تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14
  1. #1

    *´`* لطایف قرآنی *´`*




    برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  7211749657160102309720188143191145153175.jpg
مشاهده: 305
حجم:  20.3 کیلو بایت

    میهمان خجلت زده


    مردی به دیدار كسی رفت. تمام روز را در خانە او ماند تا جایی كه صاحبخانه را از حضور خود ناراحت كرد. چون شب شد و هوا رو به تاریكی نهاد، صاحبخانه چراغی نیاورد.


    میهمان پرسید: چراغ كجاست تا روشن كنیم؟


    صاحبخانه گفت:خداوند می فرماید: ﴿…واذا أظلم علیهم قاموا﴾؛ چون شب جامه تیرگی را بر آنها پوشانید، از جا حركت كردند. (سورە بقره،آیە20)


    پس از این سخن میهمان خجالت زده از خانه بیرون رفت.


  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2



    سوره سجده دار


    علامه حلی در كودكی نزد دایی خود به درس و بحث مشغول بود اما گاهی به سرشت كودكانه ی خود از درس خواندن خسته می شد


    و از نزد دایی خود فرار می كرد . دایی هم دنبال او می دوید ، و چون سریع تر از علامه می دوید ،به او می رسید ،اما همین كه می خواست او را بگیرد علامه حلی یكی از آیه های سجده دار قرآن را می خواند و دایی مجبور می شد به سجده برود .

    به این ترتیب علامه حلی فرار می كرد.

  4. صلوات و تشکر : 4


  5. #3



    دیوانه نما

    دیوانه نمای عاقلی را نزد معاویه بردند.معاویه گفت:آیا از قرآن چیزی می دانی؟گفت:می‌دانم و بسیار نیكو هم می‌دانم.معاویه گفت:بخوان.چنین خواند:

    «بسم اللّه الرّحمن الرحیم.اذا جاء نصرالله والفتح و رأیت النّاس یخرجون من دین اللّه افواجاً!!»

    معاویه به قصد مچ گیری فریاد زد:صبر كن صبر كن، غلط خواندی،یخرجون غلط است و یدخلون صحیح است.یعنی مردم را می‌بینی گروه گروه در دین خدا داخل می‌شوند.آن مرد بلافاصله جواب داد:این كه می‌گویی مربوط به زمان پیغمبر(ص) بود نه زمان تو.تا تو حاكم مسلمانان باشی مردم گروه گروه از دین خارج می‌شوند.

  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #4



    نقل قول نوشته اصلی توسط سلیلة الزهراء نمایش پست ها
    دیوانه نما

    دیوانه نمای عاقلی را نزد معاویه بردند.معاویه گفت:آیا از قرآن چیزی می دانی؟گفت:می‌دانم و بسیار نیكو هم می‌دانم.معاویه گفت:بخوان.چنین خواند:

    «بسم اللّه الرّحمن الرحیم.اذا جاء نصرالله والفتح و رأیت النّاس یخرجون من دین اللّه افواجاً!!»

    معاویه به قصد مچ گیری فریاد زد:صبر كن صبر كن، غلط خواندی،یخرجون غلط است و یدخلون صحیح است.یعنی مردم را می‌بینی گروه گروه در دین خدا داخل می‌شوند.آن مرد بلافاصله جواب داد:این كه می‌گویی مربوط به زمان پیغمبر(ص) بود نه زمان تو.تا تو حاكم مسلمانان باشی مردم گروه گروه از دین خارج می‌شوند.


  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #5



    نماز اعرابی


    از عربی پرسیدند: در نماز چه میخوانی؟

    گفت:هجونامه ابولهب(سورە تبّت) و نسبنامە خدا (سورە توحید)

  10. صلوات و تشکر


  11. #6



    مزاح شیخ و ناصر الدین شاه


    جناب آقای شیخ هادی نجم آبادی از جملە روحانیان محترم تهران بود و به اندازه ای عزت نفس داشت كه بیشتر اوقات علناً در حضور شاگردانش می گفت: «من حتی به سلطان هم اعتنایی ندارم». این سخن كم كم به گوش ناصر الدین شاه رسید. روزی شاه تصمیم گرفت، نزد شیخ برود تا هم به شیخ محبت نماید و هم در این باره شوخی با مزه ای با او كند.

    وقتی سلطان از در وارد شد، شیخ در حال نشسته، سری به علامت احترام پایین آورد، ولی از جایش حركت نكرد. ناصر الدین شاه كه قصد تفریح و نیز طبع شعری داشت، گفت:

    ایـها الشیـخ سخندان حكـیـم
    گفته بودی من ندارم از تو بیم
    می توانم گردنـت كردن دو نیم

    شیخ دستهایش را به نشانە تسلیم بلند كرد و گفت: «اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم».
    شاه از این حاضر جوابی و قافیه «شیطان رجیم» بسیار خندید و به شیخ صلە كافی و وافی داد.

  12. #7



    خویشاوندی خجالت آور



    روزی «عقیل» برادر امام علی(ع) در دمشق نزد معاویه نشسته بود.اتفاقاً آن روز عده‌ای از بزرگان شام و حجاز و عراق در آن مجلس حاضر بودند.

    معاویه به خاطر اینكه عقیل را دست بیاندازد و شرمنده كند گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا آیه «تبّت یدا ابی لهبٍ و تب؛بریده باد هر دو دست ابولهب» را شنیده‌اید؟

    گفتند:بلی.

    معاویه گفت:این ابولهب عموی عقیل است.

    عقیل هم بدون معطلی در جواب گفت:ای حاضران!! ای اهل شام و حجاز و عراق!! آیا این آیه «و أمراته حمالة الحطب فی جیدها حبل من مسد؛و همسرش در حالی كه هیزم كش دوزخ است و در گردنش طنابی از لیف خرماست» را شنیده‌اید؟

    گفتند:بلی،

    عقیل گفت:این حمالة الحطب عمّه معاویه است.حاضران از این جواب عقیل خندیدند و معاویه ساكت شد.

  13. صلوات و تشکر


  14. #8



    از شخص پرخوري پرسيدند: از قرآن كدام آيه را بيشتر دوست داري؟ گفت: «مالكم الا تأكلو»؛ شما را چه شده است كه طعام نمي خوريد؟ گفتند: كدام دستور از قرآن را بيشتر به كار مي بندي؟ گفت:«كلوا واشربوا»؛ بخوريد و بياشاميد.

    گفتند: كدام دعا را با خود زمزمه مي كني؟ گفت: «ربنا انزل علينا مائده من السماء»؛ پروردگارا! از آسمان سفره اي پر از طعام برايمان بفرست. گفتند: از احاديث پيغمبرصلي الله عليه و آله كدام حديث را مي پسندي؟ گفت: «لودعيتُ الي كراعٍ لأجبتُ» اگر مرا به پاچة گوسفند مهمان كنند اجابت كرده و به آن دعوت حاضر مي شوم

  15. صلوات و تشکر


  16. #9



    در زمان مأمون شخصی گناهی کرد و فرار کرد. برادرش را گرفتند و نزد مأمون آوردند



    مأمون به او گفت: برادرت را حاضر کن وگرنه تو را به جای او می کشم



    آن شخص گفت: ای خلیفه اگر سرباز تو بخواهد مرا بکشد و تو دستور دهی که مرا آزاد کند، آیا آن سرباز مرا رها می کند؟



    گفت: آری



    گفت: من هم حکمی از پادشاه دارم که اطاعت او بر تو لازم است و باید مرا رها کنی.



    گفت: آن پادشاه کیست و حکمش چیست؟



    مرد گفت: آن پادشاه، خداوند متعال است که می فرماید: «ولا تزروا وازرة وزر اُخری» ؛ «و هیچ کس بار گناه دیگری را بدوش نمی کشد



    مأمون از کرده خود پشیمان شد و گفت : او را رها کنید که حکمی صحیح آورده است

  17. صلوات و تشکر


  18. #10



    امام من و امام تو

    پس از شهادت امام صادق علیه السلام ، ابو حنیفه به مؤمن طاق-که از شاگردان آن حضرت بود- به طعنه گفت:
    امام تو از دنیا رفت.
    مومن طاق فورا گفت:
    اما امامک {...من المنظرین...الی یوم الوقت المعلوم }؛اما پیشوای تو (شیطان) از مهلت یافت‌گان است، تا آن روز معلوم.

  19. صلوات و تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •