تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 33
  1. #11





    در گزارشى ديگر از شيوه و محلّ زندگى اين قوم، آيات «اَلَم تَرَ كَيفَ فعلَ رَبُّكَ بِعاد * اِرَمَ ذاتِ العِماد *الَّتى لَم يُخلَق مِثلُها فِى البِلد»(فجر/89،6‌ـ‌8) از‌نظر بسيارى مفسّران به وجود بناهايى عظيم با ستون‌هاى بزرگ درشهر ارم* كه مركز تجمع آنان بوده و همانند آن شهر در جهان پديد نيامده است، اشارهدارد[40] كه البتّهتعبير «ارم ذات العماد» در ديدگاهى مخالف از سوى گروهى ديگر از مفسّرانِ نخستين ومتأخّر، به قبيله ارم در نقش تيره‌اى ازعاد كه در خيمه‌هاى ستون دار مى‌زيستند،تفسير، و دليلى بر كوچ نشينى آن‌ها دانسته شده و بى‌همتايى مورد اشاره در آيهمزبور، به قدرت بدنى و هيكل بزرگ و نيرومند آن‌ها و نه شهر و تمدّنشان ارتباط دادهشده است.[41] اين تفسيرنيز با توجّه به طبيعت زندگى كوچ‌نشينى كه دامنه متنوّعى از مناطق داراى ويژگى‌هاىزيست محيطى گوناگون را در بر مى‌گيرد، راه حلى براى رفع تناقض ظاهرى گزارش‌هاىقرآن از محل سكونت عاديان پيش‌روى مى‌گذارد. برخى مفسّرانِ نخستين، تحت تأثيرتفسير اوّل از آيات مزبور، شهر دمشق يا اسكندريّه را همان ارم محلّ سكونت عادشمرده‌اند[42] ابن‌بطوطهنيز از قبرى منسوب به هود(عليه السلام) در مسجد دمشق ياد‌كرده[43]كه احتمالدارد از آنِ يكى از قدّيسان مسيحى بوده يا ناشى از فضيلت سازى‌هاى دوره بنى‌اميّهباشد.[44] برخى معاصراننيز با توجّه به وجود قلعه‌ها و ستون‌هاى سنگى بزرگ در مناطقى از سوريه و لبنان كهظاهراً بازمانده از تمدّن رومى است، اين احتمال را مطرح ساخته‌اند كه عاديان در آنمنطقه مى‌زيستند.[45] به هر روى،پژوهش‌هاى باستان‌شناسى و تاريخى، تصوّر روشن‌ترى از ارم در مقايسه با احقاف به‌دستداده كه صرف نظر از آراى تمايز دهنده ارم و احقاف مى‌توانند در روشن‌تر شدن محلّسكونت عاد يارى رسانند.‌(‌=>‌ارم)



    اقليم‌نگاران مسلمان[46] و مفسّرانقرآن[47] در شناسايىمحل سكونت عاديان با تكيه بر مفهوم واژه احقاف و گزارش‌هاى شبه تاريخى و روايى،بيش‌تر، مناطقى ميان عمان و يمن و عربستان در جنوب ربع‌الخالى را ذكر كرده‌اند.عمده اين اقوال به بخش‌هاى گوناگون يا تمام منطقه به نسبت گسترده‌اى از شمالحضرموت تا شهر ساحلى شحر[48] به سمت شرقدر امتداد خليج عدن[49] تا شهر مهرهدر ساحل خليج قمر و در نهايت سرزمين عمان[50] تا شهر ظفار[51] اشاره دارند.برخى نيز با توسعه بيش‌تر دامنه اين سرزمين، تا عمق صحراى مركزى و شمال شرقىعربستان پيش رفته و از «دهناء» نيز در زمره منطقه نفوذ عاد ياد‌كرده‌اند[52] كه در اينصورت، وجه جمعى ميان فرضيّه‌هاى وقوع احقاف در جنوب و شمال جزيرة‌العرب برقرار شدهو افزون بر اين، قولى كه احقاف را نام كوهى در باديه شام در اطراف تبوك مى‌داندنيز با توجّه به وقوع منطقه مورد نظر در شمال غربى عربستان به موازات دهناء چنداننامعقول و خلاف نظر مشهور نمى‌نمايد يا آن كه منطقه «جبل الشّام» در شمال عمانمورد نظر بوده كه به اشتباه، كوهى در شام قلمداد شده است. با اين همه، احتمالاًعذاب الهى در محدوده خاصّى از اين منطقه گسترده كه شايد محلّ اصلى گردهمايى وتمركز آنان بوده، رخ داده است. در اين ميان، سرزمين يمن با توجّه به وجود منطقه‌اىكوهستانى در شمال آن و منطقه‌اى سرسبز و آباد در امتداد ساحل درياى سرخ در غرب آنو بيابانى خشك و كويرى در جنوب آن، ادّعاى وجود احقافِ محلّ عذاب عاد (در مقايسهبا كاربرد گسترده واژه احقاف كه بخش‌هاى بيابانى گوناگونى از جزيرة‌العرب را شاملمى‌شود) در آن، با مجموع گزارش‌هاى تاريخى و كاوش‌هاى باستان‌شناسى و تحقيقات زمين‌شناسىبيش‌تر سازگار است. در اين سرزمين، هنوز آثار نه چندان كمى از تمدن‌هاى پيشين[53] و شهرها وروستاهاى كهن ويران شده، بر جاى مانده است و آثارى از فعّاليّت‌هاى آتشفشانى دربرهه‌اى نه چندان دور نيز در برخى مناطق آن به‌دست آمده[54] كه با نوععذاب مردم عاد كه صاعقهوار به هر چه دست مى‌يافت، خاكستر و نابود مى‌ساخت(فصلت/41، 13; احقاف/46، 25; ذاريات/51، 42) قابل تطبيق است. برخى گزارش‌ها نيز ازوجود قبرى منسوب به هود(عليه السلام)در اين منطقه حكايت دارند[55] كه ابن‌بطوطهآن را در سفرنامه خويش وصف كرده[56] و گويا ازدوره جاهليّت تاكنون، محلّ زيارت مردم آن سرزمين بوده‌است.[57]
    در روايات و اخبار اسلامى، همانند بسيارى ديگر از داستان‌هابه رد پاى افسانه پردازانى مانند وهب‌بن منبه برمى‌خوريم[58] كه اعتمادپژوهشگران را به پاره‌اى از آن‌ها از ميان برده است.[59] در رواياتىديگر، از احقاف به‌صورت بدترين وادى[60] و دورترينمنطقه جهان[61] ياد‌شده كهشايد به وضعيّت بسيار سخت آب و هوايى و فقدان هرگونه آثار حيات و آبادانى در آناشاره دارد. هم‌چنين سرزمين مزبور با چاه برهوت كه محل استقرار جان‌هاى كافراناست، در ارتباط دانسته شده[62] كه احتمالاًنوعى تأويل و تمثيل به‌شمار مى‌رود. در همين جهت، برخى نيز احقاف را كوهى از زبرجدسبز با برخى ويژگى‌هاى غير طبيعى دانسته[63] و آن را همانكوه قاف شمرده‌اند.[64]




    پی نوشت ها:

    [40]. جامع‌البيان،مج15، ج30، ص220‌ـ‌222; تفسير ثعلبى، ج10، ص196; معجم البلدان، ج‌1، ص‌155.
    [41].جامع‌البيان، مج‌15، ج‌30، ص‌220‌ـ‌222; تفسير ابن‌كثير، ج‌3، ص‌355;البدايةوالنهايه، ج‌1، ص‌119; فتح البارى، ج‌8‌، ص‌539.
    [42].جامع البيان، مج‌15، ج‌30، ص‌222.
    [43].رحلة ابن‌بطوطه، ج‌1، ص‌105 و 288.
    [44].المفصل، ج‌1،ص 313.
    [45].الفرقان، ج‌26، ص‌50‌ـ‌53.

    [46]. احسن‌التقاسيم،ج1، ص74 و88; المسالك، ص26.
    [47]. جامعالبيان، مج‌13، ج‌26، ص‌32; التبيان، ج‌9، ص‌279‌ـ‌280; مجمع البيان، ج‌9، ص‌136.
    [48]. تفسيرعبدالرزاق، ج‌3، ص‌199; البداية و النهايه، ج‌1، ص‌119.
    [49]. تاريخابن‌خلدون، ج‌1، ص‌57.
    [50]. معجمالبلدان، ج‌1، ص‌115 و ج‌5، ص‌442; معجم ما استعجم، ج‌1، ص‌110‌ـ‌111.
    [51]. رحلةابن‌بطوطه، ج‌1، ص‌288; صبح الاعشى، ج‌5، ص‌12.
    [52]. فتحالبارى، ج‌6، ص‌267.
    [53]. قصص‌الانبياء،نجار، ص‌51.
    [54].المفصل، ج‌1، ص‌172.
    [55]. نزهة‌المشتاق،ج1، ص56; النورالسافر، ج1، ص62‌.
    [56]. رحلةابن‌بطوطه، ج‌1، ص‌105 و 288.
    [57].المفصل، ج‌1، ص‌313; الاعلام، ج‌8‌، ص‌102.
    [58]. قصص‌الانبياء،راوندى، ص‌88‌ـ‌89‌; بحارالانوار، ج‌11، ص‌357 و 361‌ـ‌362.
    [59]. مؤلفاتجرجى زيدان، ج‌10، ص‌17.
    [60].المصنف، ج5، ص116; الدرالمنثور، ج7، ص448.
    [61]. دلائلالامامه، ص‌228; مدينة المعاجز، ج‌5، ص‌54‌ـ‌55.
    [62].المصنف، ج5، ص‌116; بصائرالدرجات، ص‌528; بحارالانوار، ج‌6، ص‌291، ج‌11، ص‌232، ج‌46،ص‌243 و ج‌61، ص‌331.
    [63]. ترتيب‌العين،ص‌150 «حقف»; لسان‌العرب، ج‌9، ص‌53.
    [64]. معجمالبلدان، ج‌1، ص‌115.



  2. صلوات و تشکر : 4


  3. #12



    جودىّ


    جودىّ، نام كوهى در سرزمين موصل است كه كشتى نوح(عليه السلام) بر آن قرار گرفت.[22] برخى گفته‌اند: جودىّ در شمال شرق تركيّه واقع شده در ميان ماكو از ايران، از عثمانيّه و ايروان از روسيّه واقع است وسرزمين در شمال آن قرار دارد.[23] در اين مدخل از واژه «جودىّ» استفاده شده است.


    جودىّ و كشتى نوح(عليه السلام)


    استقراركشتى نوح(عليه السلام) بر روى كوه جودىّ، بعد از پايان توفان:
    وقيلَ يـاَرضُ ابلَعىماءَكِ ويـسَماءُ اَقلِعى وغيضَ الماءُ وقُضِىَ الاَمرُ واستَوَت عَلَى الجودِىِّوقيلَ بُعدًا لِلقَومِ الظّــلِمين.هود‌(11)‌44



    پی نوشت ها:




    [22]. معجم ما استعجم، ج‌2، ص‌44‌؛ مفردات، ص‌211، «جود».
    [23]. التّحقيق، ج‌1‌-‌2، ص‌139.
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/02/30 در ساعت 09:34 قبل از ظهر

  4. صلوات و تشکر : 3


  5. #13



    رود نيل


    رود نيل، رودى بزرگ در كشور مصر و نيل معرّب «نيلوس» مىباشد. در دنيا نهرى غير از اين يافت نشود كه از جنوب به شمال جارى شود و همچنيننهرى اطول از اين هم نيست.[24]در اين مدخل از واژه هاى «بحر»، «انهار»، «غرق» و «يمّ» استفاده شده است.


    آرامش رود نيل


    1. عبور بنى اسرائيل از رود نيل، در شرايط آرامش آن:
    فَاَسرِ بِعِبادى لَيلاً اِنَّكُممُتَّبَعون * واترُكِ البَحرَ رَهوًا اِنَّهُم جُندٌ مُغرَقون.[25]دخان (44) 23 و 24


    بنى اسرائيل و رود نيل


    2. نجات يافتن بنى اسرائيل از شرّ فرعونيان با عبور از رودنيل:
    واِذ فَرَقنا بِكُمُ البَحرَفَاَنجَينـكُم واَغرَقنا


    فرهنگ قرآن، جلد 15،صفحه 162

    ءالَفِرعَونَ واَنتُم تَنظُرون.[26]بقره (2) 50
    ولَقَد اَوحَينا اِلى موسى اَن اَسرِبِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقـًا فِى البَحرِ يَبَسـًا لا تَخـفُ دَرَكـًا ولاتَخشى * يـبَنى اِسرءيلَ قَد اَنجَينـكُم مِن عَدُوِّكُم ووعَدنـكُم جانِبَالطّورِ الاَيمَنَ ونَزَّلنا عَلَيكُمُ المَنَّ والسَّلوى. طه (20) 77 و 80
    فَلَمّا تَرءَا الجَمعانِ قالَ اَصحـبُموسى اِنّا لَمُدرَكون * قالَ كَلاّ اِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدين * فَاَوحَينااِلى موسى اَنِ اضرِب بِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِالعَظيم * واَزلَفنا ثَمَّ الأخَرين * واَنجَينا موسى ومَن مَعَهُ اَجمَعين.شعراء (26) 61 - 65







    پی نوشت ها:



    [24]. لغتنامه، ج 14، ص 20314، «نيل».
    [25]. بعضى«رهواً» را به آرام بودن معنى كرده اند. (مجمع البيان، ج 9 - 10، ص 97)
    [26]. بنابر احتمالى مقصود از «البحر» نيل است چنانكه طبرسى ذيل آيه 138 سوره اعراف آورده استولكن برخى احتمال داده اند كه مقصود درياى سرخ باشد. (نك: تفسير التحريروالتنوير،ج 1، ص 479)
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:45 قبل از ظهر

  6. صلوات و تشکر : 3


  7. #14



    راه در رود نيل


    3. ايجاد راهى خشك در عمق رود نيل براى عبور بنى اسرائيلاز مأموريّتهاى موسى(عليه السلام):
    ولَقَد اَوحَينا اِلى موسى اَن اَسرِبِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقـًا فِى البَحرِ يَبَسـًا... . طه (20) 77


    شكافتن رود نيل


    4. شكافته شدن رود نيل با ضربت عصاى موسى(عليه السلام) وباز شدن راه نجات براى بنى اسرائيل:
    فَاَوحَينا اِلى موسى اَنِ اضرِببِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ... . شعراء (26) 63
    5. خداوند شكافنده رود نيل براى بنىاسرائيل:
    واِذ فَرَقنا بِكُمُ البَحرَ... . بقره (2) 50
    6. شكافته شدن رود نيل و نجات بنىاسرائيل نعمتى ارزشمند و قابل يادآورى براى آنان:
    يـبَنِى اِسرءيلَ اذكُروا نِعمَتِىَالَّتِى اَنعَمتُ عَلَيكُم واَنّى فَضَّلتُكُم عَلَى العــلَمين * واِذ فَرَقنابِكُمُ البَحرَ فَاَنجَينـكُم واَغرَقنا ءالَ فِرعَونَ واَنتُم تَنظُرون. بقره (2) 47 و 50
    7. شكافته شدن رود نيل و نجات بنىاسرائيل از آيات الهى:
    فَاَوحَينا اِلى موسى اَنِ اضرِببِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِ العَظيم * واَنجَيناموسى ومَن مَعَهُ اَجمَعين * اِنَّ فى ذلِكَ لاَيَةً وما كانَ اَكثَرُهُممُؤمِنين.شعراء (26) 63 و 65و 67
    8. شكافته شدن دريا با عصاى موسى(عليهالسلام) و تقسيم شدن آبهاى آن به دو ديوار، چون دو كوه بزرگ:
    فَاَوحَينا اِلى موسى اَنِ اضرِببِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِ العَظيم.شعراء (26) 63


    عبور از رود نيل


    9. عبور بنى اسرائيل از رود نيل:
    واِذ فَرَقنا بِكُمُ البَحرَفَاَنجَينـكُم واَغرَقنا ءالَ فِرعَونَ واَنتُم تَنظُرون. بقره (2) 50
    وجـوَزنا بِبَنى اِسرءيلَ البَحرَ... .[27]اعراف (7) 138




    وجـوَزنابِبَنى اِسرءيلَ البَحرَ فَاَتبَعَهُم فِرعَونُ وجُنودُهُ بَغيـًا وعَدوًا... . يونس (10) 90
    ولَقَد اَوحَينا اِلى موسى اَن اَسرِبِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقـًا فِى البَحرِ يَبَسـًا لا تَخـفُ دَرَكـًا ولاتَخشى. طه (20) 77
    فَلَمّا تَرءَا الجَمعانِ قالَ اَصحـبُموسى اِنّا لَمُدرَكون * قالَ كَلاّ اِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدين * فَاَوحَينااِلى موسى اَنِ اضرِب بِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِالعَظيم * واَزلَفنا ثَمَّ الأخَرين * واَنجَينا موسى ومَن مَعَهُ اَجمَعين *ثُمَّ اَغرَقنَا الأخَرين.شعراء (26) 61 - 66
    فَاَسرِ بِعِبادى لَيلاً اِنَّكُممُتَّبَعون * واترُكِ البَحرَ رَهوًا اِنَّهُم جُندٌ مُغرَقون. دخان (44) 23 و 24



    10. عبور از رود نيل فرمان خداوند بهموسى(عليه السلام) و بنى اسرائيل:
    فَاَسرِ بِعِبادى لَيلاً اِنَّكُممُتَّبَعون * واترُكِ البَحرَ رَهوًا اِنَّهُم جُندٌ مُغرَقون. دخان (44) 23 و 24



    11. وحى خداوند به موسى(عليه السلام)به نهراسيدن از غرق شدن در رود نيل به هنگام عبور از آن:
    ولَقَد اَوحَينا اِلى موسى اَن اَسرِبِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقـًا فِى البَحرِ يَبَسـًا لا تَخـفُ دَرَكـًا ولاتَخشى. طه (20) 77




    پی نوشت ها:

    [27]. مراداز «البحر» رود نيل است. (مجمع البيان، ج 3-4، ص 726)
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:46 قبل از ظهر

  8. صلوات و تشکر : 3


  9. #15



    عصاى موسى(عليه السلام) و رود نيل


    12. وحى الهى به موسى(عليه السلام) مبنى بر زدن عصاى خويشبه رود نيل:
    فَاَوحَينا اِلى موسى اَنِ اضرِببِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِ العَظيم.شعراء (26) 63



    غرق در رود نيل


    13. غرق شدن فرعونيان در رود نيل از آيات الهى:
    فَاَوحَينا اِلى موسى اَنِ اضرِببِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِ العَظيم * ثُمَّاَغرَقنَا الأخَرين * اِنَّ فى ذلِكَ لاَيَةً وما كانَ اَكثَرُهُم مُؤمِنين. شعراء (26) 63 و 66 و 67



    فرعون در رود نيل


    14. غرق شدن فرعون در رود نيل:
    ...فَاَتبَعَهُم فِرعَونُ ... حَتّىاِذا اَدرَكَهُ الغَرَقُ... .يونس (10) 90
    فَاَرادَ اَن يَستَفِزَّهُم مِنَالاَرضِ فَاَغرَقنـهُ ومَن مَعَهُ جَميعـا. اسراء (17) 103
    فَاَتبَعَهُم فِرعَونُ بِجُنودِهِفَغَشِيَهُم مِنَ اليَمِّ ما غَشِيَهُم. طه (20) 78
    فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَاَطاعوهُاِنَّهُم كانوا قَومـًا فـسِقين * فَلَمّا ءاسَفونَا انتَقَمنا مِنهُمفَاَغرَقنـهُم اَجمَعين. زخرف (43) 54 و 55
    15. خداوند بازگرداننده جسد فرعون ازرود نيل براى عبرت ديگران:
    ...فَاَتبَعَهُم فِرعَونُ... حَتّىاِذا اَدرَكَهُ الغَرَقُ... * فَاليَومَ نُنَجّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكونَ لِمَنخَلفَكَ ءايَةً... . يونس (10)90 و 92





    فرعونيان در رود نيل


    16. غرق شدن فرعونيان در رود نيل پس از عبور بنى اسرائيلاز آن:
    واِذ فَرَقنا بِكُمُ البَحرَفَاَنجَينـكُم واَغرَقنا ءالَ فِرعَونَ واَنتُم تَنظُرون. بقره (2) 50
    فانتَقَمنا مِنهُم فَاَغرَقنـهُم فِىاليَمِّ... .اعراف (7)136
    ...فَاَهلَكنـهُم بِذُنوبِهِمواَغرَقنا ءالَ فِرعَونَ... .انفال (8) 54
    فَاَرادَ اَن يَستَفِزَّهُم مِنَالاَرضِ فَاَغرَقنـهُ ومَن مَعَهُ جَميعـا. اسراء (17) 103
    ولَقَد اَوحَينا اِلى موسى اَن اَسرِبِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقـًا فِى البَحرِ يَبَسـًا لا تَخـفُ دَرَكـًا ولاتَخشى * فَاَتبَعَهُم فِرعَونُ بِجُنودِهِ فَغَشِيَهُم مِنَ اليَمِّ ما غَشِيَهُم.طه (20) 77 و 78
    واَنجَينا موسى ومَن مَعَهُ اَجمَعين *ثُمَّ اَغرَقنَا الأخَرين. شعراء (26) 65 و 66
    فَاَخَذنـهُ وجُنودَهُ فَنَبَذنـهُمفِى اليَمِّ فَانظُر كَيفَ كانَ عـقِبَةُ الظّــلِمين. قصص (28) 40
    فَلَمّا ءاسَفونَا انتَقَمنا مِنهُمفَاَغرَقنـهُم اَجمَعين.زخرف (43)55
    واترُكِ البَحرَ رَهوًا اِنَّهُم جُندٌمُغرَقون.دخان (44) 24
    فَاَخَذنـهُ وجُنودَهُ فَنَبَذنـهُمفِى اليَمِّ وهُوَ مُليم.ذاريات (51) 40


    گستردگى رود نيل


    17. رود نيل، رودى گسترده و درياگونه در عصر موسى(عليهالسلام):
    واِذ فَرَقنا بِكُمُ البَحرَفَاَنجَينـكُم واَغرَقنا ءالَ فِرعَونَ واَنتُم تَنظُرون. بقره (2) 50
    وجـوَزنا بِبَنى اِسرءيلَ البَحرَفَاَتَوا عَلى قَوم يَعكُفونَ عَلى اَصنام لَهُم قالوا يـموسَى اجعَل لَنااِلـهـًا كَما لَهُم ءالِهَةٌ قالَ اِنَّكُم قَومٌ تَجهَلون.اعراف (7) 138
    ولَقَد اَوحَينا اِلى موسى اَن اَسرِبِعِبادى فَاضرِب لَهُم طَريقـًا فِى البَحرِ يَبَسـًا لا تَخـفُ دَرَكـًا ولاتَخشى. طه (20) 77
    فَاَوحَينا اِلى موسى اَنِ اضرِببِعَصاكَ البَحرَ فَانفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرق كالطَّودِ العَظيم.شعراء (26) 63
    ونادى فِرعَونُ فى قَومِهِ قالَيـقَومِ اَلَيسَ لى مُلكُ مِصرَ وهـذِهِ الاَنهـرُ تَجرى مِن تَحتى اَفَلاتُبصِرون.[28]زخرف (43) 51
    كَم تَرَكوا مِن جَنّـت وعُيون. دخان (44) 25


    پی نوشت ها:

    [28].مقصود از «انهار» فروع نيل مى باشد و جدا شدن نهرهاى متعدّد از رود نيل گوياى عظمتو گستردگى آن است. (تفسير التحريروالتنوير، ج 12، جزء 25، ص 229)
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:48 قبل از ظهر

  10. صلوات و تشکر : 3


  11. #16



    موسى(عليه السلام) و رود نيل


    18. مادر موسى مأمور افكندن فرزندش موسى(عليه السلام) بهرود نيل در صورت احساس خطر براى وى از جانب فرعونيان:
    واَوحَينا اِلى اُمِّ موسى اَناَرضِعيهِ فَاِذا خِفتِ عَلَيهِ فَاَلقيهِ فِى اليَمِّ ولا تَخافى ولا تَحزَنىاِنّا رادّوهُ اِلَيكِ وجاعِلوهُ مِنَ المُرسَلين.قصص (28) 7
    19. رود نيل بسترى مناسب براى نجاتموسى(عليه السلام) از خطر كشته شدن به دست فرعون:
    واَوحَينا اِلى اُمِّ موسى اَناَرضِعيهِ فَاِذا خِفتِ


    عَلَيهِفَاَلقيهِ فِى اليَمِّ ولا تَخافى ولا تَحزَنى... .قصص (28) 7
    20. رود نيل، مأمور افكندن صندوق حاملموسى(عليه السلام)به ساحل از جانب خداوند:
    اَنِ اقذِ فيهِ فِى التّابوتِ فَاقذِفيهِ فِى اليَمِّ فَليُلقِهِ اليَمُّ بِالسّاحِلِ يَأخُذهُ عَدُوٌّ لى وعَدُوٌّلَهُ... .طه (20) 39
    21. گرفته شدن موسى(عليه السلام) ازرود نيل توسط فرعونيان بدون آگاهى از عواقب آن:
    واَوحَينا اِلى اُمِّ موسى اَناَرضِعيهِ فَاِذا خِفتِ عَلَيهِ فَاَلقيهِ فِى اليَمِّ ولا تَخافى ولا تَحزَنىاِنّا رادّوهُ اِلَيكِ وجاعِلوهُ مِنَ المُرسَلين * فَالتَقَطَهُ ءالُ فِرعَونَلِيَكونَ لَهُم عَدُوًّا وحَزَنـًا اِنَّ فِرعَونَ وهـمـنَ وجُنودَهُما كانواخـطِـين.قصص (28) 7 و 8




    نهرهاى رود نيل


    22. جدا شدن نهرهايى از رود نيل:
    ونادى فِرعَونُ فى قَومِهِ قالَيـقَومِ اَلَيسَ لى مُلكُ مِصرَ وهـذِهِ الاَنهـرُ تَجرى مِن تَحتى اَفَلاتُبصِرون.[29]زخرف (43) 51
    23. جريان نهرهاى جدا شده از رود نيل،از زير كاخ فرعون:
    ونادى فِرعَونُ فى قَومِهِ قالَيـقَومِ اَلَيسَ لى مُلكُ مِصرَ وهـذِهِ الاَنهـرُ تَجرى مِن تَحتى... .[30]زخرف (43) 51



    پی نوشت ها:



    [29]. مقصوداز «انهار» نهرهاى جدا شده از رود نيل است. (تفسير التحرير والتنوير، ج 12، جزء25، ص 229)
    [30]. مقصوداز «انهار» نهرهاى جدا شده از رود نيل است. (تفسير التحرير والتنوير، ج 12، جزء25، ص 22
    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:50 قبل از ظهر

  12. صلوات و تشکر : 3


  13. #17



    سرزمين سَبَأ

    سبأ،سرزمينى در يمن و نام شهر آن «مأرب» است. ناميده شدن آن به سبأ به علّت سكونتفرزندان «سبا بن يشجُب بن يعرُب بن قحطان» است.[14] در اين مدخل از واژه «سبأ» استفاده شدهاست.



    آبادانى سبأ

    1.سبأ، سرزمينى آباد و داراى نعمتهاى خدادادى:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم...بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَالقُرَى الَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَ سيروا فيهالَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين. سبأ (34) 15 و 18


    امكانات سبأ

    2.سرزمين سبأ، داراى همه گونه امكانات مورد نياز در زمان بلقيس:
    فَمَكَثَ غَيرَ بَعِيد فَقالَ اَحَطتُ بِما لَم تُحِط بِهِ وجِئتُكَ مِن سَبَإبِنَبَإ يَقين * اِنّى وجَدتُ امرَاَةً تَملِكُهُم واوتِيَت مِن كُلِّ شَىء ولَهاعَرشٌ عَظيم. نمل (27) 22 و 23
    3. سرزمين سبأ، مناسب براى زندگى:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * فَاَعرَضوافَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل.سبأ (34) 15 و 16


    امنيّت سبأ
    4. امنيّتدر سرزمين سبأ، براى سير شبانه و روزانه:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ... * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَالقُرَى الَّتى بـرَكنا فيها ... سيروا فيها لَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين.سبأ (34)15 و 18





    اهمّيّت سبأ
    5.سرزمين سبأ و اخبار آن، داراى اهمّيّت براى سليمان(عليه السلام):
    فَمَكَثَ غَيرَ بَعِيد فَقالَ اَحَطتُ بِما لَم تُحِط بِهِ وجِئتُكَ مِن سَبَإبِنَبَإ يَقين * قالَ سَنَنظُرُ اَصَدَقتَ اَم كُنتَ مِنَ الكـذِبين.[15]نمل (27) 22 و 27






    پی نوشت ها:


    [14]. معجم البلدان، ج 3، ص 181.
    [15]. تحقيق و بررسى درباره سبأ و مسائل آن،نشانگر اهميّت اين موضوع در نظر سليمان(عليه السلام) است.








    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:50 قبل از ظهر

  14. صلوات و تشکر : 2


  15. #18



    باغهاى سبأ

    6.تبديل دو باغ آباد سبأ به باغهايى با ميوه هاى ناگوار، در پى جارى شدن سيل:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ... * ...فَاَرسَلنا عَلَيهِمسَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمطواَثل... .سبأ (34) 15 و 16
    7. دو باغ آباد در سمت راست و چپ سرزمين سبأ، از نشانه هاى خدا:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال... . سبأ(34) 15
    8. روييدن درختانى با ميوه هاى تلخ (شوره گز و نوعى از كُنار) به جاى باغهاىآباد سرزمين سبأ، بر اثر كفران ساكنان آن:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ ... واشكُروا لَهُ... *فَاَعرَضوا فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِمجَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل * ... وهَل نُجـزىاِلاَّ الكَفور.[16] سبأ (34) 15 - 17

    فرهنگقرآن، جلد 15، صفحه 513

    9. روييدن درختان گز به جاى باغهاى آباد، درسرزمين سبأ:
    ...فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِ ...واَثل... . سبأ (34) 16
    10. روييدن درختان سدر به جاى باغهاى آباد، در سرزمين سبأ:
    ... فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِ... وشَىء مِن سِدر قَليل. سبأ (34) 16




    پاكيزگى سبأ

    11.سبأ، سرزمينى پاك و پاكيزه:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور. سبأ (34) 15




    تمدّن در سبأ

    12.سرزمين سبأ، داراى تمدّن، پادشاه و حكومتى مقتدر در زمان سليمان(عليه السلام):
    ... وجِئتُكَ مِن سَبَإ بِنَبَإ يَقين * اِنّى وجَدتُ امرَاَةً تَملِكُهُمواوتِيَت مِن كُلِّ شَىء ولَها عَرشٌ عَظيم. نمل (27) 22 و 23


    حكومت در سبأ

    13.فرمانروايى يك زن (بلقيس)، بر سرزمين سبأ:
    اِنّى وجَدتُ امرَاَةً تَملِكُهُم واوتِيَت مِن كُلِّ شَىء ولَها عَرشٌ عَظيم.[17] نمل (27) 23






    راههاى سبأ
    14.سرزمين سبأ، داراى راههاى امن تا سرزمين شامات:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ... * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَىالَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَ سيروا فيها لَيالِىَواَيّامـًا ءامِنين.[18]سبأ (34) 15 و 18





    پی نوشت ها:

    [16]. «خمط» به معناى گياه و روييدنىِ باطعمِ تلخ (لسان العرب، ج 4، ص 220، «خمط»؛ الجوهرالثّمين، ج 5، ص 177) و «أثل» بهدرخت شوره گز گفته مى شود كه در شوره زار مى رويد. (لغت نامه، ج 9، ص 12836)
    [17]. مقصود از «امرأة»، بلقيس است.(الكشّاف، ج 3، ص 360)
    [18]. مراد از «القرى»، سرزمين شام است.(مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص 605)







    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:50 قبل از ظهر

  16. صلوات و تشکر : 2


  17. #19






    سليمان(عليهالسلام) و سبأ

    15. سليمان(عليه السلام)، درصدد بررسىادّعاهاى هدهد، درباره سرزمين سبأ:
    ... فَقالَ ما لِىَ لا اَرَى الهُدهُدَ... *... فَقالَ... وجِئتُكَ مِن سَبَإبِنَبَإ يَقين * قالَ سَنَنظُرُ اَصَدَقتَ اَم كُنتَ مِنَ الكـذِبين.نمل (27) 20 و22 و 27
    16. بى اطّلاعى سليمان(عليه السلام) از حكومت سبأ، پيش از اطّلاع رسانى هدهد:
    وتَفَقَّدَ الطَّيرَ فَقالَ ما لِىَ لا اَرَى الهُدهُدَ اَم كانَ مِنَ الغائِبين *فَمَكَثَ غَيرَ بَعِيد فَقالَ اَحَطتُ


    فرهنگقرآن، جلد 15، صفحه 514

    بِما لَم تُحِط بِهِ وجِئتُكَ مِن سَبَإبِنَبَإ يَقين * اِنّى وجَدتُ امرَاَةً تَملِكُهُم واوتِيَت مِن كُلِّ شَىء ولَهاعَرشٌ عَظيم. نمل (27) 20 و 22 و 23


    سيل در سبأ

    17.سيل بنيان كن، موجب تخريب باغهاى سبأ:
    فَاَعرَضوا فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِمجَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل. سبأ (34) 16
    18. سيل در سرزمين سبأ، موجب از بين رفتن امكانات سرزمين سبأ:
    فَاَعرَضوا فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِمجَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل. سبأ (34) 16
    19. نزول باران سيل آسا، بر سرزمين سبأ:
    فَاَعرَضوا فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِمجَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل.[19] سبأ (34) 16


    منزلگاههاى سبأ

    20.تناسب و يكسانى، بين منزلگاههاى سرزمين سبأ:
    وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيها... وقَدَّرنا فيهَاالسَّيرَ... .[20] سبأ (34) 18
    21. قرار دادن شهرهاى نزديك به هم، بين سرزمين سبأ و سرزمين شام، از سوىخداوند:
    وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً... .[21] سبأ (34) 18
    22. اتّصال سرزمين سبأ به سرزمين شامات، از طريق شهرها و روستاها:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * وجَعَلنا بَينَهُموبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً... . سبأ (34) 15 و 18


    نعمتهاى سبأ

    23.لزوم شكرگزارى مردم سرزمين سبأ، در برابر نعمتهاى خدادادى (امنيّت، آبادانى،باغهاى آباد):
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * وجَعَلنا بَينَهُموبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيها قُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَسيروا فيها لَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين.سبأ (34) 15 و 18


    ويرانى سبأ
    24.ويرانى سرزمين سبأ، بر اثر جارى شدن سيل بنيان كن از جانب خداوند:
    فَاَعرَضوا فَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِمجَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمط واَثل... .سبأ (34) 16
    25. درخواست ضمنى جهت نابودى سرزمين سبأ، از سوى قوم سبأ:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمينوشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * فَقالوا رَبَّنابـعِد بَينَ اَسفارِنا... .[22] سبأ (34) 15 و 19
    26. ويرانى سرزمين سبأ، آيه و نشانه اى براى صبرپيشگان:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * فَقالوا رَبَّنابـعِد بَينَ اَسفارِنا وظَـلَموا اَنفُسَهُم فَجَعَلنـهُم اَحاديثَ ومَزَّقنـهُمكُلَّ مُمَزَّق اِنَّ فى ذلِكَ لاَيـت لِكُلِّ صَبّار شَكور. سبأ (34) 15 و 19
    27. اعراض از شكر و ناسپاسى مردم سبأ از نعمتهاى خدادادى، موجب ويرانى سرزمينسبأ:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * فَاَعرَضوافَاَرسَلنا عَلَيهِم سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِم جَنَّتَينِذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل * ذلِكَ جَزَينـهُم بِما كَفَرواوهَل نُجـزى اِلاَّ الكَفور.سبأ (34) 15 - 17




    پی نوشت ها:
    [19]. طبق قولى، «عرم» بهمعناى باران شديد است. (لسان العرب، ج 9، ص 172، «عرم»؛ روح المعانى، ج 12، جزء22، ص 184؛ الميزان، ج 16، ص 364)
    [20]. مراد از «قدّرنا فيها السّير» يعنى[مسافت] سير بين آن قريه ها را متناسب و يكسان قرار داديم و فاصله بين آنها كاملابرابر بود. (الميزان، ج 16، ص 365)
    [21]. منظور از «القرى» سرزمين شام است.(مجمع البيان، ج 7 - 8 ، ص605)
    [22]. «باعد بين أسفارنا» درخواست ضمنى جهتتخريب و نابودى سرزمين خودشان است. (الميزان، ج 16، ص 365)


    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:51 قبل از ظهر

  18. صلوات و تشکر : 2


  19. #20




    هدهد و سبأ

    28.هدهد، پيام آور خبرى بزرگ و قطعى از سرزمين سبأ، براى سليمان(عليه السلام):
    ...فَقالَ اَحَطتُ بِما لَم تُحِط بِهِ وجِئتُكَ مِن سَبَإ بِنَبَإ يَقين. نمل(27) 22






    اهمّ عناوين: اطاعت قوم سبأ، شرك قوم سبأ، شهرهاى قوم سبأ، قصّه قوم سبأ.





    امنيّت قوم سبأ

    5.برخوردارى قوم سبأ از امنيّت كامل، در سير شبانه روزى خود از شهرهاى محلّ سكونت تاسرزمين شام:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ... * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيهاقُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَ سيروا فيها لَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين.[26]سبأ (34) 15 و 18
    6. ناسپاسى قوم سبأ، در برابر نعمت امنيّت:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ... * وجَعَلنا بَينَهُم وبَينَ القُرَى الَّتى بـرَكنا فيهاقُرًى ظـهِرَةً وقَدَّرنا فيهَا السَّيرَ سيروا فيها لَيالِىَ واَيّامـًا ءامِنين* فَقالوا رَبَّنا بـعِد بَينَ اَسفارِنا وظَـلَموا اَنفُسَهُم فَجَعَلنـهُماَحاديثَ ومَزَّقنـهُم كُلَّ مُمَزَّق... .سبأ (34) 15 و 18 و 19





    باغهاى قوم سبأ

    7.دو باغ آباد در سمت راست و چپ سرزمين سبأ، از نشانه هاى خدا براى قوم سبأ:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور. سبأ (34) 15
    8. تبديل دو باغ آباد قوم سبأ به باغهايى با ميوه هاى ناگوار و شوره گز ودرختان كمى از سدر، بر اثر ناسپاسى آنان:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور * فَاَعرَضوافَاَرسَلنا عَلَيهِم

    سَيلَ العَرِمِ وبَدَّلنـهُم بِجَنَّتَيهِمجَنَّتَينِ ذَواتَى اُكُل خَمط واَثل وشَىء مِن سِدر قَليل.سبأ (34) 15 و 16
    9. بهره مندى قوم سبأ از روزى مناسب و فراوانى نعمت، در سايه داشتن دو باغپرمحصول:
    لَقَد كانَ لِسَبَإ فى مَسكَنِهِم ءايَةٌ جَنَّتانِ عَن يَمين وشِمال كُلوا مِنرِزقِ رَبِّكُم واشكُروا لَهُ بَلدَةٌ طَيِّبَةٌ ورَبٌّ غَفور. سبأ (34) 15

    پی نوشت ها:

    [26]. مراد از «القرى الّتى باركنا فيها»سرزمين شامات است. (همان، ج 16، ص 365)







    ویرایش توسط مدیریت محتوایی انجمن : 1391/04/20 در ساعت 10:51 قبل از ظهر

  20. صلوات و تشکر : 2


صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •