امكان ترجمه قرآن وجود دارد، در غير اين صورت‌ تاكنون عملاً ترجمه‌ای صورت نمی‌گرفت؛ البته بايد توجه داشت كه وقتی قرآن را به زبان فارسی برمی‌گردانيم، ‌قادر نخواهيم بود آن بلاغتی را كه در قرآن وجود دارد، به مخاطب انتقال دهيم.


Click for larger version
بلاغت قرآن در امر ترجمه قابل انتقال به مخاطب نيست 



ابوالفضل بهرام‌پور، مفسر و مترجم قرآن كريم، مؤسس «دفتر ترجمه و تفسير» و «دارالقرآن» و صاحب دو تفسير «نسيم حيات» و «مبين»، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران در پاسخ به اين پرسش كه آيا قرآن قابل ترجمه است، گفت: قرآن كتابی است كه برای همه جهانيان نازل شده و اگر ما بخواهيم اسلام را در همه جهان معرفی كنيم، سند اوليه آن، يعنی قرآن، بايد به زبان‌های ديگر قابل ترجمه باشد.


وی توضيح داد: قرآن به هر زبانی ترجمه شود، شيوايی خود قرآن به زبان عربی را نخواهد داشت؛ برای مثال می‌توان مفهوم «هر‌كس مسئوليتش بيشتر است، خدمت و خيانتش بيشتر است» را به صورت «هر كه بامش بيش برفش بيشتر» مطرح كرد كه فصاحت و بلاغتش بيشتر است. اگر بلاغت به اين مفهوم باشد، به زبان‌های ديگر قابل ترجمه است، اما خود ساختار قرآن كه خداوند در آن قالب با بشر حرف زده، قابل انتقال نيست؛ البته مهم محتوای قرآن است كه قابل انتقال است، هر چند زيبايی يا شيوايی لفظ منتقل نشود.


همه آيات قرآن ترجمه‌پذير هستند

بهرام‌پور تصريح كرد: همه آيات قرآن ترجمه‌پذير هستند. شايد شنيده‌ايد كه می‌گويند بعضی از آيات متشابه گنگ هستند؛ چنين آياتی لفظشان گنگ نيست، بلكه محتواست كه گنگ است. مثلاً علم بشر نسبت به جزئيات ماجرای بهشت و جهنم قاصر است و علمی كه ماورای اين عالم را بشكافد، جز در سخنان انبيا ديده نمی‌شود. البته انبيا هم در حد فهم بشر به آن نظام و شرايط اشاراتی داشتند؛ اما جدای از اين موضوع، همه آيات قرآن قابل ترجمه هستند.



وی با بيان اينكه از بين ترجمه‌های انجام شده در ايران، آن‌هايی قابل قبول هستند كه مترجمانشان مفسر و صاحب‌نظر در تفسير باشند، تأكيد كرد: مترجم بايد صاحب‌نظر در تفسير باشد و محتوای آيات را درك كند و بداند چطور بايد آن را در كوتاه‌ترين جمله ترجمه كند؛ مترجم قرآن بايد يك سری مبانی درباره تفسير، اعتقادات اسلامی، اطلاعات قرآنی و فقه را بداند.


اين صاحب‌نظر قرآنی افزود: يك روش آسان‌ برای مترجمان غيرفارسی‌زبان استفاده از يك ترجمه عالمانه فارسی از قرآن به عنوان زبان مبدأ است؛ زيرا مفسران ايرانی بسيار بهتر از مفسران عرب تفسير می‌دانند. اگر يك انگليسی‌زبان خود عالم نباشد، همين‌قدر كه محتوای ترجمه فارسی را بفهمد و معادل آن را به زبان انگليسی منتقل كند، كفايت می‌كند و مفسر بودن لازم نيست، البته بايد با ترجمه و مفاهيم قرآن به خوبی آشنا بوده و در ترجمه دقيق باشد.


بهرام‌پور در زمينه نقش جنسيت و سن تصريح كرد: جنسيت در ترجمه مطرح نيست، چه بسا زن‌ها گاهی لطافت روحشان چنان است كه انشای خوب و قشنگی را ارائه می‌دهند؛ اما از آنجا كه سن حكايت از مطالعه و كاركشتگی دارد، از اين بابت مطرح است. يك مترجم بايد تجربه داشته باشد و عمری را در اين راه گذاشته باشد.


مؤسس دارالقرآن با تأكيد بر لزوم تلاش دولت اسلامی برای ترجمه قرآن به زبان كشورهای غيراسلامی گفت: از آن‌جا كه اسلام دينی جهانی است، دولت اسلامی بايد قرآن را به زبان‌ كشورهای غيراسلامی ترجمه كرده و آن را به مردم آن كشورها ارائه دهد؛ البته در خود آن كشورها نيز مسلمانان باهمتی وجود دارند كه می‌توانند قرآن را ترجمه كنند، اما از آنجايی كه ما در كشوری اسلامی هستيم و دستمان بازتر است، بايد در اين راستا آن‌ها را ياری كنيم.



بهرام‌پور در ادامه راجع به نقاط قوت ترجمه‌های معاصر نسبت به ترجمه‌های قديمی‌تر گفت: ترجمه‌های معاصر كه اصولی انجام شده باشند، قوی‌تر هستند؛ البته من مقايسه‌ای از اين لحاظ ميان ترجمه‌های معاصر و ترجمه‌های قديمی انجام نداده‌ام، اما با مطالعاتی كه داشته‌ام، معتقدم كه ترجمه‌های جديد نه تنها نقاط ضعف ترجمه‌های قديمی را ندارد، بلكه بسياری از آن‌ها را برطرف كرده است.


اين قرآن‌پژوه معاصر درباره ترجمه قرآن به صورت گروهی گفت: ترجمه گروهی قرآن با اين شرط كه در نهايت از يك صافی عبور كند، قابل قبول است، در غير اين صورت ترجمه درستی به دست نمی‌دهد. بايد پس از ترجمه گروهی، يك نفر با بيان خود آن را از صافی عبور دهد تا ترجمه منسجمی ارائه شود.


نقل به مضمون يكی از آسيب‌های ترجمه است

وی با اشاره به اينكه عدم تسلط مترجم به زبان مبدأ موجب می‌شود هيچ انتقالی از قرآن به زبان مقصد صورت نگيرد، گفت: نقل به مضمون يكی از آسيب‌هايی است كه در ترجمه وجود دارد، از كجا می‌توان مطمئن شد كه مترجم مضمون را درست متوجه شده باشد؟ شايد مضمون چيزی غير از آنچه او فهميده باشد.


مؤسس دفتر ترجمه و تفسير درباره وفاداری در ترجمه قرآن خاطرنشان كرد: در زمينه وفادار ماندن به متن، دقت مترجم بسيار مهم است، مترجم بايد متدیّن بوده و دغدغه ترجمه قرآن را داشته باشد. برخی ترجمه‌ها صبغه سياسی دارد، مثلاً يكی از آيات مربوط به يهود از ترجمه آمريكايی قرآن حذف شده است؛ چنين ترجمه‌هايی قابل قبول نيستند، البته اغلب كسانی كه قرآن را ترجمه می‌كنند نظر سوء ندارند و هدفشان خدمت به قرآن است؛ در بحث وجازت و بلاغت قرآن كه قابل انتقال نيست، اختيار با مترجم نيست و او از انتقال آن عاجز است و جزء تكاليفش نيست؛ بلاغت، قالب محتوا و زيباگويی است و در ترجمه، انتقال محتواست كه حائز اهميت است.


بهرام‌پور در پايان، تقليد در ترجمه را جايز دانست و تصريح كرد: در يك جاهايی از ترجمه، مترجم ناچار به تقليد است؛ برای مثال، جمله «إنَّ اللهَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَديرٌ» غير از ترجمه‌ای كه همه می‌نويسند ترجمه ديگری ندارد.