تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 5 , از مجموع 5
  1. #1

    ✿ سیره‌ پیامبر(ص) در قرآن




    مقدمه

    تمام اعمال، حركات، سكنات، گفته‌ها و اوصاف نفسانی كه سیره و سنت پیامبر نام دارد از طریق وحی انجام می‌گیرد از این رو سنت و سیره آن حضرت حجت است لذا اطاعت از سنت و سیره اطاعت خداوند است، «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.»[1]

    «كسی كه از پیامبر اطاعت كند همانا اطاعت خداوند را نموده» پس بنابراین این دو از هم جدا نخواهند بود، زیرا تمام آنچه را می‌گوید و انجام می‌دهد از ناحیه خداوند است و هرگز از روی هوی و هوس نمی‌باشد، «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحی[2]» «هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آن‌چه آورده چیزی جز وحی نیست كه به او وحی شده است».

    إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحی[3] «تنها از آنچه به من وحی می‌شود پیروی می‌كنم».

    و چون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای همگان اسوه حسنه است «لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»[4] پس باید آنچه كه رسول خدا برای مردم آورده بگیرند و اجراء كنند و آنچه كه از او نهی كرده از آن خودداری كنند. «ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[5] آنچه كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای شما آورده بگیرید و آنچه را كه از آن نهی كرده از آن خودداری كنید.»

    این آیه سند روشنی برای حجت بودن سنت رسول خدا[6] ـ صلّی الله علیه و آله ـ است.


    - سیره پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن:

    در مورد سیره پیامبر در قرآن بحث های گسترده‌ای بیان شده است که به طور اختصار به بعضی از آنها اشاره می‌ نمائیم:

    1)دلسوزی نسبت به امت

    پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر به مردم دلسوز بود و در صدد هدایت آنها بود كه قرآن آن را این گونه بیان می‌فرماید: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً[7] «شاید جان خود را به دنبال آنان، آن گاه كه به رسالت تو ایمان نیاوردند از دست بدهید.»

    این نشان از سعی و تلاش پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسلام در هدایت امت دارد تا جایی كه خود را در پرتگاه هلاكت و نابودی قرار می‌دهد تا مردم را هدایت كند.

    خداوند در جوابی دیگر می‌فرماید: وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَكُنْ فِی ضَیْقٍ مِمَّا یَمْكُرُونَ[8]
    «بر گستاخی كافران غم مخور، از مكر و حیله آنان بر خود فشار مده.»

    باز می‌فرماید: فَلا تَذْهَبْ نَفْسُكَ عَلَیْهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِما یَصْنَعُونَ[9].
    «جان خود را به اثر شدت تأسف به آنها از دست مده، خداوند از آنچه كه انجام می‌دهند آگاه است.»[10]

    2)تطهیر امت اسلامی

    یكی از كارهای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ این است كه پاك كننده‌ی امت اسلامی است چون خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاك و مطهر است لذا امت خویش را پاك می‌كند: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَهً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ[11].

    «از اموال آنها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاك و پاكیزه‌شان سازی برایشان دعا كن زیرا دعای تو برای آنان آرامش است».

    زكات در این آیه به عنوان نمونه است بلكه تمام دستورات اسلامی پاك كننده است و كسی كه دستورات اسلام را انجام بدهد به طهارت می‌رسد، در آیه فوق به پیامبر خطاب می‌كند و این جمله «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّیهِمْ» وصف صدقه نیست زیرا ضمیر «ـها» به صدقه بر می‌گردد لذا ضمیر «هم» در تطهیرهم و تزكیهم به صدقه بر نمی‌گردد با این توصیف معنای آیه این می‌شود كه ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : با گرفتن صدقه از اموال مردم، خود مردم را تطهیر و تزكیه می‌كنی.[12]

    3)رأفت و رحمت پیامبر نسبت به امت

    رحمت و رأفت از صفات خداوند است، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مظهر این صفات الهی است وقتی كه پیامبر از مردم زكات می‌گیرد خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ[13] «ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای آنها دعا كن زیرا تو برای آنها آرامشی» یعنی ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تو برای آنها رحمتی پس برای آنها دعا كن كه دعای مستجاب تو باعث آرامش و سكون آنها خواهد شد اگر چه دادن زكات جز وظایف آنها است ولی باز پیامبر با آن رحمت خاصه‌ی خود برای آنها دعا می‌كند.

    لذا خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: حیوتی خیره لكم و مماتی خیر لكم، «زندگی من برای شما خیر است مرگ من هم برای شما خیر است»[14]

  2. صلوات و تشکر


  3. #2

    سیره‌ پیامبر(ص) در قرآن




    4)صبر و پایداری

    خداوند مسئولیت سنگینی بر عهده پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار داد و فرمود: إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْكَ قَوْلاً ثَقِیلاً[15] «ما گفتار سنگینی را به تو وحی می‌كنیم» این گفتار سنگین همان رسالت جهانی اوست، انجام این رسالت جز با پایداری و صبر ممكن نیست لذا خداوند در آیات متعددی پیامبر را دعوت به صبر می‌كند: وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ[16] «برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش». فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ[17] «بسان پیامبران اولوا العزم صبر نبی و درباره آنها عجله نكن.[18]»
    فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَكَ[19] «بنابراین همان گونه كه فرمان یافته‌ای استقامت كن هم‌چنین كسانی كه با تو به سوی خدا آمده‌اند».

    پس از این استفاده می‌شود این سیره پیامبر كه همان صبر و استقامت باشد وظیفه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به تنهایی نیست بلكه تمام كسانی كه از شرك به سوی ایمان باز گشته‌اند باید استقامت كنند.[20]

    سراسر زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با مشكلات همراه بوده آزارها و اذیت‌های فراوانی نسبت به او روا می‌داشتند او را سنگباران می‌كردند، محاصره اقتصادی و سیاسی می‌نمودند، یاران او را شكنجه و آزار می‌دادند او را دشنام و ناسزا می‌گفتند، گاه او را دیوانه و گاه ساحر خطاب می‌كردند اما در تمام این مشكلات شیكبا و صبور بود و با این صبر و استقامتی كه پیشه كرد باعث شد كه دینش جهانی شود، باید مؤمنین به این سیره اقتداء كنند لذا علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: صبر و استقامت به رهبران و زمامداران واجب است زیرا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: فَاصْبِرْ كَما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، همین معنا را بر دوستان و اهل طاعتش نیز واجب كرده است چرا كه می‌گوید برای شما در زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسوه نیكویی است.[21]

    5)خلق عظیم

    « وَ إِنَّكَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ[22]، تو بر خویی بزرگ هستی» یكی از ویژگیهای برجسته پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن به عنوان خلق عظیم است «فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ،[23] در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آنها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراكنده می‌شدند.»
    قرآن در جایی دیگر رمز نفوذ در مردم و قیام به وظایف رهبری را این گونه بیان می‌فرماید: وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ كَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ[24] «هرگز بدی و نیكی یكسان نیست بدی را با نیكی دفع كن، تا دشمنان سرسخت مانند دوستان گرم و صمیمی شوند»

    در طول زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ موارد بسیار زیادی از عطوفت و مهربانی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چه در رابطه با كفار و چه در رابطه با مسلمین وجود دارد، مثلاً در جریان فتح مكه، با آن كه مردم مكه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را انواع آزارها و اذیت‌ها كرده بودند امّا وقتی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مكه را فتح كرد همه را آزاد كرد و فرمود: امروز بر شما سرزنشی نیست خدا همگان را می‌بخشد.[25]

    6)گذشت و عفو

    یكی از خصایص رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ گذشت و عفو بود، هر چه انسانیت انسان قوی‌تر شود گذشت او بیشتر خواهد شد و چون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رحمه للعالمین است و از طرفی هم خدا می‌دانست كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اهل چنین خصلتی است لذا او را امر به عفو و گذشت كرد و فرمود: فاعف عنهم[26] «پس از آنها در گذر» پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر اهل گذشت بود كه حتی از وحشی كه قاتل عمویش حمزه بود گذشت كرد زیرا وقتی كه وحشی مسلمان شد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از او سؤال كرد تو وحشی هستی؟ گفت: بله، فرمود: عمویم حمزه را چگونه كشتی؟ او جریان را برای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ گفت، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ گریه كرد و او را بخشید.[27]

    7)مشورت كردن

    مشورت كردن با مردم یك نوع احترام به رأی آنها است، اگر شخصی با كسی مشورت كند در حقیقت با این كارش به او می‌فهماند كه تو دارای معرفت و عقل و درایت هستی كه من با تو مشورت می‌كنم و اگر انسانی همچون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین كاری را انجام دهد باعث افتخار آن طرف می‌شود لذا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید با مردم مشورت كن، وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ[28] «در كارها با آنها مشورت كن» لذا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جنگ بدر با اصحابش مشورت كرد[29].

    8)عبادت

    وقتی كه آیه: یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً[30] «ای جامه به خود پیچیده شب را جز كمی به پا خیز» بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل تمام شب را به عبادت می‌پرداخت تا این كه پاهایش متورم شد لذا خداوند فرمود: ما انزلنلا علیك القرآن لتشقی[31]؛ ما قرآن را بر تو نازل نكردیم كه به زحمت افتی» و همچنین خداوند به پیامبرش فرمود: «فاقروا ما تیسر من القرآن؛[32] اكنون آنچه كه برای شما میسر است قرآن بخوانید». معلوم می‌شود كه خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دستور می‌دهد كه به خودش آسان بگیرد.[33]

    یا این كه نماز شب كه برای دیگران مستحب است اما بر پیامبر واجب است، «و من اللیل فتهجد به نافله لك؛[34] مقداری از شب را برخیز و نماز بخوان كه آن خاص تو است». و به خاطر این عبادت بود كه به مقام محمود رسید «عسی ان یبعثك ربك مقاماً محموداً؛[35] امید است كه پروردگارت تو را به مقام در خور ستایش برانگیزد».


  4. صلوات و تشکر


  5. #3

    سیره‌ پیامبر(ص) در قرآن




    پی نوشت:

    [1] . سوره‌ نساء، آیه 218.
    [2] . سوره‌ نجم، آیه 2 و 3.
    [3] . سوره‌ انعام، آیه 50.
    [4] . سوره‌ احزاب، آیه 21.
    [5] . سوره‌ حشر، آیه 7.
    [6] . تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی، قم، دارالكتب الاسلامیه، چاپ 12، 1374، ج 23، ص 507.
    [7] . سوره‌ كهف، آیه 6.
    [8] . سوره نمل، آیه 70.
    [9] . سوره‌ فاطر، آیه 80.
    [10] . منشور جاوید، جعفر سبحانی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ 1، 1367، ج 6، ص 245.
    [11] . سوره‌ توبه، آیه 103.
    [12] . تفسیر المیزان، محمد حسین طباطبائی، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چ 2، 1391 هـ، ج 9، ص 377.
    [13] . سوره‌ توبه، آیه 103.
    [14] . ناسخ التواریخ زندگانی پیامبر، محمد تقی سپهر، تهران، انتشارات اساطیر، چ 1، 1381، ج 4، ص 1813.
    [15] . سوره‌ مزمل، آیه 5.
    [16] . سوره‌ مدثر، آیه 7.
    [17] . سوره‌ احقاف، آیه 35.
    [18] . جعفر سبحانی، منشور جاوید، همان، ص 249.
    [19] . سوره‌ هود، آیه 112.
    [20] . تفسیر نمونه، همان، ج 9، ص 257.
    [21] . همان، ج 21، ص 384.
    [22] . سوره‌ قلم، آیه 40.
    [23] . سوره‌ آل عمران، آیه 159.
    [24] . سوره‌ فصلت، آیه 34 ـ 35.
    [25] . منشور جاوید، همان، ص 245.
    [26] . سوره‌ آل عمران، آیه 159.
    [27] . محمد فی القرآن، سید رضی صدر، قم، مركز انتشارات اسلامی، چ 2، 1420، ص 78.
    [28] . سوره‌ آل عمران، آیه 159.
    [29] . محمد فی القرآن، همان، ص 81.
    [30] . سوره‌ مزمل، آیه 1 ـ 2.
    [31] . سوره طه، آیات 1 ـ 2.
    [32] . سوره مزمل، آیه‌ 20.
    [33] . محمد فی القرآن، همان، ص 109.
    [34] . سوره اسراء، 79.
    [35] . سوره اسراء، 79.


    حسن منتظري- مركز مطالعات و پژوهش‌هاي فرهنگي حوزه علميه

    منبع سایت اندیشه قم
    ویرایش توسط مرادی نسب : 1389/12/01 در ساعت 11:21 قبل از ظهر

  6. صلوات و تشکر


  7. #4




    آداب نشستن حضرت
    نحوه نشستن در حضور دیگران، نشان از اندیشه، فرهنگ و تربیت شخص دارد و پیامبراکرم(ص) بیش از همه این ادب اجتماعی را مراعات می­فرمود؛ چرا که او متأدب به آداب قرآن بود و متخلّق به محاسن قرآن. هرگز دیده نشد که پای خود را در حضور دیگران دراز کند،
    زمانی که می­نشست بیشتر رو به قبله بودمی­فرمود: «برای هر چیز شرفی است و شرف مجلس، رو به قبله نشستن است»؛
    آدب مجلس را رعایت می­کرد و زانو پیش زانوی همنشین، نمی ­نهاد؛رفتاری که عربها داشته و دامن لباس خود را بالا می­زدند و ساق­ها و زانوان لخت­شان را نمایان می­کردند؛ حضرت همواره پاها و زانوهای خود را می­پوشاندند.
    در حضور مردم تکیه نمی­داد
    و از غذا خوردن در حالی که تکیه داده بودند، به شدت پرهیز می­کردند؛ چرا که کراهت داشتند، شبیه به پادشاهان شوند وقتی برای غذا سر سفره می­نشست، زانوان و قدم­های خویش را جمع می­کرد و مثل نمازگزار حالت تشهد به خود گرفته، بر ران چپ خود، تکیه می­کردند، می­فرمود: «من بنده­ ام پس چون بندگان می­نشینم و چون بندگان غذا می­خورم.»

  8. صلوات و تشکر


  9. #5




    آداب خوابیدن حضرت



    بستر حضرت، یک عبا بود که به هر جا نقل مکان می­کردند آن را دولا کرده زیر آن حضرت می­انداختند.
    متکایش پوستی پر شده از لیف خرما، شبی همان عبا را دو لا کرده، زیر آن حضرت انداختند، چون صبح شد، فرمودند این بستر دیشب مرا از نماز شب بازداشت از آن پس دستور دادند تا زیراندازش را یک لایه بیندازند
    زیرانداز دیگری نیز، از پوست داشت که از لیف خرما پر شده بود.گاه روی حصیرمی­خوابیدند بدون آنکه زیر انداز دیگری، زیر او باشد.

    در هنگام وفات، بسترش از پارچه­ های کهنه وادی­القری، بود که از پشم و کرک پر شده بود؛ گفته شده طول آن حدود دو زراع و عرض آن یک زراع و یک وجب بود.
    بستر خواب، برایشان چندان اهمیت نداشت اگر چیزی پهن می­کردند برآن می­خوابیدند و گرنه بر زمین می­خوابیدند؛ ایشان از خوابیدن بر روی زمین غیر سفت، منع می­فرمود.حضرت را همیشه عادت بر این بود که قبل عشاء، نمی­خوابیدند هر گاه می­خواستند بخوابند وضو می­گرفتند سپس به جانب راست دراز کشیده، دستشان را زیرگونه راستشان گذاشته می­فرمودند: «اللهم باسمک أحیی و باسمک أموت.دعاهای بسیار دیگری نیز از حضرت نقل شده که به وقت خواب، قرائت می­فرمودند؛ سنن نویسان به بسیاری از این دعاها در کتب­شان اشاره کرده ­اند
    نمی­خوابیدند؛ مگر آنکه مسواک را زیر سر می­نهادند و چون سر از خواب بر می­داشتند، قبل از هر چیزی، مسواک می­زدند در روایتی دیگر، آمده که حضرت قبل از خواب، آیة الکرسی می­خواندندو سپس می­فرمودند:
    «بسم الله آمنت بالله و کفرت بالطاغوت اللهم احفظنی فی منامی و فی یقظتی.»
    و چون می­خوابیدند بر پشت می­خوابیدند، خرناس نمی­کشیدو در خواب، اگر از چیزی می­ هراسید و بیدار می­شد می­فرمود: «هو الله لا شریک له.»
    چون از خواب بر می­خاستند، می­فرمودند:
    «الحمدلله الذی أحیانی بعد ما اماتنی و الیه النشور.»
    از امام باقر(ع) نقل شده که فرمودند: «هیچ گاه حضرت از خواب بیدار نمی­شد؛ مگر آنکه بر زمین می­افتاد و در برابر خداوند سجده می­افتاد .»


  10. صلوات و تشکر


موضوعات مشابه

  1. سیره پیامبر(ص)، در گریه بر اموات
    توسط 88060855 در تالار بخش تربیتی - گروه علمی فقه اسلامی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1392/05/28, 11:03 قبل از ظهر
  2. پاسخ: 6
    آخرين نوشته: 1391/04/30, 11:19 قبل از ظهر
  3. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: 1390/11/19, 09:01 قبل از ظهر
  4. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 1390/09/19, 08:31 بعد از ظهر
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1390/09/09, 05:41 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •