تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3
  1. #1

    بررسی مفهوم «خلیفة اللّهی» انسان/در آیه خلافت (آیه 30 سوره بقره)




    مقدمه

    همچنان که می‌دانید مفهوم « خلافت» در قرآن یکی از مفاهیم مهم در فرهنگ اسلام و شاید هر دین آسمانی باشد؛ چرا که هر یک از ادیان إلهی بر این معتقدند که خداوند سبحان جهت هدایت و رهبری انسان‌ها در هر عصری پیامبری برمی‌گزیند تا به مثابه خلیفه إلهی باشد که بندگان را در مسیر تعالی حرکت می‌دهد و آنان را اگر طالب حقّ و حقیقت باشند به سر منزل مقصود می‌رساند. شاید مهم‌ترین دینی که موضوع خلافت إلهی در آن بیش از هر دین یا مذهب دیگر مورد عنایت و توجه است دین اسلام باشد. چرا که موضوع خلافت خداوند پس از آدم علیه‌السلام و دیگر انبیای إلهی در گذر سالیان متمادی، به عصر بعثت نبی مکرم اسلام محمد مصطفی، خاتم الأنبیاء و المرسلین صلّی اللَّه علیه و آله و سلّم و پس از آن به دوازده امام که اوصیای بر حق اویند متصل می‌شود و اکنون نیز همچنان با نیابت ولی فقیه از دوازدهمین اختر تابناک ولایت در جریان است. انگیزه تحریر این مقاله نظرات و دیدگاه‌های نادرستی است که درباره مفهوم «خلافت» و مصداق «مستخلف عنه» بیان شده است. باید توجه داشت که اگر خلافت در این آیه به معنای جانشینی از پیشینیان باشد چه جانشینی از جنّیان، چه جانشینی از «نسناس» و چه جانشینی از دیگر انسان‌های قبل از حضرت آدم علیه‌السلام، این فضیلتی را برای حضرت آدم علیه‌السلام و ذرّیه او اثبات نخواهدکرد یا دست‌کم فضیلت بسیار بالایی را اثبات نمی‌کند در صورتی که آیات قبل و بعد این آیه و نیز سیاق بکاربرده شده همگی بر این دلالت دارند که موضوع، موضوعی مهم و سرنوشت‌ساز است که خداوند از آن به ملائکش خبر می‌دهد و در آزمایشی بسیار جالب و زیبا میزان و ارزش این مقام و درجه را به فرشتگانش می‌فهماند؛ پس با این ادّعا که این مقام، «مقام خلافة اللّهی» است و شامل آدم علیه‌السلام و مخلصین ذرّیه او می‌شود سخن خود را آغاز ميكنيم .

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #2



    بررسی معنای لغوی واژه «خلیفه»:

    آیه (30) از سوره بقره معروف به « آیه خلافت» است و این گونه می‌درخشد که:

    (وَ إِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَه إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة قَالُوا أَتَجْعَلُ فِیهَا مَنْ یُفْسِدُ فِیهَا وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ).

    از آنجا که واژه خلیفه کلیدی‌ترین واژه در آیه مذکور است بنابراین ابتدا کمی پیرامون معنای این واژه در کتب لغت و غریب اللغة بحث می‌نمائیم تا معنای اصلی آن و بلکه صحیح‌ترین معنا را برای این واژه از کتب لغت و غریب اللغة استخراج کنیم:

    ابن فارس ذیل ریشه «خلف» گوید: «خلافت» از آن رو خلافت نامیده شده که شخص دوّم پس از شخص اوّل می‌اید و در جای او می‌نشیند.

    ابن منظور ذیل واژه «خلف» گوید: ... «خَلَفَهُ یخْلُفُهُ» یعنی جانشینش شد... «خَلَفَ فلانٌ فلاناً» یعنی فلانی جانشین فلانی شد... «اسْتَخْلَفَهُ» یعنی او را جانشین خود قرار داد. «الخلیفه» کسی است که به جای شخص پیش از خودش می‌نشیند. جمع کلمه «خلیفه»، « خلائف» است... «الخلافة» به معنای پادشاهی... .

    فراهیدی گوید: خلیفه کسی است که به جای شخص پیش از خودش می‌نشیند و جای او را می‌گیرد.

    زمخشری نیز برای معنای خلیفه تقریباً همان چیزی را آورده که دیگر لغویان آورده‌اند.

    شرتونی معتقد است: « خلافت» همان پادشاهی و نیابت از غیر است... «خلیفه» کسی است که جانشین شخصی غیر از خودش گردد، چه آن شخص که در این‌جا از او نیابت شده غائب باشد، چه مرده باشد، چه ناتوان باشد و چه به خاطر بزرگداشت و تکریم او نائب، جانشینش شده باشد و از این‌جاست که خداوند بندگانش را روی زمین جانشین خود قرار داده است.

    راغب اصفهانی نیز «خلافت» را به معنای نیابت و جانشینی گرفته.

    طریحی می‌نگارد: «خلیفه» به معنای سلطان اعظم و پادشاه بسیار بزرگ مقام است... «خلیفه» کسی است که به جای شخص رونده می‌نشنید و مکان او را پرمی‌کند .

    نتیجه: از آنچه تا این جا بیان شد می‌توان دریافت که «خلیفه» یعنی کسی که جای شخص دیگر می‌نشیند؛ از سویی باتوجه به تعریف «سعید شرتونی» در «أقرب الموارد» می‌توان دو معنا را برای «خلافت» در نظر گرفت که عبارتند از:

    الف) «مستخلف» پس از «مستخلف عنه» جانشین او شود و دیگر «مستخلف» قدرت و سلطنتی نداشته باشد که آیات: )فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْکِتابَ یَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنَى... ) و )فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلاه وَ اتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ) از این دست است؛

    ب) «مستخلف عنه» خلیفه را در مکان یا در عمل با خود قراردهد یا این‌که به او تفویض کند که جانشینش باشد.

    پس در این جا حق سرپرستی و سلطنت برای «مستخلف عنه» بر خلیفه باقیست و اگر کوتاهی و کم‌روی از «خلیفه» سربزند یا کارایی «خلیفه» تمام شود پس «مستخلف عنه» می‌تواند «خلیفه» را عزل کند.
    در بین این دو معنا قطعاً در آیه مورد بحث، معنای اوّل صادق نیست چرا که اگر جعل خلیفه به معنای مذکور در بخش الف باشد، این با مسأله توحید افعالی ناسازگار است چرا که اگر ولایت بر هستی و آفرینش إصالتاً از آن خداوند سبحان باشد هیچ کس حتی به عنوان خلیفه نمی‌تواند در این ولایت با او شریک شود و شراکت او در این ولایت بالأصاله نیز باشد.

    از آنجا که ولایت تکوینی و تشریعی إصالتاً از آن خداست و به صورت بالعرض و بالتبع و بالواسطه به خلیفه خداوند منتقل می‌شود پس لازمه این ولایت تکوینی و تشریعی، داشتن قدرتی زوال‌ناپذیر و لاینفکّ است و اگر قرار باشد این قدرت از خداوند سلب شود و به شخص جانشین خداوند منتقل شود نقص خداوند حاصل می‌شود که این یعنی خداوند ممکن الوجود است و از دایره واجب الوجود بودن خارج می‌باشد. پس امکان ندارد که خداوند به خلیفه‌اش قدرت خود را به گونه‌ای تفویض کند که قدرت از دست خودش بیرون برود.

    خداوند پیوسته بر صفت «قادر» استوار و پابرجاست و از این رو معنای اوّل، در این آیه صدق نمی‌کند ولی معنای دوّم را می‌توان بر این آیه و لفظ «خلیفه» که در آن بکاررفته بار نمود چرا که با وجود تفویض قدرت بازهم قدرت خداوند پابرجاست و هر آن می‌تواند خلیفه‌اش را از مقام خلافت عزل نماید.

    استاد مصباح یزدی سه مفهوم برای خلافت برمی‌شمارد که چکیده‌اش این است:

    جانشینی گاه در امور حسی به‌کار می‌رود مثل (هُوَ الَّذِی جَعَلَ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ خِلْفَةً)، گاه در امور اعتباری به‌کار می‌رود مثل (یَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاکَ خَلِیفَةً فِی الْأَرْضِ) و گاه در امور حقیقی ماورای طبیعی به‌کار می‌رود مثل خلافت آدمعلیه‌السلام که در آیه 30 از سوره بقره مطرح شده است.

    در این جا مقصود، جانشینی از خداست و این جانشینی به طور مطلق جانشینی اعتباری نیست بلکه جانشینی تکوینی است.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/05/07 در ساعت 10:59 بعد از ظهر

  4. صلوات و تشکر : 4


  5. #3



    برای روشن شدن پاسخ توضیح چند نکته ضروری است:

    1. خلیفه و خلافت از ریشه «خلف» به معنای پشت سر، گرفته شده و به معنای جانشینی است. جانشینی گاه در امور حسی است مانند «و او کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد» گاه در امور اعتباری نظیر «ای داود ما تو را در زمین جانشین قرار دادیم؛ پس بین مردم به حق قضاوت کن» و گاه در امور حقیقی مانند خلافت حضرت آدم که در آیۀ سی ام بقره مطرح شده است.

    . خداوند، استعداد خلیفه شدن خود را با دمیدن روح خود در انسان به ودیعت نهاد؛ چنانکه از آیۀ «و نفخت فیه من روحی»استفاده می شود و علاوه در آیۀ «انّی جاعل...»(صریحاً از خلافت «آدم» سخن به میان آمده است. البته از آنجا که اولاً: در آن آیه جعل خلافت به صورت جملۀ اسمیه بیان شده و جملۀاسمیه دال بر استمرار جعل خلافت است، پس خلافت منحصر در حضرت آدم (ع) نیست. ثانیاً: جملۀ «اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماء» حاکی از این موضوع است که خلافت منحصر در حضرت آدم نیست؛ زیرا اگر سخن از خلافت حضرت آدم بود و بس، با توجه به این نکته که حضرت آدم (ع) معصوم است و فساد و خونریزی نمی کند، جا داشت خداوند به فرشتگان بفرماید: آدم فساد و خونریزی نمی کند.

    اما از آنجا که از یک سو محور و مدار خلافت الهی علم به اسماء است و از سوی دیگر آگاهی به اسما الاهی نیازمند استقامت در مسیر بندگی است، و همۀ انسان ها استقامت در مسیر بندگی ندارند، در نتیجه مقام خلافت الاهی در همۀ انسان ها تحقق و فعلیت ندارد. چگونه ممکن است مقامی که فرشتگان شایستۀ آن نبودند در اختیار بزرگترین جنایتکاران عالم قرار گیرد؟

    در خصوص اینکه انسان چگونه می تواند به مقام خلیفة اللهی برسد جای بحث وسیع و گسترده ای دارد که علمای علم اخلاق و عرفان به تفصیل بدان اشارت نموده اند اما در وجه کلی گفتنی است که: از آن رو که علم، دارای مراتب و درجات است، خلافت هم دارای درجات است و هر کس به هر اندازه که مظهر اسمای الهی باشد به همان اندازه سهمی از خلافت الهی دارد.

    بر اساس آیات و روایات کامل ترین مصداق خلیفةالله، چهارده معصوم(ع) هستند. بعد از رتبه چهارده معصوم و انبیا و مرسلین، برخی از انسانهای وارسته و متدین و دارای علم و عمل صالح نیز به اندازۀ علم و یافت اسمای الهی، در مرتبه مادون انبیا و با واسطۀ آنان، مصداق خلیفةالله اند.

    پس انسان با رسیدن به مقام عبودیت و بندگی و طی مقامات قرب الهی قادر است به مقام خلیفة اللهی برسد.

  6. صلوات و تشکر : 3


موضوعات مشابه

  1. جدول رسوایی تروریست‏های سوریه و مفتیان وهابی لو رفت + عکس
    توسط مهاجر در تالار واحد فرهنگی هنری - معاونت فرهنگی تربیتی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1392/03/26, 11:02 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 49
    آخرين نوشته: 1391/02/24, 06:36 بعد از ظهر
  3. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: 1391/02/11, 10:31 بعد از ظهر
  4. اصول تفکر سیاسی در قرآن(آیات سیاسی در قرآن)
    توسط رضایی قمی در تالار سیاست در قرآن
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/12/14, 08:24 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1389/10/27, 08:05 قبل از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •