تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11
  1. #1

    ✿✿ فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیدگاه قرآن کریم




    هفت آیه‌اى که براى شناسائى مقام والاى حضرت صديقه سلام‌اللّه‌علیها مى‌توان استفاده کرد ( از گفتارهای علامه عبدالحسین امینى (ره) )

    آیه اول:

    انما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهّرکم تطهیرا؛ احزاب/33

    خدا چنین مى‌خواهد که رجس (هر آلایش) را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را پاک و منزه گرداند


    برخى را عقیده بر این است که چون این آیه شریفه بین دو آیه واقع شده که آن آیات درباره زوجات پیغمبر(ص) نازل گردیده است، بنابراین به همان نسق، این آیه هم باید در شأن زوجات آن حضرت باشد، و ما لازم مى‌دانیم که از پنج طریق به این آیه نظر کنیم:



    1 - اول بررسى این‌که بعد از نزول این آیه، از رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله درباره آن نصى (کلام صریحى هست که آیه تطهیر در شأن چه کسى نازل شده است؟

    2 - دوم این‌که در این موضوع، از خود زنهاى پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله کلام معتبر و صریحى وجود دارد که دلالت مى‌کند این آیه درباره کیست؟، آیا یکى از آنان ادّعا کرده است که آیه تطهیر در شأن ما زنان پیامبر نازل شده است؟ و یا این‌که عکس این مطلب را اظهار نموده است؟

    3 - سوم این‌که آیا على سلام‌اللّه‌علیه و یا اولاد امیرالمؤمنین علیه‌السلام با این آیه احتجاج و مناهده کرده‌اند؟ آیا ادّعا کرده‌اند که این آیه در شأن ما اهل‌بیت است و در غیر ما نیست؟ و آیا در مقام احتجاج از صحابه شنیده‌اند؟

    4 - چهارم این‌که آیا از خود صحابه کلام معتبر و صریحى در این باره موجود است که آیه تطهیر درباره چه کسى نازل شده است؟

    5 - پنجم این‌که رجال تفسیر و حدیث در این مورد چه مى‌گویند؟ آیا با نظر آن کسانى‌که مى‌گویند آیه تطهیر مانند دو آیه قبل و بعد آن مربوط به زوجات پیغمبر است هم‌راى و موافق هستند؟ یا این‌که مى‌گویند نه خیر، چون درباره شان نزول این آیه، نص کلام معتبر و صریحى وجود دارد، لذا باید تابع آن نص شد.

    بنابراین آنچه درباره تطهیر بیان مى‌شود از این پنج طریق که گفته شد، بیرون نیست.

  2. #2

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه تطهیر و گفتار پیامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله

    اما آنچه نفس قضیه است:
    در شأن نزول این آیه روایات متواترى در دست است که حاکى است آیه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شده است و در آن هنگام رسول اکرم (ص)، حضرت صدیقه، امیرالمؤمنین، و حسنین صلوات‌اللّه‌علیهم حضور داشته اند، جناب ام سلمه خودش از رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله تقاضا مى‌کند که من نیز به جمع شما داخل بشوم و تحت کسا نزد شما خاندان رسالت قرار گیرم؟ حضرت او را نهى کرد و فرمود: نه، تو داخل نشو (وانت فى خیر چون این آیه مخصوص است به ما پنج تن.

    نام جماعتى از صحابه که شان نزول این آیه را به همین ترتیب نقل کرده‌اند و روایات آنها متواتر است به این شرح مى‌باشد:

    سعدبن ابى وقاص انس بن مالک ابن عباس ابوسعید خدرى عمر بن ابوسلمه واصلة بن اسقع عبداللّه بن جعفر ابوحمرا هلال عایشه ام سلمه ابوهریره معقل بن یسار ابوطفیل جعفربن حبان حبیره ابوبرزه اسلمى مقداد بن اسود.

    روایاتى که صحابه مذکور نقل کرده‌اند، در این موضوع هم راى و هم سخن هستند که آیه شریفه تطهیر در خانه ام سلمه نازل شده، و فقط در شأن پنج تن بوده است و هیچ‌یک از زنان پیغمبر(ص) داخل این قضیه نیست، و این مطلب از مسلّمات است. غیر از حضرات صحابه، تقریبا 300 نفر دیگر نیز این روایت را به همان ترتیب و با ذکر این‌که محل نزول آیه خانه ام سلمه بوده است، نقل کرده‌اند. و ما مشخصات این 300 نفر را که در قرون مختلفه مى‌زیسته‌اند بطور تقصیل در کتابالغدیر‌ ‌شرح داده‌ایم.

    تمام این 300 نفر نصوصى از پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند، که بعد از نزول آیه تطهیر از حضرت پرسیده شد که این آیه شریفه در شان کیست؟ حضرت فرمود: منم، على، فاطمه، حسنین علیهم‌السلام.

    پس با توجه به مطالب فوق، جاى هيچ‌گونه ترديدى نيست که حضرت صدیقه زهراء سلام‌اللّه‌عليها نيز مشمول آیه تطهیر است و در کلمه اهل البيت او نيز مراد مى‌باشد. گذشته از اینها، پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، براى اثبات و روشن شدن حقیقت امر کار بسیار جالبى کرده است که 9 نفر از صحابه آنرا نقل کرده‌اند، به این شرح که بعد از نزول این آیه، حضرت رسول صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، هر روز (تا زمان وفاتش تقریب، هنگام خروج از منزل که براى اقامه نماز صبح به مسجد تشریف مى‌برد، قبل از نمازصبح به در خانه حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها مى‌آمد و مى‌فرمود:

    السلام علیکم یا اهل البیت، انما یرید اللّه لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

    سلام بر شما اى اهل البیت، بدرستى‌که خدا اراده فرموده است که هر ناپاکى را از شما خاندان نبوت دور گرداند و شما را پاک و منزه نماید

    راوى دیگرى مى‌گوید: من شش ماه در مدینه بودم و این جریان را هر روز مشاهده کردم، راوى دیگر نقل مى‌کند: من نه ماه در مدینه توقف کردم و هر روز ناظر این صحنه بودم. راوى دیگر اظهار مى‌دارد: من 12 ماه در مدینه ساکن بودم و هر روز شاهد این روش پیامبر(ص) بودم و این جریان تا آخرین روز زندگانى رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله ادامه داشته است ‌ ‌

    پس با توجه به مطالب مذکور کاملا روشن است که آیه تطهیر مخصوص بوده است به خانه حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها، و آن اشخاصى که در آنجا ساکن بوده‌اند.

    حضرت رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله که به این روش، به این استمرار، به این استقرار و در این مدت متوالى، هر روز بر در خانه زهرا سلام‌اللّه‌علیها مى‌آمد، منظورش این بوده است که اگر کسى سخنان آموزنده و تعیین کننده او را دیروز نشنیده است امروز بشنود، و اگر امروز نشد فردا، و اگر فردا نشد، روزهاى دیگر...

    همه صحابه، چه آنانکه در مدینه حضور داشتند، و چه مسافرینى که وارد شهر مى‌شدند، از این روش رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، آگاه شدند که آیه تطهیر فقط و فقط در شأن خاندان پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله (پنج تن نازل شده است.

  3. #3

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه تطهیر و گفتار زنان پیامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله

    اینک بررسى این‌که آیا از همسران پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله در مورد آیه تطهیر ادعائى کرده است یا نه؟

    در این مورد شیعیان روایاتى از زنان پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، از جمله ام سلمه نقل کرده‌اند که آن احادیث را حضرات عامه نیز صحیح و معتبر شمرده‌اند.

    یکى از آن روایات که مورد قبول فریقین (شیعه و سنى) مى‌باشد، این است که ام سلمه مى‌فرماید: من از پیغمبر(ص) پرسیدم که این آیه تطهیر در شأن کیست؟ حضرت فرمود: درباره من، على، فاطمه، حسنین است و توهم مشمول این آیه نیستى. ام سلمه که سرآمد زن‌هاى پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله است خودش آشکارا اعلام و اقرار مى‌کند که من مشمول این آیه نیستم، ما همسران نبى، مورد خطاب این قضیه نیستیم، و کاملا واضح است که اگر آیه شریفه تطهیر درباره زنان پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله بود، جناب عایشه آنرا بر پیشانى جمل مى‌نوشت و غوغائى بر پا مى‌کرد، در صورتى‌که هیچیک از همسران رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله هرگز چنین ادعائى نکرده اند که این آیه در شأن آنان بوده است

  4. #4

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه تطهیر و گفتار ائمه اطهار (ع) و حضرت زهرا(س)

    امیرالمؤمنین علیه‌السلام، حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها، حسن بن على علیه‌السلام، حسین بن على علیه‌السلام، حضرت سجاد، حضرت باقر، و حضرت صادق علیهم‌السلام همگى در هنگام منقبت شمارى به این آیه استناد و احتجاج کرده و برهان سخن خویش قرار داده‌اند.

    امیرالمؤمنین علیه‌السلام در يوم الدار براى اثبات گفتار خود به اين آيه احتجاج و استناد نموده است که آيا آیه تطهیر در مورد ما نيست؟ و تمامى صحابه و تابعین، ضمن قبول اظهارات آن حضرت عرض کرده‌اند: بلى، این آیه در شأن شماست، و این مطلب از مسلمات است ‌

    آیه تطهیر و گفتار صحابه

    همانطورى‌که در قسمت اول این بخش اشاره شد، تمام صحابه و تابعين در اين مطلب هم راى و هم سخن هستند که آیه تطهیر در شأن پنج تن است و از آنان کسى که مخالف اين عقيده است، فقط و فقط عکرمه است که داستان سیاق از او نقل شده است ‌ ‌

    آیه تطهیر و رجال تفسير و حديث

    علماء و رجال تفسیر و حدیث پس از بررسى روایات مذکور، همگى، متفق القول و هم عقیده‌اند که سند عکرمه اعتبار ندارد، و این استدلال سیاق و برهان صحیحى نیست ‌ ‌

    به ملاحظه این که ضمائر آیه شریفه تطهیر همه مذکر است و ضمائر دو آیه قبل و بعد آن مؤ نث مى‌باشد.

    بنابراين سياق آیه تطهیر که در وسط آن دو آيه است عوض شده، و تغییر کرده است در نتیجه نمى‌شود که مربوط به همسران پیغمبر(ص) بوده باشد، و اگر جز آیه تطهیر منقبت ديگرى در شأن زهراى اطهر (ع) نبود، همين يک آيه برهانى است کافى و نشانگر اين‌که حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها معصومه است، و عصمت از جمله شئون و مناصب ولایت است، و ما، غیر ولى که معصوم باشد سراغ نداریم. از ابتداى خلقت، آدم تا آخر، هر کسى که معصوم است ولى است، یا پیغمبر است، یا امام است، و يا صديق است که حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها نيز يکى از آنان است ‌ ‌

  5. #5

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه دوم ‌ ‌

    فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة اللّه على الکاذبین؛ آل‌عمران/61

    پس بگو (اى پیامبر ‌بیائید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم با مباهله بر خیزیم (یعنى در حق یکدیگر نفرین کنیم تا دروغگویان را به لعن و عذاب خدا گرفتار سازیم. ‌ ‌

    اين آيه بطور صريح و آشکارا ندا مى‌کند بر اين‌که پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله هنگامى که با نصاراى نجران مباهله فرمود، حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها نيز در اين مورد شرکت داشت، و او وجود مقدسى است که میان چهار معصوم دیگر در آیه مباهله قرار گرفته است، دو معصوم: ابنائنا (حسنین علیهم‌السلام و دو معصوم: انفسنا (پیغمبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و على علیه‌السلام و یک معصومه: نسائنا: ما بین آنها، که از نساء منحصر است به این وجود مقدس

    و با توجه به این مطلب که مباهله (ابتهال و نفرین کردن با نصاراى نجران یک کار عادى نیست، و با زن و مرد عادى نمى‌توان اقدام به مباهله کرد و طرف مقابل را مغلوب و رسوا نمود، بلکه صلاحیت اقدام به چنین امر خطیرى را افراد مقدس و شایسته‌اى دارا هستند که مورد نظر مرحمت حضرت حق تبارک و تعالى بوده باشند، و حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها نيز يکى از آن شخصيت‌هائى است که مشمول اين آيه شريفه است و اين از مسلمات است ‌ ‌

  6. #6

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه سوم ‌ ‌

    فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه؛ بقره/37 ‌ ‌


    پس حضرت آدم علیه‌السلام از حضرت حق تبارک و تعالى کلمات را فرا گرفت و آن کلمات را وسیله قبول توبه خویش قرار داد


    درباره این آیه احادیثى نقل شده است که بسیار فوق‌العاده است، و با توجه به آیه مذکور و این روایات، انسان مى‌تواند بخوبى درک نمايد که حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها علت خلقت است و يکى از اسباب آفرينش جهان مى‌باشد، یعنى همانطور که رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، امیرالمؤمنین و حسنین علیهم‌السلام سبب خلقتند، حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليه نيز يکى از علل آفرينش است، و معقول نیست کسى علت خلقت باشد و ولایت نداشته باشد.

    در این باره دو روایت، يکى از جناب امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌عليها و ديگرى از جناب ابن عباس نقل مى‌کنم: روايتى که از وجود مقدس امیرالمؤمنین عليه‌السلام است و جمعى از حفاظ عامه آن را ذکر کرده‌اند چنين است:

    سالت النبى صلى‌اللّه‌علیه‌وآله قول اللّه تعالى: فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه فقال: ان اللّه اهبط آدم بالهند، و حوا بجدة... حتى بعث اللّه الیه جبرئیل و قال: یا آدم الم اخلقک بیدى؟، الما انفخ فیک من روحى؟،... قال بلى، قال: فما هذا البکاء؟، قال: و ما یمنعنى من البکاء و قد اخرجت من جوار الرحمان. قال: فعلیک بهولاء الکلمات فان اللّه قابل توبتک و غافر ذنبک، قل یا آدم: اللهم انى اسالک بحق محمد و آل محمد، سبحانک لا اله الا انت عملت سوءا و ظلمت نفسى فاغفرلى، انک انت الغفور الرحیم، فهولاء الکلمات التى تلقى آدم ‌ ‌

    امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه مى‌فرماید: از پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله معناى آيه شريفه فتلقى آدم من ربه کلمات فتاب علیه را سؤال کردم، فرمود: هنگامى که خداى متعال، آدم را در هند، و حوا را در جده فرود آورد... (حضرت آدم مدت‌ها گذشت که اشک غم بر چهره مى‌ریخت تا این‌که خداى تعالى جبرئیل را نازل کرد و فرمود: یا آدم، آیا من تو را به دست (قدرت خودم نیافریدم؟ آیا از روح خود بر تو ندمیدم؟ و ملائک را به سجده کردن بر تو فرمان ندادم؟ و حوا، کنیز خود را به تو تزویج نکردم؟ حضرت آدم عرض کرد: بلى، خطاب آمد: پس این گریه (مداوم تو از چیست؟ عرض کرد: خدایا، چرا گریه نکنم، که از جوار رحمت تو رانده شده ام . خداى تعالى فرمود: اینک فراگیر این کلمات را که به وسیله آن، خدا توبه ترا قبول مى‌کند و گناهت را مى بخشد، بگو یا آدم: خدایا، پاک و منزهى تو، نیست خدائى جز تو، بد کردم و بخود ستم روا داشتم، پس به حق محمد و آل محمد، مرا ببخش، بدرستى‌که این توئى بسیار بخشنده مهربان. پیامبر اکرم (ص) در پایان سخن فرمود: این است آن کلماتى که خداى تعالى به حضرت آدم آموخته است، گوئى خداى تعالى حضرت آدم را با این کلمات تسلى داده است، که اگر از جوار رحمت من دور شده‌اى، این‌که ارزش فراگرفتن این کلمات گرانقدر، عوض، هم سنگ و برابر جوار رحمان و هم تراز فردوس و جنان است، و جبران آن نعمتى که از آن محروم شده‌اى. ‌ ‌

    حافظ ابن النجار‌ ‌که یکى از بزرگان عامه (س)نى است به سند خودش از ابن عباس روایت مى‌کند:

    سالت رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله عن الکلمات التى تلقیها آدم من ربه فتاب علیه، قال: سال بحق محمد، و على، و فاطمة، والحسن والحسین الا تبت على فتاب اللّه علیه تبارک و تعالى

    از پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله سوال کردم: آیا آن کلمات که حضرت آدم از پروردگار خود فرا گرفت و به وسیله آن توبه او مورد قبول واقع شد چیست؟، حضرت فرمود: آدم (ع) با این کلمات از خدا درخواست کرد که توبه او را بپذیرد:

    به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین، توبه مرا قبول فرما‌ ‌پس خداى تبارک و تعالى توبه او را پذیرفت.

    این روایت را سیوطى‌ ‌در‌ ‌درالمنثور، بدخشانى از حافظ کبیر دارقطنى و از ابن النجار و ابن مغازلى در مناقبش، با ذکر سند نقل کرده‌اند، و با توجه به مطالبى که گفته شد از اين آيه هم استفاده مى‌شود که وجود مقدس حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها سبب خلقت عالم وولية اللّه بوده است.

  7. #7

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه چهارم:

    واذا بتلى ابراهیم ربه کلمات فاتمهن؛ بقره/124


    هنگامى که پروردگار حضرت ابراهیم را با کلماتى امتحان فرمود و آن کلمات را تمام کرد‌


    ‌همانطوریکه در آیه قبل گفته شد که مقصود از کلمات چیست، در این آیه نیز مراد از کلمات عبارتند از رسول اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، امیرالمؤ منین، حضرت صدیقه و حسنين سلام‌اللّه‌عليهم ‌ ‌

    در این باره مفضل بن عمر‌ ‌یکى از بزرگان صحابه حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه، که حکیم، فیلسوف و فقیهى فوق‌العاده است، روایتى از آن حضرت نقل مى‌کند و مى‌گوید:

    قول اللّه عزوجل و اذا بتلى ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن ما هذه الکلمات؟ قال هى الکلمات التى تلقیها آدم من ربه فتاب علیه، و هو انه قال: اسالک بحق محمد و على و فاطمه والحسن والحسین الا تبت على، فتاب اللّه علیه، انه هو التواب الرحیم. قلت له: یا بن رسول اللّه فما یعنى عزوجل بقوله: فاتمهن؟ قال یعنى: اتمهن الى القائم اثنى عشر اماما تسعة من ولد الحسین علیهم‌السلام

    از حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه معنى آیه شریفه (و اذا بتلى ابراهیم ربه بکلمات را پرسیدم که مقصود خداى تعالى از این کلمات چیست؟ فرمود: این کلمات، همان کلمات است که حضرت آدم، از خداى تعالى فرا گرفت و چنین عرض کرد: پروردگارا، به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسین از تو درخواست مى‌نمايم که توبه مرا بپذيرى، پس توبه‌اش مورد قبول واقع گردید، بدرستى که خدا، بسیار توبه پذیر و مهربان است مفضل بن عم مى‌گوید، سپس از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدم مقصود خداى تعالى از (اتمهن در این آیه چیست، فرمود:
    یعنى نام نه امام دیگر از اولاد حسین بن على علیهما‌السلام تا قائم آل محمد علیه‌السلام را به پنج تن محلق نمود لذا کلماتى که حضرت ابراهیم به وسیله آنها آزموده شد، جامع‌تر، بالاتر، عالى‌تر، از کلماتى است که حضرت آدم علیه‌السلام فرا گرفت

    این کلمات همان است که حضرت صادق سلام‌اللّه‌علیه، در روايتى مى‌فرماید: نحن الکلمات یعنى مائیم آن کلمات که خدا در قرآن به آنها اشاره مى‌فرماید. چهارده معصوم علیهم‌السلام را از این جهت کلمه نامیده‌اند که نام‌هاى آنها در عرش نوشته شده است و هم‌چنین به ملاحظه آن کلمه‌اى است که دوبار بر شانه آنان نقش بسته است یک بار در رحم مادر و بار دوم بعد از ولادت هنگامى که نطفه امام سلام‌اللّه‌علیه منعقد مى‌شود، بعد از دمیده شدن روح، بر دوش او نوشته مى‌شود:

    و تمت کلمة صدقا و عدلا، لا مبدل لکلماته

    از روى راستى و عدالت کلمه پرورگارت به حد کمال رسید، هیچکس تبدیل و تغییر کلمات خدائى نتواند کرد وقتى که امام سلام‌اللّه‌علیه از مادر متولد مى‌شود، آنگاه نيز بر شانه چپش آيه مذکور نقش مى‌بندد و درباره این کلمات است که حضرت ولى‌عصر سلام‌اللّه‌عليه در دعاى رجبيه‌اش مى‌فرمايد: لا فرق بینک و بینها الا انهم عبادک و خلقک فتقها و رتقها بیدک، بدءوها منک و عودها الیک، اعضاد و اشهاد و مناة و اذواد و حفظة و رواد...

    هرگز امکان ندارد اشخاص که در منطق وحى، کلمات الهى نامیده شوند، و انبیاء به آنان متوسل شده باشند، ولى خودشان عارى از ولایت باشند، و حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها نيز داخل این کلمات است، جزء این کلمات است که (معرفت آنها را به حضرت آدم، به حضرت موسى، به حضرت عیسى و سایر انبیاء آموخته‌اند، و همه انبیاء به آنان متوسل شده‌اند و باز تکرار مى‌کنیم، هرگز معقول نیست که کسى کلمةاللّه باشد، و انبیا به او توسل کنند، ولى مقام ولایت نداشته باشد. لذا اين آيه هم از آياتى است که مى توان از آن اثبات مقام ولايت حضرت صدیقه سلام‌اللّه‌عليها را استفاده کرد.

  8. #8

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه پنجم

    قل لا اسئلکم علیه اجراً الا المودّة فى القربى شورى/23؛

    بگو (اى پیامبر) من براى انجام رسالتم، پاداشى از شما نمى خواهم، مگر مودت با خویشان نزدیکم.



    پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله، اجر رسالت خودش را، از طرف حضرت حق تبارک و تعالى، مودت نزدیکان خویش اعلام مى‌دارد، یعنى فقط مودت خویشان حضرت رسول اکرم را مى توان اجر و مزد رسالت عظماى احمدى دانست. درباره این آیه باید به‌طور تفصیل بحث و بررسى کرد تا روشن شود که آیا این آیه شریفه در شأن کیست؟ و این مودت ارزنده، مودت چه کسانى است و مقدار و اندازه آن چگونه است؟ مودتى که هم‌سنگ، هم‌کفه، و هم‌وزن اجر رسالت محمدى است. به اجماع فریقین (شیعه و سنى) و جمیع مسلمین، این آیه در شأن اهل بیت عصمت و قداست، یعنى: على، فاطمه، حسن و حسین سلام‌اللّه‌علیهم، نازل شده است.

    احمد بن حنبل در مناقب حافظ ابن منذر حافظ ابن ابى حاتم حافظ طبرانى حافظ ابن مردویه واحدى مفسر ثعلبى مفسر حافظ ابراهیم بقوى مفسر و فقیه ابن المغازلى از ابن عباس روایت مى‌کند که مى‌فرماید: لما نزلت هذه الا~یه، قیل یا رسول‌اللّه من قرابتک، هولاء الذین وجبت علینا مودتهم، فقال: على و فاطمة و ابناهما؛ بعد از نزول اين آیه از پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله سؤال شد: خویشان نزدیک شما که مودت آنان بر ما واجب است، چه کسانى هستند؟ حضرت در جواب فرمودند: على، فاطمه، و دو فرزند آنها (حسن و حسين علیهماالسلام.)

    محب‌الدین طبرى در ذخایر‌ -‌ زمخشرى در کشاف حموینى در فراید نیشابورى در تفسیرش ابن طلحه شافعى در مطالب السئول رازى در تفسیرش ابوسعید در تفسیرش ابوحیان در تفسیرش نسفى در تفسیرش حافظ هیثمى در مجمع ‌ -‌ابن صباغ مالکى در فصول ‌ -‌حافظ گنجى در کفایة الطالب ‌ -‌نیز روایت مذکور را ذکر کرده‌اند.

    قسطلانى در المواهب اللدنیه مى‌فرمايد:

    الزم اللّه مودة قرباه کافة بریته و فرض محبة جمله اهل بیته المعظم و ذریته. فقال تعالى: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودّة فى القربى

    خداى تعالى مودت خويشان نزديک پيامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله را بر همگان واجب کرده است و درباره وجوب محبت اهل‌بيت معظم حضرت رسول و ذریه اوست که خدا مى‌فرمايد: بگو اى پیامبر، در مقابل انجام رسالتم از شما مزدى نمى‌خواهم به جز مودت خویشان نزدیکم. ‌

    ‌روایت مذکور را زرقانى در شرح المواهب ‌ -‌ابن حجر در صواعق سیوطى در احیاءالمیت و در اتحاف ‌ -‌شبلنجى در نورالابصار‌ -‌و صبان در اسعاف الراغبین ذکر کرده‌اند. در این موضوع روایت دیگرى حافظ ابوعبداللّه ملا در سیره‌اش نقل کرده است که مى‌فرماید: ان رسول اللّه قال: ان اللّه جعل اجرى علیکم المودّة فى اهل بیتى و انّى سائلکم غدا عنهم . رسول خدا فرمود: بدرستى که خداى تعالى مزد (رسالتم) را که بر عهده شماست، مودت خویشان نزدیکم قرار داده است، و من در روز قیامت نسبت به این مودت از شما بازخواست خواهم کرد، یعنى آنچه در روز قيامت همه در مقابل آن مسئول هستند، عبارت از ولايت چهارده معصوم علیهم‌السلام است که از جمله ولايت حضرت صديقه سلام‌اللّه‌علیها است. روایت دیگرى از جابر بن عبداللّه نقل شده است که مى‌فرماید: جاء اعرابى الى النبى و قال: یا محمد، اعرض على الاسلام. فقال: تشهد ان لا اله الا اللّه وحده لا شریک له و ان محمدا عبده و رسوله، قال: تسالنى علیه اجرا؟ قال لا، الا المودّة فى القربى، قال: قرابتى او قرابتک؟ قال قرابتى. قال: هات، ابایعک، فعلى من لایحبّک و لایحب قرابتک لعنة اللّه، فقال النبى صلى‌اللّه‌علیه‌وآله: آمین.

    يک عرب بادیه نشين آمد حضور پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله و عرض کرد: یا محمد! اسلام را به من عرضه بدار، فرمود: شهادت بده به یکتائى خداى تعالى، و این‌که محمد، بنده و فرستاده اوست . اعرابى عرض کرد: یا رسول‌اللّه! در مقابل این رسالت که مرا هدایت فرمودى آیا از من مزدى هم مى‌خواهید؟ پیامبر فرمود: نه، بجز مودت خویشان نزدیکم، که اجر رسالت من است. اعرابى گفت: خویشان نزدیک خودم را دوست بدارم یا خویشان تو را یا رسول اللّه؟! پیامبر فرمود: خویشان نزدیک مرا. اعرابى عرض کرد: یا رسول اللّه اینک دستت را به دست من بده، تا براى دوستى تو و نزدیکانت با تو بیعت کنم، خدا لعنت کند کسى را که تو را و خویشان تو را دوست ندارد. پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله به اين دعاى او آمین فرمود.

    پس هر کس ايمان و اعتقاد به ولايت و مودت حضرت صديقه سلام‌اللّه‌علیها نداشته باشد، نفرين شده است به زبان پيامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله.

    در روایت دیگرى طبرى، و ابن عساکر، و حاکم حسکانى در شواهد التنزیل، به چند طريق از ابى امامه باهلى نقل کرده‌اند که حضرت پیغمبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله فرمود:

    ان اللّه خلق الانبیاء من اشجار شتى و خلقنى من شجرة واحدة، فانا اصلها، و على فرعها و فاطمة لقاحها، والحسن والحسین ثمرها فمن تعلق بغصن من اغصانها نجى. و من زاغ عنها هوى ولو ان عبدا عبداللّه بین الصفا و المروة الف عام ثم الف عام ثم الف عام ثم لم یدرک صحبتنا، اکبّه اللّه على منخریه فى النار ثم تلى: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى؛

    بدرستى که خداى تعالى، نهال وجود پیامبران را متفاوت و متفرق آفرید، ولى درخت وجود من را جداگانه، واحد، و منحصر بفرد خلق فرمود. من خود استقلال دارم، کسى در اصالت وجودم شریک من نیست، من اصل آن درختم، على، ساقه آن، فاطمه لقاح (مایه بارورى) آن و حسن و حسين ميوه‌هاى درخت وجود من هستند، هر کس شاخه‌اى از شاخه‌هاى آن درخت را دستاویز خود کند، نجات یافته است و هر کس از آن دور شود به گمراهى افتد و اگر بنده‌اى از بندگان خدا سه هزار سال بین صفا و مروه خدا را عبادت کند ولى صحبت ما پنج تن را درک نکرده باشد، خداى تعالى او را به رو در آتش افکند، سپس پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله اين آیه را تلاوت فرمود:قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى

  9. #9



    بنابراین، اگر بشرى، بنده خدائى، موحدى، مسلمانى، مقدسى که به خدا و پیامبر او معتقد باشد، و خدا را عبادت کند، نه این‌که بت پرستى نماید، کجا عبادت کند؟ بین صفا و مروه، نه در مکان گناه آلوده‌اى، به چه مدت عبادت کند؟ سه هزار سال؛ ليکن به ولايت پنج تن در نتيجه به ولايت حضرت صديقه زهرا سلام‌اللّه‌علیها ايمان و اعتقاد نداشته باشد، عبادت او به حساب نخواهد آمد و مورد قبول واقع نخواهد شد و جاى او در آتش دوزخ است. این مودت، همان است که در آیه شريفه ديگر به نام حسنه عنوان شده است که خداى تعالى مى‌فرمايد: و من یقترف حسنة نزد له حسنا؛ هر کس حسنه‌اى را به دست آورد، ما (عاقبت) بخیرى را براى او مى‌افزائیم که مراد از حسنه در اینجا مودت است. چنان که احمد بن حنبل و ابوحاتم از ابن عباس روايت مى‌کنند که مراد از حسنه در آیه مذکور، مودت آل محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله است.

    حافظ ابوالشيخ ابن حبان در کتاب الثواب از واحدى روايتى از امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه نقل مى‌کنند که آن حضرت فرمودند:

    فینا آل حم آیة لایحفظ مودتنا الا کل مومن، ثم قرا امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى

    در قرآن آیه‌اى است که در شأن ما (آل حم) است، و مودت ما را نگهدارى نمى‌کند، مگر کسى که مؤمن است. (يعنى هر کس مودت آل محمد صلى‌اللّه‌علیه‌وآله را محافظت نکند مؤمن نيست، و از او سلب ايمان مى‌شود) و سپس امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه، آیه: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى؛ را قرائت فرمودند. در نتيجه هر کس به ولايت فاطمه سلام‌اللّه‌علیها ايمان نداشته باشد، مؤمن (به اعتقادات اسلامى) نیست. در آن روز که امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه شهيد شد، حسن بن على سلام‌اللّه‌علیه خطبه‌اى انشاد کرد و در آن خطبه فضايل امیرالمؤمنین علیه‌السلام را بر شمرد، و از جمله فرمود: ایها الناس، لقد فارقکم رجل ما سبقه الاولون و لایدرکه الاخرون، لقد کان رسول‌اللّه يعطیه الراية فيقاتل جبرئيل عن يمينه و ميکائيل عن يساره فما يرجع حتى يفتح‌اللّه علیه، و لقد قبضه‌اللّه فى الليلة التى قبض فیها وصى موسى و عرج بروحه فى الليلة التى عرج فیها بروح عيسى بن مريم... ایها الناس، من عرفنى فقد عرفنى و من لم‌یعرفنى فانا الحسن بن محمد. ثم تلى هذه الا~یة قول یوسف: و اتبعت ملة آبائى ابراهیم و اسحاق و یعقوب. ثم اخذ فى کتاب‌اللّه، ثم قال انا ابن‌البشیر، و انا ابن‌النذیر، انا ابن‌النبى، انا ابن‌الداعى الى اللّه باذنه، و انا ابن السراج‌المنیر، و انا ابن الذى ارسل رحمة‌للعالمین و انا من اهل‌البیت الذین اذهب‌اللّه عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا و انا من اهل‌البیت الذین افترض‌اللّه عزوجل مودتهم و ولایتهم، فقال فینا انزل على محمد: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى. اى مردم! امروز مردى را از دست داده‌اید که به تحقیق کسى از اولین و آخرین به (مرتبه) او نرسیده و از او پیشى نگرفته است. هم او بود که پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله پرچمش را به دست او مى داد، و در هنگام جنگ جبرئیل از طرف راست، و میکائیل از جانب چپ هم‌رزم و همیار او بودند، و هرگز از میدان نبردى مراجعت نمى‌کرد مگر این‌که خدا به دست او پیکار را پیروزمندانه پایان داده بود. خدا او را در همان شبى که وصى موسى، جان سپرد و عیسى بن مریم به آسمان عروج کرد، قبض روح فرمود. اى مردم، هر کس مرا مى‌شناسد که شناخته است، و اگر نمى‌شناسد این‌که بداند:... من، حسن، فرزند محمدم،... منم فرزند پیامبرى که بشارت‌دهنده به رحمت، و ترساننده از عذاب الهى بود، و مردم را (به اذن خدا) به سوى خدا دعوت مى‌کرد، منم فرزند چراغ نورافشان، منم فرزند آن کسى که رحمت (خدا) در دو جهان است. منم از خاندانى که خدا پلیدى‌ها را از آنان دور گردانیده و منزه و پاکشان کرده است، منم از آن خانواده‌اى که خداى تبارک و تعالى مودت و ولایت آنان را بر همگان واجب فرموده است .
    و در شأن ما اهل بيت است که خدا بر پيامبرش اين آیه را نازل فرموده است: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى، اين روايت را حاکم زرندى نقل کرده است و چنين ادامه مى‌دهد که حضرت حسن سلام‌اللّه‌علیه فرمود: انا من اهل‌البيت الذين کان جبرئيل علیه‌السلام ينزل فينا و يصعد من عندنا و انا من اهل‌البيت الذين افترض‌اللّه تعالى مودتهم على کل مسلم و انزل‌اللّه فیهم: قل لااسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى. من از خاندانى هستم که جبرئیل بر ما نازل مى‌شد و سپس از نزد ما بر آسمان صعود مى‌کرد، من از خانواده‌اى هستم که خداى تعالى مودت آنان را بر همه مسلمانان واجب کرده است (یعنى هر کس ادعاى مسلمانى کند، باید داراى مودت اهل‌بیت پیامبر باشد و فردى از افراد مسلمین در این مورد استثناء نشده است) و در شأن آنهاست که خدا مى‌فرماید: بگو اى پیامبر، من براى انجام رسالتم مزدى از شما نمى‌خواهم، بجز مودت خویشان نزدیکم.

    ما همان خاندانيم که آیه: و من يقترف حسنة نزد له فیها حسنا در شأن ما نازل شده است، و کسب حسنه عبارت است از به دست آوردن مودت ما اهل‌بیت. این روایت را حافظ بزاز‌ -‌حافظ طبرانى در معجم- ‌ابوالفرج در مقاتل الطالبین- ‌ابن ابى الحدیددر شرح نهج‌البلاغه ‌ -‌هیثمى در مجمع- ‌ابن الصباغ در فصول-‌ حافظ گنجى در کفایة- حافظ نسائى از هبیره-‌ابن حجر در صواعق ‌صفورى در نزهة المجالس ‌ -‌و حضرمى در رشفة الهادى آنرا ذکر کرده‌اند. حضرت على بن الحسين علیه‌السلام در سفرش به دمشق به آیه مودت استدلال کرد و خطاب به يکى از روايان چنين فرمود: اقرات القرآن؟ فقال: نعم. قال: فقرات آل حم؟ قال: قرات القرآن و لم اقرا آل حم. قال: ما قرات: قل لا اسالکم علیه اجرا الا المودة فى القربى. قال: و انکم لانتم هم؟‌!‌ قال: نعم. ‌ ‌آیا قرآن خوانده‌اى؟ عرض کرد: بلى. حضرت فرمود: آل حم را خوانده‌اى؟ عرض کرد: چگونه مى‌شود قرآن را قرائت کرده باشم و آل حم را نخوانده باشم. حضرت فرمود: آيا آیه: بگو (اى پیامبر) من براى رسالتم پاداشى از شما نمى‌خواهم مگر مودت نسبت به خویشان نزدیکم را نخوانده‌اى؟ عرض کرد: راستى شما همان خانواده هستید؟ حضرت در جواب فرمود: بلى. این روایت را ثعلبى در تفسیرش ‌ -‌ابوحیان در تفسیرش ‌ -‌سیوطى در درالمنثور‌ -‌ ابن حجردر صواعق ‌‌و زرقانى در شرح مواهب ذکر کرده‌اند. طبرى در تفسیرش مى‌نویسد سعید بن جبیر، و عمروبن شعیب، در موضوع اين‌که خويشان نزديک پيامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله چه کسانى هستند، از زمخشرى چنین نقل مى‌کنند: آل محمد، هم الذين يعود امرهم الیه فکل من کان امرهم الیه اشد و اکمل کانوا هم الا~ل، ولا شک ان فاطمة و علیا والحسن والحسین، کان التعلق بهم و بین رسول اللّه اشد التعلقات و هذا کالمعلول بالنقل المتواتر وجب آن یکونوا هم الا~ل . خلاصه کلام این‌که: مسلما على علیه‌السلام، فاطمه سلام‌اللّه‌علیها و حسنين علیهماالسلام آل پيغمبرند و قطعا حب فاطمه سلام‌اللّه‌علیها ضميمه اجر نبوت و نشان دهنده ولايت اوست .

  10. #10

    فاطمه سلام‌اللّه‌ علیها از دیده گاه قرآن کریم




    آیه ششم:

    و یطعمون الطعام على حبه مسکینا و یتیما و اسیرا؛ انما نطعمکم لوجه اللّه لانرید منکم جزاءا و لاشکورا


    آنانکه، در راه دوستى خدا طعام (خود) را به فقیر و یتیم و اسیر مى دهند، (و مى‌گویند) ما فقط براى رضاى خدا به شما طعام مى‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسى هم نمى‌طلبیم.

    از اين آیه هم در منقبت حضرت صديقه زهراء سلام‌اللّه‌علیها مى‌توان استفاده کرد. اين موضوع هم از مسلمات فريقين (شيعه و سنى) است که يقينا حضرت صديقه سلام‌اللّه‌علیها از جمله اشخاصى است که سوره هل اتى در شأن آنها نازل شده است و هيچ‌کس در اين مطلب که اين سوره در فضائل اهل‌بيت است (و حضرت صديقه سلام‌اللّه‌علیها نيز يکى از آنان مى‌باشد) هيچگونه اشکالى را عنوان نکرده است. ‌

    ما ابتدا حدیثى را که ابن عباس راوى آن است، نقل مى‌کنیم، و بعد به بررسى سند روایت و ذکر نام راویان حدیث مى‌پردازیم.

    ‌قال ابن عباس رضى اللّه عنه ان الحسن و الحسين مرضا فعادهما رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسل م فى ناس معه، فقالوا: یا ابالحسن لو نذرت على ولدک. فنذر على و فاطمة و فضة جاریة لهما، ان برئا مما بهما، ان یصوموا ثلاثة ایام، فشفيا و ما معهم شيئى فاستقرض على من شمعون الخيبرى الیهودى ثلاث اصواع من شعير فطحنت فاطمة صاعا و اختبزت خمسة اقراص على عددهم فوضعوها بين ايدیهم ليفطروا، فوقف علیهم سائل فقال: السلام علیکم اهل بیت محمد، مسکین من مساکین المسلمین. اطعمونى اطعمکم اللّه من موائد الجنة فاثروه و باتوا لم‌یذوقوا الا الماء و اصبحوا صیاما، فلما امسوا و وضعوا الطعام بين ايدیهم وقف علیهم يتيم فاثروه، و وقف علیهم اسير فى الثالثة ففعلوا مثل ذلک، فلما اصبحوا اخذ على رضى‌اللّه عنه بيدالحسن والحسین و اقبلوا الى رسول اللّه صلى‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسل م فلما ابصرهم و هم يرتعشون کالفراخ من شدة الجوع. قال: ما اشد ما یسؤنى ما ارى بکم؟! و قام فانطلق معهم، فراى فاطمة فى محرابها قد التصق ظهرها ببطنها، و غارت عیناها، فساءه ذلک، فنزل جبرئیل و قال: خذها یا محمد؟ هناک اللّه فى اهل بیتک فاقراه السورة.

    ابن عباس مى‌فرماید: حسنين علیهماالسلام بيمار شدند، پيامبر صلى‌اللّه‌علیه‌وآله با جمعى از مردم به عيادت آنان آمدند، برخى پیشنهاد کردند یا ابالحسن چه خوب است براى شفاى فرزندانت نذرى بنمائى، آنگاه على علیه‌السلام و فاطمه سلام‌اللّه‌علیها و فضه (که جاریه آنها بود) نذر کردند که اگر حسنين علیهماالسلام شفا يافتند سه روز روزه بگيرند. هنگامى که حسنين علیهماالسلام سلامتى خود را باز يافتند، در خانه على علیه‌السلام چيزى براى افطار موجود نبود،لذا امیرالمؤمنین سلام‌اللّه‌علیه از شمعون یهودى خيبرى سه صاع جو وام گرفت،و فاطمه سلام‌اللّه‌علیها از يک صاع آن پنج قرص نان پخت و در سفره افطار نهاد، هنگامى که آماده افطار شدند، نداى سائلى برخاست: سلام بر شما اى خاندان محمد، مسکینى از مساکین مسلمین بر در خانه شما آمده است، اطعام کنید، خدا از مائده‌هاى بهشتى شما را روزى فرماید. خاندان وحى نان افطار خود را ایثار کردند، و فضه نیز از آنان تبعیت نمود و همگى شب را بدون غذا صبح کردند و جز آب چیز دیگرى به کامشان نرسید.

    فرداى آن شب را نیز روزه گرفتند، و چون شب فرا رسید و نان افطارشان در سفره نهاده شد، یتیمى بر در خانه آمد و باز، به همان ترتیب همگى غذاى خود را به آن یتیم ایثار کردند. روز سوم، اسیرى از راه رسید و مطالبه طعام کرد، بار سوم نیز آنچه در سفره بود (قبل از افطار) از طرف خاندان پیامبر به آن اسیر ایثار شد. صبح روز چهارم، على سلام‌اللّه‌علیه دست حسنين علیهماالسلام را گرفت و به سوى رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله روان گرديدند، پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله هنگامى که چشمش به حسنين علیهم‌السلام افتاد که همانند مرغکان از شدت گرسنگى مى‌لرزيدند، فرمود: چه سخت است براى من که شما را به این حال مى‌بینم، رسول خدا صلى‌اللّه‌علیه‌وآله فورا از جاى برخاست و همراه آنان به خانه حضرت زهرا سلام‌اللّه‌علیها آمد، و او را در محراب عبادتش مشاهده فرمود، اما چه مشاهده‌اى، از شدت گرسنگى بطن مبارکش به پشت چسبیده، و چشمهایش در گودى نشسته بود... از اين منظره پيامبر اکرم صلى‌اللّه‌علیه‌وآله بسيار افسرده خاطر گرديد، در آن هنگام جبرئیل فرود آمد و چنین گفت: بگير یا محمد، مبارک باد بر تو این خاندان تو و سپس سوره هل أتى را قرائت نمود.

    روایتى که نقل شد، مورد تأیید و تصدیق پیشوایان علمى حضرات (سنى و شیعه) و عموم مسلمین مى‌باشد، و اینک نام دانشمندانى از اهل سنت که این روایت را نقل کرده‌اند: ابو جعفر اسکافى حکيم ترمذى محمدبن جليل طبرى ابن عبد ربه حاکم ابوعبداللّه نيشابورى حافظ ابن مردویه ابواسحاق ثعلبى مفسر کبير ابوالحسن واحدى مفسر کبير حافظ ابوعبداللّه اندلسى حميدى ابوالقاسم زمخشرى در کشاف اخطب خوارزمى حافظ ابوموسى ابوعبداللّه رازى شرخانى محمدبن طلحه شافعى ابوالمظفر سبط ابن جوزى عزالدين عبدالحميد حافظ ابوعبداللّه گنجى شافعى قاضى ناصرالدين بيضاوى حافظ محب‌الدين طبرى حافظ ابو محمد ابوحمزه عضدى اندلسى حافظ‌الدين نسفى شيخ الاسلام حموئى نظام‌الدين قمى نيشابورى مفسر معروف علاءالدين على بن محمد خازن بغدادى قاضى عضدالدين ايجى حافظ ابن حجر حافظ جلال‌الدين سيوطى ابوسعود عمادى حنفى شيخ اسماعيل بروسى شوکائى محمد سليمان محفوظ از علماى قرن دوازدهم، و علاوه بر آنها جماعتى ديگر از علماء عامه اين حديث شريف را در ذيل آیه مذکور آورده‌اند.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •