تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 9 , از مجموع 9
  1. #1

    كشتار بنی قریظه واقعیت یا هلوكاست ؟




    برای اینکه بخوبی داستان بنی قریظه را دریافت باید علت این درگیری را بخوبی دانست و خیانت یهود در ان برهه حساس از جنگ احزاب را درک کرد از اینرو باید از ریشه بررسی شود تا به پاسخ صحيح برسیم .
    اغاز فتنه چنین بود که یهودیان بنی نضیر پس از تبعید و دورشدن از مدینه و ورود به خیبر خاموشی نگرفتند و گروهی از روسای انان چون ""حیی بن اخطب"" و " کنانه بن ابی حقیق " و "هوذه بن حقیق" و " هوذه بن قیس " بهمراهی ابو عامر و دوازده تن دیگر رهسپار مکه شدند تا قریش را بر ضد پیامبر و مسلمین به نبرد و جنگ بزرگی که بزرگترین حمله به مسلمین بود وادارند.
    بنا به گزارش مورخان این گروه پس از انکه قریش را اماده کارزار ساختند و قول همکاری به انها دادند بسوی طائفه غطفان رفتند و با ایشان نیز پیمان همیاری بستند نتیجه ان چنان شد که قبایل عرب بر ضد مسلمین هم پیمان شدند . ابن اسحاق و طبری در ادامه مینویسند : « سپس این دسته یهودیان (از نزدابو سفیان) بیرون رفتند و رهسپار قبیله غطفان شدند و انها را به جنگ با پیامبر (ص) دعوت کردند و به انان خبر دادند که خود در این جنگ بر ضد پیامبر به همراهشان خواهند بود و قریش نیز در اینراه از انها پیروی میکند . قبیله غطفان با یهودیان در ان مورد همراه شدند . انگاه سپاه قریش به رهبری ابوسفیان بن حرب بسوی مدینه حرکت کرد و سپاه غطفان به رهبری عیینه بن حصن از قبیله بنی فزاره عزم مدینه نمود . سپاهی از پیروان مسعر بن رخیله از میان طائفه وی اشجع حرکت کرد» 1

    بگفته واقدی سپاه بنی سلیم با 700 مرد جنگی نیز به تحریک یهودیان با لشکر قربش همراه شد بطوریکه رویهمرفته ده هزار نفر جنگجو اهنگ جنگ با مسلمانان کردند و بسوی مدینه رهسپار شدند .2
    در چنین شرایطی که بیم می رفت قتل عام سختی پیش اید در داخل مدینه منافقان مدینه نیز مسلمانان را از همراهی پیامبر (ص)باز میداشتند چنانکه ایه 13 سوره احزاب به این امر اشارت دارد . بعلاوه در این هنگام بود که خبر رسید یهودیان بنی قریظه خیانت نموده و با سپاه دشمن هم پیمان شده اند.
    پي نوشت ها
    1-
    ابن هشام ج 2 ص 215 ؛تاریخ طبری ج 2 ص566
    2-
    مغازی ج 1 ص 443-444
    ویرایش توسط hoda : 1390/01/14 در ساعت 09:09 قبل از ظهر

  2. صلوات و تشکر


  3. #2



    واقدی و ابن هشام و طبری نوشته اند که پیامبر بدون تحقیق خبر مزبور را نپذیرفت بگزارش واقدی پیامبر ابتدا پسر عمه خود ""زبیر بن عوام"" و سپس "سعد بن معاذ" و "سعد بن عباده " و اسید بن حضیر را برای پزوهش بسوی بنی قریظه فرستاد . انتخاب این افراد بسیار هوشمندانه بود . بویژه که "سعد بن معاذ" ریس قبیله اوس بود و از روزگار قبل از اسلام با یهودیان بنی قریظه هم پیمان بود ، این سه تن به سوی قلع های بنی قریظه رفتند و از انان در باره پیمانی که با پیامبر داشتند سوال کردند . کعب بن اسد رییس بنی قریظه، با کمال بی شرمی اعلام نمود که پیمان پیامبر اسلام را یکطرفه نقص کرده است .
    واقدی در اینباره مینویسد « کعب گفت : من ان پیمان را چنان قطع کردم که این بند را پاره نمودم و ان بند ، بند کفشش بود!» 1
    سپس به سعد بن معاذ و پیامبر دشنام داد. 2

    قران بحران را چنین وصف میکند : « هنگامی را بیاد ارید که دشمنان از بالا ( مشرکان) و پایین ( یهودیان بنی قریظه) بسوی شما امدند و زمانی که دیده هاخیره گشت و دلها به گلوگاهها رسید و به خدا گمانهای گوناگون بردید . در انجا مومنان به ازمایش افتادید و به سختی تکان داده شدند » احزاب 10 و 11
    در چنین شرایطی بنی قریظه تصمیم گرفتند که شبانه به مسلمین حمله کنند و با شبیخون غافلگیر نمایند با این تصمیم " حیی بن اخطب"" را بنزد قریش فرستادند تا هزار مرد از ایان و هزار تن از قبیله غطفان با انان در این شبیخون همراهی کنند. 3
    بگزارش واقدی یهودیان برای ارعاب مسلمین ابتدا یک گروه ده نقری از مردان جنگجوی ورزیده خویش را بر میگزیینند ، این دسته تا نزدیک "بقیع" پیش می ایند ولی با عده ای از مسلمانان روبرو میشوند و پس از ساعنی درگیری بر میگردند .4

    واقدی مینویسد :« ابوبکر چون از احزاب یاد میکرد میگفت : ما برای کودکان و زنان خود در مدینه از بنی قریظه بیشتر میترسیدیم تا از قریش و غطفان » 5
    خلاصه اینکه بعد از ماجراهایی و با امدن تند باد ی که قران نیز از ان یاد میکند مشرکان میدنه از اطراف مدینه پراکنده شدند . پیامبر نیز دستور داد به سمت قلعه های بنی قریظه بروند . ویهودیان بجای اینکه مماشات کنند و از خیانت خویش عذر خواهی کنند اماده جنگ شدند و مسلمان را دشنام میدادند ... سرانجام بعد از 25 روز اینان بزانو درامدند .
    در این هنگام قبیله اوس که از پیش از اسلام با بنی قریظه پیمان داشت بنزد پیامبر امدند و درخواست کردند تا کیفر بنی قریظه تخفیفی دهد پیامبر نیز انان را ناامید نساخت و فرمود :
    « ای گروه اوس ایا خشنود نمی شوید که مردی از میان خودتان درباره بنی قریظه داوری کند ؟ گفتند : اری راضی هستیم. فرمود این داوری را به سعد بن معاذ (رئیس قبیله) سپردم » 6
    و بنا به روایت ابن هشام و طبری یهویدان از این انتخاب راضی بودند چه اینکه انان سالها با قبیله اوس پیمان دوستی داشتند : « ای محمد ما بر حکم سعد بن معاذ تسلیم می شویم » 7
    سعد را برای داوری اوردند و حکم کرد مردان جنگ جوی بنی قریظه را که پیمان شکسته و مدینه را بخطر انداخته اند و با مسلمانان جنگیدند کشته شوند .

    دلائلی که سعد چنین حکمی داد :
    1- این گروه یهود پیش از پیمان شکنی تعهد کرده بودند که اگر با دشمنان مسلمین همراهی کنند و مدینه را بخطر اندازند خونشان هدر است و اموالشان مصادر گردد انها خود پذیرفته بودند و با پیامبر پیمان امضا کرده بودند با اینهمه پیمان شکستند 2- . در ثانی بنی قریظه هنگامی به خیانت دست زدند که مدینه در محاصره بود انها در چنین وضعی اهنگ حمله و شبیخون به مسلمانان کردند . 3- ثالثا : کتاب اسمانی یهود "تورات" نیز دستور می دهد که اگر قومی روش بنی قریظه را با یهودیان پیش گیرند محکوم به مرگ خواهند بود چنانکه در سقر تثنیه امده : « چون به شهری نزدیک ایی تا با ان جنگ نمایی انرا برای صلح ندا کن و اگر ترا جواب صلح بدهد و دروازه ها را برا تو بگشاید انگاه تمامی قومی که در ان یافت شوند به تو جزیه دهند و ترا خدمت نمایند . اگر با تو صلح نکرده با تو جنگ نمایند پس انان را محاصره کن و چون یهوه خدایت انرا بدست تو بسپارد جمیع ذکورانش را بدم شمشیر بکش لکن زنان و اطفال و بهائم و انجه در شهر باشد یعنی تمام غنیمتش برای خود به تاراج ببر.» باب بیستم
    بنابراین حکم تورات ، سعد بن معاذ نیز حتی طبق تورات حق داشت تا جنگجویان را به مرگ محکوم کند چرا که بعد از جنگ خندق پیامبربنا به خیانت یهود در جنگ به سوی قلعه های انها رفت و نه تنها روی به صلح نشان ندادند بلکه اعلام جنگ کردند و مسلمانان را دشنام میدادند و اعلام جنگ میکردند و پدر برادر محمد بن مسلمه را کشتند . - ابوسفیان چون خواست از مدینه دور شود نامه ای به پیامبر نوشت و تهدید کرد که « ما اگر اینک به مکه بازمیگردیمولی روزی چون روز احد از سوی ما برای شما پی خواهد امد که گریبان زنان در انروز دریده خواهد شد » 8. بنابراین مسلمانان نمی توانستند همه انان را ازاد کنند تا بار دیگر به مشرکان و دیگر یهودیان بپیوندند و جنگی دوباره به راه اندازند .

    پي نوشت ها
    1-
    مغازی ج 1ص458
    2-
    مغازی همان نيز ر. ك: ابن هشام ج 2 ص222 ؛ طبری ج2ص572
    3-
    معازی ،همان، ص 460
    4-
    همان ، ص 462
    5-همان ، ص 460
    6-
    ابن هشام ج 2 ص 239 تاریخ طبری ج 2 ص 586
    7-
    سیره ابن هشام ،همان، ص 240 و تاریخ طبری ،همان، ص 583
    8-
    مغازی ،همان، ص 492
    ویرایش توسط hoda : 1390/01/14 در ساعت 09:07 قبل از ظهر

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    انطور که طبری و ابن اسحاق نقل کرده اند . کشته های بنی قریظه در اینجنگ 400یا 600 تا 800 یا 900 نفر بوده است . علامه طبرسی در قرن ششم در کتاب اعلام الوری کشته ها را 400 تا 600 نفر نقل میکند که این ارقام خالی از افسانه نیست . و مورد تردید جدی قرار دارد .

    برای روشن شدن حقیقت موضوع، یادآوری این مطلب مهم ضروری است
    هر نوع گزارش و نسبت عملی به فرد یا افرادی، در صورتی قابل پذیرش است که با روحیه و شخصیت و تفکر آن فرد یا افراد در تضاد نباشد .پس از شناخت شخصیت و تفکر افراد است که می توان مطالب نسبت داده شده به آنان را با صحت سند روایت، پذیرفت .هر انسان با انصاف و غیر متعصبی که زندگی و شخصیت پیامبر (ص) و عفو و گذشتهای حضرت درموارد گوناگون و رفتار وی با دشمنان را مورد دقت و بررسی قرار دهد، یقین پیدا می کند که برخی مطالبی در کتاب های تاریخی وحدیثی به آن حضرت نسبت داده شده است صحت ندارد.
    نیز گمان و ظن قوی پیدا می کند که چنین مطالبی به عمد یا سهو در لابلای کتابهای اسلامی وارد شده، همچنین احتمال دست داشتن دشمنان اسلام مخصوصاً برخی از یهودیان، در نقل این گونه مطالب نیز وجود دارد. بنابراین مطالبی که از کتاب های مختلف، درباره برخورد پیامبر با مخالفان خود نوشته‌اید، قابل پذیرش نیست و با تفکر و دیدگاه و رسالت پیامبرناهمگون است، هرچند در کتاب های مشهور اسلامی آمده باشد.
    حادثه بنی قریظه از جمله حوادثی است که مستشرقان روی آن حساسیت زیادی دارند. از آن جمله ویلیام مولر در کتاب حیاة محمد (The Life Muhammad) این داستان را به صورت فوق العاده دراماتیک وصف کرده است.
    در این زمینه، اساس روایت ابن اسحاق است که نیاز به تأمل جدی دارد. برکات احمد در جزئیات این روایت مناقشاتی کرده و گفته است : مگر نمی شد پیامبر (ص) اینها را به مدینه نیاورد و همچنان کنار قلعه خودشان آنان را گردن بزند؟! مگر خندقی از قبل در نزدیکی مدینه نکنده بودند. چه لزومی داشت دوباره خندق بکنند؟

  6. صلوات و تشکر


  7. #4



    هنگام ظهور اسلام سه قبیله یهودی در یثرب سكونت داشتند و علاوه بر آنان گروه هایی از جمله در خیبر و فدك ( شمال مدینه) می زیستند. رسول خدا (ص) در ابتدا امید داشت كه یهودیان یثرب با اسلام كه دین توحیدی بود، از دردوستی و تفاهم در آیند زیرا آنها هم پیروان دین آسمانی بودند، اما یهودیان وقتی پیشرفت اسلام را دیدند، موضع مخالف گرفته و از در دشمنی با آن در آمدند. نتیجه این نزاع ، بیرون راندن آنان از جزیره العرب بود.
    مورخان می گویند بنی قینقاع (1) و سپس بنی نضیر (2) مسلمانان را به زحمت انداختند . از این رو به وسیله ایشان محاصره شده و پس از تسلیم شدن' از مدینه اخراج و اموال غیر منقولشان تصرف شد. در فرصت دیگری، آنان از خیبر و فدك هم اخراج شدند. بنا به گزارش ابن اسحاق بنی قریظه- سومین قبیله یهودی - با قریش وهم پیما نان كه برای نابودی اسلام به مدینه حمله كردند' همراه شدند . این حركت برای اسلام خطری بزرگ بود. پس از شكست آنان، پیامبر خدا (ص) یهودیان را محاصره كرد همان گونه كه بنی نضیر را محاصره كرده بود. بنی قریظه با طولانی شدن محاصره تسلیم شدند اما برخلاف بنی نضیر (قبیله بنی نضیر بدون کشته از مدینه تبعید و اموال منقولشان نیز با خود بردند)
    به حكم سعد بن معاذ كه از قبیله اوس و هم پیمان بنی قریظه بود، تن دادند. سعد طبق کتاب یهودیان و قانون آنها ، حكم كرد كه مردان بالغ كشته شوند و زنان و اطفال آنان به اسارت درآیندَ . بنابراین گودال هایی در بازار مدینه حفر شد و مردان بنی قریظه دسته دسته احضار و گردن زده شدند. شمار كشته شدگان را از چهارصد تا نهصد نفر گفته اند .

    با دقت در این داستان، اشكالاتی برآن امكان پذیر خواهد بود و می توان گفت استدلال بر این كه ششصد یا هشتصد یا نهصد نفر از بنی قریظه اعدام شده اند صحیح نیست . این گزارش به منابع اسلامی افزوده شده است و در فرهنگ یهود اصل و نمونه ای برای آن هست. در حقیقت می توان بر گشت این گفته ها را در تاریخ قدیم یهود جستجو كرد.

    پي نوشت ها
    1-
    ابن هشام، تحقیق السقاء و دیگران، 2/47 - 49
    2-
    السیرة النبویه ابن کثیر، تحقیق مصطفی عبدالواحد، 3/145

  8. صلوات و تشکر


  9. #5




    در اینجا ابتدا به منابع عربی پرداخته و روایات یهودی را در آنها نقد و بررسی می كنیم . آنگاه به نمونه اصلی آن در تاریخ یهود اشاره خواهیم كرد.
    قدیمی ترین تألیفی كه در دست ماست و بیشترین جزئیات حادثه بنی قریظه را در بردارد، سیره ابن اسحاق است كه مورخان بعدی در بیان رویدادهایمتعدد برآن تكیه كرده و از آن اخذ كرده اند، اما ابن اسحاق در سال 151 ، یعنی 145سال پس از واقعه بنی قریظه از دنیا رفته است.
    مورخان پس از او گزارش او از واقعه را نقل كرده و به منابع مبهم او توجه نكرده اند.
    البته برخی به عدم اقناع خود از این واقعه اشاره كرده اند، اما زحمت نقد و بررسی آن را به خود نداده اند . ابن حجر عسقلانی این واقعه و گزارش های مربوط به آن را انكار می كند و از آن به «حكایات غریب» تعبیر می كند (تهذیب التهذیب:4/45). معاصر ابن اسحاق یعنی مالك بن انس هم ابن اسحاق را به دروغگویی متهم كرده و او را به جهت نقل چنین روایاتی، دجَال ( آن كه راست و دروغ را به هم می آمیزد) می شمارد . مورخان و سیره نویسان، قوانینسختگیرانه محدثان را رعایت نكرده اند و اینكه تمام راویان ثقه باشند و از فرد پیش از خود بدون واسطه روایت كرده باشند، رعایت نكرده اند. اینها در روایات سیره نبوی بسیار سهل گیرانه تر از برخوردی که با احادیث نبوی دارند برخورد کرده اند.

    منبع و مواد گزارش ابن اسحاق درباره محاصره مدینه و برخورد با بنی قریظه ،یهودیان تازه مسلمان است.
    در مقابل این منابع متأخر غیر معتبر، قرآن - تنها منبع اصیل و معاصر حادثه - به گونه ای بسیار كوتاه به حادثه اشاره می كند : «و انزل الذین ظاهروهم من أهل الکتاب من صیاصیهم و قذف فی قلوبهم الرعب فریقا تقتلون و تأسرون فریقا» ( 26 احزاب ) و هیچ اشاره ای به تعداد كشتگان نمی كند.
    ابن اسحاق در آغاز گزارش مربوط به نبرد احزاب مصادر خود را این گونه ذكر می كند: یكی از موالی آل زبیر و دیگرانی كه متهم به كذب نیستند.
    بخش هایی از این گزارش را از عبد الله بن كعب بن مالك زهری و عاصم بن عمر بن قتاده و عبد الله بن ابی بكر و محمد بن كعب قرظی و دیگر عالمان مسلمان آورده اند. بنا براین روایت ابن اسحاق مجموعه ای است مركب از این روایات. در جای دیگر ابن اسحاق از عطیه نیز نقل كرده، او فردی از بنی قریظه است كه عفو شامل حالش شد. عطیه از خاندان زبیر بن باطا عضو بارز بنی قریظه و كسی است كه در جریان بنی قریظه نقش داشت.
    این روایت با توصیف تلاش های سران یهود برای انعقاد پیمان با نیروهای دشمن علیه مسلمانان آغاز می شود و در آن فهرستی از اسامی این سران آمده است: 3 نفر از بنی نضیر' 2 نفر از قبیله وائل - كه قبیله ای دیگر از یهود است - و افراد دیگری از این دو قبیله كه نامشان ذكر نشده است .این افراد پس از آنكه قبایل اطراف مدینه یعنی غطفان و مره و فزاره و سلیم و اشجع را برای مبارزه علیه مدینه تحریك كردند به مكه رفتند و در آنجا نیز موفق شدند قریش را به سوی یثرب به حرکت درآورند. هنگامی كه نیروهای محاصره كنندهمدینه جمع شدند، حیی بن اخطب یكی از رهبران بنی نضیر نزد بنی قریظه - كه هنوز در مدینه سكونت داشتند - رفت و به رغم نظر كعب بن اسد رهبر بنی نضیر، آنان را قانع كرد كه پیمان خود را با رسول خدا (ص) نقض كنند. حیی چنین تصور می كرد كه مسلمانان قدرت مقابله با نیروهای مهاجم را ندارند و سیادت بنی قریظه و دیگر یهودیان به زودی باز خواهد گشت . لیكن محاصره مدینه به شكست انجامید و قبایل یهود طعم همدستی با دشمن را چشیدند.

  10. صلوات و تشکر


  11. #6




    موضع علما و مورخان نسبت به روایت ابن اسحاق همراه با قبول آمیخته به تردید است. در برخی قسمت ها قبول و ردّ و انكار در برخی بخش های دیگر. اما آنچه پذیرفته اند همانند پذیرش گزارش های سیره و داستان نبردهاستكه به نسل های بعدی منتقل شده اما معیارهای نقد و بررسی (كه در فقه و حدیث به آن توجه می شود) در اینجا اعمال نشده است. به همین جهت، تحقیق و بررسی درباره راویان گزارش های سیره را ضروری ندانسته اند و به بیان سلسله راویان به صورت متصل و غیر متصل اهمیت نداده اند. چنان كه این موضوع در سیره ابن اسحاق مشهود است؛ برخلاف فقه كه راوی ثقه و اتصال راویان، موضوعی مهم در آن به شمار می رود . به همین دلیل مالك كه از فقهاست به ابن اسحاق توجه چندانی ندارد . مورخان بعدی و مفسران هم یا سخن ابن اسحاق را تكرار كرده یا به بخش هایی از آن اشاره كرده اند.علاوهبرآنكه مورخان با این روایت به سردی برخورد كرده اند مثلاً طبری كه حدود 150 سال پس از ابن اسحاق آمده' بر خلاف شیوه خود كه روایات گوناگون از یك حادثه را نقل می كند ،در موضوع بنی قریظه رعایت نكرده ، بلكه عبارتی آوردهكه تردید برانگیز است. او می گوید: واقدی گمان كرده كه رسول خدا (ص) دستور داد گودال هایی برای بنی قریظه بكَنند.
    روایت نمی تواند سهل گیرانه یا با تردید مورد قبول قرار گیرد.
    ابن اسحاق به عنوان یك مولف در دو مورد در معرض هجوم تند محققان معاصر و بعدی قرار گرفته است:
    1. كتاب مشتمل بر روایات یا قصه های ساختگی و نادرست و غیر مطابق با قواعد نقد است؛ 2.پذیرش قطعی او نسبت به كشتار بنی قریظه . مالك از محدثان و فقهای نخستین، آشكارا از وی به دروغگو و دجال و كسی كه روایاتش را از یهودیان می گیرد' تعبیر كند . مالك با به كارگیری معیار مخصوص به خود' روش ابن اسحاق را رد می كند و منابع و روش وی را دارای اشكال می داند. طبیعی است که مالک ، منابع و روش کار ابن اسحاق را در جمع آوری اخبار امثال این ماجرا نپذیرد.
    ابن حجر، از نسل های بعدی، دیدگاه مالك را چنین شرح می دهد : ردّ مالك نسبت به ابن اسحاق به دلیل روایاتی است كه او در موضوعات نبردهای صدر اسلام از یهودیان نقل می كند كه آنان هم از پدران خود روایت كرده اند. ابن حجر روایات محل تردید را با عبارات استواری مانند «مثل هذه الروایات العجیبة،کقصة قریظة و النضیر» وصف می کند. به نظر نمی رسد که صریح تر از این تعبیر برای رد آن اخبار به دست آورد.

  12. صلوات و تشکر


  13. #7



    لازم است قرآن كریم را به عنوان تنها منبع معتبر و معاصر در برابر مصادر متأخر و مشكوك و راویان متروك قرار دهیم . چنان كه پیش تر گفته شد قرآن به گونه ای بسیار مختصر در آیه 26سوره احزاب به این حادثه اشاره كرده ، فقط از كسانی كه مستقیماً در نبرد شركت داشته اند سخن می گوید . اگر كشته شدگان در این حادثه 600 تا900 نفر بودند،رویدادی مهم تلقی و در قرآن به صورت روشن به آن اشاره می شد كه از آن درس و عبرت گرفته شود.
    گزارش های مربوط به واقعه، بسیار متاخر از اصل واقعه و همچنین غیر قابل اعتماد است و بررسی درباره آنها صورت نگرفته ،قرآن اشاره ای به كشتار جمعی نكرده است. دلایل دیگری در ردّ این موضوع می توان به شرح زیر بیان نمود:

    الف: حكم اسلام در چنین واقعه ای آن است كه تنها مسئولان فتنه مجازات شوند، چنان كه تعداد و اسامی آنان در متن واقعه ذكر شده است . كشتن چنین رقم بالایی از افراد ،با عدل اسلامی و مبانی اساسی قرآن به خصوصآیه «لا تزر وازره وزر اخری» سازگار نیست .
    ب: داستان كشتار بنی قریظه با حكم قرآن در خصوص اسیران جنگی مخالف است كه می فرماید: منت گذاشته آزادشان كنید یا از آنان فدیه بگیرید ( سوره محمد آیه 4)
    ج: بسیار بعید است بنی قریظه كشته شوند در حالی كه با مجموعه های قبلی یهود كه پیش یا پس از آنان تسلیم شدند، با رفق و مدارا برخورد شده و اجازه كوچ به آنها داده شود. ابوعبید بن سلام در كتاب الاموال (ص 247) نقلمی كند : وقتی خیبر به دست مسلمانان فتح شد برخی گروه ها یا خاندان ها بودند كه در دشمنی با رسول الله افراط می كردند' با این حال پیامبر فقط با این كلمات آنان را خطاب كرد كه چیزی بیش از توبیخ نبود: ای خاندان ابوحقیق، دشمنی تان را با خدا و رسولش می دانم اما این باعث نمی شود بیش از آنچه با دوستانتان رفتار كردم با شما هم رفتار كنم .... حضرت این سخن را پس از غائله بنی قریظه فرموده است.
    اگر این مطلب درست باشد كه صدها نفر در بازار كشته شده و گودال هایی برای این امر حفر كرده باشند ، چرا آثاری از آن یا كم ترین علامتی كه بر این واقعه اشاره كند وجود ندارد؟! اگر چنین كشتار عظیمی رخ داده بود فقها آن را به عنوان یک مبنا مورد استناد قرار می دادند، در حالی كه برعكس' مبنای آنان بر اساس آیه «لا تزر وازره وزر اخری» است. نمونه آن گزارشی است كه ابو عبید در الاموال - كه كتابی فقهی و نه تاریخی است - نقل می كند:
    زمانی كه عبد الله بن علی، حاكم شام، گروهی از اهل كتاب را قلع و قمع كرد، دستور داد به محل دیگری كوچ كنند؛ اوزاعی فقیه معاصر ابن اسحاق زبان به اعتراض گشود كه آشوب از سوی همه آن افراد نبوده تا همه مجازاتشوند، و حكم الهی آن است كه گروه زیادی به خطای چند نفر مجازات نمی شوند بلكه برعكس است.
    اگر اوزاعی داستان بنی قریظه را پذیرفته بود بر اساس آن حكم می كرد.
    در این جریان دیده می شود از اشخاص معینی نام برده شده و سپس همان ها كشته شده اند، بخصوص كه برخی از ایشان به دشمنی شدید علیهمسلمانان وصف شده اند. نتیجه منطقی آن است چند نفر كه رهبری ماجرا را بر عهده داشته اند مجازات شده باشند نه همه قبیله.
    مطالعه جزئیات رویداد بنی قریظه نشان می دهد كه قتل و كشتار میان خود یهودیان مطرح شده و سپس به عنوان كار پیامبر (ص) تلقی شده است. موضوعاتی چون مشورت سران قبیله هنگام محاصره و سخن كعب بن اسد و پیشنهاد كشتن زنان و كودكان برای جنگیدن جدّی با مسلمانان، مطالبی است كه نسل بنی قریظه برای ستایش پیشینیان خود نقل كرده باشند. همان گونه كه بازماندگان مسلمانان مدینه هم در صدد تجلیل بزرگان خود بوده و موضوع قضاوت سعد بن معاذ علیه بنی قریظه و حمایت رسول خدا (ص) از او كه فرمود «حكم الهی را در مورد آنان بیان كردی» از فرزندان سعد نقل شده ، طبیعی است كه برای بزرگداشت پدران و تبرئه ایشان قصه هایی توسط نسل بعدی ساخته و پرداخته شود و ابن اسحاق هم آنها را نقل كند.
    مطالب دیگری نیز دراین گزارش هست كه پذیرش آن را مشكل می نماید مانند اینكه گفته می شود صدها نفر از بنی قریظه پیش از اعدام در خانه زنی از بنی نجار زندانی شدند.

  14. صلوات و تشکر


  15. #8




    به طور كلی تاریخ قبایل یهودی پس از ظهور اسلام كاملاً روشن نیست، چنان كه كوچاندن جمعی آنان از مدینه هم نیاز به تجدید نظر دارد. ابن حزم در كتاب جمهره انساب العرب به یهودیانی اشاره می كند كه همچنان در مدینه می زیسته اند، ( نیز بنگرید : نسب قریش، تحقیق عبدالسلام هارون، ص 340) یعنی از آنجا اخراج نشدند . واقدی (مغازی: 2/634، 684) هم در دو مورد گزارش كرده است كه وقتی رسول خدا (ص) آماده نبرد خیبر می شد - و این زمانی است كه ادعا می شود گروه های سه گانه یهودی از مدینه تبعید و اخراج شده اند - هنوز یهودیانی در مدینه حضور داشته اند . در گزارش اولسخن از 10 یهودی مدینه است كه در مسیر خیبر به مسلمانان پیوستند و گزارش دوم می گوید یهودیانی از مدینه كه با رسول خدا (ص) پیمان داشتند، هنگام بسیج نیرو علیه خیبر بسیار ترسیده بودند. واقدی همچنین نقل می كند كه این یهودیان در صدد بودند مسلمانانی را كه به یهودیان بدهكار بودند از مقابله با خیبریان منع كنند. ابن كثیر تنها به اقدام عمر در اخراج یهودیانی از خیبر كه پیمانی با رسول خدا (ص) نداشتند اشاره می كند و توضیح می دهد كه در سال سیصد هجری، یهود خیبر ادعا كردند قراردادی در اختیار دارند كه رسول خدا(ص) آنان را از دادن جزیه استثنا كرده است . به هر حال منبع واقعی داستان نادرست كشتار بنی قریظه، فرزندان یهود مدینه اند كه ابن اسحاق از ایشان اخذ كرده و مورد اعتراض شدید علما و مورخان قرارگرفته و مالك او را دجال دانسته است. بنابرین مصادر قصه بسیار مشكوك و جزئیات آن با روح اسلام و احكام قرآن ناسازگار است به گونه ای كه نمی توان آن را تصدیق كرد. چون راویان مورد اعتماد بر آن خرده گرفته اند و قرآن هم آن را تایید نمی كند. به نظر می رسد تأیید آن ناممکن باشد. نه راویان موثقی آن را نقلکرده اند و نه ادله آن را تأیید می کند و این نشان از آن دارد که این داستان واقعا مشکوک است.

  16. صلوات و تشکر


  17. #9




    از سوی دیگر باید توجه داشت كه این، داستانی مشابه و نمونه ای در تاریخ قدیمی یهود دارد كه می توان این گزارش را نسخه ای از همان نقل کهن دانست. در آن حادثه گفته می شود انقلابیون یهود علیه رومیان قیام كردند، اما پس از تخریب معبد آنان در سال 73 میلادی و فرار متعصبان (الغیوریین = Zealots) و افراطی های (السکاری = Masada) آنان از آنان به قلعه صخره در ماسادا (masada ) ماجرا به قتل عام ایشان پس از محاصره شان انجامید .
    آنگاه برخی از آنان از واقعه جان سالم به در بردند و به جنوب گریختند .بنا به یك نظریه همان ها به یثرب آمدند و در آنجا ساكن شدند و آنان که ماندند گزارش آن را به نسل های بعدی منتقل کردند.
    كسی كه در واقعه ماسادا حضور داشته و آن را ثبت كرده ، فلافیوس جوسیفوس(flavius josephus است كه سمتی در روم داشته اما یهودی بودنخود را پنهان می كرده است. جزئیات این واقعه شباهت زیادی به داستان بنی قریظه و مقاومت آنان در جنگ دارد مثلاً اسكندر، هشتصد یهودی را دستگیر کرد و در مقابل زن و فرزندشان كشت. چنان كه عده فراوان دیگری از یهودیان،در ماجراهای دیگر كشته شدند. آنچه جلب توجه می كند تشابه شمار كشتگان است. در ماسادا كشته شدگان را 960 نفر گفته اند كه 600 نفرشانانقلابیون یهود بودند.
    تشابه دیگر اینكه وقتی از محاصره به تنگ آمدند، بزرگ آنان الیعازر مانند آنچه كعب بن اسد در میان بنی قریظه پیشنهاد كرد، از دوستان خود خواست كه زنان و كودكان خود را بكشند تا بدون دغدغه آنان، به سختی مبارزه كنند یا حتی پیشنهاد شد به كشتن همدیگر دست زنند.
    تشابه میان این دو گزارش آن هم در جزئیات، جلب توجه می کند. مشابهت تنها در خودکشی دسته جمعی نیست بلکه در اعداد و ارقام نیز هست. اینها تقریبا برابر است. برجستگی نام اشخاص و تشابه نام هایی هم که در آن داستان ها آمده محل توجه است.
    به نظر می رسد اصل داستان بنی قریظه از این واقعه گرفته شده ، فرزندان یهود كه به یثرب آمدند، آن را حفظ كرده و آن را با داستان بنی قریظه آمیخته اند . بسا كسی كه تاریخ قدیم و جدید یهود در این واقعه را به هم آمیخته، همان كسی است كه ابن اسحاق از او نقل كرده و مورخان مسلمان بدون توجه و بررسی آن را آورده اند.

  18. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. شیعه و مرجعیت
    توسط 88060855 در تالار بخش تربیتی - گروه علمی فقه اسلامی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/11/15, 02:46 بعد از ظهر
  2. ∷ کنترل جمعیت از دیدگاه مراجع و علما
    توسط 88060855 در تالار خانواده
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: 1391/08/21, 11:08 قبل از ظهر
  3. ولایت فقیه یا وكالت فقیه‏؟
    توسط سوگند در تالار ولایت فقیه
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1390/01/15, 07:02 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1389/12/12, 08:44 قبل از ظهر
  5. محکمه الهی از شعر تا واقعیت
    توسط quranic در تالار شعر و ادبیات
    پاسخ: 14
    آخرين نوشته: 1389/11/07, 12:52 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •