تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    تعامل اسلام با نمودهای اخلاقی در جاهلیت




    پيش در آمد
    غالباً چنين تصور مي‌شود كه سنت ها و نظام هاي اخلاقي و اجتماعي عرب قبل از اسلام را يكسري سنت ها و اخلاق بد و ناشايست تشكيل مي‌داده است، به ويژه آن كه قرآن مجيد نيز از اين دوران به «جاهليت» تعبير كرده، حضرت علي(ع) نيز در نهج البلاغه آن را مورد انتقاد قرار داده، در اين باره مي‌فرمايد: «خداوند پيامبر(ص) را به رسالت مبعوث ساخت، كه جهانيان را بيم دهد و امين آيات وي باشد، در حاليكه شما ملت عرب بدترين دين و آيين را داشتيد و در بدترين سرزمين‌ها زندگي مي‌كرديد، در ميان سنگ‌هاي خشن و مارهايي كه فاقد شنوايي بودند. آب هاي آلوده را مي‌نوشيديد و غذاهاي ناگوار را مي‌خورديد، خون يكديگر را مي‌ريختيد و پيوند خويشاوندي را قطع مي‌كرديد، بتها در ميان شما بر پا بود و گناهان سراسر وجود شما را فرا گرفته بود. (خطبة26) روشن است كه در اين گفتار، انحطاط فكري اعراب در مقابل انحطاط مادي و معنوي به تصوير كشيده شده است.
    اكنون پرسش اصلي اين است كه آيا از ديدگاه قرآن، آنچه كه فرهنگ عرب قبل از اسلام را شكل مي‌داده، يكسره مطرود بوده است يا اين كه پاره اي از اجزاي به ميراث ماندة فرهنگ عرب را مي‌توان به عنوان نكات مثبت آن شناسايي كرد؟
    مطالعة تاريخ به ما نشان مي‌دهد كه پاره اي از صفات برجسته مانند جوار (پناه دادن)، و حلف (هم پيماني)، اكرام ميهمان(ضيف) و اهتمام به مكارم اخلاق، چون جود و سخا و صبر و شجاعت وجود داشته است؛ با اين توضيح كه اعراب جاهلي اخلاق را به گونه اي ديگر تفسير مي‌كرده اند. به طور مثال، آنان سخاوت، غيرت و شجاعت و مروت را مي‌ستودند، ولي مفهوم سخاوت در نظر آن ها عبارت بود از ريخت و پاش بيش از حد براي خود نمايي هر چه بيشتر. آنان زنده به گور كردن دختران را از مراتب عالي و نهايت غيرتمندي مي‌شمردند. شجاعت آن ها عبارت بود از غارتگري، انتقام جويي، تجاوز و كشتار. وفا و يگانگي را در اين مي‌دانستند كه در هر حادثه از قبيله هاي خود اعم از حق يا باطل حمايت كنند. اسلام ضمن تأييد اصل اين صفات، برخي نمودها و كاربردهاي نادرست آن ها را اصلاح كرد.‌

  2. #2




    مفهوم جاهليت و ابعاد آن

    جاهليت اصطلاحي است كه با پيدايش اسلام پديد آمده و بر حالت اعراب در روزگار پيش از اسلام اطلاق شده است تا آن را از حالت ايشان پس از برآمدن رسالت جدا سازد. (آلوسي،1/15) برخي اين واژه را از جهل به معناي ناداني يا پيروي نكردن از دانش يا ناآگاهي از خواندن و نوشتن گرفته و برخي ديگر آن را به معناي نا آگاهي از خدا و پيامبر او و قانون هاي ديني يا بت پرستي يا كرنش در برابر غير خدا مي دانند. (آلوسي،1/16؛ ابن منظور،1/137) برخي ديگر گفته اند جهل به معناي سفاهت و خشم هاي بيجا و تكبر و افتخارات بي مورد است. (امين،/69) گلدزيهر معتقد است كه معناي اين واژه سبكسري است كه ضد بردباري مي باشد و همچنين بزرگ نمايي و تند‌خويي و خشم و چيزهايي از اين سان كه در زندگي جاهليان آشكار بوده است. (امين،/87)
    براي اولين بار واژة جاهليت در قرآن به دوران قبل از بعثت اطلاق شده و در تعابير « ظنّ الجاهليّة، حكم الجاهليّة، تبرّج الجاهليّة، حميّة الجاهليّة،» در سوره هاي مدني به كار رفته است.
    1- دربارة گروهي از افراد سست ايمان و ترسو كه در ميان اصحاب پيامبر(ص)حضور داشتند و در جنگ بدر شركت كرده بودند، چنين آمده است:
    «‌يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ » (آل عمران/154)
    «دربارة خدا، گمان هاي ناروا همچون گمان هاي دوران جاهليت مي‌بردند»
    2- در مورد مردمي‌كه مدعي ايمان هستند اما باز به حكم الهي تن نمي‌دهند آمده است:
    «‌أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » (مائده/50)
    «آيا آن ها حكم جاهليت را مي‌خواهند؟ و چه كسي بهتر از خدا، براي قومي كه اهل يقين هستند، حكم مي‌كند؟»

    3- در خطاب و هشدار به همسران پيامبر(ص)و نهي آنان از جلوه گري همچون زمان جاهليت، چنين آمد است:
    «‌وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَى....» (احزاب/33)
    « و در خانه هاي خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين ظاهر نشويد...»
    4- در توصيف كفار مكه در جريان صلح حديبيه، خداوند مي‌فرمايد:
    «‌إِذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ...» (فتح/26)
    « (به خاطر بياوريد) هنگامي‌كه كافران در دل هاي خود خشم و نخوت جاهليت داشتند...»
    آيات چهارگانه‌اي كه در تعبير جاهليت آمده است، نشان مي‌دهد كه تعبيرات قرآن دربارة جاهليت شامل ناآگاهي از قوانين ديني، كارهاي سفيهانه و دور از عقل و افكار غلط و خشم ها و تكبّرها و افتخارات بيجا مي‌باشد.
    علاوه بر اين موارد بعيد نمي‌نمايد كه عنوان جاهليت، به كم دانشي و انديشه‌هاي جاهلانة آن مردم نيز نظر داشته باشد.
    با اين همه، در ميان همين مردم بَدَوي و صحرا نشين، به رغم بي دانشي و وجود برخي صفات ناشايست، صفات پسنديده اي نيز ديده مي‌شد كه چه بسا همان صفات پسنديده باعث حفظ انسجام اجتماعي و استمرار بقاي آن ها شده بود و بعيد نمي‌نمايد كه يكي از علل انتخاب آن مردم و جامعه براي اين كه نخستين مخاطبان وحي الهي باشند، حضور همان صفات در ميان آن ها باشد.

  3. #3




    اكنون به برخي از آن صفات مي‌پردازيم:‌‌
    1- سخاوت

    در صحرا، جايي‌ که حتي نيازمندي­ها و ضروريات اساسي زندگي،‌ کمياب است، بي ترديد، ميهمان نوازي و ياري‌گري، يکي از جنبه­هاي ضروري براي زنده ماندن شمرده مي‌شود. اين حس باعث شده بود تا عرب بخشنده و جوانمرد باشد و در بخشش مبالغه كند و در اين راه، مال و ثروت را ناچيز شمارد و بخشش و کرم را يکي از مظاهر سيادت و سروري بداند. (حوفي،/236) دارايي و ثروت در نظر آنان وسيله اي براي كسب عزّت و خودستايي بود.
    يكي از مظاهر اين كرم، بخشش عرب در پذيرايي از ميهمان و فراهم کردن آسايش بيوه زنان، يتيمان و مساكين بود، به ويژه آنگاه که سرما شدت مي­يافت يا آسمان از بارش امساک مي­کرد و مردم غذايي براي خوردن نمي­يافتند. (آلوسي،1/ 63)
    از سنّت­هاي آنان افروختن آتش بر بلندي، در دل شب بود تا گمگشتگان بيابان را به خيمه­هايشان راهنمايي کنند، و چون فرد در راه مانده نزديک مي­شد و به خيمه گاه مي­رسيد هر چند از قبايل دشمن بود، در امان مي­ماند!
    اعراب در شعر خويش به آتش­هاي شبانگاهي و اينکه سگشان به سوي ميهمان پارس نمي­کند چون به رفت و آمد زياد عادت کرده است، بسيار باليده اند. (ضيف،/68؛ آلوسي، 2/161؛ قصي الحسين، /268)
    از کساني که در کرم و بخشش بلند آوازه است و در سخاوت به او مثل مي­زدند «حاتم طايي» يعني يکي از شاعران عصر جاهلي است كه به بندگي ميهمانان خود مباهات مي­کرد. وي در اين باره مي­گويد:
    « و اني لعبد الضيف مادام ثاويا و ما فيّ الّا تلک من شيمة العبد»
    « من تا زنده­ام بنده ميهمانم، از خوي و عادت بندگان تنها همين با من است.» (آلوسي،1/75)
    سخاوت داشتن، نشان اصالت نجابت و شرافت بود، و هر اندازه نمود سخاوت چشمگيرتر ­بود تحسين بيشتري را بر مي­انگيخت. براي عرب جاهلي جود و بخشندگي تنها تجلي طبيعي حسّ پيوستگي و همبستگي با قبيله نبود؛ زيرا چه بسيار که اين کرم و بخشش از اعضاي قبيله فراتر مي‌رفت و بيگانگان را هم شامل مي­شد. انگيزه آن نيز هميشه خيرخواهي و عطوفت نبود، بلکه در درجة اول و بيش از هر چيز ناشي از حس جوانمردي ‌بود. (اصفهاني،3/4)
    در ميان عرب، کسي که مي­توانست از سخاوتمندي خويش، نمايشي شاهانه بدهد، قهرمان واقعي صحرا شناخته مي­شد. سخاوت، در اين معنا شوق و شور عمده­اي بود که مردان عرب داشتند، و بيش از آنکه يک فضيلت باشد، داعيه و خواهش غير قابل مقاومتي بود که در دلِ هر مرد عرب ريشه دوانيده بود. گاه فرد بخشنده، اسب راهوارش را که آخرين دارايي­ او بود ذبح کرده، و اطعام مي­نمود. اين گونه بخشندگي بي حساب که نتيجه­اي جز حرمان و بي‌چيزي نداشت، در آن روزگار از سوي گروهي سرزنش مي­شد. اما نظام اخلاقي غالب، آن را به عنوان فضيلتي عالي مي‌ستود.
    محمد قطب در اين باره مي­گويد:
    « منطق و فرهنگ محيط جاهلي «جود و کرم» مشهور عرب را بر پذيرايي­هاي گرم و دوستانه اندک، آن هم به خاطر تفاخر بر کاروان هايي که از آآنجا عبور مي­کردند، منحصر مي­سازد، و اين کار هم تنها به همان تفاخر و مباهات ورزيدن بين ساير قبايل مي­ارزيد، اما به منظور دلسوزي و احساس عواطف نسبت به فقرا و مستمندان و دلسوزي و عطوفتي که فقط از سرچشمه انساني منشأ بگيرد و هيچ گونه هدف و انگيزه شهواني و فخر فروشي و مباهات و رياکاري در آن نباشد، در آن محيط جاهلي به ندرت يافت مي­شد.» (همان،/122)
    از ديگر مظاهر اين سخاوتمندي مي‌توان به عهده گرفتن دية مقتولان براي جلوگيري از جنگ و دادن فديه براي آزادي اسرا و دعوت همگاني براي هر وعده غذا نام برد. (الناصر،/72)
    اسلام اين خلق نيكو را مي‌ستايد و به آن تشويق مي‌كند. در نظر پيامبر(ص)اين فضيلت پايه­اي براي جامعه ديني ـ سياسي است، با اين ويژگي كه ميان موضع اسلام و موضع عرب جاهلي، در امر سخا و بخشندگي يک تفاوت بنيادي وجود دارد؛ اسلام عمل سخاوتمندانه­اي را که از ميل به خودنمايي سرچشمه گرفته باشد بي مقدار مي‌داند و بذل و بخشش و ابراز فتوت به خاطر تظاهر و خود نمايي را عملي شيطاني معرفي مي‌كند و مي­فرمايد:
    « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ» (بقره/264)
    «اي كساني كه ايمان آورده‏ايد، صدقه‏هاي خود را با منّت و آزار، باطل مكنيد، مانند كسي كه مالش را براي خودنمايي به مردم، انفاق مي‏كند و به خدا و روز بازپسين ايمان ندارد»
    اسلام فريضة انفاق و دادن صدقات را به عنوان قالب مناسبي که مسلمانان بتوانند سخاوت طبع خود را، بي آنکه دچار رذيلت­هاي شيطاني غرور و تکبّر و اسراف شوند، در آن بريزند، بدانها عرضه داشت و به طور جدي و با شدت هر چه تمام تر در اعطاي حق بينوايان از بيت­المال و اعطاي کرامت و ايجاد پيوند عاطفي و مواسات و برابري بين آن ها و ديگران اصرار ورزيد و اين مطالب، به اندازه­اي مورد اهميت قرار گرفته بود، که حتي به رسول اسلام(ص)چنان امر مي­کند که هرگز در هيچ موردي و در هيچ خواسته­اي اين گونه فرمان نداده است:
    « فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ» (ضحي/10-9)
    «و امّا (تو نيز به پاس نعمت ما) يتيم را ميازار و گدا را مَران.»
    از سوي ديگر قرآن جلوي افراط و زياده روي را گرفت و فرمود:
    « وَالَّذِينَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا » (فرقان/67)
    «وكساني كه چون انفاق كنند، نه ولخرجي مي‏كنند و نه تنگ مي‏گيرند، و ميان اين دو (روش‏) حد وسط را برمي‏گزينند.»
    به همين دليل اسلام بر اين باور است که هر گاه اين فضيلت به حد اسراف برسد ديگر نه تنها فضيلت نيست بلکه شر و رذيلت است. (نگ: اسراء/26)

  4. #4



    2- شجاعت

    شرايط و اوضاع حاکم بر زندگي در صحرا به طور طبيعي سبب مي‌شد تا شجاعت و دلاوري، از فضيلت­هاي مهم به حساب آيد. در صحراهاي عربستان، جايي که طبيعت همواره بر انسان سخت مي‌گرفت راهزنان پيوسته در كمين بودند، چيزي بيشتر از قدرت و نيروي جسماني و قوت و شجاعت جنگي اهميت نداشت. و در ميان اعراب جاهلي، مجد و شرف قبيله­اي تا حد زيادي وابسته به قدرت و شجاعت بود. جنگ­هاي فراواني که در تاريخ عرب از آن ها به عنوان «ايّام العرب» ياد مي­شود، خود گواه بر اين واقعيت است.(حوفي،/230 ؛ ابن خلدون،2/ 318 و 419) اعراب در دفاع از شرافت قبيله يا زنان خود و صيانت آنان از خواري و ننگ اسارت، شجاع و دلير بودند و در اين راه اعتنايي به مرگ نمي­کردند.(سالم عبدالعزيز،/345) از ديگر نمودهاي اين شجاعت مي‌توان به اصرار بر خونخواهي، فريادرسي از مظلومان و دوست داشتن ماجراجويي را نام برد. (الناصر،/106)
    اسلام شجاعت و دليري را ­ستود و ترس و جبن را نکوهش كرده و در مورد فضيلت دليري، همة عوامل و عناصر افراطي را قطع کرد و آن را به صورت يک فضيلت اسلامي بيرون آورد و در واقع‌كوشيد تا با استفاده از جنگ آوري عرب، حس شجاعت را براي حمايت از ارزش هاي معنوي و احقاق حق و رد مظالم و گسترش عدل و نبرد با دشمنان دين و جهاد در راه خدا درآورد. (نگ: بقره/193) و براي تشويق آن ها، خدا را خريدار جان ها و مال هاي مؤمنان معرفي كرد و به آن ها وعده بهشت داد. (نگ: توبه/111) مسلمانان را از جنگ ميان خود باز داشت، و چنين گفت: اگر دو طايفه از مؤمنان با هم بجنگند، ميان آن دو اصلاح كند، و اگر (باز) يكي از آن دو بر ديگري تعدّي كرد، با آن (طايفه‏اي‏) كه تعدّي مي‏كند بجنگيد تا به فرمان خدا بازگردد. پس اگر باز گشت، آن ها را دادگرانه سازش دهيد و عدالت كنيد، كه خدا دادگران را دوست مي‏دارد. در حقيقت مؤمنان با هم برادرند، پس برادرانتان را به سازش فرا خوانيد و از خدا پروا بداريد، اميد كه مورد رحمت قرار گيريد. (حجرات/10-9)
    در نتيجه آموزه هاي ديني، شجاعت عرب ديگر آن ميل سرکش و کور نبود، بلکه به شجاعتي سازمان يافته، شريف و با هدفي متعالي در خدمت دين حق، يعني جهاد در راه خدا، تبديل شد. آنچه از مؤمن واقعي توقع مي‌رفت، ديگر آن دلاوري و شجاعت وحشيانه که شعراي جاهلي لاف آن را مي­زدند و به آن خودستايي­ها مي­کردند نبود، بلکه نوع جديدي از دليري در جهاد مبتني بر ايمان به خدا و روز آخرت تجلّي يافت.

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 78
    آخرين نوشته: 1391/11/20, 06:25 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1391/04/18, 04:47 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/12/13, 11:48 قبل از ظهر
  4. ❁☼❁ امام مهدى(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در قرآن کریم
    توسط مرادی نسب در تالار قرآن و مهدویت
    پاسخ: 18
    آخرين نوشته: 1390/07/22, 08:54 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •