تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    ظهور باطن انسان در عالم برزخ




    در عالم برزخ هیچکس نمی تواند بدون اذن و اجازه حضرت پروردگار سخن گوید؛ و از ابتدای شروع عالم برزخ که انتهای عالم دنیا و نقطه مرگ است ـ که حائل و فاصله بین دو نشأه دنیا و برزخ است ـ اختیار از انسان سلب میگردد و دیگر دروغ پردازی و مصلحت اندیشی هائی که در این دنیا برای رسیدن به منافع تخیلی بکار میبرد، در آنجا بدرد نمی خورد. ملائکه قبض روح و نیز فرشتگانی که پس از آن با انسان ملاقات و برخورد دارند، گفتگو با باطن و حقیقت او دارند و با روح ملکوتی او و با صورت مثالی او، نه با زبان ظاهری و افکارِ مُموهه و مُشوهه .
    فرشتگان مرگ ، جان او را ستانده و بدن او را بازماندگان بسوی مَکْفَن و مَغْسَل و مصلی و مَدْفَن میبرند، و روح که با بدن فی الجمله علاقه و ربطی دارد بدنبال بدن حرکت نموده و ناظر بر اوست .شب اول قبر است ؛ ملائکه با قالب مثالی و صورت ملکوتی گفت و شنود دارند، نه با بدن مادی . باری ، انسان در این عالم دنیا هم که صحبت و تکلم میکند، راه میرود و حرکت مینماید، با همان صورت مثالی این کارها را انجام میدهد، غایة الامر چون بدن با آن صورت مثالی یک نوع اتحادی دارد، انسان تصور میکند این سخن گفتن و راه رفتن و حرکت نمودن به اراده و سیطره بدن بوده است . پس از آنکه انسان از این عالم کوچ کرد و وارد عالم برزخ شد و صورت مثالی از بدن فاصله گرفت و انسان حقیقت و موجودیت خود را در قالب و صورت مثالی دید، آن وقت می فهمد که هر چه میکرده و در عالم دنیا انجام میداده است ، با صورت مثالی و قالب ملکوتی بوده است .

    یکی شدن دل و زبان در عالم برزخ:
    فرشتگان در عالم مثال با آن صورت ملکوتی گفتگو دارند؛ آنجا عالم پندار و مصلحت اندیشی نیست ، آنجا عالم اعتبار و ترتیب مقدمات تخیلیه برای اخذ نتائج موهومه نیست ؛ آن عالم ، عالَمِ حقیقت و عالَم حق است . دروغ ، متعلق به این عالم دنیاست که حق و باطل ، شهوت و وهم و غضب و عقل ، و سعادت و شقاوت با هم آمیخته اند؛ آنجا عالم ، عالمِ حق است و کار یکسره است ؛ این از یک نقطه نظر.
    از نقطه نظر دیگر، ملائکه در آنجا با باطن انسان گفتگو دارند و انسان با باطن و واقعیت خود پاسخ میدهد، بنابراین نمی تواند به دروغ پردازی مطلب را بر فرشتگان مشتبه کند. اگر کسی در این دنیا دروغ بگوید، واقعیت و وجدان او از چیزی حکایت میکنند و زبان از چیز دگری ؛ این اختلاف زاویه بین حقیقت و زبان ، مولودش دروغ است . دروغ ، عدم مقارنه بین محتوای قلبی و گفتار زبانی است . اما آنجا که دیدگان به واقع باز شده و راه سرپیچی که همان غرائز مختلفه است گرفته شده و واقعیت محض است ، تکلم ملائکه با باطن و حقیقت انسان است ، یعنی روی سخن فقط با دل انسان است . آنجا عالم ریا و خدعه و مکر و حیله و مصلحت بینی موهومی و اعتبار پردازی نیست تا انسان بخواهد بدین وسائل متشبث گردد و کار خود را با حق تطبیق دهد، و به نحوی افعال سابق خود را به لباسی از تَمْویه و تَشْویه ملبس نموده و به صورت حق جا زند.

    ممکن است انسان نه به جهت رضای خدا و تطبیق کردار خود با واقع ، بلکه به جهت جهات دیگری در این دنیا گناه نکند؛ دروغ نگوید بخاطر اینکه رفیقش می فهمد که دروغ گفته است ؛ دزد ی نکند به جهت آنکه دزدیش معلوم میشود و رسوا میگردد؛ خیانت نکند، ستم نکند، به علت آنکه موقعیت و شخصیت او در اجتماع فرومیریزد. ولی چنین فردی مسلماً اگر در موضع و موقعیتی قرار گیرد که صد در صد یقین داشته باشد که از دروغ و اختلاس و ظلم و خیانت او احدی اطلاع پیدا نمی کند و آبرویش نمی رود، دیگر رادع و مانعی از ارتکاب این جرائم ندارد. این اختلاف روش ها برای اختلاف ظاهر و باطنی است که در این دنیا، انسان خود را مواجه با آن می بیند. در عالم برزخ اختلاف ظاهر و باطن نیست ، باطن انسان هر چه هست همان جلوه دارد. خوب است ، خوب ؛ بد است ، بد جلوه میکند. قلب انسان هر چه را بیان میکند و اعتقاد و إذعان دارد زبان ملکوتی او نیز همانرا صحه میگذارد و بر آن شهادت میدهد.

  2. صلوات و تشکر


  3. #2

    مؤاخذه انسان با بدن مثالی در برزخ




    باید دانست که بدن که در میان قبر میرود و بروی آن خاک می ریزند، غیر از صورت مثالی است که به برزخ میرود. سؤال و حساب با بدن مثالی است نه با بدن خاکی ؛ بدن خاکی حرکتی ندارد، چشم و گوش و ادراک ندارد، چه در میان قبر بپوسد یا نپوسد. اما بدن مثالی که همان عالم صورت انسانی است ، او نمی میرد بلکه زنده است ، دیده بصیرت و ادراکش کم نمی شود بلکه افزون میگردد؛ او مورد سؤال و مؤاخذه ، و مورد ثواب یا عقاب برزخی قرار میگیرد.

    و علت آنکه در بسیاری از روایات به عالم قبر، و نکیر و منکر در عالم قبر، و مؤاخذه در قبر تعبیر شده است برای آنستکه عالم برزخ در دنبال این دنیاست ، و قبر هم بدنبال زندگی دنیاست ؛ و بدین مناسبت عالم برزخ را که تعلقی به عالم قبر دارد به عالم قبر تعبیر نموده اند. بلی در قیامت ، روح با بدن جسمانی مورد مؤاخذه و ثواب و عقاب واقع میگردد و معاد جسمانی از ضروریات مذهب است ؛ خداوند تبارک و تعالی در محشر روح را با بدن حاضر میفرماید و به سزای اعمال خود از خیر و شر میرساند.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •