كنيم:
    كلمه اول: عدو «عدواًلكم»
    العدو: تجاوز و درگذشتن از حد است كه با التيام منافات دارد يعني با بهبودي بخشيدن و سازگاري دادن ميان دو چيز تفاوت دارد.
    عدو دو گونه است: 1. عداوت به قصد دشمني و خصومت 2. دشمني و عداوتي كه از روي قصد نباشد بلكه حالتي به او دست مي دهد كه اذيت مي شود و همان گونه كه از دشمنان مورد اذيت و آزار قرار مي گيرد.
    كلمه دوم: حذر «فاحذروهم»
    حذر: دوري كردن از چيزي ترسناك و هراس آور است.
    كلمه سوم: عفو «و ان تعفوا»
    عفوت عنه: قصد از بين بردن گناهش را نمودم كه از انجام آن برگردد. پس عفو: دور شدن از گناه است.
    كلمه چهارم: صفح «واصفحوا»
    الصفح: درگذشتن و نكوهش نكردن است «فاعفوا واصفحوا حتي ياتي الله بأمره» (بقره 109)
    صفحت عنه: يا از او چشم پوشي كردم و از گناهش درگذشتيم يا او را رو در روي ديدم و از او دوري كردم يا از صفحه كتابي كه گناهش را در آن ثبت كرده بودم درگذشته و به صفحات ديگر پرداختم.
    كلمه پنجم: غفر «وتغفروا»
    الغفر: بيم و ترس و آنچه كه انسان را از پليدي و آلودگي مصون مي دارد.
    اغفر ثوبك في الوعاء: لباس را در ظرف شستشو كن تا ريم و چركش دور شود.
    غفر له: وقتي است كه در ظاهر از او درگذرد هر چند كه در باطن بر او اعتمادي نكرده و از او درنگذشته است.
    اقسام همسران و فرزندان
    در قرآن كريم دو نوع همسر و فرزند مطرح شده است:
    1. همسران و فرزنداني كه سبب چشم روشني هستند. اين قسم در آيه 74 سوره فرقان بيان شده است:
    «والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا و ذرياتنا قره اعين و اجعلنا للمتقين اماما- اولئك يجزون الغرفه بما صبروا و يلقون فيها تحيه و سلاما- خالدين فيها حسنت مستقرا و مقاما» (فرقان 74 تا 76)
    و كساني كه از خداوند چنين درخواست مي كنند: پروردگارا از همسران و فرزندانمان مايه روشني چشم ما قرار ده و ما را براي پارسايان پيشوا قرار ده- آنها هستند كه درجات عالي بهشت در برابر شكيبائيشان پاداش قرار داده شده و در آن با تحيت و سلام همديگر را ملاقات مي كنند. در حالي كه در آن جاودانه هستند، چه قرارگاه و محل اقامت نيكويي!
    2. همسران و فرزنداني كه دشمني مي كنند كه در آيه 14 سوره تغابن مطرح شده است:
    بحث ما در اين مقاله نوع دوم است كه تحت عنوان راه كارهاي قرآني براي تعامل و مواجه با همسران و فرزندان نااهل آن را مطرح مي كنيم.
    براساس آيه 14 تغابن نكات ذيل استفاده مي گردد.
    دشمني زنان و فرزندان نااهل بر محور ايمان است: خداوند مؤمنان را خطاب قرار داده است و از جمله «عدو لكم» استفاده مي شود كه فاصله و تضادي كه ميان آنان و مؤمنين ايجاد مي شود اختلافات خانوادگي معمول نيست بلكه اختلاف ديني است يعني همسران و يا فرزندان نااهل رفتارهايي خلاف ايمان به خدا انجام مي دهند. از راه كارهايي كه خداوند بيان فرموده است چنين استفاده مي گردد كه منظور از عدو معناي دومي است كه در مفردات راغب آمده است و به معناي اول يعني عداوت به قصد دشمني و كينه توزي نيست و لذا مي فرمايد: «عدو لكم» نه «عدو عليكم» و الا اگر چنين بود جنگ و مقابله با آنها لازم است و دستور جهاد في سبيل الله بر عليه دشمنان دين شامل همسران و فرزندان محارب نيز مي شود و لذا اميرالمؤمنين مي فرمايد: «و لقد كنا مع رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم نقتل آباءنا و ابناءنا و اخواننا و اعمامنا و ما نزيدنا الا ايماناً و تسليماً و مضياً علي اللقم و صبراً علي مضص الألم و جداً في جهاد العدو» (نهج البلاغه خطبه 56)
    در ركاب پيامبر خدا (ص) بوديم و با پدران و فرزندان و برادران و عموهاي خود جنگ مي كرديم كه اين مبارزه جز بر ايمان و تسليم ما نمي افزود و ما را در جاده وسيع حق و صبر و بردباري برابر ناگواري ها و جهاد و كوشش برابر دشمن ثابت قدم مي ساخت.
    علاوه بر اين با خطاب «يا ايهاالذين آمنوا» جهت عداوت روشن مي شود و آن تعارضي است كه همسران و فرزندان نااهل با مؤمنين در عمل ايماني دارند. اين عداوت مربوط به مسائل عادي و اختلافات نظري و سليقه اي نيست بلكه مربوط به مسائل ديني و اختلافات اعتقادي است به عنوان مثال همسر يا فرزند نماز نمي خوانند و يا رعايت محرم و نامحرم را نمي كنند و يا زن نسبت به مرد و يا مرد نسبت به زن خيانت مي كند و يا فرزند با دوستان ناباب رفاقت مي كند و به حرف پدر و مادر خود گوش نمي دهد و امثال آن.*
    ادامه دارد ...
    ___________________________________
    *حجت الاسلام احمد اميد
    ویرایش توسط hoda : 1390/02/06 در ساعت 07:47 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    راه كارهاي مواجهه با همسران و فرزندان نااهل

    راه كار اول. حذر
    با توجه به ضرر و زياني كه فرزندان و همسران نااهل براي مؤمنان دارند بايد نگران و ترسان بود يعني اولين راهكاري كه خداوند براي مواجهه و مقابله با آنان مي فرمايد اين است كه آنها از حيث مادي و معنوي زيان ها و خسارات جدي به خانواده وارد مي كنند هم كسب و درآمد خانواده را به هدر مي دهند و هم عزت و آبروي خانواده را مورد هتك قرار مي دهند و از همه مهمتر خود را ضايع مي كنند و اين بزرگترين ضربه به خانواده است بنابراين بايد حساس بود و تسليم آنها نبايد شد و مؤمنان از آنها بايد برحذر باشند يعني دائما بايد با امر به معروف و نهي از منكر با آنها تعامل نمايند. يعني بايد از بيم و هراس نسبت به آسيب هايي كه آنها به خانواده مي زنند ايمن نبود و تحت مواظبت مستمر باشند و لذا خداوند به پيامبر اكرم (ص) دستور مي دهد كه از اهل كتاب برحذر باش مبادا تو را از بعضي احكام الهي منحرف سازند.
    «و احذرهم أن يفتنوك عن بعض ما انزل الله اليك» (مائده 49)

    راه كار دوم. عفو
    «عفو» بنابر آنچه از مفردات راغب نقل شده، عبارت از بخشش و گذشتي است كه در آن اصلاح طرف مقابل از خطا و سيئه مورد نظر باشد و بر اين اساس در آيه 40 سوره شوري؛ عفو همراه با اصلاح عامل پاداش الهي مطرح شده است:
    «و جزاء سيئه سيئه مثلها فمن عفي و اصلح فاجره علي الله انه لايحب الظالمين»
    «كيفر بدي، مجازاتي است همانند آن اما اگر عفو و اصلاح كند پاداش او با خداست. خداوند ظلم-كنندگان را دوست ندارد.»
    بر مبناي اين آيه شريفه عفو بايد با اصلاح طرف مقابل همراه باشد. پس اگر عفو نتواند طرف مقابل را اصلاح كند و يا بعد از عفو اقدام اصلاحي صورت نگيرد موجبات پاداش الهي فراهم نشده است. نمونه اين حقيقت گذشت امام حسين (ع) از ناسزاگويي مردم شامي است كه موجب توجه و اصلاح او گرديد و او را به محب اهل بيت (ع) تبديل نمود و يا گذشت رسول خدا (ص) از ريختن خاكستر بر روي آن حضرت توسط آن شخص يهودي توام گرديد با عيادت كه امر اصلاحي بود و سبب توبه و ايمان آوردن آن يهودي شد. بنابراين راه كار دوم صرفا به معناي گذشتن از كارهاي خلاف همسران و فرزندان نااهل نيست بلكه عفو و گذشتي داراي ارزش است كه موجب اصلاح آنها گردد والا اگر عفو و گذشت موجب جري شدن هرچه بيشتر آنان گردد، اين عفو و گذشت ارزشي ندارد.

  4. #3



    راه كار سوم. «صفح»
    «صفح» به معناي گذشت توام با اغماض و چشم پوشي و تغافل است يعني برخي خطاها را نبايد به روي آنان آورد زيرا سبب جري تر شدن آنها و تثبيت آن خطاها در شخصيت آنان مي شود.
    لذا در مفردات راغب صفح گذشتي كه توام با ملامت نباشد معنا شده است و اين مفهوم مستلزم آن است كه تغافل و چشم پوشي از خطا شود. بنابراين «عفو» و «صفح» در مفهوم گذشت مشترك هستند با اين تفاوت كه «عفو» توام با به رو آوردن خطاست اما «صفح» گذشت و اغماض با به رو نياوردن است اما در عين حال هم در «عفو» و هم در «صفح» جنبه اصلاحي نسبت به خطاكار وجود دارد.
    و بر اين اساس خداوند به پيامبرش دستور مي دهد:
    «ان الساعه لاتيه فاصفح صفح الجميل- ان ربك هو الخلاق العليم» (حجر 85 و 86)
    روز قيامت قطعا فرا خواهد رسيد پس از آنها به طور شايسته تري صرف نظر كن (و آنها را بر ناداني هايشان ملامت نكن) به يقين پروردگار تو آفريننده آگاه است.
    «ان ربك هو الخلاق العليم» به نوعي استدلال براي امر به تغافل و اغماض بزرگوارانه است و مي خواهد بفهماند كه اولا اين صفح جنبه تربيتي دارد چون از جانب رب دستور داده شده است و ثانيا خداوند داراي خلاقيت و علم است كه راه كار صفح جميل را خلق كرده است و اين راه كار بر علم مبتني است.
    امام علي (ع) مي فرمايد: «ان العاقل نصفه احتمال و نصفه تغافل» (غررالحكم 2378 ميزان الحكمه)
    نصف عقلانيت عاقل ظرفيت داشتن است و نصف ديگر آن خود را به غفلت زدن است.
    آن حضرت درباره جايگاه تغافل در اخلاق مي فرمايد:
    «اشرف اخلاق الكريم تغافله عما يعلم» (همان منبع حديث 3256) شريف ترين اخلاق انسان كريم و بزرگوار بي خبر وانمود كردن خود است از آنچه كه مي داند.
    امام زين العابدين (ع) در وصيت به فرزندش مي فرمايد:
    «يا بني ان صلاح الدنيا بحزا فيرها في كلمتين: اصلاح شأن المعايش ملء مكيان ثلثاه فطنه و ثلثه تغافل لان الانسان لا يتغافل الا عن شيء قد عرفه و فطن له» (مستدرك الوسائل ج 9 ص 38، ميزان الحكمه)
    بدان فرزندم كه درست شدن دنيا در همه ابعادش در دو كلمه است:
    اصلاح معيشت پيمانه اي است تمام كه دو سوم آن هوشمندي و يك سوم آن تغافل است زيرا انسان وانمود به بي خبري نمي كند مگر از چيزي كه آن را مي داند و متوجه آن است.

  5. #4



    راه كار چهارم. «غفر»
    «غفر له» همانگونه كه گذشت در مفردات راغب به معناي گذشت ظاهري است اما در باطن اعتماد نكردن و نگذشتن است و «غفر» به معناي بيم و ترس و آنچه انسان را از پليدي و آلودگي مصون مي دارد و «غفر ثوب» لباس را شستشو دادن براي پاك شدن از چرك است. بنابراين غفران از جانب انسان نوعي گذشت است اما در دل بايد بنا را بر عدم گذاشت بگذاريم و بر طبق آن تدبير و برنامه ريزي و تصميم بگيريم.
    براين اساس خداوند در وصف مومنان متوكل به خدا در آيه 37 سوره مباركه شوري مي فرمايد:
    «و اذا ماغضبوا هم يغفرون»
    و هنگامي كه خشمگين مي شوند گذشت مي كنند.
    آنچه مسلم است خشم در درون انسان باقي مي ماند و خشم فرو خورده مي شود يعني «الكاظمين الغيض» مي شود. به عنوان مثال اميرالمؤمنين (ع) در جنگ با عمرو بن عبدود به واسطه آب دهاني كه بر صورت حضرت انداخت خشمگين گرديد اما خشم خود را با اندكي قدم زدن فرو برد و بعداز اين او را به جهنم واصل كرد.
    براين اساس «غفر» از طرف انسان بدين معناست كه به ظاهر از خطاي آنان در مي گذريم اما در باطن به فكر چاره جويي براي پاك كردن آنان از آن خطا برمي آييم. برخلاف عفو كه اصولا از خطا كامل گذشت مي شود و كدورتي از آن در دل نگه نمي داريم. بنابراين «عفو» و «صفح» و «غفر» در عين حال كه هرسه به معناي گذشت است اما عفو گذشتي است كه كدورت در دل گرفته نمي شود اما بايد توام با يك عمل اصلاحي باشد و اما صفح به معناي گذشت توام با تغافل و اغماض است و «غفر» به معناي گذشت ظاهري است اما كدورت را در دل حفظ مي كنيم و براساس آن تصميم گيري مي كنيم.

    تبصره اي مهم
    آنچه مهم است توجه به اين نكته است كه خطاهايي را كه همسران و فرزندان نااهل مرتكب مي شود بايد دسته بندي كرد و تشخصي داد كدام را بايد مورد «عفو» و كدام را مورد «صفح» و كدام را مورد «غفر» قرار داد.
    به نظر مي رسد خداوند در قصه حضرت يعقوب (ع) و حضرت يوسف (ع) و برادرانش هر سه مورد را مطرح فرموده است. ترديدي نيست كه برادران حضرت يوسف (ع) از مصاديق فرزندان نااهل مي باشند كه خطاي بزرگي در سر به نيست كردن حضرت يوسف مرتكب شدند. حضرت يعقوب اولا آنها را مورد عفو قرار داد و با صبر جميل زمينه را براي اصلاح آنان فراهم ساخت و لذا فرمود: «قال بل سولت لكم انفسكم امرا فصبر جميل و الله المستعان علي ما تصفون»
    ثانيا با اينكه يقين داشت كه آنها صحنه سازي كرده اند اما به روي آنان نياورد و لذا نسبت كذب را به آنها نداد و ثالثا به ظاهر از آنها گذشت اما باطنا در غم حضرت يوسف هميشه گريان بود و آنها را تشويق به جستجو براي يوسف مي كرد.

  6. #5



    راه كار پنجم. «غفران و رحمت خداوند»

    خداوند تدبير در مقابل همسران و فرزندان نااهل را دو بخش كرده است يك بخش وظيفه مومنان است كه در حوزه حذر، عفو، صفح و غفر است و بخش دوم نقش خداوند در اصلاح امر خانواده است و لذا با «ان» شرطيه مطرح فرموده يعني اگر شما مومنان در مواجه با همسران و فرزندان نااهل اين چهار امر را انجام دهيد خداوند غفران و رحمت خود را نسبت به شما انجام مي دهد.
    «فان الله غفور رحيم» يعني خداوند خطاهاي شما و يا فرزندان شما و همسران را كه موجب اين مشكل و معضل شده است از ميان برمي دارد و رحمت خاصه خود كه اصلاح امور و باز كردن گره معضل و مشكلات است را انجام مي دهد. لذا خداوند در آيه 109 سوره بقره مي فرمايد: «فاعفوا و اصفحوا حتي يأتي الله بامره ان الله علي كل شيء قدير» گذشت و اغماض كنيد تا امر خداوند بيايد زيرا خداوند به هرچيزي قادر است.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •