تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    ஜ ╫ نقد نظریات در مورد منشأ دین با توجه به آیات قرآن




    با توجه به نظریاتی که عده ای با حساب جامعه شناسی مذهبی درباره منشأ گرایش انسان به دین و مذهب یا منشأ پیدایش دین و مذهب ابراز داشته اند. چند چیز روشن می شود، یکی اینکه هر که هر چه گفته است جز یک سلسله فرضیه ها چیز دیگری نیست، یعنی هر یک از اینها از نظر علمی حداکثر ارزش یک فرضیه را دارد نه یک نظریه که یک فرضیه اثبات شده است. فرق است میان فرضیه و نظریه. یک وقت انسان درباره چیزی یک فرض می کند یعنی یک احتمال می دهد، این احتمال به عنوان یک طرح اولی است برای تحقیق تا بعد ببینیم که دلائل، آن را تأیید می کند یا نمی کند. ولی نظریه آن وقتی است که دلائل هم آن را تأیید کرده است.

    خود همین که تعدد و گوناگون بودن این فرضیه ها دلیل بر این است که اینها به صورت نظریه نیامده است و بعلاوه هیچ کس دلیلی برای حرف خودش ذکر نکرده است. آن کسی که می گوید انسان در ذات خودش دارای یک دوگونگی است، یک وجود عالی و متعالی دارد و یک وجود دانی، کم کم از وجود دانی خودش غافل می شود و آنچه را که در خود دارد به غیر خود نسبت می دهد؛ به او می گوییم به چه دلیل؟ یک فرضیه که بیشتر نیست، بلکه دیدیم که دلیل در جهت خلاف است. اتفاقا یکی از دلائلی که ما همیشه به آن استناد می کنیم این است که مشتریهای دین یعنی گرایش پیدا کنندگان به دین از چه گروههایی هستند؟

    آیا مردمی که به حسب طبع، ساختمان اولیه، سرشت نجیب و شریف هستند گرایش به دین پیدا می کنند یا اغلب، مردم نجیب و شریف، آنهایی که در خود احساس شرافت می کنند، هیچ به طرف دین توجه نمی کنند، فقط افرادی که شرافتشان را باخته و فراموش کرده اند توجه به دین پیدا می کنند؟ در عمل، ما می بینیم بعضی ایراد می گیرند – و ایراد هم خودش یک حرفی است – که مؤمنهایی که شما می بینید اینقدر افراد پاکی هستند اینها را دین اینجور پاک نساخته است، اینها اول پاک بوده اند بعد آمده اند به طرف دین.

    اگر کسی به این صورت ایراد بگیرد اندکی نزدیکتر است به قبول تا به آن صورت که بگوید افرادی که پاکی و شرافت و همه خوبیهایی را که دارند فراموش می کنند چون آن را از دست می دهند، شرافتها را به یک امر دیگری به نام " خدا " نسبت می دهند. و لهذا ببینید نکات و ظرایف قرآن کریم چگونه است! یک مسأله ای مورد سؤال است، غالبا می گویند چرا قرآن مثلا می گوید: «ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین» (و نظیر این در آیات قرآن زیاد است) هیچ تردیدی در آن کتاب (قرآن) نیست و هدایت است برای متقیان. (بقره/2)1



    پي نوشت ها
    1- منبع : کتابخانه طهور
    ویرایش توسط هندیانی : 1391/04/24 در ساعت 03:57 بعد از ظهر

  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2



    اینجور سؤال می‏کنند که در اینجا فرض بر این است که اول، افراد متقی هستند بعد قرآن متقیها را هدایت‏ می‏کند، و حال آنکه قرآن غیر متقیها را متقی می‏کند نه اینکه متقیها را هدایت می‏کند. یا در سوره مبارکه یس می‏خوانیم:

    « یس *و القرآن الحکیم *انک لمن المرسلین *علی صراط مستقیم *تنزیل العزیز الرحیم *لتنذر قوما ما أنذر اباؤهم فهم غافلون *.

    انما تنذر من اتبع الذکر و خشی الرحمن بالغیب »( یس /. 11 -1).

    مقصودم آیه اخیر است. این را جواب داده‏ اند - در تفسیر المیزان هم این مطلب هست‏ - که انسانها دارای دو گونه هدایت هستند: هدایت فطری و هدایت به‏ اصطلاح اکتسابی، و قرآن می‏خواهد بگوید که تا کسی چراغ هدایت فطری‏اش‏ روشن نباشد هدایت اکتسابی برای او فایده ندارد. این در واقع همان مطلب‏ است که تا انسان انسانیت فطری خودش را حفظ نکرده باشد تعلیمات‏ انبیاء برای او فایده ندارد، یعنی تعلیمات انبیاء برای اشخاص مسخ‏ شده و انسانیت را از دست داده، مفید نیست، درست عکس حرف اینها، و تجربه و واقعیت نیز همین را نشان می‏دهد.

    مثلا برداشت من از سوره‏ ماعون اینجور بوده.

    « ا رایت الذی یکذب بالدین ».

    دیدی آن کسی را که‏ دین را دروغ می‏پندارد؟ ابتدا به صورت تعجب سخن می‏گوید که انسان، انسان باشد و دین را دروغ بپندارد؟ ! و بعد مشخصاتش را ذکر می‏کند که‏ این چون از انسانیت خارج شده دین را تکذیب می‏کند:

    « فذلک الذی یدع الیتیم »این همان کسی است که یتیم را به شدت از خود می‏راند، یعنی این امر شرط انسانیت است و فطرت انسانیت حکم می‏کند که انسان نسبت به یتیم عاطفه داشته باشد.

    « و لا یحض علی طعام المسکین‏ این کسی است که برای اطعام مساکین و تغذیه کردن مردم گرسنه کوششی ندارد، حض و ترغیبی ندارد، تعاونی ندارد.

    یعنی این اول، انسانیتش را از دست‏ داده. آدمی که انسانیت را از دست بدهد قهرا اسلامیت را هم قبلا از دست‏ داده، یعنی دیگر یک انسان طبیعی نیست، یک انسان مسخ شده است. 1


    پي نوشت
    1- منبع
    ویرایش توسط هندیانی : 1391/04/24 در ساعت 03:56 بعد از ظهر

  4. صلوات و تشکر


  5. #3



    نظر مارکسیست ها درباره منشاء دین و نقد آن

    صاحبان فرضیه های دیگر گفتند علم چاره کننده دین است، اگر علم بیاید دین از میان می رود، اما این فرضیه، یعنی فرضیه مارکسیست ها، علم را چاره کننده دین نمیدانند، اینها بعد از اینکه دیدند علم آمد و دین باقی ماند و دیدند دانشمندان طراز اولی همچون پاستور و غیره در آستانه دین زانو زدند، گفتند خیر، علم چاره کننده دین نیست، دین اساسا مولود جهل نیست، مولود ترس هم نیست، مولود علاقه فطری انسان به نظم و عدالت هم نیست، دین اختراع طبقه حاکمه در مقابل طبقه محکوم است تا وقتی که جامعه طبقاتی وجود دارد ولو آنکه علم بعرش هم برسد باز دین هست.

    جامعه اشتراکی بوجود بیاورید، طبقات را از میان ببرید، طبقات را که از میان بردید دین هم خود بخود از میان خواهد رفت دین یک ابزاری است، یک دامی است، یک شبکه ایست که طبقه حاکم نصب کرده است، وقتی خود آن طبقه از بین رفت ابزار کارش هم از میان می رود، خلاصه اینکه مساوات کامل برقرار کنید، دین از میان خواهد رفت.
    این فرضیه نیز نتوانست در دنیا برای خود جائی باز کند. زیرا از طرفی علما ثابت کردند دین از مالکیت قدیمتر است، در دوران اشتراکی اولی هم دین بوده است، در همان دوران اشتراک اولیه و پیش از پیدایش جامعه های طبقاتی هم دین بوده است و پرستش وجود داشته، از طرف دیگر این توجیه و تفسیر با واقعیت تاریخ تطبیق نمی کند و تاریخ دوران گذشته حتی خلاف این نظریه را نیز نشان می دهد، دین همیشه از میان طبقات ضعیف و محکوم ظهور کرده است.

    رهبران دینی اشخاصی چون موسی بوده اند، با گروهی زیر دست و بیچاره در مقابل قومی حاکم و مسلط، یعنی فرعون و فرعونیان.

    وقتی پیغمبر اسلام ظهور کرد چه کسانی از او حمایت کردند؟ متنفذین و پولدارها و رباخوارها؟ آنها همانها هستند که پیغمبر اکرم علیه آنها قیام کرد، قرآن کریم اینها را با کلمه " ملأ " تعبیر می کند، یعنی اشراف، این ها همه مخالف بوده اند. اینهائی که این طبقه را تشکیل می دادند همان رهبران مخالفین آن حضرت بودند از قبیل: ابوسفیان، ابوجهل، ولید بن مغیره، اینها همه از گردن کلفتان درجه اول عربستان بوده اند.

    اما آنهائی که بعنوان یاران و گروندگان پیغمبر اکرم اسمشان را در تاریخ می بینیم از قبیل: عمار یاسر، ابوذر غفاری، سلمان پارسی، عبدالله بن مسعود و نظائر آنها جزو طبقات زیر دست و محکوم و مظلوم اجتماع بوده اند.

    تقریبا در یک سال و نیم پیش که خروشچف هنوز سقوط نکرده بود، در روزنامه های اطلاعات و کیهان خبری را خواندم و اتفاقا همان وقت در سخنرانی که در تهران داشتم آنرا نقل کردم و گفتم بخوانید و تعجب کنید، آن وقت " بن بلا " رئیس جمهور پیشین الجزایر هنوز بر سر کار بود، بن بلا گفته بود وقتی خروشچف به الجزایر آمد من به او گفتم که اسلام می تواند در شمال آفریقا بعنوان نیروی محرک و نیروی انقلابی عظیمی بکار رود، خروشچف تصدیق کرد و گفت بله.

    یکنفر دیگر هم از تئوریسین های کمونیست که گویا از فرانسه یا ایتالیا به الجزایر آمده بود، او هم پذیرفته بود که اسلام در شمال آفریقا می تواند عامل تحرک اجتماع و عامل مبارزه با امپریالیسم بوده باشد، من این را در مجلس آن شب نقل کرده و گفتم آقایان اینها همان کسانی هستند که تا پنجاه سال پیش می گفتند دین افیون ملتهاست، اختراعی است که طبقه حاکم علیه طبقه محکوم کرده است، ولی حالا که اسلام را از نزدیک می بینند و یک مسلمان انقلابی مثل " بن بلا " اسلام را برای آنها تشریح می کند، تصدیق می کنند که اسلام می تواند محرک تاریخ باشد. بنابراین، فرضیه فوق هم راجع به مبدأ و منشأ پیدایش دین منسوخ شد و از بین رفت.



    منبع : کتاب امدادهای غیبی صفحه 29-31

  6. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 29
    آخرين نوشته: 1391/07/19, 10:51 بعد از ظهر
  2. ✾✿❀ توجه!!.....توجه!!
    توسط هندیانی در تالار کلاس تدبر در قرآن
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/05/21, 07:56 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1391/04/29, 09:53 بعد از ظهر
  4. دانلود تواشیح غدیر
    توسط 88060855 در تالار مداحی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1390/08/23, 01:18 بعد از ظهر
  5. انواع محتواي قرآن
    توسط mahdi در تالار تاریخ پیامبران
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1389/07/01, 12:44 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •