تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1

    حکــایت هایی از بهلــول ( آموزنده)




    مسجد بهلول
    مسجدی می ساختند، بهلول سر رسید و پرسید: چه می کنید؟ گفتند: مسجد می سازیم؛ گفت: برای چه، پاسخ دادند: برای چه ندارد، برای رضای خدا.
    بهلول می خواست میزان اخلاص بانیان خیر را به خودشان بفهماند، محرمانه سفارش داد سنگی تراشیدند و روی آن نوشتند «مسجد بهلول» شبانه آن را بالای سر در مسجد نصب کرد. سازندگان مسجد روز بعد آمدندو دیدند بالای در مسجد نوشته شده است «مسجد بهلول» ناراحت شدند، بهلول را پیدا کرده به باد کتک گرفتند که زحمات دیگران را به نام خودت قلمداد می کنی؟!
    بهلول گفت: مگر شما نگفتید که مسجد را برای خدا ساخته ایم؟ فرضا مردم اشتباه کنند و گمان کنند که من مسجد را ساخته ام، خدا که اشتباه نمی کند.
    چه بسا کارهای بزرگی که از نظر ما بزرگ است ولی در نزد خدا ذره ای نمی ارزد. شاید بسیاری از بناهای عظیم از مساجد و زیارتگاهها، بیمارستانها، مدارس و... چنین سرنوشتی داشته باشد، حسابش با خداست.(1)
    منبع: شهید مطهری (رحمت الله علیه) عدل الهی، مجموعه آثار، ج1، ص 303.

  2. صلوات و تشکر : 3


  3. #2



    زندگی آدمی

    جماعتی از بهلول سؤال کردند که: می توانی بگویی زندگی آدمیان مانند چیست؟
    بهلول در جوابشان گفت: زندگی مردم مانند نردبان دو طرفه است، که از یک طرفش سن آنها بالا می رود و از طرف دیگر زندگی آنها پائین می آید.!

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #3



    شرح جهنم

    روزی بهلول بالای منبر به شرح و بسط بهشت پرداخته مفصلاً در این باب صحبت کرد، به طوریکه حوصله عده ای از مستمعین سرآمد.
    فضولی از مستمعین فریاد زد، ای بهلول : از بهشت گفتی، مقداری هم از جهنم تعریف کن.
    بهلول جواب داد: جهنم را احتیاج نیست برای شما شرح دهم، زیرا جهنم را با چشم خواهید دید.!

  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #4



    بر بالین مریض
    یکی از دوستان ثروتمند بهلول را مرگ فرا رسید، در بستر افتاده و ناله می کرد.
    بهلول بر بالینش حاضر شد، مریض گفت: حضرت شیخ! نمی دانم امشب را چگونه به صبح برسانم.بهلول گفت: مطمئن باش که به صبح نخواهی رسید.!

  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #5



    وجه تشابه
    شخص ثروتمندی خواست بهلول را در میان جمعی به مسخره بگیرد. به بهلول گفت: هیچ شباهتی بین من و تو هست؟
    بهلول گفت: البته که هست.
    مرد ثروتمند گفت: چه چیز ما به همدیگر شبیه است، بگو! بهلول جواب داد: دو چیز ما شبیه یکدیگر است، یکی جیب من و کله تو که هر دو خالی است و دیگری جیب تو و کله من که هر دو پر است.!

  10. صلوات و تشکر : 4


  11. #6



    بهلول وشاعر:
    شاعری که درحضوربهلول به یاوه سرایی مشغول بود ، گفت:
    می خواهم اشعارم رابه دروازه های شهرآویزان کنم .
    بهلول در جواب گفت:
    کسی چه می داند که این اشعار را شما سروده اید،مگر اینکه تو راهم با اشعارت به دروازه ها آویزان کنند تا مردم بدانند که این اشعار راشما گفته اید

  12. صلوات و تشکر : 2


  13. #7



    دوستي بهلول!
    روزي هارون الرشيد از بهلول پرسيد:" دوست ترين " مردم نزد تو چه كسي است؟
    بهلول گفت: همان كسي كه شكم مرا سيركند .
    هارون گفت: اگر من شكم تو را سير كنم، مرا دوست داري؟
    بهلول پاسخداد: دوستي به:" نسيه و اگر" نمي شود.

  14. صلوات و تشکر : 3


  15. #8



    پاسخ جالب بهلول عاقل

    روزی بهلول از مسجد «ابوحنیفه» می‌گذشت، دید خطیب مردم را موعظه می‌کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می‌گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان، در صورتی که آنچه از بندگان انجام می‌دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز قیامت شیطان در آتش می‌سوزد و حال آن که شیطان از آتش آفریده شده است و آتش هم جنس خود را عذاب نمی‌کند.

    دیگر این که خداوند موجود است؛ ولی نمی‌شود او را دید، در صورتی که این دروغ است و هر موجودی دیدنی است.
    آنگاه بهلول کلوخی از زمین برداشت و سر خطیب را هدف گرفت و آن را شکست و خون جاری شد، سپس فرار کرد. خطیب نزد خلیفه آمد و از بهلول شکایت کرد.
    خلیفه دستور داد بهلول را بیاورند و چون بهلول حاضر شد به او گفت: چرا چنین کردی؟
    بهلول گفت: علت را از خود وی سوال کنید. او می‌گوید: بندگان اختیاری ندارند و همه کارها به دست خداست. اگر اعتقاد او چنین است پس سر او را خداوند شکسته و من تقصیری ندارم.
    او می‌گوید: جنس از هم جنس خود متاثر نمی‌شود و عذاب نمی‌بیند وقتی انسان از خاک است چرا باید از همجنس خود متاثر و ناراحت شود؟
    او معتقد است که هر موجودی باید دیده شود. خلیفه از وی سوال کند که آیا این درد که او از این زخم احساس می‌کند دیده می‌شود؟! این را گفت و از نزد خلیفه رفت.

    منبع: بهلول عاقل

  16. صلوات و تشکر : 3


موضوعات مشابه

  1. نیت روزه های دیگر در روزه ی اعتکاف
    توسط 88060855 در تالار بخش تربیتی - گروه علمی فقه اسلامی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1392/03/02, 09:35 قبل از ظهر
  2. ✿۞✿پرسش و پاسخ هایی پیرامون روزه و روزه داری
    توسط 88060714 در تالار پنجره دریافت پرسش
    پاسخ: 65
    آخرين نوشته: 1391/05/28, 01:39 بعد از ظهر
  3. ◕❀ماهیت روزه ❀◕
    توسط مهدی یار در تالار عبادات
    پاسخ: 19
    آخرين نوشته: 1391/05/07, 02:45 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1389/11/06, 04:40 بعد از ظهر
  5. رونمایی از سنگ قبر جدید آیت الله بهجت رحمه الله
    توسط شهروند قرآنی در تالار خبرنامه
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1389/09/10, 08:53 قبل از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •