تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13
  1. #1

    انسان شناسی در قرآن




    بسم الله الرحمن الرحیم
    آنچه تقدیم می شود خلاصه کتاب انسان شناسی در قرآن از سلسله مباحث معارف قرآن حضرت استاد آیت الله مصباح یزدی است که شخصا آن ها را خلاصه کرده و تقدیم کاربران و شهروندان قرآنی می کنم امید که بتوانیم از آن استفاده لازم را ببریم

  2. #2



    درس اول
    1. تعریف انسان شناسی:
    هرمنظومه معرفتی را که به بررسی انسان , بعد یا ابعادی ازوجود او یا گروه و قشر خاصی از انسان ها می پردازد می توان انسان شناسی نامید.
    2. انواع انسان شناسی:
    شیوه هایی که دانشمندان مختلف برای حل پرسش های مطرح شده درباره انسان درطول تاریخ به کار گرفته اند انواع انسان شناسی را تشکیل داده است مثل تجربی , عرفانی, فلسفی و دینی.
    3. انسان شناسی خرد و کلان
    موضوع انسان شناسی که به طورکلی ناظر به انسان و آنچه قلمرو آن ناظر به مسائل کلی و کلان انسان و انبوه داده های تجربی درباره انسان باشد انسان شناسی کلان است برخلاف این که درباره بعد خاصی از انسان بحث شود که خرد نام دارد.
    خلاصه درس اول:
    • هر منظومه معرفتی را که به بررسی انسان بعد یا ابعادی از وجود او یا گروه و قشری خاص از انسان ها می پردازد می توان انسان شناسی نامید.
    • برای شناخت انسان از روش های گوناگون تجربی عرفانی فلسفی و دینی می توان بهره گرفت
    • در روش انسان شناسی دینی از متون دین بهره گرفته می شود.
    • در انسان شناسی کلان یا کل نگر انسان به طورکلی مورد بررسی قرار می گیرد.
    • در انسان شناسی خرد یا جز نگر ازانسان درشرایط زمن مکان یا از بعدی خاص سخن گفته می شود.
    • اهمیت انسان شناسی در چهار چوب اندشه بشری آن است که تبیین معنای زندگی عقلانیت نظام های اجتماعی موجودیت و اعتبار علوم انسانی تبیینی و سوگیری علوم انسانی و تحقیقات اجتماعی به آن وابسته است.
    • اهمیت انسان شناسی در چار چوب معارف قرآن است که اولا انسان شناسی راه گشای شناخت خداست ثانیا تبیین بحث وحی , نبوت و معاد متاثر از انسان شناسی است.
    • انسان شناسی معاصربه دلیل ناسازگاری نظریات موجود در آن فقدان انسجام درونی این نظریات نبود داور کارآمد و مورد اتفاق و نادیده گرفتن گذشته و حیات پس از مرگ انسان دچار بحران است.
    • مهمترین ویژگی و مزایای انسان شناسی دینی عبارت اند از: جامعیت , اتقان, توجه به مبدا و معاد و بینش ساختاری.
    پرسش های درس اول:
    1. روش های گوناگون انسان شناسی را توضیح دهید:
    پاسخ: شیوه هایی که دانشمندان مختلف برای حل پرسش های مطرح شده درباره انسان درطول تاریخ به کار گرفته اند انواع انسان شناسی را تشکیل داده است مثل تجربی , عرفانی, فلسفی و دینی.که بستگی دارد از چه دیدی به انسان نگریسته شود و نوع دیگری وجود دارد به نام انسان شناسی خرد وکلان وجزئیی نگر .
    2. تفاوت انسان شناسی خرد و کلان را بیان کنید.
    پاسخ: موضوع انسان شناسی که به طورکلی ناظر به انسان و آنچه قلمرو آن ناظر به مسائل کلی و کلان انسان و انبوه داده های تجربی درباره انسان باشد انسان شناسی کلان است برخلاف این که درباره بعد خاصی از انسان بحث شود که خرد نام دارد.
    3. اهمیت انسان شناسی در چارچوب اندیشه بشری از چه جهات است؟
    پاسخ: اهمیت انسان شناسی در چهار چوب اندشه بشری آن است که تبیین معنای زندگی عقلانیت نظام های اجتماعی موجودیت و اعتبار علوم انسانی تبیینی و سوگیری علوم انسانی و تحقیقات اجتماعی به آن وابسته است.
    4. انسان شناسی در چارچوب معارف قرآن ازچه جهاتی مهم است؟
    پاسخ: اهمیت انسان شناسی در چار چوب معارف قرآن است که اولا انسان شناسی راه گشای شناخت خداست ثانیا تبیین بحث وحی , نبوت و معاد متاثر از انسان شناسی است.
    5. کاستی های انسان شناسی معاصر و مزایای انسان شناسی دینی را برشمارید.
    پاسخ: انسان شناسی معاصربه دلیل ناسازگاری نظریات موجود در آن فقدان انسجام درونی این نظریات نبود داور کارآمد و مورد اتفاق و نادیده گرفتن گذشته و حیات پس از مرگ انسان دچار بحران است. مهمترین ویژگی و مزایای انسان شناسی دینی عبارت اند از: جامعیت , اتقان, توجه به مبدا و معاد و بینش ساختاری.

  3. #3



    درس دوم: آفرینش انسان
    خلاصه:
    • در قرآن از واژه هایی نظیر انسان , بشر, اناس , انس , انسی , اناسی, و بنی آدم برای اشاره به انسان استفاده شده است.
    • فصاحت و بلاغت سبب به کار بردین واژه های گوناگونی برای اشاره به انسان در قرآن شده است.
    • در مورد واژه انسان و آدم و انس و اناس و ناس, بشر , تفاوت هایی فی الجمله وجود دارد که توضیح داده خواهد شد.
    • برخی آیات قرآن درباره آفرینش نخستین انسان , ناظر به حضرت آدم علیه السلام و برخی دیگر ناظر به انسان های بعدی است.
    • آیات قرآن دلالت دارد که حضرت آدم علیه السلام مستقیما از خاک آفریده شده است نه ازنسلی دیگر.
    • قرآن کریم حضرت آدم علیه السلام را ابوالبشر معرفی کرده است.
    پرسش:
    1.اسامی گوناگون انسان در قرآن را ذکر کنید:
    پاسخ: در قرآن از واژه هایی نظیر انسان , بشر, اناس , انس , انسی , اناسی, و بنی آدم برای اشاره به انسان استفاده شده است.
    2. به چه دلیل در قرآن واژه های گوناگون برای اشاره به انسان به کاررفته است؟
    پاسخ: فصاحت و بلاغت سبب به کار بردین واژه های گوناگونی برای اشاره به انسان در قرآن شده است.
    3. برخی آیات مربوط به آفرینش نخستین انسان و آفرینش انسان های بعدی را بیان کنید.
    پاسخ: برخی آیات تنها درباره شخص حضرت آدم علیه السلام است
    1. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ {الحجر/26} وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ {الحجر/27} وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلاَئِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ {الحجر/28} فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِينَ {الحجر/29} و به راستى ما انسان را از گِلى خشك كه از گِلى سياه و بدبو و دگرگون‏شده پديد آمده بود آفريديم.*و جن را پيش از آفرينش انسان، از آتشى پديد آمده از بادى سوزان خلق كرديم.*و ياد كن زمانى را كه پروردگار تو به فرشتگان گفت: من از گِلى خشكيده كه آن از گِلى سياه و بدبو ودگرگون‏شده است بشرى خواهم آفريد.* پس وقتى او را درست اندام ساختم و از روح خود در او دميدم، به خاك بيفتيد و او را سجده كنيد.
    2. إِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِينٍ {ص/71} فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ {ص/72} ياد كن زمانى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من از گِل، بشرى خواهم آفريد؛* پس هنگامى كه او را به صورت انسانى كامل درآوردم و از روحى والا كه از من است در او دميدم و به اوحيات انسانى بخشيدم، بر زمين افتيد و او را سجده كنيد.
    3. إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ {آل عمران/59}59. بى‏گمان، حكايت آفرينش عيسى نزد خدا همچون حكايت آفرينش آدم است كه خدا او را از خاك آفريد، سپس به او گفت: باش، و او بدون پدر به وجود آمد. پس همان‏گونه كه آدم فرزند خدا نبود، عيسى نيز فرزند خدانيست.
    4. الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنسَانِ مِن طِينٍ {السجدة/7} ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاء مَّهِينٍ {السجدة/8}. خدايى كه آنچه را آفريد زيبا و نيكويش ساخت، و آفرينش آدمى را از گِل آغاز كرد.* پس از آن، نسل او را از راه ولادت، از چكيده‏اى كه آبى پست و بى‏مقدار بود آفريد.
    5. وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ(فاطر/11) و خداست كه شما را از خاكى و سپس از نطفه‏اى آفريد،
    6. أَوَلَمْ يَرَ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ {يس/77}آيا انسان به روشنى ندانسته است كه ما او را از نطفه‏اى ناچيز آفريديم پس ناگهان او ستيزه‏گرى شده است كه آشكارا با ما به كشمكش مى‏پردازد؟!
    7. هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا... اوست آن كه شما را از خاكى سپس از نطفه‏اى سپس از خون بسته‏اى آفريد. پس از آن شما را از شكم مادرانتان به صورت كودكى بيرون مى‏آورَد.
    8. وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنثَى {النجم/45} مِن نُّطْفَةٍ إِذَا تُمْنَى {النجم/46} و اين‏كه خداست كه دو گونه نر و ماده را آفريده است،*از نطفه، آن‏گاه كه در رحم ريخته مى‏شود.
    9. إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ... ما انسان را از نطفه‏اى كه داراى اجزايى به هم آميخته است آفريديم.
    10. خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ.... انسان را از نطفه‏اى پست آفريده است،
    4. با ذکر چندآیه نشان دهید که حضرت آدم علیه السلام ازخاک آفریده شده است نه از نسلی دیگر.
    پاسخ:
    1.آیه 59 آل عمران می گوید مثل عیسی نزد خداوند مثل آدم است دراین که از خاک خلق شده است.
    2.آیه 7 و 8 سوره سجده هم می گوید آفرینش آدم که انسان نخستین است با آفرینش بقیه انسان ها متفاوت بوده و بدأ خلق الانسان من طین.
    3. برخی براین باورند که آدم هم مثل بقیه انسان ها از نطفه خلق شده وگرنه با ظاهر آیات که می گوید انسان از نطفه آفریده شده است منافات دارد که از آن دوگونه می شود پاسخ داد
    الف) برفرض که ظاهر این آیات دلالت برعموم داشته باشد در قرآن صدها آیه عام داریم که باآیات دیگر تخصیص خورده پس چه ایراد دارد که میلیون ها انسان از نطفه وآدم وحوا استثنا باشند؟.
    ب) این آیات غالبا در مقام آن هستند که انسانی که از نطفه آفریده شده نباید به خود مغرور شود یعنی آیه در مقام ایجاد این اندیشه برای بشر هستند که بیاندیشد ازچه آفریده شده وانسان اینگونه است آیا همه انسان ها اینگونه اند بنابریان دلیلی براین که آدم از نطفه باشد در قران نداریم.

  4. #4



    درس سوم
    خلاصه
    • برخی آیات به مراحل گوناگون آفرینش انسان اشاره دارد.
    • بیان قرآن درباره منشا آفرینش انسان گوناگون است: گاه از آب جهنده, گاه از گل , گاه از نطفه, گاه از گل خشک شده, و گاه از گل چسبنده بع عنوان ماده اولیه آفرینش انسان نام برده است.
    • میان این منشأ های گوناگون تعارضی وجود ندارد, بلکه هریک به مرحله ای خاص اشاه دارد و برخی نیز مخصوص حضرت آدم علیه السلام است.
    • درآیات قرآن پنج بار به نفخ روح اشاره شده است.
    • روح در قرآن کاربردهای متنوع و گوناگونی دارد, نظیر روح القدس, روح الامین , روح منه, و روح.
    • آنچه مسلم است روح در قرآن دو کاربرد حقیقی دارد: یکی در مورد روح انسان ؛ دیگری در مورد موجودی از سنخ فرشتگان است.
    • اطلاق روح بر فرشتگان و موجود همسنگ فرشته با اطلاق روح به روح انسان , وجه مشترکی دارد . وجه اشتراک عبارت است از مخلوقی دارای حیات و شعور.
    • در تعبیرهایی نظیر «من روحی» اضافه شدن روح به یاء نسبت اضافه تشریفی است نه اضافه ملکی یا اختصاصی.
    پرسش های درس سوم
    1. منشأ آفرینش انسا از دیدگاه قرآن چیست ؟ توضیح دهید.
    پاسخ: بیان قرآن درباره منشا آفرینش انسان گوناگون است: گاه از آب جهنده, گاه از گل , گاه از نطفه, گاه از گل خشک شده, و گاه از گل چسبنده به عنوان ماده اولیه آفرینش انسان نام برده است.
    میان این منشأ های گوناگون تعارضی وجود ندارد, بلکه هریک به مرحله ای خاص اشاه دارد و برخی نیز مخصوص حضرت آدم علیه السلام است.
    آیات یاد شده عبارت است از:
    أ‌. خدا انسان را آفرید در حالی که قبلا چیزی نبود« وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا {مريم/9}» است و من تورا پيش‏تر در حالى كه چيزى نبودى آفريدم.
    أَوَلَا يَذْكُرُ الْإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ وَلَمْ يَكُ شَيْئًا {مريم/67} آيا انسان به ياد نمى‏آورَد كه ما او را پيش‏تر آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟ پس چگونه آفرينش دوباره خود را بعيد مى‏داند؟
    هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْئًا مَّذْكُورًا {الإنسان/1}1. قطعاً بر انسان روزگارى گذشته كه او در آن روزگار چيزى بوده كه نام انسان بر وى نهاده شود؛ آيا چنين نبوده است؟
    ب‌. منشأ آفرینش انسان زمین است: هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ...(هود 61) ، اوست كه شما را از زمين پديد آورده.
    إِذْ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ(نجم 32) او آن‏گاه كه شمارا از عناصر زمينى پديد آورد.
    وَاللَّهُ أَنبَتَكُم مِّنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا {نوح/17} و خدا شما را از زمين همچون روياندن گياه رويانده است.
    توضیح این که همانطور که خداوند از زمین گیاهان را می رویاند , هنگامی که در خاک بودید و خدا درآن خاک روح دمید و به صورت حضرت آدم در آمد این هم رویاندن از زمین محسوب می شود.
    ت‌. منشأ آفرینش انسان خاک است
    فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ(حج5) ما شما را از خاكى بى‏جان آفريديم،
    وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ(روم 20) و از نشانه‏هاى ربوبيت خدا آن است كه شما را از خاك مرده و بى‏جان پديد آورْد
    وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ(فاطر11) و خداست كه شما را از خاكى آفرید.
    ث‌. منشأ آفرینش انسان صلصال است.
    خَلَقَ الْإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ كَالْفَخَّارِ {الرحمن/14}انسان را از گل خشکیده ای همچون سفال آفرید
    وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ {الحجر/26} و به راستى ما انسان را از گِلى خشك كه از گِلى سياه و بدبو و دگرگون‏شده پديد آمده بود آفريديم.
    خَلَقْتَهُ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ {الحجر/33} بشرى كه او را از گِل خشكى پديد آمده از گِلى سياه و بدبو و دگرگون‏شده آفريده‏اى سجده كنم.
    إِنِّي خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ {الحجر/28} و به راستى ما انسان را از گِلى خشك كه از گِلى سياه و بدبو و دگرگون‏شده پديد آمده بود آفريديم.
    ج‌. منشأ آفرینش انسان طین «گل» است
    هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ(انعام 2) اوست آن كه شما آدميان را از گِلى آفريد،
    خَلَقْتَنِي مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ {الأعراف/12}مرا از آتش و اورا از گل آفریدی
    ح‌. منشأ آفرینش انسان آب است
    وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا {الفرقان/54} اوست آن‏كه از آب بشرى آفريد و او را خويشاوند نسبى و سببى قرار داد.
    وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء(نور45) خداست كه همه جنبندگان را از آبى كه داراى يك طبيعت است آفريد؛
    وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ(انبیا30) و هر چيز زنده‏اى را از آب آفريديم؟
    خ‌. منشأ آفرینش انسان نطفه است.
    خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ(نحل/4) انسان از نطفه آفریده شد.
    أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ(یس /77) ما انسان را از نطفه آفریدیم.
    إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ(دهر/2) ما انسان را از نطفه‏اى كه داراى اجزايى به هم آميخته است آفريديم
    د‌. نطفه و تراب
    خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ(کهف/37) فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ(حج/5)
    از این آیات دو برداشت می شود:1. مراحل آفرینش هرفرد جدا مورد نظراست, خاک به مواد غذایی مواد غذایی به نطفه , نطفه به انسان 2. حضرت آدم ازخاک و همه به آدم ختم می شوند.

    2. چند نمونه از کاربردهای روح در قرآنرا بیان کنید و تفاوت آنها را شرح دهید
    پاسخ: روح در قرآن کاربردهای متنوع و گوناگونی دارد نظیرروح القدس , روح الامین, روح منه, و روح. وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ(مجادله/22) وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ(بقره/87) يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ(نحل /2) وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي( اسرا/85)
    نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ {الشعراء/193}
    1.تعبیرروح القدس درمقام تایید حضرت عیسی 2. یک جا قرآن به وسیله روح القدس برقلب پیامبرنازل می شود. 3. اطلاق روح برخود عیسی و کلمته القاها الی مریم و روح منه(نسا/171) 4.یک مورد احتمالا به خود قرآن وکذلک اوحینا الیک روحا من امرنا (شوری/52) 5. روح و فرشتگان باهم آمده .


    3. دو کاربرد حقیقی روح را درقرآن بیان کنید.
    آنچه مسلم و متیقن است روح در قرآن در دو مورد استعمال حقیقی دارد : 1. در مورد روح انسان 2. در مورد موجودی که از سنخ فرشتگان است. یک آیه نیز هست که در آن مشخص نیست منظور روح انسان است یا فرشته وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي.
    4. وجه مشترک مفهومی در کاربردهای روح کدام است؟
    پاسخ: اطلاق روح برفرشتگان و موجود همسنگ فرشته , با اطلاق روح به انسان , وجه مشترکی دارد. وجه اشتراک عبارت است از مخلوقی دارای شعور وحیات.
    5. اضافه شدن روح به یاء نسبت در تعابیری نظیر«من روحی» بیانگرچیست؟
    پاسخ: در تعبیرهایی نظیر « من روحی» اضافه شدن روح به یاء نسبت اضافه تشریفی است نه اضافه ملکی یا اختصاصی. پس منظوراز « من روحی» این نیست که چیزی از خدا جدا شده باشد و به انسان منتقل شده باشد و یک عنصر خدایی در انسان وجود دارد و از قبیل اضافه جز و کل نیست بلکه اضافه تشریفی است به این اعتبار که انسان مخلوق خدااست مثل خدای ما , عالم ما, آسمان ما و...

  5. صلوات و تشکر


  6. #5



    درس چهارم
    خلافت الهی
    خلاصه
    • خلیفه یعنی جانشین و از مجموع آیات می توان دریافت که خداوند انسان را جانشین خود برروی زمین قرار داده است.
    • از مجموع آیات و روایات به دست می آید که ملاک خلافت و جانشینی داشتن علم جامع است.
    • ملائک برخی اسما را می دانستند
    • مراد از اسما هم اسمای خدا هم مخلوقات است
    • خلافت ویژه حضرت آدم علیه السلام نبود و هرانسان نیک سرشت راست جوی و حق مدار همانند پیامبران و امامان نیز دارای چنین مقامی است.
    • انسان کامل تا پایان خلقت جانشین خدا بر روی زمین خواهد بود زیرا غرض اصلی آفرینش تحقق خلافت الهی روی زمین بوده است.
    • درباره کرامت انسان سه دیدگاه وجود دارد:1.هرانسانی برهر موجودی کرامت و شرافت دارد 2. انسان کامل برهر موجودی شرافت و کرامت دارد. 3. انسان از هرموجودی پست تر است.
    • مکتب اومانیسم طرفدار آن است که هرانسانی از هرموجودی شریف ترو برتر است و انسان محور هستی است.
    • آیات قرآن درباره کرامت انسان متفاوت هستند و از چنبه های گوناگون درباره انسان مطالبی بیان شده است.
    • مفهوم کمال هم می تواند مفهومی حقیقی و وجود شناختی باشد هم می تواند مفهومی ارزشی باشد.
    • برخی فضیلت ها یا کاستی و ناپسندها که قرآن برای انسان قائل شده است جنبه تکوینی دارد نه ارزش اخلاقی
    • ارزش اخلاقی انسان در پیوند با اختیارمطرح می شود.
    پرسش ها:
    1. مراد از جانشینی انسان در زمین و ملاک این جانشینی چیست؟
    پاسخ: خلیفه یعنی جانشین و از مجموع آیات می توان دریافت که خداوند انسان را جانشین خود برروی زمین قرار داده است.از مجموع آیات و روایات به دست می آید که ملاک خلافت و جانشینی داشتن علم جامع است.
    2. آیا خلافت و جانشینی الهی بر زمین مخصوص حضرت آدم علیه السلام بوده است؟ چرا؟ پاسخ: خلافت ویژه حضرت آدم علیه السلام نبود و هرانسان نیک سرشت راست جوی و حق مدار همانند پیامبران و امامان نیز دارای چنین مقامی است. به خاطر علم به اسما وانسان کامل تا پایان خلقت جانشین خدا بر روی زمین خواهد بود زیرا غرض اصلی آفرینش تحقق خلافت الهی روی زمین بوده است.1
    3. دیدگاه های گوناگون درباره کرامت انسان را بیان کنید.
    پاسخ: درباره کرامت انسان سه دیدگاه وجود دارد:1.هرانسانی برهر موجودی کرامت و شرافت دارد 2. انسان کامل برهر موجودی شرافت و کرامت دارد. 3. انسان از هرموجودی پست تر است.
    4. مکتب اومانیسم را به اختصار شرح دهید و کاستی های آن را بیان کنید.
    پاسخ: مکتب اومانیسم طرفدار آن است که هرانسانی از هرموجودی شریف ترو برتر است و انسان محور هستی است این نظر ناشی از خودخواهی انسان است که می خواهد برهمه موجودات جهان چیرگی یابد و همه را زیریوق خویش بکشد از جمله کاستی ها جنایات هولناکی که انسان در طول تاریخ بشر انجام داده است.
    5. مفهوم کمال رابیان کرده انواع آن را توضیح دهید.
    پاسخ: مفهوم کمال هم می تواند مفهومی حقیقی و وجود شناختی باشد هم می تواند مفهومی ارزشی باشد. یعنی کمال گاهی در امور تکوینی است و گاه در امورارزشی, گاهی منزلت انسان به عنوان یک امر تکوینی مورد ملاحظه قرار می گیردو به اصطلاح امروزی جنبه ارزشی ندارد در این نوع کمال وقتی به انسان نسبت داده می شود معنای آن این است که بردیگر موجودات و مخلوقات خداوند برتری دارد و در واقع هدف در آن ها مدح فعل خداوند است و گاهی به عنوان یک مفهوم اخلاقی و ارزشی ملاحظه می شود که همان امر اختیار است که در این زمینه باید گفت نه همه انسان ها بهتر از حیواناتند و نه همه پست تربرخی آنقدر تکامل می یابند که فرشتگان دربرابرشان سجده می کنند و برخی آنچنان تنزل که از حیوانات هم پست تر می شوند.

  7. #6



    درس پنجم
    اختیار انسان

    خلاصه:
    • قرآن انسان را موجودی مختار می داند
    • از نشانه ها و آیات قرآنی که بر اختیار آدمی دلالت دارند , آیات مربوط به آزمایش و ابتلا, وعد و وعید و عهد و میثاق هستند.
    • اختیار در محاورات عرفی و تخصصی چهار کاربرد دارد: 1. درمقابل اضطرار2. در مقابل اکراه 3. در برابر جبر 4. به معنای گزینش و انتخاب.
    • ملاک مسئولیت و تکلیف , اختیار به معنای گزینش و انتخاب آزاد است.
    • آیات قرآن به صراحت بر مختار بودن انسان دلالت دارند. برخی آیات که ظاهرآن ها هم نوعی جبراست , برای تذکر و رفع غفلت از کسانی است که می پندارند چه خداباشد چه نباشد, چه بخواهد, یا نخواهد, هرکاری را می توانند انجام دهند.
    • جبرهنگامی است که اراده خدا در عرض اراده انسان یا جانشین اراده انسان باشد, در حالی که اراده خدا در طول اراده انسان است واراده, علم, و قضای الهی , برفعل اختیاری انسان تعلق گرفته است.
    • آنچه جبر فلسفی شمرده شده , برداشتی نادرست از قاعده علیت تامه است . براساس این قاعده هرگاه علت تامه یک معلول تحقق یابد , آن معلول محقق خواهد شد. اما در فعل انسان, اراده و اختیار او جزء اخیر علت تامه است و تا این اراده و اختیار نباشد علت فعل تمام نمی شود.
    • تاثیرمحیط طبیعی و عوامل وراثتی انکار ناپذیرند, اما این عوامل طبیعی و وراثتی از انسان سلب اختیار نمی کنند. و آدمی اگر بخواهد می تواند به رغم همه آن ها کاری را انجام دهد یا ترک کند.
    • تاریخ امری انتزاعی است که واقعیت خارجی ندارد. از این رو قوانین مطلق حقیقی خاص خود نیزنمی تواند داشته باشد, زیراکشف قانون با تجربه و تکرار میسراست, در حالی که تاریخ تکرار پذیر نیست.
    • جامعه امری است اعتباری و از دیگاه فلسفی وجود حقیقی ندارد به این بیان که جامعه چیزی نیست جز افراد انسان که کنار هم جمع شوند و روابطی دارند.حال که جامعه امری اعتباری شد نمی تواند قوانین حقیقی داشته باشد. برفرض که بپذیریم جامعه دارای قوانینی است اولا این قوانین را افراد وضع کرده اند بنابراین می توانند آن را تغییر دهند ؛ ثانیا وجود این قوانین از افراد سلب اختیاری نمی کند. قانون شکنی ها و ناهنجاری های فراوان بهترین گواه این مطلب است.
    پرسش ها
    1. براساس آیات قرآن اختیار انسان را ثابت کنید.
    پاسخ: از نشانه ها و آیات قرآنی که بر اختیار آدمی دلالت دارند , آیات مربوط به آزمایش و ابتلا, وعد و وعید و عهد و میثاق هستند.
    الف) ابتلاو آزمایش نشانه اختیار: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا {الإنسان/2} إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا {الكهف/7}
    ب) وعد و وعید بشارت و انذار تنها در مورد موجود مختار معنا دارد: َانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ(بقره/213) وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ {فاطر/24}
    ج) عهد و میثاق : اگر انسان مجبور باشد عهد خدا باوی کار لغوی است: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ(بقره /83) وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا {الأحزاب/7}
    2. معانی و کاربردهای گوناگون واژه اختیار و تفاوت آن ها را بیان کنید.
    پاسخ: اختیار در محاورات عرفی و تخصصی چهار کاربرد دارد: 1. درمقابل اضطرار2. در مقابل اکراه 3. در برابر جبر 4. به معنای گزینش و انتخاب. فرق اضطرار و اکراه این است که در اضطرار تهدید غیر در کار نیست و شخص بر اثر شرایط خاص و استثنایی خود ناگزیر است کاری را انجام دهد اختیار به معنای قصد و گزینش با اضطرار و اکراه قابل جمع است اختیار درمقابل جبر درمورد خداوند و فرشتگان وسایر موجودات نیز صادق است.
    3. چگونه می توان آیات قرآنی که ظاهرآنها موهم جبر است , توجیه کرد؟
    پاسخ: آیات قرآن به صراحت بر مختار بودن انسان دلالت دارند. برخی آیات که ظاهرآن ها هم نوعی جبراست , برای تذکر و رفع غفلت از کسانی است که می پندارند چه خداباشد چه نباشد, چه بخواهد, یا نخواهد, هرکاری را می توانند انجام دهند.

    4. سازگاری اراده , علم و قضای الهی با اختیار انسان را نشان دهید.
    پاسخ: جبرهنگامی است که اراده خدا در عرض اراده انسان یا جانشین اراده انسان باشد, در حالی که اراده خدا در طول اراده انسان است واراده, علم, و قضای الهی , برفعل اختیاری انسان تعلق گرفته است.
    5. جبر فلسفی وطبیعی را بررسی و نقد کنید.
    پاسخ: آنچه جبر فلسفی شمرده شده , برداشتی نادرست از قاعده علیت تامه است . براساس این قاعده هرگاه علت تامه یک معلول تحقق یابد , آن معلول محقق خواهد شد. اما در فعل انسان, اراده و اختیار او جزء اخیر علت تامه است و تا این اراده و اختیار نباشد علت فعل تمام نمی شود. پس اگر اراده را هم به حساب آورده اید که می گویید علت تامه اش تحقق یا فته و به مرز ضرورت رسیده, این فعل از اختیاری بودن خارج نمی شود و اگربعد از این که شخص اراده کرد می گویید باز باید اختیار داشته باشدمثل این است که بگویید کسی که کاری انجام داده باید اختیار داشته باشدکه آن را در ظرف خودش معدوم کند د این محال استهمین که کاری از انسانی صادر شد استناد به اوقطعی است و برگشت ندارد
    تاثیرمحیط طبیعی و عوامل وراثتی انکار ناپذیرند, اما این عوامل طبیعی و وراثتی از انسان سلب اختیار نمی کنند. و آدمی اگر بخواهد می تواند به رغم همه آن ها کاری را انجام دهد یا ترک کند. به عبارت دیگر عوامل وراثت می توانند جزالعله باشند نه تمام علت بنابراین انسان با اختیار می تواند آن عوامل را پیروی نکند.

  8. #7



    درس پنجم
    اختیار انسان

    خلاصه:
    • قرآن انسان را موجودی مختار می داند
    • از نشانه ها و آیات قرآنی که بر اختیار آدمی دلالت دارند , آیات مربوط به آزمایش و ابتلا, وعد و وعید و عهد و میثاق هستند.
    • اختیار در محاورات عرفی و تخصصی چهار کاربرد دارد: 1. درمقابل اضطرار2. در مقابل اکراه 3. در برابر جبر 4. به معنای گزینش و انتخاب.
    • ملاک مسئولیت و تکلیف , اختیار به معنای گزینش و انتخاب آزاد است.
    • آیات قرآن به صراحت بر مختار بودن انسان دلالت دارند. برخی آیات که ظاهرآن ها هم نوعی جبراست , برای تذکر و رفع غفلت از کسانی است که می پندارند چه خداباشد چه نباشد, چه بخواهد, یا نخواهد, هرکاری را می توانند انجام دهند.
    • جبرهنگامی است که اراده خدا در عرض اراده انسان یا جانشین اراده انسان باشد, در حالی که اراده خدا در طول اراده انسان است واراده, علم, و قضای الهی , برفعل اختیاری انسان تعلق گرفته است.
    • آنچه جبر فلسفی شمرده شده , برداشتی نادرست از قاعده علیت تامه است . براساس این قاعده هرگاه علت تامه یک معلول تحقق یابد , آن معلول محقق خواهد شد. اما در فعل انسان, اراده و اختیار او جزء اخیر علت تامه است و تا این اراده و اختیار نباشد علت فعل تمام نمی شود.
    • تاثیرمحیط طبیعی و عوامل وراثتی انکار ناپذیرند, اما این عوامل طبیعی و وراثتی از انسان سلب اختیار نمی کنند. و آدمی اگر بخواهد می تواند به رغم همه آن ها کاری را انجام دهد یا ترک کند.
    • تاریخ امری انتزاعی است که واقعیت خارجی ندارد. از این رو قوانین مطلق حقیقی خاص خود نیزنمی تواند داشته باشد, زیراکشف قانون با تجربه و تکرار میسراست, در حالی که تاریخ تکرار پذیر نیست.
    • جامعه امری است اعتباری و از دیگاه فلسفی وجود حقیقی ندارد به این بیان که جامعه چیزی نیست جز افراد انسان که کنار هم جمع شوند و روابطی دارند.حال که جامعه امری اعتباری شد نمی تواند قوانین حقیقی داشته باشد. برفرض که بپذیریم جامعه دارای قوانینی است اولا این قوانین را افراد وضع کرده اند بنابراین می توانند آن را تغییر دهند ؛ ثانیا وجود این قوانین از افراد سلب اختیاری نمی کند. قانون شکنی ها و ناهنجاری های فراوان بهترین گواه این مطلب است.
    پرسش ها
    1. براساس آیات قرآن اختیار انسان را ثابت کنید.
    پاسخ: از نشانه ها و آیات قرآنی که بر اختیار آدمی دلالت دارند , آیات مربوط به آزمایش و ابتلا, وعد و وعید و عهد و میثاق هستند.
    الف) ابتلاو آزمایش نشانه اختیار: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا {الإنسان/2} إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَّهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا {الكهف/7}
    ب) وعد و وعید بشارت و انذار تنها در مورد موجود مختار معنا دارد: َانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ(بقره/213) وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خلَا فِيهَا نَذِيرٌ {فاطر/24}
    ج) عهد و میثاق : اگر انسان مجبور باشد عهد خدا باوی کار لغوی است: وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ(بقره /83) وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا {الأحزاب/7}
    2. معانی و کاربردهای گوناگون واژه اختیار و تفاوت آن ها را بیان کنید.
    پاسخ: اختیار در محاورات عرفی و تخصصی چهار کاربرد دارد: 1. درمقابل اضطرار2. در مقابل اکراه 3. در برابر جبر 4. به معنای گزینش و انتخاب. فرق اضطرار و اکراه این است که در اضطرار تهدید غیر در کار نیست و شخص بر اثر شرایط خاص و استثنایی خود ناگزیر است کاری را انجام دهد اختیار به معنای قصد و گزینش با اضطرار و اکراه قابل جمع است اختیار درمقابل جبر درمورد خداوند و فرشتگان وسایر موجودات نیز صادق است.
    3. چگونه می توان آیات قرآنی که ظاهرآنها موهم جبر است , توجیه کرد؟
    پاسخ: آیات قرآن به صراحت بر مختار بودن انسان دلالت دارند. برخی آیات که ظاهرآن ها هم نوعی جبراست , برای تذکر و رفع غفلت از کسانی است که می پندارند چه خداباشد چه نباشد, چه بخواهد, یا نخواهد, هرکاری را می توانند انجام دهند.

    4. سازگاری اراده , علم و قضای الهی با اختیار انسان را نشان دهید.
    پاسخ: جبرهنگامی است که اراده خدا در عرض اراده انسان یا جانشین اراده انسان باشد, در حالی که اراده خدا در طول اراده انسان است واراده, علم, و قضای الهی , برفعل اختیاری انسان تعلق گرفته است.
    5. جبر فلسفی وطبیعی را بررسی و نقد کنید.
    پاسخ: آنچه جبر فلسفی شمرده شده , برداشتی نادرست از قاعده علیت تامه است . براساس این قاعده هرگاه علت تامه یک معلول تحقق یابد , آن معلول محقق خواهد شد. اما در فعل انسان, اراده و اختیار او جزء اخیر علت تامه است و تا این اراده و اختیار نباشد علت فعل تمام نمی شود. پس اگر اراده را هم به حساب آورده اید که می گویید علت تامه اش تحقق یا فته و به مرز ضرورت رسیده, این فعل از اختیاری بودن خارج نمی شود و اگربعد از این که شخص اراده کرد می گویید باز باید اختیار داشته باشدمثل این است که بگویید کسی که کاری انجام داده باید اختیار داشته باشدکه آن را در ظرف خودش معدوم کند د این محال استهمین که کاری از انسانی صادر شد استناد به اوقطعی است و برگشت ندارد
    تاثیرمحیط طبیعی و عوامل وراثتی انکار ناپذیرند, اما این عوامل طبیعی و وراثتی از انسان سلب اختیار نمی کنند. و آدمی اگر بخواهد می تواند به رغم همه آن ها کاری را انجام دهد یا ترک کند. به عبارت دیگر عوامل وراثت می توانند جزالعله باشند نه تمام علت بنابراین انسان با اختیار می تواند آن عوامل را پیروی نکند.

    درس ششم شرایط اختیار و انتخاب
    خلاصه مطالب
    • کمال انسان به انتخاب گری آزاد اوست
    • انتخاب گری آزاد انسان چهارشرط دارد: 1. شناخت 2. گرایشهای متضاد 3. قدرت انتخاب و تصمیم 4. وجود زمینه های تحقق خارجی.
    • آیات قرآن بر توانایی شناخت در وجود انسان تاکید دارند.
    • علم در دید فلسفی سه گونه است: 1. علم ناآگاهانه که انسان از آن خبر ندارد. 2. علم نیمه آگاهانه که انسان از آن غافل است و با اندک توجهی از آن آگاه می شود. 3. علم آگاهانه که انسان می داند که می داند.
    • کارکردهای قلب درقرآن عبارتند از: 1. شناخت حضوری و حصولی 2. احساسات و عواطف 3. ایمان 4. انتخاب.
    • قرآن برای انسان شناخت هایی قائل است که از را ه هایی غیرعادی به دست می آیند از جمله این راه ها می توان به وحی , الهام, و مکاشفه اشاره کرد.
    • ابزار شناخت انسان محدود است از این رو حکمت الهی اقتضا می کند که راه دیگری که همان وحی باشد برای بشر قرار دهد.
    • دانش عادی چه حصولی چه حضوری در اختیار همه انسان ها است.
    • دانش غیرعادی چه حصولی و چه حضوری دراختیار برخی انسان هاست.
    • علم نبوت از انواع علم غیرعادی است وکه در اختیار پیامبران است.
    • خداوند از طریق وحی همه علومی ار که برای هدایت انسان ضروری است بر او عرضه کرده است.
    پرسش ها:
    1. کمال انسان به چیست؟ شرایط انتخاب گری انسان کدام است؟
    پاسخ: کمال انسان به انتخاب گری آزاد اوست و انتخاب گری آزاد انسان چهارشرط دارد: 1. شناخت 2. گرایشهای متعدد 3. قدرت انتخاب وتصمیم 4. وجود زمینه های تحقق خارجی.
    2. براساس آیات قرآن توانایی شناخت انسان را نشان دهید.
    پاسخ: إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا {الإنسان/2} به طور کلی آیاتی که با اختیار و مسئولیت انسان رابطه دارد این آیه پس از ذکر آفرینش آدمی از نطفه آمیخته به حکمت این آفرینش و هدف آن که آزمودن است اشاره می کندیعنی برسر چند راه قرار می گیرد تا زمینه برای ابتلا و اجرای مسئولیت فراهم آید سپس می فرماید به او توان درک دادیم او را شنوا و بینا آفریدیم با توجه به ارتباط میان واژه ها درمیابیم که برای ابتلا سمع و بصر لازم است. پس آیه می گوید برای این که انسان مورد آزمایش قرار گیرد و هدف آفرینش وی تامین شود باید دارای قدرت شناخت باشد.
    وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ {النحل/78}
    3. تفاوت شناخت ناآگاهانه , نیمه آگاهانه و آگاهانه را باذکرمثال بیان کنید.
    پاسخ: بسیاری از اموری که از آن ها غافلیم وقتی کوچکترین توجهی به آن ها می کنیم متوجه می شویم که آن ها را می دانستیم این ها نیمه آگاهانه اند ولی گاهی مسائلی را اصلا درک درستی ازشان نداریم ولی می توانیم با دلیل وبرهان بگوییم از چنین دانشی برخورداریم ولی آگاهانه آن دانشی است که می دانیم که می دانیم
    علم حضوری به خدا علمی ناآگاهانه است و علوم آگاهانه علوم عادی اند.

    4. کارکردهای قلب از منظر قرآن را با ذکر آیه روشن کنید.
    پاسخ: می توان گفت: قلب از دیدگاه قرآن موجودی است که هم علم حضوری و هم علم حصولی و هم احساسات و هم ادراک و هیجان و عواطف به آن نسبت داده می شود .
    الف) ادراک
    أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ {الحج/46}
    ب) احساسات و عواطف :
    } إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
    وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ
    وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ {القصص/10}
    ج) ایمان
    وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ
    فَطُبِعَ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ
    وَلِيَقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ
    خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ
    فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ
    د) علم حضوری
    كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ {المطففين/14} كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ {المطففين/15}
    ه) گزینش
    لاَّ يُؤَاخِذُكُمُ اللّهُ بِاللَّغْوِ فِيَ أَيْمَانِكُمْ وَلَكِن يُؤَاخِذُكُم بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ
    وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ فِيمَا أَخْطَأْتُم بِهِ وَلَكِن مَّا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ

    5. ضرورت وحی را اثبات کنید.
    پاسخ: گرچه قرآن برای انسان شناخت هایی قائل است لکمن ابزار شناختی که در اختیارش گذاشته است محدود است بنابراین حکمت الهی اقتضا می کند که راه دیگری که همان وحی است برای بشر قراردهد.

  9. #8



    درس هفتم
    شرایط اختیار و ا نتخاب
    خلاصه:
    • قدرت انسان را می توان به چهارقسمت تقسیم کرد: 1. قدرت طبیعی یا فیزیکی 2. قدرت تکنیکی 3. قدرت اجتماعی 4. قدرت متافیزیکی
    • قدرت فیزیکی انسان به حسب مورد به سه دسته تقسیم می شود: 1. قدرت طبیغی که در طبیعت اعمال می کند 2. قدرت طبیعی که درمورد جانداران به کار می برد 3. قدرتی که بر انسان های دیگر اعمال می کند.
    • قدرت تکنیکی به دوصورت اعمال می گردد: 1. به کمک علوم تجربی و عادی 2. به کمک علوم غیرعادی.
    • اراده تبلور میل فطری است یعنی هیچ گاه اراده ای نمی کنیم مگر این که میلی برانگیخته شده باشد.
    • یکی از تقسیمات معروف در روانشناسی میل های باطنی را به چهار دسته تقسیم می کند: 1. غرایز 2. عواطف 3. انفعالات 4. احساسات.
    • گزینش در جایی طرح می شود که چند خواست متعارض در مقام ارضای وجود داشته باشد و انسان مجبور باشد یکی را ارضا و دیگری را ترک کند.
    • شخصیت طلبی میل به بقا و میل به خدا از جمله میل های فطری انسان است.
    پرسش ها:
    1. معانی قدرت انسان و اقسام آن را بیان کنید.
    پاسخ: قدرت طبیعی یا فیزیکی: که با به کار گرفتن آن ها انسان می تواند تنها به اتکای نیروی بدنی تصرفاتی در خارج از وجود خود انجام دهد.
    قدرت تکنیکی: که به کمک ابزارهای صنعتی و با بهره گیری از شناخت قوانین حاکم بر طبیعت در بخش دیگری از طبیعت تصرف می کند.
    قدرت اجتماعی: که با بهره گیری از اوضاع اجتماعی و مایه های روانی حاصل می آید و براساس آن از انسان های دیگر استفاده می شود.
    قدرت متافیزیکی: که از همه قدرت های دیگر متمایزاست و از روح وعنصر ماوایی طبیعی انسان ناشی می شود و در طبیعت یا غیرطبیعت تاثیراتی می گذارد.
    2. اقسام قدرت فیزیکی انسان را توضیح دهید:
    پاسخ: به سه دسته تقسیم می شود:1.قدرت طبیعی که انسان درطبیعت اعمال می کند
    وَسَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا مِّنْهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لَّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ {الجاثية/13}
    أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً
    وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِن سُهُولِهَا قُصُورًا وَتَنْحِتُونَ الْجِبَالَ بُيُوتًا
    2. اعمال نیروی انسان برجانداران
    وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا
    وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ {النحل/5} وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ {النحل/6} وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ {النحل/7} وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ {النحل/8}
    اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ {غافر/79}
    3. استفاده از سایر انسان ها که همان استفاده از قوای بدنی و نیروهای فیزیکی است.
    3. راه های اعمال قدرت تکنیکی را شرح دهید:
    پاسخ: الف) تصرفات به کمک علوم تجربی و عادی که دردسترس همه است:
    وَسَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَسَخَّرَ لَكُمُ الأَنْهَارَ {إبراهيم/32}
    باکشف قوانین موجود در طبیعت به کمک آن ها کشتی فولادی و چوبی را برآب می راند
    آهن را در کف او نرم ساخت ب) تصرفات به کمک علوم غیر عادی مثل سحر و ذکر که سحر را ما به حدی که قرآن پذیرفته است می پذیریم.
    4. رابطه میان اراده و میل را به طور کامل روشن سازید.
    پاسخ: اراده تبلور میل فطری است بنابراین تا میلی برانگیخته نشود اراده نمی کنیم. درانسان کششی فطری به امری وجود دارد و این میل در شرایط ویژه ای شکل می گیرد تشخص و تعین می یابدو به تحقق اراده در نفس منتهی می شود.
    5. اقسام میل های باطنی را نام برده و درباره هریک توضیح دهید.
    پاسخ: میل های باطنی را به چهار دسته تقسیم می شود: 1. غرایز2. انفعالات 3. عواطف 4. احساسات.
    غرایز کشش های مربوط به نیازهای حیاتی که با اندامی از اندام های بدن ارتباط دارد.
    انفعالات یا کشش های منفی مقابل عواطف و عکس آن است حالتی روانی است که براساس آن انسان به علت احساس ضرر یا ناخوشایندی از کسی فرار یا او را طرد کند.
    احساسات طبق برخی اصطلاحات حالتهایی است که از سه مورد قبلی شدیدترو تنها به انسان اختصاص دارد احساس تعجب, استحسان, تجلیل عشق , پرستش و...

  10. #9



    درس هشتم معیار انتخاب
    خلاصه:
    • ازیک دید خواسته های انسان به دو دسته فردی و اجتماعی تقسیم می شوند.
    • از نگاهی دیگر می توان خواسته های انسان را به دودسته عادی و روحی تقسیم کرد.
    • از نگاه سوم تمایلات انسان را می توان به سه دسته تقسیم کرد1. مادیو فیزیولوژیک 2. روانی وروحی سطح پایین 3. روانی و روحی عالی مثل آزادی طلبی.
    • برای شناخت راه نیازمند جهان بینی هستیم.
    • براساس جهان بینی مجموعه ای از دستورالعمل ها فراهم می آید که منفعت و مصلحت نهایی انسان را تامین می کند این مجموعه را ایدئولوژی گویند.
    • خطوط کلی جهان بینی اسلامی سه چیز است: 1. شناخت خدا 2. شناخت معاد 3. شناخت رابطه دنیا با آخرت وزندگی ابدی.
    • قرآن در آیات بسیاری برمسئله معاد تاکید دارد.
    پرسش:
    1. درباره خواسته های فردی و اجتماعی انسان با ذکر مثال توضیح دهید.
    پاسخ: خواسته های فردی مثل این که انسان از خطری برای جان خود می ترسد که این یک میل فردی است و گاه خطری جامعه را تهدید می کند. که این میل اجتماعی انسان است.
    2. تفاوت خواسته های مادی و روحی چیست و نسبت میان آن ها کدام است؟
    پاسخ: میل ها و خواسته هایی که نتیجه ارضای آن رفع نیاز بدن است مثل غرایز امام برخی میل ها پس از رفع نیازهای بدن نیز ظهور می یابد مثل نیاز به شادی گرچه تن سالم است ولی ممکن است روان شاد نباشد. این خواسته روحی است
    3. تمایلات مادی – فیزیولوژیک, روانی, روحی سطح پایین و روانی روحی سطح عالی را باذکر مثال توضیح دهید.
    پاسخ: آنچه جنبه مادی و فیزیولوژیک دارد مادی و آنچه جنبه روانی دارد اما از خواست های نازل روحی است مثل شادی وآرامش تمایلات روانی سطح پایین و آنچه جنبه روانی دادر اما از خواسته های عالی روحی است مثل آرمان خواهی , آزادی طلبی و...
    4. جهان بینی و ایدئولوژی را تعریف و نسبت میان آن ها را تبیین کنید.
    پاسخ: برای آنکه بدانیم خط سیر زندگی ما چیست باید معرفت هایی کلی داشته باشیم وقتی بخواهیم حرکت خود را در جهت ویژه ای قرار دهیم باید ضوابطی داشته باشیم تا منفعت و مصلحت نهایی را تامین کند و مارا به کمال برساند و به بهترین و بالاترین لذت ها دست یابیم این همان است که در اصطلاح امروز ایدئولوژی نامیده می شود دانستن ضوابطی کلی برای تعیین خط مشی زندگی و برای به دست آوردن این قواعد کلی لازم است که پیش تر بینش هایی داشته باشیم که به آن اصطلاحا جهان بینی می گویند.
    5. خطوط کلی و اصلی جهان بینی اسلامی را شرح دهید.
    پاسخ: خطوط کلی و اصلی جهان بینی سه مورد است 1. شناخت خدا 2. شناخت معاد 3. شناخت رابطه دنیا با آخرت و زندگی ابدی
    اصل نخست, خداشناسی , کسی که نمی داند این هستی قائم به ذات است یا وابسته به غیر نمی تواند درمورد شئون این هستی و کمالات آن قضاوتی صحیح داشته باشد پس نخست باید بینشی درست نسبت به خدا داشته باشیم
    اصل دوم شناخت زندگی نهایی انسان, اگر بدانیم زندگی به همین دنیای مادی منحصر نیست درترجیح برخی لذت ها بربرخی قضاوتی درست خواهیم داشت مثلا لذت های زودگذر و لذت های بی نهایت وقتی باهم تزاحم داشتند طبعا با شناخت نسبت به زندگی نهایی انسان یا معاد لذت های بی نهایت را ترجیح خواهیم داد. پس باید دید انسان می تواند زندگی ابدی داشته باشد یانه؟
    اصل سوم رابطه بین دنیا و آخرت نیزمهم است به این لحاظ که انسان موجودی آزاد است و مختار و کاری راانتخاب می کند که سعادت دنیا و آخرت خود را تامین کند در این صورت است که حرکتی آگاهانه خواهد داشت.

  11. #10



    درس نهم معاد
    خلاصه:
    • بحث معاد در قرآن بسیار گسترده است و می توان گفت که یک سوم قرآن درباره معاد است.
    • اصولا باور معاد مبتنی بر این است که در انسان حقیقتی وجود دارد که با متلاشی شدن و فنای بدن از بین نمی رود؛ زیرا معنای معاد آن است که هرفردی که در این عالم به وجود می آید همین فرد در رستاخیز زنده می شود و تاابد زنده خواهد بود پس بین این انسان و انسانی که در آخرت زنده می شود هوهویت و این همانی برقرار است.
    • معاد وقتی معنا می یابد که انسان روحی داشته باشد که مستقل از بدن باقی بماند و دوباره به بدن بازگردد.
    • روح , جوهری غیر مادی است , زیرا اگر مادی باشد خواص ماده از جمله زوال ناپذیری را خواهد داشت و برای اعتقاد به معاد کافی نیست.
    • عنصر اساسی در وجود انسان روح است که به بقای آن انسانیت انسان باقی می ماند.
    • آیات بسیاری از قرآن کریم بر وجود روح و بقای آن پس از مرگ تاکید دارند.
    • آیاتی نظیر آیه 85 سوره اسرا ( قل الروح من امر ربی) و آیه 14 سوره مومنون ( ثم انشاناه خلقا آخر) بر تجرد روح دلالت دارند.
    پرسش:
    1. معاد چیست واعتقاد به معاد در چه صورت معنا پیدا می کند؟
    پاسخ: معنای معاد آن است که هرفردی که در این عالم به وجود می آید همین فرد در رستاخیز زنده می شود و تاابد زنده خواهد بود پس بین این انسان و انسانی که در آخرت زنده می شود هوهویت و این همانی برقرار است. معاد وقتی معنا می یابد که انسان روحی داشته باشد که مستقل از بدن باقی بماند و دوباره به بدن بازگردد.
    2. ویژگی های روح را تبیین کنید.
    پاسخ: روح جوهری غیر مادی است جزئی از وجود انسان است که پس از مرگ باقی می ماند مستقل از بدن است و قوام انسانیت به همان است و مجرد از ماده است.
    3. عنصر اساسی و باقی در وجود انسان چیست؟ چرا؟
    پاسخ: عنصر اساسی و باقی در وجود انسان روح است چرا که ما می بینیم بعد از مرگ انسان آن باقی بوده و انسانیت انسان باقی می ماند. اولا در این دنیا هم اجزای بدن به تدریج از بین می رود و پس از چند سال هیچ یک از سلول های گذشته عینا باقی نمی ماند بدون اینکه ضرری به بقای انسان با هویت انسانی اش بزند ثانیا: با مرگ و متلاشی شدن بدن هم هویت انسانی شخص از بین نمی رود و پیش از قیامت و بازگشت روح به بدن هم محفوظ است و آثار و لوازم خودش را خواهد داشت پس وجود روح از سنخ وجود بدن نیست و ترکیب انسان از روح و بدن مانند ترکیب چیزی از دوعنصر مادی نیست.
    4. براساس آیات قرآن بقا و تجرد روح را اثبات کنید.
    وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِيلاً {الإسراء/85}
    یکی از احتمالات در آیه این بود که منظور از روح روح انسان است روح حقیقتی است که تنها از طریق امرخدا به وجود می آید یعنی وجودی است که متوقف بر ماده و مادیات نیست و از سنخ دیگری است که فقط با امر الهی موجود می گردد پس طبق این احتمال تجرد روح از نظر قرآن ثابت شد.
    وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ {المؤمنون/12} ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ {المؤمنون/13} ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ {المؤمنون/14}اگر منظور از آفرینش دیگر مرحله دیگری از خلقت مادی باشد از نظر بلاغت اقتضای تغییر لحن و بیان آن است که باید این مرحله با مراحل پیش که مادی بودند , فرق داشته باشد زیرا این نامحسوس و قابل شناخت متعارف نیست , پس همین اختلاف تعبیر خود شاهد است که این خلق آخر از سنخ دیگر است و مادی نیست.

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. اصول تفکر سیاسی در قرآن(آیات سیاسی در قرآن)
    توسط رضایی قمی در تالار سیاست در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/12/14, 09:24 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •