تالار دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله دانشگاه مجازی المصطفی صلی الله علیه و آله Arabic English Persian
بازیابی رمز
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10
  1. #1

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری





    ولادت:


    در روز دوشنبه هجدهم جمادى الثانى 1332 هـ. ق. مطابق با بهار 1293 هـ. ش. در شهر سامراء در جوار ملكوتى بارگاه دو امام همام حضرت هادى وحضرت عسكرى ‏عليهماالسلام كودكى از خاندان علم وسيادت پا به عرصه وجود گذاشت كه نامش را سيّد مرتضى نهادند.


    آثار نبوغ وبزرگى در چهره اين كودك نمايان بود؛ اما هنوز چند ماهى از عمرشان نگذشته بود كه گرد يتيمى بر چهره ايشان نشست وپدرى عالم وعابد وخدمتگزار را از دست داد وپس از آن در دامان جد مادريش حضرت آيت اللَّه ميرزا محمّد شريف عسكرى تهرانى معروف به خاتمة المحدثين (كه عالم بزرگ سامرا بودند) پرورش يافت.


    حضرت علامه عسكرى در اين زمينه مى ‏فرمايند: «پدرم مرحوم [آيت اللَّه‏] سيّد محمّد حسينى معروف به شيخ الاسلام بود. مرحوم علامه مجلسى اجداد ما را از سبزوار به ساوه دعوت كرد وآنها را شيخ الاسلام ساوه قرار داد. علامه مجلسى براى شهرستانها شيخ الاسلام مى‏ فرستاد چنانكه امروزه در هر شهر وشهرستانى امام جمعه تعيين مى‏كنند. در شهر ساوه سنّى‏هاى متعصبى بودند كه اجداد ما در طول زمان مردم ساوه را شيعه كردند تمامى اجدادم لقب شيخ الاسلام داشتند، جز من كه لقب عسكرى را دارم به مناسبت تولدم در شهر عسكريين‏ عليهماالسلام».
    ویرایش توسط مرادی نسب : 1389/11/12 در ساعت 06:19 بعد از ظهر

  2. #2

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    اصالت خانوادگى:


    از امتيازات وبرجستگى ‏هاى هر انسانى داشتن خاندانى پاك واصيل مى‏باشد، چنانچه اين مسأله در اهل بيت عصمت وطهارت: در حد اعلاى آن مشهور است.
    حضرت علامه در اين باره مى‏ فرمايند: «سلسله نسب ما به حضرت امام محمّدباقر(ع) برمى‏گردد وجد اعلاى ما از مدينه به سبزوار مهاجرت كردند. مرحوم علامه مجلسى اجداد ما را از سبزوار به ساوه دعوت نموده وآنها را به عنوان شيخ الاسلام آنجا تعيين نمودند جد ما مرحوم [آيت اللَّه‏] سيّد اسماعيل شيخ الاسلام از ايران به نجف مهاجرت كرد وفرزندش [مرحوم آيت اللَّه سيّد محمّد شيخ الاسلام‏] كه پدرم باشد از نجف به سامرا رفتند».


    اكنون به طور اجمال به معرفى برخى از افراد خاندان حضرت علامه عسكرى مى ‏پردازيم:
    1 - مرحوم آيت اللَّه سيّد محمّد بن اسماعيل حسينى (شيخ الاسلام) ساوجى، عالِمى فقيه وپرهيزكار بود. ايشان ساليان متمادى ملازم وهمراه عارف بزرگوار علامه حضرت آيت اللَّه سيّد مرتضى كشميرى؛ بود و از شدت اخلاص وارادتى كه به اين عارف بزرگوار داشت بعد از وفات ايشان نام فرزندش را مرتضى گذاشت. اين عالم ربانى وخدمتگزار (زمانى كه براى زيارت مخصوص اميرالمؤمنين ‏عليه ‏السلام به نجف آمده بودند) در نجف بيمار شده ودر تاريخ بيست وپنجم ذيحجه الحرام 1333 هـ. ق. وفات نمودند. بدن مباركش را پس از غسل وطواف به وادى السلام منتقل كرده ودر كنار قبر پدر بزرگوارشان جنب قبر حضرت هود وحضرت صالح دفن شد.


    2 - حضرت آيت اللَّه سيّد اسماعيل حسينى (شيخ الاسلام ساوجى) جدّ پدرى استاد: فرزند سيّد محمّد كوچك ساوجى عالمى جليل از بيت علم وشرافت بود.
    مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى مى‏ فرمايند: «خاندان ايشان (علامه عسكرى) از زمان پادشاهان صفوى تا زمان ما همگى از اعاظم علما بوده وبه وظائف شرعى ودينى خود عمل كرده. ايشان علاوه بر اشتغالات علمى وتبليغى به تهذيب نفس وعبادات ومناجات مشغول بودند تا آنجا كه به ديدار صاحب عصر وزمان حضرت حجة بن الحسن العسكرى عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف (كه ديدارش آرزوى هر آرزمند است) نائل آمدند».
    اين عالِم ربانى نيز پس از رحلت در قبرستان وادى السلام نجف در كنار قبر حضرت هود وحضرت صالح ‏عليهم‏السلام مدفون گرديد.


    3 - خاتمة المحدثين حضرت آيت اللَّه ميرزا محمد شريف عسكرى تهرانى(ره) جد مادرى استاد، حضرت علامه عسكرى در حدود هفت ماهگى پدر بزرگوارشان را از دست داده بودند و در دامانِ جد بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه ميرزا محمد شريف عسكرى تهرانى‏ رحمه الله وبا توجهات خاص وتشويقات ايشان پرورش علمى وعملى يافتند. ايشان در ماه شعبان 1281 هـ. ق. در تهران ديده به جهان گشود. پدرش (مرحوم رجبعلى) در سال 1287 هـ. ق. وفات يافت. وى به همراه دائى خود به نام سيد زين العابدين مشهور به سيد آغا ومادرش در سال 1290 هـ. ق. به نجف مشرف شدند ودر سال 1292 هـ. ق. به همراه آن دو به سامرا هجرت كردند. ايشان در آغاز به تأليف فهرستِ ابوابِ بحار الانوار به نام «مصابيح الانوار» اشتغال داشت وپس از آن مشغول به تأليف مستدرك بحار الانوار گرديد وتا هنگام وفات (28 جمادى الاولى 1371 ه. ق.) به اين امر اشتغال داشتند.

  3. #3

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    ورود به حوزه علميه سامرا:
    علامه بزرگوار در دوران طفوليت پدر بزرگوارشان را از دست دادند، از آن پس در دامان جد بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه ميرزا محمد تهرانى؛ پرورش يافتند از كودكى در كتابخانه جدشان كه از مهمترين كتابخانه‏هاى شهر سامرا بود، رفت وآمد داشت واز كتب آن استفاده مى‏ کرد.


    حضرت علامه عسكرى در اين زمينه مى‏ فرمايند: «با اينكه در طفوليت يتيم شدم در ده سالگى كه مرا به طلبگى سپردند، خواندن ونوشتن به زبان عربى وفارسى را به خوبى مى‏دانستم، از همان آغازِ كتابخوانى، به مطالعه كتابهاى سيره وتاريخ پيامبر(ص) واصحاب وفتنه‏هاى صدر اسلام وسفرنامه‏ ها (مثل سفرنامه ابن‏ جُبير وابن‏ بطوطه وسفرنامه ‏هاى اروپائيان به مشرق زمين) علاقه داشتم و داستان استعمار استعمارگران را نسبت به كشورهاى اسلامى دنبال مى‏ کردم مثلاً رساله دخانيه را كه نوشته يكى از شاگردان ميرزاى شيرازى بود در حالى كه هنوز خطى بود در كتابخانه جدم خواندم».
    استعداد وهوش سرشار توأم با نبوغ حضرت علامه باعث شد كه از دوران كودكى ونوجوانى ايشان را از ديگر كودكان ممتاز كند، درسهاى علوم حوزوى را از كتابهاى رسمى حوزه از قبيل سيوطى ومختصر المعانى، مغنى اللبيب، حاشيه، مطوّل، شرح جامى، شرح ابن‏عقيل، قوانين الاصول ومعالم الاصول وشرح لمعه و... خواند.

    حضرت علامه عسكرى در اين باره مى‏ فرمايند: «ده ساله بودم كه جامع المقدمات را خواندم، بعد هم همان كتابهاى رسمى حوزه عراق را خواندم [از قبيل‏] سيوطى ومختصر، مغنى، حاشيه، مطول، شرح جامى، شرح ابن ‏عقيل، قوانين، معالم، شرح لمعه وبعضى كتابهاى فقهى واصولى متداول ديگر در اين سطح، البته من غالباً دو سه درس را با هم مى ‏گرفتم وكتابها را زود تمام مى‏ کردم، با اين حال من خيلى از اشعار مطول را هنوز از حفظ دارم. در مدرسه ميرزاى شيرازى‏رحمه الله كه بودم اساتيدم فكر مى‏ کردند كه استعدادم خيلى خوب است، لذا مربى مخصوصى براى من گذاشته بودند تا از او درس خصوصى بگيرم تا قسمتى از سطوح را در سامرا خواندم ودر كنار تحصيل درس هم مى‏ گفتم».

  4. #4

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    ورود به حوزه علميه قم:


    حضرت علامه عسكرى پس از گذراندن سطوحى از علوم حوزوى بنا به دلايلى در سال 1350 ه. ق. در سن هيجده سالگى در دوران رياست حضرت آيت اللَّه العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى؛ وارد حوزه علميه قم شد.


    حضرت علامه عسكرى مى‏ فرمايند:
    «زندگى من وپدرم از املاك ساوه مى ‏گذشت واز سهم امام استفاده نمى‏ کردم، رضا شاه بردن پول را از ايران به عراق ممنوع كرد به حدى كه حتى وجوهات شرعى را كمك رانند ه ها در لباسهايشان مخفى مى‏ کردند وبه نجف (براى مرحوم آيت اللَّه العظمى سيد ابوالحسن اصفهانى؛) مى ‏بردند. به همين دليل مجبور شدم در زمان مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى؛ وارد حوزه علميه قم شوم».


    ايشان ابتدا در مدرسه رضويه ساكن شدند، تصدى ورياست مدرسه رضويه به عهده استاد ومربى اخلاق حضرت آيت اللَّه حاج شيخ مهدى پائين شهرى؛ بود، كه از چهره هاى محبوب ومقبول در شهر قم بود وبه تربيت شاگرد مى‏ پرداختند وهنوز خاطر ه هاى خوش از ايشان در خاطره مردم اين شهر باقى است.


    حضرت علامه پس از مدتى اقامت در مدرسه رضويه به مدرسه فيضيه منتقل شدند وبا حضرت آيت اللَّه حاج شيخ على صافى برادر بزرگتر حضرت آيت اللَّه العظمى صافى گلپايگانى هم حجره شدند، دروس سطوح عالى (رسائل، مكاسب، كفايه ومنظومه حاج ملا هادى سبزوارى (در حكمت)) را در محضر اساتيد بزرگى همچون آيت اللَّه العظمى سيد شهاب‏الدين مرعشى نجفى؛ وحضرت آيت اللَّه حاج شيخ محمدحسين شريعتمدار ساوجى آموختند.


    حضرت استاد اين دروس را با هم مباحثه بزرگوارشان حضرت آيت اللَّه حاج شيخ مرتضى حائرى يزدى؛ صبحها پس از نماز صبح مباحثه مى‏ کردند. در اين زمينه مى‏ فرمايند:
    «من وهم بحثم مرحوم حاج شيخ مرتضى حائرى(ره) هر كتابى را از دو جايش مباحثه مى‏ کرديم وقبل از شركتِ در درسِ استاد، حتماً آن درس را بحث مى‏ کرديم».


    در محضر امام‏ خمينى؛ وعلم كلام: يكى از امتيازات ايشان اين است كه در عنفوان جوانى با مردى بزرگ در علم ومعرفت آشنا شدند. بزرگ مردى كه بعدها دست ابر قدرت شرق و غرب را از اين كشور قطع كرد وحكومت جمهورى اسلامى را در ايران حاكم كرد.

    حضرت استاد علامه عسكرى كتاب باب حادى عشر را (كه در علم كلام مى ‏باشد) در محضر رهبر كبير انقلاب عارف بزرگ امام خمينى؛ آموختند.

    «در يكى از حجرات صحن مطهر حضرت معصومه(س) مرحوم امام خمينى؛ درس كلام شروع كرده بودند كه بنده نيز در آن شركت مى‏ کردم».
    ویرایش توسط مرادی نسب : 1389/11/12 در ساعت 06:13 بعد از ظهر

  5. #5

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    درس تفسير:

    درس تفسير در حوزه آن روز از جمله دروس بى ‏رونق بود وتوجه كمى به آن مى ‏شد، حضرت علامه عسكرى از جمله كسانى هستند كه در رسميت بخشيدن وتوجه بيشتر كردن به تفسير قرآن كوشش وسعى فراوانى كردند ودر همين راستا با دوست وهمفكرشان (در اين زمينه) حضرت آيت اللَّه سيد محمود طالقانى درس تفسيرى را در محضر حضرت آيت اللَّه ميرزا خليل كمره ‏اى شروع كردند.

  6. #6

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    مربّى اخلاق استاد



    حضرت علامه گذشته از استفاده‏ هاى فراوان علمى از اين اساتيد بزرگ از مرحوم آيت اللَّه العظمى سيّد محمّدتقى خوانسارى؛ وآيت اللَّه حاج شيخ مهدى پائين شهرى؛ استفاده‏هاى فراوان اخلاقى كردند.



    ايشان در اين باره مى‏ فرمايند:
    «مربى اخلاقم مرحوم شيخ مهدى پائين شهرى بود. البته از اساتيد ديگرى نيز در اخلاق عملى استفاده كردم [مثلاً] مرحوم آيت اللَّه سيّد محمّدتقى خوانسارى؛ كه روزها خدمتشان مى‏رسيديم وبا اخلاقشان تربيت مى‏شديم نه با حرفشان».

  7. #7

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    بازگشت به سامرا:

    حضرت استاد پس از چند سال اقامت در حوزه علميه قم بنا به دلايلى به سامرا ]چون كه طرح نوينى براى تحصيل وتعليم وتفسير علوم قرآنى پى ريختند كه اين طرح با مخالفت رو برو شد وهمين امر موجب شد كه از قم به سامرا هجرت كنند[ بازگشتند ودروس باقى مانده از سطح (بخشى از كفايه) وخارج فقه واصول را در سامرا نزد اساتيد بزرگى همچون آيت اللَّه ميرزا حبيب ‏اللَّه اشتهاردى؛ وآيت اللَّه مرعشى شوشترى و... آموخت.


    حضرت آيت اللَّه ميرزا حبيب ‏اللَّه اشتهاردى؛ از ويژگيهاى خاصى برخوردار بود هم ميراث دار مكتب سامرا بود وهم از شاگردان مرحوم آيت اللَّه حاج شيخ هادى تهرانى؛ بود كه صاحب مكتب خاصى در علم اصول بود. اين استاد بزرگ وقتى هوش واستعداد حضرت علامه را مى ‏بيند توجه بيشترى به ايشان مى‏كند.


    چنانچه استاد خود در اين باره مى‏ فرمايند:
    «استاد اصلى من [در سامرا] مرحوم آيت اللَّه آقا ميرزا حبيب‏ اللَّه اشتهاردى (ره) بود كه توجه خاصى به من داشت و حتى براى من و هم مباحثه ‏ام مرحوم شيخ غلامحسين درس اختصاصى مى ‏گذاشت كه جلو بيفتيم».
    ودر جاى ديگر مى‏ فرمايند:
    «حوزه علميه سامرا چندين استاد بزرگ داشت يكى مرحوم جدم آيت اللَّه ميرزا محمّدتقى تهرانى؛ وآيت اللَّه ميرزا محمود شيرازى؛ وآيت اللَّه ميرزا حبيب‏اللَّه اشتهاردى».

  8. #8

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    هجرت به كاظمين:

    حضرت استاد پس از دركِ تهاجمِ بيگانه در جامعه، به تأليف كتابى به نام «الامراض الاجتماعيه» پرداختند وبه دنبال كسى بود كه با حضرت استاد هم فكر وهم رأى باشد، در اين ميان تنها كسى كه مى‏توانست به ايشان كمك كند، استاد احمد امين (مؤلف التكامل فى الاسلام) بود.
    استاد امين از اساتيد برجسته در علم رياضى در تمام عراق بودند. ايشان به پنج زبان دنيا (يعنى انگليسى، فرانسوى، تركى، عربى وفارسى) در حد نوشتن وخواندن وسخن گفتن تسلط داشت.


    حضرت علامه عسكرى (به دنبال استاد امين) به كاظمين سفر كرده وكتاب «الامراض الاجتماعيه» را به استاد امين مى‏دهند تا او مطالعه كند ونظرات خودش را بدهد.
    «شب با استاد احمد امين در صحن كاظمين قرار گذاشتيم. وقتى ايشان آمد، از نوشته من تعجب كرده بود، كه يك طلبه اين مطالب را درك كرده است به اصطلاح خودش گفت: اگر كسى اين واقعيات را فهميد بايد ماهى صد دينار به او بدهيم.


    ايشان براى شروع كار مى‏ گفت: بايد دارالمعلمين تأسيس كنيم ومن مى‏ گفتم از مدارس ابتدائى شروع كنيم. ايشان مى‏ گفت: براى مدارس ابتدائى از كجا معلم تهيه مى‏كنيد؟ در مدارس جديده كه معلم متدين وجود ندارد، در مدارس قديمه (حوز ه هاى علمى) كه كسى نمى ‏تواند اين كار را بكند، من هر دو سخن را از جانب ايشان زياده روى مى‏ديدم، طلبه نمى ‏تواند در مدارس ابتدائى درس بدهد يعنى چه؟! البته بعدها فهميدم كه او درست مى‏ گفت، بالاخره روى نظرم توافق شد».


    استاد پس از تأسيس اين مدرسه به سامرا بازگشتند؛ اما مدتى نگذشته بود كه استاد امين از اداره مدرسه به تنهايى عاجز مانده بود، نامه‏اى به حضرت علامه عسكرى مى‏ نويسد ومى‏ گويد: شما مرا در اينجا گرفتار كردى وخودت فرار كردى. حضرت علامه بعد از اين نامه دوباره به كاظمين رفتند ودر رأس كارها قرار گرفتند.


    اين مدرسه كه در سال 1363 هـ. ق. (در 31 سالگى حضرت استاد علامه عسكرى) تأسيس شده بود گذشته از روال عادى درسها، برنامه‏ هاى فوق العاده‏اى داشت واز شاگردان اين مدرسه مى ‏توان به شهيد آيت اللَّه سيد محمّدباقر صدر؛ اشاره كرد.

  9. #9

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    بازگشت مجدد به سامرا وادامه تحصيل:


    حضرت علامه عسكرى پس از افتتاح اين مدارس، تصميم داشتند كه دانشكده اسلامى افتتاح كنند ولى با مخالفت افراد متنفذى روبرو شدند، لذا به سامرا بازگشتند ويك دوره ديگر در دروسِ خارج آيت اللَّه ميرزا حبيب‏اللَّه اشتهاردى؛ كه از روى كتاب عروة الوثقى آيت اللَّه سيد محمدكاظم يزدى؛ تدريس مى ‏شد شركت كردند ودر اين ايام بود كه درهاى تحقيقات جديد علمى به روى ايشان باز شد وتأليفات گراسنگ وبى‏نظيرى همچون «عبداللَّه بن سباء» و«نقش عايشه در تاريخ اسلام» انجام گرفت.

  10. #10

    زندگینامه مفسر و قرآن پژوه حضرت علامه مرتضی عسگری




    سفرى به قم براى تأسيس حوزه نوين:


    در همين ايام كه با اوائل مرجعيت حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى؛ در ايران بود وايشان احساس كرد كه مساعدتر بودن اوضاع حوزه علميه قم نسبت به حوزه عراق مى ‏شود حوزه نوينى در قم ايجاد كرد، لذا به قم آمدند، برنامه ايجاد يك حوزه نوين اسلامى كه (شامل دروس حديث‏شناسى، علوم قرآنى، تاريخ اسلام وتبليغ در كنار فقه واصول بود) را به حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى؛ ارائه دادند.


    حضرت آيت اللَّه العظمى بروجردى؛ با طرح حضرت علامه موافقت كردند؛ اما در مقدمات كار بودند كه اوضاع ايران بخاطر جريان ملى شدن صنعت نفت آشفته شد. لذا حضرت علامه مجبور مى‏شوند كه به عراق برگردند؛ اما اين بار ايشان در بغداد ساكن شدند وبا حمايتهاى مرجعيت وقت حضرت آيت اللَّه العظمى حكيم؛ شروع به تأسيس مؤسسات فرهنگى اجتماعى سياسى نمودند.


    حضرت علامه در اين زمينه مى‏ فرمايند:
    «با حمايت مرحوم آيت اللَّه حكيم؛ (كه نماينده ايشان در بغداد هم بودم) شروع كردم به ايجاد مؤسسات اسلامى شامل مدارس دينى، مدارس جديد براى دختران وپسران (از ابتدائى تا پايان دبيرستان) مراكز آموزشى براى دختران وپسران، درمانگ ه ها، صندوق‏هاى خيريه، كتابخانه‏ها و... در شهرهاى مختلف عراق براى جامعه شيعه، همچنين يك بيمارستان در بغداد ودانشكده اصول الدين كه پس از سالها پيگيرى ورنج وخون دل خوردن در سال 1384 ه. ق. در بغداد تأسيس شد.
    در بغداد علاوه بر منبر ومحرابى كه در محله كراده شرقى داشتم، هر روزه درس‏هاى حديث وتفسير وتاريخ اسلام وعقايد گذاشته بودم كه دانشجويان جوان واساتيد وطلاب جوان، استقبال زيادى از آنها مى‏ کردند».


    حضرت علامه عسكرى در كنار تمامى اشتغالات فرهنگى وسياسى واجتماعى، چه در عراق وچه در ايران به تحقيق وتأليف كتابهاى گوناگون در راستاى هدايت جامعه مشغول بودند، حاصل اين تحقيقات علمى، دگرگونى وهموار نمودن ر ه هاى شناخت معارف اسلامى بود ونگاه هاى محققين وتشنگان حقيقت را متوجه مكتب اهل بيت(ع) نمود.


    حضرت علامه در اين زمينه مى‏ فرمايند:
    «هر تحقيقى براى نگارش يك تاريخ صحيح از صدر اسلام (يعنى از آغاز دعوت تا پايان عصر ائمه) وبخصوص شكل‏گيرى تشيع ومكتب اهل بيت: به يك گردنه‏اى از احاديث وروايات مشهور ومقبول در نزد قاطبه مسلمانها ومورخان وسيره‏نويسان ومحدّثان مى‏رسيد كه اين روايات از نظر من اعتبار وعلميّت واستناد لازم را نداشتند واز يك دستِ تحريفگر در تاريخ اسلام خبر مى‏دادند، دستى كه مكتب اهل بيت(ع) را به حاشيه رانده بود، پرده بردارى از اين واقعيت بناهاى رفيعى را كه برخى مورخان بزرگ اهل سنت ونظير طبرى برافراشته بودند متزلزل كرد... اينجا بود كه بحمد اللَّه زحماتم نتيجه داد ونگا ه ها را متوجه مكتب اهل بيت(ع) وحوزه شيعه كرد، كتابهائى از قبيل عبداللَّه بن سباء، صد وپنجاه صحابى ساختگى، احاديث عايشه، بارها در قاهره وبيروت با اجازه وبدون اجازه من چاپ شدند، علماء واساتيد اهل سنت بر آنها مقدمه يا نقد نوشتند وبه زبانهاى مختلف هم ترجمه شدند وتصور مى‏كنم به خواست خدا تأثيرى بر جريان تفكر اسلامى داشته‏اند».

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 29
    آخرين نوشته: 1391/12/01, 12:21 بعد از ظهر
  2. پاسخ: 4
    آخرين نوشته: 1391/12/01, 09:45 قبل از ظهر
  3. ◕◕◕◕◕◕◕◕◕◕◕ چهل حدیث از امام حسن عسکری(ع)
    توسط quranic در تالار امام عسكري (ع)
    پاسخ: 13
    آخرين نوشته: 1391/01/19, 03:17 بعد از ظهر
  4. پاسخ: 29
    آخرين نوشته: 1390/12/10, 10:40 بعد از ظهر

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •