تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4
  1. #1

    ◕◕◕◕◕◕◕◕ اشعار شهادت امام رضا علیه السلام




    امام غریب



    دلم برای تو پر می کشد امام غریب
    غمت ز سینه شرر می کشد امام غریب

    زیارت تو که فوق همه زیارت هاست
    دل مرا به سفر می کشد امام غریب

    نگاه حسرت زائر به دیده منت
    ز خاک پات اثر می کشد امام غریب

    غبار جلوه نورانی قدمگاهت
    چه سرمه ای به بصر می کشد امام غریب

    چه نعمتی است که شوق زیارت حرمت
    مرا به دیده تر می کشد امام غریب

    چه با صفاست که آغوش مهربانی تو
    مرا همیشه به بر می کشد امام غریب

    فدای خوی رئوف تو ای گل زهرا
    که دست مهر به سر می کشد امام غریب

    چه باغبان نجیبی که با نوازش خود
    ز خار خسته ثمر می کشد امام غریب

    همین که خسته ز باب الجواد می آیم
    شب دلم به سحر می کشد امام غریب

    لبم ز بوسه خاک قدوم بی بهره است
    که نقش بوسه به در می کشد امام غریب

    دل رمیده شبیه کبوتری خسته
    ز صحن قدس تو پر می کشد امام غریب

    تو آن رئوف تر از مادر و پدرهایی
    که ناز را به نظر می کشد امام غریب

    نگاه تشنه گواهی دهد که کار آخر
    ز جام عشق تو سر می کشد امام غریب

    فدای سینه سوزان زهر خورده تو
    که سخت آه جگر می کشد امام غریب

    آخرین موضوعات ارسالی این تالار:


  2. صلوات و تشکر : 2


  3. #2



    مرد سماوات ...



    مرد سماوات زمین خورده است
    کعبه حاجات زمین خورده است

    سلسله جنبان خدا دوستان
    لرزه گرفته است چرا دوستان؟

    حبّه انگور چه با تاک کرد؟
    مستی ما را ز چه در خاک کرد؟

    برق چرا خانه الله سوخت؟
    وز همه حجاج حرم ، راه سوخت

    حضرت خورشید ز خود شسته دست
    حجره توحید به حجره نشست

    وای از این موی پریشان شده
    روایت سلسله جنبان شده

    رنگ خدا را ز چه نشناختند؟
    قافیه را مثل حنا باختند

    چند قدم رفت و زمین گیر شد
    از سفر این مه به صفر سیر شد

    جان دو عالم به لبش جان رسید
    لرزه ز زانو لب و دندان رسید

    زلف شد و پیچ شد و تاب شد
    قامت او طاقی ز محراب شد

    رفت و ملاقات ، ور افتاده بوده
    کوه خدا از کمر افتاده بود

    خالی از اندیشه محراب ها
    چفت شد و بسته شد از باب ها

    در کف دستش دل خود را گرفت
    دل که نگو، حاصل خود را گرفت

    نم نمک، از گریه چو لبریز شد
    ای پسرم گفت لبش خود به خود

    این پسر کیست که ماه آمده؟
    یا که به خورشید گواه آمده

    او جگر مرد جگر دار ماست
    او پسر دلبر عیّار ماست

    آمده لب ترکند از جام او
    گریه کند بر غم فرجام او

    غسل کرامت به دستان اوست
    دفن بلّیات به دستان اوست

    سر به سر از درد چه حالی شده؟
    جان پدر نعل سوالی شده

    بر سر دامن سر بابا گرفت
    باز گریزی به فغان پا گرفت

    روز حسین از همه جا سخت تر
    اکبر لیلا شده خوش بخت تر

    دامن خورشید به بر ماه داشت
    بنده به بالین خود الله داشت
    محمد سهرابی

  4. صلوات و تشکر : 2


  5. #3





    السّلام ای پــارۀ قــلب پیغمبر
    السّلام ای هشتمیـن حجـت داور
    ای امـام شیعیــان ای پنــاه عــاشقان

    زهـر مأمون شعله زد بر دل و جانت
    خون شد ای مولا چرا قلب سوزانت؟
    در عزایت ای رضا شد خراسان کربلا

    خواهـرت معصومــه شـد بیقـرار تو
    خــاتم پیغمبــران سوگـــوار تــو
    در عـزایت فاطمه دارد آه و زمزمــه

    ای بهشت جــان مــا تربت پاکت
    جــان بقربـان تـو و قلب صد چاکت
    کوی تو دارالشفاست قبله حاجات ماست

    از چــه پرپــر گشتــی ای لاله زهــرا
    شــد خــزان از داغ تــو گلشن طاها
    ما گــدایان توأیـم دیـده گریـان توأیم

    ای کــه فرزنــدت جـواد شد عزادارت
    از مدینـــه آمــــده بهـــر دیــدارت
    شد دلش خون در غمت کـرده بـر پـا ماتمت
    محمد نعیمی



  6. صلوات و تشکر : 2


  7. #4



    پر زند مرغ دلم در حرمت همچو کبوتر
    به شهان ناز کنم تا که شوم سائل این در

    گل احمد گل زهرا پسر موسی جعفر
    چه شود گر که به من گوشة چشمی بنمایی

    تو غریب الغربایی، تو معین الضعفایی

    غم ناگفتة دل را تو شنیدی تو شنیدی
    تو به دست کرمت ناز گنه کار کشیدی

    «آمدم قبر تو بوسیدم و رفتم به امیدی
    که شب اول قبرم تو به دیدار من آیی»

    تو غریب الغربایی، تو معین الضعفایی

    جز تو نشنیده ام ای پادشه عالم امکان
    که شود پادشهی ضامن آهوی بیابان

    چه شود ای حرمت کعبة دل قبلة ایمان
    که مرا هم سر کویت بپذیری به گدایی

    تو غریب الغربایی، تو معین الضعفایی

    ای به چشم همه چون سیل روان اشک عزایت
    یابن زهرا چه کنم گر نکنم گریه برایت

    به چه جرمی جگرت پاره شد ای جان به فدایت
    تو که فرزند جگر پارة پیغمبر مایی

    تو غریب الغربایی، تو معین الضعفایی

    سینه می سوخت به هر محفلت ای یوسف زهرا
    چه ستم ها که نشد با دلت ای یوسف زهرا

    میزبان تو شده قاتلت ای یوسف زهرا
    جان عالم به فدایت این همه مظلوم چرایی

    تو غریب الغربایی، تو معین الضعفایی

    تو و آن حجرة در بسته و آن رنگ پریده
    به جگر شعله، به لب زمزمه چون مار گزیده

    دو عزادار تو معصومه و زهرای شهیده
    ای که از اّم و اَب و خواهر و فرزند جدایی

    تو غریب الغربایی، تو معین الضعفایی



  8. صلوات و تشکر : 2


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •