تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 2 , از مجموع 2
  1. #1

    ▢▣ صابئين در قرآن




    قرآن كريم در سه جا از گروهى به نام صابئين ياد نموده و آن ها را در رديف اهل كتاب يعنى يهودى ها, مسيحيان و مجوس قرار داده است.(1) بحث و بررسى در مورد ماهيت اين گروه, از همان قرن هاى نخست, توجه مسلمانان و در قرون حاضر نيز توجه مستشرقين را به خود جلب نموده است.
    مبهم بودن اعتقادات اين گروه, سبب شده تا گروه هاى مختلف تحت اين نام معرفى گردند و در اين ميان شناسايى صابئين مورد نظر قرآن دچار اشكال جدى شود. چ با بررسى مطالبى مانند:
    1ـ ارتباط اين گروه با فرق گنوسى نظير ماندائيان;
    2ـ ارتباط اين گروه, با گروه موسوم به حرانيان;
    3ـ ارتباط اين گروه با حنفا و پيروان حضرت ابراهيم(علیه السلام);
    4ـ ارتباط اين گروه با پيامبر اسلام(صلی الله علیه واله) و مسلمانان صدر اسلام,
    به فرضيه هاى صحيح تر در باب صابئين مورد نظر قرآن كريم دست خواهيم يافت . فرضيه هايى كه پس از يك بررسى اجمالى به ذهن متبادر مى شوند, عبارتنداز:
    1ـ صابئين همان پيروان يحيى تعميد دهنده اند كه امروزه با نام مانداييان شناخته مى شوند.
    2ـ صابئين گروهى با مذاهبى التقاطى مركب از عقايد مختلف نظير فلاسفه يونان, مذاهب ايرانى و مذاهب مصرى و بين النهرينى مى باشند.
    3ـ صابئين ارتباط بسيار نزديكى با حنفاى ساكن عربستان پيش از اسلام دارند.
    4ـ صابئين گروهى با اعتقادات توحيدى و بدون شريعت خاص بوده اند كه با ظهور اسلام, جذب جامعه اسلامى گريده اند.
    نگارنده اين مقاله فرضيه آخر را به دلايل مختلف كه به طور مشروح خواهد آمد, ترجيح داده است.
    مقصود از صابئين در اين فرضيه صرفا گروه مورد اشاره در قرآن (آيات 62 بقره, 69 مائده و 17 حج) مى باشد. مقصود از داشتن اعتقادات توحيدى, اعتقاد به منشايى واحد براى خلق و حفظ عالم, در مقابل اعتقادات شرك آميز اعراب جاهلى است. مقصود از شريعت, احكام عملى و اجرايى خاص يك مذهب يا مكتب فكرى است و مقصود از جامعه اسلامى, اجتماع مسلمانان پس از رسميت يافتن و نشر اسلام در شبه جزيره عربستان مى باشد.2

    پي نوشت ها
    1- بقره, ;62 مائده, ;69 حج, ;17 با اين توضيح كه در سوره حج, مشركين نيز در كنار آنان ذكر شده است.
    2- صابئين در قران ، زهرا رباني ، عضو هيات علمي دانشگاه الزهرا

  2. صلوات و تشکر


  3. #2




    صابئين و ماندايى ها از قرن هفدهم ميلادى به بعد كه نخستين هيإت هاى تبليغى پرتغالى, متون خطى ماندايى را به اروپا منتقل كردند, بحث و بررسى پيرامون اين گروه كه عمدتا در باتلاق هاى ميان دجله و فرات و در اطراف رود كارون مى زيستند, اوج گرفت.(1) تحقيقات اوليه مستشرقين حاكى از وجود شباهت هايى ميان اين فرقه تعميدگر, با گروهى كه در ميان مسلمانان به صابئين يا صبى ها اشتهار داشتند, بود.
    مستشرقين بر اساس برخى قراين لغوى, كلمه ((صابئى)) را مشتق از ريشه آرامى و به معنى تعميد و شستشو كردن دانستند(2) و با توجه به اشاره اى كه در كتاب ((الفهرست)) ابن نديم به گروهى به نام مغتسله شده و وى آنان را در رديف صابئين معرفى كرده,(3) اين فرقه تعميدگر راهمان صابئين مذكور در قرآن پنداشتند.(4) امروزه با توجه به برخى قراين, اين نظريه از قوت سابق برخوردار نيست و پذيرش آن با اشكالاتى مواجه است5)
    نخست آن كه; با توجه به ظاهر آيات قرآن و اين كه توضيح خاصى در معرفى اين گروه نيامده, چنين به نظر مى رسد كه در زمان نزول قرآن, مدلول صابئين براى مسلمين صدر اسلام كاملا شناخته شده بوده و نيازى به توضيح بيش تر نداشته است و شايد علت اين كه در احاديث منقول از پيامبر اسلام(ص) در مورد اهل كتاب پرسشى از طرف مسلمين در مورد اين گروه يافت نمى شود,(6) اين باشد كه معاصران پيامبر(ص) به خوبى از مصداق اين كلمه آگاهى داشته اند و اين امر مستلزم حضور كاملا شناخته شده ماندائيان در شبه جزيره عربستان است و حال آن كه در هيچ يك از منابع تاريخى و تفسيرى اوليه مسلمانان نشانى از گروهى با آئينى خاص كه بتوانند مصداق اين گروه قرار گيرند يافت نمى شود.(7) از سوى ديگر, حضور اين گروه, خصوصا با توجه به لزوم انجام مراسم عبادى ايشان در كنار آب هاى جارى, در سرزمين خشك عربستان بسيار غير قابل تصور مى نمايد و شايد از همين روست كه گروهى از محققين جديد نيز برآن شده اند تا صابئين را به گروه هاى ديگر گنوسى نظير الكزائيت ها, ابيونيت ها يا آركونتيك ها مربوط نمايند.(8)
    دوم اين كه: حتى اگر بپذيريم كه كلمه صابئى, آن گونه كه مستشرقين جديد گفته اند, داراى ريشه آرامى و به معنى تعميد باشد, اين مطلب مسلم است كه در زمان نزول قرآن در عربستان, اين كلمه معنى ديگرى داشته; يعنى همان گونه كه اكثر علماى لغت عرب و مفسرين قرآن ذكر كرده اند, كلمه صابئى و جمع آن صابئين بر كسانى اطلاق مى شده كه دين مرسوم و مإلوف جامعه را رها كرده و به آيينى جديد روى آورده بودند; (من انتقل من الدين الى الدين الاخر(9)). اطلاق لفظ صابئى بر پيامبر اسلام(ص) و مسلمانان صدر اسلام توسط مشركين, كه به كرات در منابع آمده, دليل ديگرى بر اطلاق كلمه صابئى در معناى غير از تعميد و يا شستشو مى باشد.(10)
    سوم اين كه: سخن برخى از مستشرقين كه خواسته اند ميان صبغه الله مذكور در آيه 138 سوره بقره با آئين هاى تعميدى و ريشه هاى آن در اسلام ارتباط برقرار كنند(11) نيز معقول به نظر نمىآيد, زيرا به اعتقاد اغلب مفسرين, مقصود از صبغه الله در آيه مذكور صرفا رنگ خدايى و فطرت الهى داشتن است.(12) و به هيچ وجه بر اصل تعميد در اسلام دلالت نمى كند, اگر چه اين آيه در پاسخ غسل تعميد مسيحيان نازل شده باشد.
    چهارم اين كه: تإكيد فرق گنوسى عموما و ماندايى ها خصوصا بر پنهان نگاه داشتن آداب و رسوم و رموز فرقه اى خود, آشنايى گسترده و شايع عرب جاهلى و نيز مسلمانان صدر اسلام با ايشان را مشكل مى سازد, خاصه آن كه در بعضى از منابع, كلمه صابئى توسط اهل باديه كه از اختلاط با فرهنگ هاى بيگانه و نيز شهرنشينان به دور بوده اند استعمال شده است; نظير داستان منقول از ابن سعد در مورد پيرزنى باديه نشين كه از پيامبر(ص) با لفظ صابئى ياد مى نمايد.(13) ابوالفرج اصفهانى نيز در ((الاغانى)), داستانى به اين مضمون نقل مى كند كه, چون لبيد از پيش پيامبر(ص) به نزد مردم خود باز گشت و از تعاليم وى درباب بهشت و جهنم و... براى آن ها سخن گفت, شاعرى به نام صرافه اين كيش را دين الصابئين خواند.(14)
    پنجم اين كه: اشاره اى كه در بعضى منابع اسلامى نظير ((الفهرست)) ابن نديم و يا مروج الذهب مسعودى به گروه هاى تعميدگرى به نام صابئه البطائح شده(15) و مورد استناد برخى مستشرقين براى يكى دانستن آنان با مانداييان قرار گرفته, به هيچ وجه دليلى بر استعمال اين كلمه در همين معنا در دوران پيامبر(ص) و زمان نزول قرآن نمى باشد. اختلافى كه اين منابع خود در تعيين مصداق صابئان دارند, شاهدى بر عدم وضوح مطلب براى آنان مى باشد. درباب مصداق واقعى اين گروه, هم مسعودى و هم ابن نديم با ترديد و ابهام كامل سخن گفته اند.(16)
    ششم اين كه: در هيچ يك از منابع مذكور اشاره اى به يحيى تعميد دهنده, معروف ترين پيامبر مانداييان نشده است. با توجه به آشنايى كامل مسلمانان با يحيى(ع) از طريق قرآن, چنان چه گروه مورد اشاره مسعودى و ابن نديم همان مانداييان مورد نظر مستشرقين باشند, اين عدم توجه بسيار غريب به نظر مى رسد.
    در واقع, آن چه از بررسى اين قبيل منابع به نظر مى رسد آن است كه اطلاق صابئين به اين گروه ها در دوره بعد از نزول قرآن و پس از آشنايى مسلمانان با آنان صورت گرفته است.

    پي نوشت ها

    1 .of religon. Mircea Eliadc. Vol. 8. Macmillan. NewYork. 1987, p. 151. . Ency
    .Ency. of Islam. Vol. 8. Leiden. E.J. Brill. 1995. 2
    3. ابن نديم, الفهرست, ترجمه محمدرضا تجدد, (تهران, ابن سينا, 1343) ص 606.
    .Ency. of Islam. Vol. 8, p. 675. 4
    5. براى نمونه ر.ك: مقاله صابئين در دائره المعارف اسلامof Islam. Vol. 8. . Ency.
    6. منابعى نظير طبرى, ابن هشام, تاريخ يعقوبى, مروج الذهب مسعودى و... و نيز كتب حديث مانند صحيح بخارى, مسلم, بحار و...
    7. به عنوان نمونه, سيره ابن هشام, تاريخ طبرى, كتاب الاصنام كلبى و...هيچ يك چنين اطلاعاتى ندارند.
    8.of Islam. Vol. 8, p. 675. (Elchasaites), (Ebanites), (Archontics). . Ency
    9. ابن منظور, لسان العرب (بيروت, داراحيإ لتراث العربى, بيروت 1408) ذيل واژه صبإ, ص ;267 ابى جعفر محمدبن حسن طوسى, التبيان فى تفسير القرآن (بيروت, داراحيإ لتراث العربى) ج 1, ص ;282 حسين بن على خزاعى نيشابورى, روض الجنان و روح الجنان فى تفسير القرآن, به كوشش محمدجعفر ياحقى و محمدمهدى ناصح (آستان قدس, 1371) ج 1, ذيل آيه 62 بقره; مجدالدين بن اثير, النهايه فى غريب الحديث و الاثر, تحقيق طاهر احمدزاوى و محمودمحمد طناحى (بيروت مكتبه العلميه, بى تا) ج 2, ص 3 و محمدجرير طبرى, جامع البيان عن تإويل آى القرآن, (بى جا, بى نا, 1408) ج 1, ص 319.
    10. براى نمونه ر.ك: بخارى, صحيح بخارى, (بى جا, بى نا, بى تا), ج 2, ص ;227 ابن اثير, همان,; ابن هشام, السيره النبويه, تحقيق جمعى از محققين (بيروت داراحيإ التراث العربى, 1415) ج 1, ص 381, 386, 387.
    .Ency. of Islam. Vol. 8, p. 675. 11
    .12 محمدبن عمر فخر رازى التفسير الكبير (بى جا, بى نا, بى تا) ج 3 و 4, ص 96 و 97 و حسين بن على خزاعى نيشابورى, همان, ص 344.
    13. عمربن سعد, طبقات الكبرى (بيروت, دار بيروت بى تا) ج 1, ص 186.
    14. ابوالفرج اصفهانى, الاغانى, شرح استاد عبدعلى مهنا (بيروت, دارالكتب العلميه, بى تا) ج 17, ص 65.
    15. ابن نديم, الفهرست, ترجمه و تحقيق محمدرضا تجدد (تهران, اميركبير, 1366) و على بن حسين مسعودى, مروج الذهب و معادن الجوهر, تحقيق يوسف اسعد دانمر (قم, دارالهجره, 1404) ج 2, ص 246.
    16. همان.
    قابل توجه است كه خود مستشرقين نيز به تناقض اطلاعات و عدم تطبيق كامل صابئه البطائح با ماندائيان اشاره دارند.
    Ency. of religion, v. 9, p.390.
    .Chwolsohn. 17

  4. صلوات و تشکر


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •