تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1

    لطيفه هاي آموزنده تاريخ







    با سلام خدمت دوستان گرامی
    در این تاپیک لطیفه های آموزنده تاریخ نگارش محمد رضا اکبری قرار می گیرد.




    شناسنامه کتاب
    نويسنده : محمد رضا اکبري
    انتشارات: پيام عترت
    سال نشر:1378 ه ش
    تعداد صفحات کتاب: 158 ص


  2. #2



    مقدمه ناشر
    لطيفه عبارت است از بيان نكته نغز، لطيف، تازه، پسنديده و خوشايندي كه باعث انبساط خاطر مي‌گردد و انسان را به تفكر و تعمق وا مي‌دارد. ظرافت فكري لطيفه سبب مي‌شود كه از ارزش فرهنگي مناسبي برخوردار گشته و از شوخيهاي معمول، بيهوده‌گويي‌ها و جوك‌هاي بي‌ارزش جدا گردد.
    روح انسان نيازمند غذاهاي فكري و روحي متنوعي است كه تغذيه صحيح ابعاد آن سبب پرورش و كمال استعدادهايش در جهت مطلوب مي‌گردد. هر يك از علوم مورد نياز انسان به ويژه علوم عاليه ديني، نحوة تفكر و پركردن خلأهاي علمي و فكري افراد و نكته‌سنجي و نكته‌پردازي هر كدام به منزلة خوراك مناسبي از سنين خردسالي تا كهنسالي است. بيان لطايف و بهره‌گيري به مورد از آنها از نيازهاي بشر است.
    متأسفانه در جامعه امروز لطيفه‌هاي ارزنده و جهت‌بخش با شوخيها و سخنان بيهوده و جوكهاي ناروا در هم آميخته است و تلاش افراد در ايجاد شاديهاي لحظه‌اي آميخته با ضدارزشها، سبك‌سري، دروغ، استهزاء، غيبت و تهمت مي‌باشد كه اسلام از چنين مواردي نهي فرموده است. تهيه مجموعة لطايف مفيد، مثبت و مستند از جمله نيازهاي جامعه است.
    كتاب لطيفه‌هاي آموزندة تاريخ حاصل تفحص و تحقيقات مؤلف گرانقدر حضرت حجت الاسلام و المسلمين اكبري دامت افاضاته مي‌باشد كه با ملاحظة ارزشهاي اسلامي و اخلاقي و به منظور جهت بخشي صحيح، از منابع موثق به رشته تحرير درآمده است كه به برخي از ويژگي‌هاي اين كتاب اشاره مي‌گردد.
    1. لطائف مطرح شده جملگي سالم و مبتني بر واقعيات و حقايقند.
    2. داراي ظرافت‌هاي فكري مثبت و بار فرهنگي بوده و جهت‌دار و جهت بخشند.
    3. براي همة طبقات جامعه قابل استفاده مي‌باشند.

  3. #3

    قسمت اول




    1- نصيحت شيخ انصاري
    شيخ مرتضي انصاري از علماي بزرگ اسلام است. روزي از يكي از شاگردان خود پرسيد: چرا ديروز در جلسة درس حاضر نبودي؟
    شاگرد جواب داد: كار داشتم.
    شيخ فرمود: از اين پس به درس نگو كار دارم به كار بگو درس دارم.[1]

    -----------
    [1] . بديهه گوئيها.

  4. #4



    2- حاضر جوابي مدرس
    روزي رضاشاه از روي شوخي دست بر جيب مدرس گذاشت و گفت: آقا عجب جيب بزرگي دارد!
    مدرس در حالي كه تبسم مي‌كرد گفت: بله جيب من بزرگ است ولي ته دارد. اين جيب شماست كه ته ندارد!
    [1]
    ----------
    [1] . داستهانهاي مدرس، ص 128.

  5. #5




    3- كانديداي نمايندگي
    شخصي مي‌خواست وكيل مجلس شود قبل از آن كه در انتخابات به پيروزي رسد مردم با او سخن مي‌گفتند و سؤال مي‌كردند.
    شخصي از او پرسيد اگر شما در اين دور انتخابات به مجلس راه يابيد چه كار خواهيد كرد؟ كانديداي نمايندگي مجلس پاسخ داد: من از اين لحاظ نگران نيستم، آنچه مهم است اين است كه اگر انتخاب نشوم چه كار خواهم كرد![1]

    ---------
    [1] . گنجينه لطائف، ص 270.

  6. #6



    4- پرخوري
    «بنان طفيلي» از مشاهير ظرفا است كه به شكم‌پروري و پرخوري معروف بود. از او سؤال كردند: از آيات قرآن كريم كدام را بيشتر دوست داري؟
    بنان جواب داد: از آيه «ما لَكُمْ أَلاَّ تَأْكُلُوا» (يعني شما را چه مي‌شود كه نمي‌خوريد؟)
    گفتند: كدام دستور قرآن را بيشتر عمل مي‌كني؟
    جواب داد: آيه « كُلُوا وَ اشْرَبُوا» (يعني بخوريد و بياشاميد)
    گفتند: كدام دعاي قرآن را همواره مي‌خواني؟
    گفت: آية « رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» را (يعني: اي پروردگار ما سفرة طعامي از آسمان بر ما فرو فرست.)
    گفتند: از احاديث پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ كدام حديث را اختيار كرده‌اي؟
    گفت: حديث «لو دعيت الي كراع لاجبت» (يعني: اگر مرا به پاچة گوسفندي دعوت كنند هر آينه اجابت مي‌كنم.)[1]

    ---------
    [1] . لطائف الطوايف.

  7. #7



    5- گرگ و ميش
    در ايام صدارت ميرزا تقي خان اميركبير، روزي احتشام الدوله عموي ناصرالدين شاه كه والي بروجرد بود به تهران آمد و به حضور ميرزا تقي خان رسيد.
    امير از احتشام الدوله پرسيد: وضع بروجرد چگونه است؟
    والي جواب داد: قربان اوضاع به قدري امن و امان است كه گرگ و ميش از يك جوي آب مي‌خورند.
    اميركبير برآشفت و گفت: من مي‌خواهم مملكتي كه من صدر اعظمش هستم، آنقدر امن و امان باشد كه گرگي وجود نداشته باشد كه در كنار ميش آب بخورد تو مي‌گوئي گرگ و ميش از يك جوي آب مي‌خورند؟
    احتشام الدوله كه در برابر سخن اميركبير جوابي نداشت سر به زير انداخت و چيزي نگفت.[1]

    ------------
    [1] . داستانهايي از زندگي اميركبير، ص 97.

  8. #8



    6- تأثير شراب
    روزي هارون الرشيد براي تفريح به دارالمجانين (ديوانه خانه) رفت. در ميان ديوانگان جوان با متانت و آرامي را مشاهده كرد. با او مشعول صحبت شد و به گمانش رسيد كه آوردن اين جوان به ديوانه‌خانه ظالمانه بوده است. در اين هنگام خليفه شرابي طلبيد و خود جامي آشاميد و جامي به جوان داد.
    جوان از گرفتن شراب خودداري كرد.
    هارون اصرار كرد تا جام شراب را بگيرد.
    جوانه ديوانه گفت: تو شراب مي‌نوشي كه مثل من شوي اگر من بنوشم مثل چه كسي خواهم شد؟
    هارون خنديد و امر كرد آزادش كنند.
    [1]
    ----
    [1] . بزم ايران، ص 33.

  9. #9



    7- عصا را اژدها خواهيم كرد
    «حاج ملا علي كني» از علماي بزرگ و داراي نفوذ دوره ناصري بوده كه ناصرالدين شاه به او ارادتي كامل داشته است.
    ملا علي كني در عين موقعيتي كه داشته است بسيار وارسته بوده و به امور دنيوي و تشريفات آن بي‌اعتنا بوده است. از اين رو اكثر اوقات كه ناصرالدين شاه به زيارت او مي‌رفته است به ناچار روي حصير كهنه آن مرد خدا مي‌نشسته است و براي مدتي، بزرگي و موقعيت سلطنت را از ياد مي‌برد.
    روزي ناصرالدين شاه از ملاعلي سؤال مي‌كرد كه طبق حديث شريف پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ: «علماء امتي افضل من انبياء بني اسرائيل» (علماي امت من از پيامبران بني‌اسرائيل برتر هستند) شما بايد دست‌كم همان كارهايي را كه انبياء بني‌اسرائيل مي‌كردند انجام دهيد. حال شما مي‌توانيد مانند حضرت موسي عصائي را اژدها كنيد؟
    حاج ملاعلي بدون تأمل مي‌گويد: بلي! اگر شما ادعاي فرعوني كنيد ما هم عصا را اژدها خواهيم كرد.[1]
    ------
    [1] . دانستنيهاي تاريخي، ص 383.

  10. #10



    8- جواب اميركبير به سفير روس
    يكي از معلمان مدرسه دارالفنون به نام «نظر آقا يمين السلطنه» گويد: وقتي من بسيار جوان بودم و در وزارت امور خارجه مترجم بودم ميرزا تقي خان اميركبير هر وقت سفراي خارجه را مي‌پذيرفت مرا براي مترجمي احضار مي‌كرد.
    در يكي از ملاقاتهاي بين اميركبير و سفير روس حادثه جالبي اتفاق افتاد. وزير مختار روس در يك موضوع سرمرزي تقاضاي بي‌موردي داشت. امير كه معمولاً به اين تقاضاها گوش نمي‌داد، وقتي مطلب وزير مختار روس را ترجمه كردم در جواب گفت: از وزير مختار بپرس كه هيچ كشك و بادمجان خورده‌اي؟
    وزير از اين سؤال تعجب كرد و گفت: بگوييد: خير.
    امير گفت: پس به وزير مختار بگو ما در خانه‌مان يك فاطمه خانم جاني داريم كه كشك و بادمجان خوبي درست مي‌كند و امروز هم كشك و بادمجان درست كرده است. مقداري هم براي شما خواهم فرستاد تا بخوريد و ببينيد چقدر خوب است. اي كشك و بادمجان، آي فاطمه خانم جان.
    وزير مختار گفت، بگوييد: ممنونم! اما در موضوع سرمرزي چه مي‌فرماييد؟
    من سخنان او را براي امير ترجمه كردم. امير گفت: به وزير مختار بگو: آي كشك و بادمجان، آي فاطمه خانم جان!
    و همينطور ادامه داد تا بالاخره چون وزير مختار ديد كه غير از «آي كشك و بادمجان، آي فاطمه خانم جان» جواب ديگري دريافت نمي‌كند، با كمال يأس از جا برخاست، اجازه گرفت، تعظيم نمود و رفت.[1]
    ----------
    [1] . داستانهايي از زندگي اميركبير، ص 139 و 140.

موضوعات مشابه

  1. فضیلت شب و روز دحوالارض و اعمال آن/ روزه دحوالارض همانند روزه هفتاد سال است
    توسط مهاجر در تالار واحد فرهنگی هنری - معاونت فرهنگی تربیتی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1392/07/09, 09:43 بعد از ظهر
  2. نیت روزه های دیگر در روزه ی اعتکاف
    توسط 88060855 در تالار بخش تربیتی - گروه علمی فقه اسلامی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1392/03/02, 10:35 قبل از ظهر
  3. ✿۞✿پرسش و پاسخ هایی پیرامون روزه و روزه داری
    توسط 88060714 در تالار پنجره دریافت پرسش
    پاسخ: 65
    آخرين نوشته: 1391/05/28, 02:39 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/12/07, 10:26 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/11/25, 07:47 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •