تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 6 , از مجموع 6
  1. #1

  2. صلوات و تشکر


  3. #2

    چنین دعا مکن




    روزی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ نماز می‌خواند، شنید كه مردی بادیه نشین می‌گوید: اللّهم ارحمنی ومحمداً و لا تَرحَمْ مَعنا احداً:
    «خدایا تنها من و محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ را مشمول رحمت خود كن و هیچ كس غیر از ما را مشمول این رحمت مكن.»
    پس از آن كه نماز پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تمام شد، آن حضرت به او فرمود: لقد تحجّرت واسِعاً.
    تو یك موضوع وسیع را محدود ساختی، ‌و جنبه اختصاص به آن دادی.
    یعنی: هیچ گاه چنین دعا مكن، چرا كه رحمت خدا، وسیع است و اختصاص به من و تو ندارد.
    دلا برخیز و پائی بر بساط خود نمائی زن برندی سر بر آر، آتش درین زهد ریائی زن
    بیفكن آنچه در سرداری و پای اندرین ره نه گدائی كن درین درگاه و كوس پادشاهی زن
    بمردی وارهان خود را ازین بیگانگان بگسل به شهر آشنایی آ صدای آشنایی زن

  4. صلوات و تشکر


  5. #3

    شرط رضایت از او...




    حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: روزی حضرت موسی ـ علیه السّلام ـ پیروان خود را موعظه می‎كرد، یكی از شنوندگان چنان تحت تأثیر گفتار موسی ـ علیه السّلام ـ قرار گرفت كه از جا حركت كرده پیراهن خود را چاك زد، خداوند به حضرت موسی وحی كرد به او بگو «لا تشق قمیصك و لكن اشرح لی عن قلبك» نمی‎خواهد پیراهنت را چاك زنی،‌قلبت را برایم بشكاف و محبّت دیگران را خارج نما.
    حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ در پایان گفتار فرمودند: یك روز حضرت موسی به مردی از پیروان خود گذشت كه در حال سجده بود، از آنجا گذشت پس از انجام دادن كار خود برگشت، باز او را در حال سجده دید؛ به آن مرد گفت: اگر حاجت تو به دست من بود برآورده می‎كردم.
    به موسی ـ علیه السّلام ـ خطاب شد «لو سجد حتی ینقطع عنقه ما قبلت حتی یتحوّل عما اكره الیّ ما احب» اگر آنقدر سجده كند كه گردنش قطع شود از او نمی‎پذیرم، مگر اینكه قلب خود را پاك كند از آنچه من دوست دارم او نیز دوست بدارد و از آنچه بی‎میلم نسبت به آن او هم بی‎میل شود.
    این راه كه می‎روی چه راه است راه طاعت، ره گناه است
    عمری كردی تو در جهان زیست اكنون بنگر كه حاصلت چیست
    بگذشت بسی ز روزگارت بنگر نیكو به كار و بارت
    در راه خدای ای تو غافل یك گام نرفته‎ای چه حاصل
    در دام هوا اسیر تا كی صد جان بكن و ممیر تا كی

  6. صلوات و تشکر


  7. #4

    مال زیاد بلا می شود




    وقتی حضرت خاتم الانبیاء ـ صلّی الله علیه و آله ـ با اصحاب در صحرا به شخصی كه صاحب گله بود رسیدند از او شیر خواستند كه بخرند. این شخص بی‌سعادت بخل كرد و گفت: مال قبیله است، حضرت دعاء فرمود كه خدایا مالش را زیاد كن.
    حضرت رسیدند به دیگری به همین ترتیب امّا ادب كرد و شیر آورد و عرض كرد اگر می‌خواهید باز هم بیاورم، حضرت دست به دعا برداشت كه خدایا به محمد و آل او و مؤمنین را به اندازه رفع حاجت‌شان عنایت بفرما، اصحاب عرض كردند یا رسول الله برای هر دو دعا كردید آن كه بخل ورزید دعا كردید خدا مالش را زیاد كند امّا به این شخص به اندازه رفع حاجتش خدا به او عنایت كند فرمود مال زیاد بلا هم می‌شود.
    خویشتن را در هوی كردیم گُم جاده در راه خدا كردیم گم
    از عدم ما تا به اقلیم وجود آمدیم و راه را كردیم گم
    منزل و مقصود و راه و راه رو جمله را در ابتدا كردیم گم
    هر چه ما را بود ز اجناس و نقود جمله را در راهها كردیم گم

  8. صلوات و تشکر


  9. #5

    سفارشهای جاودانه




    حضرت زهرا ـ سلام الله علیها ـ نقل فرموده‌اند كه: حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ وارد منزل شد در وقتی كه رختخواب خود را پهن كرده بودم و می‌خواستم بخوابم. پیامبر فرمود: ای فاطمه مخواب مگر بعد از آن كه چهار عمل را به جای آوری، ختم قرآن كنی و پیغمبران را شفیع خود گردانی و مؤمنین را از خود خوشنود گردانی و حج و عمره انجام دهی. این را فرمود و مشغول نماز شد. من صبر كردم تا نمازش را تمام نمود، گفتم یا رسول الله امر فرمودی به چهار چیز كه من قدرت را ندارم در این وقت آنها را به جا آورم. آن حضرت تبسم نمود و فرمود: هر گاه بخوانی سوره «قل هو الله احد» را سه مرتبه پس گویا ختم قرآن كرده‌ای و هر گاه صلوات بفرستی بر من و پیغمبران قبل از من ما شفیعان تو خواهیم بود در روز قیامت. و هر گاه استغفار كنی از برای مؤمنین پس تمامی ایشان از تو خوشنود می‌شوند و هر گاه بگویی «سبحانَ الله و الحمدُلله و لا الهَ الّا الله و الله اكْبَر» پس حج و عمره به جا آورده‌ای.
    پی نوشت:

    [1] . مفاتیح الجنان، قسمت باقیات صالحات، باب ششم
    منبع: اندیشه قم

  10. صلوات و تشکر


  11. #6

    سرت را از سجده بر دار




    مفضل بن عمر می‌گوید: همراه دوستان برای ملاقات با امام صادق ـ علیه السّلام ـ رهسپار شدیم، به در خانه آن حضرت رسیدیم ولی خواستیم اجازه ورود بگیرم، پشت در شنیدم كه آن حضرت سخن می‌گوید، ولی آن سخن عربی نبود و خیال كردیم كه به لغت سریانی است، سپس آن حضرت گریه كرد، و ما هم از گریه او به گریه افتادیم، آن گاه غلام آن حضرت بیرون آمد و اجازه ورود داد.
    ما به محضر امام صادق ـ علیه السّلام ـ رسیدیم، پس از احوالپرسی، من به امام ـ علیه السّلام ـ عرض كردم! «ما پشت در، شنیدیم كه شما سخنی كه عربی نیست و به خیال ما سریانی است، تكلم می‌كردی، سپس گریه كردی و ما هم با شنیدن صدای گریه شما به گریه افتادیم».
    امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «آری من به یاد الیاس افتادم كه از پیامبران عابد بنی اسرائیل بود،‌و دعایی را كه او در سجده می‌خواند، می‌خواندم، سپس امام ـ علیه السّلام ـ آن دعا و مناجات را به لغت سریانی، پشت سرهم خواند، كه سوگند به خدا هیچ كشیش و اسقفی را ندیده بودم كه همانند آن حضرت آن گونه شیوا و زیبا بخواند،‌ و بعد آن را برای ما به عربی ترجمه كرد و فرمود: الیاس در سجودش چنین مناجات می‌كرد:
    اتراك معذبی و قد اظمأتُ لك هو اجری، اَتُراكَ مُعذبی و قد عفَّرْتُ لك فی التراب، اتراكُ مُعذبی و قد اجتنبتُ لك المعاصی، اتراك معذبی و قد اسهرتُ لك لیلی!
    خدایا آیا براستی تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی، با اینكه روزهای داغ به خاطر تو «با روزه گرفتن» تشنگی كشیدم؟ آیا تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی، در صورتی كه برای تو، رخسارم را «در سجده» به خاك مالیدم؟! آیا تو را بنگرم كه مرا عذاب كنی با آن كه بخاطر تو، از گناهان دوری گزیدم، آیا تو را ببینم كه مرا عذاب كنی با اینكه برای تو هر شب را به عبادت به سر بردم؟!
    خداوند به الیاس، وحی كرد: «سرت را از خاك بردار كه من تو را عذاب نمی‌كنم».
    الیاس عرض كرد: «ای خداوند بزرگ اگر این سخن را گفتی كه تو را عذاب نمی‌كنم ولی بعداً مرا عذاب كردی چه كنم؟! مگر نه این است كه من بنده تو و تو پروردگار من هستی.
    باز خداوند به او وحی كرد:
    ارفع رأسك فانی غیرُ مُعذبك، انی اذا وعدتُ وعداً و فَیتُ به.
    سرت را از سجده بردار كه من تو را عذاب نمی‌كنم، و وعده‌ای كه داده‌ام به آن وفا خواهم نمود.
    ای كه درد مرا توئی درمان ای كه راه مرا تویی پایان
    كمر خدمتت بدل بستم هر چه گویی بجان برم فرمان
    دادم‌ام تن به خدمت تو بدل داده‌ام دل به طاعت تو بجان
    هر چه خواهی بیار بر سرمن یكدم از درت و لیك مران
    به خیال تو زنده است این سر به هوای تو زنده است این جان

    منبع:

    اندیشه قم

  12. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1391/12/02, 07:48 بعد از ظهر
  2. ✿ سرگذشت هایی از زندگی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله
    توسط هندیانی در تالار پيامبر اعظم (ص)
    پاسخ: 29
    آخرين نوشته: 1391/07/02, 12:09 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: 1391/02/17, 07:25 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/12/03, 08:33 قبل از ظهر
  5. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1389/11/06, 05:40 بعد از ظهر

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •