تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5

موضوع: كرامت انسان

  1. #1

    كرامت انسان




    در خصوص كرامت انسان در قران كريم و گرامي داشتن وي ، بايد به بررسي آيه 70 سوراه اسراء بپردازيم:
    «لقد كرمنا بنی آدم وحملناهم فی البر والبحر و رزقناهم من الطیبات و فضلناهم علی كثیر ممن خلقنا تفصیلا» .[1]
    «ما آدمیزاد را گرامی داشتیم و آنها را در خشكی و دریا (بر مركبهای راهوار) حمل كردیم و از انواع روزیها پاكیزه به آنان روزی دادیم و آنها را بر بسیاری از موجوداتی كه خلق كردیم برتری بخشیدیم‏» .
    آنچه علامه طباطبائی ـ رحمه الله ـ در المیزان به آن اشاره كرده است در رابطه با علت گرامی داشتن انسان بر سایر مخلوقین عبارتند از:
    1. قوه نطق داشتن.
    2. تعدیل القامه بودن.
    3. انگشتان دست انسان جوری است كه قادر است ‏خیلی كارها را انجام دهد.
    4. با دست غذا خوردن.
    5. خط نوشتن.
    6. حسن صورت.
    7. تسلط بر بسیاری از مخلوقین و مسخر كردن.
    8. آفرینش ابوالبشر به دست‏خداوند.
    9. قرار دادن ـ محمد صلی الله علیه و آله و سلم ـ از انسان‏ها.
    بعضی از این اوصاف نه ‏گانه متفرع بر عقل هستند مانند:
    الف) نطق وحرف زدن، ب) خط نوشتن، ج) تسلط بر غیر پیدا كردن.[2]
    بنابراین، عقل هم به عنوان دهمین عامل برتری شمرده می‏شود; زیرا همان‏ طور كه علامه ـ رحمه الله ـ بیان فرموده‏اند، بخشی از این صفات به عقل برمی‏گردند.
    نكته‏ دیگر كه در این آیه قابل توجه است آن كه مفسران، كلمه‏ «كثیر» را به معنی موجودات مادی كه حیوانات و جن می‏باشند تفسیر كرده‏اند و شامل ملائكه كه تحت تاثیر نظام مادی نمی‏باشند نمی‏دانند.
    و بعضی گفته اند مراد از تكریم در آیه, بهره مندی از نعمت های دنیا است و مقصود از تفضیل در آیه نیز بهره مندی از نعمت های آخرت می باشد.
    مسئله تفضیل در آیات دیگر نیز آمده، مانند: «یا بنی اسرائیل اذكروا نعمتی التی انعمت علیكم وانی فضلتكم علی العالمین‏» .[3]
    و در آیه دیگر باز تعبیر «علی العالمین‏» آمده است «وكلاً فضلنا علی العالمین‏» .[4]
    مفسران عالم را به معنی جماعتی از مردم گرفته‏اند مانند: عالم عرب، عالم روم... و آیه دوم را چنین معنی كرده كه همه پیامران را از حیث منزلت‏بر عالم‏های زمان خودشان برتری دادند ; زیرا هدایت‏خاصه‏ خداوند بلاواسطه شامل آنها شده بود ولی دیگران به واسطه‏ی اینها، هدایت‏ شاملشان شده بود.
    و احتمال دارد بر جمیع مردم برتری داده شده باشند، خواه هم عصر آنها باشند خواه نباشند و شامل بقیه انبیاء خواه پدران آنها و خواه پسران آنها می‏شود.

    پي نوشتها
    [1] . اسراء/70.7.
    [2] . تفسیر المیزان (تفسیر سوره‏ى اسراء، آیه‏ى/70) .
    [3] . بقره/47.
    [4] . انعام/86.

  2. #2



    چند احتمال در رابطه با این كه نوع انسان از نظر كرامت مادی در چه مرتبه‏ای می‏باشد، وجود دارد.
    1. انسان از تمام مخلوقات پست‏تر است.
    2. انسان از همه مخلوقات برتر است.
    3. از بعضی از مخلوقات برتر و از بعضی پست‏تر است.
    4. انسان با مخلوقات دیگر مساوی است.
    مخلوقاتی كه در قرآن با انسان مقایسه می‏شوند عبارتند از:
    1. جن.
    2. فرشته.
    3. حیوانات.
    4. نباتات.
    5. جمادات.
    انسان بر سه گروه اخیر طبق آیات قرآن برتری دارد، مثلا:
    «هو الذی سخر البحر لتاكلوا منه حلیه تلبسونها...» .[1]
    «او كسی است كه دریا را مسخر (شما) ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید و زیوری برای پوشیدن (مانند مروارید) از آن استخراج كنید» .
    در این آیه، قرآن، از برتری انسان بر دریا و آن‏چه در دریا از موجودات زنده هست، خبر می‏دهد. یا در آیه دیگر می‏خوانیم:
    «الم ترو ا ان الله سخر لكم ما فی السماوات ‏وما فی الارض‏» .[2]
    طبق این آیه ، آنچه در آسمان‏ها و زمین است مانند خورشید و ستارگان و معادن و دریاها و گیاهان و حیوانات، در خدمت انسان گماشته شده است.
    از مجموع این آیات استفاده می‏شود انسان بر سه گروه اخیر برتری دارد و ریشه‏ی این تكریم همان قوه‏ی عقل و اندیشه و اعضای بدن او از قبیل دست و زبان و انگشتان است.
    اگر انسان از این اعضای بدنی و عقل محروم بود هرگز نمی‏توانست ‏با وسایل ابتدایی و قدیم و یا مدرن امروز به مسافرت‏های دور و نزدیك برود.
    معلوم است كه تنها انسان است كه در شرایط زندگی ارضی دارای چنین امتیازاتی است موجودات دیگر با این كه حركت، رفت و آمد خور و خواب و شهوت دارند ولی از امكاناتی كه انسان برخوردار است محرومند.
    «اما برتری انسان بر جن‏» ، جن هم مانند انسان نیك و بد و صالح و غیر صالح دیندار و بی‏دین دارند ولی از خود، پیامبر ندارند و ناچار از پیامبر انسان‏ها تبعیت می‏كنند.
    «و انا منا الصالحون ومنا دون ذلك...» . (جن/11) آیا قرآن حكایت از این دارد كه جنها هم مانند انسانها به دو دسته صالح و نیكوكار و غیر صالح تقسیم می‏شوند و یا در آیه دیگر خبر می‏دهد كه گروهی از آنها مسلمان و گروهی غیر مسلمانند ، مانند آیه «و انا منا المسلمون‏ومنا القاسطون‏» . (جن/14) و در آیه دیگر حكایت از ایمان آوردن گروهی از آنها به پیامبر می‏دهد:
    «قل اوحی الی انه استمع نفر من الجن فقالوا انا سمعنا قرآنا عجبا یهدی الی الرشد فامنا به...» . (جن/1 و 2) و در این آیه خبر از این داده می‏شود كه گروهی از آنها به وسیله قرآن به راه راست هدایت می‏شوند و نتیجه می‏گیرد كه انسان از جن هم برتر است.
    اما فرشته هم مامور می‏شود بر آستان انسانیت ‏سجده كند بنابراین انسانیت واقعی سجود ملائكه‏ها می‏شود.
    نتیجه این است كه انسان بر همه موجودات ارضی (زمینی) اعم از جن و حیوان برتری ذاتی دارد اما بر فرشتگان برتری ذاتی ندارد چون در قرآن درباره فرشته ها می‏خوانیم:
    «بل‏ عباد مكرمون. لا یسبقونه بالقول وهم بامره یعملون‏» .[3]
    «همه بندگان مقرب خدا هستند كه هرگز پیش از امر خدا كاری نخواهند كرد و هر چه كنند به فرمان اوست‏» .
    «ان علیكم لحافظین. كراما كاتبین. یعلمون ما تفعلون‏» .[4]
    «البته نگهبان‏ها بر مراقبت احوال و اعمال شما مامورند، آنها نویسنده‏ی اعمال شما و فرشته مقرب شمایند، شما هر چه كنید همه را می‏دانند» .
    نتیجه آن كه از نظر ذاتی، انسان و فرشته رقابتی ندارند و از طرفی مانعی ندارد كه از لحاظ كرامت و شرافت اكتسابی حتی بر فرشتگان هم برتری پیدا كنند.[5]

    پي نوشت ها
    1- نحل/14.
    2- لقمان/20.
    3- انبیاء/26و 27.
    4- انفطار/10 12.
    5- انسان در قرآن، احمد بهشتی

  3. #3



    آیت الله جوادی آملی در ذیل آیه «ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله احسن الخالقین‏»[1] «پس خلقتی دیگر انشاء نمودیم آفرین بر قدرت كامل بهترین آفریننده‏» می‏فرماید: خدای كه خود را خالق كل شی‏ء معرفی می‏كرد فرمود: «الله خالق كل شی‏ء» .
    چه مجردات مثل فرشتگان و چه مادی درباره هیچ ‏كدام نفرموده: «تبارك الله احسن الخالقین‏» فقط در مورد انسان آن هم بعد از افاضه‏ی روح و خلق جدید فرمود: «ثم انشاناه خلقا آخر فتبارك الله...» یعنی مبارك بودن خدا. آیا برای آن است كه نطفه را به صورت علقه درآورد؟
    آیا برای آن است كه علقه را به صورت مضغه درآورد؟
    آیا برای آن است كه مضغه را به صورت جنین درآورد؟
    آیا برای آن است كه ماده جامد را به مرحله‏ی نفس نباتی و سپس به مرحله‏ی نفس حیوانی رسانید؟
    این طور نیست چون این تحولات در بسیاری از حیوانات دیگر هم وجود دارد. حیوانات دیگر هم همین‏طورند; از این آیه معلوم می‏شود مبارك بودن خدا از جهت افاضه‏ی جسم انسان یا نشئه‏ ی نباتی او نیست و هم‏چنین مربوط به نشئه‏ی حیوانی او هم نیست ‏بلكه مربوط به مقام انسانیت اوست و این مقام انسانیت است كه مسجود فرشتگان است و مكرم‏تر از موجودات دیگر و فی نفسه گرامی است. باز آیه «فاذا سویته ونفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین‏» .[2] كه روح انسان را به خودش نسبت داده است و همین افاضه روح الهی مایه‏ی مسجود شدن او بود.[3]
    و دلیل این كه انسانیت از ملائكه هم بالاتر است این است كه مقام انسان مسجود ملائكه شد. نظر آیت الله جوادی آملی هم در كتاب «كرامت در قرآن‏» همین می‏باشد. در نتیجه اگر مخلوقات منحصر در همین پنج گروه می‏باشند، انسان اشرف مخلوقات می‏باشد و اگر غیر از این پنج گروه، مخلوقاتی دیگری هم داشته باشیم اشرف مخلوقات بودن انسان را نمی‏شود از قرآن استفاده كرد البته نه این كه قرآن عكس آن را ثابت كرده است ‏بلكه اگر فرضا مخلوقی باشد قرآن در مورد آن توقف كرده است.
    پي نوشت ها
    1- مؤمنون/14.
    2- حجر/29.
    3- كرامت در قرآن، ص 98و 99

  4. #4




    امتیازات انسان
    تفاوت انسان با سایر موجودات و ممتاز بودن انسان از سایر موجودات چیز واضح و روشنی است اما آن چه مورد بحث است این است كه وجه تمایز انسان با سایر موجودات از دیدگاه قرآن به چه چیزهایی می‏باشد؟ .
    گفته‏اند: تفاوت انسان به همان دلیل تركیب ذاتش است كه در قرآن آمده است:
    «انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه‏» .
    «ما انسان را از نطفه‏ای آفریدیم كه در آن مخلوطهای زیادی وجود دارد» .
    مقصود اين است كه استعدادهاي زيادي به تعبير امروز، ژن‏هاي او هست. بعد مي‏فرمايد: انسان به مرحله‏اي رسيده است كه ما او را مورد آزمايش قرار مي‏دهيم يعني به حدي از كمال رسيده است كه او را آزاد و مختار آفريديم و لايق و شايسته‏ تكليف و آزمايش و امتحان و نمره دادن ولي موجودات ديگر چنين شايستگي را ندارند.[1]

    پي نوشت
    [1] . انسان كامل، چاپ صدرا، ص 40.

  5. #5

    امتيازات انسان از ديدگاه قرآن كريم




    بعد از اين مقدمه‏اي كه ذكر شد، امتيازات انسان از ديدگاه قرآن كريم را ملاحظه مي‏كنيم:
    1. يكي از امتيازات انسان در قرآن كريم بيان او مي‏باشد: «علمه البيان‏» به او تعليم نطق فرمود.
    آنچه انسان به وسيله آن بتواند درون خود را و آموخته‏هاي خود را براي ديگران بازگو كند از آن تعبير به بيان مي‏شود.
    2. يكي ديگر از معيارهاي مورد توجه قرآن خودشناس بودن انسان است : «بل الانسان علي نفسه بصيرة‏» .[1]
    در آيه آمده است كه انسان: خود آگاه است ‏يعني از احوال و وضعيت روحي و اخلاقي خودش خبر دارد و اين آگاهي او از امتيازات او به حساب مي‏آيد.
    3. قدرت يادگيري و آموختن علم:
    قرآن در اين باره آورده است «علم الانسان ما لم يعلم‏»[2] انسان مي‏تواند چيزي را كه نمي‏داند ياد بگيرد و جهل خود را كم كند و دامنه‏ي علم او را هم محدود نكرده است‏ بلكه مرتب مي‏تواند از جهالت و ناداني‏هاي خود پرده بردارد و هزار مسئله مجهولي كه در پيش رو دارد به حل آنها بپردازد و در اين وادي از نقص به سوي كمال حركت كند.
    4. متفكر بودن انسان:
    يكي ديگر از توجهاتي كه خالق متعال به انسان كرده است او را متفكر قرار داده است.
    «يتفكرون في خلق السماوات والارض‏» .[3]
    با تفكر و تدبر است كه انسان قيامت و حشر و نشر را كه در آيات آمده است مي‏تواند به آن پي ببرد و
    هر چيزي را علت‏يابي كند و براي هر چيزي ابتدا و انتهايي، در نظر بگيرد....[4]
    5. فرستادن پيامبر از بين انسانها نه موجودات ديگر:
    «يا بني آدم اما ياتينكم رسل منكم يقصون عليكم آياتي...» .[5]
    «اي فرزندان آدم چون پيامبراني از جنس شما بيايند و آيات را براي شما بيان كنند»
    6. مسجود ملائكه شدن انسان:
    «واذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابليس...» .[6]
    «چون فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنند همه سجده كردند مگر ابليس‏» .
    7. نماينده‏ي خدا در روي زمين بودن:
    يكي ديگر از امتيازات انسان اين است كه خداوند انسان را جانشين خود و نماينده‏ي خود در روي زمين قرار داده است و اين را خوب مي‏دانيم تا انسان داراي مرتبه‏ي بلندي نباشد اين لياقت را پيدا نمي‏كرد كه نماينده‏ي خداوند معرفي شود:
    «واذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة‏» .[7]
    «به ياد آر آنگاه كه پروردگار فرشتگان را فرمود من در زمين خليفه خواهم گماشت‏» .
    8.خلقت زمين براي انسان: «والارض وضعها للانام‏»[8]
    البته در اين كه معني انام چه مي‏باشد اختلاف است. گروهي آن را بر هر ذات روح داري اطلاق كرده‏اند. و قول ديگر اين‏كه انام به معني انسان است.
    علامه مي‏فرمايد: الانام الناس[9] و قول ديگر اين است كه انام يعني انسان و جن. بايد توجه داشت در صورتي‏ كه انام منحصرا به معني انسان باشد اين آيه به عنوان امتيازات انسان به حساب مي‏آيد.
    9. انسان اختيار انتخاب خير و شر را دارد:
    «ما يدع الانسان بالشر دعاءه بالخيروكان الانسان عجولا» .[10]
    البته بايد توجه داشت كه اين امتياز هم نسبت‏به بعضي از موجودات مي‏باشد نه همه آنها زيرا مثلا جن هم مانند انسان از روي اختيار، خير يا شر را انتخاب مي‏كند.

    پي نوشت ها
    1- قيامت/14.
    2- علق/5.
    3- آل عمران/191.
    4- ر.ك: تفسير الميزان، در ذيل آيه.
    5- اعراف/35.
    6- بقره/34.
    7- بقره/30.
    8- الرحمن/10.
    9- تفسير الميزان در ذيل همين آيه.
    10- اسراء/11.

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •